
به مناسبت سالگرد رحلت آيت الله سيدعبدالحسين شرف الدين
عاملي
علي معصومي (وزوايي )
خصلت ذاتي همه عالمان واقعي غير از اين نيست كه در تمام دوره
حيات خود , جهان را به عرصه مبارزه تبديل مي نمايند و هيچ روزي را
فارغ از مبارزه نمي گذرانند. به عبارت ديگر , همواره عالمان واقعي بر
خود واجب مي دانند در حد توان و استعداد خود و به اقتضاي مشكلات
و مصايبي كه مردم گرفتار آن هستند , به مبارزه قيام و اقدام نمايند.
مبارزه با جهل و ناآگاهي , مبارزه با فساد و تبهكاري , مبارزه با
بي عدالتي , مبارزه با حاكمان خودكامه و ستمگر , مبارزه براي برقراري
نظام الهي و مبتني بر عدالت و ارزش هاي ديني , مبارزه با استعمار و
استكبار و همه دشمنان دين و ميهن , مبارزه با تفرقه و اختلافات
توان فرسا , مبارزه با آن چه مانع ترقي و توسعه كشورها و جوامع اسلامي
است و... , بخشي از فهرست مبارزاتي عالمان واقعي و روشن بين اسلام
محسوب مي شود.
آيت الله شرف الدين عاملي (سيدعبدالحسين موسوي ) كه در 8
جمادي الثاني 1377 هـ . ق پس از 87 سال مجاهدت , ديده از جهان
فروبست , از عالماني محسوب مي شود كه تقريبا در همه عرصه هاي
فوق الذكر , مبارزات به يادماندني و شكوهمندي را از خود به يادگار
نهاد. اكنون به مناسبت سالگرد رحلت آيت الله سيدعبدالحسين
شرف الدين عاملي , به اختصار گوشه اي از مبارزاتش را بيان مي كنيم .
ابتدا بايد به اين موضوع اشاره نمائيم كه آيت الله شرف الدين عاملي
سال 1290 هـ . ق در كاظمين تولد يافت و در هشت سالگي همراه
خانواده اش به جبل عامل لبنان عزيمت نمود. وي دانش دين را نزد
پدرش كه از فقيهان و عالمان دين بود , فراگرفت . در سال 1310 هـ . ق
جهت زيارت و تكميل تحصيلات به سوي حوزه نجف اشرف عزيمت
كرد. وي بعد از قرارگرفتن در قله دانش و فقاهت , مبارزات همه جانبه
خود را در مناطق مختلف سرزمين هاي اسلامي (به ويژه در لبنان ) آغاز
نمود.
يكي از مهم ترين جلوه هاي مبارزاتي آيت الله سيدعبدالحسين
شرف الدين عاملي , مبارزه با استعمارگران غربي است . مبارزه اي كه اين
عالم بزرگ بهاي سنگيني برايش پرداخت و متحمل رنج ها و مصايب
فراوان شد. همان طور كه مي دانيم , يكي از اهداف مهم جنگ جهاني كه
توسط قدرت هاي استعمارگر غربي آغاز شد , تصرف سرزمين هاي جهان
اسلام و از ميان برداشتن قدرت هاي سياسي مسلمانان بود , يعني همان
چيزي كه متاسفانه به وقوع پيوست و جهان اسلام پس آن كه تكه تكه
شد , تحت سلطه استعمارگران غربي قرار گرفت و اكنون حدود يك قرن
است كه جهان اسلام از پيامدهاي ناگوار جنگ جهاني اول در تب وتاب
به سرمي برد و گذشته آن كه بعضي سرزمين هاي جهان اسلام (مثل
فلسطين ) تحت سلطه عامل مستقيم استكبار غرب است , بسياري از
سرزمين هاي ديگر نيز به شكلي سازماندهي سياسي شده اند كه عوامل
شناخته و يا ناشناخته جهان غرب براين سرزمين ها سلطه دارند.
يكي از سرزمين هاي مهم جهان اسلام كه در جريان جنگ جهاني
اول تحت سلطه استعمارگران غربي قرار گرفت , لبنان بود. بعد از آن كه
لبنان به اشغال سربازان فرانسوي درآمد , آيت الله سيدعبدالحسين
شرف الدين عاملي پيش از ديگران براي نجات اين سرزمين گام برداشت .
وي به سرعت و حتي پيش از اشغال لبنان توسط فرانسويان , اين
موضوع را دريافته بود كه مهاجمان غربي برخلاف شعارهاي
عوام فريبانه اي كه پيوسته از بلندگوهاي خود پخش مي كنند و در
مطبوعات و اعلاميه هاي خود منتشر مي نمايند , نه تنها حامل آزادي و
استقلال ملل شرق نيستند بلكه اين دو واژه پرده فريبي است كه در پشت
آن , اسارت , استبداد , غارت , تغيير دين و فرهنگ و ده ها عنوان ذلت آور
و زيانبار ديگر نهفته است . به عبارت ديگر , آيت الله سيدعبدالحسين
شرف الدين عاملي از همان ابتدا متوجه شد كه جنگ جهاني اول براي
مسلمانان , استمرار همان جنگ هاي صليبي است ; با اين تفاوت كه
غربي ها در جنگ هاي صليبي چيز موهومي به نام آزادسازي مزار
حضرت مسيح را مطرح كردند و به اين بهانه , جهان اسلام را آماج
شديدترين تجاوزات قرار دادند و در نهايت نيز با قبول ذلت و شكست ,
فرار نمودند , ولي در جريان تهاجمات جديد , براي اين كه مسلمان ها را
بفريبند و جمع كثيري از ساده لوحان جهان اسلام را با خود همراه
نمايند , شعار آزادسازي مزار حضرت مسيح را به شعار آزادي و استقلال
ملل شرق تبديل كردند و در نهايت با همدستي خائنان و جمع كثيري از
ساده لوحان و غفلت زدگان , به اهداف خود رسيدند و به چيزي بيش از
آن چه تصور مي كردند , دست يافتند.
آيت الله شرف الدين عاملي با اين روشن بيني و تيزنگري , چنان عليه
اشغال لبنان به پاخاست كه ارتش اشغال گر با تمام زرق وبرق ظاهري كه
داشت , به وحشت افتاد و احساس كرد در برابر يك عامل روشن بين
اسلام , چنان حقير و ناچيز شده است كه راهي غير از دستگيري و كشتن
وي ندارد.
آيت الله شرف الدين عاملي براي نجات لبنان از سلطه استعمار ,
نه تنها فتواي جهاد صادر كرد , بلكه بااراده و شجاعتي كم نظير به
سازماندهي مبارزان , برگزاري تجمعات , به حركت درآوردن اشخاص
سرشناس , ايراد سخنراني , نگارش و پخش اعلاميه , ايجاد شبكه
ارتباطي بين همه كساني كه با استعمارگران مخالف بودند و... نيز مشغول
شد و لبنان را در آستانه يك قيام و انقلاب عمومي عليه اشغال گران قرار
داد.
تكاپوي شديد و شكوهمند آيت الله شرف الدين عاملي , سبب شد
استعمارگران فرانسوي بارها وي را هدف حمله و تهاجم و تهديد قرار
دهند , ولي اين عالم بزرگ و مبارز , هرگز دست از جهاد برنداشت و
همچنان به مبارزات خود ادامه داد.
اشغالگران كه احساس نمودند به هيچ وجه قادر به متوقف كردن
تكاپوي جهادي آيت الله شرف الدين عاملي نيستند , تصميم نهايي را
براي دستگيري و شهيد نمودن وي اتخاذ كردند , ولي هوشياري آيت الله
شرف الدين عاملي مانع عملي شدن توطئه استعمارگران شد. با اين حال ,
فرانسوي ها به دليل كينه بسيار عميقي كه نسبت به آيت الله شرف الدين
عاملي داشتند , به منزل وي هجوم بردند و با وحشي گري تمام , منزلش را
آتش زدند. در جريان آتش سوزي منزل آيت الله شرف الدين عاملي ,
خانه با تمام آنچه در آن قرار داشت سوخت و خاكستر شد.
ارزشمندترين چيزي كه در منزل آيت الله شرف الدين عاملي طعمه حريق
شد , كتابخانه بسيار گران بهايي بود كه ذخيره ارزشمند علمي و فرهنگي
محسوب مي شد. در آتش سوزي كتابخانه آيت الله شرف الدين عاملي ,
ده ها نسخه خطي بسيار ارزشمند و حجم قابل توجهي از دست
نوشته هاي شخصي وي كه همگي ارزش بالاي علمي داشتند ولي هنوز به
چاپ نرسيده بودند نيز وجود داشت . اين آثار به قدري مهم بود كه
آيت الله شرف الدين عاملي تا پايان عمر اين موضوع را فراموش نكرد و
همواره با آه و حسرت مي گفت : غم از دست رفتن اين آثار تا روزگار باقي
است , از بين نمي رود , زيرا آن ها زاده انديشه ام بودند....
در اين زمان دو موضوع سبب هجرت آيت الله شرف الدين عاملي از
لبنان شد : اول محدوديت و ضيق مجالي كه فرانسوي ها براي مبارزه وي
به وجود آورده بودند و با اتكا به انبوه نيروي نظامي خويش
مي خواستند هر نوع حركتي را سركوب نمايند; و موضوع دوم اين بود كه
آيت الله شرف الدين عاملي احساس كرد روشنگري و مبارزات عليه
استعمار را بايد در ابعاد وسيع تر دنبال نمايد و در سرزمين هاي ديگر
اسلامي نيز بذر مبارزه با استعمار و اشغال گران را بيفشاند.
آيت الله شرف الدين عاملي پس از ترك لبنان , به سوريه , فلسطين ,
مصر و... سفر كرد و در طول سفر , با بسياري از مبارزان و عالمان جهان
اسلام آشنا شد. وي در ديدارهاي متعددي كه با مبارزان و عالمان جهان
اسلام داشت , چند موضوع را بيش از ساير موضوعات مورد توجه قرار
داد. اين موضوعات عبارت بودند از : روشنگري درباره اهداف مهاجمان
و استعمارگران غربي در جهان اسلام , آگاه كردن مردم به تحولات زمان
خود , طرح موضوع اتحاد ملل مسلمان و بركنارنهادن اختلافات به
منظور فائق آمدن بر دشمنان , بحث پيرامون چگونگي ارتقا سطح علمي
و عمراني جوامع مسلمان و موضوعات متعددديگر.
آيت الله سيدعبدالحسين شرف الدين عاملي در جريان سفر به
سرزمين هاي اسلامي , به هر كس و هر جمعي كه برخورد مي كرد آن ها را
تشويق به مبارزه با استعمار و دشمنان اسلام مي نمود و بيشتر مواقع
شعري را زمزمه مي كرد و به ديگران مي خواند كه مفهوم آن چنين است :
اگر من در عرصه هاي پيكار حق و باطل حاضر نباشم , بهتر كه پايم
شكسته شود.
آيت الله شرف الدين عاملي پس از مدتي سفر و روشنگري در
سرزمين هاي اسلامي , بار ديگر به لبنان بازگشت و رهبري مبارزه براي
نجات لبنان را در دست گرفت سرانجام وي پس از 30 سال مبارزه ,
استقلال لبنان و فرار استعمارگران را شاهد شد و به يكي از آرزوهاي
مهم خويش دست يافت .
آيت الله شرف الدين عاملي در طول حيات پرثمرش علاوه بر اين كه
به فلسطين و سوريه و مصر سفر كرد , از عراق , عربستان , ايران و... نيز
ديدار نمود و در هر يك از سفرهايش , ضمن گفت وگوهاي علمي و ديني
با علما , پيرامون مسائل اساسي جهان اسلام نيز بحث و تبادل نظر به
عمل آورد. در همين سفرها , آيت الله شرف الدين عاملي توانست با
مبارزان جهان اسلام ارتباط مستقيم برقرار نمايد و از چگونگي
مبارزات آن ها مطلع شود. به دليل همين ارتباط بود كه مبارزان جهان
اسلام نيز هرگاه فرصتي به دست مي آوردند در لبنان به ديدارش
مي شتافتند و با وي پيرامون مسائل مبارزاتي و مشكلات اساسي جهان
اسلام بحث مي نمودند. از ايران نيز كساني مثل آيت الله كاشاني و شهيد
نواب صفوي موفق شدند به لبنان بروند و با آيت الله شرف الدين عاملي
ديدار نمايند.
مبارزه با تفرقه و پراكندگي همه جانبه و مهلك مسلمانان , از ديگر ابعاد
مبارزاتي آيت الله سيدعبدالحسين شرف الدين عاملي است . آيت الله
شرف الدين عاملي معتقد بود كه مسلمان ها بدون وحدت , به هيچ جا
نمي رسند و هيچ گام بلندي براي ترقي , دست يابي و اقتدار و عزت ,
توسعه در ابعاد مختلف و... نمي توانند بردارند. به همين دليل , تا آخرين
لحظه هاي حياتش نيز دست از تلاش براي متحدكردن ملل مسلمان
برنداشت . شوق وي براي ايجاد وحدت بين مسلمانان , چنان شديد بود
كه نه تنها با سخنراني , نگارش كتاب و... در راه متحدكردن مسلمانان
تلاش مي نمود , بلكه رخت سفر مي بست و به سرزمين هاي مختلف
جهان اسلام مي رفت تا با علما و بزرگان مسلمان به گفت وگو نشيند و با
آن ها درباره شيوه هاي عملي اتحاد اسلامي بحث نمايد. گفت وگوها و
سفرهايي كه آيت الله شرف الدين عاملي در اين زمينه داشت , چنان موثر
و شكوهمند است كه بزرگان اهل سنت و شيعه همواره از اين گفت وگوها
و سفرها , به نيكي ياد مي نمايند. گرچه تلاش آيت الله سيدعبدالحسين
شرف الدين عاملي براي اتحاد مسلمانان ابعاد مختلف دارد , ولي نگارش
سه كتاب مهم « الفصول المهمه في تاليف الامه » , « المراجعات » و
« النص و الاجتهاد » يادگارهاي ماندگاري از همت آيت الله
سيدعبدالحسين شرف الدين عاملي در زمينه اتحاد مسلمانان مي باشد.
تلاش هاي وحدت بخش آيت الله شرف الدين عاملي , به ويژه
نگارش كتاب هاي مذكور و گفت وگوهاي وي با علما و بزرگان اهل سنت ,
چنان وضعيتي پديد آورد و ذهنيت تعدادي از علما و بزرگان اهل سنت
را نسبت به تشيع چنان دگرگون كرد كه آيت الله شرف الدين عاملي موفق
به اقامه نماز جماعت در مسجدالحرام شد و اهل تسنن و تشييع به وي
اقتدا كردند , چيزي كه تا آن زمان (حج 1340 ق ) بي سابقه
بود.
مبارزه با فقر و فلاكت مسلمانان لبنان و تلاش براي توسعه و
عمران , مبارزه با جهل و توسعه دانش و فرهنگ در ميان مسلمانان لبنان ,
مبارزه بازمين داران و مالداراني كه در فقر و فلاكت مردم سهم زيادي
داشتند و... از جلوه هاي ديگر مبارزات آيت الله سيدعبدالحسين
شرف الدين عاملي به شمار مي رود كه صحبت پيرامون آن مفصل است .
الگوي مبارزات همه جانبه اي كه آيت الله شرف الدين عاملي در
لبنان پايه گذاري كرد , بعدها توسط عالمان و بزرگاني مثل امام موسي
صدر ادامه يافت و آثار ارزشمندي برجاي نهاد.
آيت الله سيدعبدالحسين شرف الدين عاملي پس از عمري تكاپو و
مبارزه , سرانجام در هشتم جمادي الثاني 1377 هـ . ق در لبنان به ديار
ابدي شتافت , ولي راه او ادامه يافت . يقينا ادامه اين راه در لبنان و
فلسطين و... به آرزوي بزرگ آيت الله سيدعبدالحسين شرف الدين
عاملي كه محو استعمار و عوامل آن در لبنان , فلسطين و... بود , جامه
عمل خواهد پوشاند.
يكي از مهم ترين جلوه هاي مبارزاتي آيت الله
سيدعبدالحسين شرف الدين عاملي , مبارزه با
استعمارگران غربي است . مبارزه اي كه برايش بهاي
سنگيني داشت و منزل و كتابخانه اش در اثر هجوم
اشغالگران آتش گرفت و بسياري از آثار و نوشته هاي
ارزشمندش به خاكستر تبديل شد
آيت الله شرف الدين عاملي كه فتواي جهاد عليه
اشغالگران فرانسوي صادر كرد , همواره مي گفت : اگر من
در عرصه هاي پيكار حق و باطل حاضر نباشم , بهتر كه پايم
شكسته شود
الگوي مبارزات همه جانبه اي كه آيت الله شرف الدين
عاملي در لبنان پايه گذاري كرد , بعدها توسط عالمان و
بزرگاني مثل امام موسي صدر ادامه يافت و آثار
ارزشمندي برجاي نهاد

|
الفت , امانت , انصاف
|
الفت
طوبي لمن يالف الناس و يالفونه علي طاعه الله .
خوشا بر كسي كه در طاعت خدا با مردم الفت گيرد و با او
الفت گيرند.
اميرالمومنين علي (ع )
ان احسن ما يالف به الناس قلوب اودائهم , ونفوا به الضغن
عن قلوب اعدائهم , حسن البشر عند لقائهم , والتفقد في
غيبتهم , والبشاشه بهم عند حضورهم .
بهترين چيزي كه براي مردم مايه الفت دل دوستانت و
بوسيله آن كينه را از دل دشمنان بزدايند , خوش برخوردي
هنگام ديدار و احوالپرسي در غياب , و خرمي بحضور آنها
است .
اميرالمومنين علي (ع )
امانت
الامانه تجلب الرزق والخيانه تجلب الفقر.
امانت داري روزي مي آورد و خيانتكاري فقر و
نداري .
پيامبر اكرم (ص )
يا كميل افهم واعلم انا لانرخص في ترك ادا الامانه لاحد
من الخلق , فمن روي عني في ذلك رخصه فقد ابطل واثم و
جزاوه النار بما كذب , اقسم لسمعت رسول الله صلي الله عليه و
آله يقون لي قبل وفاته بساعه مرارا ثلاثا :
يا اباالحسن اد الامانه الي البر والفاجر فيما جل وقل حتي
الخيط و المخيط .
اي كميل بفهم و بدان كه رخصتي در نپرداختن امانت هيچكس
نيست . هر كه از ما رخصتي دراين باره روايت كند بيهوده گفته
و گناه كرده و سزايش دوزخ است كه دروغ گفته است . سوگند
ميخورم كه رسول خدا ساعتي پيش از مركش سه بار بمن
فرمود :
اي اباالحسن امانت را به نيكوكار و تبه كار رد كن , بيش باشد يا
كم , حتي نخ و سوزن .
اميرالمومنين علي (ع )
ادواالامانه ولو الي قاتل ولد الانبيا.
امانت را بپردازيد گرچه به كشنده فرزندان پيمبران
باشد.
اميرالمومنين علي (ع )
انصاف
تحتاج الاخوه فيما بينهم الي ثلاثه اشيا , فان استعملوها
والاتباينوا و تباغضوا وهي : التناصف . والتراحم . و نفي
الحسد.
برادران با يكديگر در ميان خود به سه چيز محتاجند كه اگر
بكار بندند پا برجا بمانند وگرنه جدا شوند و دشمن هم گردند و
آن سه عبارتند از :
1 ـ انصاف با يكديگر
2 ـ مهرباني با يكديگر
3 ـ حسد نبردن بهم
امام جعفر صادق (ع )
(منبع احاديث : تحف العقول )

|
زياده روي
|
عمروبن العاص , دو پسر داشت يكي به نام عبدالله و ديگر محمد ,
پسر دومي يعني محمد , هم تيپ پدرش بود , اهل دنيا و دنياپرست و
رياست طلب , و هميشه به پدر خود توصيه مي نمود كه هرگز به جانب
علي نرو كه از وي خيري نخواهي ديد و در عوض از پيوستن و كمك
به معاويه هيچگاه كوتاهي مكن .
اما عبدالله , بعكس محمد نجيب بود و هنگامي كه پدرش « عمر »
با او مشورت مي نمود , پدر را به جانب علي (ع ) ترغيب
مي نمود.
عبدالله به جنبه هاي عبادي نيز تمايلي داشت , يك روزي
پيامبر(ص ) در راه به او رسيد و فرمودند : عبدالله ! به من چنين خبر
داده اند كه تو شبها تا صبح عبادت مي كني و روزها را روزه
مي گيري
عرض كرد : بله يا رسول الله , درست همين طور است !
حضرت فرمودند : ولي من چنين نيستم و قبول هم ندارم و اين
درست نيست .
انسان بايد معتدل باشد , افراط و تفريط نكند , همه چيزش
هماهنگ باشد , هم عبادتش به اندازه باشد , هم بكار و زندگي اش
برسد , هم روابط اجتماعي اش را حفظ كند تا بشود انسان كامل .
(انسان كامل , ص 23 , اقتباس از حكايتها و هدايتها در آثار
استادمطهري )

| |
|