
« فرهنگ فاطمي » در ابعاد مختلف و با تمام جلوه هاي زيبا و
رهايي بخش و حيات آفرين خود فراروي بشريت است . بهره وري
صحيح و همه جانبه از اين فرهنگ سترگ و زندگي ساز , هموار كننده
راه رشد و بالندگي و به مقصد رساننده انسان هاي جوياي
« حقيقت » است .
اين فرهنگ پويا و انسان ساز , از آبشخور زلال « اسلام »
جرعه نوشي مي كند و معارف جامع الهي را در تجلي رفتار و سلوك
و كنش و منش حضرت فاطمه زهرا(س ) به بشريت عرضه مي دارد.
در اسلام , ساختن و پروردن اسوه ها و الگوهاي عملي كه تجسم
تعاليم و ارزشهاي والاي الهي باشند , يك « اصل » و « ضرورت
حياتي » محسوب مي شود.
اين اصل و ضرورت مهم از شدت تاثيرگذاري اسوه ها و
الگوهاي جامع و عملي اسلام در انسان ها و تغيير و تحول هاي
روحي و جاذبه هايي مايه مي گيرد كه موجب گرايش به دين و عمل
به احكام و قوانين الهي مي شود.
حضرت فاطمه زهرا(س ) الگوي عملي اسلام براي همه عصرها
و نسل هاست . اين بانوي مطهر و مقدس , تجسم عيني تعاليم قرآن
محسوب مي شود و تمام كساني كه بخواهند نظاره گر جلوه هاي
زيباي معارف و آموزش ها و عمق و ژرفاي انديشه و تفكر اسلامي
باشند , بايد تجلي معنويت زلال و ارزش هاي والا و احكام و قوانين
عميق و حياتبخش اين دين مبين را در اخلاق و رفتار و عملكردهاي
اين الگوي كامل و عملي مشاهده نمايند.
امروز يكي از حياتي ترين و ضروري ترين « بزرگداشت » ها براي
حضرت فاطمه زهرا(س ) , تفكر در جلوه هاي زيباي « فرهنگ
فاطمي » و تلاش هاي « علمي » و « عملي » براي تسري اخلاق و رفتار
و سيره و روش و عملكردهاي اين بانوي مطهر در صحنه ها و
عرصه هاي حيات فردي و اجتماعي است .
به راستي اگر بخواهيم مقام و منزلت زهراي اطهر را گرامي
بداريم و آن گونه كه شايسته است به اكرام و بزرگداشت او اهتمام
ورزيم , چه راه و شيوه اي بهتر و والاتر از متجلي ساختن جلوه هاي
فرهنگ فاطمي در سخن و سلوك و رفتار و اعمال خود مي يابيم
فرهنگ فاطمي , جامع و همه سونگر مي باشد و به همين دليل
يك الگوي تمام عيار و كامل براي زنان مسلمان در همه اعصار
محسوب مي شود.
حضرت زهرا(س ) در تمام ابعاد و عرصه هاي زندگي , اسوه
حسنه است و زيباترين جلوه هاي تعاليم و ارزشها و هنجارهاي
اسلامي را در رفتار و كنش خويش به تجلي مي رساند. يكي از اين
جلوه ها , مهرورزي و محبت در زندگي زناشويي است .
حضرت زهرا(س ) در تعامل و مواجهه با حضرت علي (ع ) ,
نمونه كامل يك زن مهرورز بود و جاذبه هاي عشق و محبتش فضاي
زندگي مشترك او و همسرش را سرشار از نشاط و حلاوت مي نمود.
اين جلوه زيبا و روح بخش و طراوت خيز فرهنگ فاطمي را به تامل
و مداقه مي گذاريم .
« عشق و محبت » اكسير حيات است و آرامش و نشاط ناشي از
آن مستحكم ترين پشتوانه براي تداوم لحظات شيرين زندگي
مي باشد.
اگر زندگي زناشويي را از مهر و محبت تهي سازيم و راه حضور
و نقش آفريني اين عنصر محوري و تعيين كننده را در مواجهات و
تعاملات و پيوندهايي كه زن و شوهر در عرصه ها و صحنه هاي
مختلف با آن همراه مي باشند مسدود نمائيم , آنچه باقي مي ماند
كوير خشك و سوزاني است كه از سبزي و خرمي و شكوفه هاي
معطر زيبا و رنگارنگ حيات معنوي خالي و تهي مي باشد.
آيا در كوير تفتيده و مرگبار , مي توان آب حيات يافت و
جان هاي عطشناك را به آرامش رساند و از نيستي و نابودي رهايي
بخشيد !
چه كسي قادر است كوير خشك و سوزان كينه ها و ستيزها و
نااميدي ها وتندخويي ها را ـ كه به جاي رويش گلهاي معطر و زيباي
مهر و رافت و محبت , خار و خس هاي خشك و آزار دهنده تنش و
گريز و سردي و انزوا در آن سربرآورده است ـ تحمل نمايد و در عين
حال مفهوم زندگي سالم و طراوت خيز زناشويي را دريابد و
حلاوت و شيريني لحظات حيات را احساس نمايد !
در اين آيه شريفه قرآن كريم تامل كنيم :
« ومن آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و
جعل بينكم موده و رحمه ان في ذلك لايات لقوم يتفكرون » (1 )
« و يكي از آيات و نشانه هاي لطف الهي آن است كه براي شما
از جنس خودتان جفتي بيافريد كه در كنار او آرامش گيريد , و با هم
به انس و الفت برسيد , و ميان شما مهر و محبت برقرار نمود. در اين
امر (كه در حقيقت پايه زندگي و آسايش و خوشي و بقاي نوع بشر
بر آن است ) براي مردم با فكرت , ادله , حكمت حق آشكار
مي باشد. »
اين آيه شريفه , به زيبايي هرچه تمام تر به جاذبه عشق و مهر و
محبت در زندگي زناشويي اشاره مي كند و نياز فطري و طبيعي « زن »
و « شوهر » به يكديگر , و « آرامش » ناشي از اين پيوند , و « مهر و
محبت » جاري در تمام لحظات اين زندگي مشترك را جلوه هاي
فيض و حكمت و رحمت الهي معرفي مي نمايد.
در كنار اين درسها و آموزش هايي كه در آيه شريفه و در يك
بيان كلي به آنها توجه داده مي شود , به اين پيام نيز اشاره مي گردد كه
مردمي كه اهل تفكر مي باشند و در پديده هاي زيبا و شگرف خلقت
با بصيرت و تعمق مي نگرند , به وضوح آثار حكمت و قدرت
خداوند متعال را مي نگرند و اوج رافت و عنايت او به بندگانش را
نظاره مي كنند.
در زندگي زناشويي , اگرچه « زن و مرد » هر دو براي ايجاد
فضاي محبت خيز و پيوند و تعامل سرشار از عشق و مهر و عاطفه
مسئول مي باشند و هر كدام سهمي دارند و وظيفه اي , لكن نقش
« زنان » به دليل خلقت خاص و حكيمانه آنان حساس تر , حياتي تر ,
موثرتر و كارآمدتر مي باشد.
بنيادي و حياتي بودن نقش زن در به وجود آوردن فضاي
سرشار از مهر و محبت در زندگي زناشويي , با احساسات بسيار
غني و رقيق و عواطف و غرايزي كه در وجود او به دست قدرت
الهي تعبيه شده است , ارتباط پيدا مي كند. زن به دليل شدت و
گستردگي اين احساسات و عواطف پاك و محبت خيز است كه
بيشتر از مرد مي تواند زمينه ساز گسترش عشق و مهر در لحظات
زندگي زناشويي شود , و البته اين نقش حياتي و بنيادين , نافي
وظيفه و مسئوليت مرد در اين فضاسازي هاي زيبا نخواهد بود.
حضرت فاطمه زهرا(س ) كه الگوي كامل زن مسلمان مي باشد ,
در انجام وظيفه و مسئوليت الهي خويش براي به وجود آوردن
فضاي سرشار از عشق و مهر و محبت در لحظات زندگي خويش با
حضرت علي (ع ) بسيار دقيق و جامع عمل مي نمود.
حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها , سرچشمه مهر و محبت
بود و لحظه اي اين واقعيت مبتني بر فطرت و خلقت را فراموش
نمي كرد كه او « زن » است و علاوه بر انجام تمام وظايف عبادي و
اخلاقي و تربيتي و اجتماعي و سياسي خويش , بايد در تامين
جلوه هاي مختلف مهر و محبت در زندگي زناشويي كوتاهي و
تسامح نورزد. او به نيكي مي دانست همچنان كه خداوند متعال
دوست مي دارد زنان مسلمان به تكاليف و وظايف عبادي و فردي و
اجتماعيشان عمل كنند و سر بر آستان او بسايند و به پرستش ذات
مقدسش بپردازند , دوست همي دارد كه در مواجهه و تعامل با
شوهرانشان نيز جاذبه هاي الهي مبتني بر عشق و مهر و رافت را به
ظهور و تجلي برسانند و لحظات زندگي را شيرين و لذت بخش و با
آرامش و انس و الفت همراه سازند.
فاطمه زهرا(س ) با اين بينش ژرف و معرفت و شناخت عميق ,
در خانه علي (ع ) به گونه اي مهر مي ورزيد و فضاي زندگي زناشويي
را از محبت و رافت سرشار مي ساخت كه اميرمومنان (ع ) زبان به
اعتراف مي گشود و در موقعيت هاي گوناگون از جلوه هاي مهرورزي
همسرش و آثار گرانبهايي كه در زندگي به وجود مي آورد , قدرداني
مي كرد.
به اين اعتراف زيباي حضرت علي (ع ) از اثر روح بخش مهر و
محبت فاطمه زهرا(س ) دقت و تعمق روا داريم :
« هرگاه به چهره فاطمه نگاه مي كردم , تمام غصه هايم برطرف
مي شد و دردهايم را به فراموشي مي سپردم . » (2 )
يعني جاذبه هاي رافت و محبت حضرت زهرا(س ) به گونه اي
عميق و موثر بود كه وقتي ديدگان حضرت علي (ع ) به مشاهده
سيماي پاك همسرش گشوده مي شد , همين نگاه و نظاره چنان
اثربخش بود كه غم و غصه هاي بزرگ و عظيم اميرمومنان (ع ) را
مي زدود و دردها و زخمهاي آزاردهنده اش را به فراموشي مي سپرد.
مهر و محبت حضرت زهراي اطهر(س ) با همسر والا و
بزرگوارش حضرت علي (ع ) لحظات زندگي اين زوج مقدس و
مطهر را باحلاوت و شيريني قرين و همراه كرده بود. اين عشق پاك
الهي , به طور متقابل از جانب اميرمومنان (ع ) نسبت به همسرش
ابراز مي شد و در نهايت اين زن و شوهر را به يكديگر دلبسته و
مهرورز مي ساخت .
حضرت علي (ع ) چنان تحت تاثير جاذبه هاي نيرومند محبت
همه جانبه و سرشار اين بانوي مطهر قرار گرفته بود كه اقرار و
اعترافهايش تالحظات پاياني زندگي فاطمه زهرا(س ) تداوم داشت .
وقتي در روزهاي آخر عمر همسرش در كنار او قرار گرفت و هر دو با
هم به گفتگو پرداختند , اين مرد بزرگ ميدان هاي نبرد حق و باطل
زبان به اعتراف گشود و فقدان حضرت زهرا(س ) را بسيار تلخ و
دردناك ناميد و با مصيبت جانگداز ارتحال پيامبر اكرم (ص ) هم
پايه دانست .
در واژه ها و تعابيري كه اميرمومنان عليه السلام در گفتگو با
همسر مهربانش به كار مي برد تامل كنيم تا ميزان تاثيرات مهر و
محبت حضرت زهرا(س ) در حضرت علي (ع ) و به طور متقابل
شدت علاقه پيشواي متقين را نسبت به آن بانوي مطهر دريابيم :
« چقدر جدايي و دوري از تو براي من سخت و دشوار خواهد
بود. مصيبت فقدان پيامبر(ص ) برايم زنده مي شود. از دست دادن
تو براي من بسيار سخت و ناگوار است . از اين ماتم به خداي خود
پناه مي برم و دل به او مي سپارم . مصيبت فراق تو آن قدر تلخ و
سنگين است كه تحمل آن براي علي مشكل و طاقت فرساست .
مصيبتي كه هيچ چيز نمي تواند آن را جبران نمايد. اين دردي است
كه درماني براي آن نمي بينم . » (3 )
به اين ترتيب حضرت فاطمه زهرا(س ) با جاذبه هاي بزرگ
رفتاري مبتني بر « عشق ومهرو محبت » , زندگاني خود و همسرش را
سرشار از حلاوت مي سازد و نشاط و طراوت و بهجت ناشي از اين
شيوه هاي مواجهه و تعامل را در تمام زوايا و لحظات اين زندگي
پاك و الهي جاري مي نمايد.
زنان مسلمان جامعه و كشور ما و جهان اسلام , چنانچه
بخواهند بنيان هاي زندگي زناشويي خود را استوار دارند و به
پيوندي بينديشند كه با انس و حلاوت و شيريني درآميزد و تمام
لحظات عمر را با نشاط و زيبايي قرين و همراه سازد , بايد از جاذبه
« عشق و محبت و مودت » به عنوان يكي از زيباترين جلوه هاي
« فرهنگ فاطمي » الگوبرداري و تبعيت نمايند و چونان حضرت
زهرا(س ) فضاي پاك و زيبا و مهرپروري به وجود آورند تا لحظات
زندگي مشترك زناشويي با سلامت و سعادت و طراوت سپري گردد.
پي نوشتها :
1 ـ قرآن كريم , سوره روم , آيه 21
2 ـ بحارالانوار , ج 43 , ص 123
3 ـ كشف الغمه , ج 1 , ص 191
امروز يكي از حياتي ترين و ضروري ترين
« بزرگداشت » ها براي حضرت فاطمه زهرا(س ) , تفكر
در جلوه هاي زيباي « فرهنگ فاطمي » و تلاش « علمي »
و « عملي » براي تسري اخلاق و رفتار و سيره و روش و
عملكردهاي اين بانوي مطهر در صحنه ها و عرصه هاي
حيات فردي و اجتماعي است
حضرت فاطمه زهرا(س ) سرچشمه مهر و محبت بود
و لحظه اي اين واقعيت مبتني بر فطرت و خلقت را
فراموش نمي كرد كه او « زن » است و علاوه بر انجام تمام
وظايف عبادي و اخلاقي و تربيتي و اجتماعي و سياسي
خويش , بايد در تامين جلوه هاي مختلف مهر و محبت در
زندگي « زناشويي » كوتاهي و تسامح نورزد
« فرهنگ فاطمي » جامع و همه سو نگر است . پويا و
انسان ساز و همواركننده راه رشد و بالندگي و به مقصد
رساننده انسان هاي جوياي « حقيقت » است . اين
فرهنگ از آبشخور زلال « اسلام » جرعه نوشي مي كند و
معارف جامع الهي را در تجلي رفتار و سلوك و كنش و
منش حضرت زهرا(س ) به بشريت عرضه مي دارد

|