بسم الله الرحمن الرحيم
شوراي امنيت سازمان ملل شامگاه پنجشنبه گذشته قطعنامه پيشنهادي
آمريكا و فرانسه در باره لبنان را با پافشاري و حمايت رژيم اشغالگر
صهيونيستي تصويب كرد.
در اين قطعنامه كه بيانگر توطئه مشترك واشنگتن ـ تل آويو ـ پاريس
عليه هم پيماني دمشق ـ بيروت مي باشد , خواسته شده تا همه « نيروهاي
خارجي » از خاك لبنان خارج شوند. بهانه اصلي در تدوين و تصويب اين
قطعنامه كه به منزله دخالت آشكار سه كشور مذكور در امور داخلي لبنان
مي باشد مخالفت آنها با تغييراتي است كه هفته گذشته در قانون اساسي لبنان
داده شده تا از طريق آن مهلت رياست جمهوري اميل لحود بر لبنان تمديد
گردد. اميل لحود متحد سوريها از ابتداي به قدرت رسيدن خود در مهر
1377 همواره از چهره هائي بود كه در حاكميت سياسي لبنان سبب استحكام
پيوند استراتژيك با دمشق بود. او اين استراتژي را حتي پس از خروج
نظاميان اشغالگر صهيونيست از صفحات جنوبي لبنان در خرداد سال 1378
و در شرائطي كه فشارها بر سوريه جهت وا داشتن آن كشور به خارج ساختن
نيروهايش از لبنان افزايش يافته بود , حفظ كرد و همواره از حضور آنها در
لبنان دفاع نمود . لحود در خرداد سال 1379 نيز كه حافظ اسد پس از 30
سال حكومت بر سوريه در سن 70 سالگي درگذشت , از اسد به عنوان عامل
ثبات سياسي لبنان در يك دوره 25 ساله ياد كرد و پس از مرگ او هم پيماني
با فرزندش بشار اسد را نيز ادامه داد. اين پديده , رويكردي بود كه از ابتدا
ناخشنودي اسرائيل عامل اصلي بحران خاورميانه , آمريكا آتش بيار معركه
اين بحران و فرانسه , كشوري كه هنوز براي خود بخاطر سالهاي استعمار
لبنان حق آب و گلي در اين كشور قائل است , را به همراه داشت . نقطه اوج
اين نارضائي از هفته پيش پديدار شد , زماني كه سوريه از پيشنهاد برخي از
نمايندگان مجلس لبنان و گروه هاي سياسي اين كشور براي تمديد دوره
رياست جمهوري اميل لحود از طريق تغيير قانون اساسي لبنان حمايت كرد.
آمريكا اين حمايت را بهانه اي براي آشكار كردن كينه خود عليه سوريه
قرار داده است زيرا موافق نقش كنوني سوريه در منطقه نيست وبر عكس
معتقد است دمشق به موقعيت برتري در قياس با امكانات سياسي خود در
منطقه دست يافته وبه يك نيروي بازدارنده در برابر طرح هاي منطقه اي
آمريكا بدل شده است .
قطعنامه پنجشنبه شب آمريكا و فرانسه عليه سوريه و لبنان كه با 9 راي
موافق در برابر 6 راي مخالف به تصويب رسيد , به منزله گام عملي اين دو
كشور عليه سياستهاي دمشق در لبنان مي باشد , گامي كه در صورت مخالفت
سوريها با آن ممكن است عواقب نامطلوبي را نيز در پي داشته
باشد.
حضور نيروهاي سوري در لبنان همواره خاري در چشم صهيونيستها ,
آمريكائيها و حاميان غربي آنها بوده است . هدف از اعزام نيروهاي سوري به
بيروت در خرداد سال 1355 , كه با دعوت دولت وقت لبنان و تصويب
اتحاديه عرب صورت گرفت , فرو نشاندن شعله هاي جنگ پر تلفاتي بود كه
ميان شبه نظاميان مسيحي راستگرا (ماروني ها) از يكسو و مسلمانان لبناني و
فلسطيني از جانب ديگر در بيروت جريان داشت . اين جنگ كه از فروردين
سال 1355 آغاز شده بود , تا زمان حمله نيروهاي سوري به لبنان هزاران نفر
تلفات شبه نظامي و غير نظامي بر جاي گذاشته بود. سوريها به فاصله چند
روز موفق شدند يك آتش بس اجباري را در همه جبهه ها برقرار كنند. در آن
زمان دخالت سوريها و توانائي آنان در برقراري آتش بس و فرو نشاندن
سريع جنگ , از حمايت اكثر كشورهاي جهان برخوردار شد. هرچند سوريها
در جنگ داخلي لبنان چندان بيطرف نماندند و به دليل روابط خوبي كه با
سليمان فرنجيه رئيس جمهور مسيحي لبنان داشتند بيشتر مايل به حمايت از
مسيحيان ماروني بودند , ولي تغيير رهبران لبناني , تغيير نوع نگرش مقامات
سوري به بحران لبنان را نيز به همراه داشت .
حضور نزديك به سه دهه نظاميان سوري در لبنان هر بار بهانه اي براي
تهاجم نظاميان اسرائيلي به لبنان بوده است . مع الوصف مقامات دمشق
همواره تاكيد كرده اند كه نيروهايشان به دعوت اتحاديه عرب و درخواست
حكومت بيروت به لبنان رفته اند و تنها با مصوبه اين اتحاديه ويا خواست
مقامات بيروت حاضر به ترك لبنان خواهند شد. معناي صريح اين تاكيد
سياسي آن است كه دمشق تسليم جوسازي هاي صهيونيستي يا آمريكائي
نمي شود و فريب مثلث شوم پاريس , واشنگتن , تل آويو را نمي خورد.
با قطع نظر از آنچه به مسائل داخلي لبنان مربوط مي شود , بي اعتنائي
دولت لبنان به خواسته هاي مداخله جويانه آمريكا و فرانسه و پافشاري اين
دولت بر حفظ اتحاد خود با دولت سوريه , نقطه قوتي براي جهان عرب و
نقطه ضعف بسيار مهمي براي آمريكا و فرانسه محسوب مي شود. اين واقعه ,
نشانه ديگري از افول آمريكا و اروپا در جهان عرب است .

|