روزنامه جمهوري اسلامي 06/05/1383 صفحه سياسي
آب , زيربناي استراتژي اسرائيل




آيا منابع آب داخلي اسرائيل براي مصرف آب اين رژيم كفايت مي كند تا چه اندازه اسرائيل به سفره هاي زيرزميني منطقه كرانه باختري وابسته است آيا رژيم صهيونيستي بدون وابستگي به آبهاي زيرزميني منطقه كرانه باختري و همچنين آبهاي مناطق مرزي از جمله رود اردن و شعبه هاي آن (كه مورد اختلاف اردن , سوريه , اسرائيل است ) قادر به ادامه حيات مي باشد اسرائيل تا چه انداز به منابع آبي جنوب لبنان (رود ليطاني ) و بلنديهاي جولان وابسته است آيا وجود منابع آبي در مناطق اشغالي به عنوان يكي از عوامل عمده عدم عقب نشيني اسرائيل از اين مناطق نيست و اگر زماني اسرائيل مجبور به عقب نشيني از مناطق اشغالي باشد آيا از تسلط خود بر منابع آبي اين مناطق چشم پوشي مي كند
در پاسخ به سئوالات فوق بايد گفت كه حيات اسرائيل به منابع آبي مناطق مرزي از جمله رود اردن , يرموك و بانياس و مناطق اشغالي كرانه باختري و جنوب لبنان وابسته است و رژيم صهيونيستي در حال حاضر بدون تسلط بر اين آبها قادر به ادامه حيات نيست . حتي اگر زماني اسرائيل در طي روند صلح خاورميانه مجبور به عقب نشيني از مناطق اشغالي شود به تسلط خويش بر منابع آبي اين مناطق ادامه خواهد داد مگر زماني كه به منابع آبي مطمئن تر و ارزان تر خارج از محدوده اسرائيل دست يابد. مانند انتقال بخشي از آب رود نيل به اسرائيل و همچنين انتقال آب از تركيه .
آبهاي داخلي اسرائيل
در اسرائيل هيچ رود دائمي وجود ندارد و تنها رود اردن آنهم در سرزمينهاي اشغالي بعد از جنگ 1346 در مرز مشترك سوريه , اردن و اسرائيل جريان دارد. به اين جهت اين كشور يكي از مناطق خشك و كم آب منطقه خاورميانه محسوب مي شود.
بخش اعظم آب مورد نياز اسرائيل از منابع زيرزميني به ويژه از كرانه باختري و همچنين رود اردن , يرموك و نيز , رود ليطاني در جنوب لبنان تامين مي شود.
آبهاي زيرزميني تامين كننده 60 درصد مصرف سالانه آب در اسرائيل هستند و براي برنامه ريزان آب , اين سفره هاي زيرزميني بيشترين اهميت را دارند.
ميزان آب مورد نياز : (1 )
در سال 1327 (سال تاسيس دولت صهيونيستي ) كل نيازمنديهاي آبي اسرائيل 230 ميليون مترمكعب بوده در حالي كه در دهه 1360 فقط مصرف خانگي اين كشور به 450 ميليون مترمكعب رسيد . در سال 1370 مصرف آب اسرائيل 1750 ميليون مترمكعب بود كه از اين مقدار 1162 ميليون مترمكعب در آبياري , 106 ميليون مترمكعب در صنعت و 482 ميليون مترمكعب براي مصرف خانگي استفاده مي شد . در مجموع كل مصرف آب اسرائيل در سال 1380 به 2150 ميليون مترمكعب و در سال 1400 هجري شمسي به 3000 ميليون مترمكعب خواهد رسيد . بنابراين كمبود آب در اسرائيل در سال 1380 به 30 درصد و در 1400 به هفتاد درصد خواهد رسيد. از طرفي حجم كل آبي كه اسرائيل از كشورهاي مجاور خود به تاراج برده ساليانه 600 تا 700 ميليون مترمكعب است كه حدود 40 درصد از نيازهاي ساليانه اين كشور را تامين مي كند و در صورتي كه منابع آب مورد استفاده اسرائيل از منطقه كرانه باختري را نيز به حساب آوريم اين رقم به بالاي 50 درصد خواهد رسيد.
مسائل اصلي كه بخش آب در اسرائيل با آن روبروست عبارتند از : استفاده بيش از اندازه از ذخاير موجود , فقدان تمهيدات ذخيره آب در درازمدت (مثلا ظرفيت محدود درياچه تيبرياس كه در حدود 700 ميليون مترمكعب است ) نياز به جايگزيني شبكه توزيع آب و كاهش هزينه هاي سنگين توليد انرژي .
همانطور كه گفته شد اين كشور با كمبود شديد آب مواجه است كه توانسته است بخشي از اين كمبود را از طريق منابع آبي مناطق اشغالي جبران نمايد . شدت بحران كمبود آب در اسرائيل در سال 1369 موجب شد تا اين كشور در شبكه سراسري خود اعلام وضعيت بحراني نمايد و در ماه فروردين 1370 نيز اعلام نمود كه برنامه ملي تامين آب در اسرائيل براي مدت شش ماه متوقف خواهد شد. اسرائيل براي حل بحران كمبود آب در پي سرمايه گذاريهاي سنگين در زمينه به كارگيري تكنولوژي جديد بوده , هم اكنون به اجراي طرحهاي نمك زدايي آب دريا , باردار كردن ابرها و استفاده مجدد از فاضلابها مشغول است . اسرائيل در سال 1370 جمعا 195 ميليون متر مكعب فاضلابهاي بازيابي شده را مورد استفاده قرار داد كه از اين مقدار 114 ميليون مترمكعب در بخش آبياري به مصرف رسيد. هدف از اين كار , افزايش ميزان توليد محصولات غذايي است كه با اين روش آبياري مي گردند.
اما اين راه حل ها هزينه هاي كلاني را براي اسرائيل در بردارد , به اين جهت راه حل واقعي به نظر نمي رسند. هزينه تهيه يك مترمكعب آب با دستگاههايي آب شيرين كن 2,6 دلار مي باشد . به اين جهت چشمداشت اسرائيل به منابع آبي نيل و طرح انتقال آب نيل به اسرائيل , جستجو و كاوش در آسياي مركزي و قفقاز به دنبال منابع آبي و توجه اين كشور به منابع آبي تركيه و خريد آب از طريق انتقال با لوله ها از زير دريا يا انتقال با كيسه هاي پلاستيكي به طول 700 متر در همين راستاست . هزينه انتقال آب از تركيه به اسرائيل 87 سنت مي باشد كه در مقابل 2,6 دلار كه جهت شيرين كردن آب هزينه مي شود كاملا مقرون به صرفه است .
در اين مبحث به وابستگي اسرائيل به منابع آبي كرانه باختري به رود اردن , جنوب لبنان و رود ليطاني و بلنديهاي جولان مي پردازيم .
منابع آبي كرانه باختري و غزه
ميزان بارندگي ساليانه در كرانه غربي 500 ميليمتر و حجم باران ساليانه 2,9 ميليارد مترمكعب است . حدود 2 ميليارد مترمكعب (70 درصد) از باران ساليانه تبخير و 650 ميليارد مترمكعب جذب زمين و بقيه در سطح زمين جاري مي شود.
در كرانه باختري رودخانه دائمي وجود ندارد تعداد 210 آبريز و سرچشمه آبهاي سطحي موجود ساليانه 55 ميليون مترمكعب آبدهي دارند.
كرانه غربي داراي سه حوزه آبي زيرزميني است :
حوزه غربي , شامل العوجا , التمساح با آبدهي قابل تجديد ساليانه 350 ميليون مترمكعب , حوزه شرقي با آبدهي 100 تا 200 ميليون مترمكعب و حوزه شمالي با آبدهي ساليانه 140 ميليون مترمكعب .
325 ميليون مترمكعب آب از راه سفره كوهستاني ياركون ـ پانينيم به دشت ساحلي اسرائيل سرازير مي شود :
فلسطيني هاي ساكن در كرانه باختري 24 ميليون مترمكعب از سفره ياركون ـ يانينيم , 24 ميليون مترمكعب از سفره هايي كه از شمال به دره بت شين جريان دارند و 59 ميليون مترمكعب از سفره هاي حاشيه شرقي كرانه باختري برداشت مي كنند و نيز شركت مكوروث در حدود 3 ميليون مترمكعب در سال به اين منطقه عرضه مي نمايد.
سفره هاي آب شرقي به طور كامل وارد شبكه آبرساني اسرائيل نشده و بيشتر به وسيله فلسطينيها مصرف مي گردد.
در نوار غزه نيز رودخانه دائمي وجود ندارد و مهمترين منبع آب سفره هاي زيرزميني است تمامي منابع آب در اين منطقه 130 ميليون مترمكعب برآورد مي شود كه عمدتا از سفره هاي آبي ساحلي تامين مي گردد . بازده ثابت سفره آبي 65 ميليون مترمكعب است ولي در حدود 25 ميليون مترمكعب بيش از حد مجاز پمپاژ شد كه باعث نفوذ وسيع آب دريا و شور شدن آب با نرخ سالانه 20 ـ 15 ميليگرم در ليتر گرديد . از سال 1350 هنگامي كه استخراج آب زيرزميني غيرقانوني بود , سطح شوري 70 درصد آب زيرزميني در غزه بالغ بر 500 ميليگرم در ليتر بود و در بعضي مناطق سطح شوري آب به 1500 ميليگرم در ليتر بالغ مي گرديد 50 درصد آب آشاميدني بعنوان « آب مكدر » معرفي شده و 22 درصد آن اصلا قابل نوشيدن نبود.
آبياري در غزه حدود 96 ميليون مترمكعب آب مصرفي مي كند در حالي كه مصرف عمومي معادل 13 ميليون مترمكعب ـ مصرف صنعتي ناچيز بوده و بيش از 2 ميليون مترمكعب نيست .
شركت « تحال » پيش بيني مي كند مصرف عمومي تا سال 1390 هجري به 57 ميليون مترمكعب افزايش يابد و مصرف صنعتي به 3 الي 5 ميليون مترمكعب خواهد رسيد. در حالي كه جمعيت اين منطقه بالغ يك ميليون نفر خواهد شد. مسلما غزه نياز مبرم به آب اضافي از خارج از منطقه , يا از طريق بازيابي آب مصرف شده و يا شيرين كردن آب دارد.
از طرفي غزه به عنوان بخشي از شبكه آبرساني اسرائيل به حساب نمي آيد گرچه آباديهاي اسرائيلي در « بلوگ قطيف » آب مورد نياز خود را از راه لوله كشي از داخل خط سبز تامين مي كنند. مصرف آب در غزه بويژه براي آبياري بوسيله سياستهاي اسرائيل محدود شده است . مصرف آب سرانه ساكنين غزه 123 ميليون مترمكعب است در حالي كه مصرف سرانه اسرائيلي ها 9326 مترمكعب بوده است .
در تخصيص آب به اسرائيليها و فلسطيني هاي ساكن كرانه باختري تبعيض وجود دارد . در سالن 1366 پروژه پايگاه اطلاعاتي كرانه باختري پيش بيني كرد كه تا سال 1370 حدود 137 ميليون مترمكعب در اختيار فلسطيني ها ( يك ميليون نفر) و 100 ميليون مترمكعب آب در اختيار ساكنين آبادي هاي صهيونيست نشين (100000 نفر)قرار خواهد گرفت . (2 )
مصرف سرانه فلسطيني هاي كرانه باختري در سال 1370 حدود 119 مترمكعب و مصرف سرانه ساكنين آباديهاي صهيونيست نشين در همان سال 354 مترمكعب بوده است . تمامي آبادي ها و پاسگاههاي مرزي اسرائيل آب لوله كشي دارند در حالي كه 70 الي 80 درصد دهكده هاي اعراب آب مصرفي خود را از طريق تانكرهاي شركت مكوروث دريافت مي كنند.
در مورد مجوز حفر چاه و همچنين نظام قيمت گذاري آب بين فلسطيني هاي ساكن كرانه باختري و صهيونيست ها تفاوت وجود دارد. به نقل از پروژه پايگاه اطلاعاتي كرانه باختري سازمان صهيونيستي جهاني سوبسيد قابل توجهي براي هزينه هاي مربوط به آب صهيونيست ها قائل مي شود.
سئوال اصلي اين مبحث اين است كه با توجه به اهميتي كه منابع آبي زيرزميني كرانه باختري براي اسرائيل دارد آيا اين كشور مي پذيرد كه از اين منطقه عقب نشيني كند يا خير در واقع كنترل اسرائيل بر سفره هاي آبي « ياركون ـ تانينم » و « بت شين » در كرانه باختري ـ علت اصلي اكراه آن كشور در از دست دادن كرانه باختري در جريان معامله « زمين در ازاي صلح » است . كنترل فلسطيني ها بر اين سفره هاي آبي , احتمالا از ديدگاه اسرائيل به معناي نظارت نامناسب بر استخراج آب حفاري غيرمجاز چاه , پمپاژ و ايجاد آلودگي از طريق فضولات سمي خواهد بود.
در مرداد 1369 وزير كشاورزي اسرائيل اعلام كرد كه : « هر گونه راه حل سياسي موافق با بقاي اسرائيل كه كنترل مداوم و كامل اسرائيل بر منابع آب و سيستم هاي فاضلاب كرانه باختري و تاسيسات مربوط به آن را در بر نداشته باشد مطرود است . تزاميش ميشاف , بازرس آبهاي اسرائيلي گفته است : « ما مي خواهيم بر منابع آب تسلط داشته باشيم . اسرائيل در منابع آبي كرانه باختري و نوار غزه شريك است . قبل از 1967 از 85 درصد اين آبها استفاده مي كرديم و اگر اكنون حاكميت خود را بر آنها حفظ نكنيم , آبرساني شهرهاي اسرائيل را به خطر انداخته ايم . »
به اين جهت به نظر مي رسد كه اسرائيل حتي در صورتي كه مجبور به عقب نشيني از اين منطقه شود تسلط خود بر منابع آبي منطقه ادامه خواهد داد. از ديدگاه اسرائيل , در صورت عقب نشيني اسرائيل از اين منطقه , اسرائيل بايد كنترل خود بر كليه منابع آبي اين منطقه را حفظ نمايد. هر گونه موافقت نامه در زمينه آب از طرف اسرائيل مشروط به تامين نيازهاي آبي فلسطيني هاي ساكن كرانه باختري و غزه توسط مصر و لبنان و يا تركيه است . حتي دولت اسرائيل از مذاكره با فلسطيني ها درباره حقوق مربوط به آب خودداري مي كند.
وابستگي اسرائيل به منابع آبي مناطق مرزي
الف : رود اردن : رود اردن از ارتفاعات جنوب شرقي لبنان , جنوب غربي سوريه و شمال اسرائيل سرچشمه مي گيرد. رود اردن بين سه كشور اردن , سوريه و اسرائيل مشترك است .
رودخانه اردن محور اصلي سيستم است و كل دبي سالانه آن به بحرالميت تقريبا 1300 ميليون مترمكعب در سال مي باشد . سرچشمه هاي قسمت بالايي رود اردن (600 ـ 550 ميليون مترمكعب ) عبارتند از رودخانه حاصباني و چشمه دان در لبنان و رود بانياس در بلنديهاي جولان .
بخش عمده آب قسمت بالايي رودخانه اردن در درياچه تيبرياس (كه به درياي جليله يا درياچه كينرت نيز معروف است ) ذخيره شده و به شبكه آبرساني ملي اسرائيل منحرف مي گردد.
رودخانه يرموك كه سرچشمه هاي آن در سوريه قرار دارند و در امتداد مرز سوريه و اردن جريان دارد. و از طريق مثلث عديسيه كه هم مرز اسرائيل است در ده كيلومتري پايين درياچه تيبرياس به رود اردن مي پيوندند.
در مورد ميزان استفاده از رود اردن بين اسرائيل , سوريه و اردن اختلاف وجود دارد. اردن و سوريه , همواره به اسرائيل نسبت به استفاده بيش از سهم خود از رود اردن معترض هستند , سوريه و اردن تصميم گرفتند در قسمت بالاي رود يرموك سد الوحده را احداث كنند. اين سد مي تواند آب رود را كه بطور عادي به رود اردن و از آنجا به بحرالميت مي ريزد ذخيره و بهره برداري نمايد . اجراي اين پروژه 300 ميليون دلار ارز نياز دارد كه قرار است بانك جهاني به شرط اعلام رضايت اسرائيل آن را تامين نمايد. اما اسرائيل هر چند سه برابر سهم خود طبق طرح تقسيم آب جونستون از يرموك استفاده مي كند ليكن از اعلام رضايت خودداري كرد و سهم بيشتري را مطالبه مي كند. بعيد به نظر مي رسد حتي در صورت نياز تامين ارز مورد نياز , اسرائيل اجازه احداث اين سد را بدهد . زيرا در سال 1346 پروژه سد الوحده كه قبلا به نام مغارين ناميده مي شد با حمله توپخانه اي اين كشور متوقف شد.
سرهنگ رعنان جيسيني , سخنگوي ارتش اسرائيل همكاريهاي آبي سوريه و اردن (سدالوحده ) را يك خطر جدي براي اسرائيل اعلام كرد. زيرا اجراي آن موجب كاهش آب رود اردن مي شد و اسرائيل اين كاهش آب را مرگ تدريجي بخش جنوبي اسرائيل تعبير مي كرد. به اين ترتيب با مخالفت اسرائيل همكاري اردن و سوريه در زمينه آب نتيجه اي دربرنداشت . سوريه جداگانه سد كوچكي بر شاخه قديمي يرموك احداث نمود. و اردن نيز حجم ذخيره آب سد در « ملك طلال » را با افزايش ارتفاع آن تا 90 ميليون مترمكعب افزايش داد .
اختلافات اساسي در زمينه ميزان استفاده از آب , يكي از موضوعات مهم در مذاكرات صلح خاورميانه مي باشد اسرائيل نيازهاي آبي خود را در اولويت قرار داده و كنترل بر منابع رود اردن و سفره هاي آبي كليدي را به عنوان حداقل نياز امنيتي خود تلقي مي كند و در عين حال انكار مي كند كه از منابع آب همسايگان خود بطور غيرمجاز بهره برداري نموده است اردن تنها كشوري است كه در زمينه آب با اسرائيل به توافق رسيد. در قرارداد صلحي كه بين دو كشور منعقد شد بخشي از آن به آب اختصاص داده شد . برطبق ماده 6 قرارداد صلح طرفين توافق كردند كه سهم عادلانه ديگري را در آبهاي رود اردن و يرموك و سفره آب زيرزميني وادي عربه مورد شناسايي قرار دهند. طرفين متعهد شدند كه مراكز تنظيم و توسعه منابع آب هريك از آنها به هيچ وجه به منابع آب طرف ديگر آسيبي نرساند. همچنين طرفين در خصوص مطالعه و بررسي روشهايي براي رفع كمبود آب توافق و در زمينه هاي زير همكاري خواهند كرد :
الف ) توسعه منابع كنوني و جديد آب , افزايش آبهاي موجود از طريق همكاري در زمينه منابع آب منطقه اي به نحو مقتضي و كاهش ميزان هدر رفتن آب در زنجيره مصرف
ب ) جلوگيري از آلودگي منابع آب
پ ) كمك متقابل در برطرف ساختن مشكل كمبود آب
ت ) مبادله اطلاعات و تحقيقات مشترك و توسعه هدفهاي مربوط به آب و بررسي امكانات موجود براي گسترش و استفاده از منابع آب
رود ليطاني : بزرگترين رود لبنان با آبدهي 700 ميليون مترمكعب مي باشد و به طور كامل در خاك لبنان از دره بقاع تا ساحل مديترانه Avali جريان دارد بيشتر آب آن يعني 432 ميليون مترمكعب به رود اولي براي توليد نيروي هيدروالكتريك انحراف پيدا كرده است . با اين حال بخشهايي از رود ليطاني و چشمه وزاني كه به رود حاصباني مي ريزند در منطقه امنيتي جنوب لبنان قرار دارند . اين منطقه در سال 1361 پس از دومين تهاجم اسرائيل به لبنان و اشغال اسرائيل درآمد. و نيروهاي اسرائيلي منطقه امنيتي خود را در طول رودخانه ليطاني قرار دادند و به بررسي اطلاعات هيدرولوژيكي مربوط به واحد سرپرستي رودخانه ليطاني پرداختند. برخي از گزارشها حاكي از اين بود كه مهندسين اسرائيل طرحهايي را تهيه نموده اند تا آب رودخانه ليطاني را در پل خردله از طريق رودخانه حاصباني به دره اردن منحرف كنند. اين امر به اسرائيلها امكان مي داد كه حداقل به ميزان 100 ميليون مترمكعب از آب ليطاني استفاده نمايد. بسياري از لبنانيها از اين بيم دارند كه روياي اسرائيل در مورد برگرداندن فراز آبهاي ليطاني تجديد شود. آبهاي رود ليطاني بدون استفاده كامل وارد مديترانه مي شود در صورتي كه مي توان آن را از طريق يك تونل به رودخانه حاصباني منحرف كرد و در اين صورت مقدار 500 ميليون مترمكعب آب سالانه به سهميه اسرائيل افزوده خواهد شد. هر چند اسرائيل همواره اعلام كرده است كه با تحقق شرايط امنيت ويژه براي اين كشور , نيروهاي خود از باقي مانده اراضي اشغالي جنوب لبنان خارج خواهد كرد , اما عملكرد آن نشان داده است كه حضور آن در جنوب لبنان تنها به خاطر ضرورتهاي امنيتي و سركوب مقاومت اسلامي عليه اسرائيل و تامين مرزهاي شمالي نبوده است . در واقع موضوع تامين منابع آبي جديد خارج از قلمرو اسرائيل يكي از اهداف عمده اسرائيل در اشغال جنوب لبنان بوده است . در مورد اهميت منابع آبي جنوب لبنان همين بس كه : سران جنبش صهيونيستي از 1919 خواستار تعيين مرزهاي شمالي خود از نقطه مشرف به درياي مديترانه در نزديكي شهر صيدا و در امتداد خط مرزي به طرف منابع آبي شامل قسمتهايي از ليطاني و امتداد آن به طرف شمال تا پل قرعون به انضمام شهركهاي راشيا و حاجيا و جبل الشيخ بودند. آنها اعتقاد داشتند كه آينده اين رژيم به دسترسي به منابع آبي سرچشمه گرفته از بلنديهاي شيخ و رودخانه هاي ليطاني و اردن وابسته است . بنابراين رودخانه ليطاني براي اسرائيل يك عنصر حياتي تلقي مي شود.
اسرائيل غير از چشمداشت به آب رود ليطاني , منابع آبهاي زيرزميني جنوب لبنان را نيز تحت حاكميت خود درآورده است . اسرائيل پس از اشغال جنوب لبنان , حفر چاههاي جديد آب بوسيله كشاورزان را ممنوع اعلام كرد و چاههاي قديمي آنها را بست .
يكي از موانع اصلي عقب نشيني اسرائيل از جنوب لبنان مساله آب رودخانه ليطاني و ساير منابع آبي جنوب لبنان است كه در مورد استفاده اسرائيل قرار مي گيرد. لبنان اصرار مي ورزد كه ذخاير آب آن كشور بلامنازع است و كارشناسان آب خاطر نشان مي سازند كه در لبنان هيچگونه آب مازادي براي صادرات وجود ندارد. با اين حال اسرائيل در مورد حفظ كنترل بر رودخانه حاصباني و چشمه دان در صورت خروج از جنوب لبنان اصرار خواهد ورزيد.
منابع آبي جولان
در پي الحاق بلندي هاي جولان به اسرائيل توسط پارلمان رژيم صهيونيستي , اين كشور درصدد برآمد تا از منابع آبي اين منطقه استفاده نمايد . اسرائيل از اين منطقه سالانه نزديك به 40 ميليون مترمكعب آب بدست مي آورد.
شهركهاي يهودي نشين اين منطقه با نياز سالانه آب به ميزان 46 ميليون مترمكعب مقداري از نياز خود را از درياچه تيبرياس (16 ميليون مترمكعب ) و بقيه از چشمه ها و چاهها و آبهاي زه كشي شده سطحي تامين مي كنند. آب درياچه به بزرگترين حوضچه آبي در جولان بسوي آباديهاي اسرائيل منحرف شده است . هر چند اسرائيل به منابع آب جولان وابستگي اندكي دارد و اين منطقه براي اسرائيل بيشتر جنبه استراتژيكي دارد با اينحال عقب نشيني از جولان موجب از دست دادن 40 ميليون مترمكعب آب مي شود . ضمنا عقب نشيني اسرائيل باعث مي شود تا دسترسي اسرائيل به رود بانياس به مخاطره افتد.
نظر سوريه اين است كه تا زمانيكه اسرائيل از سرزمينهاي اشغالي اعراب به ويژه بلنديهاي جولان خارج نشود , هيچگونه مذاكره اي با اسرائيل درمورد آب امكان پذير نيست . سوريه براي مذاكره با اسرائيل چند پيش شرط ديگر نيز مطرح مي سازد : تعيين حدود مرزي آن كشور با اسرائيل به گونه اي كه مورد قبول جامعه بين المللي باشد , و حقوق فلسطيني ها در زمينه آب اعاده و اطلاعات هيدرولوژيكي مبادله گردد.
« نتيجه گيري »
آب در تفكر صهيونيسم از اهميت اساسي برخوردار است . رهبران جنبش صهيونيستي از گذشته هاي دوره دولت يهود را دولت آب دانسته اند تئودورهرتسل , موسس جنبش صهيونيستي , در سال 1897 در كنفرانس بال سوئيس اعلام كرد كه پايه دولت يهود را تا پنجاه سال آينده از شمال به ليطاني گسترش خواهيم داد. اشاره به اين موضوع منعكس كننده اهميتي است كه هرتسل به منابع آبي منطقه جنوب لبنان داده است .
حييم وايزمن در نامه اي به لويد جورج , نخست وزير انگليس چنين نوشت : (3 )
« فلسطين داراي مرزهاي طبيعي بسيار است و اين امكان را دارد كه به كشوري غني تبديل شود ثروت فلسطين در آينده از زمين وآب و هواي مناسب جهت كشت مركبات و ساير توليدات كشاورزي با ارزش خواهد بود. به اين جهت توليد كشاورزي نياز به آب دارد و براي جبران اين نقيصه , امكانات طبيعي فلسطين به قرار زير است : مناسب بودن آبهاي اردن جهت آبياري , امكان توليد انرژي برق با استفاده از آبهاي اردن , امكان بهره گيري از سفره هاي زيرزميني و استفاده از رودخانه ليطاني در آبياري و يا تغيير مسير آن به سمت رود اردن . »
وايزمن در نامه ديگري در سال 1920 به وزيرخارجه وقت انگليس چنين نوشته است :
« آب عنصر اساسي براي امنيت و بقاي اسرائيل است . »
آرتورروبن يكي از نظريه پردازان معروف صهيونيستي , نيز در كتابي به نام « بناي سرزمين اسرائيل » نوشته است : (4 )
« صلح از ديدگاه صهيونيسم در منطقه , تنها زماني تحقق خواهد يافت كه با گرسنه نگه داشتن و تصرف منابع آبي اعراب توام باشد. »
در سال 1957 , ديويد بن گوربن , نخست وزير وقت اسرائيل اعلام كرد :
براي حفظ امنيت خود در آينده ليطاني بايد جزو مرزهاي شمالي اسرائيل تلقي گردد. بنابراين آب عنصر اصلي , استراتژي زمان بندي شده اسرائيل به شمار مي آيد . (5 )
همواره منابع آبي و زمين براي اسرائيل به عنوان ابزار استراتژيك بوده است و ادامه حيات آن درگرو بدست آوردن آب و زمين بيشتر است . زمين , آب , نيروي انساني و امنيت چهار عامل اساسي در مناقشات اعراب و اسرائيل مي باشد. اسرائيل حوزه رود اردن و ليطاني را به سه دليل عمده , مركز ثقل امنيتي خود به شمار آورده است :
1 ـ وجود منابع آب رودهاي اردن و ليطاني كه سيطره بر آنها موجب سهولت در دفاع از اسرائيل مي شود.
2 ـ اهميت نظامي و استراتژيك اين منطقه براي اسرائيل , تسلط بر تمام منابع آبي است كه يكي از اهداف بلندمدت اسرائيل را تشكيل مي دهد.
3 ـ مناسب بودن زمينهاي لبنان براي كشاورزي
به عقيده برخي كارشناسان , آب يكي از متغيرهاي تاثيرگذار در روابط بين اعراب و اسرائيل و فرايند صلح خاورميانه مي باشد. عقب نشيني اسرائيل به مرزهاي 1967 موجب از دست دادن حدود 700 ميليون مترمكعب آب مي شود كه از مناطق اشغالي بدست مي آورد . در صورتي كه اسرائيل مناطق اشغالي غرب اردن را به فلسطيني ها و بلنديهاي جولان را به سوريه بازگرداند بيش از 60 درصد منابع آبي خود را از دست خواهد داد. يكي از دلايل مخالفت برخي از جناحها در اسرائيل نسبت به واگذاري اين مناطق به صاحبان اصلي آن كه در جنگ شش روزه به اشغال اسرائيل درآمد , در واقع توجه به اين ملاحظه استراتژيك است .
با مروري كوتاه بر مطالب عنوان شده , روشن مي شود كه آب اهميت حياتي براي اسرائيل دارد و اين كشور شديدا با كمبود آب مواجه است . از طرفي اين كشور منابع آبي مناطق اشغال شده را به سرعت مورد استفاده قرار مي دهد و در واقع حيات اسرائيل به آبهاي مناطق اشغالي وابسته است . به اين جهت اسرائيل به هيچ وجه حاضر نيست منابع آبي مناطق اشغالي را از دست دهد. مركز مطالعات استراتژيك دانشگاه تل آويو در سال 1370 تاكيد نموده است كه :
اسرائيل در صورت عقب نشيني از اراضي اشغالي بايد تسلط خود را بر منابع آبي اين منطقه حفظ كند.
براي مثال اسرائيل براي اجراي قطعنامه 425 شوراي امنيت , پنج شرط اعلام كرد كه يكي از آنها امضا معاهده اي درباره آب براي مقابله با بحران كم آبي اين كشور بوده است . بنابراين اسرائيل به هيچ وجه حاضر نيست منابع آبي مناطق اشغالي را از دست بدهد مگر آنكه به منابع آبي مطمئن تر و ارزان تر دست يابد. هر نوع تهديد منابع آبي مورد استفاده اسرائيل در مناطق اشغالي منجر به جنگ خواهد شد. اسحاق شامير , از مقامات رژيم صهيونيستي اسرائيل « بحران آب را جرقه جنگ آينده يهوديان و همسايگانشان » خوانده است .
پاورقي :
1 ـ آمارهاي مربوط به اين مبحث از منابع زير اخذ شده است :
الف ـ گزارش موسسه مطالعات استراتژيك لندن , آب , امنيت و خاورميانه , ترجمه پيروز ايزدي , تهران , پژوهشكده علوم دفاعي استراتژيك دانشگاه امام حسين (ع ) 1370
ب ـ غلامحسين نهازي , بحران آب در خاورميانه , فصلنامه مطالعات خاورميانه , سال سوم , شماره 1 1375
ج ـ مهندسين مشاور ليمتد. بررسي بخش آب در اسرائيل : دستاوردهاي گذشته و مشكلات كنوني , تل آويو , آذر 1369 ترجمه عربي از مهندس ماجد داود. ترجمه فارسي موسسه تحقيقات و پژوهشهاي سياسي علمي (ندا).
2 ـ قابل ذكر است كه در بودجه سال 1998 كه با كشمكشهاي بسيار بين احزاب ائتلافي دولت به تصويب رسيد يكي از درخواستهاي حزب اسرائيل بعاليا اين بود كه مبلغي جهت جداكردن لوله هاي آب آشاميدني يهوديان از فلسطينيها در كرانه باختري اختصاص داده شود و پس از قبول آن توسط نتانياهو بود كه اين حزب به بودجه 1998 راي داد .
3 ـ غلامحسين نهازي , بحران آب در خاورميانه . فصلنامه مطالعات خاورميانه . سال دوم شماره 1 , 1375 , ص 200 ـ 199
4 ـ همان . ص 200
5 ـ همان . ص 200
بن گوريون اولين نخست وزير اسرائيل : رودخانه ليطاني در خاك لبنان بايد مرزهاي شمالي اسرائيل قرار گيرد!
دستيابي به منطقه پرآب جنوب لبنان از جمله دلائل حمله نظامي صهيونيستها به اين منطقه و تصرف بيست و چندساله آن بوده است
وزير كشاورزي اسرائيل : هرگونه راه حلي كه كنترل مداوم اسرائيل بر منابع آبي كرانه باختري را در برنداشته باشد مردود است
رژيم صهيونيستي 40 ميليون مترمكعب از آب مورد ناز خود را از منطقه اشغالي جولان تامين مي كند