روزنامه جمهوري اسلامي 16/06/1383 صفحه عقيدتي
بنيان هاي فكري و جلوه هاي عملي « فرهنگ فاطمي » ـ 16
فرهنگ فاطمي , دانش ورزي و بينش يابي




فرهنگ فاطمي , فرهنگ « دانش ورزي و علم آموزي » است . اين فرهنگ زنده و پويا , براي علم و دانش ارزشي والا و منزلتي بزرگ و نقشي سازنده و تحول زا قائل است و زندگي بدون دانش را زيانمند و بي حاصل و عامل ركود و عقب گرد و انحطاط مي داند.
فرهنگ فاطمي , فرهنگ « تفكر و بينش آفريني » است و براي دست يابي به مراتب بالاي علم ودرك و فهم عميق , تفكر و انديشه ورزي را ضروري و حياتي مي داند واز اين طريق است كه به بينش ها و بصيرت ها دست مي يابد و با پشتوانه سازي تدقيق و تحقيق و تفكر , يافته ها و دانسته هاي علمي را عمق و ژرفا مي بخشد و سرشار از آثار مفيد و ثمربخش و راهگشا مي سازد.
فرهنگ فاطمي , به همان ميزان كه براي « علم و دانش » به صورت يافته ها و آموخته هاي به ذهن راه يافته و متمركز شده ارزش قائل مي باشد , براي « بينش » و « شناخت » به عنوان مكمل دانش ها و آموخته هاي گوناگون ارزش و اعتبار قائل است و آن را ضروري و حياتي مي داند , و از اين بالاتر و حائز اهميت تر اين كه در نگرش فرهنگ فاطمي « علم ودانش فاقد بينش و معرفت » , از منزلت و عظمت تهي است و براي جامعه سود و فايده اي نمي آفريند. زيرا علم و دانش , در صورتي كارآمد و سازنده و راهگشا خواهد بود كه در هر موضوع به « ژرف نگري » و « ريشه يابي » بپردازد و به همه جوانب نظرگسترد و هيچ زاويه اي را از نگرش و كنكاش خالي نگذارد تا از اين طريق به آنچه كه براي نماياندن شيوه ها و راهكارهاي رشد و بالندگي و پيشرفت نيازمند مي باشد دسترسي يابد و طبيعي است كه هر علم و دانشي در هر موضوع چنانچه از ظاهر عبور نكند و به ريشه ها و بنيان ها راه نيابد و قادر به نماياندن راه رشد و پيشرفت نباشد , از بينش و معرفت و شناخت كافي بي بهره است و نمي تواند به سعادت و پيشرفت كامل رهنمون شود.
معارف حياتبخش اسلام , تمام منزلت ها و ارزش هاي والايي را كه براي علم و دانش قائل است , با « تفكر و تعقل و تفقه » پيوند مي دهد و تنها علم و دانشي را تاثيرگذار در رشد و كمال فرد و جامعه مي داند كه با بينش و تعمق و بصيرت همراه باشد. بدين ترتيب دانش ورزي هاي سطحي و ظاهري و يكسويه ـ كه انباشته هايي در ذهن مي باشند كه از ژرفا و عمق بي بهره اند وتاثيرگذار و كاربردي نمي باشند ـ در منظر فرهنگ جامع فاطمي فاقد ارزش و اعتبار مي باشند.
دانش اندوزي هاي فاقد تعقل و بينش و شناخت يا در حصار ذهن باقي مي مانند و بود و نبودشان يكسان مي گردد , چرا كه از تحول زايي و آگاهي بخشي در جامعه ناتوان و درمانده مي باشند و هيچ جنبش علمي و آگاهي آفريني اجتماعي را بنيان نمي نهند. و يا در صورت بروز و ظهور در جامعه , ابزار و وسيله برآورده ساختن تمنيات و خواهش هاي نفساني مي گردند و صاحبان خود را به تكبر و غرور علمي و تفاخر به اين و آن و لجاجت و مجادله هاي علمي بي حاصل اسير و گرفتار مي سازند.
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در سخني بسيار عميق و بيداركننده , دانش اندوزان را به سه گروه تقسيم مي كند و صفات و حالات و نوع بهره برداري آنان از علم و دانش را اينگونه توضيح مي دهد :
« طلبه العلم ثلاثه فاعرفهم باعيانهم و صفاتهم »
« دانش اندوزان , سه گروه مي باشند و تو آنان را به ذات و صفاتشان بشناس »
« صنف يطلبه للجهل والمرا »
« گروه اول براي كارهاي جاهلانه و خصومت آميز علم و دانش مي اندوزند » .
« وصنف يطلبه للاستطاله والختل »
« گروه دوم براي گردن فرازي كردن و فريبكاري و دغل نمودن علم و دانش آموزند » .
« وصنف يطلبه للفقه والعقل . »
« و گروه سوم , علم و دانش را براي فهم و بينش و تعقل و خردورزي مي اندوزند. »
حضرت امام جعفر صادق (ع ) پس از اين تقسيم بندي , به معرفي بعضي از صفات گروه هاي اول و دوم مي پردازند.
« فصاحب الجهل و المرا موذ ممار متعرض للمقال في انديه الرجال بتذاكر العلم » .
« گروه اول , با سخنان خود مردم را مي آزارند و در بحث هاي علمي مجادله و لجاجت مي كنند. اينان علم مي آموزند تا در مجالس عمومي با حضور مردم سخن علمي بگويند , معلومات خود را به رخ اين و آن بكشند و با نيروي دانش , ديگران را شكست دهند و برتري خود را اثبات نمايند. »
« و صاحب الاستطاله و الختل ذوخب و ملق يستطيل علي مثله من اشباهه و يتواضع للاغنيا من دونه »
« گروه دوم , وقتي با اقران و امثال خود مواجه مي شوند , تكبر مي كنند و در اثر غرور علمي , آنان را با ديده تحقير مي نگرند , و موقعي كه با ثروتمندان و زراندوزان ذليل تر و پست تر از خود مواجه مي شوند به مكر و فريب دست مي زنند و تملق مي گويند تا توجه آنان را به خود جلب كنند و از ثروتشان بهره مند گردند . » (1 )
اين روايت شريف و ژرف , به خوبي نشان مي دهد كه علم آموزي ها و دانش اندوزي هاي فاقد شناخت و بينش و معرفت هاي ناب و اصيل از كجا سردرمي آورد و دانش آموختگان را به كدام بيراهه هاي گمراهي آفرين مي افكند و چسان به خواهش هاي سيري ناپذير نفساني اسير و گرفتار مي سازد , تا جايي كه « انگيزه » و « هدف » و « مقصد » به طور كامل فراموش مي شود و آموخته هايي كه سالهاي طولاني براي تحصيل و كسب آن زحمت هاي طاقت فرسا كشيده شده است , به گاه ثمردهي و تحول زايي و آگاهي بخشي به جامعه انساني , به بهره برداري هاي نفساني مي رسد و نه تنها « راه » نمي گشايد و « روشنايي » به وجود نمي آورد و « رشد » نمي آفريند , كه « بيراهه » مي گشايد و « ظلمت » ايجاد مي كند و « انحطاط » مي آفريند . (2 )
از ديدگاه اسلام آن علم و دانشي مورد توجه و نظر مي باشد و براي جوامع انساني مفيد و سودمند است و رشد و كمال مي آفريند كه به غرور علمي و تكبر و تفاخر و مجادلات خصومت آميز و تحقير ديگران منتهي نشود , كه چنين علمي با اين آثار جاهلانه و نفساني , زيانبخش و هلاكت زاست و هيچ رشد و كمال و پيشرفتي بر آن مترتب نمي باشد.
همچنان كه حضرت امام جعفرصادق (ع ) در تقسيم بندي گروههاي سه گانه دانش اندوز اشاره كردند , فقط كساني كه علم و دانش را براي بالارفتن درك و فهم و ازدياد بينش و شناخت و تعقل و خردورزي در صحنه هاي مختلف زندگي كسب مي كنند , در راه روشن دين حركت مي نمايند و داراي انگيزه هاي پاك الهي مي باشند و زمينه ساز رشد و بالندگي و پيشرفت هاي مختلف در جامعه مي گردند.
اين گروه از دانش آموختگان , از آنجا كه علم و دانش را از راه صحيح و با انگيزه هاي پاك و به منظور كسب شناخت و بينش و براي تفكر و تعقل و به منظور بهره وري هاي بهينه در عرصه هاي حيات فردي و اجتماعي تحصيل كرده اند , هم خود به بلنداي قله علم و دانش و كمال صعود مي كنند و به عالي ترين مراتب علوم دست مي يابند , و هم مردم جامعه را از آموخته هاي متقن و استوار و پشتوانه هاي علمي مستحكم و كمال آفرين بهره مند مي گردانند و جامعه را به اعتلا و پيشرفت و سعادت رهنمون مي شوند.
« فرهنگ فاطمي » نگاهي ژرف به « علم و دانش » مي گسترد و اين موهبت الهي را بسيار گرامي و عزيز مي دارد و آن گونه كه شايسته است از آن بهره برداري مي نمايد.
فرهنگ فاطمي , علم آموزي سطحي و فاقد ژرفا را برنمي تابد و تلاش و فعاليت آن دانش اندوزي را كه در « سطح » مي ماند و به « عمق » راه نمي يابد از ارزش و اعتبار و اثربخشي تهي مي داند , كه چنين دانش آموختگاني به شناخت و معرفت اصيل و ادراك و بينش عميق دست نيافته اند و به همه چيز رسيده اند جز علم و دانش به مفهوم راستين و آثار شگرف و زندگي ساز و حركت زاي آن !
حضرت فاطمه زهرا(س ) زن دانشمند و متفكر و به رشد و كمال علمي رسيده اي بود كه تمام تصميمات و عملكردهاي خود را براساس دانش و آگاهي هاي عميق تنظيم مي كرد و به همين دليل هيچ فعل و حركت و رفتار و سلوك و تصميمي كه با پشتوانه هاي مستحكم علمي همراه نباشد , از آن بانوي مقدس و پاك صادر نمي شد.
حضرت فاطمه زهرا(س ) آموخته هاي خود را با بينش و معرفت پيوند مي زد و با عمق و ژرفا مرتبط مي ساخت و هريافته علمي را به گونه اي به بررسي و موشكافي مي گذاشت و با كنكاش و تدقيق مي آميخت كه در نهايت به بهترين وجه در زندگي و حيات در تمام ابعاد فردي , اجتماعي , تربيتي , اخلاقي , فرهنگي و سياسي به مرحله « عمل » درمي آمد و جنبه كاربردي به خود مي گرفت .
علم و دانش جامع و شناخت و بينش عميق و كامل او , آميزه اي از بهترين و كارآمدترين راهكارها را در جنبه هاي مختلف به تجلي رسانده بود , به گونه اي كه آن بانوي مطهر در مواجهه با همسر , در تربيت و پرورش فرزند , در مواجهات مبتني بر اخلاق و رفتار الهي , در تعاملات اجتماعي , در سيره و روش و تلاش هاي سياسي و در همه حالات و حركات و كنش و رفتارهاي گوناگون , هر عملكردش از علم و دانش مايه مي گرفت و از ژرفاي معرفت و شناخت برمي خاست و از همين رو آثار شگرف و نتايج عالي و تاثيرات بزرگ به ارمغان مي آورد.
حضرت فاطمه زهرا(س ) روح پاكش را در معرض بارش انوار كتاب آسماني قرآن قرار مي داد و از آنجا كه دل و جانش را براي حضرت پروردگار پاك و زلال ساخته بود , عمق و ژرفاي پيام هاي وحياني را درمي يافت و آيات قرآن و احكام و تعاليم و قوانين جامع اسلام در ابعاد و شئون مختلف را تبيين و تفسير مي نمود و در زندگي فردي و خانوادگي خود و حيات اجتماعي و سياسي جامعه در مصداق ها و جلوه هاي « عملي » به شكوفايي و ثمردهي مي نشاند.
آنچه از حضرت زهرا(س ) به صورت خطبه , مواجهات علمي , آموزش ها , محاجات , و آگاهي بخشي ها در موضوعات مختلف علمي برجاي مانده است , عمق دانش و بينش آن بانوي بزرگوار را آشكار و نمايان مي سازد.
علاوه بر موارد مزبور , « مصحف فاطمي » , جلوه مهم و بزرگ ديگري از آموخته هاي ژرف و عظيم حضرت زهراي مرضيه (س ) محسوب مي شود. براساس مستندات فرهنگ شيعي و روايات ائمه دين (ع ) , پس از رحلت جانسوز پيامبر گرامي اسلام (ص ) فرشته وحي الهي حضرت جبرئيل امين (ع ) به نزد حضرت فاطمه (س ) آمدوشد داشته و آن بانوي مقدس و مطهر را از جانب حضرت پروردگار « علم به حوادث آينده » مي آموخته است .
در اين ايام كه در مجموع هفتاد و پنج روز بود , حضرت زهرا(س ) آنچه از فرشته الهي مي شنيد براي حضرت علي (ع ) بازگو مي كرد و آن حضرت آن ها را مي نوشت و ثبت مي نمود.
مصحف فاطمي كه حاوي علم به حوادث آينده دنيا مي باشد , در نزد امامان معصوم (ع ) بود و هم اينك نزد حضرت مهدي موعود(ع ) مي باشد. اين كتاب يكي از منابع بزرگ علمي امامان (ع ) بود و برخي از مواقع از حوادث آينده خبر مي دادند و مي فرمودند :
« در مصحف فاطمه (س ) چنين آمده است » . (3 )
ارزش و عظمت مصحف فاطمي را در وصيت نامه تاريخي و سياسي و الهي حضرت امام خميني درمي يابيم , آنجا كه در

كلامي كوتاه و در عين حال بسيار تامل برانگيز اعلام مي نمايد :
« ما مفتخريم كه ... صحيفه فاطميه كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالي به زهراي مرضيه است , از ماست . » (4 )
به اين ترتيب علوم و دانش هاي مختلف و مرتبط با قوانين جامع و حياتبخش اسلام كه تضمين كننده سعادت دنيا و رستگاري آخرت مي باشد و تمام شئون مادي و معنوي و جسمي و روحي زندگي انسان را به نظم و سامان و صلاح و سداد درمي آورد و رشد و پويايي و سلامت مي آفريند , به همراه علم به حوادث آينده كه در « صحيفه فاطميه » گردآمده است , اوج عظمت و شكوه اين جلوه از فرهنگ مقدس فاطمي را به نمايش مي گذارد و ميزان اهميت و نقش محوري و تعيين كننده « دانش » را در كنار « معرفت » ـ كه دانسته هاي گوناگون را با عمق و ژرفاي شناخت و بينش قرين و همراه مي سازد تا حيات انسان را به رشد جامع و كامل برساند ـ آشكار و نمايان مي سازد.

پي نوشت ها :
1 ـ اصول كافي , ج 1 , ص 49
2 ـ تعاليم اسلام به شدت با دانش اندوزي هاي نفساني و فاقد انگيزه ها و مقاصد سالم و انساني مخالفت مي ورزد و به همين دليل در فرهنگ و معارف اسلامي در نفي اين نوع تلاش علمي روايات فراواني به ثبت رسيده است . علاوه بر روايتي كه از حضرت امام جعفر صادق (ع ) از نظر گذشت , روايت ذيل از آن پيشواي معصوم يكي ديگر از اين نمونه ها مي باشد :
« كسي كه به تحصيل علم و دانش مي پردازد براي آن كه به مردان عالم فخرفروشي نمايد , يا به ستيز با بي سوادان برود و آنان را شكست دهد , يا آن كه به وسيله علم , مردم را به خود متوجه كند و بگويد من رئيس شما هستم , جايگاه چنين انساني از آتش خواهد بود . » ـ مستدرك , ج 2 , ص 322 , الحديث , ج 2 , ص 15
3 ـ اصول كافي , ج 1 , ص 240
4 ـ صحيفه امام , ج 21 , ص 397
« فرهنگ فاطمي » علم آموزي سطحي و فاقد ژرفا را بر نمي تابد و تلاش و فعاليت آن دانش اندوزي را كه در « سطح » مي ماند و به « عمق » راه نمي يابد از ارزش و اعتبار و اثربخشي تهي مي داند , كه چنين دانش آموختگاني به شناخت و معرفت اصيل و ادراك و بينش عميق دست نيافته اند و به همه چيز رسيده اند جز علم و دانش به مفهوم راستين و آثار شگرف و زندگي ساز و حركت زاي آن
حضرت فاطمه زهرا(س ) زن دانشمند و متفكر و به رشد و كمال علمي رسيده اي بود كه تمام تصميمات و عملكردهاي خود را براساس دانش و آگاهي هاي عميق تنظيم مي كرد و به همين دليل هيچ فعل و حركت و رفتار و سلوك و تصميمي كه با پشتوانه هاي مستحكم علمي همراه نباشد , از آن بانوي مقدس و مطهر صادر نمي شد
دانش اندوزي هاي فاقد تعقل و بينش و شناخت يا در حصار ذهن باقي مي مانند و بود و نبودشان يكسان مي گردد , چرا كه از تحول زايي و آگاهي بخشي در جامعه ناتوان و درمانده مي باشند و هيچ جنبش علمي و آگاهي آفريني اجتماعي را بنيان نمي نهند. و يا در صورت بروز و ظهور در جامعه , ابزار و وسيله برآورده ساختن تمنيات و خواهش هاي نفساني مي گردند و صاحبان خود را به تكبر و غرور علمي و تفاخر به اين و آن و لجاجت و مجادله هاي علمي بي حاصل اسير و گرفتار مي سازند