بسم الله الرحمن الرحيم
امنيت ملي , با سياست خارجي رابطه اي تنگاتنگ دارد.
قوت سياست خارجي هر كشوري , ميزان ضريب امنيت ملي آن
كشور را بالا مي برد و ضعف آن نيز موجب پائين آمدن ضريب
امنيت ملي مي شود.
درست است كه نفس سياستگذاري و اتخاذ مواضع
قدرتمندانه و عزتمدارانه در تقويت سياست خارجي نقش
مهمي دارد ولي همانطور كه در اولين قسمت از اين سلسله مقاله
اشاره كرديم , تاثير مجريان سياست خارجي در اين زمينه را
نبايد ناديده گرفت . مسئولان وزارتخارجه , علاوه بر نقش
اجرائي كه بسيار با اهميت است , در تصميم سازي نيز سهم
عمده اي دارند و همين دو نقش موثر , سهم آنها را در تامين
امنيت ملي بالا مي برد.
وزارتخارجه كشور ما آيا توانسته است نقش قابل قبولي در
تامين امنيت ملي كشور ايفا كند يا نه
پاسخ اينست كه دوران بعد از پيروزي انقلاب اسلامي را
بايد از اين نقطه نظر به دو بخش كاملا متمايز تقسيم نمود. بخش
اول مربوط است به زماني كه وزارتخارجه با سياست تهاجمي و
طلبكارانه با قدرتهاي سلطه گر و استكباري برخورد مي كرد و
بخش دوم به دوران انفعال و برخورد بدهكارانه با اين قدرتها
مربوط مي شود. در بخش اول , بي ترديد وزارت امورخارجه
كشورمان نقش قابل قبولي در تامين امنيت ملي كشور ايفا كرد
ولي در دوران دوم كه اكنون نيز ادامه دارد , بهيچوجه چنين
نقشي نداشته و متاسفانه در اين زمينه كارنامه اي منفي
دارد.
اين , خاصيت سياست انفعالي است كه دشمن را طلبكار
مي كند , اردوگاه خودي را دچار تزلزل مي نمايد و مطالبات طرف
مقابل را افزايش مي دهد. اين نكته بسيار اساسي و عميق حضرت
امام خميني رضوان الله تعالي عليه را هيچگاه نبايد از ياد ببريم
كه مي فرمودند هر يك قدم كه شما عقب نشيني كنيد , دشمن دو
قدم پيشروي خواهد كرد. اين , يك واقعيت است كه در همين
سالهاي اخير به روشني آنرا در صحنه سياست خارجي و در
تعامل با آمريكا و اروپا بويژه در مسائل افغانستان و عراق و
انرژي اتمي دريافته ايم .
علاوه بر فرصت هاي مهمي كه در مورد افغانستان و عراق از
دست داده ايم , هنگامي كه آمريكا درصدد لشكركشي به اين دو
كشور برآمد , برخورد ما با اين اقدام آمريكا منفعلانه و حتي
همراه با تعامل بود. كساني كه اهل ارزيابي هاي تند هستند از تعبير
تعامل نيز فراتر مي روند و تعبير « تعاون » را بكار مي برند كه اگر
چنين باشد « تعاون بر اثم وعدوان » است و بطور طبيعي اثر
وضعي منفي دارد.
بازنگري اين سياست و تجديدنظر اساسي در آن و برآورد
هزينه سنگين اين فرصت سوزي و تبديل كردن آن به تهديد ,
وظيفه مهمي است كه بر عهده صاحبنظران سياست خارجي و
امنيت ملي است . اگر اين ارزيابي صورت بگيرد , مشخص خواهد
شد كه سهم وزارتخارجه در اين زمينه چقدر است و براي
جبران خسارت سنگيني كه كشور از رهگذر سياست منفعلانه
متحمل شده چه هزينه گزافي بايد پرداخت . بي ترديد , حضور
عناصري با افكار غيرانقلابي , سازشكارانه و تسليم طلبانه در برابر
قدرتهاي سلطه گر و حتي اقمار و مهره هاي منطقه اي آنها , در
پست هاي كليد وزارتخارجه و سفارتخانه ها و نمايندگي هاي
سياسي خارج از كشور در پديد آمدن چنين وضعيت خسارتباري
موثر بوده است . قطعا در پيش گرفتن سياست منفعلانه بجاي
سياست تهاجمي , به بيرون از وزارتخارجه نيز مربوط مي شود
لكن نقش كارساز مسئولان وزارتخارجه در تصميم سازي و
اجرا را نمي توان ناديده گرفت و به همين جهت , نقش اول را
همواره در قوت ها و ضعف ها بايد در عملكردهاي مسئولان اين
وزارتخارجه جستجو كرد.
برخورد غيراصولي با موضوع رابطه با مصر نيز از موارد
خسارت باري است كه به امنيت ملي ما لطمه وارد كرده است .
فرمان حضرت امام در ارديبهشت سال 1358 به وزارت
امورخارجه براي قطع رابطه با دولت مصر بخاطر امضا قرارداد
ننگين كمپ ديويد توسط انورسادات خائن با رژيم صهيونيستي ,
يك فرمان تاريخي با نگاهي عميق و استراتژيك به مصالح امت
اسلامي و منافع ملي ملت ايران بود. آن فرمان , رژيم كمپ
ديويدي مصر را منزوي ساخت و انقلاب اسلامي ايران را در
اعماق قلب هاي يك ميليارد مسلمان جاي داد. تلاش مستمر
وزارت امورخارجه كشورمان در زمان تصدي دو وزير خارجه
اخير براي شكستن اين فرمان و از سرگيري رابطه با رژيم قاهره
بدون آنكه آن رژيم از موضع كمپ ديويدي خود تنازل كند , يك
انحراف شديد سياسي بود كه سال گذشته به رسوائي بزرگ تلاش
نافرجام براي تغيير نام خيابان شهيد خالد اسلامبولي در تهران
انجاميد و علاوه بر زير سوال رفتن شوراي شهر تهران و وزارت
امورخارجه , ضربه هاي سختي به اعتبار انقلابي كشور در سطح
جهان اسلام و افكار عمومي جهان وارد ساخت و البته رژيم
مصر همچنان در موضع فرعوني خود باقي ماند و حتي حاضر
نشد پرچم ننگين شاهي را از روي قبر شاه معدوم بردارد و يا در
زمينه دادن ويزا به بيوه شاه منفور و دارودسته او براي برگزاري
مراسم سالگرد وي كه همين روزهاست كوتاه بيايد. طرفه اينكه
درست درهمين شرايط , وزيرخارجه ما به قاهره مي رود تا در
اجلاسي شركت كند كه در مورد عراق است و به كشورهاي
همجوار عراق مربوط مي شود و معلوم نيست چرا چنين اجلاسي
بايد در مصر كه فاصله زيادي تا عراق دارد برگزار شود
احوالپرسي از حال مبارك فرعون مصر نيز اقدام ديگري بود كه
به توصيه وزارتخارجه و قبل از سفر وزير خارجه به قاهره
صورت گرفته بود و لابد از شگردهاي دنياي جديد سياست در
تعامل با خصم است و در چارچوب رودربايستي عزت با
مصلحت مي گنجد! ماجراي انرژي اتمي نيز داستان شگفت انگيز
ديگري دارد كه فردا به آن اشاره اي خواهيم داشت .
ادامه دارد

|