
كتاب جنبش اسلامي پاكستان (بررسي عوامل ناكامي در
ايجاد نظام اسلامي ) را محمد اكرم عارفي نوشته و موسسه
بوستان كتاب قم آن را منتشر كرده است . كتاب مذكور كه در
چهار فصل تنظيم شده , داراي مقدمه و جمع بندي نهايي نيز
است . در بخشي از نتيجه گيري , چنين مي خوانيم :
جنبش اسلامي پاكستان باتوجه به هويت دوگانه « مذهبي »
و « سياسي » خود , دو بستر جداگانه اي را در عرصه فعاليت به
وجود آورده است ; از اين رو لازم است تحليل و ارزيابي درباره
اين جنبش با دو رويكرد سياسي و مذهبي همزمان انجام بگيرد.
تحليل با رويكرد صرفا سياسي يا مذهبي گرچه مي تواند حوزه
خاصي از ميدان عمل جنبش را بررسي كند اما هرگز قادر نيست
نقش همه جانبه و واقعي جنبش را در جامعه پاكستان به درستي
به تصوير كشد , زيرا جنبش اسلامي پاكستان در يكي از اين دو
جبهه به موفقيت هاي شاياني دست يافته , درحالي كه در جبهه
ديگر هيچ گاه نتوانسته است از سطح گروه هاي فشار فراتر رود.
اگر ارزيابي جامعي از جنبش اسلامي پاكستان به عمل آيد
به درستي روشن مي شود كه ميزان موفقيت جنبش در جبهه
فرهنگي بسيار قابل توجه بوده است .
جنبش در سطح توده ها , در شهرها و روستاها , حضور
چشمگيري داشته است . دانشگاه هاي دولتي و مدارس و
حوزه هاي علميه از حضور فيزيكي و فكري جنبش خالي
نيست . انجمن هاي جنبش وابسته به « جماعت اسلامي » ,
« جمعيت علماي اسلام » و « تحريك جعفريه » در سراسر
دانشگاه هاي پاكستان حضور فعالانه دارند. شايد كمتر دانشكده
يا دانشگاهي باشد كه شاخه هاي « جمعيت طلبه » وابسته به
جماعت اسلامي در آن جا حضور نداشته باشد. مدارس و
حوزه هاي علميه كه پايگاه هاي اصلي جنبش را تشكيل مي دهد ,
در دو دهه اخير به نحو چشمگيري افزايش يافته
است .
پيشرفت فعاليت هاي فرهنگي جنبش و استقبال نسبي مردم
از آنها معلول عوامل مختلف تاريخي , ارزشي , اقتصادي و
امنيتي در سطح جامعه است . قوام يافتن هويت ملي با فرهنگ
ديني , همراه با پيشينه درخشان نهضت هاي اصلاحي اسلامي
در اين كشور و منطقه شبه قاره كه با شاه ولي الله آغاز شده و با
مودودي پايان مي يابد , بر تحكيم و انسجام نوين انديشه ديني
و جنبش اسلامي تاثير مهمي داشته است . پس از تاسيس
پاكستان كه بستر مناسبي براي رشد افكارو جريان هاي اسلامي
فراهم شده بود , جنبش اسلامي توانست به گسترش نفوذ خود
بپردازد. در اواخر دهه هفتاد ميلادي با ظهور تحولات جديد در
منطقه , كه در پي پيروزي انقلاب اسلامي ايران و نهضت
مقاومت افغانستان به وجود آمد , جنبش اسلامي پاكستان جان
تازه اي گرفت . دولت هاي حاكم بر اين كشور به ويژه ارتش و
» (سازمان اطلاعات پاكستان ) كه از رشد جنبش ديني I.S.I «
در كشور به خوبي آگاهي داشتند , سعي كردند , نيروي انقلابي
جنبش اسلامي اين كشور را به خارج از مرز هدايت كنند. در پي
اين سياست , دولت و ارتش به صورت گسترده از نيروي
اسلام گرايان در افغانستان و كشمير بهره بردند. اكنون دو دهه
است كه جنبش اسلامي پاكستان در يك همگرايي و همكاري
استراتژيك با دولت , عملا دولت را در سياست هاي منطقه اي
آن حمايت مي كند; اما كشيده شدن جنبش اسلامي به تحولات
افغانستان و كشمير , تاثيرات فرهنگي ـ فكري تازه اي را نيز بر
جنبش اسلامي اين كشور گذاشته است كه مهم ترين آن , ظهور
تز مبارزه مسلحانه با نظام غيرديني كشور و تبديل خشونت هاي
گفتاري و سياسي به خشونت هاي فيزيكي و رشد تروريسم
است .
اما با وجود تحولات كمي و كيفي كه در دو دهه اخير در
داخل جنبش اسلامي به وجود آمد , جنبش در صحنه سياسي
كشور نتوانست سلطه انحصاري نيم قرنه سكولاريست ها را
درهم شكند. همگرايي جنبش با دولت در سياست منطقه اي
« افغانستان و هند ـ كشمير و حتي ايران ) هيچ گاه نتوانست
دولت را در اعطاي نقش فعال و بنيادي به اسلام گرايان در
سياست داخلي كشور متقاعد سازد. نقش جنبش اسلامي در
سياست داخلي , از نقش يك بازيگر حاشيه اي و ابزاري فراتر
نرفت . گرچه دولت هاي غيرديني اصالتا راضي نيستند مخالفان
اسلام گراي آنها قدرت را دردست گيرند و حتي براي از بين
بردن زمينه هاي قدرت يابي اسلام گرايان ممكن است به هر
كوششي متوسل شوند , اما انتظار همكاري از دولت يا احزاب
غيرديني از سوي جنبش اسلامي , انتظاري غيرواقع بينانه
خواهد بود. بنابراين , اين در مسئوليت خود جنبش است كه با
گزينش راهكارهاي مناسب و تقويت جبهه دروني خويش
ميزان كارآيي خود را تا سطح دست يابي به قدرت كامل افزايش
دهد.
به هر حال علي رغم گذشت زمان طولاني از فعاليت جنبش
و خوش بيني هاي اوليه رهبران آن , آرمان « ايجاد انقلاب
اسلامي » در اين كشور هم چنان دست نيافتني باقي مانده است .
به نظر مي رسد از ميان تمامي عوامل موثر بر ناكامي جنبش
اسلامي در عرصه سياست , دو عامل نقش مهم تري داشته
است :
1 ـ ضعف ساختاري ;
2 ـ ضعف استراتژ عملي .
ضعف ساختاري جنبش اسلامي , به ساختار فرقه اي كه
مبتني بر تعصبات شديد مذهبي است , برمي گردد. احزاب
سياسي اسلامي با محدود شدن در نحله هاي مذهبي و كشيده
شدن درخصومت هاي فرقه اي , پتانسيل مبارزه جويي ميان
گروهي خود را قدرتمند نگه داشته و مسير دست يابي به هر نوع
اتحاد و تشكيل جبهه وسيع تر كارآمد را برخود بسته است .
وفاداري هاي شديد مسلكي و فرو رفتن در تفسيرهاي شديدا
ارزشي و تقدس بخش كه صرفا بر محور مفاهيم « حق و باطل »
آن هم بر مبناي تفسيرهاي فردگرايانه مذهبي افراد و پيشوايان
روحاني هر گروه , انجام مي گيرد , واگرايي در درون جنبش را به
طور غيرقابل تحملي تشديد بخشيده است . در واقع
زيرمجموعه هاي فرقه گراي جنبش , تمام توان مبارزه جويي
خود را در جهت تعميم مفاهيم و تفسير ارزش هاي ديني خاص
خود , در سطح كل جامعه و در ميان همه گرايش هاي
انعطاف ناپذير فرقه اي ديگر به كار مي اندازد بدون اين كه
ساختار بسته فرقه اي و ناسازگاري مفاهيم ارزشي آنها چنين
زمينه اميدبخشي را به آنها بدهد. اين گونه تلاش ها , سبب دور
شدن از هدف اصلي كه ايجاد نظام ديني در كشور است مي شود
و يا حداقل زمان دست يابي به هدف را براي مدت هاي طولاني
به تاخير مي اندازد...
جنبش اسلامي پاكستان هنوز نتوانسته است
سلطه انحصاري گيتي گرايان (سكولاريست ها) را
درهم بشكند و به آرمان خود كه ايجاد انقلاب
اسلامي است , دست يابد , زيرا مجموعه اي از
عوامل سبب ناكامي اين جنبش شده است كه از ميان
اين عوامل ضعف ساختاري و ضعف راهبري و عملي
از همه مهم تر مي باشد.

|
پا به پاي ستاره
|

« پا به پاي ستاره » كتابي است كه حسين ذكريايي پيرامون
زندگي سردار شهيد حاج حسين بصير قائم مقام لشكر ويژه
25 كربلا نوشته است . اين كتاب را انتشارات مركز اسناد
انقلاب اسلامي در 180 صفحه به چاپ رسانده است . در
فهرست كتاب مذكور عناوين زير به چشم مي خورد : شام اول
عاشورا و شام آخر كربلا , ذاكر حسين (ع ) , سه حادثه تا
شهادت , روياي صادق , نفس آخر , دل شاد رزمندگان , مديريت
و تدبير , حكايت آن خواب , نهايت دقت , حسرت , نگاهي پر از
احساس , اذان جمعي , نماز شكر , آرزوي كربلا , گردان طلبه ها ,
روضه ي آقا , صبر و شكيبايي , پلي بر امواج دريا , حنايا
خضاب , جوشكار گمنام , پيكر ناشناس و عناوين متعدد ديگر.
در بخشي از مقدمه كتاب مذكور مي خوانيم :
هر چند ستاره ها در آسمانند , اما باز هم زمينيان با مدد از
ستارگان راه مي يابند و هدايت اهل زمين در پنجه ي نوراني
ستارگان آسمان است !
حاج حسين بصير نه به عنوان قائم مقام لشكر 25 كربلا ,
نه به عنوان يك فرمانده موفق جنگ و نه به عنوان يك
انقلابي مبارزه خطه ي مازندران , بلكه به عنوان يك بسيجي و
يك پرورش يافته ي مكتب روح خدا , ستاره اي است كه شعاع
نوراني اش تا هميشه در خدمت هدايت بشريت , خواهد
درخشيد و چه بسيار راه گم كردگان طالب تكامل با مدد از
روح بلندش راه يافته و يا خواهند يافت .
اين اثر بازتابي است در خور استطاعت از شعاع نوراني آن
ساكن قرب الهي كه بنا بر رسالت مركز اسناد انقلاب اسلامي
تهيه و تدوين شده است .
اين اثر كه شامل خاطرات كوتاه از زندگي سردار شهيد
حاج بصير است در سه موضوع تولد تا سربازي , سربازي تا
دفاع مقدس و دفاع مقدس تا شهادت سير تاريخي منظمي
دارد كه مخاطب و خواننده را با شخصيت اين سردار در
تحولات سالهاي زندگي اش آشنا مي سازد.

|
اصبغ بن نباته
|

دفتر اول از مجموعه ياران اميرالمومنين (ع ) تحت عنوان
« اصبغ بن نباته » توسط عبدالحسين طالعي نگارش يافته و
نشر ريحان آن را در 80 صفحه منتشر كرده است . اين كتاب ,
ده فصل دارد و عناوين زير در فهرست آن به چشم مي خورد :
چشم انداز , تفسير قرآن , راه ورود به بارگاه خدا , ارزشمندتر از
طلا و نقره , هشدار و هدايت , از اهل ذكر بپرسيد , رو در رو با
مخالفان , اعتراف عايشه , اعتراف ابوهريره , نگاهي به حيات
طيبه علي عليه السلام , دانايي و مظلوميت , مظلوميت حضرت
زهرا , گزارش نور , روايت محبت , گزارش عبادت , اخلاق نيكو ,
سه ركن دنيا , زمان استجابت دعا , آداب مهماني , نويد ,
يازدهمين خورشيد , ياران مهدي و...
در بخشي ازمقدمه كتاب مذكور مي خوانيم :
« اصبغ بن نباته » صحابي نبود , چون در زمان حيات رسول
خدا نبود. اما روح كلام پيامبر را باتمام وجود پذيرا شد.
حقايقي را كه راويان برايش از رسول خدا نقل كردند ـ و بعضي
از آنها شنيده بودند , بدون اين كه بفهمند ـ معناي آن حقايق
را برايشان بازگفت . و آنها را به تبعيت از آن حقايق نوراني
فراخواند.
« اصبغ بن نباته » عمر خود را بدين گونه
گذراند :
ارزش هاي وحي نبي و روح آن را فهميد.
در پي آن كلمات نوراني رفت و شنيد و خواند و بر جان
نشاند.
آنها را به ديگران بازگفت , و به دوست و دشمن آموخت .
مرز ميان حق نبوي با سخنان باطل را روشن ساخت .
در پرتو آيات حيات آفرين كتاب خدا و سخنان حيات
بخش رسول خدا , راه هدايت را در پيروي از امام زمانش يافت .
از اين رو , در سراسر لحظات زندگي , از حضرت امير
المومنين (ع ) پيروي كرد. و هيچ گاه از آن امام همام جدا نشد.
در جنگ و صلح , با امام زمان خود همراه شد. رمز سعادت
ابدي را در اين همراهي هماره يافت , و جاودانه شد.
اگر زندگاني تمام مردم , مجموعه اي از ثانيه ها و دقيقه هاي
گذرا است , زندگي بزرگمرداني مانند « اصبغ » را , نه ثانيه هاي
گذرا بلكه لحظات جاودانه تشيكل مي دهد.
اينان پيوسته به رشته استوار هدايت الهي ـ يعني
همراهي هماره با حجت خدا در زمان خود ـ چنگ مي زنند.
بدين گونه , هر لحظه اي از حيات خود را به كانون نور بدل
مي كنند , كانون نوري كه تا قيام قيامت دل تيره ظلمت را
مي شكافد , و به انسان هاي حق جو راه
مي نمايد.
بزرگمرداني چون اصبغ , قدر خود را شناختند , در برابر
حجت معصوم خدا واقع بينانه خضوع كردند , راه را از آن پاكان
خواستند , در پرتو هدايت ايشان راه پيمودند , و درس رهوري
به رهروان آموختند....

|
عمار ياسر
|

دومين دفتر از مجموعه ياران امير المومنين (ع ) تحت
عنوان « عمار ياسر » توسط عبدالحسين طالعي نگارش يافته و
نشر ريحان آن را در 128 صفحه منتشر كرده است . اين كتاب ,
هفده فصل دارد و در فهرست آن عناوين زير به چشم
مي خورد : چشم انداز , عمار و تفسير قرآن , اتمام نعمت ,
سرپرستي مومنين , مرتد كيست , عمار در بيان رسول
خدا(ص ) , مملو از ايمان , عمار در بيان امام علي عليه السلام ,
عمار در بيان امام سجاد(ع ) , عمار در بيان امام محمد
باقر(ع ) , همراهي عمار با حجت خدا و عناوين متعدد ديگر , در
بخشي از مقدمه كتاب مذكور مي خوانيم :
عمار بن ياسر , بزرگ مردي برآمده از خاندان ايمان است .
فرزند پدر و مادري كه نخستين شهيدان راه خدايند. و خود ,
به تدبيري الهي ـ كه مورد قبول پيامبر رحمت قرار گرفت ـ از
چنگ مشركان نجات يافته است , براي آن كه زنده بماند و در
صحنه هاي مختلف اجتماعي پس از رسول خدا , با منافقان
بستيزد , و راه هدايت را در آن سال هاي پر فتنه , به حق
جويان بنماياند.
عمار ياسر , ذخيره الهي است براي سخت ترين سال هايي
كه امت اسلام خواهد گذراند.
روزي كه با عمري بيش از نود سال در هيئت پيري سپيد
موي سپيد روي , در جمل و صفين شمشير مي زد , آن روز با
حضور خود در ميان پيروان اميرالمومنين (ع ) نشان داد كه
حق در كدام سوي ميدان است و باطل در كدام سوي .
آن ظرف مالامال بصيرت , جسمي بود كه نزديك به يك
قرن , حامل روحي عظيم بود. در زمان جواني از رسالت و در
زمان پيري از امامت دفاع كرد. با سلاح زبان , پرده هاي ظلمت
ظلم پيشگان را دريد و به حق طلبان راه نماياند. و در فرجام ,
جان بر سر ايمان نهاد و جاودانه شد.
اينك برگ هايي محدود از كتاب پر برگ و بار عمر عمار را
پيش رو داريد. در اين دفتر , تلاش بر اين بوده تا از منظر
هدايت به اين صحابي بزرگ بنگريم . از اين رو , بسياري از
وقايع تاريخي ناگفته ماند , زيرا در منابع ديگر ـ از همين
دست و به زبان فارسي ـ بيان شده است . در برابر , بيشتر به
ثمره هاي علمي و هدايتي عمار توجه شده است .
عمار ياسر ياور خوبي براي امام زمانش اميرالمومنين علي
بن ابي طالب (ع ) بود. در اين راه ثبات و استقامت نشان داد و
مورد توجه حضرتش قرار گرفت .
آيا ما كوشيده ايم كه در اين زمان , در مسير نصرت و ياري
امام زمانمان حضرت بقيه الله ارواحنا فداه ثبات و استقامت
نشان دهيم و اين توفيق را از خدايمان خواسته ايم
اگر اين دفتر , همين پرسش را ـ گر چه براي چند لحظه ـ
در انديشه يكي از خوانندگان خود برانگيزد , به هدف خود
رسيده است , و توفيق از خداست .

|
|
|
|