خواهر سرباز انگليسي كشته شده در جنگ عراق در نامه اي به توني بلر
نخست وزير اين كشور نوشت : « اين جنگ ما نيست , جنگ آمريكاست » .
به گزارش واحد مركزي خبر از لندن , « ماكسين جنتل » در نامه اي كه در
مطبوعات اين كشور منتشر شد , به توني بلر نوشت :
از طرف ماكسين جنتل به توني بلر نخست وزير انگليس
نام من ماكسين جنتل است و چهارده سال دارم . من خواهر ردفوسيلر
گوردون جنتل » هستم كه در روز هفتم تيرماه سال جاري در جنگ عراق
كشته شد.
من مي خواهم افكار و احساساتم را بيان كنم و به گوش تو برسانم .
احساسات من اين است كه فكر كنم به وظيفه ات خوب عمل نمي كني و به
درد اين كار نمي خوري . به نظر من تو براي مردم انگليس , نيروهاي مسلح اين
كشور و در واقع هيچكس اهميت قائل نيستي . برادر من در سن 19 سالگي
مرد. به خاطر چه چيز , به خاطر جنگ بر سر نفت و پول . اين همان چيزي
است كه من فكر مي كنم اين جنگ به خاطرش به راه افتاد. در اين جنگ
مسئله اي به نام سلاحهاي كشتار جمعي وجود نداشت زيرا اگر چنين
سلاحهايي وجود داشتند , صدام در همان ابتداي جنگ از آنها استفاده
مي كرد.
به نظر من بايد همه سربازانمان را از عراق خارج كني . از اين گذشته اين
جنگ ما نيست , اين جنگ امريكاست پس چرا ما انگليسي ها بايد خود را در
اين مسئله درگير كنيم .
به نظر من تو فقط نمي خواهي با كار اشتباهي كه جورج بوش انجام
مي دهد روبرو شوي . برادر بزرگ من همه دنياي من بود. من به برادرم با غرور
نگاه مي كردم زيرا براي خودش كسي شده بود. برادرم مثل تو آدم معروفي بود
اما با اين تفاوت كه همه دوستش داشتند و مثل تو نبود كه كسي دوستش
نداشته باشد زيرا من مثل خيلي از آدمهاي ديگر كه مي شناسم براي تو
احترامي قائل نيستم .
برادرم « گوردون » تازه در فروردين ماه آموزش نظامي اش را به پايان
رسانده بود و در ارديبهشت ماه تو برادرم را به همراه خيلي از سربازان ديگر
به جنگ فرستادي . آنچه كه به نظر من عجيب مي آيد اين است كه براي اينكه
يك لوله كش يا برق كار خوب بود بايد سه تا چهار سال آموزش ديد اما
چگونه است كه فقط شش ماه آموزش نظامي ديدن كافي است تا سربازي
لايق شد و ياد گرفت كه چگونه بايد كسي را كشت .
كساني را كه تو به جنگ فرستادي هنوز جوان هستند و هنوز زندگي
نكرده اند درست مثل گوردون . هنوز خانواده من مثل خود من از مرگ
گوردون رنج مي برد. از نظر تو گوردون فقط يك مضحكه بود. از اولين
لحظاتي كه فهميديم گوردون در حال اعزام به منطقه است نگرانش شديم و
اين نگراني ادامه داشت تا زماني كه فهميديم او بدست عراقي ها كشته شده
است .
همگي ما از مرگ گوردون رنج مي بريم اما در مرگ گوردون فقط عراقيها
را كه بمب در كنار جاده كار گذاشه بودند , مقصر نمي دانم . من تو را هم مقصر
مي دانم زيرا اول از همه اين تقصير توست كه سربازان ما در آنجا هستند. تو
با توافق با جورج بوش گفتي كه بايد به جنگ برويم كه البته بايد گفت كه چه
زماني به جنگ نرفته ايم . همانطور كه گفتم همه ما از مرگ گوردون رنج
بسياري مي بريم اما تو اين چيزها را نمي فهمي زيرا پسرهايت شب را راحت
در رختخواب شان به خواب مي روند و اين در حالي است كه مادران و
پدراني هستند كه پسرانشان در جنگ هستند و نمي توانند شب را به صبح
برسانند زيرا نمي دانند آيا عزيزانشان به خانه برمي گردند يا اينكه در شمار
افرادي هستند كه كشته خواهند شد.
تو احساس ما را درك نمي كني زيرا شب را در كنار همسر و فرزندانت
هستي و بزرگ شدن آنها را نگاه مي كني ولي ما ديگر هرگز شاهد بزرگتر شدن
گوردون نخواهيم بود.
براي تواين رضايت بخش است كه با تمام پول و قدرتت بنشيني و با
تصميمات زندگي مردم را خراب كني . براي من مهم نيست كه كسي بداند من
چه احساسي نسبت به تو دارم . براي تو فقط هر چيزي كه به نفعت باشد ,
اهميت دارد.
تو و دوست جديدت كه بهترين دوست تو است يعني جورج بوش به
تنها چيزي كه اهميت مي دهيد نفت عراق است .
برادر بزرگ من در نخستين ساعات صبح كشته شد و بعد ازظهر آن روز
تو و جورج بوش در برنامه زنده تلويزيوني در مراسم تحويل قدرت به عراق
شركت كرديد در حالي كه مي دانستيد يك سرباز انگليسي صبح آن روز كشته
شده بود.
شما دو نفر در اين برنامه زنده تلويزيوني در حالي كه لبخند مي زديد و
مثل يك خانواده بزرگ و خوشحال رفتار مي كرديد در كنار يكديگر ايستاده
بوديد.
بيشتر اوقات آنقدر گريه مي كنم تا به خواب مي روم زيرا گوردون رفته
است و هرگز باز نخواهد گشت . راستش را بخواهي دوست داشتم حضورا
مي ديدمت و شخصا اين حرفها را مي زدم ولي بدان اگر مي ديدمت با تو
دست نمي دادم .
اين احساس شخصي من نسبت به تو و جورج بوش بود ولي من در
مقايسه با جورج بوش براي تو احترام زيادي قائل هستم زيرا تو نخست وزير
انگليس هستي , يعني مثلا قرار است اينطور باشد و من هم يك انگليسي
هستم اگر چه گاهي اوقات من از اينكه بگويم يك انگليسي هستم خجالت
مي كشم زيرا يك چنين نخست وزير بدي مثل تو دارم .
اميدوارم مثل من كه از نوشتن اين نامه لذت بردم تو هم از خواندن آن
لذت برده باشي .
احساس من اين است كه تو به درد اين كار (نخست وزيري انگليس )
نمي خوري , تو ودوستت جورج بوش به تنها چيزي كه اهميت مي دهيد , نفت
عراق است برادر من هم به خاطر جنگ بر سر نفت مرد
اين جنگ , جنگ ما نيست , جنگ آمريكاست . من گاهي از اينكه يك
انگليسي هستم , خجالت مي كشم

|
ديمونا
پايگاه هسته اي رژيم صهيونيستي
|

با تاسيس رژيم صهيونيستي در سال 1948 ميلادي , اين
رژيم براي آنكه بتواند موجوديت خود را كه با غصب زمين هاي
فلسطينيان ايجاد كرده بود , حفظ كند به اين نتيجه رسيد كه
توان نظامي خود را از طريق دستيابي به سلاح هاي كشتار
جمعي افزايش دهد. رهبران اين رژيم معتقد بودند كه با گذشت
زمان , تكيه بر سلاح متعارف , شايسته اسرائيل نيست و از اين
رو بايد در خاورميانه بر سلاح هسته اي تكيه زد. موشه دايان ,
وزير پيشين جنگ رژيم صهيونيستي بر اين باور بود : در
صورتي كه اسرائيل در خاورميانه نتواند با سلاح متعارف
قدرت بازدارنده خود را به منصه ظهور برساند بايد به سلاح
هسته اي پناه ببرد.
به همين منظور در مرحله اول , وزارت جنگ اين رژيم
تصميم به تشكيل كميته پژوهشهاي هسته اي متشكل از 5
كارشناس برجسته اسرائيلي به رهبري پروفسور « برگمان »
گرفت . كار اين كميته , برنامه ريزي براي تاسيس نيروگاه
هسته اي و اعزام هيات علمي به نقاط مختلف جهان براي كسب
و تقويت دانش هسته اي بود.
در مرحله دوم رژيم صهيونيستي به جمع آوري پول روي
آورد به طوري كه توانست با كمك دولت هاي انگليس و آمريكا
تا سال 1953 ميلادي يكصدميليون دلار از ثروتمندان جهان
براي رسيدن به توان هسته اي پول جمع آوري كند و در همين
راستا در زمان نخست وزيري بن گوريون , شيمون پرز , مسئول
مذاكرات اتمي اين رژيم با فرانسه شد و سرانجام با كمك
فرانسه و آمريكا كار ساخت نيروگاه ديمونا را در سال 1963 به
پايان رساند. علت همكاري فرانسه با اسرائيل اين بود كه
فرانسه براي تسلط مجدد بر كانال سوئز و تفوق در درگيري با
بخشي از دنياي عرب , اسرائيل را به عنوان يكي از متحدان
طبيعي خود مي دانست و در نتيجه به فكر تقويت اين رژيم به
عنوان هم پيمان خود در خاورميانه افتاد تا جائي كه
نخست وزير فرانسه اعلام كرد : يك بمب هسته اي به اسرائيل
مديون است .
بدين ترتيب در اكتبر 1957 فرانسه و اسرائيل توافقاتي
براي ساخت يك راكتور 24 مگاواتي امضا كردند . در اين
پروتكل ها به يك كارخانه فراوري شيميايي نيز اشاره شده بود.
اين كارخانه به طور مخفيانه با همكاري تكنسين هاي اسرائيلي
و فرانسوي در منطقه اي از صحراي نقب به نام ديمونا ساخته
شد.
اهميت ديمونا به حدي بود كه يك آژانس اطلاعاتي جديد
براي مخفي نگه داشتن و محافظت از اسرار و LEKEM به نام
تاسيسات آن تشكيل شد و بدين ترتيب 1500 اسرائيلي و
فرانسوي در ديمونا مشغول به كار شدند از سوي ديگر نيروي
هوايي فرانسه پس از خريد آب سنگين از نروژ با اين شرط كه
آن را به هيچ كشور ثالثي منتقل نمي كند 4 تن از مواد را مخفيانه
به اسرائيل منتقل كرد.
البته با توجه به حجم گسترده فعاليت هاي هسته اي رژيم
اسرائيل و در اختيار داشتن 200 تا 400 بمب اتمي , تا زمان
افشاگري مردخاي فانونو , كارشناس هسته اي اين رژيم كه در
مصاحبه با روزنامه انگليسي ساندي تايمز در 5 اكتبر سال
1986 م پرده از فعاليت هاي هسته اي اين رژيم برداشت ,
هيچ كس اطلاعي از اين فعاليت ها نداشت و پس از اين افشاگري
هم به منظور جلوگيري از بروز سوالات افكار عمومي جهان
رژيم صهيونيستي اعلام كرد : اين نيروگاه براي توليد برق و
كارهاي غيرنظامي استفاده مي شود. و هيچ كاربرد اتمي ندارد.
فانونو , يهودي مراكشي كه 12 سال در اين نيروگاه كار كرده بود
به خاطر اين افشاگري به 18 سال زندان محكوم شد .
با اين افشاگري , توجه كارشناسان هسته اي جهان به رژيم
صهيونيستي جلب شد و علي رغم پنهانكاري و محدوديت هاي
شديدي كه از سوي اين رژيم انجام گرفت , طي تحقيقاتي فاش
شد كه اسرائيل به غير از ديمونا داراي 2 نيروگاه هسته اي ديگر
در سرزمين هاي اشغالي است .
نيروگاه هاي , نحال سوريك وبتي رويين كه مهمترين اين ها
نيروگاه ديمونا است .
ديمونا در نزديكي مصر در جنوب صحراي نقب قرار دارد
و كاركنان آن زيرنظر وزارت دفاع اسرائيل فعاليت مي كنند.
همچنين اين نيروگاه 9 ساختمان دارد كه در هريك از اين
ساختمان ها , انواع معيني از مواد و انرژي هسته اي تهيه و
توليد مي شود.
طبق طرح اوليه , انرژي مورد نياز ديمونا 10 مگاوات
حرارتي بود كه توان توليد 9 كيلوگرم پلوتونيوم را داشت اما با
تغييراتي در سال هاي 1980 و 1982 م انرژي اين نيروگاه به
150 مگاوات نيروي حرارتي افزايش يافت و توليد ساليانه آن
نيز به 40 كيلوگرم پلوتونيوم رسيد .
ديمونا از سال 1982 م قادر به توليد گازهاي هيدروژني
وليتيوم 600 و امكان جداسازي روزانه 180 گرم اين گاز از
گاز ليتيوم طبيعي شده و توانايي توليد بمب هيدروژني و
نوتروني را نيز يافت . سقف هاي اين نيروگاه از بتون آرمه و به
قطر 450 سانتي متر مي باشد . ديمونا از زمان احداث تاكنون
تحت مراقبت هواپيماهاي جاسوسي آمريكا (يو ـ2 ) وابسته به
سيا بوده است .
طبق پيش بيني هاي اوليه , عمر مفيد ديمونا 30 سال برآورد
شده بود كه 11 سال از پايان عمر آن سپري شده است . نحوه از
بين بردن زباله هاي اتمي آن كه به گفته دكتر يوسف مروه ,
كارشناس مسائل هسته اي , سالانه به 10 تن مي رسد بسيار
محرمانه است و احتمالا يا به مناطق فلسطين نشين انتقال
مي يابد و يا به درياي سرخ ريخته مي شود. اخيرا كارشناسان
رسمي رژيم صهيونيستي از وجود مواد راديواكتيو در چاه هاي
آب فلسطين خبر دادند و اين نشانگر آن است كه اين رژيم
زباله هاي اتمي را در مناطق فلسطيني نشين دفن مي كند.
طبق گزارشي كه براساس عكس هاي تهيه شده توسط
آژانس تصويربرداري ايكونوس از تاسيسات هسته اي اسرائيل
در منطقه ديمونا تهيه شده , رژيم صهيونيستي با داشتن 200
تا 400 كلاهك هسته اي پنجمين قدرت هسته اي جهان
محسوب ميشود.
اين رژيم علاوه بر در اختيار داشتن بمب هاي هسته اي ,
حداقل 200 كلاهك هسته اي نيز دارد كه با موشك هاي
« اريحا » شليك مي شوند . برد اين موشك ها 1500 كيلومتر
است . به گفته منابع غربي , رژيم صهيونيستي مقدار زيادي
اورانيوم و پلوتونيوم در اختيار دارد كه حداقل براي ساخت
100 بمب هسته اي ديگر كافي است . البته در ديمونا بمب
هسته اي توليد نمي شود بلكه ماده آماده به صورت بسيار سري
به مركز نگهداري سلاح هاي هسته اي در شمال حيفا منتقل
ميشود.
براساس يك گزارش نظامي كه سال گذشته ميلادي
(2003 ) در آمريكا منتشر شد , اسرائيل در سال 1967 م 15
بمب هسته اي داشته كه تا سال 1980 تعداد آنها به 200 و تا
سال 1997 به 400 بمب رسيده است . صهيونيست ها همچنين
در سال 1973 , 20 موشك هسته اي و در سال 1974 هم 3
واحد توپخانه هسته اي برپا كرده بودند كه هر واحد 12 توپ
175 ميلي متري و 230 ميلي متري داشت . در سال 1984
صهيونيست ها 31 بمب پلوتونيوم و 10 بمب اورانيوم توليد و
در سال 1994 بين 64 تا 112 بمب با كلاهك كوچك و 50
موشك هسته اي از نوع « ريما » ساختند.
اسرائيل همچنين در دهه 90 ميلادي سه زيردريايي از
آلمان خريداري كرد. اين زيردريايي ها , بسيار پيشرفته و با
سوخت متعارف حركت مي كنند زيردريايي هاي دولفين ,
لوياتان و تكوما در شهر كيل به هزينه آمريكا و آلمان ساخته
شده اند و قادر به شليك موشك هاي كروز با بار هسته اي
هستند . اين زيردريايي ها در ماه مارس 1999 و اوت 2000
عملياتي شده اند.
با اين حجم گسترده فعاليت هاي هسته اي رژيم
صهيونيستي , آمريكا و كشورهاي اروپايي كه مدعي عاري
سازي جهان و منطقه خاورميانه از سلاح هاي هسته اي
مي باشند نه تنها هيچ اعتراضي نكرده بلكه همواره از اين
فعاليت ها چشم پوشي كرده اند و زماني كه آريل شارون ,
نخست وزير اين رژيم براي اولين بار در 2004,7,31 با
اعتراف به داشتن سلاح اتمي گفت : « اسرائيل سلاح هاي اتمي
خود را با موافقت و رضايت آمريكا در اختيار دارد » , جامعه
جهاني و آژانس بين المللي نه تنها هيچ عكس العملي نشان
ندادند بلكه با سكوت خود اين فعاليت ها را تاييد
كردند.
رژيم صهيونيستي هر زمان از جانب هر كشوري احساس
خطر مي كند از طريق آژانس به آن كشور فشار مي آورد (همانند
ايران ) و اين نشان از تحت سلطه قرار گرفتن آژانس بين المللي
انرژي اتمي توسط رژيم صهيونيستي است به طوري كه زماني
كه محمد البرادعي , دبيركل آژانس بين المللي انرژي اتمي براي
بازرسي از تاسيسات هسته اي اين رژيم به سرزمين هاي اشغالي
سفر كرد اسرائيلي ها فقط از راه دور تاسيسات ديمونا را به وي
نشان دادند و گفتند : البرادعي حق هيچ گونه پرسشي در زمينه
برنامه هاي هسته اي اسرائيل را ندارد و اين آژانس است كه بايد
پاسخگوي عملكرد خود باشد. در حاليكه كارشناسان آژانس ,
در چند نوبت سفر به ايران با وجوديكه در تحقيقات اول و دوم
خود اعلام كردند : تاسيسات هسته اي ايران براي استفاده هاي
صلح آميز است , تحت فشار مجامع صهيونيستي رويكرد خود
را تغيير دادند و كشورمان را متهم به تلاش براي ساخت
تجهيزاتي كردند كه سلاح هاي اتمي را افزايش مي دهد.
منابع و ماخذ
1 ـ خبرگزاري فرانسه 83,10,30
2 ـ اسرائيل و سلاح هاي هسته اي ـ نوشته « آونر كوهن » ـ ترجمه
رضا سعيد محمدي ـ ناشر : دفتر مطالعات سياسي و بين المللي
وزارت خارجه
3 ـ مركز اطلاع رساني فلسطين
4 ـ روزنامه ايران 83,4,19
5 ـ روزنامه جمهوري اسلامي 83,2,26
6 ـ روزنامه همشهري 83,2,26
7 ـ پايگاه اينترنتي شبكه بي بي سي
عمر مفيد ديمونا 30 سال برآورد شده بود
كه اكنون 11 سال از پايان عمر آن سپري شده
است
اخيرا كارشناسان رسمي رژيم صهيونيستي
از وجود راديواكتيو در چاه هاي آب
فلسطينيان خبر داده اند و اين نشانگر آن
است كه اين رژيم زباله هاي اتمي را در
مناطق فلسطيني نشين دفن مي كند
يك گزارش نظامي كه سال گذشته در
آمريكا انتشار يافت حاكي است رژيم
صهيونيستي تا سال 1376 دست كم 400
بمب اتمي در اختيار داشته است

| |