گفت و گو با محسن سليماني فارساني , كارگردان نمايش
« جهت فروش »
گروه هنر و ادبيات ـ محسن سليماني فارساني متولد سال 48 ,
دانش آموخته رشته كارگرداني تئاتر از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه
تهران حدود 15 سال است كه در گرايش هاي مختلف تئاتري فعاليت دارد و
گاهي فعاليت هاي تلويزيوني و سينمايي نيز مي كند. وي در تئاتر دفاع مقدس
نيز فعال بوده و اكنون مسوول دبيرخانه دائمي جشنواره تئاتر دفاع مقدس
است .
آخرين كار او كارگرداني نمايش « جهت فروش » نوشته حسن وارسته
است كه هم اكنون در تماشاخانه مهر حوزه هنري در حال اجراست . به
انگيزه اجراي اين نمايش , با وي گفت و گو كرده ايم :
ث ماجراي نمايش « جهت فروش » چيست
داستان ستيزي است خانوادگي كه اساس آن تضاد فكري آدمهاست كه
گاهي اين آدمها در عين نزديكي فاصله هاي روحي و جبران ناپذيري
رامتحمل مي شوند و گاهي هم به صور مختلفي قصد شكستن اين ديوار را
دارند و در مواردي اين راه هم بيراهه اي بيش نيست . در نمايش زن جواني در
قالب نويسنده وارد خانه اي متروك و در عين حال پر از عتيقه مي شود. اين
خانه كه اكنون تحت اختيار مردي جوان است , ارثي پدري است كه به او
رسيده و البته تعلقات مرد به اين خانه و عتيقه هايش نيز ارثي اجباري از
پدري است كه همه خانواده اش را به خاطر آنها منزوي و فراري كرده است .
زن جوان آرام آرام در دل اين مرد و اين خانه جاي باز مي كند و تصميم
مي گيرد انتقامي كهنه از اين خانه و عتيقه هايش بگيرد و....
ث چه مضمون خاصي از اين نمايشنامه در ذهن شما مهم جلوه كرد كه دست
به كارگرداني آن زديد
افراط و تفريط معضلي است كه گاهي دامن گير مردم جامعه مي شود و
دلبستگي هايي كه ما را از هدف اصلي زيستن , عشق ورزيدن , همزيستي و...
دور مي كند , يكي از دغدغه هاي اين متن بود. به همين دليل براي آنكه بتوانم
ذره اي كوچك از اين رفتار را به صورت زنده به مخاطب انتقال دهم اين متن
را اجرا كردم .
ث شيوه تحليل و كارگرداني شما در ارتباط با بازيگران و عوامل صحنه چه
بود
عقيده دارم با مخاطب كه همان تماشاگر فهيم است ارتباط ملموس بايد
برقرار كرد , از اين رو به بازيگران و عوامل خود تاكيد داشتم تا هرچه روانتر
و صادقانه تر تلاش كند تا اين ارتباط به منصه ظهور برسد كه البته دقت در
اجرايي اصولي و صحيح هم مخاطب عام را مي تواند راضي كند و هم
مخاطب خاص را و تلاشمان بر همين اساس بود و باتوجه به اينكه بازيگران
نمايش مذكور هم از تحصيلكردگان دانشگاهي هستند زودتر به اين نتيجه
رسيديم .
ث تماشاگر تا چه اندازه اي براي شما اهميت دارد آيا شما معتقد به تماشاگر
خاص هم هستيد
تماشاگر جز لاينفك نمايش است و سعي هنرمند بر آن است تا در ارتقا
سطح فكري جامعه خود گامي بردارد , پس اين مسئله نمي تواند صرفا
تماشاگر خاص را دربرگيرد. ما رضايت خاطر و همه تماشاگران مد نظر
داشتيم .
ث ارتباط شما با نويسنده چگونه بود و چقدر در نمايشنامه دخل و تصرف
كرديد
نويسنده زحمت و تلاش هنرمندانه خود را انجام داده بود اما براي پرداخت
بهتري از نمايش گاهي لازم بود كه كارگردان اعمال نظر كند و خوشبختانه با
نويسنده فهيم اين نمايش مشكلي نداشتم .
ث شرايط كنوني تئاتر كشور را چگونه ارزيابي مي كنيد
خيلي از تئاترها و جشنواره هاي تئاتري را كه مي بينم افسوس مي خورم .
افسوس به جهت اينكه خيلي از اين اتفاقها در عين حالي كه بايد يك اتفاق
هنري ماندگار باشد , زودگذر , مقطعي و سطحي است و وقتي يكي دو سال از
آنها مي گذرد خاطره اي در ذهن ما باقي نمي ماند. دليلش هم آن است كه يا
آنقدر در رنگ و لعاب ظاهري آن افراط و تفريط مي شود كه جنبه تفريح و
تفنن زودگذر به خود مي گيرد و يا آنقدر پيچيده و به اصطلاح روشنفكري
است كه باز هم به دليل عدم ارتباط با مخاطب آنگونه كه بايد در اذهان
ماندگار نمي شود. اساسا خيلي از تئاتريها ساز خود را مي زنند و عده اي هم
با ساز آنها مي رقصند و همه هم بر اين باورند كه فقط ساز آنها كوك است .
تئاتر نياز به انقلابي ملي دارد به صورت جدي نه حرف .
ث پيشنهاد شما براي رهايي از وضع موجود چيست
جمع و جور كردن اين همه دستگاه موازي و جشنواره اي و يك كاسه كردن
بودجه تئاتر. البته اين بودجه چندان در شان اين اتفاق فرهنگي نيست .
پيشنهاد ديگر كه شايد خنده دار هم باشد , اين است كه دانشگاهها حداقل
پنج سال از گرفتن دانشجوي تئاتر منع شوند تا اين همه فارغ التحصيل
تئاتري مجبور نشوند به هر كار سخيفي تن بدهند!
ث تغيير و تحولات كنوني در سطح مديريت تئاتر را چگونه ارزيابي
مي كنيد
متاسفانه هميشه اين گونه بوده كه هر جا در تئاتر ما تغييراتي انجام شده
گفته اند كه گذشتگان بلد نبودند يا كم كار كردند. شايد همينطور هم باشد
چون آنها خود نيز در مورد مسئولين قبلي تر چنين گفته اند.
ميدوارم بعد از رفتن مديران جديد آيندگان اين روند را تكرار نكنند و
جديت و تلاشهاي صادقانه تداوم داشته باشد.
ث اگر حرف ناگفته اي داريد...
تئاتر آيينه اي است در مقابل طبيعت , خدا كند ما علاقه مندان به تئاتر و
تئاتريها خودمان را هم دراين آيينه ببينيم تا راه فردايمان را شفافتر نظاره گر
باشيم .

|
نسل اندرنسل رستم و سهراب ببينيد!
|
علي ارسنجاني
در حاشيه رويدادهاي تئاتري
با اعلام اسامي بازخوانهاي آثار رسيده به جشنواره بين المللي تئاتر فجر ,
حرف و حديث ها پيرامون اين اعلام آغاز شد. محمد چرم شير , حميد امجد ,
مجيد سرسنگي , حسين مسافر آستانه و افروز فروزند بازخوانهاي دوره
جديد تئاتر فجر هستند كه بايد نزديك به 600 نمايشنامه را خوانده و نظر
خود را درخصوص رد يا قبول اين آثار اعلام كنند.
از آنجا كه تعدادي از اين افراد , خود نيز آثارشان را به جشنواره ارائه
كرده اند , شائبه هاي خاصي را ايجاد كرده است . در اولين واكنش , خبرگزاري
مهر از قول يك منبع آگاه اعلام كرده كه آثار در دو مرحله بازخواني مي شوند
و مرحله دوم , افراد بازخوان كساني هستند كه هيچ كدام , اثري در بين آثار
باقي مانده نخواهند داشت .
دومين اظهارنظر يا واكنش نيز از سوي « حسين مسافر آستانه » انجام شد
كه اعلام كرد , اولا اگر سه نفر روي يك متن نظر مثبت دهند آن متن به دور
بعدي راه مي يابد و ثانيا افراد عضو بازبيني , در مورد آثار خودشان نظر
نمي دهند. خدا آخر و عاقبت اين بازخواني را به خير كند!
ششمين جشنواره نمايش عروسكي كانون پرورش فكري كودكان و
نوجوانان خراسان در شهرستان بيرجند برپا مي شود. اين جشنواره با اجراي
هفت نماينده ويژه كودكان و با شركت دو گروه پسران و دختران , دهم و
دوازدهم شهريور ماه برگزار مي شود. در اين جشنواره گروه هايي از
شهرستانهاي تربت حيدريه , كاشمر , قائن , گناباد , فردوس , بشرويه ,
سربيشه و بيرجند حضور دارند.
همزمان با برگزاري اين جشنواره نمايشگاهي از عروسكهاي نمايش برپا
خواهد شد.
نخستين سالن ويژه « اپرت عروسكي » در تالار وحدت افتتاح شده است .
نمايش اين سالن كه تالار فردوسي نام دارد 250 نفر است , از سوي بهروز
غريب پور و با همكاري بنياد رودكي راه اندازي شد. غريب پور گفته كه با
راه اندازي اين سالن , ايران دومين كشوري است كه داراي سالن ويژه اجراي
« اپرت عروسكي » است .
در اين سالن قرار است كه سالهاي سال , اپرت « رستم و سهراب » اجرا
شود , تا به قول غريب پور , مردم تا نسلها نمايش رستم و سهراب را ببينند. و
هيچ گاه اين همه هزينه و تجهيزات به انبارها و صندوق ها ريخته نشود. بلكه
با اجراي رپرتواري تا ساليان سال بتواند مورد بهره برداري قرار گيرد.

|
حركتي مخالف تئاتر!
|
مسعود مهدوي
در حاشيه مراسم جشن انجمن منتقدان و نويسندگان
تئاتر (خانه تئاتر)
مراسم جشن سه سالگي انجمن منتقدان و نويسندگان خانه تئاتر جمعه
گذشته در فرهنگسراي نياوران برگزار شد و برگزيدگان رشته هاي مختلف
مطبوعات و تئاتر در سال 82 جوايز خود را دريافت كردند .
اين انجمن كه سه سال از حياتش مي گذرد و وابستگي كامل به خانه تئاتر
دارد , تمام تلاش خود را به كار بسته تا همچون جرياني مخالف در تئاتر
حاكم شود. هر چند اين روند با اهداف اصلي خانه تئاتر همخواني ندارد و در
اساسنامه اين انجمن و خانه تئاتر نيز چنين برنامه ريزي روشي نه ذكر و نه
تائيد شده , بلكه در چنين مواقعي , طرد شده است .
شاهد مثال و مصداق جملات بالا جشن جمعه گذشته در فرهنگسراي
تحت حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بود كه بيشتر از آنكه جشني
تئاتري و هنري باشد , ميتنگي سياسي و تبليغي بود. چرا كه برنامه ها و شيوه
اجراي جشن , چنين تلقي يي را به وجود مي آورد از جمله :
1 ـ « شيرين عبادي » هيچ ارتباطي به تئاتر و نقد و نويسندگي تئاتر ندارد
و حضور او در يك محفل تئاتري جز سو استفاده از جايگاه وي در افكار
عمومي و نگره هاي تبليغي , وجه موجه ديگري ندارد. به ويژه اهداي تابلوي
آزادي در اين جشن به برگزيدگان كه كنايه از فقدان آزادي دارد و نشانه هاي
ديگري مثل پخش سرود « اي ايران » كه در ميانه برنامه ها پخش شد و حضار
را تهييج مي كند. ناگفته نماند كه در اين مراسم برخلاف مراسم رسمي
كشورمان آيات قرآن در آغاز برنامه ها تلاوت نمي شود و صرفا سرود
جمهوري اسلامي پخش مي گردد.
2 ـ جوايز اين جشن كاملا هدايت شده و گزينشي اهدا شد و در اين ميان
جايزه اي هم به خبرگزاري فارس ـ جهت خالي نبودن عريضه ـ اهدا گرديد.
اين جوايز به گونه اي اهدا شد كه عده اي خاص را بزرگتر و بزرگتر كند.
3 ـ مجري برنامه كه سابقه حضور در روزنامه انتخاب و هموطن را هم
داشت , با كراوات ظاهر شد و چند چهره از برگزيدگان نيز همانند وي با
كراوات جايزه گرفتند.
4 ـ براي اولين بار به برگزيدگان جشن , لوح نوشين اهدا گرديد .
عبدالحسين نوشين البته در ترويج و ارج و منزلت دادن تئاتر علمي در ايران
شهره است . اما با توجه به نوع برنامه و نكات اجرايي آن , انتخاب نوشين به
عنوان يكي از اعضاي موثر حزب توده قابل تامل است .
5 ـ « بهرام بيضايي » پس از دريافت جايزه گفت : « اگر زنده بمانم و حاكم
بگذارد , داستان ديگري را حكايت خواهم كرد. » ظاهرا بهرام خان بيضايي را
جو گرفته بود , چرا كه متاسفانه يا خوشبختانه در دوره هر مديريت تازه
واردي در مركز هنرهاي نمايشي او با سلام و صلوات دعوت به كار شده و
بهترين امكانات در اختيارش قرار گرفته است . (مي توانيد از شريف خدايي
مدير سابق و دكتر نشان مدير كنوني مركز هنرهاي نمايشي بپرسيد).
6 ـ عضو داوران انتخابها (سام فرزانه ) به طور مجزا از سوي ستاد جايزه
گرفت . عضو هيات مديره (عباس غفاري ) از داوران جايزه گرفت . كارگردان
مراسم (كيومرث مرادي ) كارگردان برگزيده شد. و همسر كارگردان مراسم
(زمين نظمي ) با تمام جواني اش در اقدامي حيرت انگيز با سابقه 6 سال كار
در تئاتر مورد تجليل قرار گرفت و نامش در كنار بيضايي و چرم شير قرار
گرفت و نشان دريافت كرد. مجري خوش قد و قامت و كراواتي نيز گفت :
« مي خواهيم سنت شكني كنيم و از نسل جوان هم تجليل كنيم . » و كسي
نيست بپرسد چرا اين فرد كه اتفاقا همسر كارگران مراسم است آغازگر اين
راه است !
7 ـ گروه تئاتر بازي به عنوان پركارترين و فعال ترين گروه تئاتري سال 82
مطرح شد. اين گروه سال گذشته دو نمايش اجرا كرد در حالي كه گروه هايي
بودند كه از اين گروه پركارتر بودند. اين هم گزينشي خاص بود كه وجه
تبليغي اثر بيشتر مدنظر بود تا حقانيت آن . درست مثل سالهاي قبل .
به غير از نكات ذكر شده , چند نكته تعجب برانگيز ديگر نيز وجود
داشت . از جمله :
حضور علي شيدفر (عضو تحريريه روزنامه همشهري ) و حسين قندي
(دبير تحريريه روزنامه جام جم ) دراين داوري و جشن .
ـ اين جشن در مكاني دولتي با پرشدن دو سوم از سالن با مديريت
« اسماعيل بني اردلان » كه علاوه بر اين مديريت , عضو هيات علمي دانشگاه
هنر و رئيس دانشكده سينما و تئاتر است برگزار شد. هيچ توجهي به عدم
رعايت ضوابط و شئوون اسلامي در اين مجموعه نگرديد و بي دليل نيست
كه در دانشكده سينما و تئاتر نيز اين ضوابط چندان جدي گرفته نمي شود.
در خاتمه متذكر مي شود كه اين جشن بيش از آنكه مختص هنرمندان و
محافل هنري به نظر برسد , محافل روشن فكرمآبانه دهه هاي 50 و 60 را
تداعي مي كرد. متاسفانه اين روند كه حداقل اسما و رسما متعلق به خانه
تئاتر است و افرادي چون « ايرج راد » نيز به همين دليل در آن شركت
مي كنند , تئاتر را به رسانه اي سياسي تبديل مي كند.
اكنون كه مديريت تئاتر تغيير كرده و شرايط در حال تحول است ,
برگزاري چنين برنامه هايي به روند مثبت اين تحول ضربه مي زند. جا دارد
مسئولان ذيربط , مراقب چنين اوضاعي باشند , تا تئاتر مسير درست خود را
طي كند. شايسته به نظر مي رسد كه خانه تئاتر سريعا خود را از اين شائبه
مبرا كرده و مسئوليت اين جشن را اصلا به عهده نگيرد و از انجمن منتقدان و
نويسندگان به خاطر اين رخداد توضيح بخواهد.

| | |