
رياض ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : عربستان سعودي
در جريان سفر ژنرال كالين پاول وزير امور خارجه آمريكا به
جده , طرح اعزام نيروهاي كشورهاي عربي يا اسلامي به عراق
را مطرح كرد.
هدف از ارايه اين طرح كه همزمان با حضور اياد علاوي
نخست وزير دولت موقت عراق در عربستان مطرح شد , كمك
به دولت موقت براي ايجاد امنيت در شهرهاي اين كشور اعلام
شد.
پيشنهاد اعزام نيرويي متشكل از سربازان كشورهاي
اسلامي يا عربي به عراق يك روز پس از كشته شدن بيش از 65
عراقي براثر حمله افراد مخالف حضور اشغالگران در عراق
ارائه شد.
اين حمله مرگبارترين حمله پس از روي كارآمدن دولت
موقت عراق در 8 تيرماه بود .
ژنرال كالين پاول پس از مذاكره با مقامهاي سعودي , در
مصاحبه مطبوعاتي مشترك بااياد علاوي از طرح اعزام
نيروهاي اسلامي به اين كشور استقبال كرد.
وي گفت : سعودي ها به شرايطي اشاره كردند كه بايد تامين
شود و اين به سلسله مراتب فرماندهي نيروها , شرح وظايف
آنها و امكان جايگزيني نيروهاي ائتلاف مربوط
مي شود.
پاول افزود : پرسش هاي بسياري مطرح است كه بايد پاسخ
آنها روشن شود اما ما از ابتكار سعودي ها استقبال و جزئيات
آن را با دقت بررسي خواهيم كرد.
در اين مصاحبه مطبوعاتي اياد علاوي نيز خواستار اتحاد
كشورهاي اسلامي عليه تروريستها در عراق شد و گفت : رهبران
كشورهاي منطقه بايد دراين مورد متحد و يكپارچه عمل كنند.
براساس طرح عربستان , هيچيك از كشورهاي همسايه
عراق يعني ايران , تركيه , سوريه , عربستان و كويت دراعزام
نيرو به عراق مشاركت نخواهند كرد.
در مقابل از كشورهاي مالزي , اندونزي , پاكستان و مغرب
به عنوان اعزام كنندگان احتمالي نيروي اسلامي به عراق نام
برده مي شود.
بديهي است مثلت دولت موقت , آمريكا و عربستان (به
عنوان طراح ) روياها و هدفهاي خاص خود را از اجراي اين
طرح در بستري مانند عراق جستجو مي كنند.
به اعتقاد كارشناسان امور منطقه , طبيعي است كه واكنش
دولت هاي عراق و آمريكا نسبت به اصل طرح عربستان مثبت
باشد.
به گفته اين كارشناسان , دولت موقت عراق كه اكنون درگير
ناآرامي هايي است كه هر روز بر كميت و كيفيت آن افزوده
مي شود , تمايل زيادي دارد تا با حضور يك نيروي اسلامي در
اين كشور از دامنه انفجارها و گروگانگيري ها بكاهد.
دولت موقت عراق همچنين حضور اشغالگران را مهمترين
چالش اين كشور مي داند و بي ميل نيست كه با جايگزيني
نيروهايي از كشورهاي اسلامي يا عربي به حضور اشغالگران
پايان دهد و به بزرگترين موفقيت خود دست يابد.
دولت موقت همچنين تصور مي كند حضور نيروهاي
اسلامي موجب مشروعيت بخشيدن به آن مي شود.
از سوي ديگر برخي متحدين سابق آمريكا در عراق مانند
اسپانيا , فيليپين برخلاف ميل آمريكا كه مايل است نيروهاي
ائتلاف همچنان در عراق باقي بمانند , از عراق خارج شدند.
بنابراين آمريكا قصد دارد با حضور سربازان كشورهاي
اسلامي در عراق تحت حاكميت نيروهاي ائتلاف , به اشغالگري
خود مشروعيت بخشد. اما مقامهاي سعودي نيز دلايل و
انگيزه هاي خاص خود را در ارايه طرح اعزام نيروهاي
كشورهاي مسلمان به عراق دارند.
اولا با اعزام نظاميان كشورهاي مسلمان يا عرب به عراق ,
سعودي ها نه تنها چيزي را از دست نمي دهند , بلكه
دستاوردهاي خوبي نيز خواهند داشت .
براساس اين طرح قرار نيست ارتش كشورهاي اسلامي
اعزامي به عراق از ميان همسايگان انتخاب شود و اين شرط
عربستان را نيز شامل مي شود.
ثانيا عربستان كه همواره نگراني خود را از كشيده شدن
دامنه ناامني هاي درون عراق ابراز داشته , اميدوار است حضور
نيروهايي از كشورهاي اسلامي در اين كشور تا حدودي به
بازگشت ثبات و امنيت به عراق كمك كند و از سرايت دامنه آن
به مرزهاي سعودي جلوگيري كند.
بالاخره اينكه دولت سعودي كه تنگناهاي كنوني دولت
آمريكا در عراق را به خوبي شناخته است , قصد دارد با طرح
اين پيشنهاد نظر مثبت كاخ سفيد را به دست آورد.
نبايد فراموش كرد كه روابط آمريكا و عربستان به عنوان دو
متحد ديرين پس از حوادث 20 شهريور 1380 دستخوش
تحولات بسياري شده است بنابراين ارايه طرحهاي مورد
توجه آمريكا مي تواند براي رياض دستاورد مثبتي داشته باشد.
در اين ميان مهمترين نقطه اختلاف طرح عربستان با نظر
آمريكا درباره شرح وظايف اين نيروهاست .
بي شك آمريكا مايل است كه نيروهاي كشورهاي اسلامي
در كنار نيروهاي ائتلاف به رهبري آمريكا قرار گيرند يا در
صورت موجوديتي جدا به عنوان بخشي از نيروهاي ائتلاف در
عراق عمل كنند.
اين در حالي است كه عربستان سعودي در طرح خود تاكيد
كرده است كه نيروهاي اسلامي بايد جداي از نيروهاي ائتلاف
تحت رهبري آمريكا فعاليت كند تا در جهان اسلام به لحاظ
سياسي مقبوليت داشته باشد.
به گفته سعودي ها نيروهاي اسلامي حتي مي تواند
جايگزين و نه نيروي مكمل نظاميان ائتلاف به رهبري آمريكا
باشد.
بنابراين به گفته كارشناسان باتوجه به اينكه هيچ نشانه اي
از اراده دولت آمريكا براي كاهش نفوذ چشمگير خود در عراق
وجود ندارد , طرح دولت عربستان با پيش شرط جايگزيني
نيروهاي اسلامي به جاي نيروهاي ائتلاف از پيش شكست
خورده است .
همچنين نكته مهم آن است كه بسياري حتي مطمئن
نيستند كه حضور نيروهاي اسلامي در عراق به امنيت اين كشور
كمك كند.
به گفته كارشناسان , حتي متقاعد كردن اذهان عمومي در
بسياري از كشورهاي اسلامي براي اعزام نيرو به عراق بسيار
دشوار خواهد بود چرا كه بيشتر مردم كشورهاي اسلامي و
عربي از حضور نيروهاي نظامي بيگانه به فرماندهي آمريكا در
عراق خشمگين هستند.
يك تحليلگر مسايل سياسي در اين زمينه معتقد است :
چنانچه نيروهاي نظامي كشورهاي اسلامي يا عربي در ابتداي
اشغال عراق در قالب نيروهاي سازمان كنفرانس اسلامي يا
اتحاديه عرب وارد عراق مي شدند شايد شانس موفقيت
بيشتري نسبت به امروز داشتند.
وي گفت : اقدامات گروههاي مسلح در عراق در كشتن و
ربودن افراد مختلف از جمله مسلمانان , چشم انداز موفقيت
يك نيروي نظامي اسلامي در عراق را تيره و تار ساخته است .
در كنار اين مسايل بايد تهديد جديد گروه زرقاوي در
خصوص اعزام نيروهاي عربي يا اسلامي به عراق را نيز جدي
گرفت .
اين گروه در بيانيه اي كه روز پنجشنبه گذشته در يك
پايگاه اينترنتي منتشر شد , تهديد كرد به هر نيروي عربي يا
اسلامي كه به عراق اعزام شود حمله خواهد كرد.
آمريكا قصد دارد با كشاندن پاي سربازان كشورهاي اسلامي
به بحران عراق به اشغالگراي خود مشروعيت بخشد
با توجه به اينكه هيچ نشانه اي از اراده دولت آمريكا براي
كاهش حضور در عراق وجود ندارد , طرح دولت عربستان با
پيش شرط جايگزيني نيروهاي اسلامي به جاي آمريكائي از
پيش شكست خوره است

|
نمونه اي از 132 سال جنايت استعمار فرانسه در
الجزاير
|
علي معصومي (وزدايي )
سلطه 132 ساله استعمارگران فرانسوي بر سرزمين
مسلمان نشين الجزاير , انباشته از مصايب و فجايع بي شمار
است . فجايعي كه هر يك به تنهايي مي تواند چهره خشن ,
غيرانساني و وحشيانه استعمارگران غرب را در طول دوره
استعمار نشان بدهد. اگر از نمونه هاي استثنايي صرف نظر كنيم ,
با قطعيت مي توانيم بگوييم كه سردمداران غرب عموما
انسان هايي درنده و گرگ صفت بوده اند و در زمينه تجاوز به
حقوق ديگران (به ويژه مسلمانان ) در طول تاريخ هيچ حد و
مرزي نشناخته اند. به عبارت ديگر , با يك حساب سرانگشتي
مي توان به اين نتيجه دست يافت كه سردمداران تاريخ غرب در
ذات خود انسان هايي متجاوز , خودخواه و بي توجه به حقوق
ديگران بوده اند و طبع و دابي غير از اين ندارند كه همواره
مي خواهند دنياي خود و دنياي ملت خودشان را با تجاوز به
حقوق مادي و معنوي ديگران و با استفاده از دسترنج و
امكانات و دارايي هاي ديگران تامين نمايند. چيزي كه نه تنها
در طول تاريخ به عنوان يك امر مسلم شناخته شده است بلكه
هم اكنون نيز اين خوي زشت و حيواني , سراسر وجود
سردمداران استكبار غرب را فراگرفته است و آن ها براي منافع
نامشروع خود حاضرند تمام جهان را به آتش بكشند و حقوق
همه ملت ها را زير پا بگذارند. اين گونه اعمال شيطاني در حالي
صورت مي گيرد كه دستگاه هاي تبليغي و فرهنگي استكبار غرب
مدام از حقوق انسان ها و لزوم احترام به آرا و عقايد ديگران
سخن به ميان مي آورند!
هنگامي كه فرانسوي ها در سال 1245 هـ . ق (1830
ميلادي ) به الجزاير حمله كردند , از همان ابتدا خشن ترين و
وحشيانه ترين روش را براي استعمار و استثمار آن سرزمين
مسلمان نشين در پيش گرفتند. جالب است كه در ماجراي حمله
وحشيانه فرانسه به الجزاير كه در نهايت منجر به سلطه 132
ساله اين كشور بر الجزاير شد , رد پايي از يهوديان مشاهده
مي شود , زيرا آن چنان كه در متون تاريخي آمده است , آنچه
سبب بروز كدورت ميان فرانسه و الجزاير شد , موضوع ديون
بازرگانان يهودي بود. بازرگانان يهودي از بازپرداخت ديون
خود به الجزاير امتناع مي نمودند و فرانسه نيز از آن ها حمايت
مي كرد. حمايت فرانسه از يهوديان تا آن جا پيش رفت كه اين
موضوع را بهانه قرار داد و به الجزاير لشكر كشيد. بنابراين ,
لشكركشي به الجزاير يك توطئه مشترك يهودي ـ مسيحي و
استعماري بود.
بعد از هجوم فرانسوي ها به الجزاير , مسلمانان اين سرزمين
آرام ننشستند و عليه متجاوزان به پا خاستند. جنبش جهادي
مردم مسلمان الجزاير زماني آغاز شد كه ذلت پذيري حاكم
الجزاير را مشاهده كردند و دريافتند كه نبايد به اميد حاكمان
الجزاير بنشينند و اجازه دهند فرانسوي ها به راحتي اين
سرزمين اسلامي را تصرف نمايند.
جنبش جهادي امير عبدالقادر يكي از خونين ترين و
گسترده ترين حركت جهادي در سال هاي اوليه تصرف الجزاير
بود . قيام عمومي سال 1287 هـ . ق به رهبري باش آغامقراني و
شيخ حداد , از حركت جهادي ديگري بود كه در قرن 13 هـ . ق
عليه فرانسويان به وجود آمد. فرانسويان براي سركوب كردن
قيام مذكور , عده بسيار زيادي از مردم را قتل عام كردند و
صدها هزار هكتار از زمين هاي زراعي مردم را نيز به نفع خود
مصادره نمودند تا آن ها را وادار به تسليم نمايند. به همين
ترتيب , حركت ها و جنبش هاي جهادي مردم مسلمان الجزاير
با فراز و فرودهايي تا قرن چهارده هجري شمسي ادامه يافت .
در اين قرن موج جهاد عليه اشغال گران گسترش فوق العاده اي
پيدا كرد و همه مسلمانان الجزاير اعم از زن و مرد به ميدان
مبارزه قدم نهادند. سرانجام , مردم مسلمان الجزاير در سال
1341 هـ . ش پس از هشت سال جهاد مستمر و خونين عليه
استعمارگران فرانسوي و تقديم حدود يك ميليون شهيد ,
توانست پس از 132 سال , اشغال گران را از سرزمين اسلامي
الجزاير براند.
همان طور كه اشاره شد , در طول 132 سال سلطه فرانسه بر
الجزاير , قيام هاي متعددي عليه اشغال گران به وقوع پيوست و
فرانسويان نيز با اين قيام هاي مردمي به وحشيانه ترين شكل
ممكن برخورد مي كردند . قيام ماه جمادي الاخر سال 1261
هـ . ق كه 164 سال پيش در چنين ماهي به وقوع پيوست , از
قيام هايي است كه ماجرا و حوادث آن از حزن انگيزترين وقايع
تاريخ الجزاير محسوب مي شود; همچنان كه واقعه مذكور لكه
ننگيني بر دامن استعمارگران پرمدعاي غرب است . خلاصه
ماجراي اين قيام عبرت انگيز و حزن آور اين است كه ستم
غيرقابل تحمل اشغال گران فرانسوي سبب شد مردم مناطق
وهران و تيطري الجزاير به پيشتازي و رهبري جوان مبارزي به
نام بومعزه دست به قيام گسترده و دامنه داري بزنند. با گسترش
اين قيام , اشغال گران فرانسوي به دست و پا افتادند و مجموعه
سربازان خود را بر سركوبي قيام مذكور بسيج كردند. يكي از
قبايلي كه در قيام مذكور شركت داشت , قبيله اولاد رياح بود.
اين قبيله نزديك به 1000 عضو داشت كه متشكل از زن و مرد
و كودك و پير بود. اشغال گران فرانسوي به منظور سركوب اين
قبيله , منطقه سكونت آن ها را به طور كامل به محاصره
درآوردند. تعدادي از افراد قبيله اولاد رياح توانستند حلقه
محاصره سربازان فرانسوي را بشكنند , ولي تعداد زيادي كه
شامل زنان و كودكان و.... بودند , به دليل نداشتن چارپا , به
درون غار معروف حزتاني رفتند تا از هجوم اشغال گران در امان
بمانند. غار خرتاني در نزد مردم آن منطقه قداست و اهميت
مذهبي داشت ; زيرا مدفن تعدادي از عرفاي بزرگ بود.
بعد از آن كه نيروهاي فرانسوي متوجه پناه گرفتن 700 زن
و مرد و كودك و پير در اين غار شدند , به سرعت خود را به
دهانه غار رساندند. در اين هنگام , به دستور فرماندهان
نيروهاي اشغالگر (كلنل پليسيه و كلنل سن آرنو) هيزم بسيار
فراواني در دهانه غار انباشتند و سپس آن را آتش زدند. هيزمي
كه دردهانه غار شعله ور شد , به قدري زياد بود كه در تمام طول
شب شعله هاي آن زبانه مي كشيد و خاموش نمي شد. بعد از
طلوع آفتاب , كم كم شعله هاي آتش در دهانه غار فروكش كرد و
خاكستر انبوهي بر جاي ماند. با اين حال , هنوز اشغالگران بي
رحمي كه غار را محاصره كرده و به آتش كشيده بودند , جرات
ورود به غار نداشتند. بعد مدتي كه احساس كردند از درون غار
صدا و همهمه اي نمي آيد و سكوت مطلق در آن جا حاكم
است , فرمانده اشغالگران به سربازان تحت فرمانش گفت : آيا
كسي حاضر است داوطلب شود و به درون غار برود و خبري از
زنده و يا مرده بودن افراد درون غار بياورد
پس از آن كه سربازان به همديگر نگاه كردند , چند نفر
اعلام آمادگي نمودند و آرام آرام به درون غار گام برداشتند.
سربازان مذكور پس از چند دقيقه بازگشتند و به فرمانده خود
چنين گزارش دادند : از 700 نفري كه در غار پناه گرفته بودند ,
حتي يك نفر زنده نمانده است . فضاي غار انباشته از اجساد
زنان , كودكان و پيراني است كه به دليل آتش سوزي طولاني
دردهانه غار خفه شده و بر زمين افتاده اند. ما نمي توانيم آنچه
در درون غار اتفاق افتاده است , به خوبي توصيف نماييم , زيرا
خودمان نيز از صحنه هايي كه مشاهده كرديم بد حال شده ايم .
در درون غار كودكان فراواني را ديديم كه سر به سينه
مادرانشان نهاده و جان داده اند. زنان و پيراني را ديديم كه
اجسادشان از شدت حرارت سياه و پخته شده بود. گويي همه
آن 700 نفر كباب شده اند ...
جالب اين است كه اشغالگران نه تنها از اين جنايت
احساس شرم نكردند بلكه اين اقدام بسيار وحشيانه را ضروري
دانستند و به كلنل پليسيه و كلنل سن آرنو كه اين جنايت را
مرتكب شده بودند , مدال ها دادند و از شجاعت ! و كارداني !
آن ها در عمليات سركوب قبيله اولاد رياح قدرداني نمودند.
يكي از سردمداران اشغالگران در توجيه اين جنايت هولناك به
كساني كه در اين باره از او مي پرسيدند , چنين گفت : گاهي پيش
مي آيد كه عملي در اروپا و دنياي متمدن , جنايت عليه بشريت
محسوب مي شود و غير قابل تحمل است , ولي اگر همين عمل
در افريقا و آسيا به وسيله سربازان ما انجام شود , نه تنها
جنايت نيست , بلكه عملي ضروري و عادلانه است و به كسي
كه اقدام به آن عمل كرده است , بايد نشان لياقت و شجاعت
داد!
البته چنين شيوه اي در ميان استعمارگران و مستكبران
غربي يك امر عادي است و چنين نيست كه فقط در آن زمان و
به طور استثنايي رخ داده باشد. از اين نمونه در تاريخ
تهاجمات غرب به سرزمين هاي ديگر بسيار است و اكنون نيز
اتفاق مي افتد. در همين سال ها و دهه هاي اخير به طور مكرر
شاهد بوده ايم كه سردمدار كنوني استكبار غرب , به فرماندهان
مهاجم خود و به آن هايي كه با بي رحمي تمام در ويتنام ,
افغانستان , عراق و... با كشتن مردم و شكنجه حيواني بي
گناهان , جنايت هاي هولناك مرتكب شده اند , مدال لياقت و
شجاعت داده و از آن ها به طور مكرر قدرداني نموده است . يك
نمونه آن درباره كشورخودمان اتفاق افتاد و سران آمريكا به
كسي كه هواپيماي مسافربري ايران را در خليج فارس به موشك
بسته و سرنگون كرده بود , مدال لياقت و برتري دادند و او را به
دليل كشتن صدها مسافر بي گناه ستودند.
همين نمونه ها نشان مي دهد مستكبران و استعمارگران
غربي در طول دويست و سيصد سال اخير نه تنها هر جنايتي
عليه ديگران را بد نمي دانند , بلكه آن را واجب مي پندارند و
تلقي آن ها چنين است كه به خاطر منافع نامشروع غربي ها , هر
جنايتي ضروري است و اساسا در راه منافع نامشروع آن ها ,
جنايت تعريف ديگر پيدا مي كند , يعني اين كه معيار شناخت
اعمال جنايتكارانه و تميز آن از اعمال غير جنايتكارانه , فقط
منافع نامشروع غربي ها است ! با اين تعريف , نه تنها جنايت در
راه منافع نامشروع غربي ها , بي اشكال , پسنديده و ضروري
است , بلكه اگر اعمال خوب و سازنده اي كه غير همسو با منافع
نامشروع غرب مي باشد , در هر گوشه از جهان انجام بگيرد , از
ديد آن ها همين اعمال و سياست هاي خير و خوب نيز جنايت
محسوب مي شود. به همين دليل است كه هم اكنون نيز اگر
مردمي در درون سرزمين خود بخواهد به اعمال و سياست هاي
خير و خوبي مثل سازندگي و عمران عمومي و ملي بپردازد و يا
اين كه بخواهد در راه استقلال و خودكفايي وتوانمندي هاي
علمي و فني خود تلاش نمايد و يا اين كه بخواهد در راه عزت و
تعالي فرهنگي و اخلاقي خود بكوشد و... جهان استكبار و
استعمار غرب هرگز حاضر به تحمل چنين شيوه هاي خير و
سازنده اي نمي شود و دشمني كينه توزانه خود را با آن ملتي كه
به راه خير و ترقي و استقلال مي رود , آغاز مي نمايد و ملت
مورد نظر را هدف سنگين ترين تهاجمات تبليغي , جنگ رواني
و حتي جنگ نظامي قرار مي دهد.
در جريان حمله استعمارگران فرانسوي به
الجزاير , ردپاي يهوديان كاملا مشهود است ,
بنابراين , لشكركشي فرانسه به الجزاير , يك توطئه
مشترك يهودي ـ مسيحي و استعماري محسوب
مي شود
يك نمونه از جنايت هاي استعمار فرانسه در
الجزاير , حادثه هولناك غار خرتاني است . در اين
حادثه , بيش از 700 نفر از زنان و كودكاني كه به غار
خرتاني پناهنده شده بودند , توسط نظاميان
فرانسوي در ميان آتش هيزم سوزانده شدند. در
آن زمان , به فرماندهاني كه دستور سوزاندن 700
زن و كودك را داده بودند , نشان لياقت , تدبير و
شجاعت داده شد و از آن ها تقدير به عمل آمد!

|
|