
بشريت , سرگردان و مردد بر سر دوراهي اخلاق جنسي
برخاسته از « رهبانيت » و « لجام گسيختگي » , به راه سوم
مي انديشد. راهي كه نه بسان رهبانيت مسيحي به محدوديت و
ترك غريزه جنسي ترغيب نمايد , و نه لجام گسيختگي در
بهره برداري هاي جنسي توسط دنياي غرب را تجويز كند. بلكه
ديدگاهي را مطرح مي نمايد كه با خلقت و سرشت انسان
همخوان و منطبق مي باشد و او را به همان مقصدي مي رساند
كه سلامت و سعادتش را با نگرش صحيح و بهره وري شايسته
از غريزه جنسي رقم مي زند.
رهبانيت مسيحي ـ كه از بدعت گزاري و تحريف سران
كليسا در تعاليم اوليه و اصيل حضرت مسيح عليه السلام به
وجود آمد ـ در بهره برداري از غريزه جنسي , بيراهه « تفريط » را
مي پيمايد و با ديدگاهي بسيار ضيق و تنگ به اين موضوع
مي نگرد و به پرهيز و اجتناب و تارك دنياشدن و در بيغوله هاي
كليسا به عنوان كشيش و راهبه عمر را بدون تشكيل خانواده و
استفاده از غريزه جنسي سپري كردن , ترغيب
مي نمايد.
آزادي جنسي و لجام گسيختگي در بهره برداري از غريزه
جنسي ـ كه از ديدگاههاي برخي از دانشمندان غربي همچون
« فرويد » و « برتراندراسل » مايه مي گيرد ـ هيچ معيار شرعي و
عقلي و قانوني براي استفاده از اين غريزه در حد و اندازه
مطلوب و با رعايت ارزشها و هنجارهاي الهي و عقلي را
نمي پذيرد و ايجاد روابط نامشروع بين دختران و پسران
ومردان و زنان همسردار و صاحب فرزند را نيز به سهولت
تجويز مي نمايد و لاقيدي و افسارگسيختگي و فساد و هرزگي و
زنارا به عنوان آخرين ديدگاه و دستاورد علمي ! فراراه بشر قرار
مي دهد.
آزادي منحط جنسي در جلوه هاي مختلف با آثار و
پي آمدهاي ضدعلم و ضددين و عقل همچون همجنس گرايي و
عواقب خطرناك آنها كه بيماري مهلك و كشنده « ايدز » يكي از
موارد آن مي باشد , نتيجه اين ديدگاههاي منفعت جويانه و
مرتبط با دنياي سياست ! و اقتصاد! مي باشد.
در برابر اين ديدگاه كه به « افراط » مي رود , و نيز در برابر
ديدگاه رهبانيت كه به « تفريط » مي گرايد , ديدگاه و راه سومي
وجود دارد كه به « اعتدال » گام مي سپرد و آن ديدگاه « اسلام »
است .
آموزه هاي اسلام , تمايلات جنسي را يكي از ابعاد و انواع
نيازهاي طبيعي انسان معرفي مي كند و معتقد است نبايد اين
نياز را سركوب نمود و بشر را از بهره برداري از آن باز داشت .
از ديدگاه تعاليم و قوانين حياتبخش اسلام , « غريزه
جنسي » يكي از نعمت هاي بزرگ خداوند متعال محسوب
مي شود كه با تدابير حكيمانه اش در وجود انسان تعبيه كرده
است تا در كنار ساير نعمتهايي كه آفريده و در اختيار بشر قرار
داده است , زندگي كامل انسان در ابعاد مختلف شكل بگيرد و از
طرفي ديگر به اين وسيله , نسل بشر تداوم يابد. اين نعمت
الهي , در سنين « بلوغ » به ظهور مي رسد و فعاليت خود را آغاز
مي نمايد. اين ظهور و فعليت , به مرور انسان به بلوغ رسيده را
براي تشكيل « خانواده » آماده و مهيا مي سازد.
« ازدواج » راه مشروع و طبيعي و معقولي است كه اسلام
براي بهره وري از « غريزه جنسي » وضع كرده است و همه
انسانها را به استفاده از اين راه شرعي و قانوني براي تحقق
لذت جنسي سالم با تشكيل خانواده اي كه عشق و محبت و
صداقت و اخلاص و پاكي از ديگر عناصر مهم و تشكيل دهنده
آن محسوب مي شود , دعوت كرده است .
ارضاي جنسي از راه حلال و مشروع و به وسيله ازدواج ,
همه بيراهه هاي تباهي آفرين را كه به فساد و آزادي
لجام گسيخته جنسي مي انجامد , مسدود مي سازد و هر عملكرد
غيرطبيعي و خلاف عقل و خرد سالم را محكوم
مي نمايد.
ضرورت بهره برداري صحيح از غريزه جنسي , راه اعتدالي
است كه اسلام در برابر بي بندوباري هاي جنسي مطرح
مي نمايد.
اسلام با ارائه راه « اعتدال » , اهداف ذيل را دنبال
مي نمايد :
1 ـ بهره برداري صحيح از غريزه جنسي بدون گرايش به
« تفريط » ناشي ازديدگاه خلاف فطرت بشر كه از جانب
تعليمات تحريف شده مسيحيت ترويج مي گردد. همچنين نفي
« افراط » و « هرج و مرج » و « آزادي مطلق جنسي » در استفاده از
اين غريزه كه توسط غرب رواج داده مي شود.
خداوند متعال در قرآن كريم درباره ارتباط مشروع و
برخاسته از سرشت و خلقت زن و مرد , چنين مي فرمايد :
« و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و
جعل لكم موده و رحمه ان في ذلك لايات لقوم يتفكرون » (1 )
« و يكي از آيات و نشانه هاي خداوند اين است كه براي
شما از جنس خود شما همسراني آفريد تا بسوي هم تمايل
ورزيد و به آرامش برسيد , و بين شما مودت و رحمت قرار داد ,
و در اين امور , آيت ها و نشانه هايي از عظمت و محبت الهي
براي مردمي كه تفكر مي كنند , وجود دارد. »
اين آيه شريفه به فلسفه وجود غريزه جنسي و همسرگزيني
و آثار ارزشمند آن اشاره مي نمايد. از طرفي به وجود
گرايش هاي جنسي در زن و مرد كه وسيله نزديكي آنها به هم
مي شود اشارت دارد و از سوي ديگر به آرامش ناشي از
جنبه هاي ارضاي « روحي » و « جنسي » توجه مي دهد , و از
طرف ديگر به مودت و رحمت ناشي از اين پيوند كه اساس و
بنيان خانواده و علاقه و عشق زن و مرد نسبت به هم و توجه و
رحمت و رافت آنان در تربيت و پرورش فرزندان را پي
مي ريزد , اشاره مي نمايد.
صاحب تفسير گرانقدر « الميزان » مرحوم علامه طباطبايي
در تفسير و تبيين اين آيه شريفه چنين مي فرمايد :
« ... كلمه « مودت » تقريبا به معناي محبتي است كه اثرش
در مقام عمل ظاهر باشد , در نتيجه نسبت مودت به محبت ,
نسبت خضوع است به خشوع , چون خضوع نيز آن خشوعي را
گويند كه در مقام عمل هم اثرش هويدا شود , به خلاف خشوع
كه به معناي نوعي تاثر نفساني است كه از مشاهده عظمت و
كبريايي در دل پديد مي آيد.
و اما « رحمت » به معناي نوعي تاثير نفساني است كه از
مشاهده محروميت محرومي كه كمالي را ندارد , و يا احتياج به
رفع نقيصه خود دارد , در دل پديد مي آيد , و صاحبدل را وادار
مي كند به اين كه در مقام برآيد و او را از محروميت نجات داده
نقيصه اش را رفع كند.
يكي از روشن ترين جلوه گاه و موارد خودنمايي مودت و
رحمت , جامعه كوچك خانوادگي است , چون زن و شوهر در
محبت و مودت ملازم يكديگرند , و اين دو با هم و مخصوصا
زن . فرزندان كوچكتر را رحمت مي كنند , چون در آنها ضعف و
عجز مشاهده مي كنند و مي بينند كه طفل صغيرشان نمي تواند
حوائج ضروري زندگي خود را تامين كند , لذا آن محبت و
مودت وادارشان مي كند به اين كه در حفظ , حراست , تغذيه ,
لباس , منزل و تربيت او بكوشند , و اگر اين رحمت نبود , نسل
به كلي منقطع مي شد و هرگز نوع بشر دوام نمي يافت . » (2 )
در انتهاي آيه , حضرت پروردگار , اين جلوه هاي عظمت
در خلقت و مهر و محبت خود به زن و مرد را آيات و نشانه ها و
دلايل روشن و آشكاري مي داند براي انسانهايي كه انديشه و
تفكر مي ورزند و در اين شگفتي ها و زيبايي هاي الهي كه سراسر
حكمت و علم و قدرت و احاطه است , دقت و ژرف نگري روا
مي دارند تا از اين طريق هم به خالق يكتا ايمان بياورند و از
فرامين و دستوراتش تبعيت كنند , و هم به فلسفه و آثار وجود
غريزه جنسي و ازدواج و بهره برداري از لذايذ حلال و مشروع
جسمي و روحي آن واقف و عامل گردند.
2 ـ هدف ديگر از ارائه راه « اعتدال » براي بهره برداري صحيح از
غريزه جنسي , صيانت از عفت و پاكدامني و مصون ماندن از
معصيت و گناه است .
آزادي جنسي غرب , عامل اوليه و نخستين تمام فسادها و
هرزگي ها و بي بندوباري هاي جنسي در جوامع غربي است .
ترديدي نيست كه اگر غريزه جنسي , رها و لجام گسيخته , و
خارج از چارچوب هاي « عقل » و « شرع » ـ كه با فطرت و
سرشت انسان انطباق كامل دارند ـ به بهره برداري برسند , همه
بنيان هاي اصيل خانواده فرومي ريزند و ارزشها و هنجارهاي
اخلاقي هتك مي شوند و حريم هاي عفاف و پاكي دريده
مي گردند و انسان ها همچون حيوانات ـ كه از عقل و خرد
بي بهره اند و فاقد قواي تشخيص بين پاكي و گناه و خوب و بد
و خير و شر و صلاح و فساد مي باشند ـ اسير و برده « شهوت »
مي شوند و در منجلاب هاي بي هويتي و پوچ گرايي و
حقيقت گريزي سقوط مي نمايند. اين نوع نگرش و عملكرد
درباره غريزه جنسي , آنچنان وقيحانه و ضدفطرت و طبيعت
انساني است كه حتي در دنياي غرب كه مهد اين نوع تفكر و
عملكرد مي باشد , انديشمندان منصف غربي و خانواده هاي
خواهان آرامش و عفاف را به فرياد و خروش عليه بنيان گذاران
و طرفداران تفكر « آزادي مطلق جنسي » واداشته است .
از ديدگاه اسلام همان گونه كه سركوب غرايز جنسي و ترك
ازدواج , غلط و زيانمند مي باشد , آزادي لجام گسيخته جنسي
نيز به شيوع فساد و بي بندوباري و تباهي و معاصي مي انجامد.
در نقطه مقابل , ازدواج باعث مي شود كه غريزه جنسي به
صورت « متعادل » به بهره برداري برسد و دختران و پسران و
زنان و مردان با تشكيل خانواده و استفاده از همسر شرعي و
قانوني خود , از فساد و هرزگي و بي بندوباري و آثار زيانمند
جسمي و روحي آنها مصون و محفوظ بمانند.
3 ـ تامين امنيت اجتماعي , يكي ديگر از آثار ارزشمند ازدواج
به عنوان راه تعادل در بهره وري از غريزه جنسي محسوب
مي شود.
در جامعه انساني , بسياري از فسادها , بي بندوباري ها ,
هرزه گردي ها , ايجاد مزاحمت ها , ناامني ها , تعدي و تجاوزات ,
و قتل و جنايت ها از به تاخيرافتادن ازدواج ها و بالارفتن
تدريجي فاصله زماني براي تشكيل خانواده به وجود مي آيد.
قصور و تسامح در تسهيل زمينه ها و شرايط ازدواج
جوانان , بيراهه هاي بهره برداري ناشايست از غريزه جنسي
رامي گشايد و همين امر موجب بروز و ظهور جلوه هاي مختلف
فساد و فحشا در جامعه مي گردد.
اگر ازدواج ها آسان تر شود و جوانها راههاي نيل به
بهره برداري مشروع از غريزه جنسي را صاف و هموار بيابند و
به تشكيل خانواده اهتمام ورزند , همه امور در مجاري طبيعي و
فطري خود به گردش درمي آيد و در نتيجه هم نعمت غريزه
جنسي به استفاده صحيح و خداپسندانه مي رسد , هم
كانون هاي گرم و محبت خيز خانواده تشكيل مي شود و
آرامش هاي روحي و رواني ناشي از آن تحقق مي يابد , و هم
فساد و فحشا و ساير طغيان ها و ناامني هاي اجتماعي ناشي از
تاخير در ازدواج , مرتفع مي گردد و سلامت و امنيت اجتماعي ـ
كه يك نياز حياتي و بنيادين براي هر كشور و ملتي به شمار
مي رود و بدون وجود آن , هرج و مرج و بزهكاري و تباهي و
ناامني لحظات زندگي را براي همگان تلخ و ناگوار مي سازد ـ در
سراسر جامعه تامين مي شود.
4 ـ يكي از عوامل مهم و زيربنايي تداوم « حيات » و « بقا » در كره
زمين , « توليد » و « تكثير » نسل مي باشد.
توليد و تكثير نسل بشر بايد به نحو صحيح و براساس
قوانين و معيارهاي مبتني بر شرع و عقل تداوم يابد. اين روش
صحيح و مولود قوانين اسلام و منطبق با فطرت و عقل و خرد
بشر , در پرتو « ازدواج » تحقق مي يابد.
طبيعي است كه چنانچه دستورالعمل دقيق شرعي و عقلي
در موضوع حياتي توليد و تكثير نسل بشر به اجرا و عمل در
نيايد , با مشكل و معضل بزرگي كه هم اكنون در بسياري از
كشورهاي غربي رخ نموده است , مواجه خواهيم بود.
در ممالك و جوامع مزبور , همان طور كه در رسانه ها و
مطبوعات و اظهارنظرهاي انديشمندان دنياي غرب مطرح
مي باشد , « فرزندان بدون هويت » كه از رابطه هاي نامشروع
دختران و پسران جوان به وجود آمده است , از معضلات بزرگ
جوامع غربي محسوب مي شود. برخي از آمارها نشان مي دهد
كه در مدت « يك سال » بيش از « دويست هزار » طفل غيرقانوني
كه مولود « زنا » بوده اند , در يكي از كشورهاي غربي به دنيا
آمده اند. همچنين آمار كورتاژ غيرقانوني به « يك ميليون » در
سال مي رسد . (3 ) اين گونه توليد نسل و در كنار آن اينگونه
« نسل كشي » ـ كه به صورت قانوني ! و غيرقانوني ! شيوع دارد ـ
مولود آزادي لجام گسيخته غربي و فرار و گريز از « ازدواج » به
عنوان يك روش و راه حل معقول و انساني و خداپسندانه براي
بهره برداري صحيح از « غريزه جنسي » است .
اگر زن و مرد به وسيله « ازدواج » و تشكيل كانون پاك و
پرمهر و محبت خيز « خانواده » به يكديگر نزديك شوند و پيوند
و ارتباط زناشويي برقرار كنند , توليد و تكثير نسل بشر به نحو
صحيح و با تحقق تمام جلوه هاي سلامت و بهداشت « جسمي »
و « روحي » , تداوم مي يابد.
آنچه از نظر گذشت , ديدگاه اسلام را در بهره برداري از
« غريزه جنسي » از راه و روش طبيعي و منطبق با طبيعت و
فطرت انسان كه عبارت است از حركت در مسير پاسخگويي به
جاذبه ها و كشش هاي دروني و سرشتي زن و مرد به وسيله
« ازدواج » و تشكيل كانون محبت خيز « خانواده » , تبيين نمود.
اين راه كه « اعتدال جنسي » در برابر « آزادي مطلق و بي بندوبار
جنسي » مي باشد , هدايت كننده بشر به سعادت و امنيت و
آرامش و بنيان گذار جامعه اي سالم و پاك و پرنشاط و بالنده
است .
پي نوشت ها :
1 ـ قرآن كريم , سوره روم , آيه 21
2 ـ تفسير « الميزان » , علامه طباطبايي . ج 31 , ص 267 و
268
3 ـ غرب بيمار است , ص 109 و 110
« اسلام » نه بسان رهبانيت مسيحي به محدوديت
شديد و ترك غريزه جنسي ترغيب مي نمايد , و نه
لجام گسيختگي و آزادي مطلق در بهره برداري هاي
جنسي توسط دنياي غرب را تجويز مي كند. بلكه راه
سومي را ارائه مي نمايد كه با خلقت و سرشت انسان
همخوان و منطبق مي باشد و او را به همان مقصدي
مي رساند كه سلامت و سعادتش را با نگرش صحيح و
بهره وري شايسته از غريزه جنسي رقم
مي زند.
اگر ازدواج ها آسان تر شود و جوانان به اين امر
بيشتر راغب گردند , همه امور در مجاري طبيعي و
فطري به گردش در مي آيد و در نتيجه هم نعمت
غريزه جنسي به استفاده صحيح و خداپسندانه
مي رسد , هم كانون هاي محبت خيز خانواده تشكيل
مي شود و آرامش روحي و رواني ناشي از آن
تحقق مي يابد , و هم فساد و فحشا و طغيان ها و
ناامني هاي اجتماعي ناشي از تاخير در ازدواج
مرتفع مي گردد و سلامت و امنيت اجتماعي كه يك
نياز حياتي و بنيادين براي هر كشور و ملت است
تامين مي شود.
بهره وري صحيح از غريزه جنسي به عنوان يكي
از نعمت هاي الهي , حفظ حريم هاي عفاف و
پاكدامني , رشد ارزشها و هنجارهاي اخلاقي ,
تامين امنيت اجتماعي با كاهش فساد و تباهي , و
توليد و تكثير صحيح « نسل » براساس معيارهاي
شرعي و عقلي , از آثار ارزشمند راه و روش
« اعتدال جنسي » است كه ديدگاه اصيل اسلام
محسوب مي شود.

|