روزنامه جمهوري اسلامي 26/05/1383 صفحه سياسي
« بحران دارفور » بهانه غرب براي حضور نظامي در شمال افريقا




م ـ طلوع گر
چند روزي به پايان ضرب الاجل 30 روزه شوراي امنيت سازمان ملل به دولت سودان جهت خاتمه بخشيدن به بحران ايالت دارفور باقيمانده است . رويدادي كه از سوي مجامع بين المللي و غربي , فاجعه بارترين بحران انساني عصر حاضر نام گرفته است . بنابر آمارهاي منتشره توسط خبرگزاريهاي غربي , اين بحران تاكنون 1,2 ميليون نفر آواره و دهها هزار كشته و مجروح بر جاي گذاشته است .
در قطعنامه شماره 1556 شوراي امنيت كه با راي ممتنع چين و پاكستان در سي ام ژوئن 2004 (نهم مرداد ماه جاري ) به تصويب رسيد , از دولت سودان خواسته شده تا به تعهدات خود در زمينه خلع سلاح و محاكمه رهبران گروه « جن جاويد » و همدستان آنان كه حقوق بشر و حقوق بين الملل را در دارفور نقض كرده اند , عمل كند.
اين قطعنامه تمامي اقدامات خشونت آميز از سوي تمامي طرفها از جمله كشتار مردم , حمله به غيرنظاميان , تجاوز به زنان و بي خانمان ساختن مردم دارفور را شديدا مورد محكوميت قرار داده است . بر اساس اين قطعنامه , چنانچه سودان به تعهدات خود كه در اين قطعنامه بدان اشاره شده است , عمل نكند , تدابيري از جمله مجازاتهاي اقتصادي , محدوديت در ارتباطات و حمل و نقل و قطع روابط بااين كشور به مرحله اجرا گذاشته مي شود . (1 )
بحران دارفور را مي توان بدليل وجود عوامل مختلف از جمله ماهيت سرعت شكل گيري و گسترش ـ شمار آوارگان و تلفات ـ سرعت عمل غربيها براي مداخله ـ سرعت عمل شوراي امنيت سازمان ملل و وسعت تهديدات غرب براي مداخله نظامي در زمره وقايعي دانست كه شگفتي هاي بسيار با خود همراه دارد و چنانچه پوشش سنگين و لحظه به لحطه اخبار حوادث آن توسط رسانه هاي غربي را به اين موارد اضافه كنيم اين ظن تقويت مي گردد كه توطئه اي در كارست تا پس از آنكه دولت سودان موفق شد با امضاي قرارداد صلح با شورشيان مسيحي جنوب اين كشور , بر 21 سال جنگ داخلي فايق آيد , بار ديگر آرامش وامنيت سودان را اينبار به بهانه بحران دارفور دستخوش تغيير و تحول قرارداده و خارطوم را كه در حال ساماندهي بحران جنوب و اعتماد سازي روابط بارهبران آن است , مجبور به تحمل فشار مضاعف نمايند.
پيشينه تاريخي دارفور
ايالت دارفور يكي از نه ايالت سودان كه در غرب اين كشور و در همسايگي چاد و افريقاي مركزي واقع شده است . قوم « فور » كه اين ناحيه از آنها نام گرفته , اصليت خود را از « جبل مره » رشته كوهي كه از شمال به جنوب دارفور امتداد دارد , مي دانند . دارفور در قرن 15 ميلادي تاسيس شد و در سال 1874 به اشغال مصريها در آمد و از آن پس براي سالها تحت حاكميت سلاطين دست نشانده خديو مصر قرار داشت . بدنبال نهضت محمداحمدابن عبدالله در سال 1881 ميلادي به مدت 17 سال تحت حكومت وي و جانشينان او بود . با سقوط اين سلسه در سال 1898 اين ناحيه به سودان انگليس و مصر منضم شد اما دقيقا 17 سال بعد و در پي يك شورش محلي به سودان كنوني پيوست و يكي از ايالات كنوني اين كشور شد . (2 )
يك پنجم از جمعيت 30 ميليوني سودان در ايالت دارفور كه به سه بخش شمالي , جنوبي و غربي تفكيك شده است , زندگي مي كنند جمعيت اين ايالت از نژادهاي مختلف افريقايي و عرب تشكيل شده كه از نظر تركيب جميتي , سياهپوستان افريقايي با 70 درصد در اكثريت قرار دارند .
ريشه بحران دارفور
سير وقايع جاري در ايالت دارفور كه از فوريه 2003 آغاز شد بيانگر آنست كه اين منطقه بدلايل گوناگون تاريخي و نژادي و نيز وقوع شديدترين خشكسالي در دهه 1990 و نارسائيهاي حاصل از آن , بطور نامحسوس مستعد شكل گيري اعتراضات عليه دولت و برخورد ميان دو نژاد افريقايي و عرب بوده است . برخلاف قبايل افريقايي نژاد كه عمدتا به كشاورزي اشتغال دارند , اقليت 30 درصدي قبايل عرب , دامداري را پيشه خود ساخته اند و ناگفته پيداست كه ايندو در چرخه تعامل و توليدات كشاورزي و دامداري همانطور كه شديدا به يكديگر وابسته اند به همان اندازه زمينه بسيار براي برخورد و اصطحكاك ميان آنها وجود دارد. وجود عوامل ديگر از جمله كشف معادن فلزات رنگي و منابع غني نفت در اين ايالت ـ غفلت دولت مركزي در تامين نيازمنديهاي منطقه اي و ملي قبايل ـ تنش هاي متعدد ميان احزاب تشكيل دهنده دولت مركزي ـ شطينت همسايگان و طمع ورزي قدرت هاي سلطه گر همگي شرايطي را پديد آورده كه هريك بنوبه خود در شكل گيري و گسترش بحران دارفور نقش اساسي ايفا نموده اند.
آتش شورش در منطقه دارفور در 17 ماه قبل هنگامي شعله ور شد كه دو گروه شورشي سياهپوست موسوم به « جنبش آزاديبخش سودان » كه از سوي حزب مخالف كنگره سودان (جدا شده از دولت ) حمايت مي شود و « جنبش عدالت و مساوات » كه از سوي ارتيره (همسايه شرقي سودان ) مورد حمايت قرار دارد , در اعتراض به بي توجهي دولت مركزي به جامعه عمدتا سياهپوست افريقايي منطقه , بر ضد دولت قيام كردند.
اما مدتي بعد گروه هاي شبه نظامي عرب كه گفته مي شود طرفدار دولت هستند از جمله گروه « جنجويد » متقابلا برضد شورشيان دست به تهاجم هايي زده و بنابر اعتراف مقامات دولتي سودان نيز اين گروه طي اين درگيريها مرتكب جنايات عديده اي شدند به همين دليل از سوي گروه هاي مدافع حقوق بشر و آژانس هاي كمك رساني به « پاكسازي نژادي » متهم شدند. اما دولت سودان تاكنون اين اتهام را كه گفته مي شود از گروه شبه نظامي « جنجويد » حمايت مي كند , بشدت رد كرده و گروه مذكور را گروهي مسلح و غارتگر مي داند كه با سو استفاده از شورش سياهپوستان , اهداف غير انساني خود را دنبال مي كنند.
بر اساس اعلام معاون دبيركل سازمان ملل در امور بشردوستانه , بحران دارفور تاكنون بين 30 تا 50 هزار نفررا در درگيري ها و بيماريهاي حاصل از آوارگي به كام مرگ كشانيده و 1,2 ميليون نفر نيز در اين ناآرامي ها آواره و يا به چاد پناهنده شده اند(3 )
طي 17 ماه گذشته دولت سودان تاكنون دو دور با شورشيان مذاكره كرده است . دور اول مذاكرات كه به امضاي آتش بس ميان دو طرف منجر شد در خاك سودان انجام شد و دور دوم آن كه 18 ژوئيه در آديس آبابا و با نظارت رئيس جمهوري اتيوپي صورت گرفت بدليل تعيين پيش شرط از سوي شورشيان بدون حصول نتيجه متوقف شد. قرار است سومين دور مذكرات 23 اوت (دوم شهريور) تحت نظارت « اوباسانجو » رئيس كنوني اتحاديه افريقا و رئيس جمهوري نيجريه در « ابوجا » پايتخت اين كشور برگزار شود.
نقش اريتره در شورش دارفور
كشور كوچك ارتيره به پايتختي « اسمره » واقع در شمال شرقي سودان در سال 1993 و طي يك جنگ داخلي طولاني مدت از خاك اتيوپي جدا شد و به استقلال رسيد.اين كشور از آن پس بدليل قرار داشتن دريك منطقه فوق العاده سوق الجيشي به عامل مستقيم صهيونيست جهاني براي پيگيري برنامه هاي توسعه طلبانه آنان در شمال افريقا مبدل شد. بگفته منابع افريقايي , اريتره تاكنون در طرح هايي كه هدف آن ايجاد بي ثباتي و ناآرامي درمنطقه بوده , بطور فعال مشاركت نموده است . « اسمره » پايتخت اريتره نيز هم اكنون مركز تجمع و محلي براي سازماندهي گروه هاي مخالف دولت خارطوم است اين كشور با تقويت و تسليح گروه شورشي « جنبش آزاديبخش سودان » و حمايت از « جنبش عدالت و مساوات » علاوه برهدايت غير مستقيم شورش هاي دارفور , در ناكامي مذاكرات طرفين درگير در اين ايالت نيز نقش مهمي را ايفا كرده است . تلاش براي آغاز يك تهاجم نظامي به مرزهاي شرقي سودان با همدستي دو گروه تقويت شده مخالف خارطوم موسوم به « ارتش فدرالي » و « شيرهاي آزاد » تاره ترين طرح اريتره براي بي ثباتي در سودان به شمار مي رود.
در اين زمينه « ژنرال فاروق احمد نور » استاندار ايالت « كسالا » در شرق سودان اريتره را متهم به تقويت نيروهاي خود در مرز مشترك دو كشور كرد. به گفته وي اين تقويت نيرو توطئه اي است كه به منظور انجام عمليات نظامي در شرق سودان و با هدف حمايت از تهاجم برنامه ريزي شده مخالفان دولت سودان مستقر در اريتره صورت مي گيرد.
پيش از آن دو گروه سوداني « الاسود الحره » و « جنبش عدالت و مساوات » كه در خاك اريتره مستقرند توافقنامه اي را با هدف حمله مسلحانه عليه دولت سودان امضا كرده بودند شبكه تلويزيوني الجزيره در گزارشي در اين باره آورده است : اين دو گروه در توافقنامه اي كه در شهر اسمره پايتخت اريتره امضا كردند تاكيد نمودند به مقاومت خود تا سقوط دولت سودان ادامه دهند. در اين توافقنامه همچنين بر هماهنگي دو گروه در زمينه هاي نظامي , سياسي و تبليغاتي تاكيد شده است . (4 )
فرصت طلبي آمريكا ـ انگليس
چنانچه در سطور قبل گفته شد عوامل متعددي در شكل گيري بحران دارفور نقش ايفا كرده اند اما آنچه دراين ميان بيش از سايرين در تشديد و آشفته ساختن اوضاع دارفور تاثير داشته , اختلافات عميق ميان احزاب سوداني بر سر تقسيم قدرت از يك سو , فرصت طلبي و طمع ورزي قدرت هاي سلطه گر از ديگر سوي است . بدون ترديد شكاف رو به تزايد در دولت مركزي در كنار غفلت و كم توجهي خارطوم به خواستهاي منطقي قبايل افريقايي ساكن در دارفور رويهم زمينه مساعدي را براي مداخله دولتهاي استعمارگر غربي در امور داخلي سودان مهيا ساخت . سرعت عمل دولتهاي آمريكا و انگليس در سوار شدن بر موجي كه غرب سودان را دچار تشنج كرده از طريق انحصاري كردن پوشش خبري حوادث دارفور , دراين راستا قابل تامل است .
در زمينه نقش پنهان آمريكا و انگليس در شعله ور ساختن شورش سياهپوستان افريقايي نژاد دارفور و فرصت طلبي آنان , نظرات متقاوتي مطرح شده كه هر يك در جاي خود ارزش بررسي دارد اما تحليل غالب « بحران دارفور » را توطئه اي زمانبندي شده براي حضور نظامي غرب در شمال افريقا مي داند كه مقدمات اوليه آن بر شورش نژاد افريقايي اين ايالت به بهانه اعاده حقوق از دست رفته استوار است . بسياري از تحليل گران منطقه كه طرفدار اين نظريه هستند , سرعت شكل گيري و گسترش دامنه بحران دارفور طي 17 ماه گذشته را مرحله نخست برنامه اي از پيش تدوين شده مي پندارند كه اقدامات شتابزده امريكا و انگليس براي تهيه پيش نويس و تصويب قطعنامه شماره 1556 را كه كمتر از دو هفته براي آن وقت صرف شده است , حركتهاي بعدي اين برنامه به شمار مي آورند.
اين تحليل گران عقيده دارند مانورهاي تبليغاتي شديد پيرامون وقايع دارفور و « پاكسازي نژادي » خواندن آن همراه با تهديدات پياپي مقامات سياسي و نظامي لندن و واشنگتن , همچنين سفرهاي متعدد مقامات رسمي اين دو كشور حتي در سطح وزراي خارجه به دارفور و مذاكره با رهبران شورشيان اين ايالت , همگي سلسله اقدامات غيرطبيعي و خارج از عرف بين المللي محسوب مي گردند كه حامل پيام هاي ناخوشايندي براي منطقه است . پيام هايي كه تاكنون نگراني بسياري از كشورهاي آفريقايي و عربي را برانگيخته است . در اين راستا تاكنون علاوه بر اقدامات ديپلماتيك فردي رهبران سنتي منطقه , دو اتحاديه بزرگ افريقا و عرب با واكنش به موقع در قبال اوضاع جاري , تحركات گسترده اي را آغاز نموده اند تا از اتفاقات احتمالي كه مي رود شمال افريقا را تهديد كند , ممانعت بعمل آورند.
اين تحليل گران طرح مشترك امريكا ـ اروپا موسوم به « اصلاحات در خاورميانه بزرگ و شمال آفريقا » كه اوايل سالجاري توسط سران گروه هشت كشور صنعتي در ايالت جرجياي آمريكا به تصويب رسيد را يادآوري مي كنند و بر اين اعتقادند همانطوريكه اشغال نظامي افغانستان و عراق , گام اول اجراي اصلاحات در خاورميانه بزرگ نام گرفته , اين احتمال وجود دارد كه نزد برنامه ريزان طرح فوق , اشغال سودان بعنوان گام اول اصلاحات در شمال افريقا مطرح باشد.
تهديد براي حضور نظامي
اگر چه قطعنامه سازمان ملل هيچ اشاره اي به استفاده احتمالي از زور نكرده است اما مقام هاي غربي اعزام نيرو را براي پايان دادن به بحران ياد شده مطرح كرده اند. اين مساله نگراني هايي را در ميان دولت هاي عربي از احتمال تبديل شدن سودان به « عراقي ديگر » بوجود آورده است . در اين ميان انگليسي ها كه تجربه دهها سال سلطه استعمارگرانه بر سودان دارند , حتي از اعزام 5 هزار سرباز به دارفور سخن گفته اند . در اين راستا احزاب محافظه كار و ليبرال دمكرات انگليس نيز علاوه بر ترغيب دولت بلر براي حضور نظامي در سودان , تلاش وسيعي را براي ترغيب سازمان ملل براي مداخله نظامي در اين ايالت بحران زده بكار گرفته اند.
« جان برانكو » عضو ارشد حزب محافظه كارانگليس كه خود از منطقه دارفور ديدن كرده است با متهم ساختن دولت سودان به همدستي با شبه نظاميان « جنجويد » از « توني بلر » نخست وزيرانگليس و همچنين اتحاديه اروپا و سازمان ملل خواست با اعزام نيروي نظامي به دارفور , بحران مذكور را خاتمه دهند.
همچنين « جك استراو » وزير خارجه انگليس نيز تهديد كرد در صورت عدم همكاري كامل خارطوم با خواست هاي بين المللي , لندن احتمال مداخله نظامي را منتفي نمي داند. در همين ارتباط رئيس ستاد ارتش انگليس هم از آمادگي اين كشور براي اعزام پنج هزار نظامي به دارفور خبر داد(5 )
روزنامه « گاردين » چاپ لندن در باره طرح دولت انگليس براي مداخله نظامي در سودان از قول منابع داخلي دولت بلر نوشت : نخست وزيرانگليس سه گزينه را براي حضور نظامي در سودان در نظر دارد و از مشاورانش خواسته تا اين موضوع را بدقت بررسي كنند.
و اما دولت آمريكا كه قبل از قعطنامه شوراي امنيت , وزيرخارجه اش را براي بررسي بحران دارفور يه اين منطقه گسيل نموده است و در تصويب قطعنامه عليه سودان نيز نقش اساسي ايفا كرده تاكنون در باره مداخله نظامي در اين كشور موضع صريح و مشخصي نداشته است اما منابع مستقل سياسي بر اين اعتقادند كه اگر چه آمريكائيها در بحران دارفور مانند ماجراي عراق از تبليغات وسيع و تهديدات نظامي بهره نمي گيرند ولي در شمال افريقا با انگليسي ها همراهند و از يك استراتژي مدون و همسو پيروي مي كنند.
« كالين پاول » وزير خارجه آمريكا در اين زمينه هشدار داده است كه دولت سودان بايد تمامي سعي خود را براي پايان دادن به بحران دارفور بكارگيرد و تا زمانيكه اين مهم بدست نيامده , سودان راتحت فشار قرار خواهد داد.
همچنين سخنگوي وزارت خارجه آمريكا نيز با بيان اينكه دولت بوش فعلا قصد اعزام نيرو به سودان ندارد , تاكيد كرد كشورش براي حمايت از قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل از نزديك با اين سازمان در تماس است (6 )
درمقابل اين تهديدات , كشورهاي عربي وافريقايي در قالب دو اتحاديه آفريقا و عرب با موضعگيري صريح خود , غربي ها را از تكرار ماجراي عراق و افغانستان برحذر داشته و با مداخله نظامي در اين بحران بشدت مخالفت كرده اند. اين دو اتحاديه در نشست هاي جداگانه ضمن بررسي تمام جوانب بحران دارفور , اين بحران را يك مسئله داخلي ومنطقه اي خوانده اند كه راه حل منطقه اي نيز دارد.
« ابوبكر عبدالسلام » فرستاده ويژه « اوباسانجو » رئيس فعلي اتحاديه افريقا و رئيس جمهوري نيجريه بااشاره به آخرين نشست اتحاديه افريقا در باره دارفور گفت : اتحاديه افريقا مشكل فعلي در ايالت دارفور را مساله اي داخلي مي داند كه به قاره افريقا ارتباط پيدا مي كند و بايد توسط اين اتحاديه حل شود . (7 ) همچنين « الفا عمر كوناره » رئيس كميسيون اتحاديه افريقا در قاهره با بيان اينكه بحران دارفور راه حل نظامي ندارد و فقط از راه هاي سياسي قابل حل مي باشد , تصريح كرد : دولت سودان بايد با جامعه بين المللي و اتحاديه افريقا همكاري كند . (8 )
وزراي خارجه اتحاديه عرب نيز در تازه ترين نشست اضطراري خود در قاهره پيرامون بحران دارفور , هرگونه پيشنهاد مداخله نظامي در دارفور يا اعمال تحريم هاي بين المللي برضد سودان را رد كرده اند. دربيانيه پاياني اين اجلاس از جامع جهاني خواسته شده فرصت بيشتري را به دولت سودان بدهند تا بتواند به تعهدات خود در قبال آشوب هاي دارفور عمل كند . (9 )
نتيجه گيري
برخلاف تبليغات رسانه اي غرب « بحران دارفور » را بدلايل بسيار نمي توان « پاكسازي نژادي » اطلاق كرد بلكه حوادث اين ايالت را بايد يك « بحران انساني » خواند كه ريشه داخلي و خارجي دارد. وجود عواملي چون وابستگي شديد منابع درآمدي ساكنان دارفور بيكديگر ـ اختلافات انباشته شده قبيله اي ـ كم توجهي تاريخي حكومت هاي مركزي به خواستهاي ملي و منطقه اي اكثريت نژاد افريقايي اين ايالت كه اكنون براي اعتراض فرصت يافته ـ اتنقال جنگ قدرت احزاب سوداني به ميان مردم ـ وجود سرزمين حاصلخيز و مساعد براي كشاورزي و دامپروري و نيز ذخاير عظيم نفي و غيرنفتي دارفور از جمله ريشه هاي داخلي بحران كنوني در غرب سودان محسوب مي گردد. بديهي است وجود اينهمه عوامل براي ايجاد بحران داخلي , دشمنان در كمين نشسته را وسوسه خواهد كرد تا از آب گل آلود , ماهي بگيرند.
مضاف بر آن در اين حقيقت نبايد ترديد نمود كه در دارفور غربي در سايه غفلت و سهل انگاري دولت مركزي , توسط گروههاي شبه نظامي وابسته به داخل و خارج صدها هزار غير نظامي بيگناه طعمه جنگي ناخواسته شده و از خانه و كاشانه خود آواره شده اند و يا جانشان را از دست داده اند. فجايعي كه مسئوليت دولت سودان را براي پايان بخشيدن به اين « بحران انساني » كه دستاويزي براي مداخله نظامي استعمارگران و تحريم هاي بين المللي شده است , دو چندان مي سازد. بنظر مي رسد دولت خارطوم اكنون در يك برهه حساس تاريخ اين كشور قرار گرفته است كه بايد با پايان بخشيدن مدبرانه و هشيارانه به « بحران دارفور » اجازه ندهد با تبديل اين بحران به يك معضل بين المللي , پاي نظاميان سلطه گر آمريكايي و انگليسي به شمال افريقا باز شود.
منابع :
1 ـ تلكس خبرگزاري جمهوري اسلامي شماره 17 ـ83,5,10
2 ـ دايره المعارف فارسي ـ جلد اول ص 938
3 ـ تلكس خبرگزاري جمهوري اسلامي شماره 572 ـ 83,5,5
4 ـ تلكس خبرگزاري جمهوري اسلامي شماره 63 ـ 83,4,28
5 ـ تلكس خبرگزاري جمهوري اسلامي شماره 475 ـ 83,5,5
6 ـ تلكس خبرگزاري جمهوري اسلامي شماره 202 ـ 83,5,6
7 ـ تلكس خبرگزاري جمهوري اسلامي شماره 650 ـ 83,5,7
8 ـ تلكس واحد مركزي خبر 83,5,19
9 ـ تلكس واحد مركزي خبر 83,5,19
سير وقايع جاري در ايالت « دارفور » بيانگر آنست كه اين منطقه بدلايل گوناگون تاريخي و نژادي و نيز وقوع شديدترين خشكسالي دهه 1990 و نارسائيهاي حاصل از آن , زمينه ساز شكل گيري اعتراضات عليه دولت مركزي و برخورد ميان دو نژاد افريقايي و عرب ساكن آن بوده است
عوامل متعددي در شكل گيري بحران دارفور نقش ايفا كرده اند اما آنچه در اين ميان بيش از ساير موارد در تشديد و آشفته ساختن اوضاع دارفور موثر بوده است , اختلافات عميق ميان احزاب سوداني بر سر تقسيم قدرت از يك سو و فرصت طلبي و طمع ورزي قدرت هاي سلطه گر غربي از ديگر سوي است
دولت خارطوم بايد با پايان بخشيدن مدبرانه و هوشيارانه به « بحران دارفور » اجازه ندهد با تبديل اين بحران به يك معضل بين المللي , پاي نظاميان سلطه گر آمريكايي و انگليسي به شمال افريقا باز شود
تلاش رسانه هاي غربي براي القاي اينكه يك « پاكسازي نژادي » در دارفور در جريان است همراه با تهديدات سياسي و نظامي مقامات امريكايي و انگليسي و سفرهاي متعدد مقامات رسمي اين دو كشور به دارفور و مذاكره با رهبران شورشي همگي حاوي پيام هاي ناخوشايندي براي سودان است