دستگاه قضايي آرژانتين حكم تبرئه تمامي متهمان به دست داشتن در
انفجار مجمع يهوديان موسوم به « آميا » را در سال 1373 در بوئنوس آيرس
صادر كرد.
بگزارش رسانه هاي منطقه , رئيس دادگاه شماره سه بوئنوس آيرس اخيرا
حكم آزادي سريع پنج متهم بازداشت شده اين پرونده را به دليل فقدان
مدارك لازم براي اثبات جرم آنان منتشر ساخت .
اين افراد , اعضاي گروهي بودند كه به بمب گذاري در ساختمان مجمع
يهوديان « آميا » در سال 1373 متهم شده بودند .
انفجار يادشده كه 11 سال پيش در روز بيست وهشتم تير 1373 رخ
داد , 85 كشته و 200 زخمي برجاي گذاشت .
اين انفجار بزرگترين حمله تروريستي در تاريخ آرژانتين به شمار
مي رود.
مقامهاي امنيتي و قضايي آرژانتين پس از اين انفجار پنج تن را به
نامهاي « كارلوس تيلدين » (تاج الدين ) فروشنده خودروهاي دست دوم ,
« خوان خوسه ريبيي » , « رائول ايبارا » , « آناستاسيو لئال » و « ماريو باريرو » از
ماموران سابق پليس شهر بوئنوس آيرس دستگير كردند.
جامعه صهيونيستهاي آرژانتين و « خوان خوسه گاله آنو » قاضي سابق
پرونده انفجار آميا كه سال گذشته از اين سمت بركنار شد نيز سفير و
ديپلماتهاي وقت جمهوري اسلامي ايران را به دست داشتن در اين انفجار
متهم كرده بودند.
ايران از همان آغاز اين اتهامات را رد كرد اما دستگاه قضايي آرژانتين
سال گذشته از دولت انگليس خواست تا « هادي سليمانپور » سفير وقت ايران
در بوئنوس آيرس را كه مشغول تحصيل در انگليس بود , براي محاكمه تحويل
آرژانتين دهد.
لندن , سليمانپور را به مدت 20 روز بازداشت كرد اما پس از مطالعه
پرونده , مستندات ارايه شده از سوي دستگاه قضايي آرژانتين را براي ايراد
اتهام به سفير سابق ايران وارد تشخيص نداد و بلافاصله وي را آزاد كرد.
اين امر با سرافكندگي دستگاه قضايي آرژانتين روبرو شد و تحت فشار
اقليت متنفذ صهيونيستهاي اين كشور , « گاله آنو » از رسيدگي به اين پرونده
كنار گذاشته شد.
دادگاه پرونده « آميا » كه از روز سوم مهر 1380 بطور رسمي آغاز به كار
كرده و سه قاضي اين دادگاه در 342 جلسه به شهادت هزار و 284 نفر گوش
فرادادند , اكنون بدليل فقدان شواهد لازم , حكم تبرئه تمامي متهمان داخلي
اين پرونده را نيز صادر كرده اند.
اين دادگاه در حكمي كه اخيرا انتشار يافت , تمامي 22 متهم پرونده آميا
را تبرئه كرد.
17 تن از متهمان ماموران فعلي و يا سابق پليس شهر بوئنوس آيرس
هستند و پنج تن از آنان به عنوان عوامل اصلي بمب گذاري آميا متهم شده
بودند.
بر اساس حكم صادره , تمامي متهمان از جمله پنج متهم اصلي كه از
سال 1375 در زندان بسر مي برند , از اتهام شركت در انفجار آميا تبرئه و آزاد
مي شوند اما تيلدين , ريبيي و ايبارا براي رسيدگي به اتهاماتي غير از انفجار
آميا همچنان در زندان باقي خواهند ماند.
به گزارش رسانه هاي آرژانتين , خانواده هاي قربانيان بمب گذاري با
نااميدي از فرجام رسيدگي به پرونده , حكم صادره را « مرگ عدالت » خوانده
و گفته اند كه اميد خود را براي دستگيري و محاكمه عاملان انفجار از دست
داده اند.
خبرگزاري جمهوري اسلامي

|
تاملي بر حوادث چچن و واكنش روسها
|

عوامل جدايي طلب جمهوري چچن كه از زمان فروپاشي
حكومت شوروي سابق در سال 1370 در تلاش براي
استقلال طلبي و جدايي از روسيه بوده اند , امروز با گذشت 13
سال هنوز موفق به عملي ساختن اين خواسته خود نشده اند.
گروگانگيري ابزاري در دست جدايي طلبان چچن
جدايي طلبان چچن كه طي اين مدت بيشتر از طريق جنگ
و درگيري سعي در ايجاد يك جمهوري مستقل داشته اند , از
سال 1370 وارد جنگ با نيروهاي روس شدند و از سال
1378 به بعد نيز به انجام عمليات و حملات مسلحانه برضد
اهداف غيرنظامي روسيه از جمله گروگانگيري روي آوردند كه
اين نوع حملات تابه امروز ادامه يافته است .
نمونه بارز فعاليت هاي خرابكارانه عوامل مسلح جدايي
طلب چچن را اخيرا تمام مردم دنيا از طريق رسانه ها ديدند و
شنيدند. گروگانگيري گسترده در مدرسه اي در « اوستياي
شمالي » كه در نهايت به كشته شدن بيش از 200 نفر و مجروح
شدن حدود 700 نفر انجاميد .
سقوط همزمان دو فروند هواپيماي مسافربري روسيه و
كشته شدن تعداد زيادي درجريان انفجار بمب در يكي از
ايستگاه هاي مترو در مسكو نيز در كارنامه نيروهاي مسلح
چچني ثبت شد.
حادثه گروگانگيري بيش از 700 نفر در سالن تئاتر مسكو
در مهرماه سال 1381 كه منجر به كشته شدن 130 نفر گرديد ,
نيز بخشي ديگر از تلاش هاي خرابكارانه چچني ها براي متقاعد
ساختن دولت روسيه نسبت به ايجاد « چچن مستقل » محسوب
مي شود.
جنبش استقلال طلبان چچن از 1370 تا به امروز
بعد از سقوط رژيم شوروي سابق در سال 1370 , چچن
تلاش خود را براي دست يافتن به استقلال آغاز كرد.
در ادامه تلاش چچني ها براي تشكيل يك جمهوري خود
مختار , « بوريس يلتسين » رئيس جمهوري وقت روسيه در سال
1373 اقدام به اعزام نيرو به منطقه چچن كرد تا ضمن سركوب
جنبش هاي استقلال طلب , مانع از جدايي چچن از روسيه
شود.
به دنبال اعزام نيروهاي روس به چچن جنگ تمام عياري
ميان اين نيروها و استقلال طلبان چچني درگرفت كه دست كم
تا 20 ماه ادامه يافت و حاصل اين درگيري ها چيزي جز
كشته شدن بيش از يكصدهزار نفر نبود كه البته اكثر قربانيان از
ساكنين غيرنظامي منطقه بودند.
درگيري ها ميان نيروهاي دولتي روس و استقلال طلبان
چچن كم وبيش تا سال 1376 زماني كه « اصلان مسخدوف »
فرمانده گروههاي جدايي طلب به رياست جمهوري چچن
انتخاب شد , ادامه داشت .
درسال 1376 يك قرارداد آتش بس ميان مسخدوف و
يلتسين امضا شد كه البته صرفا براي متوقف ساختن درگيري ها
و ايجاد صلح در منطقه بود و مفاد اين قرار داد شامل مسائل
مربوط به استقلال طلبي چچن نبود.
باوجود امضاي قرارداد صلح ميان مسخدوف و يلتسين ,
تلاش هاي خرابكارانه چچني ها متوقف نشد و به محض آغاز
رياست جمهوري « ولاديمير پوتين » در سال 1378 , موجي از
حملات تروريستي در مسكو و ديگر شهرهاي روسيه اتفاق
افتاد كه چچني ها مسئول آن شناخته شدند.
پوتين در آغاز دوران رياست جمهوري خود براي مبارزه با
خرابكاران چچن بار ديگر اقدام به اعزام نيرو به اين منطقه كرد
كه اين نيروها هنوز هم در چچن مستقر هستند و تقريبا هر روز
تعدادي از آنها درجريان حملات مختلف از سوي چچني ها
كشته مي شوند.
از زمان استقرار نيروهاي روس در چچن , عمليات
خرابكارانه چچني ها عليه روسيه افزايش يافته به طوري كه طي
چند روزهاي اخير چند حادثه تروريستي در ابعاد گسترده در
روسيه اتفاق افتاد.
واكنش روسيه
با وجود تمام مشكلات و بحران هايي كه مساله چچن براي
روسيه ايجاد كرده است و البته هنوز هم ادامه دارد , ولاديمير
پوتين مدعي است اوضاع در چچن كاملا آرام و تحت كنترل
نيروهاي روسي است . اما آيا با توجه به اين همه تحولات و
حوادث از سوي عوامل چچني از جمله ترور « احمد قادراف »
رئيس جمهوري چچن در ارديبهشت ماه گذشته چگونه
مي توان باور كرد كه ادعاي پوتين حقيقت دارد و اوضاع چچن
تحت كنترل نيروهاي روسيه است .
قادراف در واقع يك عامل دست نشانده روسيه در چچن
بود كه مدت كوتاهي پس از رسيدن به مقام رياست جمهوري
چچن در يك عمليات ترور كشته شد.
نوع واكنش روسيه در برابر حملات تروريستي در بيشتر
موارد به گونه اي بوده است كه موجب خشم و نارضايتي مردم
اين كشور شده است .
به عنوان مثال در جريان گروگانگيري سالن تئاتر مسكو ,
پليس روسيه بدون توجه لازم به حفظ جان 700 گروگان داخل
سالن تنها به از بين بردن تروريست ها فكر مي كرد و به همين
دليل به ساده ترين راه حل براي خاتمه دادن به غائله بسنده كرد
و با استفاده از نوعي گاز شيميايي خطرناك و به ظاهر
خواب آور 130 نفر از گروگانها را البته به همراه گروگانگيران به
كام مرگ فرستاد.
كشته شدن بيش از 200 نفر در جريان گروگانگيري مدرسه
در اوستياي شمالي نيز شايد حاكي از آن است كه نجات جان
شهروندان در درجه دوم اهميت براي دولت روسيه قرار دارد و
از بين بردن تروريست ها و گروگانگيران هدف اصلي آن است .
با وجود اينكه گروگانگيري مدرسه با خشن ترن شكل
ممكن خاتمه يافت , پوتين در تازه ترين اظهارات خود در
اين باره مدعي شده است , « ما اصلا نمي خواستيم به زور
متوسل شويم » !
برخي ناظران ابراز عقيده كرده اند , روسيه در هيچ يك از
موارد گروگانگيري در اين كشور حاضر نشده در قبال امنيت
جان گروگانها كمترين امتيازي به گروگانگيران بدهد و حتي
آنطور كه بايد سعي نكرده تا از طريق راههاي « غير خشن » براي
نجات جان گروگان ها استفاده كند.
برخي گفته اند اين توهم اكنون براي مردم روسيه ايجاد
شده كه در هر كجاي اين كشور به گروگان گرفته شوند به
احتمال قريب به يقين كشته خواهند شد و اگر كمي شانس
داشته باشند , مجروح مي شوند.
برخي منابع از نحوه مقابله با ماجراهاي گروگان گيري در
روسيه به روش « استاليني » ياد كرده اند و گفته اند در
گروگان گيري اوستياي شمالي نيز تفكر استاليني كه مي گويد
« مخالف تحت هر شرايطي بايد نابود شود » , امكان هرگونه
معامله را از بين برد.
اهداف پوتين از مخالفت با استقلال طلبي چچن
به گفته تحليل گران سياسي ولاديمير پوتين به دو دليل
مايل به جدايي چچن از روسيه نيست .
اول اينكه , چچن به لحاظ موقعيت جفرافيايي يك منطقه
استراتژيك براي روسيه محسوب مي شود و لوله هاي
انتقال دهنده نفت درياي خزر به پالايشگاههاي روسيه از اين
منطقه عبور مي كند.
دوم اينكه , پوتين قصد دارد باحفظ چچن به عنوان بخشي
از خاك روسيه تماميت ارضي كشورش را حفظ كند و مانع از
خدشه دار شدن آن شود.
از سال 1374 تاكنون بيش از 150 هزار نفر از جمله غير
نظاميان قرباني جنگ ها و حوادث مختلف ناشي از تحركات
استقلال طلبانه چچني ها و درگيري آنها با نيروهاي روس
شده اند.
خبرگزاري جمهوري اسلامي
با وجود اينكه گروگانگيري اخير در اوستياي شمالي با
خشن ترين شكل ممكن خاتمه يافت , پوتين مدعي شده است ,
« ما اصلا نمي خواستيم به زور متوسل شويم » !
روسيه در هيچ يك از موارد گروگانگيري در اين كشور حاضر
نشده در قبال امنيت جان گروگانها كمترين امتيازي به
گروگانگيران بدهد
اين توهم اكنون براي مردم روسيه ايجاد شده كه در هر كجاي
اين كشور به گروگان گرفته شوند به احتمال قريب به يقين كشته
خواهند شد و اگر كمي شانس داشته باشند , مجروح مي شوند

|
ريشه هاي پيدايش القاعده
|
تهران ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : خبرگزاري فرانسه به نقل از
فرزند « عبدالله عزام » استاد « بن لادن » نوشت : در حقيقت پس از سال 1377
رويارويي بن لادن با جهان آغاز شد.
شبكه خبري الجزيره ديروز در گزارشي با اشاره به مراحل تشكيل
سازمان « القاعده » گفت : بن لادن در سال 1363 توسط استاد خود « عزام » كه
در امان بسر مي برد , وارد افغانستان شد.
به گفته « حذيفه » فرزند « عزام » , زماني كه پدرش استاد دانشگاه « ملك
عبدالعزيز » در جده بود , بن لادن نيز دانشجوي او بود و در سال 1363 با
آغاز فعاليت و همكاري خود با جهاد افغانستان , به دنبال راهي براي ورود به
اين كشور بود.
بن لادن در اردن با « عزام » ديدار و سئوالاتي كه در ذهن داشت از وي
استفتا كرد.
بن لادن به محض ورود به افغانستان در دفتر « خدمات مجاهدين » كه
درسال 1362 توسط عزام استاد وي بمنظور استقبال از داوطلبين عرب
تاسيس شده بود , به همراه پدر شروع به كار كرد.
ماموريت اين دفتر علاوه بر خدمات رساني به مجاهدين داوطلب عرب ,
كمكهاي تبليغاتي و پزشكي را نيز شامل مي شد.
بن لادن در آن زمان حقوق تمام كاركنان اين دفتر را از دارايي خود
پرداخت مي كرد.
درسال 1369 همزمان با آغاز عقب نشيني نيروهاي شوروي سابق از
افغانستان , بن لادن پيشنهاد داد تا دارايي هنگفت وي در بخشهاي نظامي
هزينه شود.
اين درحالي بود كه پدربن لادن با اينگونه ديدگاه وي مخالف بود چراكه
وي سرمايه گذاري در بعد تبليغاتي را كمتر از بعد نظامي نمي دانست و
بن لادن تصميم گرفت تا در مورد اين دفتر هزينه نكند.
از اين رو بن لادن در سال 1366 سازمان القاعده را در جلال آباد به
عنوان يك پايگاه مستقل مجاهدين داوطلب عرب تاسيس كرد.
با وجود هماهنگي بين اين سازمان و طرف افغاني , سازمان القاعده به
عنوان يك شبكه مستقل بشمار مي رفت .
اين درحالي بود كه عبدالله عزام استاد بن لادن بشدت مخالف جدا
شدن القاعده از افغانها بود , چراكه اعتقاد داشت آنهابه خاطر خدمت به
افغانها به اين منطقه آمده اند.
بن لادن تا سال 1367 درافغانستان بود تا به خاطر مرگ برادر ناتني اش
مجبور شد به عربستان بازگردد اما نتوانست ديگر وارد پاكستان و يا
افغانستان شود.
زمانيكه عبدالله عزام و دو پسرش در آبانماه 1368 در انفجار خودرو
كشته شدند , بن لادن در سعودي بود و تا سال 1370 نيز همان جا ماند تا
آنكه با بازگشت وي به افغانستان به شرط آنكه به سعودي بازگردد , موافقت
شد.
اين درحالي است كه بن لادن كه ديگر به سعودي بازنگشت , پس از كشته
شدن استاد خود تنها سمبل القاعده شد.
پس از سقوط كابل در سال 1371 و ايجاد درگيري بين گروههاي افغاني
بن لادن به سودان رفت تا آنكه پس از فشارهاي دولت سودان از آنجا خارج
شد و در سال 1375 به افغانستان بازگشت .
به گفته حذيفه , اين درحالي بود كه برخي از اعضاي ارشد القاعده به
بوسني و چچن رفتند.
الجزيره همچنين گفت : زماني كه بن لادن به افغانستان بازگشت در « دست
نوشته اي » از ملا عمر رهبر افغانستان خواست تا در مقابل حمايت از طالبان
به وي ضمانتهاي لازم را بدهد.

|
| |