بسم الله الرحمن الرحيم
اظهارات گستاخانه « توني بلر » نخست وزير انگليس كه روز
پنجشنبه با صراحت گفت اجازه نخواهيم داد ايران از تكنولوژي
هسته اي برخوردار باشد , يكبار ديگر اين سئوال را در اذهان زنده كرد كه
چه عاملي موجب شده است سران كشور ورشكسته اي مثل انگليس به
خود اجازه بدهند در برابر ملت انقلابي ايران با لحن آمرانه سخن بگويند
و به ياد دوران امپراطوري بريتانياي كبير بيافتند همين سئوال و
كنكاشي كه ميتوان پيرامون پاسخ آن نمود , انگيزه نگارش مقاله ايست كه
بخشي از كاركردهاي وزارت امور خارجه كشورمان را مورد بررسي قرار
ميدهد.
وزارت امورخارجه , مجري سياست خارجي كشور است . مفهوم
اين جمله اينست كه اين وزارتخانه الزاما سياستگذار نيست , ميتواند
سياستگذار باشد يا در سياستگذاري سهمي داشته باشد و ميتواند فقط
مجري باشد. در هر دو حالت نقش اساسي مسئولان وزارت امورخارجه
در حفظ عزت كشور و ملت , درصورتيكه مجري خوبي باشد , و يا ضربه
زدن به عزت كشور و ملت , درصورتيكه مجري خوبي نباشد , غيرقابل
انكار است .
اين واقعيت را در همه زمينه ها مي توان لمس كرد. شما بهترين قانون
امنيتي را كه به افراد بي كفايت و مجريان نالايق بسپاريد , بدترين نتيجه
را نصيب كشور خواهند كرد و كشور را به ناامني خواهند كشاند و اگر
همان قانون را به دست افراد لايق و مجريان شايسته بدهيد , كشور را از
بالاترين ضريب امنيتي برخوردار خواهند نمود. بنابر اين , مجريان لايق
قانون و سياست ها نقشي اساسي در بهبود وضعيت كشور و قانونمندي و
تامين مصالح ملت و كشور دارند كمااينكه مجريان نالايق همان نقش را
در جهت تخريب كشور و ضربه زدن به مصالح ملت ايفا مي كنند.
اين مقدمه را بدان جهت آورده ايم كه از هم اكنون خوانندگان گرامي
اين مقاله به اين نكته توجه داشته باشند كه نقد كاركرد وزارت
امورخارجه و اعتراض به روش ها و موضعگيري هاي بعضي مسئولان
آن , الزاما به معناي غرض ورزي يا انحراف آنها نيست , بلكه ميتواند به
اين دليل باشد كه آنها افراد شايسته اي براي كاري كه برعهده گرفته اند
نيستند. در ميان همين مسئولان افرادي وجود دارند كه در ايمان ,
صداقت , پاكدامني و دلسوزي آنها براي كشور ترديدي وجود ندارد , اما
همين افراد ممكن است فاقد بينش لازم براي انجام وظيفه اي باشند كه
برعهده آنها گذاشته شده است . ميدانيم كه پاكي و صداقت و دلسوزي و
ايمان , شرايط لازم براي كارگزاران نظام حكومتي هستند اما كافي
نيستند. علاوه بر اينها , ويژگيهاي ديگري لازم است كه اگر وجود
نداشته باشند نه تنها از آن شرايط معنوي خوب نميتوان بهره لازم را
برد , بلكه در بسياري موارد ضربه زننده نيز خواهند بود.
اين نكته در مورد مسئولان وزارت امورخارجه حساسيت و اهميت
بيشتري پيدا مي كند , زيرا آنها با عناصر حيله گري در سطح جهان
سروكار پيدا مي كنند كه فقط با درك عميق , تيزبيني و صلابت ميتوان از
پس آنها برآمد والا در عرصه شطرنج سياست , اينان مات خواهند شد و
آنها همواره دست بالا را خواهند داشت . مواجهه عبرت آموز ابوموسي
اشعري و عمر و عاص را در ماجراي حكمين نبايد از نظر دور بداريم .
عمروعاص توانست با حيله گري خود , ابوموساي مومن اما ساده انديش
را به عزل علي عليه السلام از خلافت و سپردن زمام امور مسلمين به
معاويه وادار سازد , كاري كه با هيچيك از معيارهاي ايماني و عقلي
منطبق نبود و هيچيك از اهل فكر و منطق , انتظارش را نداشتند اما در
ميان حيرت و ناباوري همه , اتفاق افتاد. عواقب سو اين واقعه
شرم آور , آنقدر زياد بود كه فقط يكي از آنها يعني پيدايش « خوارج » به
عنوان يك جريان افراطي بي مهار , با ملكوك ساختن چهره نوراني اسلام
و ايجاد بدعت هاي خطرناك , براي هميشه توانست به اين دين پاك الهي
ضربه وارد كند , جرياني كه امروز نيز به عنوان عكس العمل رفتارهاي
تفريطي صاحبان قدرت و مسند در جهان اسلام , در اينجا و آنجا سر
برمياورد و چهره نوراني اسلام را لكه دار مي كند و البته دشمنان اسلام را
نيز گستاخ مينمايد.
جاي كمترين ترديدي نيست كه گستاخي نخست وزير انگليس و
خط و نشان كشيدن هاي او براي ملت بزرگ ايران , محصول بي تدبيري ها
و عملكرد نادرست مسئولان وزارت امورخارجه ماست . حداكثر كاري
كه مسئولان وزارت امورخارجه كشور ما در برابر اين قبيل گستاخي ها
مي كنند اينست كه يك نسخه تكراري به دست سخنگويشان ميدهد تا
درحاليكه سر خود را مثل افراد شرمنده به زير انداخته و از بي مطلبي به
اينطرف و آنطرف خود نگاه مي كند , بگويد « اينگونه اظهارات هيچ كمكي
به روابط متقابل نمي كند » !
البته تقصير سخنگوي بيچاره نيست . اصولا اين دستگاه , فشل است
و بيش از اين رمق ندارد. كساني كه از پشت پرده ماجراها خبر دارند ,
ميدانند كه همين موضعگيري تكراري و بي رمق نيز محصول فشارهاي
جاي ديگر است و در بسياري موارد , اصولا وزارتخارجه درصدد
موضعگيري و پاسخگوئي برنميايد. همين وضعيت فشل است كه هرگز از
اين وزارتخانه عريض و طويل در طول سالهاي اخير كه سالهاي تهاجم
شديد قدرتهاي استكباري به ملت ايران است , اقدام عملي قابل
ملاحظه اي در برابر اين تهاجم مشاهده نشد درحاليكه آنچه موجب
حفظ عزت ملت و كشور مي شود , اقدام عملي بموقع و شايسته است نه
پنهان شدن در پس پرده مصلحت سازي هاي بي منطق و تكراري .
ادامه دارد

|