مسابقات قرآن و نهج البلاغه ي دانش آموزان برگزيده كشور
از فردا به مدت 12 روز در شهر همدان برگزار
مي شود.
مديركل دفتر برنامه ريزي امور فرهنگي و مشاوره وزارت
آموزش و پرورش گفت : اين مسابقات در دو مرحله 12 تا 16
ويژه برادران و 19 تا 23 مردادماه ويژه خواهران با شركت
992 نفر برگزار مي شود .
اين افراد پس از برگزاري رقابت در مدرسه , منطقه و استان
به مرحله نهايي راه يافتند.
لازم به ذكر است 248 نفر در رشته نهج البلاغه به رقابت
خواهند پرداخت .

|
مرآت حق نما
|
مرآت ذات خالق يكتا علي علي
مصداق عدل و مظهر تقوي علي علي
كنز علوم سرمدي و وجه ذوالمنن
بر ممكنات والي و مولا علي علي
مشتق زنام حق شده نامش به حق حق
ملحق به حق به صورت و معني علي علي
استاد جبرئيل امين يار عقل كل
منجي نوح و خضر و مسيحا علي علي
فرزند كعبه زينت مسجد سراج دين
اصل نماز و زيب مصلي علي علي
تنها نه خانه زاد خداوند اكبر است
حق را مجاور است بهر جا علي علي
ساقي حوض كوثر و منهاج هل اتي
نفس رسول و همسر زهرا علي علي
حبل المتين و قائد غرالمحجلين
مشكوه نور و حصن تولا علي علي
باشد علي به حرف و عدد با نمك قرين
بخشد نمك به سفره دنيا علي علي
غوث زمان مغيث ضعيفان دردمند
حق را معين به پرده و پيدا علي علي
داغ حديد تفته نهد در كف عقيل
بخشد نجاتش از تف عقبي علي علي
دارد دريغ شعله شمعي زميهمان
تا حكم عدل را كند اجرا علي علي
باشد به حل و فصل امور از مدار شرع
همپايه با رسول به شورا علي علي
نخل كمال را برو بر شهر علم در
در بحر عشق گوهر رخشا علي علي
از كعبه كرد مظهر عدل علي طلوع
رونق فزود مجلس ما را علي علي
پشت و پناه لشكر اسلام و روح حق
در كوه و دشت و جلگه و دريا علي علي
دست خدا و عين خدا حجت خدا
باشد علي عالي اعلا علي علي
« مرداني » از در كرمش آبرو بخواه
تا بخشدت پناه به فردا علي علي
بخشد زمهر زندگي جاودانه ام
گر يكدمم بديده نهد پا علي علي

|
دنيا از نگاه امير(ع )
|
از پيغمبر نيكونهاد و پاك سرشت خود پيروي كن , زيرا او
براي هر راهروي شايسته ترين رهبر , و براي هر دردمندي
بهترين پزشك و دارو مي باشد. و بدان كه محبوبترين بندگان
نزد خدا كسي است كه از پيغمبر خود پيروي نمايد , و همان
راهي را كه او پيموده است , بپيمايد.
باري , پيغمبر ما دنيا را فرومايه و بي ارزش مي پنداشت . از
اين رو به آن دل نمي بست و توجه نداشت كم مي خورد و كم
مي نوشيد , و جامه بسيار ساده مي پوشيد. هنگامي كه دنيا به
وي پيشنهاد مي شد , او از پذيرفتن آن خودداري مي كرد , و
آنچه خدا بدش مي آمد , او آن را پست و كوچك مي شمرد.
مانند بنده دو زانو روي زمين مي نشست , و با دست خود
كفشش را وصله پينه مي نمود و پارگيهاي پيراهنش را
مي دوخت .
بر مركب برهنه و بي پالان سوار مي شد , و يك نفر ديگر را
هم پست سر خود مي نشاند. اگر بر در خانه اش پرده اي آويزان
مي ديد كه در آن نقش و نگاري است , به همسرش مي گفت : اي
زن , اين را از اينجا ببر , زيرا همين كه چشم من به اين نقش و
نگار مي افتد , دنيا و زيباييهاي آن را به ياد مي آورم .
آري , او از ته دل روي از دنيا برتافت و خاطرات آن را از
ذهنش دور ساخت . هميشه دوست مي داشت كه زر و زيور اين
دنيا را نبيند تا مبادا هوس نمايد كه لباس فاخري از آنها فرا
بگيرد.
پيغمبر , دنيا را جاي آرامش و آسايش نمي پنداشت , و
آرزوي درنگ نمودن در آن را در گمانش نمي انگاشت . براي
همين بود كه خويشتن را از آن آرزو بزدود و چشم ودل را از
آلودگيهاي آن پاك نمود. و هر آن كس كه از چيزي بدش بيايد ,
از ديدن و يادآوري آن هم بدش مي آيد.
پشت پا زدن فرستاده خدا(ص ) به دنيا , دليل بر كژي و
زشتي اين خاكدان است . وي با همه نزديكي و خصوصيتش به
خدا همواره شكمش تهي بود , و با آن پايه بلند و موقعيت
ارجمندش , زرق و برق زندگي را هرگز قبول ننمود. اينك به
خرد خود باز گرديد و بينيد آيا خداوند , بزرگ محمد(ص ) را با
آن وضع گرامي داشت يا آنكه خوار و سبك شمرد اگر بگوييد
كه خوار و سبك شمرد , هر آيينه دروغ گفته اند , ولي چنانچه
بگوييد كه گرامي داشت , پس بايد اين را هم بدانيد كه خداوند
ديگري را خوار و سبك فرمود. زيرا دنيا را در اختيارش
گذاشت , و نزديكترين مردم را به خود از آن دور نگه داشت .
پس چنانكه گفتم هر با خدايي بايد از پيغمبرش پيروي
نمايد , و همان راهي را كه او پيموده است , بپيمايد و به سويي
كه گراييده است بگرايد. ورنه هوس ايمني از تباهي را در سر
نپروراند و خويشتن را بيهوده دلخوش و اميدوار نگرداند.
خداوند , محمد(ص ) را نشانه نزديك شدن ساعت
رستاخيز قرارداد , و مژده بهشت و يا آگاه ساختن از كيفر دوزخ
را بر زبان او نهاد. محمد(ص ) بي آنكه بهره از دنيا ببرد آن را
ترك كرد , و پاك و بي آلايش .رو به آخرت آورد. در زندگي اش
سنگ روي سنگ نگذاشت , و هنگامي كه مرد و به نداي
پروردگارش پاسخ گفت , چيزي نداشت . منت خداي را كه او را
به ما ارزاني فرمود تا مانند پيغمبري بزرگ از وي پيروي كنيم و
يا به سان رهبري سترگ و از راهي كه او رفت برويم , به خدا
سوگند اين پشمينه ام را چندان وصله زده ام كه ديگر از دوزنده
آن شرم دارم . يادم مي آيد كه يكي به من گفت آيا اين را دور
نمي اندازي به او گفتم : برو از پيش چشمم دور شو. چون
سپيده صبح بدمد و كاروان به مقصد برسد. كاروانيان رنج و
خستگي راه را به فراموشي سپارند , و خداي را بر سلامت خود
سپاس گذارند!
از محمد حبيب الله (ص ) مي گذرم و به موسي كليم الله
مي پردازم كه مي گفت : پروردگارا من به آنچه برايم ارزاني
فرموده اي نيازمندم , ولي به همان خدا سوگند كه موسي بجز
ناني كه بخورد چيزي ديگر از او نمي خواست , زيرا او تنها
گياهان زمين را مي خورد , و از بس لاغر مي نمود و گوشت تنش
آب شده بود. سبزي گياهان از زير پوست نازك شكمش
خودنمايي مي كرد. و اينكه يادي از داود عليه السلام مي كنم كه
سرودهاي آسماني اش را براي مردم مي خواند و سخنان
بهشتي اش را بر دلها مي نشاند. با اين حال او با دست خودش از
برگ درخت خرما ليف و حصير و زنبيل مي بافت و به ياران و
همنشينانش مي گفت : كداميك از شما در فروش اينها به من
كمك مي كند سپس از بهاي آنها نان جو مي خريد و مي خورد و
چنانچه خواسته باشي , از عيسي بن مريم برايت سخن
مي گويم .
او موقع خواب , سنگ را بجاي بالش زير سر مي گذاشت و
جامه زبر بر تن مي داشت . پيوسته گرسنگي مي كشيد و چون
گاهي آهنگ خوردن مي كرد بيشتر خوراكي بسيار ساده
برمي گزيد.
چراغ او در شب , مهتاب بود و پناهگاهش را در زمستان
جايي انتخاب مي نمود كه خورشيد از آن مي دميد و يا در آن
ناپديد مي گرديد. ميوه و سبزي خوش بوي او گياهي بود كه به
خودي خود از زمين براي چهارپايان مي روييد. نه زني داشت
كه او را شيفته و فريفته نمايد و نه فرزندي كه به اندوه و
نگرانيش اندازد. و نه مالي كه شب و روز بدان بپردازد , و نه
طمع به چيزي و يا آرزوي مقامي كه او را خوار بسازد. مركبش
پاهايش بود , و خدمتكارش دستهايش مي نمود.
نهج البلاغه
ترجمه محسن فارسي

| | |