روزنامه جمهوري اسلامي 08/06/1383 صفحه مقالات

* و كعبه اين چنين آغوش خويش را باز كرد...
بند بند او بود حبل المتين
و كعبه اين چنين آغوش خويش را باز كرد...




اسدالله در وجود آمد
در پس پرده هر چه بود آمد
ولادت اميرالمومنين عليه السلام در كعبه , واقعه اي است كه مورد اتفاق سيره نويسان و محدثان اسلامي است و اكثر علماي مذاهب مختلف آن را متواتر و غيرقابل انكار دانسته اند . (1 ) در اينجا , اصل واقعه رامطابق نقل شيخ صدوق (در كتابهاي امالي , علل الشرايع و معاني الاخبار) و از ساير محدثان شيعه مي آوريم :
شب جمعه سيزدهم ماه رجب سال سي ام عام الفيل بود. ثلثي از شب گذشته , درد بر فاطمه بنت اسد عليهاالسلام عارض شد. حضرت ابوطالب عليه السلام به او گفت : ناراحت به نظر مي آيي
فاطمه عليهاالسلام گفت : احساس درد و ناراحتي دارم . حضرت , آن اسمي را كه در ذكر آن نجات از گرفتاريها بود بر زبان آورد و فاطمه آرام گرفت . سپس به او گفت : من مي روم عده اي از زنان آشنايت را بياورم تا در اين موقع شب , تو را در ولادت فرزندت ياري دهند.
فاطمه گفت : « هرطور صلاح مي داني عمل كن . »
ناگهان ندايي از گوشه خانه شنيده شد كه مي گفت :
« اي ابوطالب , صبر كن ! چرا كه ولي خدا را , دست نجس نبايد لمس كرد. »
صبح هنگام , بار ديگر فاطمه بنت اسد عليهاالسلام را درد عارض شد. حضرت ابوطالب عليه السلام ناراحت و پريشان از خانه بيرون آمد. در راه , عده اي از زنان قريش را ديد كه علت ناراحتي را از و پرسيدند. حضرت پاسخ داد : « فاطمه در شديدترين حالت وضع حمل قرار گرفته است » و سپس ابوطالب عليه السلام دست بر صورتش گذاشت .
در اين حال پيامبر صلي الله عليه وآله و سلم رسيد و پرسيد :
« عموجان ! چرا ناراحتي ! »
عرض كرد : « فاطمه بنت اسد در حال وضع حمل است . »
در همين حال , فاطمه عليهاالسلام ندايي را شنيد كه مي گويد :
« اي فاطمه ! بر تو باد كه به خانه خدا بروي . »
پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم دست ابوطالب عليه السلام را گرف و با هم نزد فاطمه بنت اسد آمدند و او را با خود كنار خانه خدا آوردند.
عباس بن عبدالمطلب به همراه عده اي از قريش كنار خانه خدا نشسته بودند. در اين هنگام فاطمه بنت اسد عليهاالسلام وارد مسجدالحرام شد و مقابل كعبه ايستاد و نگاهي به آسمان نمود و چنين گفت :
« پروردگارا , من به تو و پيامبران و كتابهايي كه از جانب تو آمده اند ايمان دارم . من كلام جدم ابراهيم خليل را تصديق مي كنم و او بوده كه اين خانه را بنا كرده است . تو را قسم مي دهم و از تو مي خواهم به حق كسي كه اين خانه را بنا كرد , و به حق فرزندي كه در شكم من است و با من سخن مي گويد و با گفتارش با من انس مي گيرد و من يقين دارم كه يكي از آيات و نشانه هاي توست , كه اين ولادت را بر من آسان فرمايي . » (2 )
فاطمه بنت اسد عليهاالسلام در قسمت پشت كعبه (3 ) ايستاده بود و روبه كعبه اين دعا را مي خواند كه ناگهان پيش چشمان همه حاضران ديوار خانه خدا از همان قسمت شكاف برداشت و آن قدر ازهم فاصله گرفت كه فاطمه بنت اسد توانست از شكاف ديوار وارد شود و جبرئيل او را به داخل برد و دوباره ديوار به هم آمد و او داخل كعبه ماند . (4 )
براي عاشق مشتاق ديدار
نه در را , هست معنايي نه ديوار
اين اولين جلوه اين ولادت معجز نشان بود كه خبر آن فورا در سراسر مكه پخش شد و شاهدان عيني ديده هاي خود را براي ديگران بازگو كردند.
اينك دعوت الهي انجام گرفت و ميهماني خداوند آغاز شد. فاطمه بنت اسد عليهاالسلام سه روز ميان كعبه ماند و حجاب ها از برابرش كنار رفت و از نعم بهشتي استفاده و سروش غيبي شنيد و مناظري ملكوتي مشاهده كرد.
روزي كه علي به كعبه آمد به وجود
از بهر علي خدا در از كعبه گشود
در بسته بداد خانه خود به علي
حقا كه علي است خانه زاد معبود
حقايق و لطايف زيادي در اين واقعه موجود است كه به مدد اميرالمومنين عليه السلام به يكي از آنها اشاره مي كنيم . مشهور آنست كه « خانه كعبه براي اميرالمومنين عليه السلام شكافته شد » اما مطلب بالاتر از اين است , « خانه خدا براي حضرت فاطمه بنت اسد عليهاسلام , شكافته شد! » به راستي اين واقعه از چه حقيقتي حكايت مي كند
خداوند عزوجل در آن هنگامي كه حضرت آدم را خلق فرمود , به ملائكه امر كرد به « آدم » سجده كنيد : « اسجدوالادم » ملائكه تماما بر او سجده كردند به جز « ابليس » كه البته او از جنس ملك نبود بلكه در ميان ملائكه و در آن بارگاه راه داشت , او از جنس « جن » بود. و از امر الهي سرباز زد : ففسق عن امر ربه . (5 )
شيطان در توجيه فسق خود ـ سجده نكردن بر حضرت آدم (ع ) ـ به خداي متعال عرضه مي دارد , مرا از آتش آفريدي و او را از گل و بدين گونه با يك قياس و مقايسه به ظاهر عقلي ! مي خواهد عمل خود را پاك و بي عيب نشان دهد. و البته اين پذيرفته نمي شود و در نهايت از درگاه الهي رانده مي شود : فاخرج منها فانك رجيم . (6 )
راستي فرمان خداوند عزوجل براي سجده ملائكه بر حضرت آدم براي چه بود شيطان چرا سجده نكرد و ابليس فريبكارانه در مقام توجيه عمل خود چه نيرنگي به كار گرفت
براي درك حقيقت و آرامش دل به محضر امام رضا عليه السلام مشرف مي شويم و به روايتي كه ايشان از اميرالمومنين عليه السلام نقل مي كنند كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند :
خداوند انبيا مرسل خود را بر ملائكه مقربين برتري داد , مرا بر تمامي انبيا و مرسلين برتري داده است و فضل و شرف بعد از من براي تو است اي علي و براي ائمه بعد از تو ...(و حديث به اينجا ميرسد كه ) سپس خداوند تبارك و تعالي « آدم » را خلق كرد و ما را صلب او به وديعت نهاد و ملائكه را فرمان داد براي سجده بر او (آدم ) براي تعظيم و اكرام ما و سجده ملائكه براي خداوند عز و جل از سر عبوديت بود و براي « آدم » به خاطر اطاعت الهي و اكرام و بزرگداشت او , چرا كه ما در صلب او بوديم . پس چگونه ما از ملائكه برتر نباشيم در حالي كه تمامي ملائكه بر آدم سجده كردند . » (7 )
كيست كه از امام رووف , علي بن موسي الرضا عليه آلاف التحيه و الثنا بهره نبرده باشد و اين هم كرامتي ديگر از آن بزرگوار , پس خداوند امر به سجده افضل بر مفضول نمي كند! آري آن نور و حقيقتي كه در درون آدم بود , مسجود ملائكه واقع گشت , هر چند آن نور در لباس جسماني حضرت آدم (ع ) پوشيده شده باشد.
و كعبه اين گونه بر فاطمه بنت اسدعليهاالسلام ـ حامل اميرالمومنين عليه السلام در درون ـ آغوش باز مي كند; حال مردمان با شيعيان اميرالمومنين عليه السلام , كه محبت آن امام را در دل دارند , چه مي كنند !
« علي و شيعته هم الفائزون يوم القيامه » (8 )
خدايا تو را شكر مي كنيم كه در كشوري زندگي مي كنيم كه نداي « اشهد ان عليا ولي الله » از ماذنه هاي مساجد آن به گوش مي رسد.
كريما! تو را حمد و سپاس مي گوييم كه در ميان ملتي هستيم كه نام اميرالمومنين عليه السلام , دل پير و جوان آنها را زنده مي كند و با مدد از نامش , به ذكر يا علي به پا مي خيزند و زندگي را آغاز مي كنند.
رحيما! تو را ستايش مي كنيم كه ما را متمسك به ولايت اميرالمومنين و ائمه معصومين عليهم السلام قرار دادي .
بار الها! ما را از كساني قرار ده كه همواره محبت امير المومنين عليه السلام و اولاد بزرگوار او را درون دل داشته باشيم .
خداوند! دل ما را بر محبان اهل بيت عليهم السلام نرم و رام بگردان .
غفارا! از ما در گذر و باقيمانده غيبت آخرين وصي را به روح اولين وصي برما ببخش .
علي از نور مطلق منجلي بود
علي پيش از تولد هم علي بود
پاورقي ها
(1 ) الغدير , علامه اميني , جلد 6 , صحفه 21 به بعد و احقاق الحق , قاضي نور الله شوشتري , جلد 7 , صفحه 486 به بعد.
(2 ) « رب اني مومنه بك و بما جا من عندك من رسل و كتب و اني مصدقه بكلام جدي ابراهيم الخليل و انه بني البيت العتيق فبحق الذي بني هذا البيت و بحق المولود الذي في بطني يكلمني و يونسني بحديثه و انا موقنه انه احدي آياتك و دلائلك لما يسرت علي ولادتي »
(3 ) پشت آن سمتي كه در كعبه در آن است .
(4 ) به نقل از آفتاب كعبه , محمد باقر انصاري , نشر مولود كعبه
(5 ) كهف 50
(6 ) سوره ص 76 و 77
(7 ) بحار الانوار جلد 11 صفحه 139 حديث 6
(8 ) بحار الانوار جلد 40 صفحه 76
ف ـ دولتي

بند بند او بود حبل المتين



كعبه را انوار حق پهلو دريد
كيست اين مولود جز مرآت حق
هل اتي ولافتي و انماست
لاشك اين مولود از اسرار « هو » ست
آنكه قبل از خلق آدم بوده است
كعبه چون برداشت پهلويش شكاف
شد تولد دست ذات سرمدش
گفت با كروبيان روح الامين
او چو شمع و ماسوا پروانه اش
او ز داوود سليمان برتر است
صبر اين يعقوب را ايوب نيست
خضر و الياس هر دو سرگردان او
او به بحر نفس كشتيبان بود
بند بند او بود حبل المتين
شد مسيحا از دم او در شگفت
حق دمي دادست اين مولود را
هست موسي خوشه چين خرمنش




معني قرآن از آن آمد پديد
تار و پودش سوره و آيات حق
او ز هر انديشه برتر ماوراست
چونكه جبريل امين حيران اوست
ديدگانش بر جهان بگشوده است
شد تولد ذوالفقار از اين غلاف
تا نگون گردد خدايان از يدش
شد تولد روح مطلق در زمين
اوليا شاگرد مكتبخانه اش
صبرش از يعقوب هم افزونتر است
ماه كنعان هم بر اين يوسف گريست
كو به كو اندر پي اش حيران او
ناخداي كشتي عرفان بود
نوح شد در كشتي او سرنشين
از دمش عيسي بن مريم دم گرفت
تا كه خاكستر كند نمرود را
جان فداي اين گل و آن شبنمش




يا علي « دروش » اسير نام توست
تا ابد شرمنده انعام توست
فضل الله دروش