بسم الله الرحمن الرحيم
سيزدهم رجب , سالروز ولادت با سعادت حضرت علي عليه السلام ,
مولود كعبه , هر ساله فرصتي براي بازگو كردن ابعاد زندگي سراسر مجاهده و
زهد وتلاش مولاي متقيان براي برقراري عدالت در جامعه است كه بعنوان
يك الگوي عملي , شيوه زندگي را به آزادگان جهان آموخت و به همگان
نشان داد كه عدالت در جامعه بقدري با ارزش است كه جا دارد پاكترين
انسانها همچون حضرتش در اين راه بشهادت برسند ولي پرچم
عدالت خواهي برزمين نيفتد.
سيزدهم رجب , امسال در شرايطي برگزار مي شود كه مظلوميت علي
عليه السلام در طول تاريخ , يكبار ديگر در برابر ديدگان حيرت زده مسلمانان
و شيعيان تكرار مي شود و دشمنان انسانيت با محاصره حرم علوي , حتي به
بارگاه حضرتش هم عناد مي ورزند و نه تنها مدافعين حرم را به خاك و خون
مي كشند كه حتي نجف را در عين مظلوميت شيعيان , آماج « حملات كور »
قرار داده اند. اشغالگران آمريكائي با جنايات خود نجف را به يك ويرانه و
جنگ زده تبديل كرده اند كه تقريبا جاي سالم چنداني در آن باقي نمانده
است . اشغالگران و مزدوران محلي آنها كه تا آخرين لحظات سعي داشتند
حرم علوي را به قتلگاه مدافعين حرم تبديل كنند , اكنون با احساس ناكامي و
شكست , اميدوارند از اين فرصت ها براي « جنگ رواني » عليه شيعيان و
بويژه مدافعين حرم علوي بهره گيرند و آنها را عامل قتل هاي مشكوك در
نجف معرفي كنند.
با اينهمه , واقعيت ها بزرگتر و قطعي تر از آنست كه بتوان بسادگي برآن
سرپوش گذاشت . شكست تاريخي اشغالگران و مزدوران محلي آنها در نجف
يك پديده فوق تصور است و اشغالگران هنوز هم دچار سرگيجه و سردرگمي
هستند. چه بسا كه در قدمهاي بعدي , آنها بخواهند رفتار جنون آميزي از
خود نشان دهند تا خشم و كينه انباشته خود را فرو نشانند ولي مسئله اينست
كه حتي جنايت بيشتر هم , كمكي به آنها نكرده و نمي كند.
آنچه در اين ميان اهميت دارد , سكوت خبري رسانه هاي استكباري
درباره اين شكست تاريخي اشغالگران در عراق است كه آنها تعمدا سعي
دارند با سكوت خود , بر ابعاد عظيم اين ناكامي بزرگ اشغالگران , سرپوش
بگذارند.
دشمنان اسلام تلاش زيادي كردند تا بلكه چهره مدافعين حرم علوي را
مخدوش كنند و « اين مبارزه ضد اشغالگري » را يك « حركت تروريستي » و يا
يك شورش برخاسته از احساسات مقطعي و گذرا معرفي كنند و حتي آنها را
گروهي « ياغي » بخوانند كه گويا براي برهم زدن نظم و امنيت عمومي به
كشتار پرداخته اند. اما آيا تكرار اين اتهامات مي تواند اشغالگران و مزدوران
محلي آنها را عامل برقراري نظم و امنيت در عراق معرفي كند حمله
اشغالگران آمريكائي به زائران بيدفاعي كه از شهرهاي « حله » , « ديوانيه » و
« كوفه » بسوي نجف در حركت بودند و به خاك و خون كشيدن 470 تن از
آنها نشان داد كه اولا اشغالگران طالب آرامش و نظم نيستند و ثانيا هنوز
اعلام نكرده اند كه جرم كسانيكه قتل عام شده اند , چه بوده است كه « مستحق
مرگ » تشخيص داده شده اند البته اين رفتار جنون آميز با دستورالعمل اخير
« علاوي » نخست وزير دست نشانده اشغالگران , دقيقا مطابقت دارد كه
دستور داده نيروهاي نظامي و امنيتي اجازه دارند بطرف هر عنصر مشكوكي
شليك كنند و هرگز درصدد دستگيري نباشند بلكه فقط آنها را به قتل
برسانند.
اين شيوه غيرانساني , حتي از « قانون جنگل » هم بدتر است ولي
اشغالگران اصرار دارند آنرا نشانه « پيروزي دمكراسي » در عراق معرفي كنند.
يك نكته ظريف در اين ميان وجود دارد و آن اينكه اساسا مبارزات
ضداشغالگري در عراق , ماهها پس از اشغال اين كشور و توسط آمريكا و
انگليس آغاز شد. اين بدان معني است كه مردم عراق ابتدا ذهنيت ديگري
نسبت به اشغالگران داشته اند و از ابتدا در صدد مقابله با اشغالگران
نبوده اند , لكن با مرور زمان دريافته اند كه اشغالگران قابل اعتماد نيستند و
درصدد غارت منابع عراق و تحميل سياستهاي خود بر مردم عراق هستند.
تصادفي نبود كه در نجف , كربلا و ساير شهرهاي مذهبي عراق در طول
ماههاي اوليه پس از اشغال عراق , حتي يك گلوله هم به سوي اشغالگران
شليك نشد و ساكنان اين شهرها و ميليونها زائري كه از داخل و خارج عراق
بسوي اين شهرها سرازير شده بودند , در نهايت نظم و امنيت و متانتي كه از
« شعور سياسي » آنها حكايت مي كرد , با يكديگر در تعامل مثبت بودند و
كمترين مشكل امنيتي هم بوجود نيامده بود.
در آن روزها اعلام شد كه تيم عمل كننده عليه مقتدي صدر , با كسب
دستور مستقيم از واشنگتن و حتي بدون اطلاع « پل برمر » حاكم آمريكائي
عراق به ايجاد تنش و تشنج در شهرهاي مذهبي عراق پرداخت و در واقع ,
تيم آمريكائي اعزامي از واشنگتن ماموريت داشت كه شهرهاي مذهبي عراق
را دچار بحران كند و با جنگ افروزي , همه جا را ناامن سازد و فضاي عراق
را « امنيتي » جلوه دهد. چرا چون قرار نبود كه فضاي عراق با آرامش و
امنيت , بسوي انتخابات به پيش برود.
بوش كوچك اين روزها اعتراف مي كند كه هرگز فكر نمي كرده است كه در
عراق با اينهمه مقاومت روبرو شود. اما آيا بوش كوچك و دستيارانش از
شكست بزرگ خود در نجف , درس عبرت گرفته اند و آيا اين اشتباهات را
تكرار نخواهند كرد براي يافتن پاسخ اين سئوال بايستي تامل كرد اما
تجربه هاي گذشته نشان مي دهد كه آمريكا براي درك واقعيت ها , كمتر سعي
كرده كه استعدادهاي خود را به كار بگيرد.
اين اوج مظلوميت شيعيان عراق است كه توسط اشغالگران و مزدوران
محلي آنها در معرض اينهمه بي حرمتي و جنايت قرار گرفته اند.
اكنون كه به ابتكار حضرت آيت الله سيستاني , آرامش به نجف بازگشته
است , يك فرصت بزرگ و استثنائي براي فراهم كردن زمينه هاي آرامش و
امنيت در اماكن متبركه بدست آمده است . هوشياري مردم عراق و پيروي
آنها از مرجعيت شيعه , مي تواند و بايستي بتواند مانع از آن شود كه
اشغالگران و مزدوران محلي آنها بار ديگر آتش افروزي كنند.

|