روزنامه جمهوري اسلامي 03/06/1383 صفحه جبهه و جنگ

* ناصر اميني :
بزرگترين افتخارم همراهي با شهيد تجلايي بود

سيم بي خار
بهترين عكس يادگاري

* معرفي نشريه
شماره جديد نشريات شاهد منتشر شد
ناصر اميني :
بزرگترين افتخارم همراهي با شهيد تجلايي بود





گفت و گو با برادر رزمنده « ناصر اميني » از فرماندهان لشكر 31 عاشورا در زمان جنگ
اشاره : مطلبي كه پيش روي شماست , گفت و گويي است با برادر رزمنده « ناصر اميني » يكي از فرماندهان لشكر 31 عاشورا كه توسط برادر هدايتي نماينده و خبرنگار روزنامه در استان آذربايجان شرقي انجام گرفته است كه ضمن تشكر از اين برادر بزرگوار ناگفته هاي اين رزمنده آذربايجاني را كه ساليان دفاع مقدس را در كنار سرداران شهيدي چون علي تجلايي و حبيب پاشايي گذرانده , از نظر شما مي گذرانيم . اميد آنكه در نظرتان مقبول افتد , انشاالله
جبهه و جنگ
در ابتداي گفت و گو لطفا خودتان را معرفي كرده و بفرمائيد در آغاز حمله ناجوانمردانه ارتش بعث به خاك مقدس ايران در چه يگاني حضور داشتيد
بنده ناصراميني متولد 1340 تبريز هستم ـ در سال 58 ديپلم گرفتم ـ قبل از تشكيل سپاه مدت 3 ماه در جهاد سازندگي بودم و در اوايل سال 59 پس از طي دوره هاي مخصوص آموزشي در يكي از پادگانهاي سپاه بعنوان مربي مشغول خدمت شدم .
از اولين بار حضور در منطقه جنگي چه خاطره اي داريد
دو ماه بعداز شروع جنگ تحميلي به سوسنگرد اعزام شدم كه در خدمت حاج ناصر بيرقي فرمانده عمليات سوسنگرد و فرمانده نيروهاي اعزامي از تبريز بودم و اين براي من بزرگترين شانس و افتخار بود كه در اردويي قرار گرفتم كه فرمانده آن تجربه هاي بخصوصي از جنگ در كردستان وهمچنين به همراه شهيد تجلايي از چريكهاي افغانستان آموخته و اطلاعات جنگي خاصي داشت .
مي توان گفت كه من آموخته هاي اوليه جنگ را از چنين فرماندهان لايقي تجربه كردم . در طول مدتي كه در سوسنگرد حضور داشتيم كل ابزار جنگي ما شامل يك قبضه كلاشينكف و يك قبضه ژ ـ س غنيمت گرفته از عراقيها و يك خمپاره 81 بود كه آن هم گلوله نداشت .
بعد از عمليات محدود 31 , نيروهاي عراقي دائما موضع خود را تغيير ميدادند و در آن هواي بسيار گرم ما را مجبور مي ساختند كه سنگرهاي جديدي احداث كنيم . پس از عمليات مقايس و چند عمليات محدود ديگر كه ظاهرا كوچك ولي بسيار سرنوشت ساز بودند , ما تجربه كرديم كه عراقيها بدليل استفاده از تجهيزات سنگين و كور شدن در شب توان رزمي شبانه را ندارند لذا ما در جنگهاي سبك و چريكي بسيار موفق بوديم , من يادم است كه بچه ها هميشه در عملياتهاي سبك خط اول را رد مي كردند و در داخل محدوده عراقيها بسيار موفق عمل كرده وهميشه پيروز برمي گشتند.
بيشتر در چه عملياتهايي حضور داشتيد
اولين عمليات مهمي كه در آن شركت مستقيم داشتم عمليات طريق القدس (آزادي بستان ) بود و با اينكه تجربه كافي نداشتيم ولي به همت فرماندهان لايق و پرسنل جان بر كف در اين عمليات محدوده بزرگي از سوسنگرد آزاد شد و عراق از آن عمليات به شدت شوكه گرديد بنحوي كه مواضع بسياري را , خودش رها كرده و عقب نشيني نمود و با استقرار در پشت رودخانه در حقيقت رودخانه را براي خود بعنوان يك سنگر طبيعي قرار داد. و از جمله عملياتهاي ديگر كه بنده در آن حضور داشتم عمليات چذابه بود. كل منطقه رمل و امكان سنگر سازي نيز براي ما ميسر نبود. عراقيها با تمام ادوات توپخانه اي و تجهيزات پياده به ما فشار مي آوردند و به هر نحو ممكن درصدد اشغال بستان بودند و از آنجائيكه نيرو كم داشتيم براي زياد جلوه دادن نفرات و فريب دشمن كلاه هايي را بر روي پوكه هاي 106 قرار داده و به فاصله هر 3 نفر در سنگرها مستقر كرديم كه بدين ترتيب سه شبانه روز و به شدت ايستادگي كرديم تا اينكه نيروهاي ديگري به كمك ما آمدند و متاسفانه تلفات زيادي داشتند ولي از نيروهاي ما كه 70 نفر بودند فقط يك نفر شهيد و يك نفر نيز زخمي شد و آموزشهايي كه ديده بوديم در آنجا خودش را نشان داد. در عمليات طريق القدس نيز از جمله نيروهايي كه موفق عمل كردند همين نيروها بودند كه بنام گردان شهيد مدني از سه محور عمليات كردند.
عمليات فتح المبين نيز از جمله بزرگترين عملياتهايي بود كه گردانهاي شهيد قاضي و شهيد مدني ماموريت يافتند كه كوه ميش داغ را كه عراقيها در آن مستقر بودند محاصره كنند. ما بايستي 18 كيلومتر پياده روي مي كرديم و هيچ اطلاعاتي نيز از پشت جبهه نداشتيم . بنده به همراه شهيد توانا و شهيد حبيب پاشايي و آقاي مجيد رضايي و 8 نفر ديگر جهت كسب اطلاعات به پشت خط رفتيم كه گم شديم و اجبارا تا صبح در يك جا نشستيم تا اينكه با شفق صبح ماموريت خود را انجام داده و به موقعيت خود بازگشتيم .
شب هنگام عمليات را آغاز كرديم . بايد ميدان ميني را كه از ناحيه چزابه تعبيه شده بود پاكسازي مي كرديم , تخريب چي ها وارد عمل شدند اما چيزي نيافتند و اين مورد تا سه دفعه تكرار شد , ناچارا 50 نفر وارد ميدان مين شديم و بدون اينكه حتي يك مين منفجر شود از اين ميدان گذشتيم و با خاك ريزي روبرو شديم كه هيچ كس در اين خاك ريز نبود فكر كرديم حتما تله است زيرا در شناسايي كه قبلا كرده بوديم در صبحگاهي كه در آنجا اجرا شد حداقل 70 الي 80 نفر ديده شده بودند بعدا فهميديم كه گويا يكساعت قبل از اينكه ما عمليات را شروع كنيم نيروهاي ويژه در آنجا جايگزين نيروهاي قبلي شده بودند و چون اين جابجايي در شب انجام شده بود همگي خسته و كوفته حتي بدون اينكه وسائل انفرادي خود را از ماشين ها تخليه كنند خوابيده بودند و هيچ گونه آشنايي نيز به منطقه نداشتند.
و بدين ترتيب تا ساعت 9 صبح كل منطقه بدست ما افتاد بعد از شروع عمليات هر عراقي كه از خط مقدم فرارمي كردم به خيال اينكه ما عراقي هستيم مستقيم به طرف ما مي آمد و از آنجائيكه گستره عمليات در نظر نبود ما پيشروي نكرديم و يكي از اسرا مي گفت بدليل عدم استقرار هيچ نيرويي , ايرانيها اگر مي خواستند ميتوانستند تا العماره پيشروي كنند.
تهيه و تنظيم : اسماعيل هدايتي
دفتر سرپرستي روزنامه جمهوري اسلامي در آذربايجان شرقي با تشكر از همكاريهاي بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس آذربايجان شرقي
عراقي ها از عمليات طريق القدس كه منجر به آزادي بستان گرديد شوكه شدند بنحوي كه در هنگام پيشروي ما مواضع خودشان را رها كرده و پا به فرار گذاشتند و با استقرار در پشت رودخانه رودخانه را براي خود يك سنگر طبيعي قرار دادند.
ساعت 9 صبح كل منطقه به دست ما افتاد , بعد از شروع عمليات هر عراقي كه از خط مقدم فرار مي كرد به خيال اينكه ما عراقي هستيم , مستقيم به طرف ما مي آمد.

سيم بي خار
بهترين عكس يادگاري


به اتفاق برادران رزمنده مصطفي واحدي , امير علي كرمي , علي رستمي و ابراهيم جهانشاملو در روستاي دوسينه بانه بوديم كه خبر عجيبي به گوشمان رسيد , اين خبر بيشتر به جوك شبيه بود تا واقعيت خبر اين بود :
يكي از برادران رزمنده جهت گرفتن يك عكس يادگاري به همراه اسلحه آر . پي . جي 7 خود , به يكي از عكاسي ها در شهر بانه مراجعه مي نمايد , اسلحه را بر دوش گرفته و بخاطر اينكه صحنه و زمينه عكس جالب و طبيعي ديده شود , موشكي نيز بر روي آن قرار مي دهد.
پس از دقايقي عكاس براي گرفتن عكس و آماده شدن مشتري يا آن برادر رزمنده , از شماره 1 تا 3 مي شمارد ولي ناگهان با شمارش آخر عكاس , اين برادر رزمنده ناخودآگاه ماشه ضامن اسلحه را چكانده و موشك آر.پي .جي را داخل عكاسي شليك مي كند , خوشبختانه ضامن موشك در محل خود قرار داشته و موشك بدون اينكه منفجر شود از ديوار عكاسي عبور و سپس به ديواري در خارج از عكاسي اصابت مي كند. بعد از اين واقعه , اين عكاسي به عكاسي آر.پي .جي معروف گشت .
جبهه و جنگ : صفحه جبهه و جنگ در نظر دارد خاطرات شيرين و جذاب رزمندگان اسلام را در ستوني بنام « سيم بي خار » منتشر نمايد , لذا رزمندگان و بسيجيان هشت سال دفاع مقدس مي توانند خاطرات شيرين و فرح بخش خود را براي چاپ در اين ستون به آدرس روزنامه ارسال نمايند.

معرفي نشريه
شماره جديد نشريات شاهد منتشر شد




شاهد
سيصد و پنجاه و يكمين شماره مجله شاهد , ماهنامه فرهنگي , اجتماعي , اعتقادي بنياد شهيد و امور ايثارگران انقلاب اسلامي منتشر شد.
اين شماره از « شاهد » كه با همكاري رضا حاجي آبادي , احمد حسني و مصطفي حيدري منتشر شد ويژه مرداد ماه و گراميداشت ياد وخاطره آزادي اولين گروه آزادگان وبازگشت اين عزيزان به ميهن اسلامي مي باشد.


اسوه هاي زنده ايثارـ فاطمه , الگوي زن مسلمان ـ دلاوران مومن , افسانه هاي تاريخي راتحقق بخشيدندـ آپارتايد هسته اي ـ دمكراسي آمريكايي ـ نظري در باب معنويت ـ نبردي نابرابر ـ تشييع پيكر 200 شهيد دفاع مقدس ـ گزارشي از جشنواره دو ساله قلم زرين ـ جنبشي كه به بيراهه رفت ـ عمليات والفجر 3 ـ ادب فاطمه در برابر همسر ـ خورشيد دربند ـ كبوتران سفرهاي دورتر ـ زمزمه ـ شجاعتي بي نظير ـ محفلي براي هنرمندان اهل دل ـ عاري از هرگونه آرايه ادبي و تكنيكي ـ الگوي مبارزه اش علي (ع ) بود ـ ردي از گل سرخ ـ سفري پا به پاي آفتاب ـ سفر دكتر دهقان به استان اصفهان ـ اميدهاي آموزش و پرورش ـ خاطرات روزهاي برفي ـ گلوكرم يا آب سياه ـ زيات حضرت فاطمه زهرا(س ) ـ جدول ـ اخبار همدل و پيك اشتغال عناوين مطالبي است كه در اين شماره از مجله « شاهد » به چشم مي خورد.
شاهد نوجوان
سيصدو پنجاه و ششمين شماره مجله « شاهد » نوجوان ماهنامه فرهنگي , اجتماعي بنياد شهيد و امور ايثارگران انقلاب اسلامي منتشر شد.در اين شماره از شاهد نوجوان كه ويژه مرداد ماه چاپ شده است مطالب زير گنجانده شده است .
پيام سرخ ـ ازيك خانه كوچك گلي ـ تشك نرم و كوه هاي طلا و نقره ـ درياي معرفت و كرامت ـ عقاب تيزپرواز سوار بر بال هماي سعادت ـ عطر مهرباني در آثار و زندگي هنرمندان شاهد ـ ديدار ـ كبوترهاي حرم ـ تدبير خام منافقين و رسوايي اربابان آنها ـ فرشته مهرـ مشق شب ـ شميم ـ قهرمانان شاهد , سفيران ايران اسلامي در جهان ـ سوره مباركه كوثر (مسابقه قرآني ) ـ در نوجواني چراغ معنويت در دل افروخته مي شود ـ نماز پرواز در ملكوت ـ نه داستان كوتاه ـ دانستني هاي علمي ـ كوتاه جالب , خواندني ـ اخبار نوجوان پاسخ به نامه ها ـ جدول ـ دوستان مجله ـ اسامي برندگان جدول و مسابقه قرآني