روزنامه جمهوري اسلامي 04/05/1383 صفحه مقالات

آغاز و فرجام حيات آدميان در سخن امير مومنان
كتاب « ولايت علوي از ديدگاه علامه اميني » منتشر شد
مهر مهر علي (ع )
* علي (ع ) ابرمرد مظلوم تاريخ
آغاز و فرجام حيات آدميان در سخن امير مومنان


ث خطبه 83 نهج البلاغه (خطبه غرا) قسمت سوم
ترجمه و شرح از علي اكبر مظاهري
نعمتها و حكمتها
خداوند سبحان عطا كرد شمايان را :
گوشهايي ; تا دريابند و نگه دارند آنچه را كه ارجمند انگارند و متهم شمارند.
و چشمهايي ; تا پرده هاي ديدن را بگشايند ( و بنگرند آنچه را كه بصيرت آرند).
و اندامهايي ; كه هر كدامشان اعضايي دارند و يكايك شان با هم سازگارند و هر كدام , كاري مي آرند و هر يك , سر آمدي دارند.
و بدنهايي ; كه با بهره رساني و بهره ستاني , موزون و استوارند.
و دلهايي ; كه در پي رزق و روزي شان , در كارند.
اينها همگي شان از نعمتهاي ارجمند خداوند , سرشارند. و سپاسمندانه , از موهبتهاي شكوهمند پروردگارشان برخوردارند و ايمن و سلامت , در دژ عافيت خداي رحمان , پناه دارند.
خداوند سبحان براي شمايان :
فرجامهايي تقدير فرمود و مقدار عمرهاتان را و اندازه حيات اينجهاني تان را معين نمود , اما آن را از فهم شما پنهان داشت (و كرانه زندگاني و پايان عمر اينجهاني تان را از روي حكمت و مصلحت به شما ننماياند; تا نوميد نگرديد , اگر عمرتان كوتاه باشد , و مغرور و غافل نشويد , اگر عمرتان بلند باشد).
و براي عبرت آموزي تان , آثاري از پيشينيان را باقي نهاد ( و آنها را به شما نماياند , تا پند آموزيد و اندرز اندوزيد) آثاري چون :
بهره هايي سرشار , كه از آنها كام گرفتند.
و موهبتهايي بسيار , كه در فرصت فراخمند پيش از مرگ , از آنها لذت بردند; اما ناگهان مرگشان شتابان سر رسيد و پنجه در گريبانشان افكند و ميان ايشان و آرزوهايشان جدايي انداخت و برگ و برشان را فرو ريزاند و ريشه هايشان را از بن بركشاند!
(دريغا كه اينان ) به هنگام سلامت و مكنت , نكوشيدند و خويشتن را مهيا ننمودند و به روزگاران جواني و در بهاران زندگاني , عبرت نياموختند!
هشدارهاي هولناك
آيا جوانان شاداب و طربناك , انتطاري جز خميدگي و ناتواني دوران پيري دارند ! و مگر سالمان شادمان , نه به انتظار ناسالمي و ناشادماني اند ! و مگر هستي مندان و دراز عمران , جز مرگ و نيستي را منتظرند ! با نزديك گشتن هنگام فراق و كوچيدن , همراه با اضطراب و لرزيدن و تلخي درد و اندوه جانكاه را چشيدن و غصه هاي گلوگير را جرعه جرعه نوشيدن ( و درد جان كندن را كشيدن ) و فرياد خواهانه , پيرامون خود را نگريستن و ملتمسانه از فرزندان و نوادگان و خويشاوندان و عزيزان و رفيقان خويش ياري طلبيدن !
آيا آن نزديكان مي توانند مرگ را از او دور برانند ! آيا آن زاري كنان و نوحه گران مي توانند به وي سودي رسانند ! (نه ! كسي وي را ياري نرساند , بلكه فرشته مرگ جانش را ستاند!) و آنگاه به كوي مردگانش بردند و در تنگناي گورش محبوس كردند و تنها به خاكش سپردند.
سپس : ـ ماران و موران زهرناك , پوستش را دريدند.
و پوسانندگان , (همان انبوه خاك و خشتان ) طراوتش را ربودند و بدنش را پوساندند.
و طوفانها , آثارش را كهنه كردند و آنها را از ديدگان پوشاندند.
و حوادث روزگاران و گذر شبان و روزان , نشانگانش را زدودند و آنها را فراموشاندند.
و آنگه آن بدنهاي فربه و شاداب , نحيف و نزار گشتند.
و آن استخوانهاي سخت و توانمند , پوسيدند.
و جانها , گروگان بارهاي گران خويش گرديدند.
راست بودن خبرهاي غيبي را , يقين مندانه , دانستند.
از آنان افزودن كردار شايسته نخواهند ( زيرا بر آن ناتوان اند).
و از ايشان توبه آوردن از زشتي لغزشها و گناهان را نخواهند (زيرا با آن نيز ناتوان اند).و اينك شمايان !
هان ! مگر شمايان , فرزندان و پدران و برادران و نزديكان و بازماندگان همان به خاك رفتگان نيستيد كه به آنان اقتداكنندگان ايد و بر سيره و شيوه ايشان رهنوردان ايد و بر طريقتشان , سواران و رهسپاريد ! (چه تان است كه پند و عبرت نمي آموزيد ! افسوسا كه ) اين دلها سخت اند و از بهره هاشان بي بهره اند. و از رشد و كمالشان غافل و وامانده اند. و پيماينده راهي اند كه از آن بيگانه اند (و كجراهه اي را مي نوردند كه در آن حيرت زده اند و از سبقت جويي وامانده اند).
گويا پند و موعظه و احكام شريعت , براي غير آنهاست . و گويا وصول به رشد و كمال , در فراچنگ آوردن دنياست !

كتاب « ولايت علوي از ديدگاه علامه اميني » منتشر شد


كتاب « ولايت علوي از ديدگاه علامه اميني » با شرح زندگينامه و بررسي آثار علامه اميني منتشر شد.
بخش اول اين كتاب به بيان زندگينامه مجملي از علامه اميني اختصاص دارد.
در بخش هاي بعدي كتاب سخنراني هاي ايشان در مجالس مختلف با اين عناوين به چاپ رسيده است : عقل و ولايت , ايمان امام علي (ع ) , اهميت و عظمت ولايت , ولايت چيست , ولي كيست , فضايل امام علي (غ ) , تحريف ولايت و نشانه هاي ولايت پذيري , و دفاع از ولايت .
اين كتاب را انتشارات « اتقان » درقم به چاپ رسانده است .

مهر مهر علي (ع )


اگر به حكم تو باشند باد و آتش و آب
و يا بدست تو گردند سنگ و گل زرناب
اگر مطيع تو گردند خلق روي زمين
وگر مسخر گردد تو را خور و مهتاب
اگر به كام تو گردد فلك تمامي عمر
وگر به گردن چرح افكني زقهر طناب
اگر چو خضر به آب بقا بيابي راه
بقاي عمر تو گردد فزون زحد و حساب
اگر نگين سليمان تو را بدست افتد
و يا به امر تو باشند وحش و طيرودواب
اگر نصيب تو گردد زعافيت اكسير
هزار قرن اگر باشدت زمان شباب
اگر بناي معابد كني هزاران بار
و يا به نام تو مسجد بنا شود صد باب
اگر به زهد نباشد تو را قرين و نديم
و يا زكثرت تقوي نباشدت خور و خواب
بهوش باش و شنو اين سخن زمرداني
بحق جمله رسولان بحق پنج كتاب
به سينه تو نباشد چو مهر مهر علي (ع )
نباشدت به دو دنيا نصيب غيرعذاب
مرحوم محمدعلي مرداني

علي (ع ) ابرمرد مظلوم تاريخ




امير مومنان علي عليه السلام , كوه بلندي را مي ماند كه سيلاب دانش و فضيلت از ستيغ آن ريزان و سيمرغ از پريدن به قله اش ناتوان است . وي در همه صحنه ها « ابرمرد » بود و شگفت اين كه در مظلوميت نيز چنين شد.
شرح غمبار اين مظلوميت , موضوع كتابي است كه با عنوان « علي (ع ) ابرمرد مظلوم » به رشته تاليف درآمده است . مولف محترم اين اثر , حجت الاسلام والمسلمين محمدتقي رهبر , نماينده مردم اصفهان در مجلس شوراي اسلامي مي باشد كه رويدادهاي صدر اسلام , بويژه پس از پيامبر اكرم (ص ) و در حوادث سقيفه , فدك و شهادت آن حضرت را به روشني بيان كرده است .
اين كتاب سال گذشته توسط بوستان كتاب قم و در 320 صفحه به بازار كتاب ارائه شده است .
در اين كتاب دهها موضوع اصلي و فرعي به بحث گذاشته شده كه ازجمله مي توان به عناويني همچون : شگفتي هاي ولادت , اسطوره شكيبايي , مروري بر فضائل اميرالمومنين , حديث مظلوميت , مرثيه علي (ع ) در رحلت پيامبر(ص ) , حقانيت و مظلوميت , فدك نماد مظلوميت اهل بيت , غدير خم و اوج مظلوميت علي (ع ) , بررسي انگيزه هاي دشمني با علي (ع ) , مظلوميت و كتمان فضايل علي (ع ) اشاره كرد.
نويسنده فاضل اين كتاب در مقدمه به بيان فضائل حضرت علي (ع ) در قالب كلماتي كه در كلام و قلم بزرگان دين آمده اشاره مي كند و مي نويسد :
« علي خليفه الله , وجه الله , سرالله , ولي الله , امين الله . سيف الله و اسدالله .
علي , مظهر جلال و جمال الهي , آيينه صفات كبريايي , معجزه اسرارآميز آفرينش , نبا عظيم و كتاب مبين .
علي , ناطقه قرآن , تفسير و تاويل وحي , هم سوگند حق و هم پيمان عدل .
علي , باب علم النبي , دروازه حكمت نبوي , صراط مستقيم و ميزان اعمال .
علي , گزينه خدا در ولايت و خلافت , باب حطه امت , اسطوره صبر و اسوه مجاهدت .
علي , مولاي مومنان , اسوه پارسايان , سند عارفان , سيدمجاهدان و سرور مظلومان .
علي , فصل الخطاب حق و باطل , حليف قران , تجسم ايمان و تجلي كرامت انسان .
علي , فخر زمين و آسمان , زيور محفل قدسيان , پدر خاك و خاكيان , يعني « ابوتراب »
علي , صديق اكبر , فاروق اعظم , ركن اوليا , عماد اصفيا , يعسوب متقين , قدوه صديقين و امام صالحين .
علي , مظهر رافت و رحمت خدا بر مومنان و صالحان و شراره خشم او بر كافران و بدانديشان و بدسيرتان .
علي , اخوالرسول , زوج البتول , ابوالائمه , امام البرره , و قاتل الفجره , ...
علي مومنان را سرور و سالار , اسلام را يار و ياور و پيامبر را بهترين برادر.
با اين همه , علي (ع ) مظلوم ترين فرد امت , ستم زده ديار غربت , تبعيدي و زنداني خاك , غريب و تنها در ميان مردمان بي كفايت .
سرانجام , شهيد محراب عبوديت و عدالت , شهيد تنها! تنهاي تنها! كه پيامبر گرامي درباره او فرمود : « بابي الوحيد الشهيد » .
سلام و صلوات خدا و درود قدسيان و صديقان و صالحان , بر علي پدر شهيدان , تازمين و زمان برجاست و تا از درود و سلام , نامي و نشاني هست .
حديث مظلوميت علي (ع ) بيانگر مظلوميت ابرمردي است كه ديباچه فضايل اولين و آخرين بود و روايت حماسه هايش اسطوره سازترين حماسه هاست , و با وجود اقتدار و توان مندي , مصيبت ها و ستم ها را به جان خريد تا سنگ صبور اسلام و هم نواي مظلومان و ياور مستضعفان باشد.
قلم مي خواهد تصويرگر مظلوميت بزرگ مردي است كه به ميزان عظمتش مظلوم بود , اما كجا مي توان مظلوميت مردي را به تصوير كشيد كه ژرفاي شخصيتش ناشناخته ماند و ستم هايي كه بر او رواداشتند از شماره گذشت و در كتمان فضايلش كوشيدند. با اين همه آنچه از فضايل و مناقبش از پرده برون افتاد شرق و غرب عالم را درنورديد.
نويسنده در ادامه پيشگفتار كتاب مي نويسد : اين كتاب بنابه سفارش « دفتر ادبيات آئيني » تدوين و تهيه شده و در سلسه كتاب هاي اين دفتر در زمينه « مصائب اهل بيت (ع ) » چاپ و منتشر مي گردد. عنوان اين اثر در آغاز امر , « مصائب اميرمومنان (ع ) » بود. اما همان گونه كه خوانندگان گرامي خواهند ديد , محتواي آن از بيان مصائب فراتر رفته و به تشريح علل مصائب و فلسفه مظلوميت آن حضرت پرداخته و برخي تحليل هاي تاريخ را از حوادث و وقايع زندگي درس آموز مولا ارائه داده كه براي رهبران هدايت در هر زمان تكرارشدني است و بدين سان مي تواند معيارهايي را در عرصه مسئوليت پذيري ارائه دهد. هم چنان كه براي عموم رهروان راه علي (ع ) درسي و سرمشقي است كه از امام خود بياموزند چگونه بايد در پيمايش راه حق , ناملايمات را به جان پذيرا باشند و بر مظلوميت خود ـ آن گاه كه مصلحت دين اقتضا كند ـ شكيبايي ورزند و به حساب خدا بگذارند كه تاريخ دين و دينداري همواره با فرازونشيب و رنج و درد همراه بوده و كساني در اين راه موفق اند كه با شجاعت و شهامت به مصاف مشكلات رفته و افق روشن آينده و پاداش آخرت را نظاره گر باشند.
آغاز اين تاليف , هم زمان با سال 1380 هجري شمسي بود , سالي كه از سوي مقام معظم رهبري , سال « رفتار علوي » نام گذاري شد , اما اين كه چقدر توانستيم از اميرالمومنين درس بياموزيم بحث ديگر است كه به مسئوليت شناسي مسئولان و آحاد امت بستگي دارد. اميد آن كه امدادهاي غيبي همه را در اين راه ياور باشد.