نگاري مي رسد از دور , ماه آسمان است او
سروشي مي دمد : آري , كه منجي جهان است او
جهان پرنور مي گردد زسيماي دل انگيزش
اميد خيل مشتاقان , پناه بي كسان است او
تبسم باز مي گردد به باغ تشنه لبها
طلوع فجر و بيداري , اميد بيكران است او
به پايان مي رسد روزي تب شب انتظاري ها
به دلها مي شود پيدا اگر چه در نهان است او
نه باران جلوه اي دارد , نه كوه و جنگل و دريا
زلال چشمه چشم تمام عاشقان است او
چراغ انتظار ما خدايا تا به كي روشن
در اين احساس غم افزا , غم شادي رسان است او
همه شب زنده داران را تمناي وصال اوست
همان مهدي موعود(عج ) و شه صاحب زمان است او
رضا نيكوكاري

|
خورشيد مستور
|
گرپرده زخورشيد جمال تو برافتد
گل جامه قبا كرده زپرده به در افتد
چون چشم چمن چهره گلرنگ تو بيند
خون از دهن غنچه زتشوير برافتد
بشكافت تنم غمزه تو گر چه مويي است
يك تير نديدم كه چنين كارگر افتد
بي ياد تو عطار اگر جان به لب آرد
جانش همه خون گردد و دل در خطر افتد
عطار نيشابوري

ويژگيهاي حكومت مصلح جهاني ـ 6
« سالم سازي جامعه » در حكومت مهدوي
|
قسمت ششم
فاطمه رجبي
ويژگي مهم دولت موعود , سالم سازي جامعه است . آيا سلامت جامعه به عمران
و آباداني آن است و يا داشتن امنيت آيا مبارزه و سركوبي با ستمگران جامعه
مهدوي را سلامت مي بخشد و آيالله
پاسخ امام سجاد(ع ) چنين است : هنگامي كه قائم ما قيام كند , خداوند بيماري را
از دل هاي شيعيان ما برطرف مي سازد , و دل هاي آنان را همچون پاره هاي آهن
مي كند . (1 )
اين بيماري چيست جسمي است يا روحي ورود به اين بحث هرچند كوتاه
راهگشاست :
الف ) جامعه سالم با افراد خردمند : پيش از ورود به جزئيات بحث بايد به موضوع در
خردمندسازي مردمان اشاره كرد. امام باقر(ع ) موعود را پس از ظهور مسئول
خردمندكردن جامعه مي داند و مي فرمايد : او دست خود را روي سر مردم مي گذارد و
بدين وسيله عقول آن ها را جمع و افكارشان را كامل مي كند . (2 ) از ايشان تعبيري ديگر
در خردمندسازي جامعه آمده است : هنگام رستاخيز قائم ما , نيروهاي عقلاني توده ها
به همت او تمركز مي يابد و خرد و دريافت هاي خلق به كمال
مي رسد . (3 )
بيماري جامعه ـ حداقل در بعد روحي ـ ممكن است ناشي از كم خردي و
برداشت ها و دريافت هاي ناصحيح باشد كه تمركز عقول به دست مهدي (عج ) اين
نقيصه را جبران مي كند.
جامعه خردمند , قطعا به سلامت خود مي انديشد و براي ايجاد آن مي كوشد. به
دستورهاي زمامدار صالح گردن مي نهد و از آن جايي كه عقول در محتواي ديني به
معناي خردگرايي امانيستي نيست , بلكه در تضاد با آن است , خردمندان به ولايت
منجي گردن مي نهند و با اجراي شريعت سالم سازي جامعه را تعقيب مي كند.
ب ) علم آموزي : دانش آموزي در مفهوم ديني و وراي علم معضل ساز بشر مدارانه , از
راه هاي ديگري است كه به سلامت جامعه كمك مي كند. در زمان حكومت
مهدي (عج ) به تمامي مردم , حكمت و علم مي آموزند تا آن جايي كه زنان در خانه ها ,
با كتاب خدا و سنت پيامبر(ص ) قضاوت مي كنند. در آن روزگار قدرت عقلي توده ها
تمركز مي يابد. حضرت مهدي (ع ) به تاييد الهي خردهاي مردم را به كمال مي رساند و
فرزانگي را پديد مي آورد . (4 )
ج ) رفع اختلاف و فتنه : در حكومت مهدي (عج ) در كنار مبارزه با بدعت ها ,
اختلاف ها و فتنه هاي انحراف آور فكري و عملي از ميان برداشته مي شود , و تقواي
الهي ميزان رفع اختلاف مردم خواهد بود. از اين رو امام « با ديگران جنگ كند و هيچ
صاحب قدرتي و صاحب مرامي باقي نماند و ديگر هيچ سياستي و حكومتي جز
حكومت حقه اسلامي و سياست عادله قرآني در جهان جريان نيابد . » (5 ) از امام
صادق (ع ) روايت شده كه فرمودند : « هنگامي كه قائم ما ظهور كند خداوند هرگونه
نقاهتي را از مومنين برطرف مي سازد و قواي از دست رفته آنان را پس مي دهد » . (6 )
د) نفي تمدن جاهلي يا احياي تمدن قرآني : به واقع بايد نقاهت و بيماريهاي گوناگون
بشر امروز را ناشي از تمدن نابهنجار جديد دانست . مدرنيته نه تنها در سياست و
حكومت به بن بست رسيده , بلكه از لحاظ زندگاني فردي و اجتماعي مردم نيز با
شكست مواجه است . اگر توده ها در مقوله سياست سررشته نداشته باشند , به امور
خود وقوف دارند. از اين رو مسائل زيست محيطي و تبعات زيانبار تكنولوژي
مرگ آور , عامل مهمي است كه در سراسر جهان مردم بسياري را براي پيشگيري از آن
يا مبارزه با معضلات آن به اعتراض واداشته است . بيماري هاي ناشي از رذايل
اخلاقي , مرگبارترين نويد براي خيل عظيمي از انسانهاست و...حال آيا امام موعود , به
تمدن جديد كه از ديد مدافعان , حتما در طول زمان پيشرفت هاي بيشتري خواهد كرد
ارج مي نهد و آن را باقي مي گذارد يا از آن سود مي جويد ايا امنيت , رفاه , خردمندي
و آسايش جامعه كه لازمه هاي يك جامعه سالم , زنده , شاداب و پوياست , در پرتو
تمدن جديد است , يا امام مهدي (ع ) با تمدني از نوع ديگر به چنين امر محيرالعقولي
موفق مي شود.
امام عسكري (ع ) مي فرمايد : هنگامي كه قائم قيام كند دستور مي دهد مناره ها و
اتاق هايي را كه در مساجد مي سازند خراب كنند. معني اين كار اين است كه اين ها
بدعت گذاري است . (7 )
تصريح ائمه هدي بر « نابودي بدعت ها و احياي سنت » , از ساختار حكومت
مهدي (عج ) برپايه تمدن پيامبر(ص ) و امير مومنان (ع ) حكايت مي كند كه در آن
نيازمندي هاي اساسي جامعه به منظور هدايت حقيقي و بندگي خداوند كه لازمه
رهايي از بندگي غير اوست , بارزه هاي تمدني است . كار حضرت مهدي (عج ) در
سالم سازي جامعه نيز الهام گرفته از قرآن كريم است . علامه طباطبائي در الميزان در
تفسير آيه « و ننزل من القرآن ما هو شفا و رحمه » (8 ) نوشته است : اگر خداوند قرآن را
شفا ناميده , با در نظر داشتن اين كه حتما بايد مسبوق به مرضي باشد. خود افاده
مي كند كه دل هاي بشر احوال و كيفياتي دارد كه اگر قرآن را با آن احوال مقايسه كنيم ,
خواهيم ديد همان نسبت را روي معالج با مريض داراست . و اين كه رحمت براي
مومنين است , آن است كه رحمت افاضه اي است براي رفع كمبودها و حوائج را
برمي آورد; دل آدمي را به نور علم و يقين روشن مي سازد و تاريكي هاي جهل و
شرك را از آن دور مي كند . (9 )
از منظري ديگر آيه مذكور دلالت بر آن دارد كه قرآن نسخه اي شفابخش براي
سامان بخشيدن به همه نابساماني هاست و بهبودي فرد و جامعه از انواع بيماري هاي
اخلاقي و اجتماعي در آن است . (10 )
پايان كلام اين مبحث آن است كه قرآن به عنوان « شفادهنده و رحمت آور » قانون
اساسي امام (ع ) است و اوست كه بي مهابا به اجراي آن مي پردازد و جامعه اي سالم ,
خردمند , عالم و شاداب ايجاد مي كند.
پاورقي :
1 ـ مهدي موعود , ص .1110
2 ـ همان , .1115
3 ـ در فجر ساحل , ص .36
4 ـ خورشيد مغرب . ص .38
5 ـ خورشيد مغرب , ص .32
6 ـ مهدي موعود , ص .1123
7 ـ مهدي موعود , ص .1112
8 ـ اسرا , آيه .82
9 ـ تفسير الميزان , ج 13 , ص .252
10 ـ تفسير نمونه , ج 12 , ص .236

|
آخرين طوفان
|
به دنبال تو مي گردم نمي يابم نشانت را
بگو بايد كجا جويم مدار كهكشانت را
تمام جاده را رفتم , غباري از سواري نيست
بيابان تا بيابان جسته ام رد نشانت را
نگاهم مثل طفلان , زير باران خيره شد بر ابر
ببيند تا مگر در آسمان , رنگين كمانت را
كهن شد انتظار اما به شوقي تازه بال افشان
تمام جسم و جان لب شد كه بوسد آستانت را
كرامت گر كني اين قطره ناچيز را شايد
كه چون ابري بگردم كوچه هاي آسمانت را
الا اي آخرين توفان بپيچ از شرق آدينه
كه دريا بوسه بنشاند لب آتش نشانت را
حسين اسرافيلي

|
باور سبز سعادت
|
به نام خدايي كه يادش زينت زبانها و چراغ جانهاست .
و سلام به قطب عالم امكان , شفيع روز جزا , خداوندگار
مهر و انديشه , خورشيد صبح هدايت , حضرت
صاحب الزمان (عج ) لحظه ها و ثانيه ها سپري مي شوند و
انديشه ها و روياها از درد عشق سرشار. خلوت دلها از غم و
اندوه پر شده و مناجات عاشقان در شبهاي نياز , سوزناكتر. شمع
اصحاب سحر از درد فراق به زردي رفته و در سپري شدن هر
آدينه به اميد آدينه موعود به تماشا نشسته ايم تا كه طاير قدسيان
و نگين عارفان ملكوت از راه برسد.
اي آنكه نگار گيتي در آيينه ي نامت نهفته است , با كدامين
سفير عشق از افق ها خواهي رسيد اي آنكه نسيم جانفزاي
ملكوتيان در اسم زيبايت جاري است و نيايش باران از مناجات
شبهاي عارفانه ي تو سيراب مي شود.
در عروج بي پايان عشق , در نگاه مستانه ي يار , در ضمير
اهورايي آن يگانه ناجي عالم بشريت , يادي از حضور نهفته
است .
و سلامي از خلوص قلب به عارفانه ترين خضوع مناجات ,
سلامي به زيبايي گلهاي اقاقيا به ماه مستانه ي محبت كه همگان
در خلوت حضورش شيدا شوند.
اي امام حاضر غايب از نظر , اشك چشمانمان گلباران راهي
است كه گامهاي حضور تو در آن جاري است و طراوت زندگي
به اميد گامهاي سبز تو در بوستان هستي روان است . عطر نياز به
درگاهت در هر سپيده دم نوازشگر جهانهاست و ياد حضور تو
زداينده غم ها از دلي است كه انتظار فرجت , طپش لحظه هايش
مي باشد.
تو بلوري ترين ستاره حقيقتي كه در آسمان عدالت
مي درخشي و طاغوتها را فرو مي نشاني ; اي يوسف زهرا چشمها
در فراقت به طوفاني ترين درياي غم مبدل گشته اند و امواج
اشك , حضور تو مي خواهد تا ساحل بي قرار جانها را با طراوتي
به وسعت شادي آسماني افلاكيان در روز ظهورت بنوازد.
ترنم بوستان مهر تو بر شاخه هاي اميد مي وزد تا كه نيايش
برگهاي زندگي گردد. تو آبي حضوري كه اوج دلبستگي ها را
مي سرايي , با تو بودن نغمه ي دلفريب زندگي است و شميم يادت
هلهله مستانه عاشقان ملكوت .
بر قله ي رفيع آرزوها , سخاوت تو برترين نشان است . تو
بهانه ي بودني , بي تو نفس ها دلگيرند و در واپسين لحظه هاي
تنهايي , تو آغاز شاديها هستي و رنگ نگاهت تصوير يك دنيا
زيبايي .
خدايا! اي آنكه صبر و كرمت ما را به وادي حيرت كشانده و
درك عظمتت , رهنماي سر منزل مقصود , چه وقت تابش آن
خورشيد عدالت را به نظاره خواهيم نشست و كجا فرا مي رسد
آن لحظه اي كه نداي « انا الحق » در اوج فريادها هويدا
شود
خداوند! آن باور سبز سعادت , نگين سرخ امامت , نويد پر
مهر عدالت و تاج سر اوليا و اوصيا كي از راه مي رسد ! خدايا
سعادت رويت خورشيد را به ما عطا كن .
ليلا اعتبار

| | | | |