روزنامه جمهوري اسلامي 15/05/1383 صفحه سياسي

* چتري كه سايه مرگ گستراند...
پرنده هاي « غارتگر » در آسمان عراق
چتري كه سايه مرگ گستراند...




اشاره :
ماه اوت براي ملت ژاپن ماهي بدخاطره است . بمباران اتمي دو شهر پرجمعيت اين كشور يعني هيروشيما و ناكازاكي و اشغال ژاپن توسط نظاميان آمريكائي , عموما رويدادهائي هستند كه در ماه مرداد سال 1324 به وقوع پيوستند . مقاله زير به مناسبت سالگرد وقوع فجيع ترين جنايت آمريكا در قرن بيستم ميلادي يعني بمباران اتمي شهر پرجمعيت هيروشيما به رشته تحرير در آمده است .
بمباران اتمي هيروشيما
فردا جمعه ششم اوت 2004 ميلادي مصادف با سالروز بمباران اتمي شهر ژاپني هيروشيما توسط جنگنده هاي آمريكائي است . 59 سال پيش در روز ششم اوت 1945 و در اواخر جنگ دوم جهاني جنگنده بمب افكن هاي آمريكائي با تعرض به حريم هوائي ژاپن و فروانداختن يك بمب اتمي بر روي هيروشيما براي نخستين بار سلاحهاي هسته اي خود را به آزمايش گذاردند. در اين فاجعه بزرگ انساني , صدها هزار نفر از مردم هيروشيما به كام مرگ رفتند و شهر به تلي ا زخاكستر تبديل گرديد. فاجعه هيروشيما حتي بر روي نسل بعدي ژاپن نيز عوارض مخرب خود را برجاي گذاشت و بسياري از مادران , نوزادان خود را تحت تاثير راديو اكتيويته باقي مانده در بدن خود , ناقص الخلقه به دنيا آوردند.
بمباران اتمي هيروشيما در شرائطي به وقوع پيوست كه نيروهاي آمريكائي تمامي خاك ژاپن را در خشكي و دريا به محاصره خود درآورده بودند. منابع نظامي آمريكا بعدا در توجيه جنايت خود مدعي شدند كه اين بمباران با هدف به تسليم وا داشتن ژاپن در جنگ صورت گرفت . ژاپن در سالهاي جنگ دوم جهاني متحد آلمان هيتلري بود ولي هيتلر سه ماه پيش از فاجعه هيروشيما خودكشي كرده و كشورش به اشغال متفقين درآمده بود.
بمباران اتمي ناكازاكي
روز نهم اوت 1945 نيز نيروي هوائي آمريكا براي دومين بار به فاصله سه روز ژاپن را مورد حمله اتمي قرار داد و شهر پرجمعيت ناكازاكي در جنوب اين كشور را با يك بمب هسته اي به خاكستر تبديل كرد. اين حمله مانند حمله سه روز پيش آن با صدها هزار تلفات انساني و ويرانيهاي بسيار همراه بود. پس از اين دو حمله كه در واقع به منزله اولين آزمايشهاي هسته اي آمريكا بود , ژاپن يه اشغال نظاميان آمريكا درآمد و دولت اين كشور تسليم بلاشرط آنان شد و جنگ دوم جهاني به اين ترتيب و با امضاي سند تسليم ژاپن , رسما خاتمه يافت .
ورود نظاميان اشغالگر آمريكائي به ژاپن
در روز 28 اوت 1945 , سه هفته پس از بمباران اتمي ناكازاكي نظاميان آمريكائي سرمست از قتل عام هولناك مردم دو شهر ژاپن , مغرورانه وارد اين كشور شكست خورده شدند و آن را به اشغال نظامي خود در آوردند. تصرف ژاپن در واقع سقوط آخرين پايگاه مقاومت در برابر زياده خواهي ها وسلطه طلبي هاي آمريكا و هم پيمانانش بود. اشغال نظامي ژاپن توسط آمريكا 23 روز پس از انهدام اتمي هيروشيما و 20 روز پس از انهدام اتمي ناكازاكي صورت گرفت و نظاميان آمريكائي در حالي كه ميليونها نفر از مردم ژاپن داغدار اين جنايت عظيم وهولناك بودند , با عنوان « ناجي ملت ژاپن » اين سرزمين را به اشغال خود در آوردند.
آمريكائيها از آن زمان تاكنون در ژاپن اردو زده و اين سرزمين را تحت كنترل و سلطه خود دارند.
تسليم بي قيد و شرط ژاپن
روز دوم سپتامبر سال 1945 در پايان جنگ دوم جهاني سند تسليم ژاپن توسط نمايندگان امپراطور بر عرشه ناو جنگي ميسوري در خليج توكيو به امضا رسيد. اين واقعه يك ماه پس از بمباران اتمي دو شهر ژاپني هيروشيما و ناكازاكي و اعلام تسليم ژاپن رخ داد. متن سند تسليم ژاپن چنين است :
ما , به دستور و از جانب امپراتور , دولت و ستاد فرماندهي كل ژاپن , بدين وسيله شروط پيشنهادي بيانيه اي را كه به وسيله روساي دولت هاي ايالات متحده آمريكا , چين و بريتانياي كبير در بيست و ششم ژوئيه 1945 در پوتسدام تعيين گرديده است , مي پذيريم . از آنجا كه اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي نيز متعاقبا به كشورهاي فوق الذكر پيوست , از اين پس از چهار قدرت مزبور با عنوان نيروهاي متفق و متحد نام خواهيم كرد.
ما , به موجب اين سند , تسليم بدون قيد و شرط ستاد عالي فرماندهي امپراتوري ژاپن , تمام نيروهاي مسلح ژاپن , و نيز تمام نيروهاي مسلحي كه در هر جاي دنيا تحت اختيار امپراتوري ژاپن قرار دارند را , به قدرت هاي متفق و متحد اعلام مي كنيم .
ما , به موجب اين سند به مردم ژاپن و كليه نيروهاي اين كشور , در هر كجا كه هستند , دستور مي دهيم بي درنگ ترك مخاصمه گويند و به منظور مصون نگاهداشتن كشتي ها , هواپيماها , و مايملك نظامي و غير نظامي اين كشور از خسارات هاي بيشتر تمام شرايط مقرره از سوي فرماندهي عالي نيروهاي متفق و متحد واردات دولتي ژاپن را بپذيرند و كاملا به جا آورند.
ما , به موجب اين سند , به تمام مقام هاي غير نظامي , نظامي و دريايي ژاپن دستور مي دهيم تمام بيانيه ها , دستورها و رهنمودهايي را كه فرماندهي عالي نيروهاي متحد و متفق جهت به اجرا گذاردن مفاد اين تسليم لازم مي داند به نحو شايسته اي به موقع اجرا بگذارند.
ما , بدين وسيله تعهد مي كنيم امپراتور , دولت ژاپن و جانشينان آنها , شرايط مندرج در بيانيه ي پوتسدام را با حسن نيت انجام بدهند.
ما , بدين وسيله به دولت امپراتوري و نيز ستاد فرماندهي ژاپن دستور مي دهيم بي درنگ كليه اسراي جنگي و يا غير نظامياني را كه در حال حاضر در توقيف به سر ميبرند , آزاد كنند و امكانات كافي جهت محافظت , مراقبت , بهبود و انتقال فوري آنها به مكان هايي كه طبق دستور اعلام خواهد شد , فراهم آورند.
اختيارات امپراتور و دولت ژاپن پيرامون حكومت بركشور تابع نظر فرماندهي عالي نيروهاي متحد و متفق خواهد بود. فرماندهي عالي نيروهاي متفق و متحد كليه اقداماتي را كه جهت به اجرا درآوردن تسليم ژاپن لازم بداند , به عمل خواهد آورد.
به تاريخ دوم سپتامبر سال 1945 در خليج توكيو به امضا رسيد .
امضا : مامور و شيگه ميتسو , به دستور و از سوي امپراتور و دولت ژاپن امضا كرد.
امضا يوشي جيرو اومه زو به دستور و از سوي ستاد فرماندهي كل امپراتوري ژاپن امضا كرد.
در دومين روز از ماه سپتامبر سال 1945 , از سوي ايالات متحده آمريكا , جمهوري چين , پادشاهي بريتانيا و اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي و به نفع ملل متحد ديگر كه با ژاپن در جنگ هستند , پذيرفته شد.
امضا :
داگلاس مك آرتور
فرمانده عالي نيروهاي متفق و متحد
پس از امضاي سند تسليم , اشغال نظامي ژاپن توسط متفقين براساس شرائط مقرر در كنفرانس پوتسدام تكميل شد و برطبق آن فرماندهي نيروهاي متفقين و همچنين اداره اين كشور به ژنرال آمريكائي « مك آرتور » سپرده شد. در اين زمان امپراطوري ژاپن موقتا منحل شد و سرزمينهاي متصرفي آن از دستش خارج گرديد. قواي ارتش و صنايع نظامي ژاپن نيز در سالهاي اول پس از تسليم تعطيل شدند.
اوكيناوا پايگاه مفاسد اخلاقي نظاميان آمريكا
بخش اعظم نظاميان اشغالگر آمريكائي در جنوب ژاپن و در مجمع الجزاير اوكيناوا مستقر هستند.
مجمع الجزاير اكيناوا با 2196 كيلومتر مربع وسعت در آبهاي جنوبي ژاپن و در شمال شرقي تايوان در آبهاي درياي چين شرقي قرار دارد. اين منطقه زماني به اشغال نظاميان آمريكائي در آمد كه يك سوم مردم آن به دست آمريكائيها قتل عام شده بودند . تا سال 1351 , آمريكائيها تصميم گيرنده اصلي اين جزيره بوده و در اين تاريخ بموجب موافقتنامه اي اداره داخلي آن به دولت ژاپن واگذار شد. با اين حال سربازان و پادگانها و پايگاههاي آمريكائي در اين سرزمين باقي ماندند. در حال حاضر از مجموع 46 هزار نيروي نظامي آمريكائي مستقر در ژاپن قريب 29 هزار يعني بيش از نيمي از آنها در اوكيناوا بسر مي برند .
علاوه بر اين حجم عظيم نيروهاي نظامي در ژاپن , 37 هزار نظامي آمريكائي نيز در منطقه كره و هزاران نيروي ديگر در فيليپين و تايلند و نقاط ديگر منطقه جنوب شرق آسيا هستند كه تعدادشان از مرز يكصد هزار نفر فراتر رفته است .
نظاميان آمريكائي كه طي سالهاي جنگ دوم جهاني و پس از آن به تدريج كشورهاي ژاپن , كره , فيليپين و نقاط ديگر را به بهانه تامين امنيت اين مناطق به تصرف خود در آورده اند , داراي كمترين بازدهي مثبت به سود مردم اين كشورها نبوده تا بتوان با تكيه بر آن , ادامه اين حضور غير قابل توجيه را تحمل نمود. ژاپني ها بعنوان مغلوب جنگ دوم , محكوم به تحمل اين نيروها بودند ولي حتي در تمام طول سالهاي جنگ سرد نيز هيچ خطري حاكميت ملي و تماميت ارضي ژاپن را تهديد نكرد تا نياز به نيروهاي آمريكائي براي دفاع از اين كشور آسيائي , احساس شود.
به همين دليل توافقنامه هائي كه هر از چند گاه يكبار ميان مقامات آمريكائي با دولتهاي مرعوب حاكم بر ژاپن براي تثبيت حضور نظاميان آمريكائي در اين كشور به امضا مي رسد , از نظر مردم ژاپن حيرت آور و سئوال برانگيز جلوه مي كند.
از اين رو مردم ژاپن سالهاست كه استقلال و خروج بيگانگان از كشور را براي خود به عنوان يك « خواسته اصلي » مي شمارند براي ملت ژاپن , لغو پيمان امنيتي « توكيوـ واشنگتن » يك توقع اصولي و يك انتظار منطقي است . رهبري سياسي آمريكا در برابر اين مشكل قرار دارد تا دلائل خود را براي ادامه فعاليتهاي نظامي در خاك ژاپن , در دنيائي كه جنگ سرد را پشت سر نهاده بيان كند و علت حضور نظاميانش در آسيا و غرب اقيانوس آرام را به شكلي روشن و قانع كننده براي افكار عمومي مردم آمريكا و كشورهاي اين منطقه تبيين نمايد.
مردم ژاپن متنفرند از اينكه كشورشان جولانگاه سربازان عياشي شود كه در اين دوره 59 ساله , ثبات و امنيت اين سرزمين را بازيچه هوسها و مفسده جوئيهاي خود قرار داده اند و آمريكائيها نيز خود بخوبي از عمق اين نفرت و انزجار باخبرند.
اين حق مردم ژاپن است كه دولتشان را براي بيرون راندن سربازان متجاوز و خاطي آمريكائي تحت فشار بگذارند. آمريكائيها در سالهاي حضورشان در ژاپن فقط پرونده اي مملو از فساد و بي بندوباري در اين كشور براي خود بوجود آوردند. اين پرونده آلوده تر از آن است كه مقامات بلند پايه سياسي يا نظامي آمريكا تصور كنند مي توانند حتي با عذرخواهي شانه خود را از زيربار مسئوليت سنگين آن خالي سازند. بديهي است تا زماني كه به حضور غير قابل توجيه نظاميان فاسد و مداخله گر آمريكا در كشورهاي جنوب شرق آسيا خاتمه داده نشود , مردم ژاپن و ديگر ملل جنوب شرق آسيا نمي توانند آرامش خاطر رويائي خود را برپايه استقلال سياسي , اقتصادي و فرهنگي خويش كسب كنند.
فاجعه هيروشيما حتي بر روي نسل بعدي ژاپن نيز عوارض مخرب خود را برجاي گذاشت و بسياري از مادران , نوزادان خود را تحت تاثير راديو اكتيويته باقي مانده در بدن خود , ناقص الخلقه به دنيا آوردند
اشغال نظامي ژاپن توسط آمريكا 23 روز پس از انهدام اتمي هيروشيما و 20 روز پس از انهدام اتمي ناكازاكي صورت گرفت و نظاميان آمريكائي در حالي كه ميليونها نفر از مردم ژاپن داغدار اين جنايت عظيم وهولناك بودند , با عنوان « ناجي ملت ژاپن » اين سرزمين را به اشغال خود در آوردند
تا زماني كه به حضور غير قابل توجيه نظاميان فاسد و مداخله گر آمريكا در كشورهاي جنوب شرق آسيا خاتمه داده نشود , مردم ژاپن و ديگر ملل جنوب شرق آسيا نمي توانند آرامش خاطر رويائي خود را برپايه استقلال سياسي , اقتصادي و فرهنگي خويش كسب كنند

پرنده هاي « غارتگر » در آسمان عراق


تهران ـ واحد مركزي خبر : عراقي ها شايد خبر نداشته باشند اما برادر بزرگتر جايي در آن بالاها كاملا مواظب آنهاست .
خبرگزاري رويترز در گزارشي از پايگاه هوايي « بلد » مي نويسد : هواپيماهاي جاسوسي بدون خلبان كوچكي موسوم به « غارتگر » در حالي كه در آسمان صحراهاي خشك و داغ عراق گشت مي زنند به ارتش آمريكا كمك مي كنند تا نظارت بهتري بر هر آنچه كه روي زمين اتفاق مي افتد , داشته باشد.
خلباناني كه در يك آشيانه سيماني در پايگاه هوايي « بلد » در شمال بغداد بر روي صندلي هاي راحتي چرمي نشسته اند مي توانند كوچكترين عنصر مشكوك را در هر جاي عراق نشانه روند و سپس براي سركوب فعاليتهاي چريكي موارد مهم را به نيروهاي زميني اطلاع دهند.
به عنوان مثال در مزرعه اي در فاصله 80 كيلومتري شمال بغداد و در ساحل رود دجله پنج مرد كه لباسهاي سنتي عراقي ها را پوشيده بودند در گرماي اواسط روز ظاهرا در حال بار كردن فرش در پشت يك كاميون بودند. تصاوير مادون قرمز اين صحنه از يك « غارتگر » كه در ارتفاع 10 هزار پايي بر فراز اين مزرعه در حال گشت بود به اتاق كنترل در آشيانه پايگاه « بلد » ارسال شد و بر تلويزيون هاي صفحه تخت به نمايش درآمد.
جان سانگر سروان نيروي هوايي در حالي كه دوربين غارتگر و ميزان وضوح آن را تنظيم مي كرد گفت : اين صحنه مشكوك به نظر مي رسد. او براي مدتي تصاوير را نگاه كرد اما بعدا تصميم گرفت اقدامي نكند.
« سانگر » افزود : از ارتفاع 10 هزار پايي همه چيز مقداري مشكوك به نظر مي رسد. در اين مورد آنها به احتمال زياد واقعا در حال بار كردن فرش هستند. , سانگر اجاره داد كه اين مردان كار خود را انجام دهند اما او و مردانش را نيروهايي كه در محل هستند هوشيار مي كنند و شبه نظامياني را كه در كنار جاده ها بمب كار مي گذارند يا خودروها را پر از اسلحه مي كنند رديابي مي كنند.
در عين حال از اين هواپيماها مي توان براي نظارت بر تاسيسات نفت و انرژي عراق استفاده كرد و مواظب خرابكاراني بود كه تلاش مي كنند تا خطوط لوله را منفجر سازند يا دزداني كه كابل هاي مسي خطوط انتقال برق را به سرقت مي برند. تمام اينها كارهايي است كه فرايند بازسازي عراق را بشدت مختل مي سازد.
مرگبار و بدون صدا
« غارتگر » ها از جنبه هايي يكي از پيشرفته ترين سلاحهايي هستند كه در زرادخانه ارتش وجود دارد آنها راهي براي كسب برتري بر دشمني هستند كه بعد از يك سال از سقوط صدام هنوز به جنگ ادامه مي دهند.
تا به حال حدود يكصد « غارتگر » توسط شركت « جنرال اتاميكز » كه يك مقاطعه كار ارتش آمريكاست ساخته شده است اما فقط 75 فروند آنها هنوز در حال خدمت است . شمار « غارتگر » هايي كه در عراق مستقر شده اند , محرمانه است اما چندين فروند از آنها در طول روز از پايگاه هوايي « بلد » به پرواز در مي آيند و به مدت 27 ساعت متوالي بر منطقه اي كه وسعتي معادل كشور فرانسه دارد نظارت مي كنند.
« غارتگر » ها در عين حالي كه قادرند تصاوير رنگي واضح و مستقيم از ارتفاع 25 هزار پايي به مقر خود مخابره كنند آنها همچنين مي توانند به عنوان يك هواپيماي تهاجمي به موشك هم مجهز شوند.
آنها اكثر اوقات به جاي آنكه توسط خلباناني در عراق كنترل شوند , از طريق ماهواره از سوي افرادي كه در سنگري زيرزميني در ايالت « نوادا » درمستقر هستند هدايت مي شوند. در اين سنگر است كه تصميم براي شليك موشكهاي « هل فاير » غارتگرها اتخاذ مي شود.
« غارتگر » ها به خاطر داشتن موتورهاي چهار سيلندر خود كه مشابه با موتور « اسنوموبيل » است مي توانند تقريبا بدون ايجاد صدا با سرعت 135 كيلومتر در ساعت پرواز كنند . از آنها مي توان براي انجام حملات پنهاني به مخفيگاه هاي شبه نظاميان و نظاير آن استفاده كرد.
سروان نيروي هوايي « رودي رايدنبو » فرمانده اسكادران 46 شناسايي و اكتشاف مي گويد به رغم چند منظوره بودن و فن آوري بالاي « غارتگر » ها هنوز هيچ جايگزيني براي جمع آوري اطلاعات در زمين و دشواريهايي كه همراه آن است وجود ندارد. گشت زدن بر فراز آسمانهاي عراق مفيد است اما هر روز دهها حمله اعم از انفجارهاي انتحاري , تيراندازي و بمب گذاري كنار جاده روي مي دهد و غارتگرها نمي توانند همه جا باشند.
« رايدنبو » مي افزايد : عراق كشور بزرگي است و چيزهاي زيادي در آن جريان دارد. گاهي اوقات كار ما شبيه آن است كه در گوشه يك خيابان بايستيم و منتظر شويم كه حادثه اي اتفاق بيافتد.