روزنامه جمهوري اسلامي 15/05/1383 صفحه عقيدتي
مطبوعات مشروطه , غرب گرا و اسلام ستيز




« من تا آن وقت با مرحوم شيخ فضل الله نوري آشنايي نداشتم . زماني كه مهاجرت كردند به زاويه مقدسه حضرت عبدالعظيم , يك روز رفتم و وقت ملاقات خلوت از ايشان گرفتم . (1 ) پس از ملاقات عرض كردم :
مي خواهم علت موافقت اوليه حضرتعالي را با مشروطه و جهت اين مخالفت ثانويه را بدانم اگر مشروطه حرام است پس چرا ابتدا همراهي و مساعدت فرموديد و اگر حلال و جايز است پس چرا مخالفت مي فرمائيد
ديدم اين مرد محترم اشك در چشمهايش حلقه زد و گفت :
من والله با مشروطه مخالفت ندارم . با اشخاص بي دين و فرقه ضاله و مضله مخالفم كه مي خواهند به مذهب اسلام لطمه وارد بياورند. « روزنامه » ها را كه لابد خوانده و مي خوانيد كه چگونه به انبيا و اوليا توهين مي كنند و حرفهاي كفرآميز مي زنند من عين حرفها را در « كميسيون هاي مجلس » از بعضي شنيدم ! از خوف آن كه مبادا بعدها قوانين مخالف شريعت اسلام وضع كنند خواستم از اين كار جلوگيري كنم , لذا آن « لايحه » (2 ) را نوشتم . تمام دشمني ها و فحاشي ها از همان لايحه سرچشمه گرفته است !
علماي اسلام مامورند به اجراي عدالت و جلوگيري از ظلم , چگونه من مخالف با عدالت و مروج ظلم مي شوم ! من در همين جا قرآن را از بغل خود درآورده قسم خوردم و قرآن را شاهد عقيده ام قرار دادم كه مخالف مشروطه نيستم . معاندين گفتند : اين قرآن نبوده است , بلكه قوطي سيگار بود! حال با همچو مردمي چگونه مخالفت نكنم چگونه بي طرف شوم و سخني نگويم مطابق حديث صحيح صريح , در اين گونه موارد , علما بايد از بدع جلوگيري كنند , والا خداوند عالم آنها را به رو در آتش جهنم مي اندازد . » (3 )
يكي از ابزارهاي مخرب جريان هاي فكري و احزاب سياسي غربگرا و وابسته به انگليس براي به انحراف كشاندن نهضت مشروطه از اهداف اوليه خود كه مطابق با انديشه ها و مقاصد عالمان دردآشنايي بود كه نقش رهبري اين حركت را به عهده داشتند و براي استقرار نظامي قانونمند و مبتني بر مباني و چارچوب هاي استقلال آفرين و بالنده و عزتمند تعاليم و آموزشهاي سياسي اسلام تلاش مي كردند , گسترش تحركات مسموم مطبوعات دين ستيز و استقلال گريز و تدارك يك تهاجم سنگين و وسيع به مقدسات اسلامي و احكام و قوانين قرآن و شخصيت والا و ملكوتي پيامبر اكرم (ص ) و ائمه اطهار(ع ) بود.
انگيزه اصلي و محوري تهاجم مطبوعات غرب گراي مشروطه به دين مبين اسلام و پيشوايان دين (ع ) از آنجا سرچشمه يافت كه از ابتداي نهضت مشروطه عالمان نستوه و آگاه و وارسته ضمن اين كه رهبري اين حركت را به عهده داشتند و با قدرت تمام به بسيج توده هاي مردم پرداختند , با هدف تحقق قوانين جامع و حياتبخش اسلام و تشكيل نظام پارلماني مستقل از بيگانگان و حامي استقلال كامل ايران , نهضت مشروطه را در مسير پاك ديانت به حركت درآوردند.
هدفمندي عالمان دين در اين نهضت و پي گيري خواسته هاي به حق آنان موجب شد كه سازمان جاسوسي انگليس و سران اين كشور استعماري از طريق سفارتخانه خود كه مركز طرح و برنامه عليه اسلام و سازماندهي و رهبري نيروهاي ضداستقلال بود ـ جريان هاي فكري و احزاب سياسي و مطبوعات وابسته به خود را به تهاجم وسيع و همه جانبه و بي وقفه عليه اصول و قوانين اسلام و تمام كساني كه به نام عالم ديني مسئوليت تبليغ و ترويج دين و پي گيري اهداف و مقاصد اسلامي نهضت مشروطه را به عهده داشتند وادار سازد و به گونه اي به فرهنگ سازي باطل و اغواگري و فريب افكار عمومي بپردازد كه حتي مردم مسلمان حاضر در عرصه هاي سياسي و اجتماعي و حامي دين و عالمان مبارز و طرفدار نهضت مشروطه مورد نظر اسلام و روحانيت را نيز به بيراهه و انحراف بيفكنند و عليه شخصيت والايي چون شهيد شيخ فضل الله نوي و همفكران و همراهانش بشوراند!
مطبوعات وابسته و غرب گراي مشروطه در اين تهاجم سنگين و جنگ رواني وسيع نقش محوري و تعيين كننده اي را ايفا مي نمودند و روشنفكرنمايان اسلام ستيز و استقلال گريز و نوكر اجنبي و بيگانه , قلمهاي زهرآگين خود را عليه دين و ملت و آزاديخواهان مسلمان ـ كه مشتي خاك اين سرزمين را با همه هستي دنياي متفرعن و متوحش غرب با تمام امكانات سرشارش معاوضه نمي كنند ـ به تحرك واداشتند و توهين و هتك و استهزا و تحقير احكام و قوانين اسلام و شخصيت پيشوايان دين (ع ) را با چاشني دروغ و تهمت و نيرنگ , براي غوغاسالاري و فريب افكار عمومي به عنوان شيوه هاي رايج دنياي غرب در دستور كار خود قرار دادند.
سياست استعمار انگليس در تاسيس روزنامه هاي زنجيره اي با استراتژي و تاكتيك هاي واحد و هماهنگ , در مدت زماني كوتاه به ظهور و عينيت درآمد و بزودي به طور مستمر و مكرر , افراد و گروههاي مختلف كه همه آنها از آبشخور غرب سيراب مي شدند به روزنامه نگاري روي آوردند و پي در پي نشريات و روزنامه هاي رنگارنگ سر برون آوردند و هر روز بر پيكر اسلام ضربه وارد كردند و به مضحكه دين و دين باوري و استهزاي احكام و قوانين الهي و اهانت به علماي اسلام پرداختند!
در ميان اسناد بسيار معتبري كه نشان دهنده اوج تحركات مسموم و ناجوانمردانه مطبوعات غرب گراي مشروطه عليه احكام و قوانين ديني و ارزشها و هنجارهاي الهي و شخصيت پاك و مقدس پيامبر اكرم (ص ) و ائمه دين (ع ) و مراجع و علماي اسلام مي باشد , لوايح گروه متحصن در زاويه مقدس حضرت عبدالعظيم از اهميت خاص برخوردار است . گروه متحصنين , از شهيد مظلوم و فقيه مبارز آيت الله شيخ فضل الله نوري و جمعي ديگر از عالمان آگاه و دلسوخته تشكيل مي شدند و از آنجا كه ديدگاه ها و نظرات اين گروه را مطبوعات مدعي آزادي فكر و انديشه و تضارب آرا منتشر نمي كردند , اعلاميه هايي به نام لوايح از جانب شيخ فضل الله و همفكرانش منعكس كننده ديدگاه ها و فرياد مظلوميتشان به جامعه بود.
در يكي از اين لوايح كه ترسيم كننده شرايط تلخ آن روزگار و تهاجم زشت و ناجوانمردانه و تهي از هرگونه معيار و ضابطه علمي و عقلي و وجداني روزنامه هاي وابسته به غرب و انگليس عليه اسلام و ديانت و پيشوايان دين (ع ) و علماي اسلام مي باشد , تامل مي كنيم :
« معروض راي برادران ساكنين تهران و مسلمانان آن سامان مي دارد كه شما را قسم به حق آن خدايي كه به عقيده خودتان او را شناسا هستيد و پرستش داريد , لحظه اي پنبه غفلت را از گوش دل برداريد و با دقت نظري در اين بيان قاصر نمائيد كه به متابعت قول خدا « و ما ارسلنا رسولا الا بلسان قومه » جميع مطالبش قريب به فهم عوام نوشته شده و ببينيد اگر نشاني از حقانيت دارد , بي تامل از روي انصاف تصديق هيئت مهاجرين زاويه مقدسه حضرت عبدالعظيم را بفرمائيد....
ناگهان ديده شد كه روزنامه هايي به هم رسيد در تعداد بيش از هشتاد , و شب نامه ها و اعلاناتي از اين طرف و آن طرف , همه آنها محتوي سخنان سخيف و كفريات گوناگون و هرزگي هاي رنگارنگ , و به دست شما ضعفاالايمان افتاد....
در روزنامه شماره 143 « مجلس » , دين پيغمبر را كهنه نوشتند و پيغمبر و علي را شاگرد سياسي دان هاي اروپا و علماي سياسي دان اين زمان گفته .... و نوشته : بعد از اين به مزخرفات كهنه گوش نخواهيم داد!
و در روزنامه « صور اسرافيل » دين پيغمبر را بازيچه خبر داده , و در روزنامه « كوكب دري » , آبا و اجداد خود را در عقايد و اعمال سابقه , ابله و احمق ياد كرده . و در روزنامه شماره 13 « عراق عجم » مجلس شورا را تالي كعبه و بيت العتيق بلكه به بعضي اشارات , اشرف شمرده ....
و در « شب نامه » , امام زمان (ع ) را موهوم نوشته . و در روزنامه « نداي وطن » فاحشه خانه و شراب فروشي را براي مخارج تنظيمات بلديه و تعمير خانه ها لازم شمرده , و در روزنامه « تنبيه » علماي جعفري را به صورت حيوانات كشيده , چنانچه در روزنامه « زشت و زيبا » صورت پيغمبر(ص ) و محمدعلي شاه را در دو صفحه كشيده و پيغمبر را مقنن سياست مملكت عربستان گفته , و مخالف قرآن شده ....
واي بر شما مسلمانان كه خواندن اين روزنامه ها را مايه ترقيات و ادراك خود دانسته ايد و مخارج زن و بچه خود را صرف آنها كرده ايد كه از اهل اسلام و علما برائت پيدا كنيد , به درجه اي كه گويا هرگز با ايشان هم كيش نبوده ايد و اين علما را كه بعد از غيبت كبري حجت بر شما هستند , به هزار معايب و اخذ درهم و دينار متهم ساخته ايد و مخالف مجلس ناميده ايد! با اين كه مجلس , مجلسي باشد كه بعض اجزا آن كه بدنام كننده ديگرانند , چون شب درآيد , در خانه هاي يكديگر درآيند و تا صبح صرف شراب و عرق وعيش نمايند. و ظلمش چند برابر زمان استبداد شده ... و مجلس را دستاويز عقايد فاسد و افعال شنيعه ساخته .....
اي تابعين هوي و هوس , چرا صداي حق علما را به باطل گوشزد مردم عوام مي كنيد و شياطين وار در دست و پاي مردم ابله افتاده ايد و متصل مكاتبات علما و تلگرافات آقايان و حجج اسلاميه نجف اشرف را مخفي يا تغيير داده به طبع مي رسانيد و متصل اشتباه كاري مي كنيد .... بگذاريد عموم مردم اتحاد ورزند و به قانون محمدي (ص ) اين مجلس را منظم دارند. »
اين لايحه , شايسته تامل و تعمق بسيار و پيام گيري و درس آموزي فراوان مي باشد :
1 ـ علماي متحصن , عموم مسلمانان را به خداوندي كه مي شناسند و پرستش مي كنند سوگند مي دهند كه به سخنان آنان گوش فرادهند. سوگند به خداخوردن و درخواست از مسلمانان براي استماع سخنان شيخ فضل الله و ساير علماي متحصن در زاويه مقدس حضرت عبدالعظيم , اوج تاثيرات مخرب مطبوعات مشروطه را براي به انحراف كشيدن مردم و بدبين نمودن آنها نسبت به عالمان دين و حضورشان در فضاي آلوده و گمراه كننده اي كه عليه اسلام و روحانيت تدارك ديده شده بود را به نمايش مي گذارد.
اين واقعيت وقتي بيشتر رخ مي نمايد كه علماي متحصن در اين لايحه و در همين بخش از عبارات , از مردم مي خواهند كه « لحظه اي پنبه غفلت را از گوش دل برداريد » . « پنبه غفلت » اشاره به تاثيرپذيري هاي منفي از اغواگري مطبوعات غرب گرا و اسلام ستيز دارد و « گوش دل » , مجراي نيل به « شناخت » را تداعي مي كند كه در اثر ناهشياري و سطحي نگري مردم در برابر جنگ رواني مطبوعات مشروعه , به طور كامل مسدود شده بود!
2 ـ عبارت « ناگهان ديده شد كه روزنامه هايي در تعداد بيش از هشتاد به هم رسيد » , اشاره به برنامه ريزي منظم و منسجم سفارتخانه انگليس براي به وجود آوردن يك پايگاه بسيار قوي و تاثيرگذار براي ايجاد يك تهاجم سنگين و وسيع فرهنگي و سياسي و خبري عليه اسلام و طرفداران مشروطه مشروعه دارد كه به طور « هماهنگ » و با تغذيه فكري « واحد » و « ثابت » از همه سو به تخريب و شبهه افكني و بيراهه آفريني پرداختند.
اين روزنامه ها , از بديهي ترين معيارهاي علمي و عقلي فاصله گرفتند و نه علم گرا بودند و نه خردورز كه براساس كنكاش و پژوهش و تفكر به ديدگاهها و انديشه هايي كه مطرح مي كردند رسيده باشند. همين ضعف و تزلزل باعث شده بود كه به هتاكي و فحاشي و پرخاشگري بپردازند و كاستي ها و ناتواني هاي علمي و معرفتي خود را مستور دارند و آنچه خود به آن آلوده اند به اسلام و عالمان ديني نسبت بدهند و « فرافكني » را چاره دردهاي بي درمان خويش سازند!



تعابير و عبارات موهن و هتاكانه آنها عليه مقدسات اسلامي و شخصيت پاك و ملكوتي پيامبراكرم (ص ) و ائمه دين (ع ) و علما و مراكز فقه و اجتهاد به خوبي از عجز و ناتواني هاي فكري و علمي آنها براي مناظره و مباحثه و تعامل فرهنگي با انديشمندان و عالمان فرهيخته اسلام در موضوعات مطروحه دراجتماع حكايت مي كند.
3 ـ به اين عبارات مندرج در لايحه متحصصنين دقت رواداريم :
« اي تابعين هوي و هوس ! چرا صداي حق علما را به باطل گوشزد مردم عوام مي كنيد و شياطين وار در دست و پاي مردم ابله افتاده ايد و متصل مكاتبات علما و تلگرافات آقايان حجج اسلاميه نجف اشرف را مخفي و يا تغيير داده به طبع مي رسانيد و متصل اشتباه كاري مي كنيد »
اين عبارت از يك سو به ترفندهاي ژورناليستي غربي و به كارگيري شيوه هاي ضدانساني مبتني بر « كتمان » و « دروغ » و « تحريف » و « اشتباه كاري » اشاره دارد و به اصحاب مطبوعات مشروطه غربي گوشزد مي كند كه از هوا و هوس و تحركات خلاف وجدان و انسانيت دست بشوئيد و مكاتبات و اعلاميه هاي علما را پنهان مداريد و يا با تحريف و تغيير منتشرنسازيد و سخن « حق » را « باطل » جلوه ندهيد تا به اين وسيله مردم به بينش و آگاهي و اتحاد برسند و كار مشروطه و مجلس قانون گذار دوام گيرد , و از سويي ديگر جهالت و ناآگاهي مردم فريب خورده را مطرح مي نمايد كه چسان دردام نيرنگ هاي مطبوعات غربي گرفتار آمده و با دست خود تيشه بر ريشه خود مي زنند!
علاوه بر لايحه مزبور , در يكي ديگر از اين لوايح , سخن مظلومانه شهيد شيخ فضل الله نوري درباره اين تحرك مخرب و خلاف اخلاق و وجدان براي فضاسازي هاي مسموم به منظور فريب توده هاي مردم , اينگونه انعكاس يافته است :
« برسخط و غضب الهي گرفتار باشند كساني كه مطلب مرا برخلاف واقع انتشار مي دهند و بر مسلمانان تدليس و اشتباه مي كنند و راه رفع شبهه را از هر جهت مسدود مي سازند تا سخن ما به گوش مسلمانان نرسد . » 5
4 ـ موضوعات و محتواي اصلي تهاجم هاي مكرر مطبوعات مشروطه غربي , تامل برانگيز و عبرت زا مي باشد. يك نگرش سريع در اين موضوعات و مضمون و محتواها نشان مي دهد كه اركان و مباني و تعاليم و معارف اسلام كه جايگاه و نقش تعيين كننده در دين و دين باوري دارند مورد هجمه و حمله مستقيم و هتاكانه قرار گرفته است و تيشه هاي كفر و ستم و نفاق براي زدن ريشه هاي ايمان و توحيد و وحدت بالا رفته و با سرعت و شدت فرود آمده است !
اين شيوه ديرينه استعمار گران و عوامل مزدور داخلي آنهاست كه هرگاه عليه نهضت ها و جنبش هاي رهايي بخش اسلامي بپا خاسته اند و با تمام قوا عزم خويش را براي مقابله با آنها جزم نموده اند , تهاجمات و يورش هاي سهمگين خود را به طور « مستقيم » عليه اصول و بنيان هاي اوليه اين دين مبين سازماندهي كرده اند و اگر در اين تحركات شيطاني و ناجوانمردانه , مراجع و فقها و علماي آگاه و زمان شناس نيز آماج تيرهاي زهرآگين قرار دارند دقيقا به خاطر آن است كه اينان به مرزباني از وحي الهي و صيانت و پاسداري ايثارگرانه و تا پاي جان از همان مباني و اصولي مي پردازند كه وجود و حضور آنها در عرصه هاي حيات سياسي و اجتماعي به خطر افتادن منافع دشمنان و باطل شدن طرحها و نقشه هاي پليد آنها را به همراه مي آورد.
اگر اين مراجع و عالمان روشن ضمير و بيدار و مراقب , خود را از معركه ها و ميادين مبارزه با استعمار و جور و ستم و تباهي كنار بكشند و از اسلام اصيل و معارف و تعاليم و قوانين جامع و زندگي ساز آن حمايت نكنند و به وجود اسلام انگليسي و اسلام آمريكايي رضايت بدهند , نه نتها هيچ تهاجمي عليه آنان صورت نمي گيرد و هتاكي و استهزا و تحقيري نسبت به شخصيت معنوي و منزلت اجتماعيشان به وقوع نمي پيوندد , كه بسيار مورد تاييد و اكرام و احترام هم قرار مي گيرند!
اسلام هاي مورد حمايت انگليس و آمريكا كه در گوشه و كنار جهان اسلام شاهد حضور آن ها در صحنه هاي فعاليت هاي استعماري قدرتها و كشورهاي متعدي و سيطره جوي غربي مي باشيم و توسط حكام وابسته و دست نشانده تقويت و ترويج مي شود , حاصل و نتيجه عملكردهاي تباهي آفرين « علماي درباري » است كه به دليل وابستگي به قدرتهاي استعماري و مهره هاي دست پرورده و منصوب آنها در كشورهاي مسلمان و عافيت طلبي و انتخاب حيات ذلت بار و دم غنيمتي و گريز از اسلام ناب و اصيل محمدي (ص ) ـ كه جامع همه قوانين فردي , عبادي , سياسي , اقتصادي , اجتماعي , نظامي , حقوقي , اخلاقي و تربيتي مي باشد و « پرستش » را در كنار « جهاد » و اين دو را همراه با « سياست » و « اقتصاد » و همه اين عناصر را توام با « اخلاق » و « معنويت » عامل سعادت و رشد و بالندگي و پيشرفت جوامع انساني مي داند ـ در دام هاي بردگي و ذلت و مزدوري گرفتار آمده اند و « دين » به « دنيا » فروخته اند و تمام هستي خود را تباه كرده اند.
امروز قدرت هاي استعماري به ويژه آمريكاي جنايتكار , براي معارضه با « اسلام » به عنوان مكتب حاوي كامل ترين و جامع ترين آموزش ها و تعاليم و قوانين « سياسي » براي تشكيل « حكومت اسلامي » , مطبوعات وابسته و غرب گرا را از پايگاه هاي مهم و تاثيرگذار خود مي دانند.
واقعيت هاي موجود و انكارناپذير جامعه امروز ما نشان مي دهد كه اهداف و برنامه هاي آمريكا در ايران به وسيله همين مطبوعات زنجيره اي كه در نهضت مشروطه سد راه اسلام شدند و در يك تهاجم فرهنگي همه جانبه عليه احكام و قوانين قرآن و عالمان مدافع هويت ديني مسلمانان , همه چيز را به نفع استعمار غرب به پايان بردند , به مرحله عمل درمي آيد!
اگر چشم ذهن و فكرمان « بيدار » و گوش دل و جانمان « شنوا » باشد و در چنبره نفسانيت هاي فردي و حزبي و گروهي گرفتار نباشيم و در « اسلام گرايي » خلوص و صداقت ورزيم و در صيانت و پاسداري از انقلاب و نظام اسلامي قصور و تسامح روامداريم , تاريخ تلخ مشروطه تكرار نخواهد شد.

پاورقي :
1 ـ ملاقات كننده شيخ فضل الله نوري , مرحوم ضياالدين دري از اساتيد فقيد دانشگاه تهران بود.
2 ـ مقصود لايحه اي است كه شهيد شيخ فضل الله نوري درباره حضور شوراي فقهاي اسلام در مجلس شوراي ملي و نظارت آنان بر قوانين مصوبه و انطباق اين قوانين با احكام و قوانين اسلام نوشت و در اثر مجاهدات و تلاش هاي بي وقفه او سرانجام به صورت اصل دوم متمم قانون اساسي مشروطه به تصويب رسيد , ولي وابستگان انگليس مانع تحقق و اجراي آن شدند!
3 ـ نهضت روحانيون ايران , علي دواني , موسسه فرهنگي امام رضا(ع ) , ج 1 , ص 150
4 ـ همان مدرك , ص 127 و 128
5 ـ همان مدرك , ص 126
مطبوعات زنجيره اي مشروطه غربي و انگليسي به گونه اي به فرهنگ سازي باطل و اغواگري و فريب افكار عمومي پرداختند كه حتي مردم مسلمان حاضر در عرصه هاي سياسي و اجتماعي و حامي دين و عالمان مبارز و طرفدار نهضت مشروطه مورد نظر اسلام و روحانيت را نيز به بيراهه و انصراف افكندند و عليه شيخ فضل الله نوري و همفكرانش به شورش واداشتند!
اگر مراجع و عالمان روشن ضمير و بيدار و مراقب , خود را از ميادين مبارزه با استعمار كنار بكشند و به وجود اسلام انگليسي و اسلام آمريكايي رضايت بدهند , نه تنها هيچ تهاجمي عليه آنان صورت نمي گيرد و هتاكي و تحقيري نسبت به شخصيت معنوي و منزلت اجتماعيشان به وقوع نمي پيوندد , كه بسيارمورد تائيد و اكرام و احترام هم قرار مي گيرند!
شهيد شيخ فضل الله نوري رهبر معترضين به تهاجم سنگين مطبوعات زنجيره اي مشروطه به مباني اسلام و قوانين قرآن
نمونه اي از لوايح علماي متحصن در صحن حضرت عبدالعظيم كه در اعتراض به مشروطه انگليسي و تحركات مسموم مطبوعات غربگرا منتشر مي كردند