روزنامه جمهوري اسلامي 14/06/1383 صفحه هنر و ادبيات

* رويدادهاي فرهنگي هنري
* هنرمند و گذران زندگي
رويدادهاي فرهنگي هنري




تمبرهاي شخصي تصاوير شهداي حماسه مقاومت خرمشهر منتشر مي شود
خبرگزاري فارس : با تشكيل انجمن تمبر در شهرستان خرمشهر اعلام شد : اولين تمبرهاي شخصي چاپ شده در خوزستان و خرمشهر تصاوير شهداي حماسه مقاومت خرمشهر خواهند بود.
مدير اين انجمن با اعلام اين مطلب به خبرگزاري فارس افزود : با مساعدت مسئولان پست خرمشهر , انجمن تمبر اين شهرستان راه اندازي شد.
وي هدف از راه اندازي اين انجمن را اشاعه فرهنگ جمع آوري تمبر , پركردن اوقات فراغت , پس اندازي مفيد بويژه براي نوجوانان و جوانان و در مجموعه يك حركت فرهنگي مثبت برشمرد و گفت : در مرحله اول اين انجمن تبليغ جمع آوري تمبر به عنوان يك سرمايه و يك سرگرمي را در قشر دانش آموز در دستور كار خود دارد.
دربابان گفت : اين انجمن بزودي با تاسيس دفتري در پست خرمشهر اقدام به جمع آوري كتب و نشريات تمبر و همچنين آرشيوي از تمبر خواهد نمود و در آينده اي نزديك نمايشگاهي از سير انقلاب اسلامي در تمبرهاي شركت پست جمهوري اسلامي ايران در خرمشهر برپا خواهد شد.
وي از عموم علاقه مندان به تمبر در خرمشهر و خوزستان خواست تا اين انجمن را در گام هاي فرهنگي خود ياري دهند.
دربابان اضافه كرد : در نخستين گام و با اعلام انتشار تمبر شخصي توسط شركت پست كشور , انجمن تمبر خرمشهر اقدام به چاپ تمبرهاي شخصي با تصاوير شهداي حماسه مقاومت اين شهر در دفاع مقدس خواهد نمود و تصاوير شهيدان جهان آرا , موسوي . مصباحي , مرادي و محمدي و همچنين تصوير امام جمعه جانباز شهر آيت الله نوري در حال دفاع و رزم به چاپ خواهد رساند.
بخش ويژه نخستين جشنواره فيلم پليس با موضوع فيلم هاي 110 ثانيه اي برگزار مي شود
بخش ويژه نخستين جشنواره فيلم پليس با موضوع فيلم هاي 110 ثانيه اي با هدف ارتقا فرهنگ ترافيك برگزار مي شود.
به گزارش معاونت ارتباطات جشنواره , تمامي فيلم هاي داستاني , مستند , پويانمايي كه با حداكثر زمان 110 ثانيه با موضوع فرهنگ ترافيك ساخته شده باشند , در قالب هاي 16 م , م ويدئويي , يوماتيك . بتاكم و دي وي كه مي توانند فرم آثار خود را حداكثر تا تاريخ 30 شهريورماه همراه با يك نسخه از اثر به دبيرخانه جشنواره ارسال نمايند . VHS
گفتني است , مركز سينمايي ناجا (ناجي هنر) آمادگي دارد تا در زمينه ارائه مجوز تصويربرداري و تجهيزات و امكانات پليس همكاري لازم را با فيلمسازان داشته باشد. همچنين تعدادي از آثار راه يافته به بخش مسابقه نيز پس از تاييد هيئت برگزاري توسط اين مركز خريداري خواهد شد.
برپايه اين خبر به آثار برگزيده اين بخش جوايز ارزنده اي اهدا خواهد شد.
متقاضيان مي توانند جهت كسب اطلاعات بيشتر با تلفن هاي 6915459 و يا به آدرس خيابان آزادي خيابان جمالزاده جنوبي ـ نبش كوچه شهيد رشتچي ـ معاونت اجتماعي ناجا ـ دبيرخانه جشنواره فيلم پليس مراجعه نمايند.
نخستين جشنواره سراسري فيلم پليس 9 تا 13 آذرماه در تهران و چند استان كشور برگزار مي شود.

هنرمند و گذران زندگي




اشاره
بيستمين شماره خبرنامه فرهنگستان هنر ويژه مرداد ماه منتشر شد. در اين شماره مطالبي به شرح زير درج شده است :
گزارش نشست مطبوعاتي و جلسه نقد نشانه شناسي آثار عمر بادشا هرمند آفريقايي , نگاهي بر نمايشگاه آثار عكاسي عمربادشا , بررسي مقامهاي موزون , گفت وگو با دبير فرهنگستان هنر ـ دكتر نامور مطلق , حبيب الله صادقي ـ دبير همايش پوستر جهان اسلام , ايرج يغمايي ـ دبير علمي همايش بين المللي صفي الدين ارموي , گزارش نقد آثار استاد قانع در قزوين , پرتوريا; طرح راهبردي سه ساله گسترش امور فرهنگي وزارت فرهنگ و هنر آفريقاي جنوبي , معرفي كالج سلطنتي هنرهاي زيباي سوئد , يادداشتي در حاشيه اجراي نمايش مكبث و اخبار فرهنگي و هنري . از اين شماره خبرنامه مقاله « هنرمند و گذران زندگي با ترجمه فيروزان زهادي از نظر خوانندگان گرامي مي گذرد.
در طول تاريخ , منزلت اقتصادي هنرمند پا به پاي منزلت اجتماعي و فرهنگي او به شكل وسيعي دچار نوسان شده , حال آنكه تغيير و تحول در اين دو منزلت لزوما به موازات هم پيش نرفته است . از آنجا كه در گذشته شرايط مطلوب براي فعاليت در يك رشته هنري احتمالا براي رشته اي ديگر از هنر چندان مساعد محسوب نمي شد , در بسياري از موارد , دست اندركاران شاخه هاي مختلف هنري در يك زمان مفروض به لحاظ امنيت اقتصادي شرايط يكساني را تجربه نمي كردند. برهمين روال , هرچند فعاليتهاي هنري عموما به دنبال رشد اقتصادي جامعه رواج پيدا كرده است , اما بوده اند دوره هايي در گذشته كه جامعه اي دوران رفاه عظيم اقتصادي خود را طي كرده , اما هنرمندان همان جامعه به نان شب محتاج بوده اند.
انواع اشكال حمايت از هنرمند
تا چندي پيش , در بسياري از رشته هاي هنري , هنرمند براي گذران زندگي خود مستقيما به حمايت مالي ديگران وابسته بود , خواه اين حمايت از طرف حكومت بود , خواه از طرف كليسا و خواه حمايت شخصي ديگران , هنرمندان يا مشخصا براساس سفارش , رفع يك نياز خاص , موقعيتي خاص دست به خلق آثار خود مي زدند يا آنها را به گونه اي طراحي مي كردند كه حاصل كار به مذاق يك گروه مشخص اجتماعي يا يكي از افراد شناخته شده جامعه خوش بيايد.
اين عقيده كه هنرمند صرفا براي رضاي دل خود دست به كار هنري مي زند و بعد اقدام به فروش مستقيم يا با واسطه محصول كار خود در بازار آزاد مي كند نظريه اي ست كه قدمت چنداني ندارد. در عرصه هايي مثل معماري و موسيقي وزين , حتي امروز هم هنرمند همچنان و تقريبا بي كم وكاست به سفارش مستقيم اين و آن وابسته است .
نظام حمايت از آثار هنري به خودي خود تاثير عظيمي بر چند و چون آثار هنري گذاشته است . اينكه حمايت نهادينه مالي از هنرمند در نهايت هميشه به خلق آثار نازل هنري منجر مي شود , عقيده اي ست كه واقعيتهاي موجود خلاف آن را گواهي مي دهند , به عنوان نمونه , بناهاي آكروپوليس 1 آتن , كليساهاي سرتاسر اروپا در دوران تسلط سبك گوتيك , ديوار نگاره هاي نمازخانه سيستين 2 در رم , و تنديسهاي قلمرو پادشاهي بنين 3 در آفريقاي غربي , همه و همه به سفارش نهادهاي دولتي يا مذهبي به وجود آمدند. آن گاه كه هنرمندان سعي مي كنند با كار خود مجموعه اي از افكار و عقايد مشترك را خطاب به جامعه اي كه خود جزئي جدايي ناپذير از آن محسوب مي شوند بيان كنند , احتمالا از سبك و سياق يكسان و ثابتي نيز در كار خود بهره مي برند. تحولات سريعي كه در سبك و شيوه انواع هنرها در عصر جديد اتفاق افتاده و خود به نوعي وجه شاخص اين عصر محسوب مي شود , تا حدي مديون شان و منزلت تازه اي ست كه به لحاظ اقتصادي هنرمند به آن دست يافته است و درعين حال بازتاب اين حقيقت است كه سنتهاي هنري امروزه چندان دوام و ثباتي ندارند.
بازار آزاد
با تمام اين احوال , از دست دادن آزادي فردي كه نتيجه طبيعي حمايت مالي سازمانها و نهادها از هنرمند است , درگذشته بسياري از هنرمندان را رنجيده خاطر و برآشفته كرده بود. نمونه خاص اين واقعيت را مي توان در قرون 16 و 17 ميلادي مشاهده كرد; در اين دوران بود كه منزلت فكري و اجتماعي هنرمند رو به بهبودي مي گذاشت . وقتي هنرمندان به تدريج خود را از زير سلطه حاميان خود بيرون كشيدند , در اغلب موارد به اين نتيجه رسيدند كه بي چون و چرا تن به سلطه چيزي ديگر داده اند و آن شرايط بازار بود . در هلند قرن 17 , براي اولين بار در تاريخ هنر , نقاشان دست به خلق آثاري زدند كه قصد داشتند آنها را در حراجيها يا در بازارهاي هنري به معرض فروش بگذارند. گو اينكه وابستگي هنرمند به سفارش آثار هنري در اين دوران همچنان ادامه يافت . اما از اين پس ديگر حمايت مستقيم مالي از هنرمند تنها منبع درآمد او محسوب نمي شد . به عنوان مثال , رامبراند4 احتمالا بخش عمده اي از آثار خود را به سفارش اين و آن خلق كرده است , اما بسياري از تابلوهايي كه از او به جا مانده , از جمله بيش از 60 تكچهره كه او از خود نقاشي كرده , احتمالا سفارش مستقيمي را پشت سر نداشته است .
در قرن 19 , تعدادي از هنرمندان به اين فكر افتادند كه شخصا دست به كار شوند و از آثار خود به شكل بي واسطه بهره برداري مالي كنند , نه اينكه تابلوهاي نقاشي خود را به خريداران مشخص بفروشند , بلكه آنها را در ازاي وروديه در نمايشگاهها در معرض ديد عموم قرار دهند . رامبراند پيل 5 نقاش آمريكايي , يكي از تابلوهايش به نام « دادگاه مرگ » 6 را در نمايشگاه به نمايش گذاشت و 9000 دلار عايدش شد . طي يك دوره زماني 13 ماهه در سالهاي 1820 و 1821 , 32000 نفر از اثر او ديدن كردند . تقريبا در همين زمان , تئودور ژريكو7 , نقاش فرانسوي , تابلو مشهور خود به نام « كلك بازماندگان كشتي قدوسا » 8 را در سرتاسر انگلستان و ايرلند به معرض نمايش عمومي گذاشت . در سال 1855 , گوستاو كوربه 9 در نمايشگاه جهاني پاريس , غرفه خاص خود را با عنوان غرفه رئاليسم تدارك ديده و در اين غرفه در ازاي مبلغي به عنوان وروديه , 50 تابلو از آثار خود را در معرض ديد مردم قرار داد.
از قرن 16 ميلادي به بعد , در ساير رشته هاي هنري نيز هنرمندان در قالب افراد سودگرا و اهل معامله عرض اندام مي كنند.الگزاندرپوپ را شايد بتوان نخستين شاعر در تاريخ ادبيات قلمداد كرد كه تمام و كمال از طريق فروش عمومي آثار خود امرار معاش مي كرد. سموئل جانسون در يكي از كلمات قصار مشهور خود اين گرايش سوداگرانه نوظهور نويسنده جماعت را به شكلي مختصر و مفيد براي ما باز گو مي كند : « فقط آدم هاي ابله براي چيزي جز پول دست به قلم مي برند. »
با اينحال , حمايت سازمان يافته هرگز , حتي در عصر جديد نيز اهميتش را براي هنرمند از دست نداد. اوژن دلاكروا بزرگترين نقاش عصر رمانتيك فرانسه , براي تعدادي از ديوار نگاره هاي عظيم خود از حكومت وقت فرانسه سفارش قبول كرد. يكي از مشهورترين تابلوهاي قرن بيستم , ـ « گرنيكا » اثر پابلوپيكاسو , براي عرضه در غرفه اسپانيا در نمايشگاه 1937 پاريس به تصوير درآمده است . مارك شاگال و هانري ماتيس , هر دو شاهكارهاي خود در عرصه هنر ديني را بنا به سفارش اين و آن خلق كردند.
اما بايد اين راهم گفت كه هنرمندان در عرصه جديد براي ادامه بقا ناچار بودند كه به مخاطبان عام متوسل شوند. كساني كه در اين كار موفق شدند , پاداش عظيمي نصيبشان شد , و در واقع بسياري از هنرمندان , چه هنرمندان پيرو سنتهاي آكادميك و چه هنرمندان پيشرو , ثروت كلاني از اين راه اندوختند. حال آنكه از سوي ديگر , تعدادي بي شمار از هنرمنداني كه در توانايي آنها شكي وجود ندارد به واسطه آنكه عموم مردم آنها را به رسميت شناختند و از آنان حمايت نكردند , دچار ياس و سرخوردگي شدند.
يارانه دولتي و انواع ديگر كمكهاي مالي به هنرمند
تاكنون اقدامات متعددي از سوي دولتها صورت گرفته است كه به نحو ممكن دست هنرمندان را از لحاظ مالي بگيرند. يكي از چشمگيرترين براي ) WPA (اقدامات در اين زمينه , برنامه هاي » اداره برنامه هاي كار » نقاشان , نويسندگان , بازيگران , و ساير هنرمندان است كه دولت ايالات متحده طي دوران ركود اقتصادي سالهاي 1930 از آن حمايت مي كرد . تعدادي از سياستمداران وقت به شدت به اين طرحها تاختند و در نهايت برنامه ها متوقف شد.
امروزه حمايت دولت از انواع شاخه هاي هنر اصلي است كه قبول عام پيدا كرده است . تعداد زيادي از كشورهاي اروپايي براي خود تماشاخانه و سالن اپراي دولتي دارند , و دولت از اركسترهاي سمفونيك , گروههاي باله , و ساير گروههاي هنرمندان حمايت مي كند. مثلا دولت انگليس يارانه هاي قابل ملاحظه اي به تئاتر ملي و كمپاني سلطنتي شكسپير اختصاص داده است . در ايالات متحده حكومت فدرال و پاره اي از حكومت هاي ايالتي از طريق سازمانهايي مثل « سازمان اعانه ملي براي هنرمندان » و « شوراي هنر ايالت نيويورك » كمكهاي مالي در اختيار هنرمندان گذاشته است . دانشگاهها و تعدادي از بنيادهاي خصوصي به صورت منابع مهم پشتوانه اقتصادي هنرمندان در آمده اند. امروزه , در بسياري از دانشگاهها با شاعران نقاشان , و آهنگسازان مقيم سروكار داريم كه در پاره اي موارد وظايف استادي به آنها محول شده , و در بعضي موارد آنها را آزاد گذاشته اند تا به خلق آثار هنري خود بپردازند.
شرايط هنرمند در كشورهاي غير غربي
قالبهاي اجتماعي فرهنگهاي غير غربي از سرزميني به سرزمين ديگر و از يك دوره زماني به دوره زماني ديگر دچار چنان تغيير و تحول عظيمي شده كه امكان ندارد بتوانيم موقعيت اقتصادي هنرمند را در چارچوب اين فرهنگها به شكلي تعميم دهيم كه از نظر منطقي توجيه پذير باشد. در يك سوي اين جدول , جوامع قبيله اي يا كشاورزي ابتدايي قرار دارند كه در آنها موجوديت يك هنرمند به عنوان فرد متخصص تقريبا محلي از اعراب ندارد. هنرهايي مثل سفالگري يا پارچه بافي عموما در گستره اين جوامع رواج دارند و گاه اتفاق مي افتد كه يكي از دو جنسيت آن را به انحصار خود درآورده اند. از سوي ديگر در جوامعي از نوع امپراتوري , پادشاهي يا قبيله اي در چين , هند و آفريقا , هميشه براي هنرمند تعليم ديده به عنوان خدمتگزار فرمانروايان و روحانيون حاكم , ارزش و اعتبار خاص قائل بوده اند. اين دسته از افراد جزئي جدايي ناپذير از ساختار اقتصادي حكومت محسوب مي شدند. در دهه هاي اخير , همراه با گسترش خيزشهاي اجتماعي و سياسي در شرق و در آفريقا , دوران تحولات سريع و ناگهاني در منزلت اقتصادي و اجتماعي هنرمند نيز آغاز شده است .
ارتباط متقابل هنرمندان با يكديگر و با افراد جامعه اي كه به آن تعلق دارند.
هميشه خمير مايه توانايي و خيالپردازي خلاقه هنرمندان به اين نكته بستگي داشته است كه آيا در يك محيط واحد كار و فعاليت كرده اند , يا محيط كار آنان با هم متفاوت بوده است .به همين ترتيب , فعاليت جمعي و مشترك هنرمندان , نقد و تفسير ديگران از آثار آنان و كسب جوايز ملي و بين المللي , همچنين اقدام جمعي براي تامين منابع جامعه هنري , هر يك در تغيير و تحول زندگي و كار هنرمند نقش خاص خود را ايفا كرده است .
محيط كار هنرمند
خلق يك اثر هنري , چه در گوشه اي دور افتاده صورت بگيرد , چه در محيطي پر جمعيت , به هر حال كاري است كه هنرمند آن را يكه و تنها انجام مي دهد , اما بسياري از هنرمندان را مي شناسيم كه انگيزه خلاقيت خود را در يك محيط با ويژگيهاي خاص جست و جو كرده اند , و معمولا اين محيط جايي بوده است كه مي توانستند در آن با همقطاران خود ارتباط متقابل و مستمر ايجاد كنند. كمتر هنرمندي را مي شناسيم كه به ضرورت يا به دلخواه رابطه اش با ديگر هنرمندان قطع شده باشد و اثري بزرگ از زير دست او بيرون آمده باشد. عده اي عقيده دارند كه اگر اميلي ديكنسون شاعره آمريكايي , رابطه خود را با ديگر نويسندگان قطع نكرده بود , استعداد شاعرانه اش به مراتب بيش از اين شكوفا شده بود. جنگ و جدلهاي شوخ طبعانه بين شكسپير و بن جانسون در « ميخانه پري دريايي لندن » چه بسا ساخته و پرداخته ذهن اين و آن باشد , اما به خودي خود موقعيتي را نشان مي دهد كه در زندگي اهل ادب به طور معمول رواج دارد.
تجربه ثابت كرده كه هر گاه محيط هنري را به شكلي صوري و از پيش سنجيده براي هنرمند فراهم آوريم , به ندرت پيش مي آيد كه اثري خلاقه از اين محيط تراوش كند. معمولا محيطهاي هنري هنرمند نشين ـ چه ساكنانش محدود به عده اي هنرمند باشند , چه به عنوان بخشي از جوامع آرماني موجوديت خود را به رخ بكشند ـ به فاصله نسبتا كوتاهي دوران افول و از هم پاشي شان فرا مي رسد. يكي از اين محيطهاي هنرمند نشين كه بيش از ديگران دوام آورده , محله مك داول , در پيتربورو واقع در نيوهمپشايراساسا به اين دليل تاكنون به حيات خود ادامه داده كه براي جماعت هنرمند يك خلوتگاه تابستاني آرام و دلپذير فراهم كرده است . « بروك فارم » در ماساچوست كه ناتانيل هاثورن در سال 1841 مدت كوتاهي را در آنجا گذراند , و هليكون هوم كولوني در نيوجرسي كه آپتن سينكلر آن را تاسيس كرد , هر دو مدت چنداني دوام نياوردند.
دانشگاهها نيز به عنوان محل نشو و نماي هنرمندان نقش مهمي تا به امروز ايفا كرده اند. موقعيتهاي شغلي موقت يا دائمي فراواني كه اين موسسات به هنرمندان پيشنهاد مي كنند , نه تنها زمينه مورد نياز را براي امنيت اقتصادي آنها فراهم كرده , بلكه فضاي فكري لازم را هم براي بروز استعدادهاي آنان در اختيارشان گذاشته است . هر چند , اين احساس وجود دارد كه وقتي هنرمند دائما در حصار محيط آكادميك قرار بگيرد , اين وضعيت بين او و محيطي كه در آن زندگي مي كند فاصله خواهد انداخت , و در نهايت او را از سرچشمه حياتي الهامهاي هنري اش محروم خواهد كرد.
از ديدگاه تاريخي كه به قضايا نگاه كنيم , به نظر مي رسد كه بسياري از هنرمندان بيش از هر جاي ديگر در « شهر » نشو و نما كرده اند , چرا كه شهر مركز ثقل فعاليتهاي پر شور سياسي , اقتصادي , و فكري بوده و در آنجا اين امكان وجود داشته است كه در هر مكان و هر زمان كه مايل بوده اند با هنرمندان ديگر حشر و نشر داشته باشند. فلورانس در قرن پانزده , لندن در دوران ملكه اليزابت , وين در سالهاي پاياني قرن 18 و اوايل قرن 19 , و پاريس در فاصله انقلاب كبير تاوقوع جنگ جهاني دوم از جمله اين شهرها محسوب مي شوند . كاندگربوآي پاريس در فاصله سالهاي دهه 1860 و 1870 صحنه بحثهاي داغ و پرشور بي شمار بين تعداد زيادي از نقاشان و نويسندگان آن روزگار بود. اين نوع تبادل افكار بدون شك انگيزه خلاقيت اين هنرمندان را دو چندان مي كرد.
گاه مي شد كه ديدگاههاي مشترك هنرمندان مختلف را دور هم جمع كند. در اين شرايط هر يك از ديگري الهام مي گرفت و همه به طور هم زمان كار مي كردند و از كار آنان سبكهاي نوين هنري شكل مي گرفت . مصداق اين نكته را احتمالا مي توان در همكاري جورجونه و تيسين در ونيز جست و جو كرد , و نمونه بي چون و چراي آن هم ژرژبراك و پيكاسو هستند كه همكاري آنان در سالهاي آغازين قرن بيستم به تكوين و گسترش مكتب كوبيسم انجاميد.
هنرمنداني هم بوده اند كه علايق مشترك آنان را در گروههايي پرشمارتر از اين گرد هم آورده است , از آن جمله اند نقاشان امپرسيونيست كه در فاصله سالهاي 1874 تا 1886 تابلوهاي خود را در نمايشگاههاي جمعي به معرض نمايش گذاشتند. به عنوان نمونه متاخرتر مي توانيم به « دادائيستها » اشاره كنيم كه بلافاصله بعد از جنگ اول جهاني عرض اندام كردند و « سوررئاليستها » كه در سالهاي دهه 1920 در صحنه ظاهر شدند , اين دو مكتب باعث شدند انواع واقسام هنرمندان كه گاهي اوقات حتي سلايق و استعدادهاي آنان با هم متفاوت بود براي مدتي با يكديگر دست اتحاد بدهند.
در طول تاريخ , منزلت اقتصادي هنرمند پا به پاي منزلت اجتماعي و فرهنگي او به شكل وسيعي دچار نوسان شده , حال آنكه تغيير و تحول در اين دو منزلت لزوما به موازات هم پيش نرفته است
اينكه حمايت نهادينه مالي از هنرمند در نهايت هميشه به خلق آثار نازل هنري منجر مي شود , عقيده اي ست كه واقعيتهاي موجود خلاف آن را گواهي مي دهند
امروزه حمايت دولت از انواع شاخه هاي هنر اصلي است كه قبول عام پيدا كرده است