
« من تا آن وقت با مرحوم شيخ فضل الله نوري آشنايي
نداشتم . زماني كه مهاجرت كردند به زاويه مقدسه حضرت
عبدالعظيم , يك روز رفتم و وقت ملاقات خلوت از ايشان
گرفتم . (1 ) پس از ملاقات عرض كردم :
مي خواهم علت موافقت اوليه حضرتعالي را با مشروطه و
جهت اين مخالفت ثانويه را بدانم اگر مشروطه حرام است
پس چرا ابتدا همراهي و مساعدت فرموديد و اگر حلال و
جايز است پس چرا مخالفت مي فرمائيد
ديدم اين مرد محترم اشك در چشمهايش حلقه زد و گفت :
من والله با مشروطه مخالفت ندارم . با اشخاص بي دين و
فرقه ضاله و مضله مخالفم كه مي خواهند به مذهب اسلام لطمه
وارد بياورند. « روزنامه » ها را كه لابد خوانده و مي خوانيد كه
چگونه به انبيا و اوليا توهين مي كنند و حرفهاي كفرآميز
مي زنند من عين حرفها را در « كميسيون هاي مجلس » از بعضي
شنيدم ! از خوف آن كه مبادا بعدها قوانين مخالف شريعت
اسلام وضع كنند خواستم از اين كار جلوگيري كنم , لذا آن
« لايحه » (2 ) را نوشتم . تمام دشمني ها و فحاشي ها از همان
لايحه سرچشمه گرفته است !
علماي اسلام مامورند به اجراي عدالت و جلوگيري از
ظلم , چگونه من مخالف با عدالت و مروج ظلم مي شوم ! من
در همين جا قرآن را از بغل خود درآورده قسم خوردم و قرآن را
شاهد عقيده ام قرار دادم كه مخالف مشروطه نيستم . معاندين
گفتند : اين قرآن نبوده است , بلكه قوطي سيگار بود! حال با
همچو مردمي چگونه مخالفت نكنم چگونه بي طرف شوم و
سخني نگويم مطابق حديث صحيح صريح , در اين گونه
موارد , علما بايد از بدع جلوگيري كنند , والا خداوند عالم آنها
را به رو در آتش جهنم مي اندازد . » (3 )
يكي از ابزارهاي مخرب جريان هاي فكري و احزاب
سياسي غربگرا و وابسته به انگليس براي به انحراف كشاندن
نهضت مشروطه از اهداف اوليه خود كه مطابق با انديشه ها و
مقاصد عالمان دردآشنايي بود كه نقش رهبري اين حركت را به
عهده داشتند و براي استقرار نظامي قانونمند و مبتني بر مباني
و چارچوب هاي استقلال آفرين و بالنده و عزتمند تعاليم و
آموزشهاي سياسي اسلام تلاش مي كردند , گسترش تحركات
مسموم مطبوعات دين ستيز و استقلال گريز و تدارك يك
تهاجم سنگين و وسيع به مقدسات اسلامي و احكام و قوانين
قرآن و شخصيت والا و ملكوتي پيامبر اكرم (ص ) و ائمه
اطهار(ع ) بود.
انگيزه اصلي و محوري تهاجم مطبوعات غرب گراي
مشروطه به دين مبين اسلام و پيشوايان دين (ع ) از آنجا
سرچشمه يافت كه از ابتداي نهضت مشروطه عالمان نستوه و
آگاه و وارسته ضمن اين كه رهبري اين حركت را به عهده
داشتند و با قدرت تمام به بسيج توده هاي مردم پرداختند , با
هدف تحقق قوانين جامع و حياتبخش اسلام و تشكيل نظام
پارلماني مستقل از بيگانگان و حامي استقلال كامل ايران ,
نهضت مشروطه را در مسير پاك ديانت به حركت درآوردند.
هدفمندي عالمان دين در اين نهضت و پي گيري
خواسته هاي به حق آنان موجب شد كه سازمان جاسوسي
انگليس و سران اين كشور استعماري از طريق سفارتخانه خود
كه مركز طرح و برنامه عليه اسلام و سازماندهي و رهبري
نيروهاي ضداستقلال بود ـ جريان هاي فكري و احزاب
سياسي و مطبوعات وابسته به خود را به تهاجم وسيع و
همه جانبه و بي وقفه عليه اصول و قوانين اسلام و تمام كساني
كه به نام عالم ديني مسئوليت تبليغ و ترويج دين و پي گيري
اهداف و مقاصد اسلامي نهضت مشروطه را به عهده داشتند
وادار سازد و به گونه اي به فرهنگ سازي باطل و اغواگري و
فريب افكار عمومي بپردازد كه حتي مردم مسلمان حاضر در
عرصه هاي سياسي و اجتماعي و حامي دين و عالمان مبارز و
طرفدار نهضت مشروطه مورد نظر اسلام و روحانيت را نيز به
بيراهه و انحراف بيفكنند و عليه شخصيت والايي چون شهيد
شيخ فضل الله نوي و همفكران و همراهانش
بشوراند!
مطبوعات وابسته و غرب گراي مشروطه در اين تهاجم
سنگين و جنگ رواني وسيع نقش محوري و تعيين كننده اي را
ايفا مي نمودند و روشنفكرنمايان اسلام ستيز و استقلال گريز و
نوكر اجنبي و بيگانه , قلمهاي زهرآگين خود را عليه دين و ملت
و آزاديخواهان مسلمان ـ كه مشتي خاك اين سرزمين را با همه
هستي دنياي متفرعن و متوحش غرب با تمام امكانات
سرشارش معاوضه نمي كنند ـ به تحرك واداشتند و توهين و
هتك و استهزا و تحقير احكام و قوانين اسلام و شخصيت
پيشوايان دين (ع ) را با چاشني دروغ و تهمت و نيرنگ , براي
غوغاسالاري و فريب افكار عمومي به عنوان شيوه هاي رايج
دنياي غرب در دستور كار خود قرار دادند.
سياست استعمار انگليس در تاسيس روزنامه هاي
زنجيره اي با استراتژي و تاكتيك هاي واحد و هماهنگ , در
مدت زماني كوتاه به ظهور و عينيت درآمد و بزودي به طور
مستمر و مكرر , افراد و گروههاي مختلف كه همه آنها از
آبشخور غرب سيراب مي شدند به روزنامه نگاري روي آوردند
و پي در پي نشريات و روزنامه هاي رنگارنگ سر برون آوردند و
هر روز بر پيكر اسلام ضربه وارد كردند و به مضحكه دين و
دين باوري و استهزاي احكام و قوانين الهي و اهانت به علماي
اسلام پرداختند!
در ميان اسناد بسيار معتبري كه نشان دهنده اوج تحركات
مسموم و ناجوانمردانه مطبوعات غرب گراي مشروطه عليه
احكام و قوانين ديني و ارزشها و هنجارهاي الهي و شخصيت
پاك و مقدس پيامبر اكرم (ص ) و ائمه دين (ع ) و مراجع و
علماي اسلام مي باشد , لوايح گروه متحصن در زاويه مقدس
حضرت عبدالعظيم از اهميت خاص برخوردار است . گروه
متحصنين , از شهيد مظلوم و فقيه مبارز آيت الله شيخ فضل الله
نوري و جمعي ديگر از عالمان آگاه و دلسوخته تشكيل
مي شدند و از آنجا كه ديدگاه ها و نظرات اين گروه را مطبوعات
مدعي آزادي فكر و انديشه و تضارب آرا منتشر نمي كردند ,
اعلاميه هايي به نام لوايح از جانب شيخ فضل الله و همفكرانش
منعكس كننده ديدگاه ها و فرياد مظلوميتشان به جامعه بود.
در يكي از اين لوايح كه ترسيم كننده شرايط تلخ آن روزگار
و تهاجم زشت و ناجوانمردانه و تهي از هرگونه معيار و ضابطه
علمي و عقلي و وجداني روزنامه هاي وابسته به غرب و انگليس
عليه اسلام و ديانت و پيشوايان دين (ع ) و علماي اسلام
مي باشد , تامل مي كنيم :
« معروض راي برادران ساكنين تهران و مسلمانان آن
سامان مي دارد كه شما را قسم به حق آن خدايي كه به عقيده
خودتان او را شناسا هستيد و پرستش داريد , لحظه اي پنبه
غفلت را از گوش دل برداريد و با دقت نظري در اين بيان قاصر
نمائيد كه به متابعت قول خدا « و ما ارسلنا رسولا الا بلسان
قومه » جميع مطالبش قريب به فهم عوام نوشته شده و ببينيد
اگر نشاني از حقانيت دارد , بي تامل از روي انصاف تصديق
هيئت مهاجرين زاويه مقدسه حضرت عبدالعظيم را
بفرمائيد....
ناگهان ديده شد كه روزنامه هايي به هم رسيد در تعداد
بيش از هشتاد , و شب نامه ها و اعلاناتي از اين طرف و آن
طرف , همه آنها محتوي سخنان سخيف و كفريات گوناگون و
هرزگي هاي رنگارنگ , و به دست شما ضعفاالايمان افتاد....
در روزنامه شماره 143 « مجلس » , دين پيغمبر را كهنه
نوشتند و پيغمبر و علي را شاگرد سياسي دان هاي اروپا و
علماي سياسي دان اين زمان گفته .... و نوشته : بعد از اين به
مزخرفات كهنه گوش نخواهيم داد!
و در روزنامه « صور اسرافيل » دين پيغمبر را بازيچه خبر
داده , و در روزنامه « كوكب دري » , آبا و اجداد خود را در
عقايد و اعمال سابقه , ابله و احمق ياد كرده . و در روزنامه
شماره 13 « عراق عجم » مجلس شورا را تالي كعبه و بيت العتيق
بلكه به بعضي اشارات , اشرف شمرده ....
و در « شب نامه » , امام زمان (ع ) را موهوم نوشته . و در
روزنامه « نداي وطن » فاحشه خانه و شراب فروشي را براي
مخارج تنظيمات بلديه و تعمير خانه ها لازم شمرده , و در
روزنامه « تنبيه » علماي جعفري را به صورت حيوانات كشيده ,
چنانچه در روزنامه « زشت و زيبا » صورت پيغمبر(ص ) و
محمدعلي شاه را در دو صفحه كشيده و پيغمبر را مقنن
سياست مملكت عربستان گفته , و مخالف قرآن شده ....
واي بر شما مسلمانان كه خواندن اين روزنامه ها را مايه
ترقيات و ادراك خود دانسته ايد و مخارج زن و بچه خود را
صرف آنها كرده ايد كه از اهل اسلام و علما برائت پيدا كنيد , به
درجه اي كه گويا هرگز با ايشان هم كيش نبوده ايد و اين علما را
كه بعد از غيبت كبري حجت بر شما هستند , به هزار معايب و
اخذ درهم و دينار متهم ساخته ايد و مخالف مجلس ناميده ايد!
با اين كه مجلس , مجلسي باشد كه بعض اجزا آن كه
بدنام كننده ديگرانند , چون شب درآيد , در خانه هاي يكديگر
درآيند و تا صبح صرف شراب و عرق وعيش نمايند. و ظلمش
چند برابر زمان استبداد شده ... و مجلس را دستاويز عقايد
فاسد و افعال شنيعه ساخته .....
اي تابعين هوي و هوس , چرا صداي حق علما را به باطل
گوشزد مردم عوام مي كنيد و شياطين وار در دست و پاي مردم
ابله افتاده ايد و متصل مكاتبات علما و تلگرافات آقايان و
حجج اسلاميه نجف اشرف را مخفي يا تغيير داده به طبع
مي رسانيد و متصل اشتباه كاري مي كنيد .... بگذاريد عموم
مردم اتحاد ورزند و به قانون محمدي (ص ) اين مجلس را
منظم دارند. »
اين لايحه , شايسته تامل و تعمق بسيار و پيام گيري و
درس آموزي فراوان مي باشد :
1 ـ علماي متحصن , عموم مسلمانان را به خداوندي كه
مي شناسند و پرستش مي كنند سوگند مي دهند كه به سخنان
آنان گوش فرادهند. سوگند به خداخوردن و درخواست از
مسلمانان براي استماع سخنان شيخ فضل الله و ساير علماي
متحصن در زاويه مقدس حضرت عبدالعظيم , اوج تاثيرات
مخرب مطبوعات مشروطه را براي به انحراف كشيدن مردم و
بدبين نمودن آنها نسبت به عالمان دين و حضورشان در فضاي
آلوده و گمراه كننده اي كه عليه اسلام و روحانيت تدارك ديده
شده بود را به نمايش مي گذارد.
اين واقعيت وقتي بيشتر رخ مي نمايد كه علماي متحصن
در اين لايحه و در همين بخش از عبارات , از مردم مي خواهند
كه « لحظه اي پنبه غفلت را از گوش دل برداريد » . « پنبه غفلت »
اشاره به تاثيرپذيري هاي منفي از اغواگري مطبوعات غرب گرا
و اسلام ستيز دارد و « گوش دل » , مجراي نيل به « شناخت » را
تداعي مي كند كه در اثر ناهشياري و سطحي نگري مردم در برابر
جنگ رواني مطبوعات مشروعه , به طور كامل مسدود شده
بود!
2 ـ عبارت « ناگهان ديده شد كه روزنامه هايي در تعداد بيش از
هشتاد به هم رسيد » , اشاره به برنامه ريزي منظم و منسجم
سفارتخانه انگليس براي به وجود آوردن يك پايگاه بسيار قوي
و تاثيرگذار براي ايجاد يك تهاجم سنگين و وسيع فرهنگي و
سياسي و خبري عليه اسلام و طرفداران مشروطه مشروعه
دارد كه به طور « هماهنگ » و با تغذيه فكري « واحد » و « ثابت »
از همه سو به تخريب و شبهه افكني و بيراهه آفريني پرداختند.
اين روزنامه ها , از بديهي ترين معيارهاي علمي و عقلي
فاصله گرفتند و نه علم گرا بودند و نه خردورز كه براساس
كنكاش و پژوهش و تفكر به ديدگاهها و انديشه هايي كه مطرح
مي كردند رسيده باشند. همين ضعف و تزلزل باعث شده بود كه
به هتاكي و فحاشي و پرخاشگري بپردازند و كاستي ها و
ناتواني هاي علمي و معرفتي خود را مستور دارند و آنچه خود
به آن آلوده اند به اسلام و عالمان ديني نسبت بدهند و
« فرافكني » را چاره دردهاي بي درمان خويش سازند!
تعابير و عبارات موهن و هتاكانه آنها عليه مقدسات
اسلامي و شخصيت پاك و ملكوتي پيامبراكرم (ص ) و ائمه
دين (ع ) و علما و مراكز فقه و اجتهاد به خوبي از عجز و
ناتواني هاي فكري و علمي آنها براي مناظره و مباحثه و تعامل
فرهنگي با انديشمندان و عالمان فرهيخته اسلام در موضوعات
مطروحه دراجتماع حكايت مي كند.
3 ـ به اين عبارات مندرج در لايحه متحصصنين دقت
رواداريم :
« اي تابعين هوي و هوس ! چرا صداي حق علما را به باطل
گوشزد مردم عوام مي كنيد و شياطين وار در دست و پاي مردم
ابله افتاده ايد و متصل مكاتبات علما و تلگرافات آقايان حجج
اسلاميه نجف اشرف را مخفي و يا تغيير داده به طبع مي رسانيد
و متصل اشتباه كاري مي كنيد »
اين عبارت از يك سو به ترفندهاي ژورناليستي غربي و به
كارگيري شيوه هاي ضدانساني مبتني بر « كتمان » و « دروغ » و
« تحريف » و « اشتباه كاري » اشاره دارد و به اصحاب مطبوعات
مشروطه غربي گوشزد مي كند كه از هوا و هوس و تحركات
خلاف وجدان و انسانيت دست بشوئيد و مكاتبات و
اعلاميه هاي علما را پنهان مداريد و يا با تحريف و تغيير
منتشرنسازيد و سخن « حق » را « باطل » جلوه ندهيد تا به اين
وسيله مردم به بينش و آگاهي و اتحاد برسند و كار مشروطه و
مجلس قانون گذار دوام گيرد , و از سويي ديگر جهالت و
ناآگاهي مردم فريب خورده را مطرح مي نمايد كه چسان دردام
نيرنگ هاي مطبوعات غربي گرفتار آمده و با دست خود تيشه بر
ريشه خود مي زنند!
علاوه بر لايحه مزبور , در يكي ديگر از اين لوايح , سخن
مظلومانه شهيد شيخ فضل الله نوري درباره اين تحرك مخرب و
خلاف اخلاق و وجدان براي فضاسازي هاي مسموم به منظور
فريب توده هاي مردم , اينگونه انعكاس يافته
است :
« برسخط و غضب الهي گرفتار باشند كساني كه مطلب مرا
برخلاف واقع انتشار مي دهند و بر مسلمانان تدليس و اشتباه
مي كنند و راه رفع شبهه را از هر جهت مسدود مي سازند تا
سخن ما به گوش مسلمانان نرسد . » 5
4 ـ موضوعات و محتواي اصلي تهاجم هاي مكرر مطبوعات
مشروطه غربي , تامل برانگيز و عبرت زا مي باشد. يك نگرش
سريع در اين موضوعات و مضمون و محتواها نشان مي دهد كه
اركان و مباني و تعاليم و معارف اسلام كه جايگاه و نقش تعيين
كننده در دين و دين باوري دارند مورد هجمه و حمله مستقيم و
هتاكانه قرار گرفته است و تيشه هاي كفر و ستم و نفاق براي
زدن ريشه هاي ايمان و توحيد و وحدت بالا رفته و با سرعت و
شدت فرود آمده است !
اين شيوه ديرينه استعمار گران و عوامل مزدور داخلي
آنهاست كه هرگاه عليه نهضت ها و جنبش هاي رهايي بخش
اسلامي بپا خاسته اند و با تمام قوا عزم خويش را براي مقابله با
آنها جزم نموده اند , تهاجمات و يورش هاي سهمگين خود را
به طور « مستقيم » عليه اصول و بنيان هاي اوليه اين دين مبين
سازماندهي كرده اند و اگر در اين تحركات شيطاني و
ناجوانمردانه , مراجع و فقها و علماي آگاه و زمان شناس نيز
آماج تيرهاي زهرآگين قرار دارند دقيقا به خاطر آن است كه
اينان به مرزباني از وحي الهي و صيانت و پاسداري ايثارگرانه
و تا پاي جان از همان مباني و اصولي مي پردازند كه وجود و
حضور آنها در عرصه هاي حيات سياسي و اجتماعي به خطر
افتادن منافع دشمنان و باطل شدن طرحها و نقشه هاي پليد آنها
را به همراه مي آورد.
اگر اين مراجع و عالمان روشن ضمير و بيدار و مراقب ,
خود را از معركه ها و ميادين مبارزه با استعمار و جور و ستم و
تباهي كنار بكشند و از اسلام اصيل و معارف و تعاليم و قوانين
جامع و زندگي ساز آن حمايت نكنند و به وجود اسلام
انگليسي و اسلام آمريكايي رضايت بدهند , نه نتها هيچ
تهاجمي عليه آنان صورت نمي گيرد و هتاكي و استهزا و
تحقيري نسبت به شخصيت معنوي و منزلت اجتماعيشان به
وقوع نمي پيوندد , كه بسيار مورد تاييد و اكرام و احترام هم قرار
مي گيرند!
اسلام هاي مورد حمايت انگليس و آمريكا كه در گوشه و
كنار جهان اسلام شاهد حضور آن ها در صحنه هاي فعاليت هاي
استعماري قدرتها و كشورهاي متعدي و سيطره جوي غربي
مي باشيم و توسط حكام وابسته و دست نشانده تقويت و ترويج
مي شود , حاصل و نتيجه عملكردهاي تباهي آفرين « علماي
درباري » است كه به دليل وابستگي به قدرتهاي استعماري و
مهره هاي دست پرورده و منصوب آنها در كشورهاي مسلمان و
عافيت طلبي و انتخاب حيات ذلت بار و دم غنيمتي و گريز از
اسلام ناب و اصيل محمدي (ص ) ـ كه جامع همه قوانين
فردي , عبادي , سياسي , اقتصادي , اجتماعي , نظامي , حقوقي ,
اخلاقي و تربيتي مي باشد و « پرستش » را در كنار « جهاد » و اين
دو را همراه با « سياست » و « اقتصاد » و همه اين عناصر را توام
با « اخلاق » و « معنويت » عامل سعادت و رشد و بالندگي و
پيشرفت جوامع انساني مي داند ـ در دام هاي بردگي و ذلت و
مزدوري گرفتار آمده اند و « دين » به « دنيا » فروخته اند و تمام
هستي خود را تباه كرده اند.
امروز قدرت هاي استعماري به ويژه آمريكاي جنايتكار ,
براي معارضه با « اسلام » به عنوان مكتب حاوي كامل ترين و
جامع ترين آموزش ها و تعاليم و قوانين « سياسي » براي تشكيل
« حكومت اسلامي » , مطبوعات وابسته و غرب گرا را از
پايگاه هاي مهم و تاثيرگذار خود مي دانند.
واقعيت هاي موجود و انكارناپذير جامعه امروز ما نشان
مي دهد كه اهداف و برنامه هاي آمريكا در ايران به وسيله همين
مطبوعات زنجيره اي كه در نهضت مشروطه سد راه اسلام
شدند و در يك تهاجم فرهنگي همه جانبه عليه احكام و قوانين
قرآن و عالمان مدافع هويت ديني مسلمانان , همه چيز را به نفع
استعمار غرب به پايان بردند , به مرحله عمل درمي آيد!
اگر چشم ذهن و فكرمان « بيدار » و گوش دل و جانمان
« شنوا » باشد و در چنبره نفسانيت هاي فردي و حزبي و گروهي
گرفتار نباشيم و در « اسلام گرايي » خلوص و صداقت ورزيم و
در صيانت و پاسداري از انقلاب و نظام اسلامي قصور و
تسامح روامداريم , تاريخ تلخ مشروطه تكرار نخواهد شد.
پاورقي :
1 ـ ملاقات كننده شيخ فضل الله نوري , مرحوم ضياالدين دري
از اساتيد فقيد دانشگاه تهران بود.
2 ـ مقصود لايحه اي است كه شهيد شيخ فضل الله نوري درباره
حضور شوراي فقهاي اسلام در مجلس شوراي ملي و نظارت
آنان بر قوانين مصوبه و انطباق اين قوانين با احكام و قوانين
اسلام نوشت و در اثر مجاهدات و تلاش هاي بي وقفه او
سرانجام به صورت اصل دوم متمم قانون اساسي مشروطه به
تصويب رسيد , ولي وابستگان انگليس مانع تحقق و اجراي آن
شدند!
3 ـ نهضت روحانيون ايران , علي دواني , موسسه فرهنگي امام
رضا(ع ) , ج 1 , ص 150
4 ـ همان مدرك , ص 127 و 128
5 ـ همان مدرك , ص 126
مطبوعات زنجيره اي مشروطه غربي و انگليسي
به گونه اي به فرهنگ سازي باطل و اغواگري و فريب
افكار عمومي پرداختند كه حتي مردم مسلمان
حاضر در عرصه هاي سياسي و اجتماعي و حامي
دين و عالمان مبارز و طرفدار نهضت مشروطه مورد
نظر اسلام و روحانيت را نيز به بيراهه و انصراف
افكندند و عليه شيخ فضل الله نوري و همفكرانش به
شورش واداشتند!
اگر مراجع و عالمان روشن ضمير و بيدار و
مراقب , خود را از ميادين مبارزه با استعمار كنار
بكشند و به وجود اسلام انگليسي و اسلام آمريكايي
رضايت بدهند , نه تنها هيچ تهاجمي عليه آنان
صورت نمي گيرد و هتاكي و تحقيري نسبت به
شخصيت معنوي و منزلت اجتماعيشان به وقوع
نمي پيوندد , كه بسيارمورد تائيد و اكرام و احترام
هم قرار مي گيرند!
شهيد شيخ فضل الله نوري رهبر معترضين به تهاجم سنگين
مطبوعات زنجيره اي مشروطه به مباني اسلام و قوانين قرآن
نمونه اي از لوايح علماي متحصن در صحن حضرت
عبدالعظيم كه در اعتراض به مشروطه انگليسي و تحركات
مسموم مطبوعات غربگرا منتشر مي كردند

|