ادعاي خشونت شديد عليه يك زن جوان در مترو حومه
شهري پاريس موسوم به « ار.او.ار » تمام محافل مطبوعاتي و
فرانسه را تحت تاثير قرار داد و بالاترين مسوولان سياسي
كشور را به واكنش واداشت .
خشونت ادعايي در مترو عليه يك زن جوان و نوزاد 13
ماهه وي از سوي شش جوان مهاجر سياه پوست و عرب تبار ,
كه در حضور حدود 20 تن از مسافران قطار صورت گرفت ,
خشم فرانسويان را برانگيخت و به مدت سه روز اين كشور را
در التهابي تمام عيار قرار داد.
اين ماجراي تاسف بار به عنوان حركتي « يهودستيزانه » و با
شدت هر چه تمام تراز سوي رسانه هاي گروهي و عالي ترين
مقام هاي سياسي فرانسه محكوم شد , چرا كه به ادعاي زن
جوان , مهاجمان وي را يهودي فرض كرده بودند.
« ماري » زن جوان 23 ساله اي كه با قطار شهري « ار . او . ار »
خط « دي » از مركز پاريس عازم حومه غربي اين شهر بود ,
سراسيمه خود را به مركز پليس منطقه « ول .دو.آز » رساند.
زن جوان به همراه نوزاد 13 ماهه اش , در حالي كه
مي گريست و ملتهب به نظر مي رسيد , با وضعيتي آشفته اعلام
كرد شش جوان سياه و عرب تبار به وي حمله كرده اند و با
خشونت هر چه تمام تر به ضرب وشتم وي پرداخته اند.
به گفته « ماري » مهاجمان پس از جست وجوي كيف دستي
وي و نگاه به مدارك شناسائي وي , به دليل سكونت در منطقه
يهودي نشين پاريس , وي را يهودي انگاشته و بر شدت اذيت
و آزار خود افزودند.
زن جوان با نشان دادن قسمتي از لباس خود كه با تيغ پاره
شده بود و همچنين بخش هايي از بدن خود كه با خودكار
علامت صليب شكسته نازي ها بر آن نقش بسته بود , مدعي شد
مهاجمان به بهانه يهودي بودن , وي را حدود 15 دقيقه مورد
ضرب و شتم و تهديد قرار دادند.
وي افزود : مهاجمان حتي به كودك وي نيز تعرض كردند و
نوزاد 13 ماهه را با حالتي خشونت بار از وي جدا و به كالسكه
پرتاب كردند.
نخستين خبر از اين حادثه « تكان دهنده » از سوي
خبرگزاري دولتي فرانسه « آ . اف . پ » در ساعت 19,42 روز
شنبه 20 تيرماه به اين شرح به تمام جهان مخابره شد : « منابع
پليس در منطقه « ول .دو.آز » در حومه پاريس اعلام كردند يك
زن جوان 23 ساله در قطار شهري حومه پاريس « ار . او . ار » خط
دي به شدت هر چه تمام تر از سوي شش مهاجم مورد تعرض
قرار گرفته است . از آنجا كه مهاجمان زن جوان را يهودي
انگاشته بودند , اقدام به ضرب و شتم , پاره كردن پيراهن و
كشيدن علامت صليب شكسته نازي ها بر بدن وي كردند.
اين رويداد كه ظاهرا در حضور شماري از مسافران قطار و
با بي تفاوتي آنان به وقوع پيوسته بود , به اندازه كافي براي
برانگيختن احساسات و افكار عمومي فرانسويان كافي به نظر
مي رسيد.
با اين همه تاكيد بر « يهودي انگاشتن » زن جوان از سوي
مهاجمان , اين حركت را به عنوان حركتي « يهودستيزانه » در
ميان رسانه ها و سياستمداران فرانسوي مطرح ساخت و بعدي
تبليغي و بسيار شديدي را در مظلوم نشان دادن يهوديان و
حمله غير مستقيم به جامعه مسلمانان اين كشور برانگيخت .
اين اقدام يك روز پس از سخنراني ژاك شيراك رييس
جمهوري فرانسه صورت مي گرفت كه در آن بر ضرورت مقابله
با حركت هاي نژاد پرستانه و يهودستيزانه در اين كشور تاكيد
شده بود.
با اين همه داستان به اينجا ختم نشد و پرده هاي ديگر اين
نمايش در نهايت به رسوايي تمام عيار براي رسانه ها و
سياستمداران فرانسوي انجاميد كه پر شتاب بر محمل تبليغاتي
نو يافته اي نشسته بودند.
واكنش سياستمداران فرانسوي كه با شتاب هر چه تمام تر
اين رويداد را محكوم و بر ضرورت مقابله با خشونت
ويهودستيزي در كشور تاكيد كرده بودند بسيار تند و قاطع و
حتي بي سابقه بود.
« دومينيك دو ويلپن » وزير كشور تنها ساعاتي پس از
تاييد اين خبر از سوي منابع پليس در ساعت 21,54 دقيقه
شنبه 20 تيرماه با صدور بيانيه اي حركت خشونت بار و
يهودستيزانه را با « شدت هر چه تمام تر » محكوم كرد.
كاخ رياست جمهوري فرانسه (اليزه ) نيز در ساعت
22,10 همان شب در اقدامي كه به ندرت به وقوع مي پيوندد
متن بيانيه ژاك شيراك رييس جمهوري كشور را در خصوص
حادثه خشونت در قطار شهري پاريس به تمامي مطبوعات و
رسانه هاي كشور و نمايندگي هاي بنگاه هاي خبري مقيم
فرانسه ارسال كرد.
در بيانيه « اليزه » آمده بود كه رييس جمهوري فرانسه از
خبر تعرض به يك زن جوان در قطار شهري « وحشت زده » شده
است .
اين بيانيه به نقل از شيراك از مقام هاي مسوول كشور
خواسته بود كه با تمام توان خود براي پيگيري مسئله و
شناسايي عوامل چنين رويداد نفرت انگيزي بكوشند و قانون
را با شدت هر چه تمام در خصوص معترضان به مورد اجرا
گذارند.
« ژان پير رافرن » نخست وزير نيز روز بعد در برابر
دوربين هاي تلويزيوني قرار گرفت و از شهروندان فرانسوي
خواست با حفظ همبستگي و يكپارچگي خود در برابر چنين
اقداماتي بايستند و در نهايت براي ريشه كن ساختن پديده
شوم خشونت و يهودستيزي در كشور بكوشند.
به دنبال واكنش شديد عالي ترين مقام هاي كشور ,
رسانه هاي فرانسه نيز همگي بدون استثنا , از روز دوشنبه 22
تيرماه مهمترين بخش هاي خبري و تحليل گزارش هاي خود را
به اين مسئله اختصاص دادند.
روزنامه ليبراسيون چاپ پاريس كه عنوان يكي از
پرخواننده ترين نشريات فرانسه را به همراه دارد به مدت سه
روز پياپي سرمقاله هاي اساسي خود را به بررسي پديده
خشونت و يهودستيزي در اين كشور اختصاص داد.
لوموند ديگر روزنامه مهم چاپ پاريس از بعد ديگري به
اين مسئله نگريست و با اشاره به سكوت وانفعال مسافران قطار
در برابر حادثه ادعايي مترو , اين رويداد را شرم و تحقير
فرانسويان خواند.
از سوي ديگر جامعه يهوديان فرانسه و نهادهايي چون
« كريف » يا مجمع سازمان هاي يهودي مقيم اين كشور , با بهره
برداري از موضوع تعرض ادعايي به زني كه يهودي تصور
مي شده است , در تلاش براي هر چه بزرگ تر كردن مسئله
برآمدند و با صدور بيانيه هاي متعددي خواستار مقابله با « يهود
ستيزي » در فرانسه شدند.
جو ملتهب و ناآرام رسانه اي و سياسي فرانسه كه افكار
عمومي اين كشور را به دليل تعرضي غير انساني به يك زن
بي دفاع در حضور فرزند خردسالش تحت تاثير قرار داده بود
سراسر فرانسه را در بر گرفته و خشم و انزجار عمومي را نسبت
به خشونت و عاملان چنين پديده اي برانگيخته بود.
چنين فضايي در وهله نخست نسبت به قرباني حادثه به
عنوان يك انسان بي دفاع و ستم ديده , ايجاد همبستگي و
همدردي عمومي كرده بود و در بعدي ديگر انگشت اتهام را
نسبت به مسببان چنين رويدادي كه مهاجماني « سياه پوست ,
عرب تبار و ضد يهود » بودند گرفته بود.
در حالي كه نفرت و انزجار عمومي نسبت به خشونت و به
اصطلاح « يهودستيزي » در فرانسه به اوج خود رسيده بود پرده
ديگري از اين نمايش گشوده شد و ناخواسته بر ادعاهاي پيشين
مطرح شده در رسانه ها خط بطلان كشيد.
در حالي كه افكار عمومي در فرانسه با التهاب و حساسيت
ويژه اي اخبار مربوط به خشونت عليه زن جوان را پيگيري
مي كردند , نيروهاي ويژه پليس و دادگستري فرانسه تحقيقات
گسترده اي را براي يافتن مهاجمان ناشناس آغاز كردند.
صدهاتن از نيروهاي ويژه پليس از روز دوشنبه 22 تيرماه
با حضور در محل ادعايي حادثه اقدام به پيگيري و تحقيق از
مسافران قطار و جست و جوي شاهدان احتمالي رويداد
تعرض به زن جوان برآمدند.
با اين وجود نه دوربين هاي مداربسته ايستگاه قطار مترو و
نه هيچ شاهدي گفته هاي زن جوان و حضور شش مهاجم با
مشخصات ياد شده را در ساعت وقوع حادثه تاييد نكردند.
روزنامه لوموند در شماره روز سه شنبه 23 تيرماه خود
براي نخستين بار و در لابلاي اخبار داخلي خود , از وجود
برخي نكات ابهام در مسئله تعرض ادعايي به زن جوان و نوزاد
وي خبر داد.
كارآگاهان پليس كه به عنوان پرونده اي ملي اقدام به
بررسي مسئله كرده بودند به تدريج به وجود برخي تناقضات در
سخنان « ماري » پي بردند.
تحقيقات گسترده نيروهاي پليس در منطقه نيز به شهادت
برخي اهالي محل درخصوص مشاهده زن جوان در محل
حادثه و در حالتي متفاوت با آنچه وي ادعا كرده بود , انجاميد.
سرانجام كارآگاهان پليس فرانسه بعدازظهر سه شنبه 23
تيرماه با حكم ويژه قضايي به محل اقامت « ماري » رفتند و وي
را براي اداي توضيحاتي به مركز پليس پاريس منتقل كردند.
زن جوان سرانجام در برابر پرسشهاي فني پليس ناگزير به
اعتراف شد و به نمايشي و دروغ بودن تمام ادعاهاي خود
اعتراف كرد.
« ماري » هدف از چنين اقدامي را جلب توجه ديگران
نسبت به خود و گريز از شرايط دشواري كه با آن دست به
گريبان بوده است , خواند.
بنا بر حكم مراجع قضايي , زن جوان به اتهام فريب پليس
و شهادت دروغ از روز سه شنبه 23 تيرماه در بازداشت قرار
دارد و تحقيقات بيش تر در مورد سلامت رواني وي همچنان
ادامه دارد.
داستان ادعايي « ماري » زن جواني كه با فريب پليس و
افكار عمومي , تمام كشور را ملتهب ساخت و احساسات
عمومي فرانسويان را برانگيخت , درس هاي تلخي را براي
رسانه ها و سياستمداران كشور در برداشته است .
امروزه اين پرسش در ميان شهروندان فرانسوي مطرح
است كه چگونه كشوري كه يكي از زبده ترين ادارات پليس
اروپا و جهان را در اختيار دارد اين چنين در برابر داستان
سرايي يك زن جوان فريب مي خورد و رويدادي ادعايي و
اثبات نشده به واقعه اي ملي مبدل مي شود
چرا سياستمداران و مسوولان عالي رتبه از رييس
جمهوري , نخست وزير و وزير كشور تا ديگر مقام هاي سياسي
و اجتماعي در برابر رويدادي كه هنوز درستي آن به اثبات
نرسيده است شديدترين واكنش ها را اتخاذ مي كنند و اعتبار و
هوشياري مديران سياسي كشور را به زير سئوال مي برند
در اين رويداد تلخ علاوه بر مظلوم نمايي جامعه يهوديان
فرانسه كه با تمام توان در بهره برداري تبليغاتي از حادثه
ادعايي كوشيدند , ساير شهروندان فرانسوي به شدت تحقير
شدند.
جامعه مسلمانان فرانسه كه بيش تر تبليغات دروغين
روزهاي پس از حادثه , مهاجمان ناشناس را منتسب به آنان
معرفي مي كردند , نخستين قرباني اين رويداد تلخ بودند.
حملات تلويحي و غير مستقيم , اما شديد عليه مسلمانان
در اين روزهابه بهانه مقابله با خشونت و يهودستيزي خاطرات
تلخي را براي مسلمانان فرانسوي رقم زد.
نكته كمتر گفته شده ديگر در اين رويداد اهانت به
شهروندان فرانسوي بوده است كه متهم به انفعال و بي تفاوتي
در برابر رويدادي تكان دهنده و خشونت آميز عليه زني جوان
بودند.
حادثه عجيب و تكان دهنده فريب سياستمداران و
رسانه هاي فرانسوي , پرسش مهم ديگري را مطرح مي كند كه
آيا افكار عمومي فرانسويان پيش تر در رويدادهاي مهم ديگري
كه هنوز كذب و نادرستي آن به اثبات نرسيده است , فريب
نخورده بودند
خبرگزاري جمهوري اسلامي
ادعاهاي دروغين و نمايشي كتك خوردن
يك زن يهودي فرانسوي از 6 جوان
سياه پوست عرب تبار , سه روز تمام محافل
مطبوعاتي و سياسي فرانسه را تحت تاثير قرار
داد و بالاترين مسئولان اين كشور را به واكنش
واداشت
جامعه يهوديان فرانسه با بهره برداري از
موضوع نمايشي كتك خوردن يك زن يهودي
از چند جوان سياه پوست عرب تبار در تلاش
براي بزرگنمائي حادثه برآمدند و با صدور
بيانيه هاي متعددي خواستار مقابله با
يهودستيزي شدند
امروز اين پرسش در ميان شهروندان
فرانسوي مطرح است كه چگونه كشوري كه يكي
از زبده ترين ادارات پليس اروپا و جهان را در
اختيار دارد , در برابر داستان سرايي دروغ يك
زن جوان فريب مي خورد و رويدادي ادعايي
و اثبات نشده به واقعه اي ملي مبدل مي شود

|
ارادت روساي جمهور آمريكا به صهيونيستها
|
نقش يهوديان در جامعه كنوني آمريكا بويژه نفوذ اين اقليت بر
ساختار سياسي , اقتصادي و رسانه اي اين كشور تا اندازه اي گسترده
شده است كه تمام روساي جمهوري آمريكا براي رسيدن به قدرت , به
ناچار مجبور به حمايت از اسرائيل هستند.
« ياسرابو شبانه » نويسنده كتاب نظم نوين جهاني , در گفت وگويي با
شبكه تلويزيوني « الجزيره » قطر , در مورد نقش يهوديان در جامعه
آمريكا گفت : اگر چه روساي جمهوري آمريكا هر يك در دوران رياست
جمهوري خود سياست هاي متفاوتي از يكديگر را اجرا مي كردند , اما
همگي آنها سياست مشتركي را در مورد حمايت از جامعه يهوديان
اسرائيل داشتند.
جانبداري از اسرائيل تنها به عنوان يك اصل در سياست خارجي
بشمار نمي رود , بلكه به گفته بسياري از روساي جمهوري اين كشور ,
روبط تل آويو و واشنگتن فراتر از يك رابطه سياسي است و آنچه كه اين
دو را به هم مرتبط سازد , پيوند عميق دوستي و برادري است .
اگرچه اكنون يهوديان بر بيشتر حوادث نظم نوين جهاني تسلط
دارند و يا دستكم از اين حوادث بهره برداري مي كنند , اما تاثير آنها در
جامعه كنوني آمريكا بيش از هرجاي ديگري است .
يهوديان از همان ابتدا كه در سرزمين آمريكا قدم گذاشتند سعي
كردند تا پايه هاي نفوذ خود را تقويت كنند , تا جايي كه آنان اكنون از
تاثيرگذارترين , بانفوذترين و ثروتمندترين قشر جامعه آمريكا بشمار
مي آيند.
ابوشبانه در ادامه افزود : مساله قابل توجه اين است كه يهوديان
آمريكا علاوه براينكه مراكز حساس قدرت و اقتصاد آمريكا را بعهده
دارند , رسانه هاي خبري مانند روزنامه ها , مراكز راديو و تلويزيون ,
دانشگاهها و حتي برخي مراكز تحقيقاتي را نيز زير كنترل خود
درآورده اند.
سلطه يهوديان بر شبكه هاي تلويزيوني نظير « سي .ان .ان » و « فاكس
نيوز » بهمراه روزنامه « واشنگتن پست » و « نيويورك تايمز » نشان دهنده
تاثيربي قيد و شرط آنان در ساختار رسانه اي آمريكا است .
اگرچه نمي توان به اين سئوال پاسخ روشني داد كه براستي آيا اين
روساي جمهوري آمريكا هستند كه از يهوديان حمايت مي كنند و يا
اينكه سازمانهاي صهيونيستي در به قدرت رسيدن اين افراد نقش
دارند , اما بصراحت مي توان گفت : تمامي روساي جمهوري آمريكا با
حمايت سازمانهاي يهودي و لابي صهيونيسم آمريكا برسركار آمدند و
آنها نيز از هيچگونه تلاشي براي خدمت به اسرائيل دريغ
نكردند.
« جيمي كارتر » رئيس جمهوري پيشين آمريكا در اسفندماه 1358
گفت : تمامي روساي جمهور آمريكا تلاش كردند تا روابط تل آويو و
واشنگتن فراتر از يك رابطه ساده باشد.
اين دو دولت از روابط بي نظيري در صحنه بين المللي برخوردار
هستند كه اين رابطه ريشه عميقي در باطن , اخلاق و اعتقادات مردم
آمريكا دارد.
كارتر معتقد است كه آمريكا و اسرائيل از جمله پيام آوراني هستند
كه ميراث تورات را بايكديگر تقسيم كردند.
« رونالد ريگان » كه چندي پيش در سن 93 سالگي فوت كرد , براين
باور بود كه اسرائيل جزيي از سياست استراتژيكي آمريكا بشمار مي آيد.
اين در حالي است كه « آندرسون » يكي از نامزدهاي سابق رياست
جمهوري آمريكا براي كسب حمايت يهوديان در يك اقدام بي سابقه به
تل آويو رفت و در حالي كه لباس يهوديان را برتن داشت , زماني را در
كنار مجسمه سليمان ( هيكل سليمان ) به گريه و زاري
پرداخت .
ابوشبانه خاطرنشان كرد كه يهوديان آمريكا در زمان رياست
جمهوري « هاريسون » توانستند رهبران يهودي انگليس را براي وادار
كردن كاخ سفيد به حمايت از يهوديان تحت فشار قرار دهند.
در تاريخ 1297 شمسي نامه اي به هاريسون رئيس جمهوري وقت
آمريكا نوشته شد كه 413 تن از سياستمداران آمريكا , اعضاي كنگره ,
قضات و كارمندان , اين نامه را كه مبني بر تاسيس سرزمين ملي يهود در
مناطق فلسطيني بود , مورد تاييد قرار دادند.
در زمان « وودرو ويلسون » نيز يهوديان توانستند نفوذ خود را بطور
جدي گسترش دهند.
در آن زمان يك خاخام يهودي به نام « استفان وايز » در نامه اي به
ويلسون از وي خواست تا با اعلاميه « بالفور » نخست وزير وقت انگليس
مبني بر تشكيل دولت يهود در فلسطين موافقت كند.
اين درحالي است كه ويلسون پيش از اعلاميه بالفور با تشكيل
دولت يهود در فلسطين موافق بود .
در 1296 شمسي « سرهنگ هاوس » يكي از مشاوران ويلسون در
نامه اي به وزارت خارجه انگليس حمايت ويلسون از اعلاميه بالفور را
مورد تاييد قرار داد.
به گفته ابوشبانه , از سوي ديگر سنا و كنگره آمريكا كه با اين طرح
موافق بودند در تيرماه 1301 شمسي در بيانيه اي موافقت خود را با
تشكيل دولت يهود در فلسطين اعلام كردند.
اما در زمان رياست جمهوري « روزولت » , امكان تسلط يهوديان بر
منابع اقتصادي و طبيعي آمريكا فراهم شد و در آن زمان ستاره داوود به
عنوان نشانه رسمي اونيفورم سربازان آمريكايي انتخاب شد.
با مرگ روزولت و برسركار آمدن « هري ترومن » , تمامي كارهاي
كليدي آمريكا به يهوديان سپرده شد.
ترومن , نخست وزير وقت انگليس را براي مهاجرت صدها هزار
يهودي به فلسطين در سال 1326 ترغيب كرد تا به اين ترتيب مقدمه
تشكيل دولت يهود در سال 1327 فراهم شود .
ترومن عملا در سال 1327 دولت يهود را به رسميت شناخت و در
همان زمان مبلغي به ارزش 100 ميليون دلار براي اجراي برنامه هاي
اسرائيل اختصاص داد.
« آيزنهاور » نيز كه پيش از به دست گرفتن قدرت , عضو انجمن
تروريستي صهيونيستي « بناي برث » بود , خادم اميني براي اسرائيل
بشمار مي رفت , وضع به همين شكل ادامه يافت تا اينكه « ليندون
جانسون » , پس از ترور « جان اف كندي » در آبانماه 1342 به رياست
جمهوري رسيد.
حمايت جانسون از اسرائيل بيشتر به انگيزه هاي مذهبي وي محدود
مي شد.
پس از جانسون , اينگونه جانبداريها ادامه يافت و در زمان « ريچارد
نيكسون » , به اوج خود رسيد.
وي براين باور بود كه تعهد و پايبندي آمريكا به اسرائيل عميق و
ريشه دار است . وي در يكي از كتابهاي خود با عنوان « پيروزي بدون
جنگ » نوشت : ما و اسرائيل تنها همپيمانان رسمي نيستيم , بلكه چيزي
قويتر ما را به هم مرتبط مي كند كه فراتر از پيمان نامه هاي بر روي كاغذ
است .
از نظر نيكسون تاكنون هيچ رئيس جمهوري آمريكا اختلالي در اين
پيمان ايجاد نكرده و معتقد است تمامي كساني كه پس از وي رئيس
جمهور آمريكا خواهند شد , اين راه را با اخلاص ادامه خواهند داد.
وي گفت : تعهدات ما در قبال اسرائيل برگرفته از يك ميراث قديمي
است و هيچ يك از روساي جمهور آمريكا و يا حتي كنگره نمي تواند
دستور اشغال و يا نابودي اسرائيل را صادر كند.
« جرالد فورد » نيز يكي ديگر از رئيس ان جمهوري آمريكا همين راه
را ادامه داد : با اين تفاوت كه وي تلاش كرد به روبط اسرائيل و آمريكا
صبغه مذهبي بخشد.
فورد معتقد بود كه سرنوشت اسرائيل با منافع ملي و امنيتي آمريكا
ارتباط تنگاتنگي دارد و گرنه اداره دولت اسرائيل در عرض رودخانه نيل
امكان پذير نخواهد بود.
پس از جيمي كارتر , « دونالد ريگان » , تلاش بسيار خاضعانه اي را
براي حمايت از اسرائيل بكار برد.
ريگان از زمان فرمانداريش در كاليفرنيا , معتقد بود كه يك جنگ
هسته اي در جلگه هرمگدون (بين قدس و عكا) رخ خواهد داد كه
نيروهاي كفار نابود و حضرت مسيح (ع ) ظهور خواهد كرد و سپس هزار
سال در زمين حكومت خواهد كرد تا زماني كه قيامت برسد.
اما « جرج بوش پدر » كه در سال 1367 به رياست جمهوري رسيد ,
تمام تلاش خود را براي مهاجرت يهوديان شوروي به فلسطين به كار
گرفت .
وي در آن زمان 4,4 ميليارد دلار به اسرائيل كمك مالي كرد و گفت
كه اين مبلغ تا 9,5 ميليارد دلار نيز افزايش خواهد داشت .
اين كمكهاي مالي در يك سال به 20 ميليارد دلار رسيد كه در بين
سالهاي 1327 تا1379 , آمريكا حدود 140 ميليارد كمك و اعتبارات
ويژه به اسرائيل اختصاص داده است .
« بيل كلينتون » هم همواره در جريان تبليغات انتخاباتي خود تاكيد
مي كرد كه از حمايت اسرائيل دست برنخواهد داشت و پس از جرج
بوش پسر كه خاورميانه و جهان سوم را فداي منافع و امنيت اسرائيل
كرد.
اكنون « جان كري » در تبليغات انتخاباتي خود بر اين موضوع صحه
گذاشت كه هيچ رئيس جمهوري در آمريكا بدون حمايت يهود به قدرت
نخواهد رسيد و يا دستكم هيچ رئيس جمهوري آمريكا منافع اسرائيل را
قرباني نخواهد كرد.
خبرگزاري جمهوري اسلامي
تمامي روساي جمهوري آمريكا با حمايت سازمانهاي يهودي و لابي صهيونيسم آمريكا
بر سر كار آمده اند و از هيچگونه تلاشي براي خدمت به اسرائيل دريغ نكردند
جانبداري ازاسرائيل تنها به عنوان يك اصل در سياست خارجي آمريكا بشمار
نمي رود , بلكه به گفته بسياري از روساي جمهوري اين كشور , روابط تل آويو و واشنگتن
فراتر از يك رابطه سياسي است

| |