بسم الله الرحمن الرحيم
هفته اي كه روزهاي پاياني آن را پشت سر مي گذاريم ,
هفته اي پرسوز وگداز براي ملت مسلمان ايران است . در اين هفته
سراسر كشور غرق در عزاي بانوي بزرگ دو عالم و ريحانه
دوسرا , حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بود. اين شخصيت
بزرگ نه فقط به خاطر اختصاصات سببي و نسبي با پيامبر اكرم
(ص ) و مولاي متقيان (ع ) مورد احترام و اكرام است ـ كه البته
اين ويژگي به خودي خود از اهميت والايي برخوردار است ـ اما
اين بانوي وارسته از اين جهت براي بشريت آگاه و بيدار
الگوست كه جامع جميع كمالات انساني است . بدين جهت
امروزه كه جامعه جهاني دربن بست هرزگي گرفتار شده و به
منجلاب لجام گسيختگي در افتاده , ارائه فرهنگ فاطمي و
شيوه هاي رفتاري و خصوصيات زندگاني صديقه طاهره (ص )
بيش از هر زمان ديگر به عنوان يك ضرورت تام و تمام
خودنمايي مي كند. خصوصياتي از قبيل عفاف , تقوا ,
همسرداري , تربيت فرزندان , يگانه پرستي , ولايتمداري , صبر
ودانش آن حضرت از خصوصياتي است كه در صورت ارائه
مناسب مي تواند دل هاي خسته و چشم هاي منتظر زيادي را
معطوف خويش سازد. ولي با كمال شرمندگي و سرافكندگي بايد
بپذيريم كه فرهنگ فاطمي حتي در كشورما غريب است و نه تنها
برخي از دختران و زنان اين كشور دور از اين وادي قدم برداشته
و به راهي مي روند كه راه كرامت انساني زن نيست , بلكه بعضي
مردان ما نيز در امام شناسي و تلاش براي اعتلاي كلمه اسلام و
ولايت هنوز درگير و دار ظواهر و پيرايه ها بوده و از سيره فاطمي
فرسنگها فاصله دارند.
اگر بخواهيم براي بشريت و جامعه اسلامي الگويي جامع و
تمام و كمال بيابيم , قطعا حضرت فاطمه زهرا(س ) در بالاترين
قله آن قرار خواهد گرفت . او دختري غمخوار براي رسالت ,
همسري برازنده براي ولايت و مادري بي نظير براي امامت بود و
همگي امتيازات بزرگي در او جمع بود.
هر چند در قالب لفظ , همه به عظمت و شخصيت معنوي اين
بانوي بزرگ اسلام اعتراف دارند ولي اگر كمي دقيق و تحليلي
بنگريم , مجموعه جامعه , در حوزه عمل , فرسنگها از اين الگو
فاصله دارد. متاسفانه فرهنگ جامعه كه بايد روز به روز به سمت
ارزشهاي فاطمي بودن در حركت باشد , با بي تفاوتي مسئولين
فرهنگي به سمت فرهنگ ضد فاطمي گام برمي دارد و حيا و
عفاف روز به روز دامن خود را از اين جامعه برمي كشد و فرهنگ
لااباليگري كه قلب نازنين كوثر رسالت را به درد مي آورد , در اين
جامعه سايه گسترده تر مي شود. بايد به حق براي زنان و مادران
فرداي جامعه احساس خطر كرد و اگر مسئولين به خود نيايند و
به مسئوليتهاي فاطمي خود عمل نكنند , بايد در انتظار غلبه
فرهنگي رجاله هايي بودكه مردم با خون گرانبهاي شهيدان , آنان
را به زباله دان تاريخ ريخته بودند.
از ديگر مناسبت هاي هفته بايد به سالگرد صدور قطعنامه
598 شوراي امنيت سازمان ملل اشاره كرد . در اين قطعنامه كه
در تيرماه 1367 مورد پذيرش جمهوري اسلامي ايران قرار
گرفت , بر لزوم تحقيق پيرامون معرفي متجاوز و پرداخت غرامت
تاكيد شده است . پذيرش قطعنامه و آشكار شدن مظلوميت ملت
ونظام اسلامي ايران و درنده خويي رژيم صدام در تجاوز به
ديگر همسايگان باعث شد دبيركل سازمان ملل در 18 آذر سال
1370 در گزارشي به شوراي امنيت بر متجاوز بودن دولت عراق
و مسئوليت اين دولت بر آغاز جنگ عليه جمهوري اسلامي
ايران تاكيد كند و رژيم عراق را به عنوان متجاوز و آغازگر جنگ
هشت ساله معرفي نمايد اما متاسفانه در 13 سال اخير اقدام
شايسته اي از سوي دستگاه ديپلماسي ايران براي دريافت غرامت
از رژيم عراق صورت نگرفت لكن اكنون كه موضوع محاكمه
صدام به ميان آمده , جمهوري اسلامي ايران بايد ضمن ارائه
مدارك لازم به دولت موقت عراق و مجامع بين المللي خواستار
دريافت غرامت از متجاوز شود و عليرغم كارشكني هاي آمريكا
كه خواستار بسته شدن اين پرونده است , به احقاق حقوق ملت
ايران بپردازد.
اوضاع عراق در اين هفته نيز بسيار بحراني بود و دست كم
50 نفر از مردم عراق در شهرهاي مختلف اين كشور در جريان
حملات هوايي و يا زميني نظاميان متجاوز آمريكايي و يا انفجار
بمب جان خود را از دست دادند. اين حملات كه با دهها مجروح
نيز همراه بود عمدتا به صورت حمله هوائي به فلوجه , انفجار
بمب در بغداد و يا حمله به خودرو حامل وزير دادگستري عراق
بوده است .
در اين هفته از يكسو اخبار و گزارشهاي بيشتري از
اشتباهات و خطاهاي سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا و انگليس در
فراهم ساختن مقدمات و موجبات حمله به عراق منتشر شد و از
سوي ديگر موج نفرت از اشغالگران در داخل اين كشور گسترش
بيشتري يافت , بطوري كه شهرهاي مختلف عراق شاهد
روياروئي هاي خشونت بار عليه نظاميان آمريكايي بود و
نيروهاي فيليپيني مستقر در اين كشور نيز با آگاهي نسبت به تنفر
افكار عمومي مردم عراق نسبت به اشغالگران بطور كامل از اين
كشور خارج شدند. دولت ايتاليا نيز در اين هفته متعاقب تهديد
القاعده مبني بر براه انداختن حمام خون در اين كشور , تصميم
خود براي اعزام نيروي جديد به عراق را به تعويق افكند. در
مجموع در اين هفته نظاميان اشغالگر آمريكائي و دولت دست
نشانده آنها در عراق در اوج بحران مشروعيت قرار داشتند.
اظهار تمايل ايادعلاوي نخست وزير دولت انتقالي عراق براي
سفر به كشورهاي همسايه و تاكيد وي بر جبران خسارات
كشورهائي كه از جنگهاي صدام متحمل آسيب شده اند , گامي
براي خروج از همين بحران به حساب مي آيد.
در هفته اي كه پشت سر مي گذاريم لبنان و فلسطين اشغالي
نيز اوضاع ناآرامي داشتند. در لبنان يكي از مسئولان مقاومت
اسلامي شاخه نظامي جنبش حزب الله به نام « غالب عوالي » بر
اثر انفجاري كه در خودرو حامل وي به وقوع پيوست به شهادت
رسيد. منابع خبري و سياسي لبنان و از جمله سيدحسن نصرالله
دبيركل جنبش اسلامي حزب الله , عوامل رژيم صهيونيستي را
به ارتكاب اين جنايت متهم ساخته اند. تروريسم صهيونيستي
در اين هفته علاوه بر لبنان , در فلسطين اشغالي نيز فعال بود. در
اين هفته علاوه بر استمرار سياست ترور رهبران و فعالان انتفاضه
درداخل فلسطين اشغالي , تعدادي از مقامات تشكيلات
خودگردان عرفات نيز توسط كساني كه « افراد ناشناس » خوانده
شده اند , ربوده شدند و پس از مدتي آزاد گشتند. اين
گروگانگيريها كه اكثر منابع سياسي آن را هدايت شده از سوي
رژيم صهيونيستي قلمداد كرده اند توانست موجي از هرج و مرج
سياسي را در قلمرو حكومت فلسطينيان در غزه ايجاد كند. اين
تلاش برنامه ريزي شده گامي در جهت ناامن جلوه دادن اوضاع
غزه در آستانه خروج صهيونيستها از اين منطقه بود. از سوي
ديگر انقلابيون مسلمان فلسطيني نيز به موازات اقدام
صهيونيستها بر عمليات خود عليه آنان افزودند و در دو منطقه
غزه و كرانه باختري خسارات قابل ملاحظه اي به نظاميان و
شهرك نشينان صهيونيست وارد كردند. اين عمليات بويژه براي
صهيونيستها كه در اين هفته طرح نژادپرستانه انتقال يهوديان از
كشورهاي مختلف به فلسطين اشغالي را از سرگرفته اند , يك
لطمه حيثيتي محسوب مي شود.

|