روزنامه جمهوري اسلامي 03/06/1383 صفحه سياسي

* بي حرمتي صهيونيستها به مسجدالاقصي به روايت تاريخ
« ساف » و استراتژي تاسيس دولت مستقل فلسطين
* يو اس اي تودي : در عراق زمينه يك انقلاب وجود دارد
بي حرمتي صهيونيستها به مسجدالاقصي به روايت تاريخ




قدس ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : رژيم صهيونيستي با اشغال بخشهاي گسترده از سرزمين فلسطين در سال 1327 همواره در پي آن بود تا شهر قدس را به بهانه اينكه در گذشته هاي دور مركز گردهمايي يهوديان بوده است به ديگر بخشهاي اشغالي ضميمه كند.
نگاه آزمندانه رژيم صهيونيستي به شهر قدس و برنامه ريزي براي ويران كردن مسجدالاقصي و ساخت به اصطلاح معبد يهوديان بر روي اين مكان مقدس صهيونيست ها را واداشت تا در جنگ سال 1346 با اعراب , كرانه باختري رود اردن و شرق قدس را نيز اشغال كنند.
با اشغال شهر قدس , مسجدالاقصي نيز به تصرف چكمه پوشان رژيم صهيونيستي درآمد و از همان زمان اين رژيم در انديشه ساخت معبد مورد ادعاي يهوديان برآمد.
صهيونيستها نه تنها در پي اشغال اين مكان بوده بلكه هدف آنها از بين بردن يكي از مهم ترين مكانهاي مقدس نزد مسلمانان بوده است .
« موردخاي غور » از نظاميان بلندپايه رژيم صهيونيستي در 17 خرداد 1346 و در سومين روز از اشغال شرق قدس با استفاده از يك خودرو نظامي وارد محوطه حرم مسجد الاقصي شد.
« دينس دوهان » تروريست مشهور صهيونيستي در 17 مرداد 1348 با ورود به داخل حرم مسجدالاقصي اقدام به آتش زدن بخشهايي از اين مكان مقدس كرد.
31 مرداد سال 1348 مصادف با اقدام صهيونيستها در آتش زدن بخشهايي از مسجد الاقصي است از اينرو آنچه كه در زير به آن اشاره شده نگاهي تاريخي به يورشهاي يهوديان تندرو به اين مكان مقدس با هدف ويران كردن آن است .
گروهي از يهوديان تندرو به نام « گورشون سلمون » در 23 مرداد 1357 درصدد ورود به حرم مسجد بودند كه فلسطينيان آنها را از اين كار بازداشتند.
و با وجود تكرار اين حادثه از سوي گروه يهودي به سركردگي « مائير كاهان » نزديك به 20 هزار نفر از فلسطينيان با ايجاد ديوار انساني اين صهيونيستها را از اين كار منع كردند.
پليس رژيم صهيونيستي همچنين در 20 آبان 1358 نمازگزاران در مسجدالاقصي را به گلوله بست كه در جريان اين جنايت دهها نفر از فلسطينيان زخمي شدند.
عناصر گروه يهودي « جبل الهيكل » به سركردگي خاخام « موشيه شيگل » با دردست داشتن پرچم هاي رژيم صهيونيستي براي خواندن نماز به شيوه يهوديان به حرم مسجدالاقصي حمله ور شدند.
رژيم صهيونيستي به بهانه اينكه در زيربناي مسجدالاقصي نشانه هايي از معبد سليمان بجا مانده در نهم شهريور 1360 اقدام به حفاري در زير اين بنا كرد.
يك صهيونيست به نام « هاري گولدمن » با ورود به داخل حرم اقدام به تيراندازي به سوي نمازگزاران در مسجد كرد. همچنين نظاميان اسراييلي در 16 مهر 1369 با يورش به مسجدالاقصي با كشتن 22 نمازگزار به جنايت تازه اي دست زدند.
يك گروه تندرو يهودي در تاريخ 28 مرداد 1369 با ورود به حرم مسجدالاقصي اقدام به خواندن نماز به شيوه يهوديان كردند . همچنين در 13 فروردين 1381 نزديك به 50 نفر از يهوديان تندرو به مسجدالاقصي يورش برده و شعار انهدام اين مسجد را سر دادند.
در تاريخ 21 اسفند 1375 مشاور قضايي كابينه رژيم صهيونيستي به يهوديان اجازه خواندن نماز در مسجدالاقصي را داد كه با موج اعتراض گسترده مسلمانان روبه رو شد.
در 23 فروردين 1376 يك گروه تندرو يهودي براي ايجاد مكاني جهت برپايي نماز به شيوه يهوديان به مسجدالاقصي وارد شدند و 12 روز بعد گروه موسوم به جبل الهيكل قصد برپايي نماز در اين مسجد را كردند.
در پنجم مهر 1377 پليس رژيم صهيونيستي با خواندن نماز به شيوه يهوديان در مسجدالاقصي موافقت كرد . همچنين در 27 دي 1377 يك قاضي صهيونيست خواستار تقسيم مسجدالاقصي به دو بخش اسلامي و يهودي شد.
يك فرد يهودي نيز به نام « دميان فاكوبيتش » در هفتم بهمن 1377 وي به تلاش براي بمب گذاري در مسجدالاقصي اعتراف كرد. پليس رژيم صهيونيستي همچنين در 15 فروردين 1378 به 19 يهودي تندرو از گروه جبل الهيكل اجازه ورود به حرم مسجدالاقصي را داد.
يك دادگاه رژيم صهيونيستي در 31 خرداد همان سال اجازه ورود به عناصر گروه جبل الهيكل به حرم مسجدالاقصي را داد. افزون بر اين در نهم مهر سال 1378 برخي از مطبوعات رژيم صهيونيستي از سياست اسراييل در منهدم كردن مسجدالاقصي به بهانه پيداكردن نشانه هاي مربوط به معبد يهوديان خبر دادند.
در 5 مهر 1378 يك شركت اسراييلي آبجوسازي برچسب عكسي از شهر قدس و مسجدالاقصي را بر روي شيشه هاي خود قرار داد. « ايهود اولمرت » شهردار قدس غربي با انتشار بيانيه اي اعلام كرد كه باترميم رواق مروانيه در حرم مسجد الاقصي مخالفت كرد.
مطبوعات رژيم صهيونيستي در آذر سال 1379 از تصميم وزارت اديان اين رژيم در اجراي حفاري در زير مسجدالاقصي خبر دادند.
ورود « آرييل شارون » در ششم مهر 1379 به حرم مسجدالاقصي سرآغاز انتفاضه اي شد كه همچنان ادامه دارد.

« ساف » و استراتژي تاسيس دولت مستقل فلسطين


بيروت ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : تشكيل سازمان آزاديبخش فلسطين « ساف » در نيمه ي دهه 1960 ميلادي براي مردم فلسطين يك نقطه تحول به سوي استقلال و آغاز تدوين استراتژي (راهبرد) براي تاسيس دولت مستقل فلسطين بحساب مي آيد.
با شكست اعراب در جنگ 1967 ميلادي و سرخوردگي فلسطيني ها به دليل سيطره كامل « اسرائيل » بر تمام سرزمين فلسطين ميل به استقلال و انديشه تاسيس دولت مستقل در ميان آنان بويژه ساف شدت گرفت .
در اين راستا تاسيس گردان ها و كميته هاي مردمي براي مبارزه مسلحانه در قالب جنبش ملي آزاديبخش فلسطين « فتح » در سال 1968 ميلادي موجب مطرح شدن و احياي بافت فتح و نيز پويايي بيشتر ساف شد.
اين امر موجب شد كه اتحاديه عرب در سال 1974 ميلادي و پس از آن سازمان ملل , سازمان آزاديبخش فلسطين به رياست « ياسر عرفات » را به عنوان نماينده قانوني مردم فلسطين به رسميت بشناسند.
يكي از اقدام هاي ساف براي عينيت بخشيدن به روياي تاسيس دولت مستقل فلسطين تاسيس مجلس ملي در تبعيد بود اما رهبران اين سازمان با از دست دادن پايگاه هاي عملياتي خود در اردن در سال هاي 1970 و 1971 ميلادي ناگزير شدند به لبنان بيايند و در اين كشور مستقر شوند.
ساف و فتح پس از يك دهه مبارزه نظامي و فعاليت سياسي در لبنان در سال 1982 ميلادي در نتيجه اشغال خاك اين كشور به وسيله رژيم صهيونيستي , مجبور شدند به تونس و الجزاير بروند.
عرفات در سال هاي 1982 تا 1993 ميلادي به مدت 11 سال در تونس بود و براي تحقق ايده و استراتژي تاسيس دولت مستقل فلسطين در وطن فلسطينيان , مبارزه سياسي خود را ادامه داد.
انتفاضه اول مشهور به « قيام سنگ » در دسامبر 1987 ميلادي « آذر 1366 خورشيدي » انديشه تشكيل دولت را در ميان فلسطيني ها قوت بخشيد.
در نوامبر 1988 ميلادي « آبان 1367 خورشيدي » يعني يك سال پس از آغاز انتفاضه ي اول و شش سال پس از خروج ساف از بيروت بود كه اين سازمان در نشست مجلس ملي فلسطين در الجزاير يكبار ديگر بر استراتژي خود مبني بر تشكيل دولت فلسطين تاكيد كرد.
قيام سنگ يا انتفاضه ي پايان دهه هشتاد ميلادي , جنبشي فراگير در فلسطين بود كه مبارزه سياسي و نظامي را در رويارويي با « اسراييل » به شكل واقع بينانه در هم آميخت .
اين انتفاضه بر قانوني بودن سازمان آزاديبخش فلسطين « ساف » به عنوان نماينده ي مردم فلسطين مهر تاييد مجدد زد و به اين سازمان و نيز جنبش فتح براي پيشبرد انديشه تاسيس دولت مستقل به پايتختي قدس شريف روح تازه بخشيد.
قيام سنگ همچنين موجب پيدايش جنبش ها و گروه هاي ديگر فلسطيني خارج از فتح شد كه از آن ميان مي توان به جنبش مقاومت اسلامي فلسطين « حماس » و جنبش جهاد اسلامي فلسطين اشاره كرد كه پايگاه اجتماعي در نوار غزه داشته و دارند.
با پيدايش اين جنبش ها اسلام سياسي در فلسطين زنده شد , به صحنه مبارزه گام نهاد و در كنار گرايش هاي سياسي ديگر بويژه جنبش هاي فتح و ساف براي تحقق آرمان ملت فلسطين كوشش كرد كه اين كوشش همچنان ادامه دارد. برخلاف باور برخي رهبران عرب كه جنبش هاي اسلامگراي فلسطيني را نه تعددنگر كه يك جانبه نگر مي دانند , اين جنبش ها در جامعه فلسطين آغوش خود را به روي همه ي قشرهاي مردمي باز نگه داشته اند.
پس از امضاي قرارداد اسلو در سال 1993 ميلادي , سازمان آزاديبخش فلسطين و رهبران آن وارد مناطق فلسطيني در نوار غزه و كرانه باختري شدند و حكومت خودگردان را به عنوان مقدمه تاسيس دولت مستقل فلسطين به پايتختي قدس را تشكيل دادند.
به دليل دخالت ها و تجاوزهاي مستمر رژيم صهيونيستي به مناطق فلسطيني و نفوذ قدرت هاي بزرگ و حمايت از آن رژيم , حكومت خودگردان و سازمان ساف نتوانستند يك دولت به معناي كامل سياسي آن را تشكيل دهند و وظايف آن را تدوين و اجرا كنند.
با آغاز انتفاضه دوم مشهور به انتفاضه مسجدالاقصي در سپتامبر سال 2000 ميلادي « شهريور 1379 خورشيدي » ضرورت تجديد نظر در ساختار سياسي ساف , فتح و حكومت خودگردان با هدف جامه عمل پوشاندن به تاسيس دولت مستقل فلسطين به طور جدي مطرح شد.
فلسطينياني كه برلزوم تجديد نظر و اصلاح بافت حكومت خودگردان و سازمان هاي فلسطيني و مبارزه با فساد داخلي تاكيد مي كنند باور دارند كه انجام اين كار به اداره بهتر امور و فراهم شدن زمينه هاي بيشتر براي تاسيس دولت مستقل منجر مي شود. نخستين فرياد اعتراض به فساد در پيكره حكومت خودگردان در ماه گذشته بلند شد و در همين راستا برخي مسئولان فتح و ساف ده ها پرونده فساد را به مجلس قانونگذاري فلسطين ارايه كرده اند.
اين مجلس كميته اي متشكل از 14 نماينده را براي بررسي مساله فساد و انجام اصلاحات در حكومت خودگردان و ارايه راهكار انتخاب كرده است .
عرفات نيز در سخنراني چهارشنبه هفته گذشته خود در مجلس قانونگذاري فلسطين بر ضرورت مبارزه با فساد و انجام اصلاحات جدي در حكومت خودگردان تاكيد كرد و خواستار حركت به جلو براي تحقق آرمان و برنامه هاي گروه هاي فلسطيني شد.
قرار است كميته منتخب مجلس قانونگذاري فلسطين پيش نويس طرح جامع خود در باره اصلاحات و نحوه مبارزه با فساد را در آينده به رياست مجلس و نيز رييس حكومت خودگردان ارايه دهد.
كارشناسان اميدوارند كه اين حركت دروني در حكومت خودگردان فلسطين به موفقيت استراتژي آن براي تاسيس كشور و دولت مستقل منجر شود و اجازه ندهد كه خارجي ها با تدوين طرح هايي مانند « نقشه راه » وعده تشكيل چنين دولتي را به ملت فلسطين بدهند.

يو اس اي تودي : در عراق زمينه يك انقلاب وجود دارد




روزنامه آمريكايي يو اس اي تودي روز جمعه نوشت : نبرد در نجف آزمايش مهمي براي اياد علاوي نخست وزير دولت انتقالي عراق و دولت جرج بوش رئيس جمهور آمريكا است .
به گزارش خبرگزاري فرانسه از واشنگتن , يو.اس .اي .تودي در تحليلي خبري نوشت : به نظر مي رسد بعداز دو هفته درگيري نيروهاي آمريكايي و عراقي تلاش هماهنگي را براي بيرون راندن مقتدي صدر از حرم امام علي (ع ) , آغاز كرده اند.
اين نشريه افزود : شكست در بيرون راندن صدر و طرفدارانش از حرم امام علي (ع ) , باعث خواهد شد اياد علاوي ضعيف به نظر برسد و ساير درگيريها و ناآراميها در مناطق كردنشين , سني نشين و شيعي نشين تقويت شوند.
كشتن مقتدي صدر يا خسارت وارد آوردن به حرم نيز امكان دارد موجب قيام گسترده تري در ميان اكثريت شيعه عراق شود.
« رالف پيترز » سرهنگ بازنشسته ارتش كه هم اكنون كارشناس نظامي و از موافقان جنگ عراق است به اين روزنامه گفت : اكنون نسبتا فرصت خوبي براي سركوب مقتدي صدر داريم ولي قاطعيت نداشتن دولت آمريكا در آستانه انتخابات براي ما گران تمام شده است .
« پيترز » كه از دولت بوش به خاطر بيرون كشيدن نيروهاي آمريكايي از شهر سني نشين فلوجه در چند ماه گذشته در حين نبرد در اين شهر انتقاد كرده است , افزود : نيروهاي آمريكايي مي توانستند صدر را زودتر از اين از ميان بردارند و اين بار نيروهاي آمريكايي و عراقي بايد در اين كار موفق شوند.
عده اي ديگر از كارشناسان ابراز نگراني مي كنند كه صدر بار ديگر راه گريز پيدا خواهد كرد.
« اماتسيا بارام » كارشناس امور عراق از موسسه آمريكايي « صلح » در واشنگتن بروز يك انقلاب اجتماعي را در عراق پيش بيني كرده و مي گويد : طبقات متوسط و بالا در عراق مقتدي صدر را قبول ندارند ولي طبقات پايين از او حمايت مي كنند. در اينجا عناصر مربوط به يك انقلاب اجتماعي وجود دارد.
اين روزنامه با اشاره به تلاش « علاوي » براي جلب حمايت مردم عراق به نقل از « مايكل روبين » كارشناس موسسه « آمريكن اينترپرايز » مي افزايد : كردها به وي اعتماد ندارند. او حمايت شيعيان را از دست داده و نتوانسته است سني ها را به دور خود جمع كند. يك منتقد نيز گفت : علاوي سعي كرده است تصوير محكم و خشني از خود نشان دهد. حكم اعدام را از سر گرفته و تهديد به از بين بردن گروه هاي شورشي كرده است . اگر وي نتواند كنترل نجف را به دست گيرد تهديدهاي وي توخالي جلوه خواهد كرد.
« پيترز » همچنين به يو.اس .اي .تودي گفت : وي معتقد است علاوي مي داند كه سرنوشت رهبري وي به پيروزي در نجف بستگي دارد.
شايد علاوي فرد مناسبي براي ايجاد دموكراسي در عراق ظرف يك سال نباشد ولي او فرد مناسب براي شرايط كنوني است .