حاصل خيز بودن زمينهاي منطقه , « دارفور » , در سودان و
وجود منابع طبيعي در اين منطقه سبب شده است آمريكا و
انگليس از ديرباز به اين منطقه چشم طمع داشته
باشند.
احمد عمرابي كارشناس و تحليلگر سياسي در روزنامه
اخبار اليوم سودان در گفتگوي تلفني با خبرنگار واحد مركزي
خبر با بيان اين مطلب گفت : تحولات اخير منطقه دارفور سبب
شده چهره حقيقي و طمع آمريكا و انگليس به اين منطقه
آشكارتر شود.دارفور از مناطقي است كه زمينهاي بسيار
حاصل خيز و منابع زيرزميني فراواني دارد. آمريكا و انگليس از
سالها پيش براي سلطه و تصاحب اين منطقه برنامه ريزي
كرده اند , بنابراين شرايط كنوني دارفور زمينه را براي فاش شدن
برنامه هاي اين دو كشور براي جدا كردن اين منطقه از كنترل و
سلطه دولت مركزي سودان فراهم كرده است . اما بايد توجه
داشت كه مردم و دولت سودان چنين اجازه اي را به امريكا و
انگليس نخواهند داد.
احمد عمرابي افزود : بسياري معتقدند سياستهاي حزب
حاكم سودان زمينه را براي دخالتهاي آمريكا و انگليس در
منطقه دارفور فراهم كرده است و سياستهاي دولت مركزي
سودان وضع دارفور را بحراني كرده است . دارفور از دير باز با
مشكلاتي نظير اختلافات قبايل منطقه , نبود راههاي مواصلاتي
مناسب , مشكلات كشاورزي و اختلاف برسر زمين مواجه بوده
است . اين مشكلات مسئله اي عادي در اين منطقه بوده است ,
اما دولت سودان در برهه اي از زمان براي پايان دادن به اين
مشكلات وسركوب جنبشهاي موجود در دارفوراز برخي از
قبايل مخالف انها حمايت كرد و همين حمايتها سبب بروز
نارضايتي و شورش ديگر قبايل شد.
به گفته اين كارشناس مسائل سودان , سياستهاي دولت
مركزي به بروز فتنه در اين منطقه دامن زد. هرچند دولت تلاش
مي كند بحران بوجود آمده در دارفور را خاموش كند , اما اينكار
بسيار دشوار است .
وي افزود : شرايط دارفور به گونه اي است كه مشكل جنوب
را تحت الشعاع قرار داده و به مشكل اصلي دولت مركزي
تبديل شده است . در دارفور فضاي وجود دارد كه حتي شبه
نظاميان , جنجويد , نيز گاهي ضد دولت مركزي اقدام مي كنند.

|
عوارض مرگ آور كاربرد سلاح هاي اورانيومي
آمريكا در عراق
|
رم ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : انجمن محافظت از سربازان
ايتاليا , نتايج يك تحقيق در مورد عوارض مرگ آور كاربرد مهمات
اورانيومي از سوي آمريكا و سازمان پيمان دفاعي آتلانتيك شمالي
(ناتو) در كشور يوگسلاوي سابق و عراق را منتشر كرد.
بنا به اين گزارش كه ديروز انتشار يافت , بيماران و جان باختگان
نظامي كه در مناطق عملياتي تحت تاثير پيامدهاي استفاده از گلوله هاي
راديو اكتيوي حضور داشتند , پس از پايان ماموريت خود , به بيماريهاي
مشابهي دچار شدند.
ريزش مو , آب مرواريد , سرطانهاي غده تيروييد , شش , كليه و
خون , تغييرهاي غيرمعمول حركتي , آسيب ديدن استخوانها و نظام
دفاعي بدن , نابودي بافت مغزي , ديواره هاي معده و ايجاد تغييرهاي
غيرعادي ژنتيكي از عوارض قرار گرفتن در محيط داراي پرتوهاي
اورانيوم غني نشده است .
بنا به اين گزارش , تاكنون 30 نظامي ايتاليايي براثر اين بيماريها
جان باخته اند و 300 سرباز ديگر نيز در فهرست مبتلايان احتمالي به
اين عوارض هستند.
دو روز پيش نيز اعلام شد 19 عضو يگان پليس نظامي ايتاليا
موسوم به « كارابينيري » پس از بازگشت از ماموريت عراق , به علت
ابتلاي احتمالي به بيماريهاي ناشناخته جنگي , از مدتها پيش در
بيمارستان بستري شده اند.
اتحاديه ملي نيروهاي كارابينيري ايتاليا اعلام كرد : بيمارستان
« چليو » در شهر رم از اعلام نام بستري شدگان خودداري كرده و حتي از
ورود نمايندگان اتحاديه براي بررسي اين موضوع جلوگيري مي كند.
به گزارش اين اتحاديه , نظاميان اشغالگر در جنگ عراق از مهمات
حاوي اورانيوم غني نشده كه توانايي تخريب و نفوذ زيادي دارد , به
صورت انبوه استفاده كرده اند كه سبب آلودگي گسترده محيط زيست
شده است .
با وجود بيماران و قربانيان بسيار بيماريهاي جنگي , تاكنون هيچ
تحقيق مستقلي از دلايل بروز اين بيماريها و تاثير استفاده گسترده از
بمبهاي حاوي اورانيوم غني نشده انجام نگرفته تا ابعاد تاثير آن بين
نظاميان غربي و همچنين مردم عراق و يوگسلاوي سابق نيز روشن شود.

|
دردسرهاي مهاجرين صهيونيست
در سرزمين موعود
|
اسرائيل جامعه اي است كه در طول تاريخ خود همواره شاهد
مهاجرت بوده و طي سالهاي دهه 1370 موج عظيم جديدي از
مهاجران را كه حدود يك ميليون نفر مي باشند پذيرا گذشته است . در
اواخر سال 1372 رقم اين مهاجران جديد , بالغ بر 10 % كل جمعيت
اسرائيل بوده است .
مهاجران مختلف اولا تحت انگيزه هاي مختلف وثانيا تحت شرايط
متفاوت اقدام به مهاجرت نموده اند. مثلا مهاجرت از شوروي سابق
اغلب به خاطر ادامه تحصيلات , وضع بد اقتصادي , دورنماي ارائه شده
به مهاجران بوده , در حاليكه مهاجران يهودي اتيوپيايي كه از
اجتماعات كشاورزي در روستاها بوده و داراي تحصيلات رسمي پاييني
بوده اند , به دلايل اجتماعي , اقتصادي اقدام به مهاجرت نموده اند.
بطوريكه درصد بالايي از اين مهاجران اتيوپياي در سن فعاليت بوده و
نسبت بالايي از آن ها را ميانسالان و خانواده هاي تك والديني تشكيل
مي دادند. همچنين در بين آنها مشكلات جسمي و بيماريهاي مزمن به
وفور يافت مي شد.
اگر چه ديد سنتي در اسرائيل , مهاجرت را بعنوان يك
سرمايه گذاري دراز مدت در تحولات اجتماعي , اقتصادي و فرهنگي
مي بيند. اما مهاجرت (به اين شكل گسترده ) به منزله بار سنگين بر روي
دوش اجتماع و اقتصاد اسرائيل است .
در مهاجرت سالهاي نيمه اول دهه 1370 ابتدا اسكان مهاجرين
يك مسئله فوري بود. در جريان اسكان آنها با راه حلهاي موقت مثل
اسكان در خانه هاي آماده (كاراوان ) به حل مقطعي آن پرداخته شد.
آپارتمانهاي اشتراكي بسياري تحت اختيار عده اي از خانواده ها
قرارگرفت . نظام اسكان موقت بر اساس پرداخت يارانه رهن به مهاجران
بود , البته با در نظر گرفتن درآمد پايين مهاجران .
به اين ترتيب ساختار اقتصادي اسرائيل درگير ايجاد محيط
اقتصادي است كه فرصتهاي شغلي را براي حداكثر توان كاري افراد , به
منظور كسب امتياز و مهارتهاي شغلي , بهبود و ارتقادهند. بااين وجود
نرخ بيكاري ميان مهاجران بالاست . درصد بالايي از مهاجران
نمي توانند در حيطه تخصصي خود شغلي بيابند و اين باعث تحرك رو
به پايين پايگاه شغلي آنان شده است . بعد از گذشت چند سال از
مهاجرت توده اي دهه 1370 هنوز 50 % از مهاجران داراي مشاغلي
خارج از سطح مهارت خود مي باشند.
كارگران ميانسال (65 ـ 50 ) به ويژه زنان مشكلات بسياري
درانسجام درون نيروي كار و بالانگه داشتن ميزان بيكاري , بوجود
آورده اند , بهبود وضعيت اشتغال و سطح زندگي كسانيكه در پايگاه بالا
بوده اند , بطور قابل ملاحظه اي روند نزولي داشته و همه داراي شرايط
يكسان در كل جمعيت مي باشند. ترقي سطح اشتغال به ميزان زيادي
متاثر از دخالت دولت در امور كلي و جزيي اقتصادي مي باشد. در اين
ميان سازمانهاي داوطلبانه عمده اي مثل آژانس يهود نقش مهمي ايفا
مي كنند. از جمله مي توان به سرمايه گذاري در امر آموزش زبان , آموزش
و بازآموزي حرفه اي براي كارگران ياد كرد.
مهاجران در طول شش ماه آموزش مي بينند . اين دوره گاه تا 6 ماه
ديگر تمديد مي شود.
برنامه ديگر تاكيد بر روي برنامه ويژه براي سرپرستي يا راهبري
خانواده هاي تك والديني است . بهبود ميزان اشتغال به ويژه در
فعاليتهاي تجاري كوچك و ايجاد شبكه اي از مراكز تجاري كوچك كه
توجه خاصي به مهاجران جديد دارد نيز مد نظر مي باشد.
همچنين تلاش ويژه اي جهت ترقي سطح اشتغال در ميان مهاجران
شده است و برنامه هاي ويژه اي براي گروههائي كه نقش مهمي در
ممانعت از وابستگي دراز مدت و فقر دراز مدت ميان مهاجران دارند
ترتيب داده شده است . اگر چه هدف اوليه انسجام مهاجران , جلوگيري
از وابستگي آنهاست . ديگر هدف عمده , بهبود وضع درآمد گروههايي
است كه خود به تنهايي قادر به اين كار نيستند.
اين تلاش شامل تامين درآمد مكفي در طول سالهاي اوليه مهاجرت
است . در نظام تامين اجتماعي مهاجران و حمايت درآمدي , همه
گروههاي ميانسال و ناتوان در طي سالهاي اوليه مهاجرت ياري
مي شوند.
مهاجراني كه در حفظ شغل خود بعد از يكسال ناموفقند تحت
قانون تامين اجتماعي حمايت مي شوند. همچنين كمكهاي ويژه اي
جهت اسكان افرادي كه امكانات كمي جهت خريد خانه داشته باشند ,
وجود دارد.
علي رغم اين تلاشها ميزان فقر ميان مهاجران توسعه يافته و كساني
كه نمي توانند مسكني تهيه نمايند و يا نيازهاي مصرفي خود رادر
سوپرماركتها رفع نمايند. سطح كمك دولت به آنها نيزپايين آمده و
دولت قادر نيست كه نيازهاي آنها را برطرف نمايد. اين مسئله باعث
شده كه دولت به موقع نيازهاي مهاجران را براي اسكان تشخيص ندهد.
پيامد اين مسئله تشديد پديده بي خانماني در فلسطين اشغالي و
گسترش آن به ميان يهوديان است . دولت اسرائيل در ايجاد محيطي
مطلوب و شرايط مناسب كار و زندگي براي مهاجران موفق نبوده و
مهاجران دست به گريبان مشكلات عديده اي مي باشند از جمله
مشكلات شغلي , نمونه اي از اين مشكلات عبارتند از : عدم يافتن شغل
متناسب با تخصص در ميان مهاجرين , بطوريكه بخش قابل توجهي از
مهاجرين به ناچار به مشاغل نرم افزار كامپيوتري روي مي آورند , چرا
كه در آمد آن نسبتا بالاست .
همچنين جامعه اسرائيل به زنان و دختران مهاجر در بازار كار به ديده
كالاي جنسي نگريسته و از آنها سو استفاده مي نمايند , به ويژه اگر آنان
بيوه بوده يا خانواده اي را تحت تكفل داشته باشند و ناچار به كسب در
آمد باشند. نرخ بيكاري در ميان مهاجران نسبت به ساكنان اسرائيل
بسيار بالاتر است . آنچه گذشت مروري اجمالي بر مسئله مهاجرت در
اسرائيل و برخي مشكلات ناشي از آن بود. هر چند رژيم صهيونيستي
سعي در تجميع يهوديان جهان در يك سرزمين واحد داشته اما همين
روند مهاجرت با فرهنگها و خرده فرهنگهاي متفاوت و متنوع و سطح
زندگي متفاوت , سطح تحصيلات متفاوت , تخصصهاي متفاوت و ...
سرزمين موعود را دچار مشكلاتي كرده كه خود همين مهاجران درگير آن
بوده و بسياري از آنها تفاوتي در دولت يهود و دولتي كه تا پيش از
مهاجرت تحت لواي آن بودند , احساس نمي كنند , زيرا فشارها ,
نارسائيها و نابرابريها , كماكان وجود دارد.
دولت اسرائيل در سرويس دهي كافي و وافي به مهاجران يهودي كه به
خيال خود به سرزمين موعود مي رسند , موفق نبوده و جامعه چند گونه
اسراييل با مشكلات عديده , عدم انسجام اجتماعي , فرهنگي , مشكلات
اقتصادي , بيكاري و.... دست به گريبان است . به اين ترتيب نه تنها در
جلب رضايت مهاجران موفق نبوده بلكه باعث شده , علاوه بر شكست
در جذب مهاجر بيشتر , عده اي از ساكنان و مهاجران قبلي دست به
مهاجرت معكوس زده و از سرزمين اسرائيل خارج شوند.
به عبارت ديگر جريان مهاجرت سازمان يافته و برنامه ريزي شده به
فلسطين اشغالي در شرايطي ادامه يافته كه بسياري از مهاجرين به دليل
دروغ بودن تبليغات صهيونيستي و تو خالي بودن وعده هاي داده شده به
آنان دست به مهاجرت معكوس زده و همه روزه از فلسطين خارج
مي شوند.
جريان مهاجرت سازمان بافته به فلسطين
اشغالي در شرايطي ادامه دارد كه بسياري
از مهاجرين به دليل دروغ بودن تبليغات
صهيونيستي و تو خالي بودن وعده هاي
داده شده به آنان , دست به مهاجرت
معكوس زده و همه روزه از فلسطين خارج
مي شوند
در جامعه اسرائيل به زنان و دختران
مهاجر , در بازار كار به ديده كالاي جنسي
مي نگرند و آنان را به بهانه تامين مالي ,
مورد سواستفاده قرار مي دهند

| | |