روزنامه جمهوري اسلامي 02/06/1383 صفحه مقالات

چه بسيار معصوميت هايي كه به خاطر فقر از دست مي روند
نگاهي به ساختمان سازي چندمنظوره در شهرسازيها
چه بسيار معصوميت هايي كه به خاطر فقر از دست مي روند


حاشيه اي بر گزارشي از چادر نشيني يك خانواده محروم در تهران
جناب « ع .ش » سلام ! باباجون آخه مگه نشنيده اي كه ميگن « سري كه درد نكنه دستمال نمي بندن » آره عزيزم ! اين چه مطلبي بود كه نوشتي چيزايي گفته اي كه آدم وقتي مي شنوه شاخ در مي آره .
« تفاوت ميان فقير و غني » , « فاصله طبقاتي » , « تبعيض » , « فقر و محروميت » و...! آخه برادر من چرا به فكر آخرتت نيستي چرا آرامش جامعه را به هم مي زني , چرا هنجار شكني مي كني , چرا و WTO مواظب گفتمانت نيستي ! آبرومون رو پيش حقوق بشر , گفتگوي تمدنها نبر. يه چيزاي كذبي گفته اي كه آدم نمي دونه از دست تو كجاها شكايت بكنه , « چادر نشيني » ! اونم در تهران !
نمي دونم اين پايتخت ام القراي جهان اسلام چه گناهي كرده كه از دست شما امثال گروه فشار , راحتي نداره . اصلا چرا رفتي سراغ بن بست , چرا هزينه هايي مملكت را هدر مي دي و از اين همه فضاي باز و آزاد استفاده نمي كني باباجان !ما بازسازي نموديم , توسعه اقتصادي و سياسي كرديم كه تو آزاد باشي نه اينكه هر بن بستي كه دلت خواست بري , فرداي قيامت چه جوري مي خواي تو صورت مسئولين مون نگاه كني , جواب اين همه تهمت را چه جوري پس خواهي داد عزيزم ! بترس از يوم تبلي السرائر , ما اين همه توسعه فرهنگي نموديم و مردمسالاري به راه انداختيم و اقامه نماز نموديم كه تو روشنفكرانه بينديشي نه اينكه در بن بستها بموني ; اگه نظر منو مي خواي , مي گم زود استغفار كن تا عاق پايتخت خوشگلمون بدبختت نكرده , اگه اين يكي كار را كردي , بعدش برو يه كم اصلاح طلبانه فكر كن .
ببين اصلا تو فرهنگ لغت مملكتمون كلماتي مثل « فقر » , « محروميت » , « چادر نشيني » و صدها جور از اين كلمات موهوم و خيالي را پيدا مي كني آخه انصافت كجا رفته اين حرفها عوض تشكر كردنته اينه رسم قدرداني از مسئولين پاسخگو آخه قربونت برم بذار لااقل خستگي نهضت خدمات رساني از تن مسئولين خدمتگزار بيرون بره , بعد اين همه افترا بارشون كن , اصلا مگه سوژه كم بود كه رفتي دنبال چادر نشيني , چرا نمي خواي بفهمي دنيا عوض شده , عصر عصر فضاست , عصر تكنولوژيه (ببخشيد! فن آوري ) عصر كرامت انسانيه . اگه واقعا مي خواي درد جامعه را انعكاس بدي چرا نمي ري كمي آنطرف تر در بالاي پايتخت عزيزمون سراغ آدمهاي بيچاره و نازنيني كه زندگي مي كنند. اونا از جونشون مايه مي ذارند برجهاي خوشگل مي سازند كه من و تو از زييايي ها لذت ببريم , اونا شب و روز تلاش مي كنن , ساختمانهاي بلندبلند مي سازند كه من و تو بلند بلند فكر كنيم و از كوته بيني و راه افتادن توي بن بستها بيرون بياييم ; اونوقت تو چرا مي خواي زندگي را به كام اين شهروندان ممتاز تلخ كني ! شماها مثل مگس به دنبال فضولات است , فوري سفت مي چسبين به فاصله طبقاتي ! به حق چيزاي نشنيده و نديده !
اصلا وقتي مي بيني كه اين آقاي چادر نشين پيرهن مشكي پوشيده , فورا بايد دو هزاريت بيفته , بابا اون مي خواد سياه نمايي كنه , مي خواد جوسازي كنه , داره بحران مي آفرينه !
اينهمه تو مملكت خرج مي كنند , همايش مي ذارند , كميسيونها(ببخشيد! كارگروهها) فعال مي شند , جلسات علني و غير علني تشكيل مي شه , كميته هاي تخصصي به راه مي اندازن , بازرسي و نظارت مي كنن , بخشنامه ها صادر مي شه , سفرهاي خارجي مي رن و غم غربت را به خاطر همين چادر نشينها به جان مي خرن , چه بيانيه هاي شديد اللحني كه در حمايت از همين ها صادر نمي شه , چه بسيار نمايندگاني كه به خاطر همين مردم تحصن كردن , استعفا دادند , چه بسيار نمايندگاني كه ميليونها خرج مي كنند تا در خانه ملت براي همين ملت خدمت كنن و براي عضويت در كميسيونهاي خاص , مخلصانه سر و دست مي شكنن و كميسيون اصل 90 مشتري نداره , احزاب نهادينه مي شن و هزاران هزار نشريه فقط براي خدمت به اين محرومين انتشار مي شه , عزل و نصب ها به راه مي افته , حتي براي راحت زندگي كردن من و تو مشاوراني استخدام مي شن , چه افتتاحيه ها و اختتاميه ها به راه انداخته مي شن , كنترلها و نظارتها و بازرسي ها اعمال مي شن , با مجرمين و مفسدين اقتصادي سرسختانه برخورد مي شه , فقرزدايي مي كنن , از اقشار آسيب پذير حمايت مي كنن , تنش زدايي مي كنن , اشتغالزايي مي شه , در دادگاهها سر سوزني حق مظلومين پايمال نمي شه , طرحهاي استراتژيك , ( ببخشيد! راهبردي ) به راه مي اندازن و... اونوقت تو و امثال تو , هي نمك بخورين و نمكدون بشكنين !
امثال تو باعث مي شن كه رئيس جمهور در كوير , احساس تنهايي مي كنه و براي « فردا » نامه مي نويسه ! ا راستي چرا اين آقا كه تو گزارش آوردي سراغ رئيس جمهور نمي ره , مگه همون هنرمند آسيب پذير با يكي دو نامه چند هزار دلار وام نگرفت !
چرا قدر اينهمه خدمت را نمي فهمين , فقر چيه فاصله طبقاتي چيه تورم و گراني چيه تبعيض چيه چرا هنجار شكني مي كنين چرا و چرا ...
اون جمله پاياني گزارشت هم خيلي مرموزانه بود. نوشته بودي : « آيا چنين وضعي در جامعه اسلامي ما شايسته است » , اولا كه اسلامي خالي نه , جمهوري اسلامي , خواهشا سياسي حرف نزن , ثانيا عزيزم ما شايسته سالاري كرده ايم و اينگونه وصله ها به ما نمي چسبه . ثالثا اصلا جاي نگراني نيست چون در سال پاسخگويي براي « آيا » ي تو و « آيا » هاي ديگر مسئولين پاسخ خواهند داد!
و اما برادر گرامي ! دردها بسيار است و اينگونه موارد , مثال مشت نمونه خروار است . شايد اين خانواده خيلي خوش شانس بوده اند كه بعد از 9 ماه چادر نشيني , قلمي , رطوبت چشمان باراني و دردمندشان را در روزنامه به نقش در آورده است . اما چه بسيارند مظلوماني كه چشمانشان در كنج محروميت از درد فقر و نداري و از رنج تبعيض و فاصله طبقاتي بسته مي شوند.
وقتي مي شنويم كه يك دختر دبيرستاني از شدت فقر از تحصيل عقب مي ماند و هنگامي كه چشمان خجالت زده پدر كارگرش و مادر بيچاره اش را كه از فرط كاركردن در خانه اين و آن از پا در آمده اند , در ناتواني از پرداخت چند هزار تومان ناقابل براي كلاسهاي تقويتي , مي بيند , زندگي اش را با حلق آويز نمودن خويش پايان مي دهد و دريغ از گلوهايي كه از اين بغض غم آلود بتركند! وقتي مي بينم كه مادري در حالي كه چهره محرومانه اش را در زير چادر حيا پنهان نموده , در تاريكي شب در همين خيابانهاي پايتخت ! از زباله داني هاي مقابل غذا خوريها و ساندويچي ها دنبال لقمه ناني براي فرزندانش كه حكايت « بابا آب داد , بابا نان داد » را خيلي وقت است فراموش كرده اند , مي گردد.
وقتي مي شنوي كه مادري با چند تا فرزند قدو نيم قد در غياب نان آور خانه كه به خاطر افتادن در دام رباخواراني كه حكايت اينچنيني را برايش رقم زده و خيلي راحت و آزاد , خرد شدن استخوانهاي فقرا را به نظاره مي نشينند به زندان افتاده است , از ترس اينكه نكند همسايه ها بفهمند كه چند ماهي است از كلبه او بوي غذا نيامده , چند تا پياز در روغن سرخ مي كند تا بويش را بشنوند و بفهمند كه او هم انسان است و زندگي مي كند , شايد هم فرزندش براي انشاي « زندگي زيباست » ! خيلي حرفها براي گفتن خواهد داشت .
وقتي مي شنوي كه خانمي بعد از مردن شوهرش در تصادف , به خاطر عشق به زندگي مي خواهد فرزندانش را كه جز او پناهي ندارند آبرومندانه بزرگ كند تا در آينده مبهم شان آينده ساز شوند , آنچنان زندگي برايش تنگ مي شوند كه به آن جناب مسئول !مي گويد : من همه چيزم را فروخته ام براي گذران زندگي ! فقط مانده ...
و چه بسيار پرده هاي حيا و عفت كه به خاطر فقر دريده شده اند و چه بسيار معصوميت هايي كه از دست مي روند و من و تو فقط مي شنويم و مي بينيم و بايد بنويسيم كه اين تنها كار ما شايد در روز جزا به حكم « والقلم و ما يسطرون » نجاتمان دهد! خدايا ببخش اگر همه اين وقايع را مي بينيم و باز مي گوئيم « ياحجه الله اشفع لنا في الجنه » , ببخش اگر نمي فهميم .
راستي ! وقتي مي گويند خداوند در روز حساب به هيچ وجه از « حق الناس » نخواهد گذشت , چه كسي خود را براي جوابدهي در قبال حقوق ضايع شده محرومين و فقرا آماده كرده است !
خدايا از بلند شدن آه مظلومان از فرش تا عرش , فقط به خودت پناه مي بريم .
ع ـ ا

نگاهي به ساختمان سازي چندمنظوره در شهرسازيها


ترجمه مهندس امير فرج اللهي راد
دانشجوي دكتراي ساختمان از ونكوور كانادا
ساختمانهاي چندمنظوره پديده تازه اي نيستند , اگرچه آنها از فرهنگ لغات معماري كنار گذاشته شده اند.
عقيده موجود در باب تاثير مكتب عملكردگرايي به منظور حل مسائل شهري , همانگونه كه در منشور آتن بيان شده , ناقوس مرگ سازه هاي چندمنظوره را رسما به صدا درآورد. هدف نهايي , ايجاد انواع ساختمانهايي بود كه براي عملكرد مورد انتظار مناسب باشند. از آنجا كه عملكردها , مانند زندگي كردن , كاركردن و غيره با هم متفاوت هستند , منطقي به نظر مي رسد كه عناصر متشكله ساختمانهايي با عملكردهاي مورد بحث نيز متفاوت باشند و عناصر ايده آل مربوطه بدون سودمندي عملكردشان صرفا بتوانند در خدمت يك عملكرد قرار بگيرند.
نهايتا فلسفه معماري مدرن بر مقررات و آئين نامه هاي بيشتر شهرها آنچنان تاثيري گذاشته كه طبق قانون , ساختن يك ساختمان چند عملكرده دشوار گرديده است .
معماران مكتب مدرنيسم با اين فرض كه فرم ساختمان اساسا تحت تاثير منظور و هدف از بهره برداري آن را ارائه داده اند كه اهميت بسزايي در پاسخ به نيازهاي اساسي داشت . آنها براي مواردي نظير پاسخ به تاثير فرهنگ و يا انسجام در بافت شهري اهميت يكساني قائل نبودند.
معماري مدرن به سبب توسعه برج هاي مسكوني , اداري و مراكز خريد نتوانسته نيازهاي يك خانواده را براي زندگي در يك خانه مناسب برآورده سازد لذا در چنين معماري اگر آنها را بدون فكر در كنار يكديگر قرار بدهيم , نخواهند توانست يك شهر منسجم را بوجود آورند.
اين نمونه هاي اوليه , محيط جدا شده اي را بوجود آورده اند كه تنها در خدمت يك منظور قرار دارد و مردم , ساختمانهاي رفيع را بعد از انجام كارهاي بخصوصشان فوري ترك مي كنند. مناطق آپارتمان نشين در خلال روز خالي هستند و مناطق اداري بعد از ساعت 5 ترك مي شوند . مناطق شهري مدرن شامل ساختمانهاي تك عملكرده فاقد آن پيچيدگي و مشغوليت زندگي مي باشند كه هنوز در فضاهاي شهرهاي قديمي وجود دارد.
اكنون اين وظيفه ماست كه اين قسمتهاي جدا را كنار هم قرار بدهيم , تا فرم و فعاليت هاي آنها يكديگر را كامل كند و مجددا يك زندگي شهري زنده را ايجاد كند.
محدوديت هاي موجود در ساخت سازه هاي چندمنظوره
در چند سال گذشته در شهر تورنتو جدال بزرگي كه منشا آن تغيير آئين نامه هاي مربوط به اجازه ساخت ساختمانهاي چندعملكرده بود , جريان داشته است . جدال اصلي كه در مقابل اين حركت وجود داشت از اين قرار بود كه تركيب چند عملكرد , در درون يك ساختمان , غيراقتصادي است . ادعا مي شد كه تركيب فضاهاي مسكوني و تجاري نه تنها از ديد ساختمان سازي و از نظر اقتصادي مناسب نيست بلكه از ديدگاه مديريتي و عملياتي نيز فاقد سودمندي مي باشد.
اما آمار مورد استفاده در اين بحث فقط تخصصي شدن صنعت ساختمان را آنگونه كه امروز وجود دارد منعكس مي سازد. سالها روشهاي مرسوم ساختمان سازي , ساخت اقتصادي ساختمانهاي تك عملكرده را ممكن ساخته است . نبايد فراموش كنيم كه اولين نمونه هاي ساختمانهاي تك عملكرده مخصوصا باتوجه به نظريه هاي كارشناسي امروز , فاقد كارآيي بودند. فقط تجربه و رفع نواقص بوده است كه اكنون باعث سهولت در زمينه مسائل مالي ساختمان شده است , اما حتي بعد از زمانيكه تمام مناطق شهري توسط اين گونه ساختمانها اشغال شد و به ضرر شهر منجر گشت , آنگاه منافع اقتصادي از ديد اقتصاد شهري مورد سئوال قرار گرفت .
ساختمانهاي چندعملكرده مي توانند از سوددهي بيشتر و يا برابري برخوردار باشند , اما از يك طرف آئين نامه هاي ساختمان و از طرف ديگر طرز تفكرات مالي , مخالف اين ويژگي چند عملكردي هستند. مثلا بيشتر سرمايه گذاري ها در زمينه مسكن در كانادا از طريق شركت رهن و مسكن كانادا انجام مي شود. بدست آوردن مبلغ مورد نياز براي رهن از طريق اين شركت جهت پروژه هاي مسكن كه بعد اقتصادي آن بيشتر از ده درصد باشد , دشوار است .
بحث در اين مورد كه تك عملكردگرايي الگوي توسعه طبيعي است براساس اين فرض است كه انتظار مي رود ساختمانهاي تك عملكردي از كارآيي بيشتر برخوردار گردند. اگر ما اين موضوع را در زمينه شهري نگاه كنيم تشخيص مي دهيم كه چنين كارآيي حقيقتا وجود ندارند. ساختمان تك عملكردي و مناطق تحت پوشش آنها فقط طي قسمتي از روز يا هفته اشغال مي شود و در ساير اوقات خالي و بي استفاده باقي مي ماند. ليكن , ساختمانهاي چند عملكردي يا چند منظوره , مردم را در اوقات مختلف كنار هم جمع مي كند كه كاربرد بسيار مفيدتري از يك فضاي شهري مي باشد. حتي پس اندازهاي اقتصادي ناشي از ساختمانهاي تك عملكردي مانع بررسي دقيق نمي شود. گرچه ساختمانهاي چندعملكرده ممكن است در ابتدا هزينه بيشتري براي ساخت داشته باشند اما آنها در درازمدت باتوجه به استفاده فشرده تر از آنها در زمينه شهري بسيار ارزانتر خواهند بود.
در ابتداي اين قرن , فلسفه هاي شهرسازي مدرن كه فقط شامل مكتب عملكردگرايي , سو تعبير شده بودند رواج يافت . آنها بعد از جنگ جهاني دوم در شهرهاي آمريكاي شمالي توسعه يافتند و خسارت جبران ناپذيري را بوجود آوردند. تجربه بزرگ شهري در باب جداسازي عملكردها تقريبا به زوال شهرهاي بزرگ دنيا منجر گشت .
اين قضيه كه ساختمانهاي چندعملكرده مي توانند به بازگرداندن سلامت شهرها كمك كنند , به درك ما از روابط پيچيده دروني يك شهر بستگي دارد , همانطور كه در هر ارگانيسم زنده , وابستگي پيچيده اي بين قسمتهاي متعدد آن وجود دارد. همچنين در يك شهر نيز اين مطلب صادق است . گاهي اوقات چنين وابستگي هايي در نگاه اول در يك شهر سالم قابل مشاهده نيست , ولي اگر هر رابطه دروني حذف شود بزودي اين وابستگي ها ظاهر خواهند شد.
زندگي جمعي , عمل متقابل ارگانيسم هاي مختلف و در جهت منفعت عمومي , در يك شهر عمل مي كند. نزديكي فيزيكي عملكردهاي متفاوت به عملكردهاي موجود كمك مي كند.
باقرارگرفتن مغازه ها در مجاورت رستورانها , مردمي كه براي غذاخوردن به آن منطقه مي روند در فروشگاههايي خريد خواهند كرد كه به اين عملكردها نزديكند. از طرف ديگر اگر همه مكانهاي مسكوني را از يك منطقه اداري دور كنيم , در ساعت 6 آن منطقه خلوت و بي روح مي شود . منطقه اداري بدون حمايت حيات بخش عملكردهاي شهري , بي روح و مرده است .
هزاران نفر در يك شهر سكونت دارند , هر كدام با يك سبك زندگي متفاوت , هر كدام در يك مرحله سني متفاوت , هر كدام با علائق , احساسات , عادات و روابط گوناگون , آنها همه نياز به يك محيط شهري دارند كه با نيازهاي فيزيكي متفاوت با هم مرتبط شوند. بافت شهري بايد به اندازه كافي غني و پيچيده باشد تا بطور مناسب اين نيازهاي مختلف را تحقق بخشد و يك هم زيستي سودمند و متقابل بين آنها برقرار سازد. ساختارهاي چندعملكرده محيط مي توانند زمينه را براي چنين عملكردي مهيا سازند.
به نظر مي رسد بسياري از مثالهايي كه معماري پست مدرن ناميده مي شوند , عملكرد و ساختار را انكار مي كنند , مجددا ممكن است بسادگي به سراشيبي يك فرماليسم متفاوت بلغزند و نتوانند يك معماري پرمحتواتر را خلق كنند. معماري فقط در صورتي مي تواند زنده شود كه همه نيازها را برآورده سازد , نيازهاي عملكرد و ساخت و همچنين نيازهاي عاطفي انسان را.
از آنجا كه ساختمان چندمنظوره بخشي از بافت شهر است , بنابراين تحت سيطره قوانين شهري است . اين كافي نيست كه يك ساختمان را تنها مطلق منافع آن ارزيابي كنيم و شهري را كه حياتش به ساختمانها بستگي دارد , فراموش كنيم . در نهايت نه تنها نيازهاي داخلي بلكه احتياجات خارجي يك شهر را بايد درون يك ساختمان تامين شده باشد. بنابراين ساختمان بايد با شهر هماهنگي داشته باشد تا يكي بشوند.
من سه حالت را انتخاب كرده و مورد نظر قرار داده ام تا ساختمان چند عملكرده را به عنوان جزئي از كل شهري بزرگتر ارزيابي مي كنم :
ساختمان چندمنظوره , پاسخي به عواطف انساني
عواطف انساني جايگاه مستقلي در ايجاد فرم يك ساختمان دارند. معماري مدرن , در عقايد فلسفي تعصب آميزش اين نيرو را و استقلالش را نفي مي كند و عواطف انساني را فقط به عنوان توسعه نيازهاي عملكرد و سازه مورد مشاهده قرار داد.
معماري مدرن در قبال هر مصالحه اي كه مي توانست از انسجام اين سه وضعيت بدست آيد غيرحساس بود. مثلا نماي ورودي يك ساختمان فقط در صورتي از طرف معماران مكتب مدرنيسم قابل قبول بود كه عملكرد داخلي را به عنوان حقيقت دروني ساختمان منعكس كند. اين موضوع به صورت تنها بيان يا مصالحه اي است كه مي بايست در فرم ساختمان منعكس شود. عملكردهاي يك ساختمان اغلب در خلال عمر آن با الگوي دوره اي تغيير مي كند. احتمالا رابطه نيرومندي براي قسمت بيروني ساختمان به منظور ارتباط دادن آن با محيط شهريش نسبت به بيان حقيقت درونيش وجود دارد.
اين ارتباط با زمينه شهري دومين مصالحه اي است كه ساختمان چندعملكرده بايد در فرم معماريش منعكس سازد , در غير اين صورت نه مي تواند در شهر تاثير داشته باشد و نه به شهر كمكي نمايد.
نهايتا بايد به سومين مصالحه ضروري براي ساختمان چندعملكرده نزديك شويم كه نيازهاي عاطفي مربوط به ميراث فرهنگي و روانشناسي انساني , از نيازهاي داخلي و خارجي مستقلا در شكل دادن به ساختمانهاي ما عمل مي كند.
نماي ورودي فقط قسمتي است كه در آن با اين سه موضوع مورد بحث را مشاهده مي كنيم . ما بايد بررسي كنيم و دريابيم كه چگونه ساختمان چندعملكرده بايد به اينها پاسخ دهد و چگونه مي توان بين آنها ارتباط برقرار كند تا بافت شهري ما را ترميم نمايد.
چنين پاسخ ظاهرا ساده اي , اما موثر به مركز شهر به عنوان خياباني كه فضاي خرده فروشي و فضاي زندگي را به هم مرتبط مي ساخت در تئوري هاي طراحي مدرن كنارگذاشته شد. آنها در ارتباط با نماي ممتد خيابان احيا شده اند.
اين ساختمان , نمونه آزمايشي آيين نامه مركز شهر جديد تورنتو بود كه مسكن سازي را دوباره در مركز شهر امكان پذير ساخت و ارتفاع ممتدي را براي ساختمانهاي كاتدرال و پارك آن تجويز كرد. ورودي خيابان در تقسيم بندي سه طرفه اش به صورت يك فضاي احاطه كننده واكنش نشان مي دهد و به وسيله تحميل دو مقياس , ريتم ايجاد مي نمايد.