
كتاب دانشگاه و دانشجو در آيينه نگاه رهبر معظم انقلاب
اسلامي مدظله را موسسه فرهنگي قدر ولايت در 284 صفحه
منتشر كرده است . در اين كتاب كه 9 فصل دارد . عناوين فصول
آن چنين است : نقش دانشگاه ها و دانشجويان , لوازم و
شاخصه هاي اساسي در ايفاي نقش مثبت , ويژگي هاي مثبت
دانشجويان و دانشگاه ها , ويژگي هاي منفي دانشجويان و
دانشگاه ها , جنبش دانشجويي و نقاط مثبت آن . جنبش
دانشجويي و نقاط منفي آن , عيوب محيط هاي دانشگاهي ,
تهاجم فرهنگي به دانشجويان و دانشگاه ها و چگونگي تحقق
دانشگاه مورد انتظار انقلاب و مردم , در مقدمه كتاب مذكور
چنين مي خوانيم :
پيشينه كاملا مستند دانشگاه ها , حكايت از بنيانگذاري اين
مراكز آموزش عالي , بر پايه جدايي علم از دين و وابستگي كامل
به سياست هاي بيگانه و در خدمت فرهنگ غرب , دارد. در
زمينه علم نيز , دانشگاه براساس سياست بنيادي استكبار غرب ,
به ترجمه و اقتباس و تقليد اكتفا نمود و هرگز مساله تحقيق و
پژوهش و توليد علم به مفهوم دست يابي به فن آوريها و رفع
نيازمنديهاي علمي كشور , مورد توجه قرار نگرفت .
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي , تغييرات و تحولات
چشمگيري در حوزه آموزش عالي به وقوع پيوست و اين يكي
از افتخارات و دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي است كه
اگرچه كمتر درباره آن سخن گفته شده است , ليكن جاي ترديد
و انكار ندارد.
حضور دانشجويان در صحنه هاي دفاع مقدس , مراسم
عبادي , دفاع از آرمانهاي انقلاب , مبارزه با استكبار جهاني
بويژه آمريكاي جنايتكار و هوشياري در برابر تحركات عناصر
غيرخودي و گروههاي سياسي , همگي حكايت از تحول بنيادي
در ساخت مديريتي و دانشجويي و ملازم شدن علم با دين ,
دارد; و اينها دستاوردهاي بزرگي است كه شايد كمتر احتمال
تحقق آن مي رفت .
با اين همه , هنوز دانشگاهها و مراكز علمي كشور با آنچه كه
زيبنده اين ملت و انقلاب اسلامي است فاصله دارد.
اسلامي شدن دانشگاهها كه از سوي حضرت امام خميني (ره )
مطرح شد و توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي پيگيري جدي
مي شود و به معناي حضور دين و جهت گيري آن در فرآيندهاي
علمي و محيطهاي دانشجويي است , و نيز طرح مساله مهم
نهضت نرم افزاري و توليد علم در سالهاي اخير از سوي مقام
معظم رهبري و تاكيد مكرر ايشان بر اين امر , نشان دهنده اين
فاصله است كه بايستي با اين تدابير و پي گيري و اجرايي نمودن
آنها از سوي مسئولين , پر شود و دانشگاهها بيش از گذشته با
انقلاب اسلامي و ملت رشيد ايران . هماهنگ و همگام گردند.
اهميت دانشگاهها به اندازه اي است كه حضرت امام
خميني (ره ) , آن را بعد از جنگ تحميلي , مهمترين موضوع و
مساله نظام مي دانستند. توجه دشمنان و نيز دنباله هاي آنان در
داخل به دانشگاهها و مراكز علمي و تلاش براي تاثيرگذاري در
مجموعه هاي علمي و كشاندن آنان به بازيها و جبهه گيريهاي
سياسي , نشان دهنده درستي اين تشخيص است . تاثيرگذاري
غيرخوديها بر دانشگاهها و دانشجويان , از يك سو موجب
تضعيف توليد علم و تحصيل دانش و تلاش براي رسيدن به
قافله علمي جهان مي شود و از ديگر سو , دانشجويان را در برابر
مسئولين و نظام و نهايتا ملت قرار مي دهد.
« يك نكته ي ديگر اين كه ـ البته من از چند سال پيش اين
را حس مي كردم ; حالا هم به شكل ديگري همان هست ـ غالبا
برخي از معضلات سياسي و فرهنگي خارج از محيط
دانشگاهها به دانشگاهها تحميل مي شود. دانشگاه به طور
طبيعي به عنوان مجموعه اي كه از محيط بيرون خودش جدا
نيست , خودش مسائلي را دارد. بعضا اين جور است كه فكر
خاصي , جهت گيري و نظر خاصي در دانشگاهها اقحام ـ تزريق
و وارد مي شود , از سوي يك مجموعه , يك گروه و يك جمع ـ
كه اين هميشه چيز بي خطري نيست , گاهي اوقات واقعا
خطرناك است ; كما اين كه الان من اين را احساس مي كنم ...
بعضي ها با جريان انقلابي در كشور , مساله دارند... من حالا هم
احساس مي كنم كه آنها حسابي دور و بر دانشگاه مي چرخند! »
آگاهي نسل جوان دانشجو با تاريخچه دانشگاه و جنبش
دانشجويي , آفتها و نقاط اميد حركتهاي دانشجويي , تحولات
اين محيطها پس از انقلاب اسلامي , توقعات ملت و مطالبات
رهبري از دانشجويان و دانشگاهها. چگونگي اسلامي شدن
دانشگاهها , سياسي بودن دانشجويان و نحوه و روش آن .
وظايف متقابل دانشجويان و مسئولين و ملت براي ايفاي
صحيح نقش دانشگاهها در كشور , اين مسائل و ساير موارد
مي تواند مانع تعبير خواب دشمن از نفوذ و تاثيرگذاري بر
دانشگاهها شود بر همين اساس و براي تحقق اين هدف ,
مجموعه حاضر از رهنمودها و راهكارهاي مطرح شده از سوي
رهبر آگاه و دلسوز و خدمتگزار ملت و آشنا به مسائل
دانشجويي , گردآوري و تدوين گرديده است . اميد است
اخلاص رهبري معظم انقلاب اسلامي در توجه به دانشگاهها و
دانشجويان و طرح مسائل مربوط به آنان , در اين مجموعه تاثير
خود را نمايان ساخته و آگاهي مورد نظر و عمل به وظايف را در
دانشجويان و مسئولين دانشگاهي و كشوري , بوجود آورد.

|
پاره تن اسلام
|

كتاب فلسطين پاره تن اسلام در آيينه حقيقت (فلسطين و
رژيم صهيونيستي در نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامي ) را
موسسه فرهنگي قدر ولايت در 312 صفحه منتشر كرده است .
فصول نه گانه كتاب مذكور چنين است : تاريخ فلسطين و نحوه
اشغال آن . ماهيت رژيم صهيونيستي و خطر اين رژيم , آمريكا
پشتيبان اصلي رژيم صهيونيستي . توطئه هاي صهيونيسم و
آمريكا عليه فلسطين و پشتيبان اصلي آن يعني ايران . تحولات
در مبارزات مردم فلسطين و ريشه آن , راه حل هاي كاذب و
واقعي مساله فلسطين , مواضع جمهوري اسلامي در قبال
مساله فلسطين . وظيفه ملت ها و دولت هاي جهان در قبال
مساله فلسطين و گرفتاري هاي رژيم صهيونيسم .
در مقدمه كتاب مذكور مي خوانيم :
درست در مقطعي كه سردمداران جريان استكبار در
جهان , خود را آماده مي كردند تا پيروزي كامل اسرائيل و
پايان كار فلسطين را اعلام نمايند و تمامي زمينه ها را براي اين
كار فراهم نموده بودند; پيروزي انقلاب اسلامي در ايران , توهم
استكبار را آشكار ساخت .
استكبار جهاني براي به پايان بردن مساله فلسطين و
جايگزيني اسرائيل در اين سرزمين مقدس و به سازش كشاندن
دولتهاي عربي , زمينه هاي زيادي را با سرمايه گذاري هنگفت
فراهم نموده بود.
1 ـ مبارزات مردم فلسطين را در چند گروه فلسطيني خلاصه
نموده بود. از حضور مردم در مبارزات خبري نبود.
2 ـ مبارزات گروههاي فلسطيني را ماهيت عربي داده بود ,
بگونه اي كه تنها كشورهاي عربي خود را در قبال آن مسئول
ببينند و جهان اسلام , نسبت به فلسطين احساس بيگانگي كند.
مبارزات رنگ ديني و منشا ايماني نداشت .
3 ـ با تطميع و ارعاب سران دولتهاي عربي و وانمودكردن
شكست ناپذيري اسرائيل , آنان را به پاي ميز مذاكره و سازش با
اسرائيل كشاندند. كمپ ديويد آغاز اين روند و انورسادات
معدوم , آغازگر اين حركت در دنياي عرب بود.
حضرت امام خميني , بنيانگذار و رهبر كبير انقلاب
اسلامي , با آگاهي كامل و تشخيص الهي و منطقي خود ,
مهمترين چالش و بزرگترين مساله سياسي دنياي اسلام با غرب
و استكبار جهاني را « فلسطين » اعلام و استراتژي بلندمدت
نظام اسلامي را « آزادسازي قدس » شريف و نابودي ,
« اسراييل » تعيين نمودند. امام با دورانديشي خاص خود ,
آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را , روز « قدس » اعلام داشتند
واز تمامي مسلمانان جهان خواستند تا با راهپيمايي خود ,
حمايت معنوي و مادي از مبارزان فلسطين را به ظهور برسانند.
حركت استراتژيك و عمقي حضرت امام , دقيقا برخلاف
زمينه سازيهاي مستكبرين ـ صهيونيسم جهاني و امپرياليسم
سرمايه داري به سركردگي آمريكا ـ بود.
اولا ـ مبارزات فلسطين را به ميان توده هاي فلسطيني ,
بويژه جوانان كشاند و سررشته را از دست چند گروه معدود
فلسطيني ـ كه ماهيت وابسته آنان بعدا مشخص گرديد ـ خارج
كرد. مبارزه كه عمومي شد , شكست پذيري در چهره رژيم
صهيونيستي آشكار گرديد.
ثانيا ـ مبارزات مردم فلسطين را رنگ اسلامي و عمق
ايماني بخشيد و از حالت عربي ودولتهاي عرب خارج و به
عنوان مساله اول جهان اسلام و مورد توجه مسلمانان مطرح
ساخت . حمايت جهان اسلام , پشتوانه استراتژيكي
پايان ناپذير براي مبارزان فلسطين فراهم ساخته است .
ثالثا ـ نقطه پايان مساله فلسطين را نابودي رژيم
صهيونيستي اسرائيل اعلام و هرگونه سازش و تسليم و مذاكره
را خيانت به اسلام و آرمان فلسطين دانستند. مبارزه از حالت
گروهي و عربي خارج شد.
امروز , حقانيت و كاربرد عيني و عملي راه امام خميني در
مورد مساله فلسطين , بيش از هر زماني آشكارتر شده است .
اسرائيل , در بن بست كامل قرار گرفته است . حمايتهاي بي دريغ
آمريكا و پشتيبانيهاي پوششي كشورهاي اروپايي و بعضي
همراهيهاي سران كشورهاي عربي , تاثيري در روند مبارزات و
انتفاضه فلسطين نداشته است . مردم و جوانان فلسطيني , راه
خود را يافته اند. الگوي پيروزي حزب الله لبنان فراوري آنان
است . دست خالي اما دل لبريز از ايمان و عشق به شهادت ,
توجه به خداي قادر متعال و احكام نوراني اسلام , سنگها را
چون بمب هاي اتمي بر سر متجاوزان صهيونيسم فرود مي آورد
و دنيا در حال تجربه پيروزي ديگري از استراتژي پيروزي
خون بر شمشير است .
امروز , غرب با چالش عظيم ديگري روبرو شده است .
ادعاهاي دمكراسي , حقوق بشر , ليبراليسم , كرامت انسان ها ,
مردم سالاري , عدم خشونت و... در برابر آنچه در فلسطين رخ
مي دهد و دنياي باصطلاح متمدن و ليبرال دمكراسي غرب
نظاره گر و بلكه پشتيبان و حامي آن است , رنگ باخته است .
دمكراسي غرب بايستي پاسخ بدهد كه چرا از رژيم
غاصب , تحميلي , نژادپرست , ضدمردم سالاري , خشن ,
جنگ طلب و توليدكننده انواع سلاحهاي اتمي و ميكربي و
كشتارجمعي حمايت مي كند دنياي غرب بايستي پاسخ بدهد
كه چگونه ملت با فرهنگ , ريشه دار , صاحب خانه و مدافع را
تروريست و دفاع مشروع و مطابق موازين بين المللي آنان را
تروريسم مي نامد
در هرحال , پيروزي از آن ملت فلسطين است به شرط
آنكه , راهي كه حضرت امام (ره ) گشود , با جديت و مقاومت و
اميد بپيمايند و ذره اي در برابر وحشيگريها و قساوت و
تهديدهاي صهيونيسم و حاميانشان كوتاه نيايند , كه نشان
داده اند نمي آيند. شواهد متعددي از فروپاشي صهيونيسم در
اسراييل و نيز مستكبران در آمريكا , حكايت مي كند. مقاومت
مردم مسلمان در سراسر جهان , روز فروپاشي و جشن
مظلومين جهان را جلوتر خواهد آورد. امروز مصالح ملي و
اولويت منافع كليه كشورهاي اسلامي بويژه نظام جمهوري
اسلامي در آزادسازي قدس شريف , پيروزي ملت فلسطين و
نابودي غده سرطاني اسراييل غاصب است . استكبار تلاش
مي كند تا مجددا تفكر « فلسطين مربوط به فلسطينيان است » ,
« مگر ما از فلسطيني ها , فلسطيني تريم » را بر كشورهاي اسلامي
حاكم كند تا فلسطين را يك امر داخلي اسرائيل و مربوط به
زنان و مردان فلسطيني جلوه دهد. براساس تجربه دقيق
تاريخي , هرچه را استكبار به عنوان صلاح و منافع دنياي اسلام
قلمداد كند , منشا خسارت و شكست و فساد جهان اسلام است
و بايد دقيقا در جهت خلاف آن عمل نمود. پيروزي نزديك
است . اين وسوسه ها و فتنه گريها را بايد طرد كرد و دور ريخت .
دنياي اسلام بيدار شده است و به دنبال رهبر بيداردل و صالح
و شجاع خود , حضرت آيت الله العظمي خامنه اي , عرصه را
روز به روز بر استكبار جهاني و صهيونيسم تنگ تر خواهد
ساخت و بزودي شاهد فروپاشي آنان خواهد شد.
امروز غرب با مخمصه بزرگ ديگري روبه رو شده است . ادعاهاي
دموكراسي , حقوق بشر , ليبراليسم , كرامت انسان ها , مردم سالاري ,
عدم خشونت و... در برابر آنچه در فلسطين رخ مي دهد , رنگ باخته
است , زيرا همين دنياي به اصطلاح متمدن و ليبرال است كه حامي
صهيونيسم مي باشد

|
نماد انحراف روشنفكري
|

كتاب « نماد انحراف روشنفكري » كه نگاهي بر زندگي افكار
و ماهيت احمد كسروي است , توسط موسسه فرهنگي قدر
ولايت در 304 صفحه منتشر شده است كتاب مذكور از
بخش ها و قسمت هاي مختلف تشكيل يافته است . عناوين
برخي بخش ها و قسمت اين كتاب چنين مي باشد : پيرامون
كسروي , كسروي در مسير الحاد , پندارها و كردارها , امام
خميني و كسروي , فداييان اسلام و كسروي , خواندني هايي
درباره نواب صفوي , مبارزات مرحوم سراج انصاري با
كسروي , عالمان بيدار و كسروي و...
در مقدمه كتاب « نماد انحراف روشنفكري » چنين
مي خوانيم :
آگاهان سياسي و محققان تاريخ معاصر ايران , بر اين
باورند كه رضاخان فردي قلدر و مستبد بوده و در عين حال
فاقد بينش و شعوري كه لازمه رهبري يك كشور با فرهنگ
است , بوده است . اين باور مستند بر شواهد و اطلاعات و اسناد
فراوان و خدشه ناپذير است .
رضاخان به اشاره سياست گردانان پشت پرده ـ كه متفقا به
نوعي سر در سفارتخانه انگليس داشتند ـ روشنفكران مجذوب
و مرعوب غرب و فرهنگ ينگه دنيا را در كارهاي اساسي كشور
بويژه در امور قضايي . سياسي , فرهنگي و اجتماعي گمارد و از
آنان در تغييرات دين ستيزانه و مسخ فرهنگي كشور حمايت
كامل به عمل آورد.
حمايت از عناصر و اراده سياسي و هويت باخته و
فرقه سازان بي مغز و منحرف , در راس برنامه هاي مجموعه
تحت فرمان استكبار انگليس , قرار داشت . ظهور عناصري
چون « احمد كسروي » را در اين رابطه مي توان پذيرفت . احمد
كسروي نه در دانش ديني و عمل معنوي , عمقي داشت و نه در
علوم ديگر , صاحب نام بود. آنچه او داشت و در ميان مهره هاي
حكومت , جايگاهي برايش ساخت , شخصيت پلشت و
نامتعادل بود كه دعوي هاي مختلفش بخوبي آن را نمايان
ساخت . رضاخان و رژيم پرداخته او , نه تنها با چنين عنصري
كه گاه زبان به انتقاد مصلحت انديشانه مي گشود ـ برخوردي
نكرد بلكه با آزادگذاردن او در اهانت به اعتقادات مسلمانان و
مقدسات ديني و حتي تشكيل گروه محافظان مسلح و انجمن
باصطلاح پاكديني و راه اندازي « جشن كتابسوزي » مهر تاييدي
بر سياست رقم خورده روشنفكران وابسته زد.
كسروي بارها در نوشته هاي خود به نبي مكرم اسلام , قرآن
كريم و ائمه اطهار اهانت مي كرد و به دلايلي پوچ , احكام الهي
و باورهاي ديني را به استهزا مي گرفت . در مراسمي كه هر ساله
به نام « جشن كتابسوزي » برگزار مي كرد , آيه هاي قرآن , مفاتيح
و ساير مواريث مكتوب شيعه را مي سوزاند.
در برابر امواج تخريب ايمان مردم و عناصري چون
كسروي , برخي پاكباختگان وادي ايمان با سلاح منطق
ايستادند كه مي توان به حضرت امام خميني (ره ) (كتاب
كشف الاسرار) و حاج سراج انصاري و شهيد نواب صفوي
اشاره نمود. جوان روحاني و غيرتمندي چون نواب , وقتي از
مباحثه و منطق و دلسوزيهاي خود با كسروي نتيجه نگرفت و
به عناد و برنامه طراحي شده او يقين كرد , به حكم شرع , او را
اعدام نمود.
اسنادي كه اين روزها منتشر مي شود و حساسيتي كه
دشمنان انقلاب اسلامي براي طرح مجدد افكار و شخصيت
عناصر مطرودي چون كسروي . نشان مي دهند , خود نشانه هاي
گويايي از منافع افكار منحط آنان براي مستكبران است . در
كتابي كه جديدا با نام « كسرالصنم » به معني « شكست بت » بر
ضد احاديث اصول كافي نوشته شده است و در لندن و اردن به
چاپ رسيده و يك نفر وهابي افراطي به نام « عصربن محمود
ابوعصر » بر آن مقدمه نوشته است , از كسروي به عنوان يكي از
كساني كه عقايد و نظرات شيعه را مورد نقد و تقبيح قرارداده ,
با تمجيد فراوان ياد شده است ! وي گفته است كه : « ما بايد
اين گونه دگرانديشان را در بين شيعه تقويت كنيم » . در اين
مقدمه از افرادي چون ابوالفضل برقعي , مصطفي طباطبايي .
دكتر عماد مظفريان و موسي موسوي نيز تمجيد شده است كه
همگي در تضعيف عقايد شيعه تلاش مي كنند.
در تقريظ ديگري كه « عبدالرحيم ملازهي بلوچي » كه او نيز
از وهابي هاي افراطي است , نوشته است نام دكتر مصدق و دكتر
شعار نيز در كنار اين افراد به چشم مي خورد.
محمود كتيرايي نويسنده كتاب « كتابشناسي كسروي »
مي نويسد :
يك ] سال نوشتن كتاب توسط نويسنده [ « در اين سالها
آمريكايي به نام « استالي » كه گويا زماني از كارمندان اداره
اطلاعات سفارت آمريكا بود , از دانشگاه پرينستن به پژوهشي
درباره كسروي و كسرويان پرداخت . شنيدم كه چند هفته اي در
تهران ماند و حتي براي ديدن زادگان كسروي به تبريز رفت » .
چاپ نوشته هاي كسروي در سالهاي اخير , حتي برخي
نوشته هايي كه در دوران پهلوي ممنوع الانتشار بودند! حكايت
از اراده دشمن در تهاجم فرهنگي به ايمان و اعتقادات ملت
بويژه جوانان دارد و براي اين كار از آثار سراسر اهانت آميز و
بي منطق امثال كسروي بهره مي گيرد. جريانات وابسته به غرب
نيز تلاش مي كنند تا كسروي و امثال او را « اصلاح طلب » و
جريان مقابل آنان را « خشونت طلب » معرفي نمايند! براساس
نوشته روزنامه نشاط :
نويسنده كتاب سراسر [ « جريان كسروي و حكمي زاده قمي
اصلاح طلب بودند , امام و شهيد ] اهانت آميز اسرار هزار ساله
نواب صفوي خشونت گرا و در مقابل جريان اصلاح طلب قرار
مي گيرند! »
سخن اينجاست كه چطور وقتي كسروي در سال 1324
شمسي اعدام شد , گورستانهاي مسلمين از قبول جنازه اش
خودداري كردند و آشنايانش مجبور شدند او را مخفيانه در
حفره اي چال كنند; و بر ملحدبودن او. همگان و بويژه علما
اتفاق نظر داشتند; ليكن امروز چرا و با چه انگيزه اي , دوباره
نوشته هاي او , انتشار مي يابد چرا دشمنان اين ملت با
فرستادن ماموران اطلاعاتي , به شناخت بيشتر اين چهره براي
بهره گيري بيشتر در فرايند براندازي نظام , مي پردازند و
وابستگان مرعوب و مجذوب نيز او را در زمره اصلاح طلبان
قلمداد مي كنند
هدف اصلي در اين نوشتار , پاسخ روشن و مستدل به اين
سئوال اساسي است . جوانان بويژه دانشجويان مي بايستي با
شناخت صحيح از شخصيت و افكار و عملكرد احمد كسروي ,
جريان مدافع و بهره جوي از اين فرد را بشناسند و نوع
اصلاحاتي را كه به دنبال آن هستند بخوبي بازشناسند. اين
شناخت . اسباب حركت صحيح و تحليل درست و پرهيز از
افتادن در دام هاي رنگارنگ دشمنان داخل و خارج را فراهم
مي آورد. اميدواريم چنين شود و خداوند , تور روشنگر حق از
باطل را به همه ما عطا فرمايد.

|
|
|