روزنامه جمهوري اسلامي 05/05/1383 صفحه سياسي

* حركت خزنده « ناتو » به شرق
انزواي جهاني صهيونيستها و حاميان آنها
حركت خزنده « ناتو » به شرق




« پيمان آتلانتيك شمالي » (ناتو) كه نيم قرن قبل بر روي زخمهاي جنگ جهاني دوم و با نگراني از گسترش كمونيسم و تهديد ارزشهاي غربي , از سوي كشورهاي اروپاي غربي , آمريكا و كانادا شكل گرفت , با فروپاشي بلوك شرق و در شرايطي كه ماهيت وجودي آن زير سووال رفته بود , به گسترش به سمت شرق همت گماشت .
اجلاس سران ناتو در اسلامبول كه كارشناسان از آن به عنوان اجلاسي براي تعيين سرنوشت چالشهاي فكري بين اروپا و آمريكا بر سر مفهوم امنيت و نحوه مبارزه با مجموعه تهديداتي كه « غرب » از سوي دنياي خارج احساس مي كند , ارزيابي دارند , در اين گزارش موضوع گسترش ناتو به سمت شرق به عنوان منطقه اي كه در تاسيس آن جبهه رقيب ناتو محسوب مي شد , بررسي شده است .
بررسي تحولاتي كه به گسترش ناتو در بعد از فرريختن ديوار برلين به وقوع پيوست , حاكيست كه اروپاي شرقي به يكباره با هيجان رهايي از نظام كمونيستي آغوش خود را براي فرهنگ و ارزشهاي غربي چنان باز نمود كه طوفان آن به پاك شدن خاكستر از روي اختلافات و مسائل ملي و قومي در اين بخش از قاره كهنه اروپا انجاميد.
« ناتو » كه در سال 1328 طي قراردادي با امضاي كشورهاي آمريكا , كانادا , ايتاليا , دانمارك , نروژ , پرتغال , انگلستان , فرانسه , بلژيك , هلند و لوكزامبورگ و ايسلند تاسيس شده بود , در سال 1331 با پيوستن تركيه و يونان در 1333 آلمان غربي , 1361 اسپانيا ( فقط در شاخه غيرنظامي ) تعداد اعضايش را به 16 كشور رساند .
در اين دوره كه تا سال 1370 و فروپاشي شوروي سابق و پايان دوره جنگ سرد ادامه داشت , ماموريت عمده « ناتو » مقابله با تهديدهاي بلوك شرق بود.
فروپاشي شوروي سابق وپايان جنگ سرد درسال 1368 كه با شكستن ديواربرلين نمود عيني و كامل يافت , با تاثيرگذاري در همه جنبه هاي سياسي و نظامي در جهان , پيمان « ناتو » را بيشتر متاثر كرد و رقيب اين غول نظامي را از ميان برداشت .
بعداز اين دوره كه از آن با عنوان پايان دوره « جنگ سرد » ياد مي شود , نه تنها پيمان « ورشو » به عنوان جبهه مقابل « ناتو » از هم پاشيد بلكه بيشتر كشورهاي بلوك شرق كه پيشتر عضو پيمان « ورشو » بودند به همگرايي با « ناتو » سوق يافته و درخواست عضويت در اين پيمان را دادند.
نظر به نقشي كه تحولات يوگسلاوي در شكل گيري روند گسترش ناتو به سمت شرق دارد , بررسي اين موضوع از تحولات يوگسلاوي بجا خواهد بود.
كشور يوگسلاوي در منطقه استراتژيك بالكان كه براي حفظ نظام سوسياليستي و تماميت ارضي خود مي كوشيد , به عنوان معضلي براي ناتو و غرب در منطقه باقي مانده بود كه به عقيده برخي كارشناسان , به تحريك غرب , خاكستر از روي آتش اختلافات ملي گرايي در اين كشور كنار زده شد و زمينه براي حضور ناتو و به عبارت بهتر قدرت نمايي آمريكا در منطقه فراهم شد.
اروپا عملا در قبال قتل عام هاي وحشتناك در بوسني توسط صربها دست و پا بسته نظاره گر مانده بود و چون سازمان ملل هم در خاموش كردن آتش يوگسلاوي ناتوان بود , در نهايت در سال 1374 نيروي ناتو در منطقه وارد عمل شد.
عمليات ناتو در بوسني كه به انعقاد قرارداد « دايتون » و تقسيم بوسني منجر شد , اعتبار و اهميت اين پيمان در سطح بين المللي را به ميزان قابل توجهي افزايش داد.
عمليات ناتو در يوگسلاوي اولين عمليات « خارج از حوزه » ناتو و در حقيقت اولين مشاركت درجنگ اين پيمان نيزبود.
در اين عمليات پيماني كه براي مقابله با كمونيسم شكل گرفته بود و در دوران جنگ سرد وظيفه بازدارنده انجام داد , در پايان جنگ سرد , در تقسيم كشور سوسياليستي « تيتو » به عنوان رهبري كه پرچمداران حركت غيرمتعهدهابود , بكار گرفته شد.
ناتو دراواخر سال 1374 براي اولين بار درتشكيل يك نيروي چند مليتي به نام « نيروي اجراي صلح » (آي . اف . او. آر) و در سال بعد نيز در تشكيل « نيروي ثبات » (اس . اف . او. آر) پيشقدم شد كه اين نيروها در بالكان و با مصوبات شوراي امنيت سازمان ملل تشكيل شدند.
بگفته ديگر , ناتو دربوسني به صورت نيروي ضربتي سازمان ملل عمل كرد ولي در سال 1378 براي خارج كردن نيروهاي صرب از كوزوو براي اولين بار بدون اقدام به اخذ مجوز از سازمان ملل دست به عمليات زد.
لازم به ذكر است در اجلاس عالي رم در سال 1370 فكر و ايده جديد راهبردي ناتو ترسيم شد و طي آن تاكيد گرديد كه موضوع دفاعي اروپا در چارچوب ناتو خواهد بود.
به رغم اين آمريكا و اروپا از همان اوايل دهه 1370 ديدگاهها و برداشتهاي متفاوتي از امنيت داشتند.
در آذرماه 1370 قرارداد « ماستريخت » از سوي سران كشورهاي جامعه اقتصادي اروپا به امضا رسيد كه با به اجرا در آمدن آن در دهم آبانماه سال 1372 « اتحاديه اروپا » شكل گرفت .
در اين قرارداد , كشورهاي اروپايي در خصوص « توسعه يك سياست دفاعي مشترك » به توافق رسيدند كه به مفهوم تشكيل نيروي امنيتي خاص اروپا بود.
برغم اين چالشها در ديدگاههاي آمريكا و اروپا , شوراي همكاري آتلانتيك شمالي به مرور زمان در راستاي تحولات ناشي از فروپاشي بلوك شرق به شوراي مشاركت (اروپاـ آتلانتيك ) تبديل شد.
در اين تحولات , قرارداد چارچوب مشاركت درصلح ناتو نيزدر ارديبهشت ماه 1376 از سوي 44 كشور به امضا رسيد .
اين كشورها عبارت بودند از اعضاي ناتو , اعضاي كشورهاي بلوك شرق سابق و كشورهاي قفقاز و آسياي مركزي .
هدف اين سند افزايش همكاري شفاف بين كشورهاي طرف قرارداد و تعميق و گسترش همكاريهاي امنيتي و مشورتها درچارچوب شوراي مشاركت اروپا ـ آتلانتيك عنوان شد و كشورهاي طرف قرارداد براي گسترش ارتباطات و روانسازي اطلاعات نمايندگيهايي در مقر ناتو در بروكسل گشودند.
در پي اين اقدامات سران ناتو در اجلاس 1376 خود در مادريد سياست توسعه ناتو را به تصويب رسانده و خواستار افزايش گفتگو با كشورهاي حوزه مديترانه و توسعه « هويت دفاعي و امنيتي اروپا » در داخل ناتو و گشايش فصل جديدي از روابط ناتو با روسيه شدند.
كشورهاي جمهوري چك , مجارستان و ناتو بنابه دعوت قبلي به پيمان پيوسته و جالب اينكه اين كشورها بيش از تمايل خود به همگرايي با اتحاديه اروپا به نزديكي و همكاري صميمي با آمريكا همت گماشتند.
نتيجه اين شد كه آمريكا اول بار در جنگ عراق از نيروهاي لهستان استفاده كرد.
ناتو درسال 1373 با پنج كشور حوزه درياي مديترانه (مصر , اردن , مراكش , تونس و موريتاني ) به اضافه رژيم صهيونيستي گفتگويي را تحت عنوان « ديالوگ مديترانه » آغاز كرد.
در آبان ماه سال 1374 , 15 كشور عضو اتحاديه اروپا و 11 كشور غيرعضو در اين اتحاديه و اسراييل واقع در كناره درياي مديترانه بيانيه اي را تحت عنوان بيانيه بارسلونا , در اين شهر به امضا رساندند.
اين بيانيه حاوي عناصري بود كه درچارچوب برنامه توسعه ناتو طرح ريزي شده بود.
در روند همگرايي كشورهاي اروپاي شرقي به ناتو نيز مشكلي ايجاد نشد ولي هر از چندگاه تنشهايي با روسيه مي شد كه اين تنش ها با امضاي سندي به نام سند تنظيم همكاريهاي امنيتي و روابط متقابل ناتو و روسيه در سال 1376 بين « خاوير سولانا » دبيركل وقت ناتو و « پريماكف » وزير خارجه وقت روسيه تا حدي مرتفع شد.
افزايش مناسبتهاي ناتو با كشورهاي تازه به استقلال رسيده آسياي مركزي و قفقاز كه به عنوان حيات خلوت روسيه محسوب مي شوند , ناراحتي محافل سياسي و خبري آن كشور را فراهم كرد و موجب افزايش حساسيت روسيه به مساله عضويت اوكراين در ناتو شد.
روابط اوكراين با ناتو به عنوان يك كشور قدرتمند كه بعداز روسيه ميراث دار قدرت نظامي اتحاد جماهير شوروي شده بود , در سال 1370 آغاز شد .
اوكراين ابتدا به عضويت شوراي همكاري آتلانتيك شمالي درآمد و سپس درسال 1373 در طرح مشاركت در صلح ناتو عضو شد و در سال 1376 نيز در بين موسسين شوراي مشاركت اروپا ـ آتلانتيك قرار گرفت .
ولي ناتو همواره درمناسبتهاي خود بااوكراين سعي كرده كه تناسب را رعايت كرده و ازحساس كردن بيشتر ناتو جلوگيري كند و از اين روست كه موضوع عضويت اين كشور در ناتو چندان بطور برجسته مطرح نمي شود.
به رغم اين , گسترش ناتو به سمت شرق ادامه يافت و در فروردين

ماه 1383 هفت كشور ديگر اروپاي شرقي و منطقه بالتيك به عضويت ناتو در آمدند و بدين ترتيب اعضاي ناتو در بهار 1383 به 26 كشور رسيد.
امروزه در منطقه بالكان فقط سه كشور آلباني , كرواسي و مقدونيه در انتظار عضويت در ناتو مانده اند.
تركيه به عنوان كشوري كه از نظر تعداد , بزرگترين ارتش بعد از آمريكا را در داخل پيمان دارد , از سياست گسترش ناتو به سمت شرق همواره حمايت كرده است .
تركيه به ويژه براي عضويت كشورهاي بالكان در ناتو تلاش كرد و با توجه به اينكه در اين سازمان تصميمات براساس اتفاق آرا اتخاذ مي شود , نظر هر كشور و در اين ميان تركيه در خصوص مساله گسترش ناتو حائز اهميت زيادي مي باشد.
يادآوري مي شود , مجلس تركيه در خرداد ماه گذشته با صدور بيانيه اي از عضويت سه كشور باقيمانده در حوزه بالكان در پيمان , اعلام حمايت كرد و بر لزوم پيگيري سياست درهاي باز در ناتو تاكيد نمود.
در تحليل نهايي با توجه به روند گسترش ناتو , مي توان گفت : اين پيمان در طرح توسعه خود بسيار موفق بوده و توانست اين سازمان را از يك سازمان اختصاصي به يك سازمان عمومي كه درهاي آن به روي كشورهاي متفاوتي باز است , تبديل كند.
ناتو در همين حال توانست با درك حساسيتهاي روسيه , رابطه بسيار ويژه اي با اين فدراسيون بزرگ ايجاد كند.
اكنون سووال اينست كه آيا توسعه ناتو با عضويت سه كشور ديگر باقيمانده در حوزه بالكان متوقف خواهد شد
آنچه مسلم است روند توسعه ناتو به سرعتي كه در دهه 1370 شاهد آن بوديم , نخواهد بود ولي شايد در شكلهاي متفاوتي ادامه يافته و چين و هندوستان نيز به نوعي راههاي مشاركت با اين پيمان را دنبال كنند.
كارشناسان مسائل سياسي اجلاس سران ناتو در اسلامبول را به عنوان فرصتي براي تعيين سرنوشت چالشهاي فكري بين اروپا و آمريكا بر سر مفهوم امنيت و نحوه مبارزه با مجموعه تهديدات ارزيابي كردند
پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) با فروپاشي بلوك شرق و در شرايطي كه ماهيت وجودي آن زير سئوال رفته بود , به گسترش به سمت شرق همت گماشت
تركيه به عنوان كشوري كه از نظر تعداد نفرات نظامي , بزرگترين ارتش بعداز آمريكا را در داخل ناتو دارد , از سياست گسترش ناتو به شرق همواره حمايت كرده است

انزواي جهاني صهيونيستها و حاميان آنها


طي دو هفته گذشته جهان شاهد چند رخداد مشابه ولي مهم در ارتباط با بحران فلسطين بود. در نخستين تحول , دادگاه لاهه با اكثريت مطلق آرا يعني با 14 راي مثبت در برابر يك راي منفي آمريكا , ساخت ديوار حايل توسط رژيم صهيونيستي در فلسطين اشغالي را غير قانوني خواند و نسبت به برچيدن آن تاكيد كرد. هر چند صهيونيستها بلافاصله , با پشت گرمي واشنگتن اين راي دادگاه لاهه را رد كردند و تاكيد نمودند به ساخت ديوار مذكور ادامه خواهند داد , با اينحال هيچ ترديد نيست اين اجماع جهاني ضربه سنگيني به صهيونيستها و به حامي دائمي آنها , آمريكا وارد ساخت . تلخي اين رخداد رامي شد از واكنش هاي عصبي و خشم آلود هم سران رژيم صهيونيستي و هم مقامات آمريكايي به وضوح دريافت . هنوز آثار اين تاديب جهاني عليه رژيم متجاوز و حاميان مغرور آنها ذايل نشده بود كه با تصويب قطعنامه مجمع عمومي سازمان ملل درباره ديوار حايل در روز چهارشنبه گذشته , اين رژيم متحمل ضربه ديگري شد . اين قطعنامه كه با 150 راي موافق , 6 راي مخالف و 10 راي ممتنع تصويب گرديد بر حكم ديوان بين المللي دادگستري لاهه مبني بر لزوم برچيدن ديوار حايل صحه گذاشت . اين قطعنامه نيز بلافاصله همچون صدها قطعنامه ديگر سازمان ملل از سوي رژيم صهيونيستي رد شد و به موازات آن مسئولان آمريكايي نيز از اين قطعنامه ضد اسرائيلي به انتقاد پرداختند. با اينحال رد اين قطعنامه نمي تواند تبعات آنرا از روي دوش رژيم صهيونيستي و حاميان آن بردارد. تحليل گران , آثار اين قطعنامه بر رژيم صهيونيستي را شديدتر از حكم ديوان لاهه ارزيابي كردند. عصبانيت شديد صهيونيستها به اين قطعنامه را بايد نشانه موثر بودن آن دانست . اين عصبانيت به حدي بود كه صهيونيستها را به دشنام گويي آشكار به اين سازمان بين المللي واداشت . در اين باره سفير رژيم صهيونيستي در ايتاليا , متعاقب تصويب قطعنامه مذكور سازمان ملل را « سيرك مضحك » خواند و اين مجمع را جايگاه كشورهاي ديكتاتور و كم فهم توصيف كرد. اين فشار بين المللي بر تل آويو و واشنگتن , با موضع گيري جداگانه از سوي اتحاديه اروپا كه نتايج نشست مجمع عمومي سازمان ملل و ديوان لاهه را مورد تائيد قرار داد , افزايش مضاعف يافت . در اين ميان اظهارات صريح خاوير سولانا رئيس كميسيون سياست خارجي اتحاديه اروپا در ديدار از فلسطين اشغالي و در حضور سيلوان شالوم وزير خارجه اسرائيل , داير بر غير قانوني بودن ديوار حايل بر بي اعتباري صهيونيستها افزود.
در اين ميان , هر چند هيچيك از مصوبه هاي ديوان لاهه و مجمع عمومي سازمان ملل ضمانت اجرايي ندارد با اينحال اين تحولات را بايد شكستي مفتضحانه و سرافكندگي غير قابل انكار براي اين رژيم و حاميان آمريكايي آن به حساب آورد كه بدون ترديد در آينده تبعات آن آشكار خواهد گرديد.
رژيم صهيونيستي در حالي بايد اين وضعيت ناخوشايند و انزواي كم سابقه را تحمل كند كه طي سالهاي اخير به شدت تلاش كرده بود با تمسك به حربه ها و ترفندهاي فريبنده همچون صلح طلبي , مبارزه با تروريسم و دفاع از لزوم استقرار دمكراسي در ميان فلسطيني ها , وجهه مثبت از خود در جان القا كند. اين مخمصه سياسي گريبانگير رژيم صهيونيستي شده و با ابعاد متفاوت متوجه آمريكا به عنوان حامي همه جانبه تل آويو , نيز گرديده است . به اين صورت كه كاخ سفيد تحت فشار لابي صهيونيست در طول سالهاي اخير به شدت تلاش داشته تا با بهره گيري از ابزارهاي قدرت خود در صحنه بين المللي , چهره اي موجه از اين رژيم در ذهن جهانيان ترسيم نمايد اما مصوبه هاي دادگاه بين المللي و مجمع عمومي , اين تلاشها را به شدت زير سئوال برد.
رخدادهاي اخير مفهوم ديگري نيز دربردارد و آن اينكه جهانيان رفته رفته حقوق ملت فلسطين را درك مي كنند و به صورت عادلانه تري به اين قضيه نگاه مي كنند. از اينرو به تحولات اخير بايد به ديد يك پيروزي براي ملت فلسطين نگريست .