روزنامه جمهوري اسلامي 19/05/1383 صفحه مقالات
راه كارهايي اصولي در مبارزه با بدحجابي




بي ترديد از معضلات و ناهنجاري هاي بزرگ كشور ما در دوران حاضر كه بايد آن را در دريف معضلات ديگري مانند , تورم , گراني , بيكاري , اعتياد و... مورد بررسي و مطالعه جدي قرار داد و براي حل آن چاره انديشي نمود , پديده « بدحجابي » است . وضعيت ناهنجار و لجام گسيخته برخي از زنان و دختران امروز , به گونه اي است كه فاصله بسيار كمي با بي حجابي دارد و حتي مي توان آن را نوعي بي حجابي و « كشف حجاب نوين » ناميد.
سكوت و انفعال توجيه ناپذير مسئولين و دستگاه هاي عريض و طويل فرهنگي كشور در برابر اين پديده شوم , به جايي رسيده است كه نمايشگاه ها , جشنواره ها , محافل و مجلاتي كه بسياري از آن ها , از بيت المال و پول ملت شهيد داده تغذيه مي شوند , عرصه نمايش مد و زيبايي و ساق و دست و سينه و زلف هاي رنگ آميز شده زنان و دختران كم شخصيت و بي هويت شده است , فريب خوردگاني كه به جاي روي آوردن به ارزش ها و افتخارات ملي و ديني , ماهواره ها و بنگاه هاي فسادپراكني غرب را قبله گاه خود قرار داده و در مسابقه لاقيدي و بي بندوباري به جايي رسيده اند كه دشمنان پرطمع خارجي را نيز به شگفتي و ضمنا سرور و شادي واداشته اند.
به طور كلي , ضرورت پرداختن به مقوله حجاب وپوشش , بيشتر بدان جهت است كه اين امر در برخي مقاطع , صبغه فرهنگي و ملي به خود مي گيرد و مي توان با عنايت به آن , نگرش فكري واعتقادي افراد و گروه ها و ميزان پايبندي آنان به نمادهاي ديني و ملي را تعيين نمود.
برطبق حديثي كه شيخ صدوق از امام صادق (ع ) نقل مي كند , آن حضرت فرمود :
« اوحي الله عزوجل الي نبي من انبيائه قل للمومنين لايلبسوا لباس اعدائي و لايطعموا مطاعم اعدائي ولايسلكوا مسالك اعدائي فيكونوا اعدائي كما هم اعدائي . » (1 )
« خداي عزوجل , به پيامبري از پيامبرانش وحي نمود به مومنان بگو پوشش دشمنانم را نپوشد , از خوردني هاي ايشان نخورند و راه هاي آنان را نپيمايند كه در اين صورت , همانند آنان , دشمنان من خواهند بود. »
امروز بر هيچ خردمندي پوشيده نيست كه دنياي كفر و استكبار , در نظر دارد از همان تجربه تاريخي و تلخ اندلس كه برحسب اتفاق نيز خوب نتيجه داده است مجددا عليه ممالك اسلامي , به خصوص جمهوري اسلامي ايران استفاده كند , با اين تفاوت كه اين بار با بهره گيري از فن آوري ها و تكنيك هاي نو و دستگاه هاي پيشرفته و پيچيده تبليغاتي و از برنامه هاي قطعي آنان در همين راستا , از بين بردن حجاب اسلامي و جايگزين ساختن مدها و الگوهاي غربي است .
يكي از نظريه پردازان غربي به صراحت گفته است : « براي به شكست كشاندن انقلاب وحكومت اسلامي در ايران , بايد از كوتاه كردن مانتوها شروع كنيم . » (2 )
تاسف بار اينكه در سال هاي اخير , به جاي آنكه به موازات رشد و گسترش اين پديده زشت اجتماعي , شاهد برنامه ريزي ها و اقدامات قوي و هماهنگ متوليان ودستگاه هاي فرهنگي كشور باشيم , سكوت , بي برنامه گي و انفعال شكننده آنها را نظاره گر بوده ايم .
در اين ميان , برخي نيز براي فرار از مسئوليت و توجيه بي برنامگي خود مي گويند « پوشش , يك امر دروني و يونيفرم فهم است و نمي توان با اجبار كسي را با حجاب كرد. » بعضي نيز پرهيز از هرگونه اقدام تنبيهي و تعزيري را توصيه مي كنند و مي گويند بايد در مبارزه با اين ناهنجاري , تنها به كارهاي فرهنگي پرداخت و به تعبير خودشان از كارهاي سرهنگي پرهيز نمود.
به هر حال رشد و گسترش پديده بدحجابي از يك سو و بي برنامگي متوليان فرهنگي از سوي ديگر موجب شده است برخي اميد به اصلاح وضعيت موجود را از دست بدهند و اساسا به اين جمع بندي برسند كه اكثريت بانوان جامعه ما بدحجاب بلكه خواهان رفع الزام درباره حجاب هستند و حال آنكه هم تساهل و تسامح مسئولان در اين باب و هم جمع بندي مزبور درباره زنان ايراني خطا و نادرست است .
اين گونه افراد , تنها قسمتي از ليوان را مي بينند و به اين واقعيت انكارناپذير توجه ندارند كه درصد بالايي از زنان و دختران متدين و عفيف , ترجيح مي دهند براي حفظ ارزش هاو باورهاي ديني خود , كمتر در خيابان ها و معابر عمومي ظاهر شوند , نيز به تجمعات بزرگ زنان محجبه در راهپيمايي ها , نماز عيدها و نماز جمعه ها توجه ندارند. اينان , زنان لاقيد خياباني را مبناي قضاوت خود درباره همه زنان ايران مي دانند.
به طور كلي مي توان زنان جامعه ايراني را به لحاظ ميزان التزام به پوشش , به سه دسته متمايز تقسيم كرد :
1 ـ بانوان متدين و مقيد به حجاب .
چنان كه گفتيم درصد بالايي از بانوان را اين دسته تشكيل مي دهند كه به علت نداشتن انگيزه خودنمايي و تبرج , نمود و بروز كمتري دارند.
2 ـ بانوان غافل و كم توجه به احكام و موازين اسلامي .
مي توان گفت اكثريت زنان و دختراني كه در معابر و اماكن عمومي با پوشش ناقص ظاهر مي شوند كساني اند كه از حدود و ثغور حجاب اسلامي و ارزش و اهميت آن اطلاع كافي ندارند يا تحت تاثير جو قرار گرفته , قبح بدحجابي را فراموش كرده اند.
اين گونه افراد , هيچ گونه تعمد و غرض ورزي ندارند و مي توان با ارشاد و كار فرهنگي مناسب , رفتارشان را تغيير داد.
3 ـ زنان و دختران كم حيا , جلف و بي هويتي كه بايد آنان را تابلوهاي بدحجابي و بي حجابي و مانكن ها و عروسك هاي متحركي دانست كه به ترويج برنامه هاي مبتذل ماهواره اي مشغولند و ستون پياده نظام تهاجم فرهنگي محسوب مي شوند.
بي گمان اين دسته كه دانسته و ندانسته به احكام و ارزش هاي اسلامي و ملي , دهن كجي مي كنند و هيچ بعيد نيست برخي از آنان , ماموران مزدبگير دشمنان نيز باشند , در اقليت قرار دارند.
بديهي است دستگاه هاي فرهنگي كشور , بايد براي هر يك از اين گروه ها , به نحوي خاص سياستگذاري و برنامه ريزي كنند و به طور خلاصه مي توان گفت لازم است محور سياستگذاري هاو برنامه ريزي ها درباره گروه نخست « تشويق » و ترغيب باشد از باب مثال در برخي از ميادين شهرها تنديس هايي در اشاره به اهميت و معرفي پوشش كامل اسلامي بوجود آيد يا صدا و سيما , با هدف فرهنگ سازي , بانوان محجبه و درعين حال موفق در عرصه علم آموزي و نوآوري را به عنوان الگو معرفي نمايند , يا در ارزشيابي هاي مربوط به مشاغل , مراعات پوشش اسلامي نيز لحاظ شود.
همچنان كه لازم است محور برنامه ها درباره گروه دوم « تبليغ » و ارشاد و راهنمايي و اطلاع رساني باشد و از باب مثال , در ميادين و خيابان هاي شهرها , تابلوها و تصاويري با مضامين زيبا و خواندني در امر حجاب و تبعات بدحجابي نصب شود و مهمتر از آن , صدا و سيما , با برنامه هايي جذاب و در اوقات مناسب , به بيان آموزه هاي دين در امر حجاب بپردازد.
محور مناسب براي برنامه ها درباره گروه سوم نيز در وهله نخست « تنبيه » و پس از آن ارشاد و بازپروري است .
ضرورت روي آوردن متعادل به امر حجاب در زمان حاضر بدان جهت است كه كشور ما در دو دهه اخير , در اين مورد , دو مقطع مهم را پشت سر گذاشته , در يك مقطع , شاهد برخي افراط گري ها , سخت گيري هاي بي جا و برخوردهاي سليقه اي بوده است و در مقطعي ديگر كه بايد سرآغاز آن را دوم خرداد سال 76 دانست , شاهد تساهل و تسامح و كوتاهي هاي فراوان در اين زمينه بوده است و اكنون مردم ما و به خصوص متدينين , ضرورت تعادل و برنامه ريزي هاي منطقي و معتدل در اين زمينه را به خوبي احساس و حمايت مي كنند.
لزوم دخالت دولت
برخي بر اين ديدگاه نادرست پافشاري مي كنند كه دخالت دولت در امر حجاب و مبارزه با بدحجابي , موجب عناد و جري شدن افراد و زمينه ساز هرج و مرج بيشتر خواهد شد غافل از آنكه از اهداف اساسي برپايي حكومت ديني , حفظ مظاهر ديني و پاسداري از شعائر اسلامي بوده است , هدفي كه با برنامه ريزي هاي متعادل و معقول , كاملا دست يافتني و مورد حمايت اكثريت ملت مسلمان است .
چنان كه مي دانيم برابر قوانين عربستان , رعايت پوشش كامل براي زنان اين كشور الزامي است و پوشاندن دست ها و صورت حتي توسط دختران پس از دوران ابتدايي اجباري است و چنانچه زني در معابر اين كشور , خود را به خوبي نپوشاند , توسط ماموران موسوم به « مطوع » كه وظيفه امر به معروف و نهي از منكر را برعهده دارند , مورد بازخواست قرار مي گيرد . (3 )
بديهي است وقتي الزام به حجاب بيش از حد واجب , توسط دولتي كه از پشتوانه مردمي برخوردار نيست , ميسر است , الزام به آن در حد متعادل و معقول از سوي دولتي منتخب و برخوردار از حمايت مردمي , به طريق اولي ممكن و ميسر خواهد بود.
بايد مسئولان امر به اين نكته حساس توجه كنند كه صبر اقشار متدين و خانواده هاي معظم ايثارگر و شهيد داده , فقط به خاطر پرهيز از هرج و مرج و بهانه ندادن به دست نااهلان و بدخواهان نظام است ولي به هر حال اين صبر , حد و مرزي دارد و اگر به پايان برسد , بايد شاهد انقلاب ديگري در استمرار انقلاب اسلامي سال 57 باشيم .
راه كارهاي دخالت دولت


برخي كه در تعهد و دلسوزي آنها هم شكي نيست مي گويند : « اگر رضاشاه توانست به اجبار چادر از سر زنان ما بگيرد , ما هم مي توانيم زنان بي حجاب را به اجبار با حجاب كنيم ! »
بايد گفت اين قياس , مع الفارق است , زيرا كاري كه رضاخان انجام داد , خلاف شرع و عقل و ناهمخوان با آداب و سنن ملي و در راستاي اهداف استعماري و مورد مخالفت محافل و مراجع ديني بود , حال آنكه برنامه ريزي همه جانبه و متعادل در مبارزه با پديده بدحجابي , كاري معقول , مشروع , منطبق با فطرت , هماهنگ با آداب و سنن ملي و مورد حمايت مراجع معظم تقليد و اكثريت متدين جامعه است , مشروط بر آن كه مسئولان و متوليان فرهنگي كشور , با هماهنگي و انسجام و با شهامت و شجاعت وارد ميدان شوند و با بي اعتنايي كامل به فشارهاي دشمنان خارجي و جوسازي هاي مطبوعات زنجيره اي داخلي , به خواست خدا و مردم متدين جامه عمل بپوشند و بدين وسيله زمينه ساز نزول بركات الهي شوند.
گفتني است حساسيت و عمق اين مسئله ايجاب مي كند دولت در مبارزه با آن از برنامه هاي كوتاه مدت و دراز مدت استفاده كند.
الف ) برنامه هاي كوتاه مدت
چگونگي تدوين برنامه هاي كوتاه مدت , خود نيازمند مطالعه و بررسي است ولي آنچه مي تواند به طور نقد مورد توجه مسئولان قرار گيرد و در انتظار آثار مطلوب آن بود امور زير است :
1 ـ نظارت برتوليد , واردات و عرضه البسه مبتذل و ناهمخوان با فرهنگ اسلامي و ملي و برخوردهاي بازدارنده با اشخاص حقيقي و حقوقي كه در اين عرصه فعاليت مي كنند.
2 ـ مقابله جدي با معدود مطبوعات لاقيد و بي تعهدي كه با بهره گيري از امكانات كشور و بيت المال , و استفاده ابزاري از چهره هاي بزك كرده زنان و دختران به اصطلاح هنرمند , حجاب اسلامي و بنيان هاي اخلاقي جامعه را نشانه رفته اند.
بديهي است قوه قضائيه نيز در مقابله با اين مطبوعات متخلف و نيز توليد و عرضه البسه مبتذل , وظيفه اي سنگين بردوش دارد.
3 ـ تاسف بار اين كه در نتيجه سياست تساهل و تسامح مسئولان , پديده بدحجابي به اماكن دولتي نيز سرايت كرده و ارباب رجوع ناباورانه با زلف ها و چهره هاي بزك كرده برخي از كارمندان زن مواجه مي شوند.
هيئت دولت مي تواند اين مشكل را به راحتي و با صدور بخشنامه اي جديد به دستگاه هاي تحت پوشش , مبني بر لزوم رعايت پوشش اسلامي براي بانوان كارمند و برخورد جدي با مديران و رئيسان متخلف حل نمايد.
بديهي است خصوصي شدن برخي از زيرمجموعه هاي دولت ـ كه بدحجابي در آنها نمود بيشتري دارد ـ نيز مجوز عدم نظارت دولت بر آنها نمي شود.
4 ـ وضع محدوديت هايي در استفاده از امكانات و خدمات دولتي براي بانوان بدحجاب .
ب ) برنامه هاي دراز مدت
1 ـ ضروري است حال كه ربع قرن از پيروزي انقلاب اسلامي مي گذرد , وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با همكاري و همفكري حوزه علميه , سازمان تبليغات اسلامي , ستاد امر به معروف و نهي از منكر و نيروي انتظامي , الگويي مناسب و منطبق بر موازين ديني و ملي براي پوشش بانوان تهيه و تدوين كند و در قالب لايحه به مجلس شوراي اسلامي تقديم نمايد. پس از تصويب اين لايحه , صدا و سيما و مطبوعات در سطحي وسيع و به طور هماهنگ , آن را براي مردم تشريح نمايند. و با طي مرحله اطلاع رساني , مقطع زماني مناسب مثلا سه ماه , به امر ارشاد و امر به معروف و نهي از منكر زباني اختصاص يابد و با اشخاص متخلف اتمام حجت شود , و با انجام اين برنامه , مرحله برخورد نيروي انتظامي با متخلفان و اقدامات قضايي شروع شود.
ضمنا شايسته است ستاد امر به معروف و نهي از منكر , به سازمان ارتقا پيدا كند و اقدامات خود را براساس برنامه ريزي و كارشناسي بيشتري انجام دهد و رسميت و جايگاه قانوني آن براي مردم تبين شود.
در ضمن , پيشنهاد براي چگونگي اجراي مرحله ارشاد آن است كه در هر يك از نقاط ورودي يا خروجي اماكن و معابر پرتردد مانند بازارها , زيارتگاه ها , پارك ها و... جمعي متشكل از حداقل يك برادر و يك خواهر آموزش ديده , با ظاهري تميز و آراسته و با متانت لازم و خلق و خوي اسلامي , خطاب به همه عابران , وجوب و اهميت حجاب اسلامي را گوشزد نمايند.
2 ـ بسيار مناسب است , نهادهاي مسئول در تدوين كتب درسي دانش آموزان و دانشجويان , مطالبي مهم و مستدل در امر ضرورت حجاب در كتب ديني و اخلاقي آنان بگنجانند و آموزه هاي ديني در اين باب را خاطرنشان سازند.
نقش مجلس شوراي اسلامي
مجلس شوراي اسلامي كه اكنون با تركيب جديد خود و حضور قابل توجه نيروهاي دلسوز و ارزشي در آن , اميدهايي را زنده كرده است , بايد از اين موقعيت تاريخي استفاده كرده و به مطالعه كارشناسانه و سپس قانون گذاري جامع و فراگير در اين زمينه بپردازد و پس از تصويب قوانين نيز بر اجراي آنها نظارت جدي داشته باشد.
نقش صدا و سيما
در ارتباط با مسئوليت اين رسانه ملي و پرمخاطب در امر حجاب , پرسش هاي زيادي مطرح است از جمله اينكه آيا تاكنون هيچ فيلم و سريالي در تاكيد بر حجاب اسلامي ساخته شده است آيا اين سازمان تاكنون , اقدام به برگزاري ميزگرد علمي در باب حجاب كرده است اين سازمان كه به مناسبت هاي گوناگون , مسابقات پرهزينه اي تدارك مي بيند و جوايز قابل توجهي نيز مي پردازد , آيا در اين زمينه هم مسابقه اي برگزار كرده است چرا آيات حجاب و روايات فراواني كه در اين باب وارد شده و فتاوي صريح مراجع ديني در اين زمينه , براي مردم بيان نمي شود آيا اگر گاهي به جاي تبليغ پفك و شامپو و معرفي فلان كالاي تجملي در لابلاي فيلم هاي پربيننده , آيات قرآن و سخنان بزرگان دين در امر حجاب گفته شود , اشكال دارد
رويكرد مثبت و كارشناسانه صدا و سيما به اين مقوله حساس اجتماعي , آثار و بركاتي دارد كه بركسي پوشيده نيست , چرا كه به مصداق « لاينتشر الحق الا من حيث انتشر الضلال » , بايد با تهاجم فرهنگي , با سلاح فرهنگي مقابله كرد.
نقش روحانيت
بي ترديد , نقش روحانيت در اين باب , بسيار مهم و بي بديل است . تجربه نشان داده است از عوامل مهمي كه مي تواند مسئولان يك امر را از سكون و انفعال , به حركت و اقدام وادارد , تذكرات مداوم مراجع معظم و هشدارهاي ائمه محترم جمعه و جماعات است .
افزون بر موضع گيري هاي ارشادي روحانيون , نقش علمي آنان نيز در اين باب شايان توجه است . از باب مثال روحانيون مي توانند با تبيين اين مطلب كه سن بلوغ براي دختران از نظر اكثر قريب به اتفاق همه مراجع , نه سال است و فتاوي شاذ ديگر , در ميان فحول علما و مراجع بزرگ گذشته و حال قائلي ندارد , به سامان دهي وضعيت حجاب كمك نمايند. به اميد حركتي خداپسندانه و شجاعانه در اين باب .
علي اكبر كلانتري
پي نوشت ها
1 ـ من لايحضره الفقيه , ج 1 , ص 252
2 ـ جمهوري اسلامي , 1383,4,25
3 ـ علي محمدي آشناني , شناخت عربستان , ص 45
وضعيت ناهنجار و لجام گسيخته برخي از زنان و دختران به گونه اي است كه فاصله بسيار كمي با بي حجابي دارد و حتي مي توان آن را نوعي « كشف حجاب نوين » ناميد
سكوت و انفعال مسئولين و دستگاههاي عريض و طويل فرهنگي كشور در برابر پديده شوم كشف حجاب نوين بي توجيه است