دنياي غرب به سركردگي آمريكا درحال « دشمن تراشي » و
تبديل دنياي اسلام به يك « دشمن مشترك » براي غرب است .
اگرچه اين خط مشي پس از فروپاشي اتحاد شوروي , در صدر
سياستهاي بلوك غرب و مشخصا اعضاي پيمان نظامي « ناتو »
قرار گرفته است , اما دقيقا پس از حوادث 20 شهريور 80 (11
سپتامبر) بصورت يك استراتژي مدون و سازمان يافته درحال
پيشروي و اجراست .
واقعيت اينست كه خصومت با دنياي اسلام براي قرنها
جزو خميرمايه اصلي سياست كلي كشورهاي غربي بوده است
لكن دور جديد اين اقدامات سازمان يافته عليه كليت دنياي
اسلام , دقيقا پس از فروپاشي اتحاد شوروي , كليد خورد.
مسئله از آنجا آغاز شد كه پس از انحلال پيمان نظامي « ورشو » ,
برخي كشورهاي اروپائي عضو پيمان نظامي « ناتو » صراحتا
اعلام داشتند كه پيمان ناتو , فلسفه وجودي خود را از دست
داده است و ديگر ضرورتي به تداوم فعاليت اين پيمان وجود
ندارد. آمريكا با احساس نگراني در مورد عواقب فروپاشي
« ناتو » و انحلال سازمان پيمان آتلانتيك شمالي براي منافع
واشنگتن , فعاليت سازمان يافته اي را آغاز كرد كه بموجب آن ,
يك « دشمن جديد » براي غرب , « تعريف » شود تا ابقاي « ناتو »
و ضرورت تداوم فعاليت سازمان پيمان آتلانتيك شمالي
همچنان قابل توجيه باشد. دقيقا به همين دليل بود كه واشنگتن
به كمك برخي كشورهاي اروپائي كه همانند انگليس , حرف
شنوي و دنباله روي مطيعانه از آمريكا دارند , با يك همكاري
مشترك در زمينه « دشمن تراشي » و تبديل دنياي اسلام به يك
« دشمن تمام عيار » براي غرب وارد عمل شدند.
ناگفته پيداست كه اين يك استراتژي دراز مدت است و
تاكنون 14 سال پس از فروپاشي اتحاد شوروي , برروي اين
پروژه , كار سيستماتيك و سازمان يافته اي انجام شده و امروزه
در مرحله اي قرار گرفته ايم كه برخي آثار و تبعات آن , تدريجا
غيرقابل انكار شده است كه يك نيروي محركه قوي در پشت
سر اين پروژه قرار دارد تا از دنياي اسلام , يك دشمن بسازد و
هر مسلماني را يك « دشمن بالقوه » براي غرب معرفي كند.
طراحان و مجريان اين طرح , حتي ابائي هم ندارند كه
مسلمانان به اين رموز پي ببرند و حالت تخاصمي هم عليه
غرب پيدا كنند و يا حالت خصمانه عليه غرب را ابراز نمايند.
چرا كه اين رفتار مسلمانان , دقيقا به تامين اهداف طراحان و
مجريان پروژه دشمن تراشي از مسلمانان , كمك مي كند و حتي
آنراتسريع و تسهيل مي نمايد.
تصادفي نيست كه مسلمانان در چهار گوشه جهان , حتي
كسانيكه خودشان هم با يكديگر مواضع مشترك سياسي ,
فرهنگي نداشته و ندارند و چه بسا كه با يكديگر اختلاف
مشرب و اختلاف ديدگاه داشته باشند , در شرايط كنوني ,
تقريبا همگي به وجود يك « اراده سياسي » در غرب پي برده اند
كه در جهت تبديل مسلمانان به « دشمن » تلاش مي كند. هدف
آمريكا اينست كه اگر تا ديروز , بلوك شرق و دنياي كمونيسم
بعنوان « دشمن مشترك غرب » معرفي مي شد , امروزه كه ديگر از
كمونيسم , بجز يك خاطره و آنهم در ذهن ها و در موزه ها و
كتابهاي تاريخ , چيزي باقي نمانده است , غرب بتواند دشمن
جديدي را تعريف نمايد و با هدف قرار دادن اين دشمن جديد ,
به اشتراك نظر و اشتراك عملي براي مقابله با آن دست يابد و
اهداف سلطه جويانه خود را تداوم بخشد. طراحي اصلي اين
استراتژي را آمريكا برعهده گرفته و به مرور زمان , بخش هاي
جديدي را به اين مجموعه مي افزايد و در حقيقت , مسير
حركت بسوي چنان هدفي را به روش « سعي و خطا » , مرتبا
حك و اصلاح مي كند.
نكات مهمي در اين زمينه وجود دارد كه نبايد از كنار آن
بسادگي بگذريم . اساسي ترين موضوع آنكه اصولا دنياي اسلام
به هيچ وجه تشابه قابل ذكري با دنياي كمونيسم نداشته و
ندارد. كمونيسم يك انديشه ساخته ذهن بشر و اتفاقا محصول
فكر معلول غرب است لكن اسلام يك دين آسماني است .
كمونيسم , يك انديشه بي ريشه در تاريخ است و قدمت آن حتي
به يكصد سال هم نمي رسد و حال آنكه اسلام با ريشه 14 قرنه ,
مرحله تكاملي اديان آسماني است كه ريشه در فطرت پاك
انسانها دارد و اگر بخواهيم به درستي تجسم كنيم , در واقع
ريشه اسلام و اديان آسماني , همزاد خلقت انسان
است .
علاوه بر اين , كمونيسم بجز از طريق حاكميت زور , در
كشورها حاكم نشده و هيچگاه نتوانسته قلوب ملت ها را تحت
تاثير مستمر خود قرار دهد و حال آنكه اسلام , دين فطرت
است و در عمق وجود پيروانش ريشه دوانيده و پيروان اسلام
براي « حفظ اسلام » , بيش از حفظ جان و منافع شخصي خود
حاضر به فداكاري هستند و حتي در اين راه , جانفشاني
مي كنند.
دقيقا به همين دليل است كه غرب در راه تحقق اين هدف
خود بر « خلاف مسير خلقت » و « برخلاف فطرت » انسانها وارد
عمل شده و يقينا اين حركت محكوم نيز به شكست و ناكامي
است . اما درعين حال نبايد فراموش كنيم كه بهرحال اين
خط مشي ضدانساني , امروزه بعنوان « استراتژي غرب » درحال
شكل گرفتن است . معني صريح اين عبارت آنست كه اگر دشمن
در موضع باطل خود , به وحدت رسيده و بر موضع باطل خود
اصرار مي ورزد , پيروان اسلام نيز بااطمينان خاطر از حقانيت
آن بايستي بيش از دشمن بر موضع حق طلبانه خود , با حفظ
وحدت كلمه , اصرار كنند.

|