
دنيا ديدني بسيار دارد و شنيدني فراوان , دنيا جلوه گاه
آيات خداوندي است و نمايشگاه زيبائيها. وحي الهي اعلام
مي دارد « انا جعلنا ما علي الارض زينته لها » آنچه از كوه و
دشت , خاك و آب , گياه وحيوان , انسان و مصنوعات وي ديده
مي شوند , همه زينت آراي كره خاكي و جهان مي باشند , حتي
اعلام مي دارد « المال والبنون زينه الحيوه الدنيا » سرمايه و
ثروت و فرزندان , زينت زندگي دنيا مي باشند. همه اين ديدنيها
و شنيدنيها و گفتنيها براي آزمودن انسان است كه چه مي سازد
و چه مي خواهد و انتخاب وي چگونه است « لنبلوهم ايهم
احسن عملا. » چه گلي بر سرخود مي زند و چه دسته گلي بر
گردن ديگران مي افكند. حال مي خواهيم بررسي كنيم كه
خداوند براي ما چه برگزيده و دوست داشتني معرفي نموده
است .
در جائي مي خوانيم « ولكن الله حبب اليكم الايمان و زينه
في قلوبكم »
براي شما ايمان و باورمندي را دوست دارم و در دلهاي
شما , اعتقاد را آراسته نموده ام » . در بيان ديگر مي فرمايد
محبوبهاي من براي شما , احسان است و انفاق , طهارت و پاكي
جسم است و توبه روح , اجراي قسط و عدل را دوست مي دارم
و مقاومت در راهم در صحنه هاي جهاد و فداكاري , را دوست
دارم و شكيبائي در برابر مصائب و حوادث . آن چه را هم
دوست نمي دارد بوضوح اعلام مي نمايد كه تكبر و
خودپسندي , اسراف و تبذير , ستم گري و خيانت , فخرفروشي
وخيال پردازي , ستم پذيري و انفعال و وادادگي است .
رسول و پيامبر وي نيز اعلام مي دارد از دنياي شما سه چيز
را دوست مي دارم : « احب من دنياكم ثلاثه الطيب و النسا و
قره عيني في الصلوه » كه خوشبوبودن و همسر داشتن و نور
چشم من نماز و راز و نياز در سيماي نماز است .
سوژه سخن ما « كوثر قرآن » به تناسب ايام ولادت حضرت
زهرا عليها سلام است كه بخوانيم وي چه چيزي را دوست
مي دارد كه در بيان كوتاهي مي فرمايد : « حبب الي من دنيا كم
ثلاثه : تلاوه كتاب الله و الانفاق في سبيل الله و النظرالي وجه
سول الله » محبوبان من از دنيا , نخست خواندن كتاب خداست ,
كتابي كه مبارك است , نور است و شفابخش مي باشد ,
هدايت گر است , و زنده كننده و صراط مستقيم را مي نماياند ,
كتابي كه عبارات وي معجزه است چه رسد به محتوا و حقايق و
لطايف و اشارات آن , عميق است و دقيق , سعادت ساز است و
سلامت بخش , صيانت آفرين است و صلابت ساز. زهراي قرآن
عليها سلام , اين كتاب را دوست دارد و از هر فرصتي براي
تلاوت آن بهره مي گيرد و شاگرد و خدمت گزار وي « فضه » و « ام
ايمن » مي شوند كه با قرآن محاوره دارند و گفتگوي روزانه ,
آنهم در سالهاي متمادي .
محبوب ديگر يادگار پيامبر اسلام , انفاق در راه خداست .
پيراهن عروسي در شب زفاف باشد يا درآمد فدك , افطاري
روزه نذر باشد و يا مائده بهشتي . لحظه اي از دستگيري
محرومان و مسكينان غفلت نمي ورزد و آن را در كنار تلاوت
كتاب خداوند قرار مي دهد.
محبوب سوم كوثر قرآن در اين بيان كوتاه , ديدار سيماي
رسول خدا مي باشد , پيامبري كه شخصيت اول جهان هستي
بود , رسولي كه رحمت براي جهانيان بود , فرستاده خداوندي
كه هادي و راهنماي ناس است .
نگاه و نظر به سيماي پيامبر به عنوان پدر مطرح نيست كه
آن نيز عبادت مي باشد « النظر الي الوالدين برافه و رحمه
عباده » بلكه خود مي فرمايد « النظر الي وجه رسول الله ... نگاه به
سيماي فرستاده خدا , كه آئينه جمال و جلال الهي بود و
برگزيده و محبوب خدا , مظهر نامهاي نيكوي خداوندي و
انسان كامل و اسوه نيكوي الهي معرفي گشته « لقدكان لكم
في رسول الله اسوه حسنه » است . به چنين فرستاده خداوندي
عشق مي ورزيد و فراق وي , مشكل ساز شده بود و روياي ديدار
وي در آخرين روز زندگي , وي را شادمان ساخت , بدان گونه
كه نظافت كامل نمود و لباس نو پوشيد و خود را معطر ساخت
و براي لقا خداوندي و وصال پدر با يك جهان آرامش خاطر
آماده ساخت .
بنابراين دوست داشتنيهاي « كوثر قرآن » , تلاوت كتاب
خدا و انفاق در راه خدا و نظاره بر سيماي پيامبر خدا بود ,
حال فاطميون چه مي كنند و چه مي خواهند و چگونه خود را به
اين شخصيت والا با اقتداي به وي نزديك مي سازند.
سيد رضا اكرمي

|
تويي كه نمي شناختمت
|

به ياد شهيد « محمود صارمي »
محمود نيز مثل همه پدران دنيا آرزو داشت كه يگانه دردانه زندگي خود
را براي آغاز راه علم و دانش راهي مدرسه كند.
آرزو داشت روزي « سينا » مهندس ياپزشك شود و او درمراسم
فارغ التحصيلي تنها پسرش بر خود ببالد.
آرزو داشت مثل همه همسران خوب دنيا , ما , در خانه اي بزرگتر ,
راحت تر و جادارتر زندگي كنيم .
هميشه مي گفت بايد خانه اي باشد با باغچه اي كوچك كه معطر به عطر
ريحان , و گل هاي محمدي باشدخانه اي كه هر پنجره آن , آسمان آبي را نشان
دهد و شبها قرص ماه در تلالو آبي حوض كوچك آن بدرخشد.
افسوس كه تنها سفر كرد و امروز خانه اي در همسايگي ماه به رنگ
آسمان دارد , خانه اي كه گل هاي آن بوي خدا مي دهد.
همسر شهيد صارمي هنوز هم پس از گذشت شش سال از شهادت
غريبانه « محمود صارمي » خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي در مزار
شريف به ياد او بغض مي كند و اشك هاي فروخورده را سر
مي دهد.
« خديجه روزبهاني » كه اين روزها در ادامه راه « صارمي » در شغل
خبرنگاري در خبرگزاري مشغول است , بخشهايي از ناگفته هاي روزهاي
نه چندان دور زندگي با « محمود » را در آستانه هفتمين سالروز شهادت شهيد
مزارشريف باز مي گويد.
وي در حالي كه بغضي آشنا در گلويش پيچ و تاب مي خورد , ادامه
مي دهد : من او را آن طور كه بايد و شايد در زمان حياتش
نشناختم .
همسر شهيد صارمي مي افزايد : دلم مي خواست امروز هيچ چيز نبود
ولي « محمود » بود.
« روزبهاني » نيز همچون ديگر همسران شهيد اين مرز وبوم بر اين باور
است كه روزي دوباره « محمود » را مي بيند و هنوز هم در بسياري از اوقات در
روياهاي صادقه خود با او نجوا مي كند.
همسر شهيد صارمي مي گويد : هميشه از محمود مي پرسم چرا ما را
تنهاگذاشتي , تو بيش از هر كس از توان من براي زندگي خبر داشتي , من
آنقدر توانمند نيستم كه بدون تو زندگي كنم .
وي ادامه داد : هرچند كه دراين مدت شش سال شايد بتوان گفت فقط
زندگي را گذراندم و چون بدون « محمود » سخت بود و هست . ولي امروز با
ديدن سيماي « سينا » كه هر روز بيش از پيش به پدرش شبيه مي شود , اميد در
زندگي كوچك دونفره ما رنگ تازه اي گرفته است .
تاكنون هيچكس به « رازداري » و « صداقت » محمود در زندگي خود
نديدم هرچند گاهي عصباني مي شد ولي كمتر از 10 دقيقه سكوت براي
فرونشستن خشم عصيانگر او كافي بود.
وي تاكيد كرد كه « شهيد صارمي » براي من بيشتر از يك همسر از دست
رفته بلكه يك دوست باوفاي دوران خوش زندگي بود.
« شهيد محمود صارمي » در يكي از گرم ترين روزهاي سال 1377 (17
مردادماه ) زماني كه تازه از مرخصي پزشكي از تهران به مزارشريف بازگشته
بود به همراه 9 ديپلمات ايراني توسط نيروهاي طالبان در افغانستان
به شهادت رسيد.
طالبان , اين شهيد و همراهانش را در يك گور دسته جمعي درحياط
دبيرستان دخترانه « سلطان راضيه » در نزديكي كنسولگري جمهوري اسلامي
ايران در مزارشريف دفن كردند.
تا مدتها شهادت « صارمي » و ديپلمات هاي ايراني در پرده اي از ابهام
بود و بالاخره پس از گذشت بيش از يك ماه , عمق فاجعه رخ داده در
مزارشريف بر همگان مشخص شد.
چنانچه بعدها معلوم شد كه صارمي و ديپلمات هاي ايراني در نخستين
لحظاتي كه كنسولگري ايران توسط نيروهاي طالبان اشغال شد به شهادت
رسيدند.
« محمود » فرزند بهار بود و در خردادماه سال 1347 در يكي از
روستاهاي اطراف شهرستان بروجرد بدنيا آمد. او هفتمين فرزند يك
خانواده يازده نفري است كه هرچند پدرش كشاورزي ساده بود ولي از همان
دوران كودكي به درس , توجه ويژه داشت .
شهيد صارمي تحصيلات عالي خودرا تا سطح كارشناسي ارشد در رشته
جغرافياي انساني ادامه داد و موفق شد در سال 1374 با ارايه پايان نامه
خود از دانشگاه شهيد بهشتي در تهران فارغ التحصيل شود.
اين شهيد همكاري خود با خبرگزاري جمهوري اسلامي را از سال
1370 آغاز كرد و همزمان در ارتباط با رشته تحصيلي خود نيز در
انجمن هاي مختلف فعاليت داشت .
شهيد صارمي درسال 1375 به افغانستان اعزام شد در مدت حضور
خود دراين كشور با احساس مسووليت در قبال درد و رنج مردم ستمديده
افغاني از لحظات سخت و تاسف آور جنگ و بي خانماني دراين كشور خبر و
گزارش تهيه كرد.
« فريدون وردي نژاد » مديرعامل سابق خبرگزاري درمورد « شهيد
صارمي » گفت : « صارمي » فقط شهيد ايران يا شهرستان بروجرد نيست بلكه
شهيد بين المللي است .
وي افزود : « محمود » خبرنگاري باايمان , توانا و بااخلاص بود كه تا
آخرين لحظه زندگي خود , اخبار مظلوميت مردم افغانستان را منعكس و حق
مطلب را بخوبي ادا كرد.
شايد يكي از مهمترين ويژگي هاي شهيد صارمي كه همگان بر آن اعتقاد
دارند اين است كه وي در انجام امور محوله تعهد خاصي داشت تا آنجا كه
در آخرين لحظات زندگي خود يعني به هنگام شهادت نيز باارسال آخرين
خبرها مبني بر اينكه « مزار شريف سقوط كرد » از مبدا مزارشريف بر روي
تلكس خبرگزاري به تعهد خبري خود عمل كرد.
« شبه نظاميان طالبان لحظاتي پيش شهر مزار شريف , عمده ترين پايگاه
جبهه متحد اسلامي را به تصرف خود درآوردند » اين جمله , ليد خبري بود
كه همزمان با تصرف اين شهر توسط شهيد صارمي مخابره شد.
در ادامه اين خبر آمده است : « مقام هاي جبهه متحد , شهر را ترك كرده و
مردم نيز در حال فراراز شهر هستند و... » , بااين حال « صارمي » ماند تا براي
هميشه ياد او در مزارشريف جاودانه شود.
اما « صارمي » يگانه علم دار قلم در جبهه مبارزه با ستم نبوده و نيست
چنانچه ديري است كه قافله خبرنگاران عشق از ايران زمين , حركت
كبريايي اش را در جاده بلند آزادي و آزادگي آغاز كردند.
« داريوش گودرزي كيا » , « حسين ضامن » , « علي انگجي » ,
« سعيدپرويزيان » , « حسين فرهادي » , « احمد اخلاص » و جاويداثر « كاظم
اخوان » و... از پيشقراولان شهيد راه خبر و خبرنگاري در جنگ و جبهه
بودند.
اگرچه شهادت صارمي داغي بزرگ را بر دل ياران برجاي گذاشت اما از
ثمره خون آن شهيد , ياران او به ياد او , روز شهادتش يعني « 17 مرداد ماه »
را به عنوان « روز خبرنگار » برگزيدند و با اين كار , نام او و راه او را جاودانه
كردند.
باشد كه گراميداشت شهادت وي و روز « خبرنگار » وجاهتي ماندگار و
هويتي بي همتا بر حريم قلم و حرمت قلم داران اين ديار بخشد.
محبوبه آذرخيل

|
« فاطمه » كوثر جوشان عصمت
|

« او را رها كنيد و به حال خود واگذاريد , رونق بازار او
چندان نخواهد پائيد , پسران او از دنيا رفتند و با مرگش , آفتاب
آئين او نيز به افول خواهد گرائيد... »
اين سخن « عاص بن وائل » است كه در بين دوستان و ياران
مشركش بر زبان مي راند و در آن , رسول اكرم (ص ) مورد
سرزنش و شماتت قرار مي داد , مرگ فرزند دلبند رسول
خدا(ص ) به نام « عبدالله » خيلي وجود آن حضرت را آزرده
بود كه معاندان كوردل با نيش زهرآگين زبان , وجود مقدس
ايشان را بيشتر مي آزردند.
خدايا با اين خلق بي فرهنگ چه بايد كرد پيامبر چنان
براي اصلاح آنان خود را به رنج و مشقت مي انداخت كه
خداوند مي فرمايد : « لعلك باخع نفسك الا يكونو مومنين » (1 )
« اي رسول ما , تو چنان در فكر هدايت خلقي , كه
مي خواهي جان عزيزت را در اين راه فدا كني و آنان آنقدر
ناسپاس مي باشند كه در انتظار مرگ و نابودي تو نشسته اند » .
اما خداي جهان آفرين هرگز غبار غم و اندوه را بر سيماي
تابناك رسولش روانداشت و ملك مقرب خويش « روح الامين »
را بر او فرستاد و با نسيم وحي و نزول سوره مباركه « انا
اعطيناك الكوثر » , باغ وجود پيامبر را نوازش داد.
خدا گر زحكمت ببندد دري
زرحمت گشايد در ديگري
آري اگر ما پسرانت را از تو ستانديم , « كوثر » به تو عنايت
كرديم , « خير كثير » يعني فاطمه (س ) به تو داديم كه نسل تو را
تا قيام قيامت امتداد بخشد و زمين را از فرزندان تو مشحون
سازد.
ما دامان پرمهر و بابركت صديقه طاهره (س ) را مهد
پرورش ذريه تو قرار داديم و انقطاع نسل را به نام مشركان
شماتت گر ثبت كرديم . براستي كه وعده خدا چه نيكو تحقق
يافت و سوره كوثر چه زيبا ترجمه شد. امروز از نسل « عاص
بن وائل » برروي زمين هيچ آثاري نيست اما نام فاطمه
زهرا(س ) چون در بر تارك جهان بشريت مي درخشد و
فرزندان پيغمبر بزرگ اسلام در گستره هستي سرافراز و عزيز
افتخار مي آفرينند امروز در ايران , زادروز زهرا(س ) زاد روز زن
است و زادروز زن , زمان ظهور انسان متعالي و معراجي است .
آري زن ايراني , زادروز فاطمه را زادروز خويش برگزيد تا
روزگارش را برپايه همان روز و همان يك زن باز يابد.
زن مسلمان , از روزي كه خود را در وجود زهرا(س ) يافت ,
رمز و راز , درد و درمان , شور و شعور , زيبايي و كرامت , نجابت
و عبادت , شكوفايي و پويايي , ماندگاري و پايايي خويش را نيز
دريافت .
فاطمه (س ) الگويي است كه نه فقط زنان , بلكه جهان
بشريت يكجا به شخصيت آن مي بالند و افتخار مي كنند.
او عصمت الكبري و ليله القدر خداي سبحان است كه با
گم كردن قبرش , زمين و زمان را براي هميشه تاريخ زير سئوال
برد به تعبير امام خميني (ره ) حضرت زهرا(س ) يك زن
روحاني , تمام نتيجه انسانيت , جلوه خاص خدا , نمونه تربيت
نبوي , افتخار عالم , زني برتر از همه مردان , زيربناي تمام
فضيلتهاي انساني , جلوه گاه عصمت الهي , تحقق ارزشهاي
والاي خليفه الله در جهان , معجزه تاريخ و خلاصه خاندان
وحي و خورشيدي بر بلنداي اسلام است .
طلوع اين خورشيد شب افروز , بر بام تاريك جهان , بر
فرشيان مبارك و بر عرشيان خجسته باد.
سيدحرمت الله موسوي مقدم
پاورقي
1 ـ سوره شعرا آيه 3

|
|
|