ورود به قم
1357,12,10
امام خميني پس از 28 روز اقامت در تهران به شهر قم
وارد شدند و مورد استقبال علما و طلاب و مردم انقلابي قم
قرار گرفتند.
ايشان در روز ورود به قم در بياناتي , ضمن تشكر از ملت
رنجديده قم فرمودند : « بيدار باشيد! هوشيار باشيد!
مفسده جوها در كمين اند , اجانب در كمين اند , آنها
نخوابيده اند , شما نبايد بخوابيد; شما بايد هوشيار باشيد آنها
مشغول نقشه هستند.... ما تا آخرين نفس ايستاده ايم . من اين
يك سال , دو سال آخر عمر را وقف شما كرده ام . از شما
مي خواهم , از ملت مي خواهم كه اين نهضت را نگه دارند تا
تاسيس حكومت عدل اسلامي . از آنوقت تا حالا مي گفتيد تا
مرگ اين كذا(1 ) نهضت ادامه دارد , حالا بايد بگوئيد تا اقامه
حكومت اسلامي نهضت ادامه دارد آنكه ملت ما مي خواهد
جمهوري اسلامي است نه جمهوري فقط , نه جمهوري
دمكراتيك , نه جمهوري دمكراتيك اسلامي ; « جمهوري
اسلامي . »
بازگشت امام بعد از 15 سال به قم موجب شد مركزيت
انقلاب نيز به قم منتقل شود. پس از استقرار ايشان در قم , هر
روز هزاران تن از مردم از سراسر كشور به ديدار ايشان
مي رفتند.
خانه امام در قم مركز رهبري انقلاب و تصميم گيري هاي
سرنوشت ساز بود. دولتمردان اعضاي شوراي انقلاب و دولت
موقت ـ پيوسته از تهران به قم , درآمد و شد بودند. ضرورت
حضور امام در مركزـ تهران ـ كاملا محسوس بود و پيشنهاد
اقامت ايشان در مركز بارها مطرح شده بود اما ايشان در آغاز
ترجيح مي دادند در قم اقامت داشته باشند و به تدريس و
فعاليتهاي علمي خويش بپردازند.
.1 اشاره به شعار همگاني دوران اوج انقلاب اسلامي : « تا
مرگ شاه خائن , نهضت ادامه دارد. »
تجليل از نقش برجسته زنان
1357,12,13
گروهي از زنان و بانوان قم با امام خميني ديدار كردند. امام
خميني در اين ديدار به تجليل از زنان انقلابي و مبارز ايران
پرداخته و در بخشي از سخنان خود فرمودند : « درود بي پايان
بر بانوان ايران ! سلام بر شما بانوان محترم ! رحمت خدا بر شما
شيردلاني كه به همت والاي شما از قيد اسارت بيگانه بيرون
آمد! »
ايشان در ادامه بيانات خود به ارزش و بهايي كه اسلام به
زنان داد , پرداخت و اظهار داشت : « اسلام نظر خاص به شما
بانوان دارد. اسلام در وقتي كه ظهور كرد در جزيره العرب ,
بانوان حيثيت خودشان را پيش مردان از دست داده بودند;
اسلام آنها را سربلند و سرافراز كرد , اسلام آنها را با مردان
مساوي كرد. عنايتي كه اسلام به بانوان دارد بيشتر از عنايتي
است كه بر مردان دارد. مردان بر ملتها حق دارند و زنها حق
بيشتر دارند. زنها , مردان شجاع را در دامن خود بزرگ مي كنند.
قرآن كريم انسان ساز است , و زنها نيز انسان ساز. وظيفه زنها
انسان سازي است . اگر زنهاي انسان ساز از ملتها گرفته بشود ,
ملتها به شكست و انحطاط مبدل خواهند شد , شكست
خواهند خورد , منحط خواهند شد.....
ممنوعيت دخالت منسوبين امام در امور مملكتي
1357,12,19
امام خميني طي نامه اي به نخست وزير وقت , خواستار
عدم ترتيب اثر به توصيه ها و دخالت منسوبين و نزديكان خود
شدند.
متن نامه به اين شرح است : « لازم است به جميع
وزارتخانه ها و ادارات دولتي اخطار نمائيد كساني كه از
منسوبين و يا اقرباي اينجانب هستند و براي توصيه اشخاص و
يا نصب و عزل اشخاص به مراكز مربوطه مراجعه مي كنند , به
هيچ وجه به آنان ترتيب اثر ندهند. منسوبين و نزديكان مطلقا
حق دخالت در اين گونه امور را ندارند. »

|
راز ماندگاري
|

ديدگاه هاي حضرت امام خميني درباره ويژگي هاي دولت
شهيد رجايي و شهيد باهنر
محمدكاظم تقوي
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران و استقرار نظام جمهوري اسلامي در
اين سرزمين الهي , كه يكجا عزت اسلام عزيز و عظمت ملت بزرگ ايران را به
نمايش گذاشت , دشمنان اسلام و بدخواهان ملت , طيفي گسترده از دشمني ها
و كينه توزي ها را به وجود آوردند تا اين چراغ روشنگر از نورافشاني به
خاموشي گرايد و اين پرچم عزت خواهي برزمين افتد.
سال 1360 در تاريخ انقلاب اسلامي از پرمخاطره ترين و تلخ ترين اين
سالها مي باشد. سالي كه علاوه بر شهادت افراد فراوان از ملت آگاه و با
ايمان , شخصيت هاي موثر انقلاب و مديران ارشد نظام نوپاي جمهوري
اسلامي كه از بهترين « خدمتگزاران » مكتب و ملت بودند نيز به خيل شهدا و
همواره زنده پيوستند و با سوختن در آتش كينه منافقان روسياه و مزدوران
استكبار جهانخوار , استمرار و بقاي نظام اسلامي را تضمين كردند.
پس از شهادت جانگداز سيدالشهدا انقلاب اسلامي و ياران همراهان
او , انفجار دفتر نخست وزيري و شهادت همزمان رئيس جمهور و
نخست وزير , مصيبت سخت و سنگيني بود كه تنها عنايات الهي و توجهات
امام عصر(عج ) آن را تسكين داد و همين عنايت و هدايت غيبي رهبر بيدار و
ملت هوشيار را استوارتر از گذشته در سنگر اسلام طلبي و استقلال خواهي ,
نگه داشت . شهيد رجائي رئيس جمهور و شهيد باهنر نخست وزير محبوب
ملت مسلمان ايران بودند. ايندو يار همراه و همسفر , در تاريخ انقلاب
اسلامي و در حافظه ملت قدرشناس ايران جاودانه گرديدند و نه تنها در
زمان خود محبوب دلهاي باايمان بودند , كه پس از اين همه سال نيز همچنان
جايشان در ذهن هاي پاك مومنان و قلب هاي باصداقت ملت باوفا محفوظ
مي باشد. راستي راز اين ماندگاري و محبوب القلوب شدن در
چيست
پيش از پاسخگويي به اين پرسش بايد توجه داشت كه شهيد رجائي و
دولت او , يعني مديريت مكتبي و محصول انقلاب اسلامي كه سخن گفتن از
آن مديريت كه در سال هاي آغازين جمهوري اسلامي فداكارانه عهده دار
خدمتگزاري بود; سخن گفتن در خلا و در پستوي ذهن نيست . بلكه اين
مديريت با قابليت هاي علمي و عملي و با باورداشتن نقش تعهد و تخصص
هر دو , در دشوارترين وضعيت و با وجود كينه ورزي هاي داخلي و دشمن هاي
خارجي , توانست امنيت و آسايش را براي ملت مهيا سازد كه ملت آگاه و
انقلابي نيز به بهترين شكل از خالص ترين خادمين خود قدرشناسي كردند.
چرا كه آنان ديدند با وجود آن همه تيرهاي نفاق و كينه از داخل و ايجاد بلوا
و آشوب در مناطقي از كشور و نيز هجوم و تجاوز گسترده كفر و استكبار
جهاني ; نه تنها مقاومت دليرانه و دفاع عزت مندانه اي انجام مي گيرد , كه
گام هاي بلندي جهت سازندگي و پيشرفت كشور و بهروزي و سعادت ملت ,
به سرعت در حال انجام است .
وظايف دولت اسلامي
وظايف حكومت اسلامي و تكليف دولت مردان در يك نظام اسلامي ,
علاوه بر رعايت تقواي الهي و زهد ورزيدن و ساده زيست بودن , تماس
مستقيم با مردم . ايجاد تساوي در حقوق اجتماعي , رعايت اصل
شايسته سالاري و فقرزدائي و تامين اجتماعي مي باشد و همه اين موارد
وظايف سنگيني بود كه دولت مردان برآمده از انقلاب اسلامي مي كوشيدند
بدانها جامه عمل بپوشانند و الگوي آنان در اين زمينه حكومت نبوي و
زمامداري اميرالمومنين علي (ع ) بود.
حضرت علي (ع ) در سخني اينگونه مي فرمايد :
« اللهم انك تعلم انه لم يكن الذي كان منا منافسه في سلطان و لا التماس
شئي من فضول الحطام و لكن لنرد المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في
بلادك فيا من المظلومون من عبادك و تقام المعطله من حدودك » 1
آن حضرت پس از رد و طرد قدرت طلبي و دنياخواهي , از گسترش
دينداري و سامان دادن به امور جامعه و در نتيجه تامين امنيت بندگان خدا و
اقامه حدود معطل مانده الهي , به عنوان اهداف حركت و قيام خويش ياد
مي نمايد.
در پرتو همين جهت گيري بود كه در همان مدت كوتاه حكومت علوي و
علي رغم سه جنگ تحميلي داخلي بر آن حضرت و صرف نيروها و امكانات
درآنها , عمران و آباداني و ايجاد پيشرفت و رفاه براي مردم مورد غفلت قرار
نگرفت بلكه بدانها اهتمام ورزيده مي شد :
« كسي را در كوفه نمي توان يافت كه متنعم نباشد و در رفاه به سر نبرد , به
گونه اي كه پايين ترين قشر مردم , خوراكش از نان گندم است و سرپناه (و
مسكن ) دارد كه در آن زندگي (مناسبي ) مي كند و از آب فرات مي آشامد . » 2
دولت شهيد رجائي كه پس از برخي تجربه هاي تلخ با اقبال مردم زمام
امور را بدست گرفت آهنگ حركت خويش را آراسته بودن به همين صفات و
تحقق بخشيدن به اين اهداف قرار داده بود.
شهيد رجائي در دوران كوتاه مديريت خود در آموزش و پرورش و پس
از آن در نخست وزيري و سپس رياست جمهوري . يك مديريت مكتبي و
متعهد و در خدمت مردم را به همگان نشان داد.
او كه معلمي متعهد و مبارزي منطقي و در عين حال فداكار بود , ساده زيستي
و به حداقل نياز مادي و رفاهي اكتفاكردن رسم زندگي او بود و همه اين
صفات و نيز خدمت او به بندگان خدا از سر اخلاص و با انگيزه اي خدائي
انجام مي شد; و چون چنين بود خدا محبت او را در قلوب مومنان قرار داد
« ان الذين آمنوا و عملو الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودفا » 3
زندگي ساده شهيد رجائي از نگاه امام خميني (س ) بهترين سندي است
كه عدم دلبستگي آن عزيز به دنيا و در نتيجه نترسيدن از قدرت هاي مادي را
نشان مي دهد4.
امام از ايندو شهيد بزرگوار به عظمت ياد مي كند و در مكتوبات متعددي
از آنان با تعبير « رئيس جمهور محبوب و نخست وزير عزيز » ياد مي نمايد و
بالاترين توصيف و تعريف را از آنان دارد :
« مرحوم آقاي رجائي كه همه مي دانيد چقدر مرد متعهدي و
خدمتگزاري بود و واقعا معلم اخلاق بود با اعمال خودش و همينطور آقاي
باهنر كه مرد دانشمند متعهد و معلمي بود » 5.
خودساختگي
قدرت و رياست در نگاه اسلامي مطلوبيت ذاتي ندارند بلكه نگاه به آنها
نگاه ابزاري مي باشد. اگر پيامدهاي قدرتمندبودن مثبت باشد آن قدرت
ارزش خواهد داشت . در غير اين صورت دنياطلبي مذموم و نكوهيده اي بيش
نيست .
شهيد رجائي و شهيد باهنر انسانهاي به واقع خودساخته و از دنيا
رهيده اي بودند كه پس از امتحانات و گرفتاري هاي سخت و دشوار توفيق
خدمت به بندگان خدا را يافتند. امام در اين باره مي فرمايد :
« آقاي رجائي , آقاي باهنر در عين حالي كه خوب يكي شان رئيس جمهور
بود , يكي شان نخست وزير بود , اينطور نبود كه رياست در آنها تاثير كرده
باشد , آنها در رياست تاثير كرده بودند. يعني آنها رياست را آورده بودند
زيرچنگ خودشان , رياست آنها را نبرده بود تحت لواي خودش , و اين يك
درسي است كه انسان بايد از اينها بگيرد . » 6
از نگاه امام دولت خودساخته ساده زيست دولت مطلوب اسلامي است
و فقدان اين ويژه گي ها فاجعه بار خواهد بود :
« دولت ما يك دولت كاخ نشين نيست . آن روزي كه دولت ما توجه به
كاخ پيدا كرد , آن روز است كه بايد ما فاتحه دولت و ملت را بخوانيم » 7.
هماهنگي دولت و ملت
دولت شهيد رجائي علاوه بر خودساختگي و ساده زيستي , دولت
هماهنگ با ملت بود و هماهنگي دولت و ملت در نظر امام امتياز بزرگي است
كه نبود آن فشل كننده خواهد بود :
« من گمان مي كنم كه بعضي تحولاتي كه بعد از انقلاب در ايران پيدا شد ,
اين تحولات بود كه ما را به مسائلي كه تاكنون رسيده ايم , رسانده است . و
من جمله از تحولات , اين هماهنگي ملت با دولت است . اين شايد در راس
ساير تحولات باشد. ما بايد اين هماهنگي را با هر قيمتي كه شده است , با هر
زحمتي كه شده است , حفظ كنيم . اگر خداي نخواسته ـ از دست برود
كارهاي شما فشل خواهد شد . » 8
امام در كلامي ديگر هماهنگي دولت و ملت را توضيح
مي دهند :
« شما نمي توانيد كارهايي كه الان در ايران هست انجام بدهيد , الا با
هماهنگي با ملت , هماهنگي با ملت هم اين است كه شما توجه كنيد به
خواست هاي اينها . » 9
چرا كه در نظر ايشان قدرت حكومت و زمامداران برخاسته از راي و
نظر مردم است :
« اين ملت است كه آمد شما را از اين همه گرفتاري ها بيرون آورد و آورد
با راي خودش مجلس درست كرد و جمهوري اسلامي را تنفيذ كرد و
رئيس جمهور درست كرد و آنها هم دولت درست كردند. همه چيزهايي كه ما
داريم از اين مردم است , خصوصا از اين مستضعفين » 10.
خطر شكاف دولت و ملت
امام نه تنها اسباب و عوامل توفيق دولتمردان را بيان مي كرد كه مواضع
خطر را نيز هشدار مي داد. او درباره شكاف دولت و ملت مي گويد :
با يك نقشه هايي بين دولت و ملت شكاف ايجاد ] دشمنان [ « آنها
مي كنند , بين دولت و روحانيت شكاف ايجاد مي كنند. اين شكاف كم كم اگر
] آن هنگام [ زياد شد , اسباب نارضايتي شد , مردم از دولت منحرف مي شوند.
شما يا بايد با سرنيزه با مردم رفتار كنيد و يا برويد كنار . » 11
افتخار خدمتگزاري
دولتمرداني كه آن صفات و ويژگي ها را داشته باشند افتخار بزرگي
بدست خواهند آورد و آن افتخار « خدمتگزاري » ملت مي باشد و اين همان
صفتي است كه دولت مكتبي شهيد رجائي بدان مفتخر شد و در اين زمينه
الگوي دولت هاي پس از خود گرديد. « بايد ان شاالله همه تان خودتان را
احساس كنيد كه ـ واقعا احساس كنيد ـ خدمتگزاريد. انبيا اينطور احساسي
را داشتند . انبيا خودشان را خدمتگزار مي دانستند . » 12
امام درباره شهيد رجائي مي گويد : « دست جنايت كاران و منافقان
رئيس جمهور متعهد و مومني را از ملت مجاهد ايران گرفت و يكي از
خدمتگزاران صديق را به شهادت رساند . » 13
شهيد رجائي عزم دولت خود بر خدمتگزاري را اينگونه بيان مي كند :
« دولت جمهوري اسلامي ايران با وجود تمام مشكلات و كمبود
امكانات و نارسائي هاي ناشي از محاصره اقتصادي و جنگ تحميلي آمريكا ,
با عزم راسخ مصمم است كه جامعه مصرف زده و طاغوت زده را به يك كشور
توليدكننده بدل سازد . » 14
او انگار مي ديد كه علاوه بر عمر سراسر خدمت خود , مرگ او نيز
خدمت بزرگي به ملت مومن خواهد بود : « ما در زندگي در خدمت اين انقلاب
هستيم , مرگ ما نيز اين انقلاب را آبياري و پيش خواهد برد . » 15
با نگاهي به زندگي سراسر جهاد و تلاش رئيس جمهور محبوب و
نخست وزير عزيز ـ رجائي و باهنر ـ درمي يابيم كه راز ماندگاري ياد آنها در
قلوب مومنان و ذكر خير آنها بر زبان ملت قدرشناس ايران افتخار
« خدمتگزاري » مومنانه و مخلصانه آن شهيدان عزيز مي باشد. و اين همان
جانمايه مديريت مكتبي حاصل از انقلاب اسلامي است كه در عرصه هاي
گوناگون توفيقات بزرگي بدست آورد و امروزه و در آينده با توجه به تجربه
گرانقدر گذشته و افق هاي جديدي كه گشوده خواهد شد , مي تواند و بايد
فرهنگ « خدمتگزاري » را نهادينه نمايد. چرا كه پيام جديد امام و انقلاب
خدمت به بندگان خدا از سر اخلاص و ايمان بوده است و در پرتو اين
فرهنگ جامعه اسلامي پيشرفت خواهد كرد و عزت و استقلال آن محفوظ
خواهد ماند.
پي نوشت ها :
1 ـ نهج البلاغه . خطبه 131
2 ـ بحارالانوار , ج 40 , ص 327
3 ـ مريم ـ آيه 96
4 ـ نگاه كنيد به ايثار و شهادت در مكتب امام خميني , ص 263
5 ـ همان , ص 264
6 ـ آيين انقلاب اسلامي , ص 365
7 ـ همان , ص 7 ـ366
8 ـ صحيفه امام , ج 15 , ص 353
9 ـ همان , ص 355
10 ـ همان , ص 356
11 ـ همان , ص 357
12 ـ همان , ص 358
13 ـ ايثار و شهادت در مكتب امام خميني , ص 263
14 ـ فرزند ملت در آئينه انقلاب , ج 2 , ص 406
15 ـ همان , ص 408
امام خميني : مرحوم آقاي رجايي كه همه مي دانيد چقدر
مرد متعهدي و خدمتگزاري بود و واقعا معلم اخلاق بود با
اعمال خودش و همينطور آقاي باهنر كه مرد دانشمند , متعهد و
معلمي بود
امام خميني : آقاي رجايي , آقاي باهنر در عين حالي كه
خوب يكي شان رئيس جمهور بود , يكي شان نخست وزير بود ,
اينطور نبود كه رياست در آنها تاثير كرده باشد , آنها در رياست
تاثير كرده بودند. يعني آنها رياست را آورده بودند زير چنگ
خودشان .
زندگي ساده شهيد رجايي از نگاه امام خميني بهترين سندي
است كه عدم دلبستگي آن عزيز به دنيا و در نتيجه نترسيدن از
قدرت هاي مادي را نشان مي دهد.

| |