
هنوز چهره پير غلام اهل بيت , مرحوم محمد علي مرداني
در اذهان زنده است . افتخار داشت كه اگر شعري از او مي تراود ,
براي خاندان عصمت است و از اين رو تا دم مرگ و آخرين
نفس هاي زندگي , دست التجا بردامان با كرامت اين خاندان
برنداشت و هماره دم از آنان زد.
مرحوم مرداني در سالهاي آخر زندگاني , زماني كه ديو
پليد بيماري بر خون و استخوان او چنگ زده بود , ديوان بزرگ
اشعار مربوط به اهل بيت عصمت را جمع آوري كند كه
متاسفانه اجل مهلتش نداد ولي اين پير غلام , مجموعه اي از
اشعار خود را درباره دو درياي رحمت يعني حضرت علي (ع ) و
فاطمه زهرا(س ) چاپ كرده است كه اين هفته و در ايام فاطميه
بي مناسبت نديديم كه نگاهي به اين كتاب كه تحت عنوان « علي
مظهر عدل و فاطمه مظهر تقوي » و در 380 صفحه ميباشد
بيندازيم و براي روح آن مرحوم طلب مغفرت و روزي از دست
با كفايت حضرت زهرا(س ) بنمائيم .
مرحوم مرداني مقدمه ديوان خود را با حمد و ستايش
پروردگار و بيان جايگاه خاندان عصمت در جهان خلقت
مي پردازد و مي نويسد :
بعد از حمد و ثناي پروردگار متعال و تحيت و سلام بر
احمد مختار و اهل بيت اطهار سلام الله و صلواته عليهم
اجمعين سخن را به نام « مرج البحرين » دو درياي بيكران
رحمت حق , دو عصاره آفرينش , دو سرچشمه آب حيات , دو
منبع فياض كرامت و بركت , ابجد مكتب مجد و علا. دو نهال
برومند گلستان يا سين و طاها , مصداق واقعي كوثر و هل اتي ,
« علي مظهر عدل و فاطمه مظهر تقوا » آغاز مي كنيم . و بعون الله
تعالي همراه با راهيان مناي عشق و صفا و همسفران خوش ذوق
و متخلق به اخلاق كريمه انبياي عظام و اولياي كرام حق و
سالكان طريقه توحيد با مصداق فرمايش والاي پيامبر اكرم
صلي الله عليه و آله و سلم كه فرمودند :
« انا مدينه العلم و علي بابها » . همنوا با جلال الدين رومي به
پيشگاه مقدس و نوراني صدر دوم حضرت اباالحسن علي (ع )
ابوالائمه سرتعظيم فرود آورده مي گوئيم :
چون تو بابي آن مدينه علم را
چون شعاعي آفتاب حلم را
بازباش اي باب بر جوياي باب
تا رسند از تو قشور اندرلباب
باز باش اي رحمت حق تا ابد
بارگاه ماله كفوا احد
و با ذكر بيان والاي رئيس مذهب شيعه و ششمين اختر
تابناك آسمان ولايت كه مي فرمايد :
« نحن حجج الله علي الخلق و جدتنا فاطمه سلام الله عليها
حجه الله علينا. » با شور و اشتياق عرضه مي داريم كه :
بزمي به حريم كبريا برپا شد
كوثر ز خدا به مصطفي اعطا شد
هر قطره ز آب كوثر افتاد به خاك
يك شاخه گل محمدي پيدا شد
و با سلام و درود به روح اطهره مطهره صديقه كبري
سيده النسا چشمه زلال مادري ام الحجج , ام الائمه , در درياي
بيكران احمدي , آئينه تابناك جمال و كمال محمدي , راضيه
مرضيه فاطمه الزهرا سلام الله عليها با عطر كلام دلنشين و شعر
شيوا و متين آيه الله علامه بزرگ كمپاني , دماغ جان را معطر
ساخته و مي خوانيم كه :
ناطقه مرا مگر روح قدس كند مدد
تا كه ثناي حضرت سيده النسا كند
فيض نخست و خاتمه نور جمال فاطمه
چشم دل را نظاره در مبدا و منتهي كند
مطلع نور ايزدي مبدا فيض سرمدي
جلوه او حكايت از خاتم انبيا كند
بسمله صحيفه فضل و كمال و معرفت
بلكه گهي تجلي از نقطه تحت باكند
آري علي و زهرا , دو گوهر درخشان بحر نبوت و ولايت كه
پيغمبر اكرم (ص ) درباره آنان مي فرمايد : اللهم انهما احب
الخلق الي فاحبهما و بارك في ذريتهما واجعل عليهما منك
حافظا و اني اعبدهمابك و ذريتهما من الشيطان
الرجيم . »
خدايا اين دو , محبوب ترين مردم نزد من هستند پس تو نيز
آنان را دوست بدار و در ذريه آنان بركت بيفزا و از جانب خود
برايشان حافظ و نگاهباني قرار ده . من براي اين دو و نسل
حاصل از آنان از شر شيطان رجيم به تو پناه مي برم .
و به روايت ديگر حضرت رسول الله صلي الله عليه و آله
مي فرمايد :
« اللهم اجعل شملها و الف بين قلوبهما و اجعلهما و
ذريتهما من ورثه جنت النعيم و ارزقهما ذربه طاهره طيبه
مباركه واجعل في ذريتهما البركه و اجعلهم ائمه يهدون با مرك
الي طاعتك و يامرون بما يرضيك طهر كما الله و طهر نسلكما
اناسلم لما سالمكم و حرب لما حاربكم استود عكما و استخفله
عليكما. »
خدايا پراكندگي اين دو را به يگانگي بدل ساز بين قلوبشان
الفت قرار ده و فرزنداني پاك و طيب و با بركت به آنان عطا نما.
در ذريه ايشان خير و ميمنت مقرر ساز و نسل حاصل از اين دو
را اماماني كه به فرمان تو به اطاعتت دستور مي دهند و به
رضاي تو دعوت مي كنند قرار ده . خداوند شما دو نفر را پاك
بگرداند و ذريه شما را نيز پاك سازد. من با آن كه با شما راه
مسالمت پويد طريق مسالمت دارم و با آن كه با شما سرستيز
گيرد سر ستيز دارم (مناقب و ابن شهر آشوب ).
حضرت صادق عليه السلام مي فرمايد كه فاطمه
عليهاالسلام را 9 نام است نزد حق تعالي فاطمه , صديقه ,
مباركه , طاهره , زكيه , راضيه , مرضيه , محدثه , زهرا. پس
حضرت مي فرمايد : « اگر اميرالمومنين عليه السلام تزويج
نمي نمود او را , كفوي و نظيري نبود او را بر روي زمين تا روز
قيامت . نه آدم و نه آنها كه بعد از او بودند. »
به لحاظ همسر خود مي دانيم صديقه كبري در سير عروج
خود همتا و هم پردازي به سان اميرمومنان عليه السلام دارد.
درباره علي چه مي توان گفت . كيست كه بتواند پاسخ اين
سئوال را بداند.
ديوان قضا خطي زديوان علي است
سكان قدر در يد فرمان علي است
طبع من و مدح مرتضي شرمم باد
آنجا كه خداي من ثنا خوان علي است
پيامبر اكرم (ص ) فرمود : « علي جان , همانندي به مثل زهرا
براي تو يافت نمي شود. و تو اي فاطمه , براي تو نيز همتائي به
سان علي خدا نيافريده است .
تابنده مه سپهر عصمت زهرا است
مستوره تقوا طهارت زهراست
ميزان و حساب را علي شاهين است
مقياس نبوت و ولايت زهراست
علي عليه السلام عالم و آگاه به گذشته و حال و آينده
است . علم همه قرآن كه مخزن اسرار الهي است پيش علي
است . علي مجسمه علم است و مجسمه فضيلت و مجسمه تقوا
و عدالت .
مرآت كمال و مظهر جود علي است
افضل ز همه ممكن و موجود علي است
از قول محمد است اين نكته كه گفت
شايسته ترين بنده معبود علي است
« امام علي بن ابيطالب بزرگ بزرگان جهان و يكتا نسخه
زمان بود كه جهان شرق و غرب در عالم قديم وجديد صورتي
بسان اين نسخه كه مطابق اصل باشد به خود نديده است . »
(شبلي شميل لبناني )
تو مهر سپهر لاجوردي اي مرد
غمخوار و طبيب اهل دردي اي مرد
سوگند بذات حق كه در ملك وجود
تو نسخه منحصر بفردي اي مرد
« نزد حقيقت و تاريخ يكسان است او را بشناسي يا
نشناسي . تاريخ و حقيقت گواهي مي دهند كه او وجدان بيدار و
قهار , شهيد نامي , پدر و بزرگ شهيدان علي بن ابيطالب ,
صورت عدالت انساني , شخصيت جاويدان شرق است .
اي جهان چه مي شد اگر هر چه قدرت و قوه داري بكار
مي بردي و در هر زمان عليي با آن عقلش با آن قلبش با آن
زبانش , با آن ذوالفقارش به عالم مي بخشيدي . » (جرج
جرداق )
در برج ولا مهر جهانتاب علي است
بر شهر علوم سرمدي باب علي است
از اول خلقت بشر تا محشر
مظلوم ترين شهيد محراب علي است
قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم : « يا علي ان الله
زوجك فاطمه و جعل صداقها الارض فمن مشي عليها مبغضا
لك مشي حراما »
رسول اكرم (ص ) فرمود : اي علي خداوند فاطمه را براي تو
تزويج كرد و زمين رامهرش قرار داد. پس هر كس بر روي زمين
راه برود در حالي كه تور ا دشمن بدارد بر زمين حرام راه رفته
است .
علي و زهرا موسس خاندان نبوت و ولايت و سرچشمه
آب حيات و بحار عرفان اسلامي و مربيان مكتب انسان ساز
قرآنند و به بركت وجود اين گلهاي سرسبد عالم ايجاد است كه
نام و آثار و گفتار و نوشتار و اشعار عارفان كامل و عالمان عامل
و سخنوران و سخن سنجان و نويسندگان و شاعران صاحبدل
سرزمينهاي اسلامي و كشور آل الله و عالم تشيع در همه جا و
همه وقت چون ماه برپيشاني عروس آسمان ادبيات و عرفان
جهان بشريت درخشش خاص خود را حفظ كرده تا آنجا كه
تكسواران و نادره مرداني نام آور بعنوان طلايه داران مكتب
ولايت با نوشيدن جرعه اي از زلال حيات بخش هستي از كف
با كفايت ساقي اش دل در گرو نگاه جادوئي و نرگس مست و
مخمور يار نهاده و همراه و همگام با عاشورائيان عاشق و
نينوائيان صادق نواي عشق سرداده همچون طاير از بندرسته
قيد تعلقات را گسسته بدون منت پا رهسپار كعبه اميد و كوي
دلدار گرديده از هفت شهر عشق گذشته با طنين كلام دلنشين و
آهنگ موزون و ترانه هاي آتشين گوش جان مشتاقان و محبان
را تا ملكوت اعلي نوازشگر شده و در هميشه تاريخ و در همه
ابعاد و اعصار و قرون آثار پر ارجشان بر كتيبه ها و پيشاني
محرابها و ديدگاههاي عالم نقش بسته و معرف حضور هميشه
جاويدان آنان بوده و خواهد بود.
در اينجا بوضوح مي توان يافت كه فرد يا افرادي از اين
رهروان صادق حتي با وجود قلت بضاعت و عدم دست يابي به
مدارج و مراتب علمي تنها با مدد نيروي ايمان و عنايت مطلقه
معشوق ازلي آتش عشق و جاذبه ولايت و محبت بهترينهاي
عالم و عرصه آفرينش را در دل و جان افروخته و در بزم
دل انگيز محرمان خلوت انس همانند شمعي فروزان در آتش
درون با درد هجران و ياد وصال ساخته و سوخته و با يك
جهان عشق و شور با ياري بخت و استمداد از پروردگار و
تجلي انوار عنبيه و پرواز انديشه و بهره گيري از مكتب نوراني
و فياض صاحبان فضيلت و محضر اساتيد و بردگان اهل دل
توشه معرفت اندوخته و بجز الفباي حقيقت و گلبانگ توحيد
در مدرسه عشق آهنگي نشنيده و كلامي نياموخته و غير از شعر
عشق و سرود ايثار در مقام آل اطهار و وصف حال و شرح مقال
و سجاياي اخلاقي اين بزرگ مائده هاي عظيم آسماني و
گنجينه هاي معاني و آئينه هاي تمام نماي حق و حقيقت نسروده
و سوداي ديگري بر سر نداشته و طالب راه ديگري نبوده و با
يك جهان خلوص و ارادت و اعتصام به ريسمان محكم الهي
بدنبال كاروان توحيديان و رهروان و عاشقان سير الي الله لنگ
لنگان با بضاعت مزجاه ـ رشته جان در كف در صف خريداران
يوسف در بازار عشق نواي محبت سرداده با تمام وجود هستي
و اندوخته عمر خويش را بخاطر نيم نگاهي به خاطر پاي
معشوق نثار و ايثار مي كند و اين واقعيتي است انكار ناپذير
كه :
اخلاص به چاك پيرهن نيست
اينجا دل پاره مي پسندند
باري در زمره خوشه چينان و ريزه خواران و گدايان سفره
احسان كريم , حقيري محتاج در اين درگاه چهره عجز مي سايد
كه در پنجم ماه مهر 1301 هجري شمسي با مهر محمد و آل
محمد ديده به دنيا گشوده و با شيره جان مادري پيرو شيوه
مرضيه زهراي اطهر سلام الله عليها توام با شهد تولاي آل
اطهار كام برگرفته و باعشق محمد(ص ) و محبت علي (ع )
همراه باتيمن و تبريك از كلام الله مجيد در سايه پدري
ارادتمند قرآن و عترت و عاشق حسين (ع ) به نام « محمدعلي »
افتخار يافته و براي اولين بار با نام جانفزاي علي مهر از زبان
برداشته و مفتاح گنج سخنش مبارك نام والاي مولاي متقيان
علي عليه السلام گرديده است و تا اين لحظه و همين دم كه
شصت و پنج بار اوج و حضيض آفتاب و بدر و هلال مهتاب را
به چشم ديده و شصت و پنج سال كشته عمر خود را در بهار و
خزان زمان از مزرع سبز فلك با داس مه نو درويده و شصت و
پنج نوبت با گردش كره زمين به دور خورشيد دهها و صدها بار
نشيب و فراز پستيها و بلنديها را در كوره راه زندگي در نورديده
و به مصداق گفته شيخ شيراز :
چه غم ديوار امت را كه دارد چون تو پشتيبان
چه باك از موج بحر آنرا كه باشد نوح كشتيبان
در هر حال به اميد وصال همگام با حسينيان زمان و همراه
با راست قامتان گلستان تولا گام برداشته , با درك دوران
شكوفائي انقلاب راستين اسلام در سايه رهبري نايب
المهدي (ع ) حضرت روح الله امام خميني مدظله العالي پيمان
خون بسته و از درگاه حضرت باريتعالي اميد آن دارد كه با فتح
و نصرت نهائي رزمندگان اسلام بر كفر جهاني و دفع كل فتنه از
جهان و آزادي خانه خدا و قدس مقدس از چنگال دژخيمان و
اهريمنان تاريخ ظهور بزرگ پرچمدار حق و عدالت و وارث
مطلق مسند امامت و ولايت حضرت حجه بن الحسن العسكري
عجل الله تعالي فرجه الشريف را شاهد باشد و شهدالله كه
خادمي كه عمري است , رشته جان را به تارموي مخدوم
خويش بسته و به كاروان مشتاقان و دلدادگان آل محمد پيوسته
و هر چند گرد عصيان و گناه بردامان و برف پيري بر سرو رويش
نشسته , عمل را نامه اي دارد سياه تر از حجرالاسود و در
فرسودگي و ناقابلي ستون حنانه را ماند لكن رجا واثق دارد كه
هر كه باشد و هر چه باشد از خيل خدمتگزاران و خادمانش
دانند.
پس هرگز از درگاهش نرانند و در آتش حرمانش نسوزانند
و با داغ عشق و نشان محبتي كه بر پيشاني و سينه اش زده اند
مددش فرمايند كه تا آخرين دم و آخرين قطره خون همگام با
عاشورائيان حسيني تصويرگر نقش حماسه سازان اسلام و
قرآن و خون نگار معركه عشق باشد و همنوا با نينوائيان نداي
هيهات هيهات مناالذله سردهد تا كارنامه اي را كه با نام والاي
علي رقم زده بامحبت علي و آلش و در خدمت فرزند علي به
پايان برساند انشاالله
يقين دانم كه آن مولا مرا از خود نمي راند
كه در هرجا كه باشد خواجه خدمتكار مي خواهد

|
علي (ع ) با زهرا(س )
|
نيمه شب از كوي تو با چشم گريان مي روم
از مزارت اي عزيز حي سبحان مي روم
بهر ديدار تو چون دارند طفلان انتظار
از پي دلداري آن نور چشمان مي روم
چون سپردي بر من اين اطفال هجران ديده را
تا نگهداري كنم از آن عزيزان مي روم
تا نگردد دشمن من آگه از احوال من
در دل تاريك شب از اين بيابان مي روم
تا نبارد خون دل از چشم اطفالت زغم
تا نبينم زينبت را مو پريشان مي روم
اي عزيز مصطفي اي قره العين نبي
با غم هجران تو سر در گريبان مي روم
مي سپارم دردل خاكت بصد رنج و محن
از پي دلجوئي اطفال گريان مي روم
گفت مرداني كه تا روز جزا از اين عزا
دربر ختم رسل دلخون و نالان مي روم

|
|