روزنامه جمهوري اسلامي 03/05/1383 صفحه داخلي

* خرازي :
اتحاديه اروپا در قبال تعهدات خود دوگانه برخورد مي كند

معاون رئيس جمهور اتهامات آمريكا در دست داشتن ايران در حوادث 11 سپتامبر را به شدت رد كرد
سند بازگرداندن سوخت مصرف شده نيروگاه اتمي بوشهر در دست بررسي نهايي است
شكايت از دولت به خاطر كمك به تشكلهاي غيردولتي
* آيت الله هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران
ريشه تروريسم در آمريكاست

* پيام شهيدان
به ياد شهداي ارتش اسلام

دوتن از نمايندگان مجلس
دولت بايد با صلابت به غني سازي اورانيوم ادامه دهد
خرازي :
اتحاديه اروپا در قبال تعهدات خود دوگانه برخورد مي كند




كمال خرازي وزير امور خارجه ايران بامداد روز پنجشنبه پس از شركت در ششمين دور نشست كشورهاي همسايه عراق از قاهره وارد تهران شد.
به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي وي در فرودگاه مهرآباد به خبرنگاران گفت : تا زماني كه نيروهاي بيگانه در عراق حضور دارند , گروههاي فعال در اين كشور از بهانه كافي براي تداوم حملات برخوردارند.
خرازي با تصريح اين نكته كه تعامل خوبي ميان كشورهاي همسايه عراق در اجلاس ششم قاهره وجود داشت , افزود : با توجه به اوضاع كنوني عراق و مسئوليت سنگين دولت موقت در ايجاد زمينه هاي لازم براي برگزاري انتخابات سراسري , كشورهاي همسايه مي توانند به دولت موقت عراق در تامين امنيت و كاهش معضلات در اين كشور كمك خوبي كنند.
وزير امور خارجه در زمينه مذاكره با خاوير سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا گفت : با وجود فراز ونشيب هاي روابط ايران با اتحاديه اروپا , همواره بر توسعه و تعميق اين روابط به صورتي دوجانبه تاكيد شده است .
خرازي افزود : جمهوري اسلامي ايران خواهان تامين منافع دوطرف است و در مذاكره با مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا به صراحت تاكيد شده كه اتحاديه اروپا بعضا به تعهدات خود درست عمل نكرده است و يا احساس شده كه اين اتحاديه در قبال تعهدات خود برخورد دوگانه مي كند.
وزير امور خارجه در ديدار سولانا با وي , تصريح كرده است كه اگر اتحاديه اروپا علاقمند به داشتن روابط گسترده تر با جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك بازيگر منطقه اي كه نقش مهمي در توسعه صلح و امنيت در منطقه دارد مي باشد , بايد جدي تر بينديشد و نسبت به تعهدات خود استوارتر باشد و از معيارهاي دوگانه بپرهيزد.

معاون رئيس جمهور اتهامات آمريكا در دست داشتن ايران در حوادث 11 سپتامبر را به شدت رد كرد



« محمد علي ابطحي » معاون رئيس جمهوري اسلامي ايران اتهامات آمريكا در مورد امكان دست داشتن ايران در حوادث 11 سپتامبر را بشدت رد كرد .
معاون رئيس جمهوري در گفت وگو با روزنامه « الاتحاد » چاپ ابوظبي گفت : ايران اين اتهامات آمريكا را براي دستيابي به اهداف غيرقانوني از جمله حمله به ايران قلمداد مي كند.
ابطحي اضافه كرد : چنانچه آمريكا دست به حمله نظامي به ايران بزند ما با تمامي قدرت از منافع ملي خود دفاع خواهيم كرد.
به گزارش خبر , وي با تاكيد بر مبارزه ايران با تروريسم و سازمان هاي تروريستي بويژه « القاعده » گفت : واشنگتن به خوبي مي داند ايران و القاعده داراي اختلافات عقيدتي بوده و ميان ما و القاعده امكان تفاهم و يا همكاري حتي براي مقابله با يك دشمن مشترك همچون آمريكا وجود ندارد.
معاون رئيس جمهور در رابطه با سفر « اياد علاوي » نخست وزير دولت موقت عراق به تهران گفت : اين سفر با استقبال روبرو خواهد شد و در جريان اين ديدار موضوعات متعددي از جمله همكاريهاي دوجانبه مورد مذاكره قرار خواهد گرفت .

سند بازگرداندن سوخت مصرف شده نيروگاه اتمي بوشهر در دست بررسي نهايي است


ويتالي ناسونف معاون سخنگوي سازمان انرژي اتمي فدرال روسيه روز پنجشنبه از بررسي نهايي موافقت نامه مربوط به بازگرداندن سوخت مصرف شده نيروگاه اتمي بوشهر خبر داد.
ناسونف در گفت وگو با خبرگزاري جمهوري اسلامي خاطرنشان ساخت كه مقامهاي ايراني سرگرم بررسي نهايي اين سند براي امضاي آن در تهران هستند.
به گفته وي موافقت نامه مورد نظر احتمالا درجريان سفر الكساندر روميانتسف رئيس سازمان انرژي اتمي فدرال روسيه به ايران امضا خواهد شد.
ناسونف خاطر نشان ساخت كه براساس برنامه ريزيهاي صورت گرفته روميانتسف قرار است در راس هياتي در اواخر پاييز به تهران سفر كند.
وي گفت : در زمان حاضر كارشناسان ايراني وروسي سرگرم بررسي مسايل فني موافقت نامه مربوط به بازگرداندن سوخت مصرف شده نيروگاه بوشهر هستند.
به گفته اين سخنگو روميانتسف در سفر به ايران ضمن بررسي روند پيشرفت كار نيروگاه بوشهر راههاي گسترش همكاريهاي روسيه و ايران در زمينه استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي را با مقامهاي ايراني مورد گفت و گو و تبادل نظر قرار مي دهد.

شكايت از دولت به خاطر كمك به تشكلهاي غيردولتي


مخبر كميسيون اصل 90 گفت : از نحوه كمك قوه مجريه به ) به كميسيون اصل 90 شكايت شده NGO تشكلهاي غيردولتي ( است .
علي بنايي در گفت وگو با خبرگزاري فارس , شاكي را يك شخص حقيقي دانست و گفت : شاكي سئوال كرده كه كمك دولت به تشكلهاي غيردولتي برچه مبنا و اساسي صورت مي گيرد
نماينده قم در مجلس شوراي اسلامي افزود : شاكي , كمك دولت به اين تشكلها را حيف و ميل بيت المال و برخلاف قوانين جمهوري اسلامي ايران مي داند وخواهان رسيدگي كميسيون اصل 90 مجلس شوراي اسلامي شده است .
وي با بيان اينكه اين شكايت روز سه شنبه گذشته به كميسيون اصل 90 واصل شده تصريح كرد : اين شكايت هم اكنون در كميته سياسي كميسيون در حال بررسي است و اين كميته دوشنبه آينده جهت بحث و بررسي بيشتر اين شكايت جلسه خواهد داشت .

آيت الله هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران
ريشه تروريسم در آمريكاست




بخش خبري : مراسم پرشكوه نماز جمعه تهران روز گذشته با حضور اقشار مختلف مردم شهيدپرور و خداجوي اين شهر و به امامت آيت الله هاشمي رفسنجاني امام جمعه موقت و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در دانشگاه تهران برگزار شد.
سخنان پيش از خطبه ها
رئيس شوراي سياست گذاري ائمه جمعه سراسر كشور در سخنان پيش از خطبه هاي نماز جمعه اين هفته تهران , سالگرد اقامه اولين نماز جمعه پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي را به امامت آيت الله طالقاني گرامي داشت .
حجت الاسلام « رضا تقوي » , از برگزاري نماز جمعه به عنوان يكي از دستاوردهاي با ارزش نظام اسلامي ياد كرد و گفت : نمازجمعه براي اين طراحي شده است كه تريبوني براي تببين سياستهاي نظام اسلامي باشد.
وي افزود : امام جمعه از اين جايگاه والا بايد اهداف نظام را تشريح كرده مردم را در جريان مسايل جامعه قرار دهد.
رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه به آثار و فوايد نماز در زندگي دنيوي و اخروي مردم اشاره كرد و گفت : پايداري و مقاومت در برابر مصايب و دشمنان , مصونيت سازي اخلاقي جامعه و نيز درمان بسياري از دردهاي روحي جامعه را بايد در نماز جستجو كرد.
حجت الاسلام تقوي افزود : برگزاري نماز جمعه ها در كشور نيز توانسته است به خوبي نقش معنوي , فرهنگي و سياسي در راستاي اهداف اسلامي ايفا كند.
وي اظهار داشت : بسياري از رزمندگان اسلام از اجتماعات نماز جمعه به جبهه ها راه يافتند و اكنون نيز نقش مهمي در مبارزه با تهاجم فرهنگي ايفا مي كنند.
به گفته رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه , هم اكنون نماز جمعه در بيش از 480 شهر اقامه مي شود و مردم هر جمعه در مصلي هاي سراسر كشور حاضر مي شوند و خطبه هاي روشنگرانه و هدايت بخش امامان جمعه را مي شنوند.
حجت الاسلام تقوي در ادامه با گراميداشت ياد و خاطره آيت الله طالقاني كه با حكم امام راحل (ره ) اولين نماز جمعه را بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در تهران اقامه كرد , تلاشها و فعاليت 14 هزار نفر در ستادهاي نماز جمعه سراسر كشور را براي برگزاري هر چه با شكوهتر اين نماز جمعه ها ستود.
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين والصلوه والسلام علي رسول الله و علي آله الائمه المعصومين .
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم , هوالذي جعل لكم الارض ذلولا فمشوا في مناكبها وكلوا من رزقه واليه النشور.
اوصيكم عبادالله بتقوي الله فانه من يتق الله و يكفر عنه سيئاته و يعظم له اجرا.
انشاالله كه خداوند ما را از گوهر و جوهر تقوي هميشه برخوردار و در كنف آثار تقوي زندگي ما را در مسير خدا و سعادت تامين بفرمايد.
در دستاوردهاي انقلاب در بيست و پنجمين سال پيروزي انقلاب در خطبه هاي اول حرف مي زديم و فكر مي كنم تا پايان امسال اين بحث ادامه داشته باشد و فصل ديگري را آغاز مي كنيم و آن دستاوردهاي توسعه اي , عمراني و سازندگي در انقلاب اسلامي ايران است . اين يك بحث بسيار اساسي است , خواهش مي كنم با توجه به نكات و آمار و ارقام نگاه كنيد و قضاوت كنيد و اگر ايرادي به نظرتان مي رسد , هرجا و هركس خوب است كه به ستاد نماز جمعه منتقل كند كه ما پاسخ بدهيم . قبل از پيروزي انقلاب وضع عمران و آبادي در كشور چگونه بوده و امروز چگونه است , من يك مقايسه اي را شروع مي كنم , اول چند نكته را عرض مي كنم بعد مقايسه ها را مي گويم .
نكاتي را كه مي خواهم عرض كنم اينست كه قبل از انقلاب , ايران گرفتار يك سياست ديكته شده استعماري بوده كه اربابان خارجي سعي مي كردند ايران را تك محصولي كنند و وابسته به قدرتهاي صنعتي دنيا , نيازمند و البته چون ايران نفت فراواني دارد فكر مي كردند زندگي ايرانيها از نفت مي تواند اداره شود و لازم نيست منابع جديدي براي زندگي مردم مگر در موارد خاص , تامين شود. اين سياست استعماري هميشه بوده و هنوز هم هست و هر جا كه نفوذ داشته باشند اين وابستگي را ايجاد مي كنند. البته در بعضي كشورها امكان تك محصولي نيست چون يك منبع عمده اي ندارند در كشورهايي كه نفت دارند , گاز دارند , يا معادن و چيزهاي ديگر دارند خوب آنها را تك محصولي مي كنند اين نقطه و در سايه يك سياست شومي به ايران اجازه نمي دادند يا مانع ايجاد مي كردند كه ايران برود سراغ امور زيربنايي و كشور را از بنيان بسازد و از وابستگي نجات دهد خوب البته مي فهميدند كه نمي شود در ايران و امثال ايران صنعت نباشد , مي رفتند صنايع مونتاژ را تجويز مي كردند. صنايع مونتاژ گاهي از نبودنش بهتر است چون يك كمي كار درست مي كند ولي بعضي وقتها هم بدتر است چون آنچنان وابستگي ايجاد مي كند كه دائما كشور واردكننده مي شود و بايد قطعات وارد كند هم موقع توليد و هم بعد از توليد براي سرويسهايي كه بايد داد. و واقعا از كارهاي بسيار خطرناك است در اين سياست آمريكائيها و كشورهاي غربي عمدتا , كه اينها به اين شكل كشورها را وابسته مي كردند و هنوز هم اگر بتوانند مي كنند , نقطه ديگر اين بوده كه بالاخره طرحهايي قطعا بايد اجرا مي شد در راه , در برق , در صنايع و در خيلي چيزهاي ديگر , مخابرات و امثال اينها شيوه استعماري و فلسفه استعماري آنها اين بوده كه اين كارها را بدست متخصصان و پيمانكاران خارجي انجام بدهند. اگر بناست ايران داراي شبكه مخابراتي وسيع باشد اين را بهتر است كه سررشته اصلي اش بدست خارجي ها باشد , اگر بناست داراي سدها , راهها و امثال اين چيزها باشد اينها را هم بايد خارجي ها بسازند. شما مي بينيد قبل از انقلاب , عمدتا طرحهاي بزرگ كليد در دست به خارجي ها مي دادند , البته خارجي ها چون امكاناتشان فراهم بوده و همه چيز را هم وارد مي كردند , گرفتار بوروكراسي داخلي هم نبوده به سرعت عمل مي كردند , اما آن ضرر اصلي كه در كشور شركتهاي بزرگ , انسانهاي ماهر , نيروهاي كار ماهر و تخصصها و كارهاي علمي و فني رشد پيدا كند نمي شده است . اين همان شاخه اي از وابستگي است و گاهي وسط طرحها رها مي كردند و مي رفتند و طرحها براي سالها مي مانده كه كسي ديگر نمي توانسته اجرا كند. اين هم يك سياست ديگري بوده است پس تك محصولي بوده و سپردن عمده كارها بدست نيروهاي فني و پيمانكاران خارجي بوده جلوگيري از ريشه دار شدن دانش و فناوري هم براي سياست استعماري يك اصل است . خوب با اين شرايط كشور ما اداره مي شده است . خوب توده مردم هم كه خيلي در جريان اين مسائل نبودند و آنهايي هم كه در جريان بودند به نحوي منافعشان پيوند مي خورده با منافع استعمارگران كه منافعي داشتند و سكوت مي كردند و انتقاد نمي كردند. ما در جريان مبارزاتمان روي اين مسائل تكيه مي كرديم . در صنعت مونتاژ , انتقادهاي جدي داشتيم , روي تك محصولي انتقادهاي جدي داشتيم , روي واگذاري كارها به اجانب انتقاد جدي داشتيم و اينها همه را مانع تكامل و پيشرفت كشور معرفي مي كرديم كه خوب طبعا بعد از انقلاب بايست به اين حرفهايي كه مي زديم توجه كنيم و نمي توانستيم آنها را فراموش كنيم حتي اگر نمي گفتند هم نمي توانستيم فراموش كنيم و نبايست فراموش هم مي كرديم . شد تا انقلاب , انقلاب كه پيروز شد آنهايي كه آن سياستهاي استعماري را داشتند هم تلاششان را كردند كه ايران وارد صحنه و فضاي سازندگي و توسعه و عمران و زيربنايي سازي نشود. سالهاي اول خيالشان جمع بود با طراحي هاي ديگري كه داشتند خوب تلاشهاي سالهاي اول انقلاب و ناامني ها طبيعتا مانع اينطور چيزها مي شد بعد فكر مي كردند كه اگر ليبرالها سركار بيايند و اهداف آنها را تامين كنند همان سياستي كه در زمان شاه بود به نحو ديگري پيگيري مي شد اينهم جزو اميدهاي آنها بود كه انجام شود. جنگهاي داخلي كه راه انداخته بودند شما مطلعيد وقتي كه در كردستان , در تركمن صحرا و بلوچستان و سيستان , در خوزستان و در خيلي ها جاها حتي آذربايجان , درگيريهاي داخلي باشد معلوم است كه فضاي امن براي سرمايه گذاري و تربيت نيروها و كادرها نيست . اينها اين سياست را ادامه مي دادند كه بالاخره حد اعلاي آن به جنگ منتهي شد كه ديدند از اينها نتيجه نمي گيرند جنگ را تحميل كردند كه او ديگر خانمانسوز است . وقتي كه جنگ با وسعت در يك كشوري حضور داشته باشد طبيعي است كه ديگر ميدان سازندگي جز در چيزهاي خاصي مثل صنايع نظامي و امثال اينها و بعضي چيزهاي حمل و نقل پيدا نمي شود , نه سرمايه اي است , نه امنيتي است , نه فرصتي است و مديريتها را مشغول مي كند لذا آنها در همان حال و هوا بودند كه انقلاب اسلامي ايران موفق نمي شود در وادي توسعه و عمران و سازندگي قرار گيرد. حتي بعد از رفتن ليبرالها اينها برنامه وسيعي را درست كردند كه تعداد زيادي از سرمايه هاي انساني ايران را جذب كنند و كردند. تشويق هاي زيادي براي جذب مغزها و سرمايه ها بعمل آوردند البته در داخل هم بخاطر كمي تجربه بعضي از نيروهاي انقلاب سخت گيريها و تندرويهايي شد كه به اهداف آنها كمك كرد و تعداد زيادي از سرمايه هاي انساني و مالي و فني كشور به خارج رفت . يك عده ضدانقلاب بودند , يك عده مخالف بودند , يك عده محافظه كار و خودخواه بودند و فكر خودشان را مي كردند و مردم را محاسبات خود و كشور را و ميهن را نديده مي گرفتند به هر حال اين ضربه هم وارد شد كه اگر هم در گذشته بخش خصوصي كه نسبتا فعال بود و با سرمايه هاي عمدتا غاصبانه و با وسايلي كه در اختيار داشتند از بانكها و غيره وام مي گرفتند و با وامي كه مي گرفتند سرمايه مي اندوختند و وضعي كه مي دانيد كه در اول انقلاب هم آنهايي كه بيش از 50 درصد سرمايه اشان را به بانكها بدهكار بودند اموالشان يا مصادره شد و يا تحت نظارت دولت قرار گرفت كه اينها اموال مردم است و البته همين هم باعث شد كه بعضي از مغزها و تجربه ها و سرمايه هاي ديگر فرار كنند. تا جنگ بود توقعي نبود , انتظاري نبود , آن جاهايي كه مي شد در روستاها و كارهاي كوچك انصافا نظام خيلي كار كرد در آن حدي كه مقدور بود اما نه اعتبارات كفاف مي داد و نه امنيت كشور و نه طراحي درازمدت . پس دهه انقلاب از بعد سازندگي مي توانيم بگوييم كه تا حدودي زمان از دست رفته است . اما بعد از جنگ كه دولت يك دهه بعد از پيروزي انقلاب جنگ ختم مي شود در سال 67 , خوب نظام و شخص امام به فكر سازندگي و توسعه و وعده هايي كه به مردم داده بودند و همچنين انتقاداتي كه از رژيم گذشته كرده بودند و بايد نقطه مقابل آن عمل شود جامه عمل پوشيدند و كارها شروع شد منتهي با دست خالي چون بيش از 50 درصد كسري بودجه بود , انبارها خالي بود , ماشين ها فرسوده بود , قطعات نبود و عمده نيازهاي روزانه مردم كه وارداتي بود مشكل بود تامين كنيم . ارز نبود و خيلي مشكلات ديگر. در چنين شرايطي سياست سازندگي و توسعه و بخصوص مسائل زيربنايي كه يكي از وظايف مهم حكومت و مديريت جامعه اسلامي است آغاز مي شود با تنش زدايي موفق مي شديم مقداري سرمايه را از خارج وارد كنيم و با سياستهاي مناسبتري بسياري از منابع داخلي كه هدر مي رفت آنها را در خدمت توسعه گرفتيم و كار شروع شد و از آن موقع تابحال كه در سال 83 هستيم ما الان مي توانيم يك مقايسه اي كنيم كه ببينيم واقعا اين مساله كه دشمن به آن چشم دوخته بود چقدر اينها الان مايوس هستند و بعد مي توانيد درست تحليل كنيد كه چرا اينهمه الان فشار مي آورند و اذيت مي كنند و كارشكني مي كنند و تحريم مي كنند همان موقع هم ما تحريم بوديم از طرف آمريكا و دوستانش و محدوديتهايي بود و همه تلاش آنها اين بود خيلي ها در مقالاتشان در تحليلهايشان مي گفتند تا انقلاب روي موج حركت مي كند هست و پيروز است . اگر اين موج بخوابد آن موقع مردم احساس مي كنند كه راهشان اشتباه است و انقلاب عمرش تمام مي شود , تحليل اينجوري مي كردند و مي گفتند كه خوب مردم اين 10 سال در انتظار خيلي چيزها ماندند اگر فردا ببينند كه جمهوري اسلامي نمي تواند صنعت بياورد , راه بسازد , برق بياورد , گاز بياورد , مخابرات بياورد و كشورش را بدست خودش اداره كند اگر چنين وضعي را ببينند خوب طبيعي است , بخصوص طبقه جوان بطور جدي مايوس مي شوند و آن موقع زماني است كه خارجيها مي توانند دخالت كنند. يعني آنها مهمترين عاملي كه در ذهنشان بود براي اينكه انقلاب از ذهنشان درآيد اينست كه انقلاب چون روي امواج احساسات حركت مي كند وقتيكه به دانش و علم و مديريت و فن مي رسد عاجز است و در اين دوره شكست مي خورد و همه چيز عوض مي شود. اين تحليل و اميد آنها بود و شما اگر اهل مطالعه باشيد مي توانيد صدها مقاله و كتاب در اين مورد پيدا كنيد و بخوانيد. حالا ببينيم چه شد. واقعا من فكر مي كنم يكي از صحنه هايي كه اعجاز انقلاب را مي شود ديد كه عمدتا باز هم با قدرت مردم و با اتكاي به حضور مردم و وفاداري مردم كه خيال نظام را راحت مي كند و از پرداختن به امور سطحي روزمره و فريبكاري مي تواند اجتناب كند و كارهاي بنياني و زيربنايي و درازمدت انجام دهد اين يك نتيجه بسيار مشعشع است و من خواهش مي كنم از اين به بعد به آمار و ارقامي كه اشاره مي كنم و در خطبه هاي بعد هم بخشهاي ديگر را عرض مي كنم توجه كنيد و ببينيد از كجا به كجا رسيديم .
در بخش نفت و گاز و آب و برق امروز چند عدد و رقم عرض مي كنم و صحبتم را تمام مي كنم . ببينيد ما در سال 57 كه كشور را تحويل گرفتيم قبل از اعتصابها , روزانه حدود 6 ميليون بشكه نفت از مخازن ايران برداشته مي شد. مصرف داخلي هم خيلي نبود و عمده اينها صادر مي شد حدود 5 ميليون صادر مي شد , قيمت نفت هم خوب بود , آن موقع حدود 15 دلار بود كه ما قدرت خريد دلار هم آن روز تقريبا دو برابر دلار امروز بود درآمد بسيار بالايي در اختيار رژيم قرار داشت . ما در طول اين دوران انقلاب اگر معدل گيري كنيم حدود مثلا 3,5 ميليون بشكه در روز برداشت كرديم , يعني ذخاير مملكت را آن جوري تاراج نكرديم حالا كه برداشت كرديم مصرف انرژي داخلي هم خيلي بالا رفته قسمت اعظم آن داخل مملكت مصرف مي شود. گاز و نفت حدود بيش از نصف انرژي كه توليد مي كنيم الان در داخل كشور مصرف مي كنيم . آن موقع نزديك 5 ميليون بشكه صادر مي كردند ما الان حدود 2 ميليون بشكه صادر مي كنيم و هيچوقت هم خيلي بيشتر از اين نبوده است . با اين نفت و گازي كه بدست مي آوريم و كارهاي اساسي كه انجام داديم در همه بخشها اينها چيزهايي نيست كه چشم بندي باشد و يا شعار باشد و يا ادعا باشد و من با كمي احتياط ارقام را عرض مي كنم آن قسمتهايي كه بيشتر است روند مي كنم در جهت پايين كه ببينيد كه چه تفاوتي بوجود آمده است .
ما گاز در آن موقع فقط در 5 شهر داشتيم . حالا تهران كه شما بوديد مي دانيد كجاي تهران گاز داشته است و همه شهرها هم همينطور بوده است . از حدود 800 شهري كه الان وجود دارد ما در 5 شهر گاز داشتيم آنهم در بخشي از گوشه هاي شهر گاز مصرف مي شده است و امروز در بيش از 400 شهر گاز است و در خيلي از روستاها و آنهم در شهرها تا اعماق پس كوچه ها هم گاز بردند. حالا علاوه بر گازي كه به صنايع و نيروگاهها و جاهاي پرمصرف مي دهيم . مشترك گاز در زمان رژيم گذشته تا سال 57 حدود 46 هزار نفر بودند و امروز بيش از 5 ميليون مشترك گاز داريم . البته كمي از گازهاي توليدي بين مشتركها مصرف مي شود قسمت عمده اش در جاهاي مثل نيروگاهها و جاهاي پرمصرف كه ديگر گاز نبود ما بايستي همين گازوئيل و بنزين و نفت كوره از فرآورده هاي گران قيمت را آنجا مصرف كنيم . و خط لوله گاز در تمام كشور در زمان رژيم گذشته 2 هزار كيلومتر بوده و امروز 65 هزار كيلومتر است . در مورد بخشي كه در وزارت نيرو است , يكي از كارهاي بسيار زيربنايي در كشور در همه جاي دنيا بخصوص امروز مهار آبها است . الان حياتي ترين ماده موردنياز بشر آب است و همه تحليلگران پيش بيني مي كنند كه در آينده يكي از بحرانهاي جدي بشريت تامين آب شيرين است , و آب قابل مصرف در كشاروزي و شرب و در بهداشت است . و اين واقعيتي است كه منكر ندارد . رژيم گذشته از اول عمرش تا روزي كه رفت 13 سد ساخته بود و امروز ما 151 سد ساخته شده داريم و دهها سد در حال ساخت است كه سالي چند تا از آنها به مدار مي آيد و دهها سد هم در حال مطالعه است كه بتدريج وارد مرحله ساخت مي شود . اين تفاوت را شما ببينيد , 13 سد كجا و 151 سد كجا . و تازه آن سدهايي كه رژيم گذشته ساخته همه اش را تقريبا خارجي ها ساخته اند. كليد در دست ساخته اند و تحويل داده اند و سدهايي كه فعلا در ايران ساخته مي شود از طراحي و اجرا و مطالعات تمامش را خودمان انجام مي دهيم و ايران الان اولين يا دومين كشور داراي صنعت جامع سدسازي جهان شده كه اين خيلي افتخار بزرگي است حالا شما آن مقدمات بحث من را درنظر بگيريد كه همه تلاشها شد كه جمهوري اسلامي دستش به اين فنون اساسي و دانش بنياني نرسد و با بردن مغزهاي ما و سرمايه هاي ما و تحريم ها و خيلي كارشكني ها اين وضع است .
در مورد برق در سال 57 , حدود 7 هزار مگاوات برق در كشور بود . و امروز ما 33 هزار مگاوات برق در كشور داريم كه نصب شده اند. و توليد برق يكي از كارهاي بسيار پرهزينه و بسيار پيچيده و بسيار سخت است و قسمت اعظم كار نيروگاه سازي را الان خود ايرانيها انجام مي دهند و هنوز هم قسمتي وارداتي است و بايد بتدريج بايد از اين وابستگي هم نجات پيدا كنيم . در آخر عمر رژيم كسانيكه آن بودند مي دانند با همه دست بازي در پول و دادن به خارجي ها و تعجيل در ساخت ها داشتند ما خاموشي هاي بسيار ممتد داشتيم . با همان 7 هزار مگاوات برق , كه در روستاها اصلا مصرف نمي شد و در خيلي از جاها اصلا جز يك لامپ , برق ديگري مصرف نمي شد و امروز شما مي بينيد كه در سراسر زندگي ما الان برق حضور دارد و با اين حال جمهوري اسلامي خاموشي بسيار كمي دارد و اگر كمي هم خوب كار شود نبايد خاموشي داشته باشد. خوب اين برق اينجوري نيست كه يكدفعه يك جايي سبز شود. نيروگاه وقتي توليد مي كند بايد به سراسر كشور از شرق و غرب و شمال و جنوب و روستا و شهر همه جا برود. در اين بيابانها گاهي عبور مي كنيد مي بينيد , اين خطوط برق و دكلهاي برق را. در زمان رژيم گذشته خطوط 400 كه آن خطوط بزرگ انتقال انرژي است فقط 1000 كيلومتر بوده و امروز به 10 هزار كيلومتر رسيده است . و خطوط ضعيفي كه 240 مي گوييم در زمان رژيم گذشته 2400 كيلومتر بوده و امروز به 23 هزار كيلومتر رسيده است و بسيار هم اينها گران است . همين دكلها و مقره ها و ابزاري كه مي بينيد و اين ايستگاههايي كه ساخته شده براي تبديل برق از يك شرايطي به شرايط قابل مصرف اينها بسيار بسيار گران است . و همه اينها الان بدست خود شما ساخته مي شود ما در ساخت خطوط انتقال كاملا مستقليم و قدرت رقابت در دنيا داريم با اين فن و صنعتي كه در اختيار داريم , مشتركين و مصرف كنندگان هم است . آخر رژيم گذشته 3 ميليون مشترك داشتند و امروز 18 ميليون مشترك داريم كه هر مشتركي سه نفر تا چهار نفر را تغذيه مي كند. و در مورد آب و فاضلاب , خوب آب بهداشتي و سالم شرب در روستاها تقريبا نبوده است . امروز اكثر نزديك به تمام روستاهاي ما آب دارند. شهرهاي ما عمدتا آب سالم بهداشتي دارند و اين يكي از افتخارات ماست . فاضلاب تقريبا در هيچ كجاي كشور نبوده است , تازه يك چيزهايي را در اصفهان و آبادان شروع كرده بودند ولي امروز در اكثر شهرهاي ايران سيستم فاضلاب مدرن در حال ساخت است و بسيار هم باارزش است چون هر يكي از اينها به اندازه سد متناسب با حجم شهر كار مي كند. هم مانع از آلوده شدن آبهاي زيرزميني شهر مي شود و هم آبهاي آلوده را جمع مي كند و بعد تصفيه مي كند و تبديل مي كند به آب كشاورزي و تحويل كشاورزان مي كند.
هزينه اش هم خودش بيرون مي آيد چون صرفه جويي است اگر هر خانه اي بخواهد چند چاه بزند معلوم است كه چقدر گران است ولي هزينه اي كه از بابت سيستم و انشعاب مي پردازد بسيار كمتر از آن هزينه هاي شيوه هاي سنتي دفع فاضلاب است , كه شهر هم آلوده مي شود بخصوص كه الان مواد شيميايي هم زياد است .
پس مي بينيد در اين دو بخشي كه خدمتتان عرض كردم واقعا تفاوت ره از زمين تا آسمان است و اين همان جايي است كه دشمنان ما , غربي ها و سران رژيم شاه كه فرار كرده بودند اميد داشتند كه اينجا در ميدان سازندگي و عمران و توسعه جمهوري اسلامي زانو بزند و دست دراز كند به اربابان صنعت و دانش و فن كه خوشبختانه با تلاشي كه مردان ما و مديران لايق و نيروهاي كار ما , كارگران ما كردند و با حمايت و صبري كه مردم ما كردند اين توفيق پيدا شده كه بتوانيم در زيربناها حركت اساسي داشته باشيم . البته اين هنوز وسط راه است ما هدفمان آن چشم انداز 20 ساله است كه انشاالله وقتي به آن نقطه برسيم مي توانيم بگوييم كه آن انتقادات كه به رژيم گذشته داشتيم و امروز خودمان از عهده آن برآييم و كار را انجام دهيم . پشتوانه اين بخش هاي توسعه اي عمدتا نيروهاي علمي خودمان هستند كه اينها هم الان الحمدلله در دانشگاههاي خودمان تربيت مي شوند.
گزارش خبرنگاران ما حاكيست امام جمعه موقت تهران در پايان خطبه اول سوره مباركه « نصر » را قرائت كرد.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين والصلاه والسلام علي رسول الله و علي علي اميرالمومنين و علي الصديقه الطاهره وسبطي الرحمه و علي بن الحسين و محمدبن علي و جعفربن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمدبن علي و علي بن محمد والحسن بن علي والخلف الهادي المهدي صلوات الله عليهم اجمعين . اوصيكم و نفسي بتقوي الله .
در مناسبتهاي هفته سه موضوع بيشتر نداريم و با اختصار عبور مي كنيم . اولين مورد , شهادت مظلومانه حضرت زهرا(س ) است من در چند هفته پيش هم ذكري از مصائب حضرت زهرا(س ) كردم و امروز هم ذكر مختصري مي كنم . حقيقتا آدم غصه مي خورد از اينكه يك دردانه تربيت شده پيغمبر(ص ) و ربوبيت در زمين و يادگار عظيم الشان پيغمبر(ص ) در آن مدت كوتاه و بعد از رحلت پيغمبر(ص ) اينقدر گرفتار حزن و اندوه و رنج شدند.
آن دفعه من رنجهاي ايشان را در مكه و مدينه و اينها گفتم خوب آنها در زمان پيغمبر(ص ) بود , با حضور پيغمبر(ص ) و نزول جبرئيل كه معمولا سلام خدا را هم به زهرا(س ) مي رساند كه بسيار دلنشين و اميدبخش و نيروآفرين بود براي حضرت زهرا(س ) اين بار زهرا(س ) از آن پشتيباني و حمايت گذشته برخوردار نيست . اولين مصيبت بزرگ اينست كه وحي قطع شده و ديگر جبرئيل نمي آيد و پيغمبري نيست و بعدش اين است كه گرفتار فراغ پدري مثل حضرت رسول اكرم (ص ) است كه زمين و آسمان همه در فراغ ايشان مي گريند خوب طبيعتا زهرا(س ) بيش از همه ديگران و حوادثي كه اتفاق افتاد زهرا(س ) را بسيار بسيار رنجديده كرد. حضرت زهرا(س ) هيچ توقع نداشتند كه يك چنين وضعي بعد از رحلت پيامبر(ص ) آن با اين سرعت اتفاق بيفتد. مي ديدند همه چيز دارد منهدم مي شود. هرچي هم تلاش كردند نتوانستند جبران كنند. خيلي تلاش كرد حضرت زهرا(س ) به نظرم بيش از علي بن ابيطالب (ع ) , حضرت زهرا(س ) براي جلوگيري از انحرافات در آن چندروزي كه طاقت راه رفتن و صحبت كردن داشتند , تلاش كردند. به مسجد رفتند , خطبه خواندند , دست حسن و حسين را مي گرفتند و به خانه هاي مجاهدين و انصار مي رفتند , دوستان گذشته را ملاقات مي كردند , گله مي كردند , انتقاد مي كردند , استمداد مي كردند و همان هائي كه در گذشته , افتخار داشتند كه لحظه اي در اطراف خانه زهرا(س ) باشند , اينبار با ملاحظات سياسي از ملاقات با زهرا(س ) هم دريغ داشتند.
خسته , رنجور و خشمگين به خانه مي آمد , تنهائي و خانه نشيني علي بن ابيطالب (ع ) كه انرژي بخش حركت اسلامي بود تا آن روز , او را بيشتر رنج مي داد. گاهي عاطفي و تند با علي بن ابيطالب حرف مي زد اما منطق علي بن ابيطالب (ع ) ايشان را قانع مي كرد. اگر نمي خواهي اين دين بماند , اگر نمي خواهي دشمنان اسلام فرصت حمله پيدا نكنند , اگر نمي خواهي وحدت امت نشكند , خوب منطق قوي است . زهرا(س ) آرام مي گرفت اما آنچه كه مي ديد برايش قابل تحمل نبود. تا طاقت بيرون رفتن داشت در بيت الاحزان درددل مي كرد ولي كم كم ايشان مريض شدند و بستري شدند. شايد يكماه بعد از رحلت پيغمبر(ص ) صحبتها و گلايه هاي حضرت زهرا(س ) به گوش خانواده ها و همسران مهاجرين و انصار رسيد. آنها دستجمعي به ديدن حضرت زهرا(س ) آمدند. هم براي اينكه ايشان را دلداري بدهند و آرامش دهند و هم براي شنيدن حرفهاي ايشان . صحبتهائي كه حضرت زهرا(س ) كه با خانمهاي مهاجرين و انصار كرده واقعا تكان دهنده است . من نمي خواهم آنها را الان بخوانم براي شما. گذشته جزيره العرب را به رخشان كشيد كه چه زندگي داشتند , چه ذلتي , چه رفتاري , آنها كه دخترانشان را زنده به گور مي كردند. آنها كه آبشان از آبهاي آلوده , مانده در گودالها بود. آنهائي كه هر لحظه هر دشمني مي توانست بر آنها بتازد و آنها را منهدم كند و امروز تبديل شده بودند به يك كشور متمدن و قدرت عظيم در منطقه . اينها را به رخشان كشيد و اخطار كرد و آينده را پيش بيني كرد. آنها حرفي نداشتند بزنند و برگشتند و به شوهرانشان ماجرا را نقل كردند و ظرف چند روز مدينه پر شد از انتقاد و همه خانه ها محفل انتقاد شده بود و حضرت زهرا(س ) صحبتهائي ايشان در همه محافل مطرح مي شد , به فكر افتادند سران خلافت كه زهرا(س ) را راضي كنند و جلوي اين انتقادات را بگيرند اما از اين به بعد هر كس كه آمد , زهرا(س ) حاضر نبود با آنها ملاقات كند , اجازه صحبت هم به آنها نمي داد بالاخره به علي بن ابيطالب فشار آوردند و علي (ع ) از زهرا(س ) خواهش كرد كه موافقت كند , بيايند. ايشان در مقابل چنين نظريه صريح حجت زمانش چه مي تواند بگويد و فرمود « البيت بيتك والحره حرتك » خانه خانه توست و منم همسر تو هستم . تصميم با شماست كه بيايد اما حرف زدن اين ديگر در اختيار زهرا(س ) بود. من اينها را از كتاب معتبر « الامام و سياسه » يكي از علماي مشهور اهل سنت , نقل مي كنم . عالم بزرگوار دينوري كه همه حرفهايش را قبول دارند. آمدند و خيلي حرف زدند. زهرا فقط يك جمله گفت قبول داريد كه پدرم فرمود « فاطمه بضعه مني » مي دانيد گفت هر كس او را اذيت كند , من را اذيت كرده . « من اذاها فقد اذاني » هر كس فاطمه از او خشمگين باشد من هم از او خشمگينم . گفتند بله ما شنيديم . حضرت زهرا(س ) فرمود همين قدر بدانيد من به حالت خشمگين از شماها از دنيا مي روم . ديگر خودتان مي دانيد و خدا. كار به جايي مي رسد كه زهرا(س ) با آن خانواده و محيط خانوادگي گرمي كه علي (ع ) حسن (ع ) و حسين (ع ) و زينب (س ) خانه را گرم مي كنند , از خداوند تعجيل در وفات مي خواهد. « اللهم عجل علي وفاتي سريعا » انصافا انسان سختش است كه بپذيرد كه دختر پيغمبر(ص ) , يك كسي كه آن همه سفارش درباره او شده , اينچنين چراغ عمرش خاموش شود.
بحث ديگر ما درباره نماز جمعه است كه پنجم مرداد سال 58 اولين نمازجمعه در تهران با امامت آيت الله طالقاني و با حكم امام (ره ) برگزار شد. كاري كه قرنها تعطيل بود و تا امروز اين فريضه به نحوي اداره مي شود و دوام دارد و انشاالله در آينده قويتر و نيرومندتر و جامع تر و درستر انجام شود. من يك كمي مي خواهم روي اين مسئله بحث كنم . شك نيست كه نماز جمعه يكي از محورهاي مهم حكومتي و سياسي و عبادي اسلام است . تعبيري كه درباره نماز جمعه در سوره جمعه در قرآن شده , درباره هيچ فريضه ديگري اينگونه نيست كه خوب شماها مي دانيد و خودتان هم مي خوانيد.
« اذا نوري للصلاه من يوم الجمعه , فسعوا الي ذكرالله و ذرواالبيع و آخرش هم نتيجه مي گيرد « ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون » همه چيز در اين جمله هست . دليلش هم روشن است . امروز روشن تر از گذشته است . مبناي حكومت اسلامي حضور مردم بوده است هيچ وقت در هيچ جاي قرآن , در هيچ سندي نمي توانيد پيدا كنيد كه اسلام بخواهد مردم را نديده بگيرد و حكومتي كه متكي به شورا و مردم نباشد و رضايت مردم را نداشته باشد , مورد قبول اسلام نيست . البته هميشه خداوند پيغمبر(ص ) و ائمه و جانشينان ائمه را با حكم الهي مسئوليت داده . اما اين مردم هستند كه بايد راضي باشند و بپذيرند و حضور داشته باشند و حكومت را از خودشان بدانند و نماز جمعه يكي از مهمترين ابزار و پايگاه اين حركت مردمي اسلامي است . آنطور كه بوده و بايد باشد و نه آنطوري كه هنوز دارد اجرا مي شود. متاسفانه در تاريخ شيعه نماز جمعه وضع خوبي نداشته است . علتش هم اينست كه اين يك مذهب حكومتي است و شيعه هم از اول با حكومتها و خلافتها ميانه خوبي نداشته و آنها را ذي حق نمي دانسته و اين منصب حكومتي از منظر شيعه در محل خودش نبوده است . و چون عبادت است و قصد قربت لازم دارد و نمي شود انسان عبادتش را به طور ديگري برگزار بكند , طبعا فقط در حد سياسي شيعه در نمازهاي جمعه گاهي شركت مي كردند اما هيچ وقت شيعه براي خودش برنامه نمازجمعه نداشته , چون حكومتي نداشته . اينجا به فتواهاي فقها كه مراجعه مي كنيم , مسائل بسيار جدي به چشم مي خورد. البته اهل سنت چون واجب مي دانند و هميشه هم در نمازها شركت مي كردند و اين تبديل يك فرهنگ شده و لذا روز جمعه در مراكز اهل سنت كه مي رويد. مي بينيد شركت خيلي خوبي دارند در نمازهايشان . ولي آنها چون اين فاصله را كه ما قائليم بين دو نمازجمعه , از لحاظ مكاني قائل نيستند و در مساجد متفرق نماز خوانده مي شود اما آن چيزي كه شيعه معتقد است و واقعا يك بنيان عظيمي است براي يك حركت عظيم مردمي آن هم در فضاي عقيدتي , ايماني و عرفاني . فرق مي كند كه انسان يك مثلا ميتينگي بدهد و عده اي از مردم بيايند و هركسي با يك هوايي شعار بدهند. اينجا جائي است كه كسي كه مي آيد بايد طاهر , باوضو شركت بكند و به قصد قربت بشيند و خطبه را به عنوان يك وظيفه گوش بدهد و مثل يك ركعت نماز حساب مي شود هر خطبه , رو به قبله بنشيند و گوش بدهد و توجه بكند و به حالت روحاني مطالبي كه مطرح مي شود , گوش بدهد و به حساب خدا بگذارد. خوب اگر ما با برنامه چنين اجتماع هفتگي داشته باشيم , چقدر عظمت دارد. البته قبل از اين نمازهاي جماعت است . مساجد ما اگر همين حالت را داشته باشند , منتهي آنها حالت نمازجمعه كه سياسي و عبادي است ندارند آنها هم سياسي است . اما در نمازجمعه خطيب موظف است غير از حمد خدا و درود بر پيغمبر(ص ) و ائمه (ع ) در نظر ما موظف است كه مسائل جاري جهان اسلام و محيط را براي مردم توضيح بدهد. مردم از زبان كسي كه فرض بر اين است كه او عادل است و صادق است , حرفهاي كشورشان و جهان و شرايط را بشنوند و آنگونه با آن حالت گوش بدهند و با آن انبوه جمعيت با مسائل برخورد بكنند. اين تفاوت دارد و با برنامه هاي ديگر حقيقتا سياسي است و حقيقتا عبادي است .
منتهي در تاريخ ما وضع اينطوري بوده كه اقوالي كه بين فقها هست , بعضي ها اصلا حرام مي دانستند در زمان غيبت نماز جمعه بخوانند , خوب اين تكليفش روشن است . بعضي ها واجب مي دانستند اما حداقل « مبسوط اليد » بايد مي بودند. حضور يك مجتهد و يا فقيه و يا بعضي ها در حد يك امام جماعت صاحب شرايط بايد مي بود. اين هم معمولا براي شيعه در دنيا نبوده تا اين تاريخ , بعضي ها واجب عيني مي دانستند , با يك شرايطي كه خيلي كم هستند اينها و از زمان مرحوم شهيد ثاني بيشتر از اين نظريات پيدا مي شود. بعضي ها هم واجب تاخير و يا مستحب مي دانند. همين حالا اكثر فقهاي ما , واجب عيني نمي دانند نماز جمعه را , من فقط همين يك سئوال را مي كنم , من البته نمي خواهم به فقها بگويم چرا اينگونه فتوا نمي دهند , آنها فقيهند و ذي صلاحند و هرچه نظرشان رسيد , فتوا مي دهند و اين يك بحث تحميلي نيست , فقيه و مرجع حق اوست كه فتوا بدهد , من تحميل سياسي و عظمت نمازجمعه و اهداف نمازجمعه را دارم عرض مي كنم , حالا شما اگر فرض كنيد , نماز جمعه مثل نماز ظهر بر مردم واجب بود كه اين فتوائي است كه خيلي سخت نيست , ديگران داده اند , آنجايي كه ديگر حاكم عادل باشد كه خيلي فتوا داده اند و مبسوط اليد , در غير اين هم خيلي فتوا داده اند. حالا حداقل اين موردش كه الان در زمان ما در ايران حكومت , حكومت اسلامي است و حكومت عادل است , من بحثم اينكه عمل همه كارگزاران نظام چگونه است , نمي كنم . متن حكومت از نظر بسياري از فقهاي شيعه هم حكومت صالح , عادل و سالم است . حالا اگر نمازجمعه واجب بود و اين مراعات دو فرسخ فاصله مي كرديم در تهران فقط يك نمازجمعه مي شود و همه هم مجبور بودند وظيفه شرعي داشتند در نماز شركت كنند , چه اتفاقي مي افتاد. هزينه اي نظام نمي پرداخت و اينهمه جمعيت به عنوان وظيفه قطعي ديني ظهر جمعه , پيش از ظهر جمعه حاضر مي شدند , در يك جا و به تناسب شهرها , هر شهري وقتي كه همه مكلفينش كه اهل نماز هستند حالا آنهائي كه نماز نمي خوانند , بخش جداست البته آن زمان ديگر نيامدنش سخت است , چون معلوم مي شود كه اينها نماز نمي خوانند , اگر نمازجمعه واجب باشد , بايد بيايند. بنابراين واقعا شكوه اسلامي و عظمت و قدرت ملي را به نمايش مي گذارد. در آن شرايط خطيب نمازجمعه هم بايد در طول هفته بايد كار بكند و بحثهاي بسيار محكم و مهم و اساسي مطرح بكند. در چنين شرايطي خطيب , سخنگوي حكومت نيست و سخنگوي مردم است . فرض بر اين است كه عادل است و مي خواهد با مردم سر وكار داشته باشد و بايد حرف مردم را بزند , اگر حرف مردم در فضاي انبوه جمعيت شهر , با صراحت و صداقت و محكم مطرح شود و خواسته هاي مردم مطرح شود , چه اتفاقي مي تواند بيفتد. طبعا در چنين شرايطي چون مدتي طول مي كشد , تا اين مردم جمع شوند و متفرق شوند , بايد برنامه هاي جنبي داشته باشد. سالنهاي متعدد , كنفرانسهاي متعدد , ميزگردها و صاحب نظرها براي جوانان , اطفال و زنان برنامه هاي جنبي داشته باشند و هفته اي يكبار اين اتفاق در هر شهري بيفتد , خيلي عظمت دارد و ديگر شكستن يك چنين نظامي كار آساني نيست و هيچ ديوي نمي تواند اينجا تنوره بكشد و جنايت بكند و زور بگويد. همين نماز جمعه فعلي كه مردم با عقيده به استحباب حاضر مي شوند از روزي كه شروع شد تا به حال بهترين پشتيبان حركت نظام اسلامي ما بوده و اگر اين با شرايط خودش انجام بشود و شيوه هاي درست و مناسب روز در تبيين مطالب و عرضه كردن مطالب پيش بيايد و حالت عمومي داشته باشد و هيچ جا حالت باندي به خودش نگيرد. يك قشر فكر نكنند آنجا عليه آنها فكر مي كنند , همه اينجا را متعلق به خودشان بدانند , اگر حتي انتقادي متوجه آنها بشود , خودشان را اصلاح بكنند , اگر به اين صورت دربيايد نماز جمعه , كه بايد بيايد , به نظر من , البته اين نظر فقها و مراجع و مقلدان شماست كه اگر نظر دادند , چنين اتفاقي خواهد افتاد.
كاري كه امام (ره ) كردند در شروع كار , شخصيتي مثل آيت الله طالقاني را اولين خطيب جمعه تهران منصوب كردند , خودش يك كار مهمي بود , شرايطي كه آقاي طالقاني آن زمان داشتند , اين امكان را به وجود آورد كه نمازجمعه مركز تجمع نظرات مختلف باشد و خيلي كساني كه انتقاد داشتند , از بعد اينكه آقاي طالقاني آمده بود , مي آمدند و توده مردم كه مخلص و تابع نظام هم بودند آنها كه به عنوان وظيفه ديني با قطع نظر اينكه خطيب كي هست , مي آمدند. بنابراين فكر مي كنم , كار امام (ره ) كار مهمي بود كه انجام دادند ولي انشاالله ما هم بتوانيم در آينده , آن چيزي كه خداوند از ما خواسته است به دنبال او برويم و بتوانيم نمازجمعه اي آنطوري كه در خور حكومت اسلامي است آن هم مكتب اهل بيت (ع ) بتوانيم انجام بدهيم .
و آخرين مسئله اي كه مي خواهم عرض بكنم , مسئله اي است كه آمريكائيها دوباره مطرح كردند در دنيا و رسانه هاي صهيونيستي هم دارند دامن مي زنند كه مسئله روز است و مهم است و من بايد در مورد آن توضيح بدهم .
در خبرها شنيديد كه يك كميسيوني از كنگره , 10 نفر نصفشان از دمكراتها و نصفشان از جمهوريخواها , خيلي مدت طولاني است , يكسال دو سال است كه دارند كار مي كنند و تحقيق مي كنند كه حادثه 11 سپتامبر چرا اتفاق افتاده است گزارشات ديروز (پنج شنبه ) منتشر شد , اخبارش قبلا داده شده بود ولي متنش تازه منتشر شد , خلاصه آن اينست كه هم دولت آقاي كلينتون و دولت آقاي بوش كوتاهي كردند و مواظبت نكردند و به اخطارها توجه نكردند و اطلاعات هم ضعيف عمل كرده و در نتيجه آن ضربه بزرگ به آمريكا خورده و هنوز هم خطر ادامه دارد. اصل مسئله آنها اين است كه در اين گزارش طولاني گويا خيلي بزرگ , دو سه سطري هم نوشته اند كه چند نفر از اين افراد , القاعده كه به آمريكا رفتند در مسيرشان از ايران هم عبور كرده اند. اين باعث شده كه يك شانتاژ عصبي در رسانه هاي صهيوني راه افتاده كه آيا ايران مقصر است يا نيست يا دخالت داشته يا خير , ديگر حالا آنها به منطق خيلي توجه نمي كنند و همينطوري هياهو مي كنند و مردم هم همه چيز را نمي دانند. البته مسئولان آمريكايي همان كنگره هم وقتي گزارش داده , گفته ما هيچ مدركي نداريم كه ايران اينها را مي شناخته و يا از هدف اينها مطلع بوده و يا بنحوي با كار اينها موافق بوده , هيچ سندي نداريم , فقط مي دانيم از ايران عبور كردند. من مي خواهم يك قدري اين را باز كنم ببينيد ما با چه دنياي شيطان صفتي مواجه هستيم . اولا اصل مسئله را ما نمي دانيم درست است كه آيا اينها مثلا از افغانستان وارد ايران شدند و از ايران رفتند , خوب روزي هزاران نفر مي آيند و مي روند و كسي اينها را كه همه را برنامه اي اينطوري نداره كه بداند كي هستند , اينطور آدمها , معمولا شناسنامه ها و گذرنامه هاي پوششي دارند , اينطور آدمها نمي آيند كه همان كسي كه هستند بگويند. به علاوه قاچاق خيلي ها مي توانند بيايند و بروند. اينها هم هميشه اينطوري است حالا ما اصلش را نمي دانيم كه راست مي گويند. شايد فقط خواستند يك جاي پائي در اين گزارش داشته باشند , حالا فرض مي كنيم كه هشت نفر از اينها هم آمدند از ايران عبور كرده اند. از افغانستان تا آمريكا برسند. از چقدر كشور اينها بايد عبور بكنند , اگر از زمين رفته باشند , تعداد زيادي كشور بايد عبور بكنند , اگر هم با هواپيما رفته باشند , بالاخره رفتند كشور ديگري از آنجا با هواپيما رفته اند , بعد رفتند خود آمريكا. بالاخره اينها مدتي در آمريكا بوده اند و مثل بقيه مسافرين رفت و آمد مي كردند , كار مي كردند , خوب اينها هر كدامشان وضعشان روشن شده در آمريكا , خوب اگر هم صحيح باشد و عبور كرده باشند , مي شود براي ايران يك پاپوشي درست كرد با اين مقدار اطلاعات اين نشان دست خالي بودن آمريكائي هاست . (شعار مرگ بر آمريكا)
يك مثلي عربها دارند آدمي كه غرق مي شود در رودخانه يا دريا هر چي كه دستش برسد به او مي چسبد كه شايد نجاتش بدهد. اگر به ساحل نزديك باشد حتي يك گياه كوچك را مي گيرد شايد نجاتش بدهد. آمريكائي ها اينگونه شده اند. در داخل مشكل دارند , نتوانستند حرفهائي كه زدند عمل كنند نتوانستند با تروريسم مبارزه كنند , نتوانستند در جنگ عراق و افغانستان به اهدافشان برسند , نتوانستند امنيت مردمشان را تامين كنند , نتوانستند در زمانش خطر را درك كنند و جلوگيري كنند. پرمدعا , بايد فرافكني كنند بايد به يك جايي اشاره كنند كه آن در رسانه ها تيتر شود و يك هياهو راه بيندازند و اين يك جنايت تبليغاتي است كه متاسفانه امروز بسياري از رسانه ها دارند مرتكب مي شوند و مردم را اينگونه فريب مي دهند.
اساس كار اينست كه آمريكا با دست خالي در مقابل اين همه انتقاد و اين همه ايراد بجا و ضعف مفرط و برنامه ريزي غلط و اطلاعات كم و اقدام نابجا , گرفتار امواج انتقادات و عصبانيت ها از سراسر دنياست يك چنين چيزهائي براي آمريكائي ها ارزشمند است والا همين جا يك كمي توقف كنيد و شما يك سئوال بزرگتري از آمريكا كنيد , اين دفعه ما سئوال مي كنيم خيلي خوب اينها از ايران رفتند , اينها چرا در افغانستان بودند و كي آنها را آنجا برد. اينها از كجا اداره شدند , پولشان را كي داد , كي اينها را پشتيباني كرد اينها كه مخفي نيست , هيچ شكي نيست , آمريكايي ها قبول دارند , اروپائيها هم قبول دارند كه القاعده و طالبان را آمريكائيها خلق كردند و آمريكائيها اينها را بزرگ كردند , درست به خاطر تضعيف انقلاب اسلامي اينها فكر كردند يك جريان تندرو سني و وهابي از نوع سلفي را در مقابل افكار تشيع خلق كنند و تقويت كنند كه با نيروهاي راديكال شيعي اينها مواجه شوند و همديگر را خنثي بكنند , طرحشان اين بود. ما همان روزهائي كه شروع كردند طالبان , آن موقع با آنهائي كه پشتيباني مي كردند , بارها بحث كرديم و در مذاكرات رسمي ما هست , ثبت شده , نوارش ضبط شده و وجود دارد , ما گفتيم اينهائي كه شما داريد خلق مي كنيد , يك روز به جان خودتان مي افتند. به هرحال كسي كه مسلمان باشد , گرچه شيعه نباشد , هر چه ديگري مي خواهد باشد , بالاخره آن نمي پذيرد , سلطه كفر را. يك روز در مقابل شما مي ايستد و به اين نصايح ما آنها توجه نكردند , خوب حالا آمريكا بايد جواب بدهد كه القاعده از افغانستان چرا حركت كرده رفته آمريكا از عربستان چرا حركت كرده رفته آمريكا چرا اينقدر سطحي برخورد مي كنند , چرا اينقدر فكر مي كنند نادان هستند و اگر مردم تحت تاثير اين تبليغات قرار مي گيرند , چرا اينقدر ساده و سطحي باشند. من فكر نمي كنم مردم اينقدر ساده و سطحي باشند و همه مي فهمند ريشه مشكلات تروريسم در دنيا حقيقتا غربي ها و آمريكائي ها هستند. شك نكنيد (تكبير نمازگزاران )
ديگر كسي تروريست تر از منافقين پيدا نمي شود كه شما مي دانيد , اينها در ايران چه كار كردند و چه شخصيتهائي را شهيد كردند , چه اجتماعاتي اينها بمب منفجر كردند و چه جناياتي كه اينها كردند و همه را اعلام كردند و اينها تحت حمايت آمريكا بودند و امروز هم هنوز تحت حمايت آمريكا هستند , اگر آمريكا دستش را از بالاي سر اينها بردارد , مگر مردم عراق مي گذارند اينها در آنجا بمانند. مردم عراق كه يك روز ده دوازده سال پيش ديدند اينها همراه جلادان صدامي مردم را قتل عام مي كردند , مگر قبول بكنند اينها آنجا زندگي بكنند و شرارت بكنند. آمريكائيها اينها را نگه داشتند. آمريكا نمي تواند مسئوليت خودش را نديده بگيرد و نمي تواند جنايات خودش را به ديگران منتسب بكند , البته مي تواند بگويد ولي كسي قبول نمي كند. بله در حد بهانه گيري و اقدامات نابخردانه اي كه اينها در عراق و جاهائيكه در جاهاي ديگر كردند , هميشه براي آمريكا دستشان باز است ولي اميدواريم اين بار درسي كه مردم عراق به آمريكائيها مي دهند لااقل براي يك نسل آمريكائيها را آدم بكند.
به گزارش خبرنگاران ما , آيت الله هاشمي رفسنجاني در پايان خطبه دوم نمازجمعه سوره مباركه توحيد را قرائت كرد.

پيام شهيدان
به ياد شهداي ارتش اسلام




شهيد سرهنگ خلبان علي اصغر عزيز
تاريخ تولد : 1339
محل تولد : خورد بيابانك اصفهان
يگان : هوانيروز
تاريخ شهادت : 1370,10,6
محل شهادت : زاهدان
محل دفن : بهشت زهرا
سرهنگ خلبان علي اصغر عزيز فرزند 22 بهمن (1339 ) و تولد مجدد او در 22 بهمن 57 بود , چرا كه با عشق و علاقه به انقلاب پيوسته در كنار پرسنل انقلابي هوانيروز با طاغوت مبارزه مي كرد.
پس از پيروزي انقلاب به كمك انقلاب شتافت و با حضور در جبهه هاي غرب و جنوب دين خود را به انقلاب ادا نمود. در دوران جنگ , اكثر اوقات او در ماموريتهاي جنگي سپري شد. او در اين رابطه به همسرش چنين مي گويد :
« من كه به جبهه مي روم ممكن است برايم برگشتي نباشد. به همين دليل دوست ندارم فرزندانم به من وابسته باشند و در نبود من احساس ملالت و دلتنگي كنند. »
با اين حال دوران جنگ به سر آمد و او به فيض شهادت نائل نشد ولي در ادامه راه شهدا عازم كرمان شد و به مقابله با سوداگران مرگ و قاچاقچيان پرداخت .
اين مبارزه او تا سال 70 ادامه يافت و در نهايت در مورخه 1370,10,6 در حين انجام ماموريت در نوار مرزي زاهدان با توجه به اينكه عارضه شيميايي داشت و همچنين از هيجاناتي كه از انهدام كاروان اشرار به او دست داده بود دچار عارضه قلبي شد و در بيمارستان زاهدان به فيض شهادت نائل آمد.
پيكر پاك او در بهشت زهرا , زيارتگاه عاشقان است . از اين شهيد 4 فرزند به يادگار مانده است . ارواح طيبه شهيدان راه خدا و اين شهيد عزيز , با قرائت فاتحه و ذكر صلوات بر محمد و آل محمد شادمان باد.

دوتن از نمايندگان مجلس
دولت بايد با صلابت به غني سازي اورانيوم ادامه دهد



مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس گفت : ايران از حق مسلم خود در دسترسي به فناوري هسته اي به هيچ وجه عقب نشيني نخواهد كرد و در همين راستا قطعه سازي و غني سازي اورانيوم بايد از سوي دولت از سر گرفته شود.
كاظم جلالي نماينده شاهرود و مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي درباره ضرورت آغاز غني سازي اورانيوم در گفتگو با خبرگزاري فارس اظهار داشت : در ماده چهار پروتكل الحاقي تصريح شده كه همه كشورها حق دستيابي به تكنولوژي هسته اي را براي مصارف صلح آميز دارند و تاكنون هيچ نهاد بين المللي نتوانسته اثبات كند كه جمهوري اسلامي ايران از اين مسير و از چارچوب « ان .پي .تي » خارج شده است .
وي تصريح كرد : درباره دو موردي كه اخيرا در خصوص آلودگي 36 درصدي دستگاه ها و سانتريفيوژها مطرح شد , جمهوري اسلامي ايران پاسخ مستدل و منطقي خود را به آژانس ارايه كرده است .
وي گفت : در نگاه اول , جمهوري اسلامي ايران به دنبال تصويب پروتكل الحاقي بود و تصور مي شد , نهادهاي بين المللي با مسائل هسته اي در ايران برخورد كارشناسي و تخصصي خواهند كرد اما آنچه در جلسات اخير شوراي حكام به اثبات رسيد. اين است كه عليرغم ارائه گزارش هاي مستدل ايران بعضي از قدرت هاي شوراي حكام مسئله انرژي هسته اي ايران را كاملا سياسي و دستاويزي براي تسويه حساب با سياست هاي استقلال خواهي كشورمان قرار داده اند.
جلالي ادامه داد : به نظر مي رسد در شرايط كنوني ايران با صلابت راه خود را در جهت رسيدن به تكنولوژي براي مصارف صلح آميز ادامه دهد.
همچنين علي افشاري يكي ديگر از نمايندگان مجلس با تاكيد بر ضرورت دستيابي جمهوري اسلامي ايران به دانش هسته اي گفت : نياز به فناوري هسته اي جز ضروريات كشور است و ايران نبايد در جهت استفاده صلح آميز از دانش و تكنولوژي هسته اي از ديگر كشورها عقب بماند.
وي با توصيه به اروپائيان براي عمل به تعهدات خود يادآور شد : تعليق داوطلبانه فعاليت هسته اي ايران در قبال تعهدات اروپائيان به ايران بود و چون كشورهاي اروپايي به تعهدات خود عمل نكردند , ما حق داريم فعاليت غني سازي خود را از سر بگيريم .
نماينده سميرم در مجلس شوراي اسلامي تصريح كرد : نمايندگان مجلس درصددند به دولت الزام كنند تا فعاليت غني سازي اورانيوم را از سر بگيرد.