روزنامه جمهوري اسلامي 24/05/1383 صفحه مقالات

آنچه بايد اروپائيها درباره ايران بدانند...
* 60 سال يخ فروشي !
وزارت اطلاعات و مبارزه با تروريسم
آنچه بايد اروپائيها درباره ايران بدانند...


دكتر ابراهيم كارخانه اي ـ نماينده مجلس
نظر به اينكه سياست كلي جمهوري اسلامي ايران استفاده صلح آميز از فناوري هسته اي جهت توسعه علمي و تامين سوخت آينده كشور پس از اتمام منابع نفتي مي باشد , برهمين اساس كشور ما در راستاي رفع هرگونه اتهام ساخت سلاحهاي هسته اي نهايت همكاري را با آژانس بين المللي انرژي اتمي و شوراي حكام و سه كشور اروپايي بعمل آورد و براساس بررسي هاي فني بعمل آمده از سوي كارشناسان آژانس جز دو و آلودگيهاي 36 درصدي P 2 مورد مربوط به سانتريفيوژهاي اورانيوم ساير موارد مطرح شده حل گرديد كه اين دو نيز قابل حل است .
جمهوري اسلامي ايران در اين راستا با بازگذاشتن در فعاليتهاي هسته اي خود به روي بازرسان آژانس و عملياتي نمودن پروتكل الحاقي , پا را نيز از اين فراتر گذاشت و با تعليق داوطلبانه غني سازي اورانيوم و بدنبال آن تعليق ساخت قطعات سانتريفيوژ و مونتاژ آنها , حسن نظر خود را اثبات و به تمامي تعهدات خود جامه عمل پوشانيد. در مقابل , سه كشور اروپايي بجاي عمل به تعهدات و تلاش در جهت بستن پرونده جمهوري اسلامي ايران , در ادامه روند از پيش تعيين شده قبلي در شوراي حكام خواستار توقف فعاليتهاي صلح آميز اصفهان UCF هسته اي ايران در پروژه آب سنگين اراك و شدند , براين اساس ذكر نكات زير لازم است :
1 ـ جمهوري اسلامي ايران به تمام تعهدات خود در قبال آژانس و سه كشور اروپايي بخوبي عمل كرده است .
2 ـ پرونده فعاليت هاي هسته اي ايران يك پرونده شفاف و در راستاي فعاليت هاي صلح آميز هسته اي است .
3 ـ جمهوري اسلامي ايران تقريبا تمامي ابهامات فني مطرح شده در رابطه با فعاليتهاي هسته اي خود را بصورت كارشناسانه با آژانس حل و فصل نموده است .
4 ـ سه كشور اروپايي نه تنها تاكنون به تعهدات خود عمل نكرده اند بلكه تعهدات بيشتري را نيز از جمهوري اسلامي ايران طلب نموده اند.
5 ـ اگرچه جمهوري اسلامي ايران در جهت رفع اتهام از فعاليتهاي هسته اي خود , يك سري تعهدات را پذيرفته است ولي از اين پس پذيرش هيچ تعهد جديدي از سوي جمهوري اسلامي موضوعيت نخواهد داشت و آنچه موضوعيت دارد آنست كه آژانس بين المللي و سه كشور اروپايي بدور از سياست بازي در برابر خود كامگي قدرتها به تعهدات خود عمل كنند.
6 ـ بدون شك خواسته هاي اخير نشست ژوئن شوراي حكام و سه كشور اروپايي در راستاي رفع اتهام فني از جمهوري اسلامي ايران نبوده و از اين مرحله به بعد زياده طلبي هاي آنها صرفا جنبه سياسي خواهد داشت .
7 ـ راهي كه شوراي حكام و سه كشور اروپايي تاكنون طي نموده , توقف كامل فعاليت صلح آميز هسته اي جمهوري اسلامي ايران در جهت تحقق خواسته هاي قدرتهاي خودكامه جهان بوده است .
8 ـ از آنجا كه فعاليت هاي هسته اي جمهوري اسلامي ايران بوده , لذا براساس قوانين مصوب آژانس , NPT در چارچوب جمهوري اسلامي نه تنها مي بايست به فعاليت هاي هسته اي مي بايست مورد NPT خود ادامه دهد بلكه براساس ماده 4 حمايت نيز قرار گيرد.
9 ـ اقدامات آژانس بين المللي انرژي اتمي و شوراي حكام NPT و سه كشور اروپايي در قبال ايران تاكنون برخلاف مفاد بوده و آژانس به حربه اي در اختيار اعضا تاثيرگذار شوراي حكام در راستاي سياست هاي سلطه جويانه قدرتها تبديل شده است .
10 ـ شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي با در رابطه با ايران و دوگانگي در اجراي NPT زيرپاگذاشتن مفاد را نقض نموده و از آنجا كه فلسفه NPT قوانين بين المللي عملا شكل گرفته , لذا اين شورا NPT وجودي شوراي حاكم برپايه دلائل وجودي خود را زيرپا گذاشته و لازم است با بازگشت به و عمل به مفاد آن موجوديت خود را مشروعيت دوباره NPT ببخشد.
در پايان اميد است آژانس بين المللي انرژي اتمي و سه كشور اروپايي و شوراي حكام , تعامل مثبت جمهوري اسلامي ايران را به عنوان حسن نيت كشور ما تلقي نموده و با طرح زياده طلبي ها , جمهوري اسلامي ايران را به شرايطي نكشانند كه موجبات نااميدي از روند تصميم گيريهاي آنها فراهم گردد , كه در اين صورت جمهوري اسلامي ايران براساس اعلام نظر مسئولين محترم نظام , چاره اي جز توقف همكاري با آژانس را نخواهد داشت .

60 سال يخ فروشي !




بيش از 60 سال در مناطق مركزي شهر تهران , حوالي ميدان بهارستان يخ فروشي كرده و در هرم آتشين تابستان , خنكاي يخ هاي كوهستان را به رهگذران هديه كرده است .
« حاج مسلم قاضي مرادي » اكنون 76 سال سن دارد و به گفته خودش از 16 سالگي يخ فروشي را با كمك عموهايش در تهران آغاز كرده است . خاطرات او از آن روزهايي است كه با الاغ در كوچه پس كوچه هاي تهران فرياد مي زد « يخ , يخ , يخ فروشي ـ اگر نخريد همه سرمايه ام آب مي شود! » آن روزهايي كه با الاغ , يخ هاي طبيعي را از گود يخچال ها در جنوب شرق تهران هر يك من دو قران مي خريدند و تا امروز كه در گوشه هر خياباني آب سردكن وجود دارد اما جماعت فراواني هنوز ميل دارند با « آب يخ » حاج مسلم دل خود را صفا دهند.
لحظاتي از ظهر يك روز گرم تابستان كه يخ ها در كنار خيابان به سرعت تحليل رفته و سرمايه حاج مسلم روانه جوي آب مي شد با او به گفت وگو نشستيم . او علاوه بر خاطرات شيرين يخ فروشي , خاطرات سياسي فراواني هم دارد كه سالها حضور در قلب سياسي تهران برايش به يادگار مانده است .
هيچوقت گرماي تهران را حس نكردم !
هيچوقت گرمم نمي شود. هرگاه بخواهم استراحت كنم گوشه اي از حصير , برزنت و نايلون روي يخ را كنار مي زنم و در فاصله اي نزديك به يخ ها استراحت مي كنم , ضمن اينكه مشتري ها كه مي آيند هر لحظه به سرماي منجمد زمستاني دست مي برم و اين خنكي مدت ها در تن من مي ماند. به همين دليل مقاومت دستهايم در برابر يخ ها زياد است . گاهي افرادي مي آيند كه نمي توانند لحظه اي يخ را ميان دستهاي خود نگه دارند. اما من مدت ها اين كار را خواهم كرد بدون آنكه احساس سرما كنم .
اولين روز يخ فروشي
اولين روزي كه به تهران آمدم سال 1322 بود و من آن سال حدود 16 ـ15 سال سن داشتم كه با عمويم براي فروش يخ به تهران آمدم . اهل تفرش هستم و جوانان آبادي ما براي امرار معاش در بهار و تابستان به تهران مي آمدند و عمده كار آنها هم يخ فروشي بود. من هم چون اولين بار براي اين كار به تهران آمدم از همان سال يخ فروشي را آغاز كردم و فكر مي كنم الان 60 سال از آن دوران گذشته باشد.
گود يخچال هاي قديم
يخچال هاي قديم كه ما از آنجا يخ طبيعي مي خريديم در محدوده سليمانيه , 17 شهريور و ميدان خراسان امروزي واقع بود كه ديوارهاي بلند كاه گلي داشت و تقريبا محوطه آن اكثر ساعات روز در سايه مي ماند. در آنجا استخرهاي بزرگي وجود داشت كه در زمستان به آن آب مي بستند و شب هاي سرد زمستان اين آب به يخ تبديل مي شد و صبح زود كارگران اين يخ ها را كه با تبر به قطعات كوچكتر تبديل مي شد درون گود يخچالي يا ز يرزميني كه مثل آب انبار بود انبار مي كردند و هر روز اين كار ادامه مي يافت تا اينكه در هر گود يخچالي ارتفاع يخ ها به 6 تا 7 متر مي رسيد پس از آن روي يخ ها را با حصير مي پوشاندند تا يخ ها مقاومت بيشتري داشته باشد.
وقتي كه اواخر بهار مي رسيد درب گود يخچالي را باز مي كردند و دوباره يخ ها را با تبر مي بريديم و تكه تكه از گود خارج مي كرديم و در همان محدوده اتاق هايي بود كه هر كس براي خودش يخ آماده را نگهداري مي كرد تا نوبت قبان او برسد.
آن زمان در همان حياط گود يخچالي قبان بزرگي بود كه آن را به سقف آويزان كرده بودند و چند سنگ 20 كيلويي درون يكي از كفه ها مي چيدند و گاهي صد من يا يك خروار يخ مي خريديم پولش را مي داديم و به اندازه بار الاغ به درون شهر حمل مي كرديم .
بار الاغ يخ بود!
الاغ اجاره اي بود و روزي 2 تومان براي اجاره و خوراك الاغ مي پرداختيم يخ ها را بار الاغ مي كرديم و گاهي دوره گردي مي كرديم اما مشتريان ثابتي هم داشتيم كه بستني فروش ها و فالوده سازها بودند.
صبح تا غروب چند بار الاغ يخ مي آورديم و غروب با الاغ به كاروانسرا مي رفتيم چون در تهران خانه اي نداشتيم شب ها را در كاروانسرا مي مانديم . سالها با الاغ و گاري يخ حمل كرديم تا اينكه در سالهاي 43 و 44 دستوري صادر شد كه « ورود چهار پا به محدوده شهر ممنوع است » ما هم مجبور شديم از آن سال يخ ها را با وانت به مناطق مركزي شهر برسانيم و در همين جايي كه الان هستم دكه اي نزديك ميدان بهارستان خريداري كنم و سالها يخ فروشي در دكه را هم تجربه نمايم .
اصل سرمايه ما آب مي شود!
يخ فروشي تجارتي است كه اگر يك روز بماند اصل سرمايه و سود همه يك جا آب مي شود. يعني اگر يك روز غروب چند قالب يخ روي دستم بماند صبح فردا كه مي آيم اثري از يخ نيست .
اما اين كاسبي به سرمايه اوليه نياز ندارد فقط در حد خريد روزانه اگر پول بپردازي و وقت بگذاري مي توان يخ فروش باشي . الحمدلله با همين كار من به سفر حج هم رفتم سال اول انقلاب با 20 هزار تومان ثبت نام كرديم و سال 63 به سفر حج مشرف شدم و آرزو دارم با همين تجارت حلال هم به كربلا مشرف شوم
هر من يخ 2 ريال !
در قديم ما هر من يخ را 2 ريال مي خريديم و پس از حمل به مركز شهر 4 ريال مي فروختيم و همينطور از صبح تا شب كار مي كرديم . 2 تومان خرجي خودمان بود , 2 تومان خرجي الاغ (!) 2 تومان هم پس انداز مي كرديم و پس از آن دنبال چيز ديگري نمي رفتيم , پس انداز ما هم واقعا پس انداز بود زيرا ماليات و عوارض هم نمي پرداختيم . اما الان هر قدر مي دويم باز هم نمي رسيم .
با درآمد يخ فروشي ازدواج كردم
سال ازدواج را به خاطر ندارم اما مي دانم كه با همين يخ فروشي هزينه ازدواج را تامين كردم . فرزندانم را هم با همين درآمد اندك بزرگ كردم كه دو پسرم در جنگ شيميايي شدند و الان به كار آزاد خود مشغول هستند.
بيمه نيستم ولي يكي از پسرانم مرا بيمه درمان كرده مشكل من نبود بازنشستگي است يعني اگر در اين سن هم كار نكنم زندگي من تامين نيست مجبورم تا عمر دارم به يخ فروشي ادامه دهم . الان هم زمستان ها به تفرش مي روم و آنجا در روستا با همان روش سابق كشاورزي مي كنم .
مرگ يخ فروش
60 سال حضور در محدوده ميدان بهارستان خاطرات سياسي فراواني را براي من برجا گذاشته است . از قضيه مصدق گرفته تا ترور كسروي و رزم آرا و ... در سالهاي 42 تا 50 و در سالهاي 57 ـ56 هم كه هر روز با تيراندازي همراه بود كه من به اين حوادث عادت كرده بودم
در يكي از اين سالها گمانم سال 1343 بود كه سرچشمه شلوغ شده بود و نيروهاي ارتش خيابان ها را بسته بودند. صبح آمدم يخ به مردم برسانم كه جلوي الاغ را گرفتند و گفتند جلو نرو تيراندازي است . خلاصه آمدم از يكي از كوچه هاي فرعي بروم كه ديدم در محاصره تفنگ داران قرار گرفتم آنها به من شك كردند و براي اينكه دستگير نشوم فرار كردم و با كمك مردي به خانه اش رفتم و تا غروب ميهمان آن خانواده بودم و از منزل خارج نشدم .
غروب كه به كاروانسرا رسيدم ديدم الاغم زودتر از من به كاروانسرا رسيد! و همين مساله باعث شده بود دوستانم فكر كنند من در تيراندازيها كشته شدم . خيلي ناراحت بودند آنها هم آن روز خيلي جستجو كردند ولي مرا پيدا نكردند. فرداي آن روز كه يخ را به مشتريان رساندم آنها ناراحت بودند كه چرا ديروز نيامدم و آنها بي يخ ماندند!
مساله ديگر كه خيلي مرا ناراحت كرده بود مرگ يكي از دوستان يخ فروش در تيراندازيهاي زمان مرگ رزم آرا بود يادم هست در كوچه كاوه بهارستان 8 نفر تير خورده بودند پائين تر كه يك سه راهي هست كه به خيابان چراغ گاز و ملت مي رسد آنجا يك دكه يخ فروشي بود كه جواني به نام نوروز روي آن يخ مي فروخت . آن روز وقتي نوروز ديده بود تيراندازي شروع شده خود را درون دكه پنهان كرد غافل از اينكه يكي از تيرها به دكه اش خورد و از چوب عبور كرد و به جوان يخ فروش اصابت كرد آن روز , نوروز يخ فروش درون همان دكه يخ فروشي جان داد.
گرفتاري ما
گرفتاري ما از زمان كرباسچي آغاز شد كه دستور داد دكه هاي يخ فروشي جمع آوري شود در حاليكه ما داراي پروانه كسب بوديم . بجاي اينكه كار ما را سامان دهند , ما را بي سامان كردند و اكنون مجبوريم كنار خيابان به مردم و مشتريان دائمي يخ بفروشيم .
ما بيمه نيستيم و حمايت هم نمي شويم در حاليكه مردم در عزاداريها , محرم و صفر و يا در گرماي تابستان بسيار به ما رجوع مي كنند و نياز به يخ دارند. اگر از طرف شهرداري حمايت شويم و در مناطقي كه واقعا نياز هست همانند دكه روزنامه فروشي و گل فروشي , دكه هاي يخ فروشي كه از 60 ـ70 سال پيش وجود داشته دوباره پابرجا شود ما هم اينقدر در سن پيري مقابل آفتاب گرفتار نخواهيم ماند.

وزارت اطلاعات و مبارزه با تروريسم


تروريسم با انواع و شقوق مختلف خود , به سرعت درحال درنورديدن مرزهاي سياسي , جغرافيايي , ايدئولوژيك , و فرهنگي است . در جهان مدرن امروز كه همگان از شكاف هاي عميق فرهنگي , سياسي , و ايدئولوژيك ميان افراد و دولت ها سخن مي گويند , گسترش و بسط تروريسم , به مثابه راهكاري براي « ابراز فرديت » , يا « تسلط حكومتي » , و يا « تفوق ايدئولوژيك » , هر روزه درحال افزايش است . براين اساس , آشكار است كه انگيزه هاي توسل به تروريسم براي بسياري از افراد , گروه ها , حكومت ها , و حتي سازمان ها , بسيار بيش تر از قبل فراهم شده است , چنان كه تروريسم را (در انواع و اقسام : حكومتي , فردي , رايانه اي , اقتصادي , سياسي و...) مي توان بلاي قرن بيست و يكم دانست .
در اين نوشتار كوتاه , قصد پرداختن به علل و عوامل زيربنايي , و انگيزه هاي توسل به تروريسم در ميان نيست , چرا كه اين موضوع , مي تواند محمل بحث در چندين و چند كتاب و صدها مقاله باشد , اما مي توان با محدود كردن دايره ي بحث , به اين پرسش پرداخت كه وزارت اطلاعات , به عنوان « نهاد متولي امنيت كشور » , چه راهكارهايي براي مقابله با تروريسم داخلي انديشيده و چه رهيافت هايي را براي اجرايي كردن اين راهكارها به مرحله ي عمل درآورده است
پيش از ورود به بحث , لازم است به اين نكته اشاره شود كه در تمامي سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي , تروريسم , از جدي ترين مشكلات و معضلات نظام جمهوري اسلامي بوده و تمامي دولت هاي پس از انقلاب , با شدت و ضعف متفاوت , درگير جدال با مصاديق تروريسم بوده اند; چنان كه مي توان اقشار مختلف مردم را در سطوح متفاوت , « قرباني تروريسم » دانست . اگر در سال هاي نخستين پيروزي انقلاب اسلامي , آشفتگي سياسي و حكومتي ناگزير پس از انقلاب , تا مدتي مجال ويژه اي را به برخي گروهك هاي معاند بخشيد كه با توسل به اين حربه ي غيرانساني , عزيزترين فرزندان اين خاك را به شهادت برسانند , بايد اذعان داشت كه پس از پيروزي حكومت اسلامي در جدال با اين گروهك ها نيز , بندناف اين روش ها بريده نشد و تنها مصاديق آن كاهش يا تغيير شكل يافت . بدين ترتيب بود كه حتي تا سال هاي اخير نيز اين حربه به روش هاي مختلف عليه مردم و مسئوولان به كار بسته شد و گروهك هايي كه در خانه هاي امن اپوزيسيون در خارج از كشور لانه كرده بودند. يورش به مردم بي گناه را تنها راه نجات خويش از گرداب نيستي يافتند.
در اين ميان , گروهك منافقين , بارزترين مصداق گروهك بود كه به طمع دست يازي به حكومت و با در سر پروراندن خيال باطل ساقط كردن حكومت اسلامي ايران , بيش ترين تلاش را براي وارد ساختن لطمه به نظام جمهوري اسلامي ايران از طريق توسل به تروريسم به عمل آورد تا جائي كه جبهه ي اصلي جهاد خاموش سربازان گمنام امام زمان (عج ) با همين گروهك تشكيل گرديد و سال هاي متمادي , شهيدان بسياري از ميان اين سربازان گمنام تقديم نظام و انقلاب شد تا آن جا كه اكنون , اين گروهك به تشكلي پراكنده و متشتت تبديل شده كه اشراف كامل وزارت اطلاعات , توان انجام هر نوع حركت تروريستي قابل توجه را از آن سلب كرده است . بدين ترتيب , مي توان وزارت اطلاعات را ـ به ويژه در سال هاي اخير ـ پيروز ميدان مبارزه با تروريسم داخلي دانست ; جايي كه گروه هاي مختلف خراب كاري از سوي منافقين به داخل كشور سرازير مي شوند , ولي تسلط و اشراف اطلاعاتي سربازان گمنام امام زمان (عج ) , اغلب نقش هاي پليد آنان را نقش بر آب مي كند.
فراتر از اين موارد , در ماه هاي اخير , وزارت اطلاعات كارنامه ي ستايش برانگيز و قابل توجهي از اقدام هاي ضدتروريستي در سطح بين المللي داشته است . افراد بسياري كه منتسب به همكاري با گروهك تروريستي القاعده بودند , طي ماه هاي اخير با سواستفاده از آشفتگي هاي فراوان در مرز ايران و عراق به دليل جنگ در عراق , وارد ايران شدند , ولي با هوشياري وزارت اطلاعات , تعداد زيادي از آنان دستگير گرديدند; آن جا كه اين گروهك تروريستي بين المللي كه در بسياري از نقاط دنيا , آرامش را از مردم ربوده , در ايران , موفق به انجام هيچ گونه عمليات تروريستي نشده و معدود تحركات خراب كارانه ي آن نيز با شكست مطلق روبه رو شده است .
بايد پذيرفت كارنامه ي وزارت اطلاعات در مقابله با تروريسم داخلي و خارجي , كارنامه اي پربار و موفق است و عميقا نشان گر اجراي سياست سرسختي و تندي در برخورد با دشمنان مردم است ; سياستي كه در سال هاي اخير , به وجه بارزي نمايان شده است : « عدم تساهل در برابر دشمنان , درعين احترام و مدارا با مردم » .
عبدالله رحمتي