
در سالگرد نهضت مشروطه قرار داريم . نهضتي كه به
رهبري هاي فداكارانه و خستگي ناپذير عالمان آگاه و نستوه
همچون شهيد آيت الله شيخ فضل الله نوري , شهيد آيت الله
بهبهاني و آيت الله طباطبايي و ساير فقها و علماي انديشمند و
دلسوخته آغاز شد و با حضور گسترده و ايثارگرانه توده هاي
مردم مسلمان رونق يافت و سرانجام به پيروزي نائل آمد , ولي
با تاسف و شگفتي پس از مدت كوتاهي از مسير اصلي خود
خارج گشت و در دام استعمار انگليس و جريان ها و احزاب
سياسي غرب گرا كه نقش ستون پنجم را براي دشمنان ايفا
مي نمودند گرفتار آمد و از محتوا تهي شد و از مباني دين و
خواسته هاي مشروع علما و مردم فاصله گرفت و ثمره همه
مجاهدتهاي مستمر و ديرپا از ميان رفت .
انحراف مشروطه از ماهيت و اهداف و مقاصد اصلي خود
و مصادره آن توسط وابستگان به انگليس كه در قالب
جريان هاي فكري و احزاب سياسي و مطبوعات اسلام ستيز و
غرب گرا فعاليت مي كردند , مخالفت گروهي از علماي اسلام را
برانگيخت . اين عالمان بيدار و ناظر بر رخدادهاي تلخ و
رنج آور نهضت مشروطه , در صحن حضرت عبدالعظيم به
تحصن پرداختند تا به اين وسيله اعتراض خود را نسبت به
مشروطه انگليسي اعلام نمايند و اهداف و خواسته هايشان را با
انتشار اعلاميه هايي به نامه « لوايح » به سمع و نظر مردم برسانند
و آنان را ـ كه به شدت تحت تاثير فضاسازي هاي مسموم و
تبليغات گمراه كننده مطبوعات غرب گرا و وابسته به انگليس
قرار داشتند ـ به آگاهي و بينش سياسي نزديك نمايند و مانع
شوند كه پل عبور جريان ها و جمعيت هاي سياسي ضداسلام
براي رسيدن به مطامع و منافع استعماريشان قرار
گيرند.
رهبري گروه متحصنين زاويه حرم حضرت عبدالعظيم را
عالم نستوه و وارسته شهيد آيت الله شيخ فضل الله نوري به
عهده داشت و تيزبيني ها و تحركات ژرف و آگاهي بخش او
نقش تعيين كننده اي در اين حركت الهي و اسلامي ايفا مي نمود.
سخن اصلي شهيد شيخ فضل الله نوري و همفكرانش اين
بود كه مشروطه از مسير اصلي خود خارج شده است و
« مشروعه » نيست , يعني بر محور مباني و موازين و قوانين
جامع و زندگي ساز اسلام نمي چرخد و نه تنها بر اهداف اوليه
خود پاي نمي فشرد و جنبه اسلاميت خود را از دست داده
است , كه حتي در تعارض و تقابل با دين برخاسته و به نفي
احكام و تعاليم و قوانين اسلام مي پردازد و سر بر آستان
« غرب » مي سايد و استقلال مملكت را در معرض تهاجم و
تاراج بيگانگان قرار مي دهد.
شيخ فضل الله نوري پس از مشاهده اين اوضاع نابسامان
كه با تاخت و تازهاي مكرر عوامل وابسته به غرب و انگليس در
عرصه هاي دين و دولت و قانون و فرهنگ و سياست تداوم
مي يافت و مشروطه را ملعبه دست جنايتكاران و اسلام ستيزان
قرار داده بود , شعار اصولي « مشروطه مشروعه » را مطرح نمود
و با تمام نيرو و توان براي تحقق آن مبارزه كرد.
عرصه ها و ميادين حضور شيخ فضل الله و مقابله ها و
مبارزه هاي او براي نفي مشروطه غربي و انگليسي و استقرار
مشروطه مشروعه يعني مشروطه مبتني بر تعاليم و قوانين شرع
مقدس اسلام را به نظاره مي نشينيم :
1 ـ از آن زمان كه عوامل وابسته به غرب كه در راس آنها
« سيد حسن تقي زاده » قرار داشت با يك حركت خزنده و
خطرناك در كميسيون تدوين قانون اساسي به ترجمه قانون
اساسي كشورهاي غربي از جمله انگليس پرداختند و پس از
تلفيق آنها , قانون اساسي مشروطه را توليد نمودند , شهيد
بزرگوار آيت الله شيخ فضل الله نوري پرچم مخالفت برافراشت
و به نفي مشروطه اي كه قانون اساسي آن از غرب اقتباس شده
بود پرداخت .
تقي زاده كه معتقد بود « ايران بايد سر تا پا غربي و انگليسي
شود » ماموريت داشت با آثار اسلاميت در قانون اساسي
مخالفت و عناد ورزد و مانع شكل گيري قانون اساسي نشات
يافته از اسلام گردد. زيرا چنانچه قانون اساسي مشروطه بر
بنيان هاي تعاليم و قوانين جامع و ناظر بر همه شئون حيات
مادي و معنوي و سياسي و فرهنگي و اجتماعي اسلام استحكام
مي يافت و به ويژه دستورالعمل هاي نظام سياسي و حكومتي
اسلام در تعيين « سياست خارجي مستقل » به ظهور و عينيت
درمي آمد , به طور قطع دست قدرتهاي استعماري و عوامل
داخلي آنها در تعدي و تجاوز به ايران و تصاحب اهرم هاي
قدرت و چپاول ثروت هاي سرشار ملي كوتاه مي شد و دنياي
غرب نمي خواست به راحتي و سهولت از مطامع و منافع
نامشروع و ضدانساني خود بگذرد و اجازه دهد ساختار اصلي
قانون اساسي مشروطه با مباني و دستورالعمل هاي اسلامي كه
نافي هرگونه استعمار خارجي و حامي استقلال كامل ايران
مي باشد استحكام يابد.
شيخ فضل الله نوري و گروه علماي متحصن به اين قانون
اساسي اعتراض داشتند و اين اعتراض به حق و صحيح بود.
2 ـ عرصه دوم تقابل علماي اسلام با مشروطه اي كه بر
محور مصالح و منافع غرب مي چرخيد , « مجلس شوراي ملي »
بود. در نگاه علماي مبارز اسلام مجلس شورا بايد از مسير حق
و اسلام و منافع ملت خارج نمي گشت و قوانين آن از مباني و
چارچوب هاي شرعي فاصله نمي گرفت و به خدمت « دين » و
« ملت » و حفاظت از عزت و اقتدار و استقلال كشور درمي آمد.
طبيعي است وقتي محور و معيار حركت مركز قانون گذار
مملكت « قانون اساسي » باشد و اين قانون ترجمه و اقتباس از
قانون اساسي كشورهاي غربي باشد , مجلس قانونگذار مملكت
نمي تواند در مقابل منافع غرب مقاومت كند و برخلاف منافع
بيگانگان و در مسير صيانت از اسلام و استقلال و عزت ايران به
قانون گذاري بپردازد.
شيخ فضل الله نوري كه خود از پيشتازان نهضت مشروطه
و خواهان تشكيل مجلس قانونگذار براي اداره صحيح جامعه
بود , با مشاهده انحراف در مشروطه و استقرار نظام پارلماني
غربي , به فرياد درآمد و اعلام نمود اين مجلس برخلاف آنچه
اهداف اوليه نهضت مشروطه بود , در نقطه مقابل تعاليم و
احكام اسلام و در مسير جلب منافع دنياي غرب حركت مي كند
و نمي تواند حامي دين و استقلال كشور باشد.
جريان ها و احزاب سياسي و مطبوعات غرب گرا وقتي با
اراده متقن و عزم راسخ و ايمان سترگ شهيد شيخ فضل الله
براي مقابله با « قانون گذاري غربي » و مجلس وابسته و مخالف
و متضاد با اسلام مواجه شدند , به تبليغات مسموم و گسترده
عليه او پرداختند و اين عالم آگاه و جامع نگر را مخالف اصل و
ضرورت مجلس شوراي ملي معرفي كردند و از اين طريق افكار
عمومي را به بيراهه افكندند و عليه شيخ شهيد به شورش و
مخالفت واداشتند!
شيخ فضل الله نوري و گروه علماي متحصن در صحن
حضرت عبدالعظيم به آگاه سازي عمومي پرداختند و با انتشار
لوايح به مقابله با اين ترفند و حيله ناجوانمردانه برخاستند.
در لايحه اي كه براي خنثي كردن تبليغات مسموم دشمنان
صادر مي شود , فرياد مظلومانه شيخ فضل الله و سخن حق او كه
گوش شنوايي نبود كه استماع كند و حقيقت را دريابد , اينگونه
انعكاس مي يابد :
« بر عموم اهل اسلام اعلان و اعلام مي دارد كه امروز
مجلس شوراي ملي منكر ندارد , نه از سلسله مجتهدين و نه از
ساير طبقات . اين كه ارباب حسد و اصحاب غرض مي گويند و
مي نويسند و منتشر مي كنند كه جناب حجت الاسلام
والمسلمين آقاي حاجي شيخ فضل الله سلمه الله تعالي منكر
مجلس شوراي ملي مي باشند دروغ است دروغ . مكرر در همين
موقع توقف زاويه مقدسه مطلب خودشان را بر منبر و در
محضر اظهار و اجهار نمودند و در حضور گروهي انبوه از عالم
و عامي قرآن بيرون آورده قسمهاي غلاظ و شداد ياد كردند , و
مخصوصا روز جمعه گذشته به اين شرح نطق
فرمودند :
ايهاالناس ! من به هيچ وجه منكر مجلس شوراي ملي
نيستم . بلكه من مدخليت خود را در تاسيس اين اساس بيش از
همه كس مي دانم . زيرا علماي بزرگ ما كه مجاور عتبات
عاليات و ساير ممالك هستند هيچ يك همراه نبودند و همه را
به اقامه دلايل و براهين , من همراه كردم . از خود آن آقايان
عظام مي توانيد اين مطلب را جويا شويد. الان هم من همان
هستم كه بودم . تغييري در مقصد و تجددي در راي من به هم
نرسيده است .
صريحا مي گويم . همه بشنويد و به غائبين هم برسانيد كه
من آن مجلس شوراي ملي را مي خواهم كه عموم مسلمانان
مي خواهند. به اين معني كه البته عموم مسلمانان مجلسي
مي خواهند كه اساسش بر اسلاميت باشد و برخلاف قرآن و
برخلاف شريعت محمدي و برخلاف مذهب مقدس جعفري
قانوني نگذارد. اين بنده هم چنين مجلسي مي خواهم . پس من
و عموم مسلمين بر يك راي هستيم . اختلاف ميانه ما و
لامذهب هاست كه منكر اسلاميت و دشمن دين حنيف هستند.
چه بابيه مزدكي مذهب , و چه طبيعيه فرنگي مشرب . طرف من
و كافه مسلمين اين ها واقع شده اند و شب و روز در تلاش و تك
و دو هستند كه بر مسلمانها اين فقره را مشتبه كنند و نگذارند
كه مردم ملتفت و متنبه شوند كه من و آنها همراهي و همراه
هستيم و اختلافي نداريم .
آيا به راي العين مشاهده نمي كنيد (اي برادران ديني من ) كه
از تاريخ انعقاد اين مجلس هر چه در تهران آزادي طلب و
طبيعي مشرب و بابي مذهب است يك دفعه از پشت پرده بيرون
آمده اند و به دسته بندي و هرزگي و راهزني شروع كرده اند
بگوئيد ببينم اين چه اختصاص و خويشاوندي است ميانه اين
سنخ مردم و اين چه مجلس معقود در بهارستان
است
خداي تعالي راضي مباد از كسي كه درباره مجلس شوراي
ملي غير از تصحيح و تكميل و تنقيح خيالي داشته باشد و بر
سخط و غضب الهي گرفتار باشند كساني كه مطلب مرا برخلاف
واقع انتشار مي دهند و بر مسلمان ها تدليس و اشتباه مي كنند و
راه رفع شبهه را از هر جهت مسدود مي سازند تا سخن ما به
گوش مسلمانان نرسد و به خرج مردم بدهند كه فلاني و ساير
مهاجرين زاويه مقدس حضرت عبدالعظيم منكر اصل مجلس
شوراي ملي شده اند! » (1 )
سخنان شهيد شيخ فضل الله نوري علاوه بر اين كه به
آگاه سازي و مقابله با نيرنگ و ترفند دشمنان مبني بر مخالفت
او با اصل وجود مجلس قانون گذار مي پردازد , واقعيت ديگري
را نيز آشكار مي نمايد كه عبارت است از وجود جريان هاي
فكري و اعتقادي و سياسي مختلف كه با وجود اختلافات
ظاهري با يكديگر , در معارضه با اسلام و احكام و قوانين
حياتبخش آن به « اتحاد » رسيده اند و چه در مجلس و چه در
سطح مطبوعات و چه در محافل اجتماعي و سياسي با يك
« حركت واحد و هماهنگ » در مقابل مشروطه مشروعه قرار
گرفته اند!
همچنين در اين لايحه , فضاي مسمومي كه عليه عالمان
متحصن و مخالف مشروطه غربي توسط غرب گرايان به وجود
آمده و به انحراف افكار عمومي از واقعيت هاي جامعه و
مخالفت با حركت اصيل اسلام خواهانه شيخ فضل الله
انجاميده بود , نمايانده مي شود.
شيخ فضل الله نوري به اين وسيله مشخص مي نمايد كه
خواهان مجلسي است كه « اساسش بر اسلاميت باشد و
برخلاف قرآن و شريعت محمدي و مذهب مقدس جعفري
قانوني نگذارد » و در خدمت ملت باشد , نه در خدمت بيگانگان
و حافظ منافع نامشروع و ضدانساني آنان .
3 ـ شيخ فضل الله نوري ـ كه مرزبان وحي و چشم بينا و
بيدار اسلاميت بود ـ آرام و قرار را بر خود حرام مي شمرد و آن
قانون اساسي و مجلس قانون گذاري را كه همه راههاي وصول
به حق و منتهي به ديانت و استقلال و عزت و اقتدار را مسدود
مي ساخت قابل تحمل نمي دانست و آينده كشور را با شرايط به
وجود آمده , سياه و تاريك مي ديد.
او سرانجام با تلاش وافر و مجاهده بي وقفه خود لايحه اي
نگاشت و به تصويب مجلس رساند كه به صورت اصل دوم
متمم قانون اساسي , حضور فقهاي اسلام در مجلس و نظارت
آنان بر تصويب قوانين را « قانوني » ساخت .
يكي از مخالفت هاي آشكار و گسترده جريان هاي غرب گرا
عليه شيخ فضل الله نوري , به هنگام فعاليت هاي وقفه ناپذير آن
عالم سخت كوش براي تصويب اصل نظارت شوراي فقهاي
اسلام بر قوانين مجلس به ظهور رسيد.
در متن لايحه شيخ فضل الله نوري درباره حضور و نظارت
فقهاي اسلام در مجلس شورا چنين آمده است :
« اين مجلس مقدس شوراي ملي كه به توجه حضرت امام
عصر عجل الله فرجه و مراقبت حجج اسلاميه و عامه ملت
ايران تاسيس شده , بايد در هيچ عصر از اعصار , مواد احكاميه
آن مخالفتي با قواعد مقدسه اسلام و قوانين موضوعه حضرت
خيرالانام عليه الصلوه والسلام نداشته باشد , و معين است كه
تشخيص مواد موافقت و مخالفت قوانين موضوعه مجلس
شوراي ملي با قواعد اسلاميه , در عهده علماي اسلام (ادام الله
بركات وجودهم ) بوده و هست . لذا مقرر است در هر عصري از
اعصار , انجمني از طراز اول مجتهدين و فقهاي متدينين
تشكيل شود كه قوانين موضوعه مجلس را قبل از تاسيس , در
آن انجمن علمي به دقت ملاحظه و مذاكره نمايند. اگر آنچه
وضع شده مخالفت با احكام شرعيه باشد عنوان قانونيت پيدا
نخواهد كرد و امر انجمن علمي در اين باب مطاع و متبع است و
اين ماده ابدا تغييرپذير نخواهد بود . (2 )
اين لايحه كه به مشروعيت مصوبات مجلس شورا تاكيد
مي ورزيد با مخالفت طيف وابسته به تقي زاده معتقد به ايران
سرتاسر غربي و انگليسي مواجه شد و اين شخص در مجلس
عدم ضرورت اين اصل در متمم قانون اساسي را مطرح نمود و
با سخنان خود به وضوح نشان داد كه به دنبال اسلام زدايي و
عناد با قوانين و تعاليم قرآن مي باشد. او با عناوين و عباراتي
همچون « مجلس از اين اصل مستغني است » (3 ) و « محتاج به
اين فصل نيست » (4 ) در تقابل با شيخ فضل الله قرار گرفت و
جريان فكري و احزاب سياسي وابسته به خود را به تحرك
سخت و وقفه ناپذير عليه اين عالم دلسوخته وادار ساخت .
تلاش بي وقفه شيخ شهيد و گروه علماي متحصن و
همراهي ساير روحانيون آگاه و بصير موجب شد اصل نظارت
فقهاي اسلام بر قوانين مجلس به تصويب برسد , لكن در اثر
زمينه سازي هاي مسموم و فعاليت هاي مخرب عناصر غربگرا در
داخل و خارج مجلس , به مرحله عمل درنيايد.
بدين ترتيب در قطعه اي از تاريخ ـ كه بسيار تلخ و رنجزا و
مرارت بار بود و آثار زيانبار آن هنوز استمرار دارد ـ مشروطه اي
روي كار آمد كه « مشروعه » نبود و به همين دليل نه تنها موجب
طرد و نفي « استعمار خارجي » نشد و به انزوا و اضمحلال
« استبداد داخلي » منتهي نگرديد , كه جاي پاي بيگانگان و
سيطره جويان غربي را محكم تر نمود و خفقان و ديكتاتوري
داخلي نيز در زشت ترين و مخوف ترين چهره خود بر سرتاسر
اين سرزمين دامن گسترد و رضاخان و پسرش با استقرار
رژيمي كه در وابستگي به غرب و نوكري براي اجانب و
ژاندارمري براي مطامع و منافع انگليس و آمريكا از هيچ
كوششي فروگذار نكردند , اوراق تاريخ معاصر را از عملكردهاي
خيانت آميز و جنايت بارشان سياه نمودند.
پاورقي :
1 ـ نهضت روحانيون ايران , علي دواني , بنياد فرهنگي امام
رضا(ع ) , ج 1 , ص 126
2 ـ از انقلاب مشروطه تا كودتاي رضاخان , علي محمد
بشارتي , انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي ; ج 2 , ص
95
3 ـ همان مدرك , ص 96
4 ـ همان مدرك , ص 96
اگر قانون اساسي مشروطه بر بنيان هاي تعاليم و
قوانين جامع و ناظر بر همه شئون حيات مادي و
معنوي و سياسي و فرهنگي و اجتماعي اسلام
استحكام مي يافت و به ويژه دستورالعمل هاي نظام
سياسي و حكومتي اسلام در تعيين « سياست
خارجي مستقل » به ظهور و عينيت در مي آمد , به
طور قطع دست قدرتهاي استعماري و عوامل
داخلي آنها در تعدي و تجاوز به ايران و تصاحب
اهرم هاي قدرت و چپاول ثروت هاي سرشار ملي
كوتاه مي شد
شهيد شيخ فضل الله نوري پس از مشاهده اوضاع
نابساماني كه با تاخت و تازهاي مكرر عوامل
وابسته به غرب و انگليس در عرصه هاي دين و
دولت و قانون و فرهنگ و سياست تداوم مي يافت و
مشروطه را ملعبه دست جنايتكاران و اسلام ستيزان
قرار داده بود , شعار اصولي « مشروطه مشروعه » را
مطرح نمود و با تمام نيرو و توان براي تحقق آن
مبارزه كرد
شهيد شيخ فضل الله نوري :
خداي تعالي راضي مباد از كسي كه درباره مجلس
شوراي ملي غير از تصحيح و تكميل و تنقيح خيالي
داشته باشد و بر سخط و غضب الهي گرفتار باشند
كساني كه مطلب مرا برخلاف واقع انتشار مي دهند
و بر مسلمان ها تدليس و اشتباه مي كنند و راه رفع
شبهه را از هر جهت مسدود مي سازند تا سخن ما به
گوش مسلمانان نرسد

|