« عفاف و پاكي » يكي از ارزش هاي والا و خصال نيكو و
پسنديده اي است كه تضمين كننده حيات سالم و به مقصد
رساننده انسان سائر در مسير رشد و كمال و انس و قرب الهي
است .
اين ارزش و خصلت زيبا و نيكو در اثر مراقبت هاي ويژه و
مجاهدت هاي بي وقفه با تمايلات نفساني به دست مي آيد و
پس از به نتيجه و ثمر نشستن اين مراقبه ها ومجاهده ها , به
صورت « ملك ثابت اخلاقي » در ژرفاي جان وروح ريشه
مي دواند و آدمي را در برابر هر نوع آلودگي و فسق و معصيت
مصون و محفوظ مي دارد.
اين صفت و ملكه دروني به آن دليل كه حاصل جهاد
مستمر با نفس و همه تلاش هاي عملي براي نيل به تزكيه درون
و صعود به بلنداي قله « تقوا » مي باشد , عامل اساسي اجتناب و
پرهيز از معاصي و گناهان گوناگون محسوب مي شود. كساني كه
متصف به عفاف و پاكي گردند از درون هاي منزه از پليدي ها و
تباهي ها برخوردار مي شوند و همين پاك دروني هاست كه
انگيزه ها و مقاصد و نيت هايشان را زلال و خالص مي سازد و به
دنبال آن تمام حركات و عملكردهايشان سرشار از صداقت و
يكرنگي , صفا و صميميت , فروتني و تواضع و خيرخواهي و
رحمت مي گردد و وسوسه ها و تحريكات شيطاني و نفساني
راهي براي به انحراف و انحطاط افكندن آنان نمي يابند.
در تفكر و انديشه عميق اسلامي به اين نقش بنيادين و
بازدارنده از وسوسه ها و تمايلات نفساني به زيبايي تمام اشاره
شده است . حضرت علي (ع ) اين نقش و اثر مهم را اينگونه
معرفي مي نمايد :
« العفاف يصون النفس و ينزهها عن الدنايا » 1
« عفاف و پاكي , نفس انسان را در برابر معاصي و گناهان
صيانت و نگهداري مي كند و از پستي ها و دنائت ها پاك و منزه
مي دارد. »
اين كلام نغز و عميق , جايگاه و نقش سازنده عفاف و پاكي
را به عنوان يك صفت و ملكه دروني كه عامل اصلي امتناع از
معاصي و گناهان مختلف مي شود و آدمي را به تقوا و
خويشتن داري مي رساند , آشكار و نمايان مي سازد.
امير مومنان (ع ) در سخني ژرف و زيبا , يكي ديگر از آثار
شگرف و حياتي عفاف و پاكدامني را چنين معرفي مي نمايد.
« العفه راس كل خير » 2
« عفاف و پاكي , اساس و بنيان هر خير و نيكي
است »
يعني هر چه انسان به سوي خيرات و نيكي ها و
نيكوكاري ها و اعمال صالح و پسنديده شتاب مي گيرد و تمام
عرصه ها و صحنه هاي حيات فردي واجتماعيش را در اوج تنزه
و عملكردهاي ارزشمند سپري مي سازد , با درون مايه و محركه
اوليه اي به نام « عفاف و پاكي » همراه مي باشد و همين صفت
بنيادين كه در جان و روحش ريشه دوانده است عامل اصلي
تحركات و رفتار و سلوك زيبا و پاك او محسوب مي شود. بدين
ترتيب , عفت و پاكي اساس و بنيان همه خيرها و نيكي هاست و
چنانچه اين صفت و ملكه ثابت دروني با مجاهدات و
تلاش هاي مستمر و مكرر كسب نگردد , به جاي خير
ونيكوكاري ها شاهد تباهكاري و فساد انگيزه هاي انسان
خواهيم بود.
روايات عبرت آموز و بيدار كننده ديگري كه عفاف و
پاكدامني را « بهترين عبادت » 3 , « برانگيزاننده عزت و بزرگي » 4 ,
« با فضيلت ترين خصلت » 5 , « عامل پاكيزه شدن امور مختلف » 6
, و « بهترين اندوخته » 7 مي نامند , بر حياتي و مبنايي بودن اين
ارزش والا و تاثيرآفريني گسترده آن در حيات فردي و اجتماعي
انسان تاكيد مي ورزند.
در اسلام , بلندمرتبه ترين و كامل و جامع ترين الگوي
عفاف و پاكدامني , حضرت فاطمه زهرا(س )
است .
عبادت هاي خالصانه حضرت زهرا(س ) , تهجدها و شب
زنده داري هاي مستمر و طولاني , خلوت هاي پر سوز و گداز با
حضرت محبوب ازلي , به همراه مراقبت هاي خاص و وقفه
ناپذيرش در طول لحظات زندگي , از او موجودي مقدس و
مطهر ساخته بود كه كمترين غبار غفلت و خدافراموشي
نمي توانست بر آئينه صاف جان و روح مقدسش
بنشيند.
روح پاك و وارسته و دل و جان از همه قيد و بندها رسته
اين بانوي بزرگ , انديشه و عمل و سخن و رفتار و اخلاق و
سلوك و تمام حركات و سكناتش را به عفاف و پاكي و تقدس
رسانده بود.
او در حالي در تمام ميادين و عرصه ها و صحنه هاي حيات
فردي , اجتماعي , سياسي و فرهنگي حاضر مي شد و به فعاليت
و تلاش مي پرداخت كه به اوج عفاف و پاكدامني رسيده بود و
به صورت يك الگوي كامل , به ترويج اين ارزش و فضيلت و
خصلت والاي اخلاقي در بين زنان جامعه
مي پرداخت .
« حجاب و پوشش » در كنار « عفاف و پاكي » , ارزش و
فريضه واجب ديگري است كه از جلوه هاي مهم « فرهنگ
فاطمي » به شمار مي رود.
در قرآن كريم سخن از دو نوع پوشش براي زنان به ميان
آمده است . سخن اول مربوط به مقنعه يا روسري مي باشد كه با
آن سر و گردن و سينه پوشانده مي شود. و سخن دوم , پوشش
سراسري است كه تمام بدن را مي پوشاند و حجاب زن را كامل
مي نمايد.
آيه شريفه ذيل درباره پوشش اول سخن
مي گويد :
« وليضربن بخمرهن علي جيوبهن » 8
زنان بايد با دقت روسري هاي خود را بر گريبانهاي
خويش فرو اندازند.
واژه « خةمةر » در آيه مزبور , به مفهوم روسري يا مقنعه مي
باشد.
در جامعه صدر اسلام و دوران حيات رسول اكرم (ص )
زنان چنين عادت داشتند كه روسري هايشان را بر پشت
سرمي انداختند و همين امر موجب مي شد سينه هايشان آشكار
و نمايان گردد و در معرض ديد قرار گيرد. اين آيه شريفه به اين
غفلت و نقيصه اشاره مي كند و با اين دستور به رفع اين نقيصه
مي پردازد. « گريبان ها » در آيه مزبور , كنايه از همان سينه هاست
كه در اثر استفاده غلط از روسري ها نمايان مي شد و عبارت
« روسري ها را بر گريبان ها فرواندازيد » , كنايه از پوشاندن
سينه ها و بهره برداري صحيح از روسري و مقنعه
مي باشد.
حجاب دوم كه در قرآن كريم از آن ياد شده است , پوشش
سراسري همچون « چادر » مي باشد. قرآن شريف در اين باره
چنين مي فرمايد :
« يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نسا المومنين
يدنين عليهن من جلابيبهن » 9
« اي پيامبر , به همسران و دخترانت و زنان مسلمان بگو
پوشش هاي خويش را بر خود فرو گيرند »
« جلابيب » در اين آيه شريفه , « پوشش سراسري » است كه
به وسيله آن , تمام بدن زنان پوشيده مي شود.
از مجموع اين دو آيه شريفه كه يكي درباره روسري و
مقنعه , و ديگري درباره پوشش سراسري كه همان چادر و شبيه
به آن مي باشد , « حجاب كامل اسلامي » به عنوان يك فريضه
وواجب الهي شكل مي گيرد و زنان مسلمان موظف به رعايت
اين دستور قرآني مي شوند.
« حجاب و پوشش اسلامي » كه از آثار و نتايج طبيعي و
قطعي « عفت و پاكي » محسوب مي شود , وسيله اي است براي
صيانت از شخصيت و منزلت اجتماعي زنان و « صدفي » است
كه « مرواريد عفاف » را از آسيب و زيان محفوظ مي دارد.
اين يك اصل مسلم شرعي و عقلي است كه عفاف و پاكي
زنان , بدون حجاب و پوشش صحيح موجوديت نمي يابد و به
ظهور و عينيت در نمي آيد. زيرا حجاب و پوشش مناسب از
ضروريات عفاف و پاكي محسوب مي شود و عفت فاقد پوشش
امري بي معني و خلاف معيارهاي شرعي و عقلي مي باشد.
آيا زني مي تواند ادعاي عفاف و پاكي كند و در عين حال با
حالت بي حجاب يا بد حجاب يا نيمه برهنه در جامعه ظاهر
شود و خود را در معرض تماشا و لذت جويي هاي بصري افراد
ناباب و فاسد قرار دهد !
مگر نه اين است كه هر زن پاك و عفيف و به تقوا رسيده ,
به طور طبيعي و فطري مايل نيست كه بدون حجاب و پوشش
مناسب در اجتماع ظاهر شود و موجبات تحريك و معصيت و
فساد را در مردان به وجود آورد ! همين حالت دروني و طبيعي
ناشي از عفاف و پاكي , حجاب و پوشش براي زنان را ضروري
و لازم مي سازد.
حجاب و پوشش اسلامي از طرفي نقش صيانت از عفاف و
پاكي زنان را ايفا مي نمايد و مانع مي شود افراد فاسد و هرزه ـ
كه همواره مترصد هستند تا صحنه هايي از بي حجابي و
بدحجابي به وقوع بپيوندد تا به لذت جويي هاي حرام بصري
برسند و در بسياري از مواقع مفاسد بزرگتري را نيز مرتكب
شوند ـ زمينه هايي بيابند و رنج و آسيبي متوجه زنان عفيفه و
وارسته سازند. و از سوي ديگر در اثر گسترش روز افزون تمايل
به پوشش اسلامي , جامعه را به مرور از آثار ارزشمندي چون
پرهيز از فسق و فساد و اجتناب از ايذا و مزاحمت و گرايش به
تقوا و عمل صالح بهره مند مي گرداند.
حضرت فاطمه زهرا(س ) همچنان كه در « عفاف و پاكي »
الگوي جامع و كامل است , در « حجاب و پوشش » نيز كه از
ضروريات عفت و پاكي و يكي از جلوه هاي عملي و ظهور عيني
آن مي باشد , الگوي جامع و كامل محسوب مي شود.
حضرت فاطمه (س ) چه به هنگام حضور در محيط جامعه ,
چه در حال مبارزات سياسي , چه در تعاملات و مواجهات
اجتماعي , چه به هنگام حضور در جبهه هاي نبرد حق و باطل
براي ياري رساني هاي پشت جبهه , همواره با حفظ حجاب و
پوشش كامل اسلامي ظاهر مي شد.
بانوي بزرگ اسلام , عفاف و پاكي , وقار و متانت , و
حجاب و پوشش را به هم مي آميخت و شخصيت بسيار عظيم
و والا و با فضيلتي را به صورت اسوه و الگو به جامعه اسلامي
عرضه مي داشت تا ديگران از او كه « برگزيده خدا » و « تجسم
عملي اسلام » است تبعيت نمايند و تمام عرصه هاي حيات
فردي و اجتماعيشان را در معرض بارش انوار وجود ملكوتي و
مقدس او قرار دهند.
« عفاف » و « حجاب » حضرت زهراي مرضيه (س ) براي
همه عصرها و نسل ها الگوي كامل و موجب رشد و كمال و
فلاح و رستگاري و سعادت مي باشد.
زنان مسلمان جامعه ما به دليل تبعيت از اين اسوه و الگوي
پاك توانستند از ابتداي نهضت شكوهمند اسلامي ايران تاكنون
تمام مراحل و فراز و نشيب ها را با موفقيت تمام پشت سر
نهند.
زنان مسلمان ايران با الگوپذيري از عفاف و پاكدامني و
حجاب و پوشش حضرت زهرا(س ) در صحنه هاي انقلاب
اسلامي حماسه هاي پر شور آفريدند و زمينه ساز حضور
گسترده مردان در عرصه هاي انقلاب و پيروزي نهايي بر رژيم
منحط پهلوي كه مورد حمايت و مساعدت همه جانبه
قدرت هاي استعماري قرار داشت شدند و دنيا را از اين حضور
درخشان و نقش آفريني هاي موثر و كارآمد به شگفتي
واداشتند.
همچنين هشت سال دفاع مقدس , صحنه هاي فراواني براي
حضور زنان مسلمان به وجود آورد و موجب خلق حماسه هاي
بي شمار از ايثار و فداكاري و ياري رساني اين بانوان پيرو
حضرت زهراي مرضيه شد.
فعاليت هاي سياسي و اجتماعي , عرصه هاي دانش اندوزي
در مراكز تعليم و تربيت و آموزش عالي , و حضور در
محيطهاي كار و تلاش و فعاليت و پذيرش مسئوليت هاي مهم ,
از جمله جلوه ها و مصداق هاي حائز اهميت الگوپذيري از
عفاف و پاكي و حجاب و پوشش حضرت فاطمه زهرا(س )
محسوب مي شود.
الگوپذيري از عفاف و حجاب زهراي بتول (س ) نه تنها در
ايران , كه در گستره « جهان اسلام » در حال ترويج مي باشد و
بدين ترتيب اين جلوه از فرهنگ فاطمي در كنار ساير جلوه ها و
ابعاد اين فرهنگ سترگ و انسان ساز روز به روز درخشان تر و
شتابنده تر به ظهور و عينيت جهاني مي رسد.
پي نوشت ها :
1 ـ غرر الحكم , ترجمه موضوعي , سيد هاشم رسولي محلاتي ,
انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي , ج 2 , ص 127
2 ـ همان مدرك , ج 2 , ص 127
3 ـ همان مدرك , ج 2 , ص 128
4 ـ همان مدرك , ج 2 , ص 130
5 ـ همان مدرك , ج 2 , ص 127
6 ـ همان مدرك , ج 2 , ص 128
7 ـ همان مدرك , ج 2 , ص 129
8 ـ قرآن كريم , سوره نور , آيه 31
9 ـ قرآن كريم , سوره احزاب , آيه 59
« حجاب و پوشش » كه از آثار و نتايج طبيعي و
قطعي « عفت و پاكي » محسوب مي شود , وسيله اي
است براي صيانت از شخصيت و منزلت اجتماعي
زنان , و « صدفي » است كه « مرواريد عفاف » را از
آسيب و زيان محفوظ مي دارد.
الگوپذيري از عفاف و حجاب زهراي بتول (س )
نه تنها در ايران , كه در گستره « جهان اسلام » در حال
ترويج مي باشد و بدين ترتيب اين جلوه از « فرهنگ
فاطمي » در كنار ساير جلوه ها و ابعاد اين فرهنگ
سترگ و انسان ساز , روز به روز درخشان تر و
شتابنده تر به ظهور و عينيت جهاني
مي رسد.
حضرت فاطمه زهرا(س ) , عفاف و پاكي , وقار و
متانت , و حجاب و پوشش را به هم مي آميخت و
شخصيت بسيار عظيم و والا و با فضيلتي را به صورت
اسوه و الگو به جامعه اسلامي عرضه مي داشت تا
ديگران از او كه « برگزيده خدا » و « تجسم عملي
اسلام » است تبعيت نمايند و تمام عرصه هاي حيات
فردي و اجتماعيشان را در معرض بارش انوار وجود
ملكوتي و مقدس او قرار دهند.

|