نگاهي به عمليات كربلاي 3 (نبرد العميه )
اشاره : ايده انجام عمليات نظامي در دريا ـ پس از عدم موفقيت عمليات والفجر مقدماتي
با سفر دريايي فرماندهان يگان هاي زميني سپاه پاسداران و بررسي وضعيت تعرض به
مناطق عراق در شمال خليج فارس طرح شد. اين امر موجب شد كه فرماندهان لشكرها و
تيپ ها , به آموزش يگانهاي خود جهت عمليات در آب بپردازند.
بر همين اساس , به موازات آماده سازي يگان ها براي عمليات در هور , انديشه
عمليات در دريا عليه منافع عراق بارور شد و در نتيجه ماموريت تعرض به اسكله هاي نفتي
العميه و البكر به نيروي دريايي سپاه پاسداران (قرارگاه نوح ) واگذار شد. آنچه
مي خوانيد نگاهي است كوتاه به عمليات كربلاي 3 كه از نظر شما مي گذرانيم .
اهداف عمليات
انگيزه اصلي عمليات , تصرف و انهدام دو اسكله العميه و البكر بود.
در كنار هدف اصلي , اهداف ديگري نيز دنبال مي شد كه عبارت بودند
از :
تكميل عمليات والفجر 8 با ساقط كردن مهمترين پايگاه هاي دريايي
دشمن و كوتاه كردن دست او از شمال خليج فارس
ايجاد فضا و منطقه سالم دريايي براي كشتيراني
اجراي يك عمليات دريايي و نشان دادن حضور مقتدرانه نيروي
دريايي سپاه در خليج فارس
موقعيت منطقه
اسكله هاي البكر و العميه به فاصله 11 كيلومتر از يكديگر و به ترتيب در
فاصله 35 و 25 كيلومتري ساحل خودي واقع شده است .
شرح عمليات
از ساعت 20 : 20 نيروها به سمت اسكله ها حركت كردند كه از ساعت 4
صبح درگيري در نزديكي اسكله ها آغاز شد و تا ساعت 8 صبح ,
اسكله هاي البكر و العميه به دست نيروهاي خودي افتاد. اما با
روشن شدن هوا , حفظ اين مواضع بدون تامين امنيت آسمان منطقه
بسيار مشكل مي نمود. در اين حال , هواپيماهاي عراقي از صبح روز
عمليات تا پايان عمليات بيش از 50 بار اسكله ها را بمباران كردند و
هفت موشك زمين به زمين به سوي اسكله ها شليك شد. افزون بر اين .
ناوچه هاي عراقي نيز همزمان متعرض مواضع خودي در سكوها شدند.
فشار دشمن افزايش يافت و به نظر مي رسيد كه بدون پشتيباني
دريايي و تامين هوايي , حفظ اسكله ميسر نيست . نيروهاي خودي به
منظور جلوگيري از واردشدن تلفات بيشتر , به عقب بازگشتند. اين اقدام
درحالي انجام شد كه بر اثر شليك موشك , بمباران هواپيما و شليك
راكت به وسيله هليكوپتر و همچنين اجراي آتش به وسيله ناوچه ها ,
اثري از تاسيسات و تجهيزات اسكله ها برجاي نمانده بود.
در اين عمليات از نيروهاي لشكر 14 امام حسين (ع ) 75 تن شهيد ,
186 تن مجروح و شش تن مفقود شده و از نيروهاي دشمن نيز 70 تن
كشته و 90 تن اسير شدند . همچنين دو هواپيماي جنگنده عراقي , يك
ناوچه و 15 قبضه ضدهوايي و دو دستگاه رادار دشمن منهدم شده و
چهار دستگاه رادار ديگر به غنيمت درآمد.
به اين ترتيب , با اجراي عمليات كربلاي 3 فصلي جديد در جنگ
تحميلي باز شد و عنصر تازه اي (حضور عملياتي سپاه , در ميدان
دريايي جنگ تحميلي ) وارد معادله و موازنه موجود گرديد كه بعدها در
درگيري هاي ايران و آمريكا در خليج فارس . اهميت حياتي خود را نشان
داد.
نمونه اي از حماسه نبرد غواصان
ساعت 8 شب را نشان مي دهد . غواصان در حالي كه فينها و لباسها
را در يك دست دارند و اسلحه را دردست ديگر , دعاكنان صف در صف ,
با روحيه اي سرشار از نشاط سوار قايقها مي شوند. شادي آنها به حدي
است كه بيننده اي بي اختيار اظهار مي دارد گويا شب عروسي شان است .
درحالي كه مشكلات , يكي پس از ديگري به سلامت پشت
سرگذاشته مي شود. ناگهان اوضاع جوي دگرگون شده , نسيم ملايمي كه
دقايقي پيش شروع شده است به بادي تند تبديل
مي گردد.
رزمندگان غواص در دو كيلومتري اسكله وارد آب مي شوند ساعت
30 : 2 بامداد , بعضي از غواصان به علت به هم خوردن تعادلشان بخشي
از سلاحهاي انفرادي خود را از دست داده اند.
اضطراب فرماندهان و نيروها را فراگرفته است . اميد رنگ باخته و
ياس سايه مي گسترد بين فرمانده كل سپاه و فرماندهي و مسئول عمليات
و ساير مسئولين قرارگاه نوح در يك طرف و جانشين فرماندهي لشكر
14 و برادر فدوي نماينده قرارگاه نوح كه در دريا در چند كيلومتري
نيروها حضور دارند . در طرف ديگر بحثهاي طولاني (به مدت 45
دقيقه ) صورت مي گيرد اما به تصميم صريحي منجر نمي شود , زيرا اتكا
به نيروهاي غواص ديگر نمي تواند اطمينان بخش باشد.
مسئول عمليات قرارگاه نور در اين باره مي گويد :
ارتباط با غواصها و نيروهاي جلو قطع شده بود و رادار قرارگاه نيز
به علت شدت رطوبت هوا قابل استفاده نبود. فقط تماسهاي كوتاه و
مقطعي بين ما و جانشين لشكر برقرار مي شد. ولي ارتباط با جلو
همچنان قطع بود. سكوت سنگيني بر فضاي قرارگاه حاكم شده بود و
فرمانده كل سپاه , فرماندهي قرارگاه و ساير مسئولين در وضع خاصي
قرار داشتند. همه منتظر يك خبر تازه بوديم .
عقربه هاي ساعت به 25 : 3 رسيده است . بيش از يك ساعت به
روشنايي هوا نمانده است و دريا همچنان طوفاني است يكي از مسئولين
گروهان حضرت يونس (ع ) مي گويد :
شرايط خيلي بدي داشتيم . آب شلاق مي زد توي صورتمان , آب
شور دريا حال تهوع ايجاد مي كرد. جريان آب . عكس حركت ما شده بود
و توان بچه ها را گرفته بود. مي شنيديم كه بچه ها ذكر مي گفتند : نذر
مي كردند. يكي از بچه ها مي گفت من سه بار ختم قرآن نذر كردم تا
انشاالله به اسكله برسيم . برادر ديگري مي گفت هزار تا صلوات نذر
كردم و ديگري مي گفت 6 ماه حقوقم را نذر امور خيريه كردم . هر كدام به
شكلي نذر و نياز و استغاثه و دعا مي كردند. يكي از برادران سرش را زير
آب كرده بود. بهش گفتم چكار مي كني گفت دارم نماز شب مي خوانم
ايرادي دارد
ساعت 40 : 3 به هر حال استغاثه و تلاش خستگي ناپذير غواصان
بي نتيجه نماند. اكنون آنان خود را به صد متري اسكله رسانده اند.
عقربه هاي ساعت 50 : 3 بامداد را نشان مي دهد . فروغ صبح كاذب ظاهر
شده است . غواصان به 70 ـ60 متري اسكله رسيده اند . در اين ميان
خاصيت شيميايي آب (فسفري بودن ) باعث شده است اطراف غواصان
را كه در حال تحرك هستند , هاله اي از نور فراگيرد و همين نگراني
محسوسي ايجاد كرده است , اما سه غواص جوان در كمال احتياط و
رعايت جوانب ايمني سرانجام بسرعت خود را به دو نردباني كه زير
پدهليكوپتر اسكله كه يكي از آنها قطع و ديگري تا روي اسكله 8 متر
ارتفاع داشت و قسمت بيروني آنها به صورت ناشيانه از سيم خاردار
پوشيده شده است . مي رسانند. زمان به سرعت اما به سنگيني كوه
مي گذرد . عقربه هاي ساعت 15 : 14 را نشان مي دهد . با صعود برادر
مهدي مظاهري به بالاي اسكله دو غواص ديگر به آهستگي از پله ها بالا
مي روند.
هرسه غواص به آرامي تا چند قدمي اولين سنگر دشمن جلو
مي روند. آنها هر لحظه انتظار واكنش نگهبانان عراقي را دارند , اما با
هيچ واكنشي روبه رو نمي شوند , طوري كه احساس مي كنند عراقيها كاملا
خوابند.
برادر مظاهري بلند مي شود تا خود را به بالاي سر نگهبان عراقي
برساند كه ناگهان دستش به شيئي اي (كاسه يا كلاه خود) مي خورد و
شيئي روي (ورقه هاي فلزي عاج دار) اسكله مي افتد. سه نگهبان عراقي
از خواب مي پرند و سريع از جا برمي خيزند و به آرامي از سنگر بيرون
مي آيند و مشكوك به اطراف مي نگرند و در حالي كه اسلحه خود را آماده
مي كنند , با احتياط در سه جهت مختلف حركت مي كنند , اما مورد
مشكوكي نمي بينند. دو نفرشان با اين صدا عادي برخورد كرده , به سنگر
بازمي گردند , اما نگهبان سوم با وسواس لاي لوله هاي پيچ در پيچ اسكله
را وارسي مي كند و آرام آرام به سوي غواصان پيش مي آيد كه ناگهان در
دو سه قدمي خود متوجه رزمندگان مي شود. برادر مظاهري كه همه چيز
را تمام شده تلقي مي كند , به سرعت به سوي او خيز برمي دارد تا پيش از
آن كه نگهبان عراقي فرصتي براي مقابله پيدا كند , او را با كلت به هلاكت
برساند. در يك لحظه كلت خود را كه مجهز به صداخفه كن است به
سوي عراقي نشانه مي رود و چهره به چهره او مي ايستد.
نگهبان عراقي كه انتظار چنين وضعي را ندارد. خود را در مقابل
موجودي عجيب و پرهيبت مي بيند , زيرا لباس غواصي سياه با آن
لوله هاي آويزان , خود به خود صحنه رعب آوري را ايجاد مي كند , براي
همين قبل از آنكه زبان به سخن باز كند , از شدت ترس بيهوش شده ,
نقش زمين مي شود. جانشين فرمانده گردان حضرت يونس (ع ) در اين
باره مي گويد :
سرباز عراقي حتي فرصت نكرد حرف بزند. البته مي خواست با يك
صداهاي نامفهومي كه به سختي از دهانشان بيرون مي آمد , ديگران را
خبر كند. هي مي گفت : !!! كه در همين حال پس افتاد.
صداي افتادن نگهبان عراقي منجر به حساسيت مجدد دو همرزم او
مي شود و آنها به سوي صدا حركت مي كنند. در اين هنگام غواصان تامل
را جايز ندانسته , پيش از آنكه نگهبانان به خود آيند. سريع خود را به
آنها مي رسانند و بااستفاده از كلت و كارد هر دو را به قتل مي رسانند.
ساعت 20 : 4 را نشان مي دهد آسمان كمي روشن شده است . از اين
زمان به بعد , دشمن كاملا متوجه حضور رزمندگان در اطراف پد
هليكوپتر شده است , لذا ضمن تيراندازي به سوي آنها , حجم سنگيني
از آتش را متوجه غواصان مي كند كه با عجله مشغول بالاآمدن از نردبان
اسكله هستند. غواصان بدون تحمل تلفات خود را به بالاي اسكله
رسانده , ضمن گسترش تدريجي روي اسكله , درگيري با نيروهاي دشمن
را آغاز مي كنند.
در همين حال ناگهان شنود خودي در سنگر فرماندهي قرارگاه نوح
خبري از دشمن ارائه مي دهد به اين مضمون كه روي اسكله العميه بين
نيروهاي عراقي و نيروهاي مهاجم درگيري است .
برادر علايي فرمانده قرارگاه عملياتي نوح , بلافاصله اين خبر را به
اطلاع برادر ابوشهاب كه در كنار بويه 8 به سر مي برد , مي رساند .
از اين زمان به بعد در عقب كشيدن نيروها ترديد ايجاد مي شود و اين
احتمال كه ممكن است نيروهاي خودي به بالاي اسكله رسيده باشند.
قوت مي يابد.
صداي تيراندازي هاي پراكنده اي به گوش مي رسد , ولي چون تداوم
ندارد , اطمينان لازم نسبت به درگيري با دشمن جلب نشده است . با
محرزشدن درگيري در روي اسكله , برادر علايي (فرمانده قرارگاه نوح )
ضمن فراخواني كليه شبكه هاي بي سيم رمز عمليات را به شرح زير
قرائت مي كند.
بسم الله القاصم الجبارين . حسبنا و نعم الوكيل . با توكل به خداوند
بر دشمن حمله ببريد با تمام قوا به دشمن حمله ببريد. به دنبال اعلام
رمز عمليات . دستور حمله بقيه نيروها به ترمينال نفتي العميه صادر
مي شود. رزمندگان متعاقب دريافت اين دستور از طريق بي سيم , بانك
الله اكبر سرداده , در حالي كه شادي وجودشان را فراگرفته است , با
سرعت ميان امواج پرتلاطم به سوي اسكله حركت مي كنند.
مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه
ساعت 8 شب را نشان مي دهد . غواصان درحالي كه فينها
و لباسها را در يك دست دارند و اسلحه را در دست ديگر ,
دعاكنان صف درصف با روحيه اي سرشار از نشاط سوار
قايقها مي شوند. شادي آنها به حدي است كه بيننده اي
بي اختيار اظهار مي دارد گويا شب عروسي شان است .
نگهبان عراقي كه انتظار چنين وضعي را ندارد , خود را
در مقابل موجودي عجيب و پرهيبت مي بيند , زيرا لباس
غواصي سياه با آن لوله هاي آويزان , خود به خود صحنه
رعب آوري را ايجاد مي كند , براي همين قبل از آنكه زبان
به سخن باز كند , از شدت ترس بيهوش شده و نقش زمين
مي شود.

|
روي موج خبر
|
پايداري انگيزه و نگاه محكم مديريتي باعث پوپايي ادبيات
دفاع مقدس مي شود
ادبيات دفاع مقدس , به عنوان يك ژانر و حقيقت , توانسته خود را در
ادبيات كشور اثبات كند و ما صاحب ادبيات جنگ هستيم . در حالي كه كمتر
جنگي در دنيا صاحب ادبيات است .
سردار بهروز اثباتي , مديرعامل بنياد فرهنگي روايت فتح در گفتگو با
ستاد خبري هشتمين جشنواره انتخاب بهترين كتاب دفاع مقدس , با بيان اين
مطلب كه هم اكنون ادبيات دفاع مقدس در حال رقابت با بخش هاي ديگر ادبي
است , تصريح كرد : در جامعه اي كه جوانان آن متهم به كم خواني و دوري از
مطالعه هستند , مي بينيم كه كتاب دفاع مقدس مخاطب خود را دارد و در
مقابل ادبيات بي بندو باري قد علم كرده است .
وي با اشاره به زمينه سازي نهادهاي فرهنگي و حمايت هرچه بيشتر از
بخش خصوصي در زمينه نشر كتب دفاع مقدس , تاكيد كرد : ماهم اكنون بيش
از 500 عنوان كتاب در زمينه دفاع مقدس داريم كه در مورد انقلاب در اين
حد نبوده است .
اثباتي اظهار داشت : اوج شعر ما شعر دفاع مقدس است و كساني كه در
اين زمينه به جايي رسيده اند , از اين ادبيات برخاسته اند.
سردار اثباتي كه تاكنون دبيري جشنواره هاي كتاب دفاع مقدس را به
عهده داشته است , با تاكيد بر اين نكته كه جشنواره كتاب دفاع مقدس
مردمي ترين روندشكل گيري را داشته است , افزود : پايداري انگيزه و نگاه
محكم مديريتي دراين انگيزه و وحدت برو بچه هاي ريشه دار در ادبيات دفاع
مقدس باعث پويايي اين گونه ادبي مي شود.
وي با اشاره به برگزاري هشتمين دوره انتخاب بهترين كتاب دفاع مقدس
در شهريور ماه سال جاري اظهار داشت : از ميان 900 عنوان كتاب رسيده به
دبيرخانه جشنواره , 400 عنوان در 2 بخش كودك نوجوان و بزرگسالان و با
قالب هاي داستان , شعر , آثار تجسمي , پژوهش وتحقيق , داستان كوتاه و
بلند , شعر , زندگينامه , خاطره , يادداشت و نثر ادبي , مورد داوري قرار
مي گيرند.
تاثيرگذاري جشنواره ها در گرو همدلي و همراهي
نهادهاي مربوطه است
ضامن اجراي درست و نظام مند شدن نشر كتابهاي دفاع مقدس ,
سازمانهاي متولي هستند كه وظيفه اصلي آنها , حفظ تاريخ جنگ 8 ساله با
دشمنان است .
رضا حاجي آبادي رئيس اداره تحرير و تدوين مجلات و نشر شاهد در
گفتگو با ستاد خبري هشتمين جشنواره انتخاب بهترين كتاب دفاع مقدس با
بيان اين مطلب كه متاسفانه نشر كتابهاي دفاع مقدس با هدف خاصي دنبال
نمي شود و جسته و گريخته و بدون نظم و نظام تعريف شده , منتشر
مي شوند , تصريح كرد : در هر گوشه اي , ممكن است علاقمندي پيدا شود كه
هراز چندگاهي كتابي منتشر نمايد كه درستي يا نادرستي مطالب آن روشن
نيست و نمي توان بر آنها صحه گذاشت .
وي افزود : تاريخ دفاع مقدس و آنچه كه بر ملت ما , كشور ما و رزمندگان
ما گذشته است , بايد بصورت واقعي , صحيح و زيبا و به صورت هاي مختلف
ادبي و هنري تحت نظارت كارشناسان خبره نظامي و نويسندگان مجرب به
نگارش درآمده و منتشر شوند.
حاجي آبادي با اشاره به برگزاري جشنواره انتخاب بهترين كتاب دفاع
مقدس در سالهاي گذشته تاكيد كرد : زماني جشنواره ها تاثيرگذار خواهند
بود كه تخصصي تر و با همدلي و همراهي ساير دست اندركاران مربوطه برگزار
شود و براي اين نهادها و سازمانها مطرح شدن نامشان بصورت اولويت اول ,
مسئله اصلي نباشد و دغدغه اصلي آنها كار براي مردم و فرهنگ مملكت
باشد.

| |