روزنامه جمهوري اسلامي 21/05/1383 صفحه سرمقاله
دستكاري اصل 44 به مصلحت نظام نيست


بسم الله الرحمن الرحيم
ديروز تاكيد كرديم كه اصل 44 قانون اساسي , گناهي ندارد و ناكامي هاي اقتصادي به عملكرد مجريان و نگاه مديران مربوط مي شود. مجريان , به ضوابط ملتزم نيستند و مديران نيز نگاه اول انقلاب را از دست داده اند و نگاهشان به جامعه اكنون نگاه عدالتخواهانه نيست .
براي اثبات بي گناهي اصل 44 قرار شد متن اين اصل را مرور كنيم و ايرادها را مورد بررسي قرار دهيم . متن اصل 44 قانون اساسي اينست :
« نظام اقتصادي جمهوري اسلامي ايران برپايه سه بخش دولتي , تعاوني و خصوصي با برنامه ريزي منظم و صحيح استوار است .
بخش دولتي شامل كليه صنايع بزرگ , صنايع مادر , بازرگاني خارجي , معادن بزرگ , بانكداري , بيمه , تامين نيرو , سدهاو شبكه هاي بزرگ آبرساني , راديو و تلويزيون , پست و تلگراف و تلفن , هواپيمائي , كشتيراني , راه و راه آهن و مانند اينها است كه به صورت مالكيت عمومي و در اختيار دولت است .
بخش تعاوني شامل شركتها و موسسات تعاوني توليد و توزيع است كه در شهر و روستا برطبق ضوابط اسلامي تشكيل مي شود.
بخش خصوصي شامل آن قسمت از كشاورزي , دامداري , صنعت , تجارت و خدمات مي شود كه مكمل فعاليتهاي اقتصادي دولتي و تعاوني است .
مالكيت در اين سه بخش تا جائي كه با اصول ديگر اين فصل مطابق باشد و از محدوده قوانين اسلام خارج نشود و موجب رشد و توسعه اقتصادي كشور گردد و مايه زيان جامعه نشود مورد حمايت قانون جمهوري اسلامي است .
تفصيل ضوابط و قلمرو و شرايط هر سه بخش را قانون معين مي كند » .
همانطور كه ملاحظه مي شود در اين متن , سهم اقتصاد دولتي با ذكر مصاديق صريحا مشخص شده , قلمرو بخش هاي تعاوني و خصوصي نيز معين گرديده و در پايان , براين نكته تاكيد شده است كه مالكيت در اين سه بخش نبايد با اصول ديگر قانون اساسي در زمينه اقتصاد و همينطور با قوانين اسلامي منافات داشته باشد و فقط تا جائي كه موجب رشد و توسعه اقتصادي كشور گردد و به زيان جامعه نباشد , مورد حمايت قانون در نظام جمهوري اسلامي است . علاوه بر اين , بيان جزئيات مربوط به هر سه بخش دولتي , تعاوني و خصوصي مثل ساير موارد قانون اساسي برعهده قانون عادي گذاشته شده است .
در اين متن و ذيل آن , دو نكته بايد مورد توجه قرار گيرند. نكته اول اينست كه مصاديق بخش دولتي با صراحت مشخص شده و اين نشان دهنده اهميت فوق العاده اين بخش از نظر تدوين كنندگان قانون اساسي است . دوم آنكه در ذيل اين اصل با پيش بيني اين نكته كه ممكن است زماني كساني به فكر دستكاري اين اصل و لاغر كردن بخش دولتي و فربه كردن بخش خصوصي بيفتند , تاكيد شده است كه مالكيت در هر سه بخش , فقط درصورتي كه با اصول ديگر فصل اقتصادي قانون اساسي , قوانين اسلامي و رشد و توسعه كشور منطبق باشد مورد قبول و حمايت قانون در نظام جمهوري اسلامي است .
كاملا پيداست كه تدوين كنندگان قانون اساسي جمهوري اسلامي با اين تاكيدات درصدد جلوگيري از دست اندازي به بخش دولتي بوده اند و نگراني هائي از اين بابت داشته اند. علت نيز روشن است . بخش دولتي , متعلق به عموم مردم است و اگر با مديريت صحيح و قوي عمل شود موجب تحكيم عدالت و نفي تبعيض و جلوگيري از اختلافات طبقاتي ميشود . به عبارت روشن تر , اصل 44 درصدد مبارزه با تبعيض و فساد اقتصادي در جامعه است و اجراي آن موجب برقراري عدالت و مساوات ميگردد. پيداست كه كندن از اين بخش و افزودن به بخش خصوصي تبعيض و فساد اقتصادي را تقويت مي كند و زمينه را براي از بين رفتن عدالت فراهم ميسازد.
ادعاي روشن نبودن محدوده مصاديق بخش دولتي نيز مقرون به صحت نيست . در اين بخش فقط سه مصداق از مصاديق 14 گانه با قيد « بزرگ » ذكر شده اند كه عبارتند از صنايع , معادن و شبكه هاي آبرساني . در اين موارد نيز مشخص كردن مفهوم « بزرگ » و جدا ساختن آن از موارد كوچك , در زمان هاي مختلف كار آساني است . درست است كه 25 سال قبل از نظر قيمت , به صنايع يا معادن و يا سدهائي « بزرگ » گفته ميشد كه امروز آن قيمت ها مربوط به مصاديق كوچك همين مقولات هستند ولي اين امر در مفهوم بزرگ و كوچك بودن تغييري ايجاد نكرده و نخواهد كرد. صنايع و معادن بزرگ و مادر همواره مفهوم و مصاديق روشني دارند و بهانه روشن نبودن مصاديق آنها انصافا توجيه موجهي براي دستكاري اصل 44 نيست و اين دستكاري قطعا به سود ثروتمندان و به زيان محرومان و مستضعفان خواهد بود.
نكته مهمتر آنكه مجمع تشخيص مصلحت نظام بايد حامي محرومان و مستضعفان باشد و از هر اقدامي كه كمترين شائبه وارد ساختن زيان به منافع اقشار ضعيف جامعه را در برداشته باشد , بپرهيزد. خصوصي سازي , با شيوه اي كه اكنون مورد نظر است و حتي تلاش ميشود شامل بانك ها و صنايع بزرگ و ساير مصاديق تصريح شده در بخش اقتصاد دولتي قانون اساسي گردد , لقمه ايست كه فقط از گلوي ثروتمندان ميتواند پائين برود و اقشار محروم و متوسط جامعه سهمي از آن نخواهند داشت . مجمع تشخيص مصلحت نظام اگر ميخواهد خدمتي به جريان عدالتخواهي در جامعه نمايد , بايد بخش تعاوني را تقويت كند . دستكاري بخش دولتي اصل 44 قطعا به مصلحت نظام جمهوري اسلامي نيست زيرا ثروتمندان را ثروتمندتر و فقرا را فقيرتر مي كند و اين با روح نظام جمهوري اسلامي و آرمانهاي انقلابي و اهداف امام خميني در تضاد است و موجب فاصله گرفتن توده هاي مردم از نظام خواهد شد. مجمع تشخيص مصلحت نظام بايد براي جلوگيري از چنين فاجعه اي , طرفداران خصوصي سازي را كه درصدد دستكاري اصل 44 هستند ناكام نمايد.