روزنامه جمهوري اسلامي 26/05/1383 صفحه سرمقاله
اعتماد به اشغالگران اشتباه استراتژيك معارضان عراقي


بسم الله الرحمن الرحيم
آتش بس در نجف بعد از كمتر از 48 ساعت با حملات سنگين زميني و هوائي ارتش آمريكا و مزدوران محلي آنها درهم شكسته شد . دستكم 600 كشته و مجروح تا اين مرحله , نتيجه دور جديد جنايات اشغالگران در نجف بوده است .
ادامه آرامش در فلوجه , بغداد , كوت , كربلا و سامرا هم چندان اطمينان بخش نيست و هر لحظه بيم آن مي رود كه سركوب مردم در اين مناطق نيز از سر گرفته شود.
تعداد قربانيان عراقي حوادث عراق در طول دوره 15 ماهه پس از اشغال اين كشور از مرز 55 هزار تن گذشته است و اگر تعداد مجروحين را هم برآن بيفزائيم , حدود 200 هزار كشته و مجروح , برروي دست مردم عراق مانده است . اين بخشي از كارنامه اشغالگران براي ايجاد دمكراسي در عراق محسوب مي شود كه بخش هاي تكميلي آن انهدام تاسيسات زيربنائي , ناامني ها و برهم ريختن مناسبات اجتماعي و بلاتكليف ماندن مردم عراق است كه هيچكس آينده روشني را در پيش چشم خود نمي بيند.
پيش از اين قرار بود طبق وعده رئيس جمهور آمريكا عراق , عروس خاورميانه و بهشت دمكراسي در منطقه شود. قرار بود رفاه و دمكراسي و منزلت اجتماعي در عراق بگونه اي توسط اشغالگران تامين شود كه ساير ملت ها به مردم عراق به ديده حسرت بنگرند ولي امروزه آمريكا بجز گورستانهاي عراق , جاي ديگري را آباد نكرده است .
پيش از حمله اشغالگران , آمريكا و انگليس به معارضين عراقي وعده مي دادند كه آينده عراق به دست مردم عراق و صدالبته با نظر پيشكسوتان مبارزه با صدام , رقم خواهد خورد. همه جا آباد , همه مردم آزاد و همه در رفاه و امنيت , به زندگي محبت آميزي خواهند پرداخت كه طعم تلخ شكنجه هاي قرون وسطائي و خفقان دوران بعثي را براي هميشه فراموش كنند.
معارضين هم به سهم خود , با انتقال اين ديدگاهها به مردم عراق وعده مي دادند كه تحمل سختي ها چندان طول نخواهد كشيد. اشغالگران به اين هم اكتفا نكردند و با فرو ريختن ميليونها نسخه اعلاميه هاي دلگرم كننده به همه مردم عراق , روزهاي خوشي را بهمراه آزادي و رفاه , وعده مي دادند.
اكنون سئوال اينست كه معارضين عراقي در كجاي ساختار حكومت عراق حضور دارند چه نقشي به آنها واگذار شده و اصولا آيا مردم عراق در انتظار همين اوضاع رقت بار بودند و آيا آنچه اشغالگران وعده مي دادند , همين جهنم بلاتكليفي و آتش و خون در عراق بوده است
انكار نبايد كرد كه آمريكا در طول دوره 20 ماهه اخير , ابتدا معارضين را وارد صحنه كرد تا از يكطرف آنها را « تخليه اطلاعاتي » كند و توان نسبي آنها را ارزيابي كند و از طرف ديگر با تبديل آنها به عوامل جاسوسي و اطلاعاتي آمريكا , از درون جامعه عراق , اطلاعات مورد نياز را بدست آورد و « خلا اطلاعاتي » خود را تا حدودي جبران نمايد و از طرف ديگر بموازات اين اقدامات , براي كنار گذاشتن معارضين و روي كار آوردن عناصر دست آموز خود , زمينه ها را فراهم سازد.
اما سئوال اينست كه عناصر اصلي مورد نظر آمريكا براي به حاكميت رسيدن در عراق چه مجموعه و تشكلي است تلخ است ولي واقعيت دارد كه اين تشكل , چيزي بجز « حزب بعث بدون صدام » نيست كه درحال حاضر با شتاب حيرت انگيزي كه حتي كمترين پرده پوشي هم در آن اعمال نمي شود , بعثي ها , اعضاي گارد رياست جمهوري و اركان رژيم بعث عراق با سازماندهي مجدد , زمام امور عراق را به دست گرفته اند و معارضين عراقي و مردم مظلوم عراق با تلخكامي احساس مي كنند كه از اشغالگران , « رودست » خورده اند.
در واقع آمريكا همه معارضين را در برابر بعثي ها خلع سلاح كرد و همه را , « خلع سلاح شده » و دست بسته , تحويل بعثي ها داد. اگر قرار باشد جمع بندي تحولات يكسال نيم اخير را در چند جمله ساده بيان كنيم , خلاصه اش اينست :
1 ـ آمريكا از معارضين بعنوان « سرپل » استفاده كرد تا به اشغال عراق مشروعيت دهد.
2 ـ آمريكا بعثي ها را تجديد سازماندهي كرد تا حكومت آينده را به آنها بسپارد.
3 ـ آمريكا معارضين صدام را بي اعتبار , خلع سلاح و پراكنده ساخت
4 ـ آمريكا مسئوليت اجراي طرح برقراري دمكراسي در عراق را در يك چرخه عبرت آموز , به بعثي هاي خون آشام و خونريز سپرد.
بدين ترتيب سئوال اينست كه حركت بعدي اشغالگران چيست پاسخ اين سئوال را هيچكس و حتي معارضيني كه فكر مي كردند , به آمريكا براي حمله به عراق « خط » مي دهند , هم نمي دانند.
اشغالگران در واقع , همه همكاران و همدستان ديروز خود و بويژه معارضين را بدنام كردند و بي اعتبار ساختند.
برچسب زدن , حذف فيزيكي , پرونده سازي , لجن مال كردن , افشاگري درباره پرونده همكاريها و جاسوسي براي آمريكا و طيف وسيعي از اقدامات آشكار و نهان براي غربال كردن معارضين در صحنه سياسي عراق , مجموعه راهكارهاي واشنگتن براي كنار زدن معارضين و روي كار آوردن مجدد بعثي ها را تشكيل مي دهد.
ترور آيت الله سيد محمدباقر حكيم رئيس سابق مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق و120 نمازگزار پس از برپائي نماز جمعه نجف كه توسط عمال آمريكا صورت گرفت و همچنين بي اعتبار كردن « احمد چلبي » رئيس حزب كنگره ملي عراق و پرونده سازي براي وي از نمونه هاي برجسته در اين مقوله است .
كار بجائي رسيد كه « عدنان پاچه چي » كانديداي آمريكا براي رياست جمهوري عراق پس از مشاهده نفرت عمومي از آمريكا در عراق , ناچار شد مراتب نامزدي خود از سوي آمريكا را تكذيب كند تا باقيمانده حيثيت خود را نجات دهد.
بعلاوه آمريكا بسياري از معارضين را براي پر كردن « خلا اطلاعاتي » خود در عراق , به يك جاسوس بي آبرو در عراق تبديل كرده كه آنها ديگر چيزي براي از دست دادن , ندارند.
بدين ترتيب اشغالگران , به همه همراهان خود در پروژه اشغال عراق , خيانت كردند و از پشت به همه آنها خنجر زدند. به عبارت بهتر , همه كساني كه راه اشغالگران را براي اشغال عراق هموار كردند , امروزه با تلخكامي احساس مي كنند كه از آمريكا « رودست » خورده اند و راه بازگشتي براي آنها متصور نيست اگر بپرسيم كه از طيف گسترده معارضين عراقي همراه با آمريكا , اكنون اشغالگران از چه كسي حرف شنوي دارند پاسخ اينست كه هيچكس !
در واقع اشغالگران از معارضين فقط به اندازه سرپلي براي تسريع و تسهيل در اشغال عراق و همكاري با اشغالگران در حوادث پس از اشغال , سواستفاده كردند و از ديدگاه واشنگتن امروزه معارضين عراقي , ديگر چيزي براي از دست دادن , ندارند ولاجرم بايد حذف شوند. امروزه معارضين عراقي با احساس سرخوردگي وانفعال از خود مي پرسند كه دستاورد آنها چه بوده است اگر قرار بود بعثي ها در عراق همچنان بر مقدرات مردم و سرنوشت كشور حاكم باشند , پس اينهمه فجايع و جنايات را آمريكا چگونه توجيه مي كند اينهمه حوادث با چه هدف و انگيزه اي توسط اشغالگران صورت گرفت و به عرصه اجرا درآمد
امروزه حتي مسئوليت اجراي پروژه اعطاي دمكراسي در عراق هم به بعثي ها واگذار شده و معارضين با دست خالي , باقيمانده اعتبار خود را هم نزد مردم عراق از دست داده اند. رمز اصلي اين پديده ها چيست اگر قرار باشد سير تحولات 20 ماهه اخير در ماههاي قبل و بعد از اشغال عراق مورد كنكاش قرار گيرد , سئوال اينست كه اشتباهات معارضين به چه محورهائي باز مي گردد
مسئله كاملا روشن است . اشتباهات معارضين عراقي دقيقا مشابه اشتباهات مجاهدين افغاني است كه رمز اصلي آن را بايستي در اعتماد به آمريكا جستجو كرد. طيفي از اشتباهات معارضين عراقي , آنها را به اين ورطه هولناك انداخته كه در راس همه اشتباهات بايستي از اعتماد مطلق به آمريكا ياد كرد حال آنكه آمريكا هرگز قابل اعتماد نبوده و نيست . اين اشتباه استراتژيك بود كه معارضين را در يك مسير برگشت ناپذير قرارداد.