روزنامه جمهوري اسلامي 27/04/1383 صفحه امام

* امام خميني در مصاف با تحجر
حديث نور
امام خميني در مصاف با تحجر




محمد كاظم تقوي
انقلاب اسلامي در عصر « ديانت » و مهجوريت آن در فرهنگ و تمدن غالب , پيروز شد و اسلام را به عنوان دين آزادي خواهي , استقلال طلبي و معنويت جوئي به همگان نشان داد و اين همان تفسير امام خميني (س ) از اسلام بود.
حضرت امام با بصيرت و ظرافت , اسلام را به مقتضاي عصر به نسل تشنه معنويت و عزت به عنوان مكتب فرا خوانند به عدالت , آزادي , استقلال و حكومت مبتني بر خواست و اراده و ايمان ملت ها معرفي كرد. اين همان چيزي بود كه ملت هاي مسلمان و محروم بدان نياز مبرم داشتند و گمشده خويش را در كلام و كردار ديگر مرام ها و مدعيان آزادي و عدالت نيافته بودند.
امام به عنوان شخصيتي اسلام شناس و زمان شناس و روشن بين , با انديشه و عمل خود منادي اسلام زنده و مخالف كج انديشي ها واپسگرائي ها گرديد و با وجود همه مشكلات و دشمني ها , حقيقت دين خدا در گفتار و رفتار او شفافيت و صفاي ديرين خويش را باز يافت و دل هاي فراواني را به خود جلب كرد و منشا تحولي شگفت انگيز و خيره كننده شد.
اسلام ناب كه امام خميني معرفي كرد آئيني زنده و عهده دار زندگي انسان در همه زمان ها و زمينه ها است . امام , در طول حيات مبارك خويش , در كمال اخلاص و ايمان و روشنگري اسلام ناب را نماياند و با ترسيم كجي ها و انحرافات اسلام هاي بدلي در صدد مقابله با عداوت هاي دشمنان و زدودن جهالت ها و ناداني هاي بي خردان و بي خبران برآمد.
از آنجايي كه پديده بزرگ دوران , يعني معجزه انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي , با جلوداري و معماري فكري و عملي امام تحقق يافت , توجه دادن به اين مهم و يادآوري عناصر و اركان انديشه ايشان كه همان اسلام ناب است , و نيز خطراتي كه آن را تهديد مي كند , استوار نگه داشتن راه او كه راه عزت دنيا و سعادت آخرت است .
جامعيت اسلام
بر خلاف كوته فكراني كه اسلام را محدود و منحصر در معنويات و مربوط به آخرت مي دانند و يا اينگونه مي خواهند , امام خميني اسلام را دين اداره كننده انسان و مكتب پاسخگو به همه نيازهاي انسان در عرصه هاي گوناگون حيات مي ديد و با همين نگرش براي احيا اسلام قيام كرد كه ثمره احياگري او آگاه شدن ملت مسلمان ايران و ديگر مسلمانان , محرومان بود , اسلام در نگاه او :
« مكتبي است كه بر خلاف مكتب هاي غير توحيدي در تمام شون فردي و اجتماعي و مادي و معنوي و فرهنگي و سياسي و نظامي و اقتصادي دخالت و نظارت دارد و از هيچ نكته ولو بسيار ناچيز كه در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادي و معنوي نقش دارد فرو گذار ننموده است و موانع و مشكلات سر راه تكامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع آنها كوشيده است » .
هنر بزرگ امام
هنر بزرگ و بي بديل امام خميني در اين بود كه پس از ناتواني و ناكامي طرح هايي كه مدعيان و مكتب ها , از ليبراليسم گرفته تا كمونيسم و ناسيوناليسم , براي رفع مشكلات ملل محروم ارائه كرده بودند و در ايران نيز تجربه شده بود , با روشن بيني عميق و عزم آهنين خود اسلام را به گونه اي به مردم معرفي كرد كه آنان همه نيازهاي خود را با آن برآورده ديدند. اين چنين بود كه تفسير صحيح امام از اسلام , مورد استقبال اكثريت قاطع ملت , بويژه نخبگان و تحصيل كردگان حوزوي و دانشگاهي قرار گرفت , چرا كه او بر اين باور بود كه : « اسلام مي خواهد انسان را يك انساني بسازد جامع ; يعني رشد به آن طور كه هست بدهد , از حظ طبيعت دارد , رشد طبيعي به او بدهد , حظ برزخيت دارد , رشد برزخيت به او بدهد , حظ روحانيت دارد , روحانيت به او بدهد , حظ عقلانيت دارد , رشد عقلانيت به او بدهد , حظ الوهيت دارد , رشد الوهيت به او بدهد. »
امام خميني و خطر تحجر
امام خميني (س ) كه با تفسير درست اسلام ناب محمدي (ص ) دلها و فكرهاي فراواني را به خود جذب كرده بود , همواره نسبت به خطر تحجر هشدار مي داد و در مناسبت هاي گوناگون به روشنگري و جهل و خرافه زدائي از چهره اسلام ناب مي پرداخت . نكته اي كه بايد بدان توجه داشت اين است كه تحجر خطري است كه هميشه اسلام ناب محمدي (ص ) را تهديد مي كند و نبايد در باره آن دچار غفلت شد.
از مدتها قبل از پيروزي انقلاب اسلامي يك جريان انحرافي با افكار نادرست خود , باداعيه دفاع از امام زمان عليه السلام , اصل مبارزه با حكام جور و قدرتهاي استكباري را نفي ميكرد و با كژ انديشي هاي خود , خطري براي اسلام راستين و انقلابي به حساب مي آمد. امام , با روشنگريهاي خويش اين خطر را گوشزد كردند و فرمودند : « يك دسته اي مي گفتند كه خوب بايد عالم پر معصيت بشود تا حضرت بيايد ما بايد نهي از منكر نكنيم , امر به معروف هم نكنيم تا مردم هر كاري مي خواهند بكنند , گناه ها زياد بشود كه فرج نزديك بشود. يك دسته اي از اين بالاتر بودند , مي گفتند بايد دامن زد به گناه ها , دعوت كرد مردم را به گناه تا دنيا پر از جور و ظلم بشود و حضرت (سلام الله عليه ) تشريف بياورند. »
امام خميني , بينش انحرافي اين « دسته » را اينگونه نقل و نقد مي كنند : « مي گفتند كه هر حكومتي اگر در زمان غيبت محقق بشود , اين حكومت باطل است و بر خلاف اسلام است . آنها مغرور (فريب خورده ) بودند , آنها كه بازيگر نبودند مغرور بودند به بعضي رواياتي كه وارد شده است ... در صورتي كه آن روايات , كه هر كس علم بلند كند علم مهدي , به عنوان مهدويت بلندكند (را مي گويند)
اين افراد و دسته ها گر چه پس از پيروزي انقلاب مدعي تر از مجاهدان و مبارزان شدند , ولي به تصريح حضرت امام « در طول پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث كمر شكن بعد از انقلاب , نه غصه مبارزه و نه غم جنگ و اداره كشور را خورده اند و نه از شهادت عزيزان متاثر شده اند. »
امام خميني , خطر اين جريان فكري را چنان شديد ميدانستند كه در پيام معروف به منشور روحانيت ـ كه شقشقيه اميرالمومنين (ع ) را به يادها مي آورد ـ مي گويند :
« ديروز حجتيه اي ها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغاني نيمه شعبان را به نفع شاه بشكنند , امروز انقلابي تر از انقلابيون شده اند »
هشدار بالاتر اينكه امام درباره اصحاب همين تفكر فرمودند : « با سكوت و تحجر خود آبروي اسلام و مسلمين را ريخته اند در عمل پشت پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت را شكسته اند » .
براين حقيقت بايد تاكيد بورزيم كه انقلاب اسلامي مولود انديشه و اشاره امام خميني است و انديشه امام با التقاط و ناخالصي فكري و نيز تحجر و واپسگرائي كمترين سازگاري را نداشت . همان گونه كه ادامه راه عزت آفرين امام به ادامه انديشه پوياي او مي باشد , مصون نگه داشتن انديشه انقلاب از انحرافات و لغزشها نيز وظيفه اي حتمي همگان است . چه اينكه فرصت طلبان از طريق ساده لوحان افكار عليل خويش را با مارك انديشه انقلاب آفرين عرضه مي دارند و در درازمدت آسيب جدي و جدي ترين آسيب را به افكار بلند و انديشه سازنده امام وارد مي كنند.
برخلاف كوته فكراني كه اسلام را محدود و منحصر در معنويات و مربوط به آخرت مي دانند و يا اينگونه مي خواهند , امام خميني اسلام را دين اداره كننده انسان و مكتب پاسخگو به همه نيازهاي انساني در عرصه هاي گوناگون حيات مي ديد
امام خميني (س ) كه با تفسير درست اسلام ناب محمدي (ص ) دلها و فكرهاي فراواني را به خود جذب كرده بود , همواره نسبت به خطر تحجر هشدار مي داد
امام خميني : ديروز حجتيه اي ها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوبه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصابات چراغاني نيمه شعبان را به نفع شاه بشكنند , امروز انقلابي تر از انقلابيون شده اند

حديث نور


لغو حكومت نظامي
1357,11,21
به دنبال افزايش ساعات حكومت نظامي و منع عبور و مرور از 12 شب به 4,5 بعد از ظهر پيام مهمي از سوي امام خميني خطاب به ملت ايران صادر شد كه در آن حكومت نظامي اعلام شده از طرف فرماندار نظامي ملغي اعلام گرديد.
در قسمتي از اين اعلاميه با اشاره به حمله مامورين به مردم بي دفاع و حمله نيروهاي گارد به پرسنل انقلابي نيروي هوايي هشدار دادند :
...اينان با اين برادركشي مي خواهند دست اجانب را در كشور ما باز نگهدارند و چپاولگران را به موضع خود برگردانند , من با آنكه هنوز دستور جهاد مقدس نداده ام و نيز مايلم تا مسالمت حفظ و قضايا موافق آراي ملت و موازين قانون عمل شود , لكن نمي توانم تحمل اين وحشي گيري ها را بكنم و اخطار مي كنم كه اگر دست از اين برادركشي بر ندارند و لشگر گارد به محل خودش برنگردد و از طرف مقامات ارتشي از اين تعديات جلوگيري نشود , تصميم آخر خود را به اميد خدا مي گيرم و مسئوليت آن با متجاسرين و متجاوزين است . »
در پايان اعلاميه چنين آمده است : « اعلاميه امروز حكومت نظامي خدعه و خلاف شرع است و مردم به هيچوجه به آن اعتنا نكنند. برادران و خواهران عزيزم , هراسي به خود راه ندهيد كه به خواست خداوند تعالي حق پيروز است . از خداوند تعالي پيروزي ملت اسلام را خواهانم . »
انفجار نور
1357,11,22
انقلاب اسلامي مردم قهرمان ايران به رهبري حضرت امام خميني (رض ) پس از سالها مبارزه و جهاد و تقديم هزاران شهيد , جانباز و مجروح و تحمل تبعيدها و زندانها و شكنجه ها به پيروزي رسيد و نظام دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهي را سرنگون كرد.
امام خميني به مناسبت پيروزي انقلاب اسلامي بر حكومت شاهنشاهي پيامي صادر كردند و خطاب به ملت فرمودند : « توجه داشته باشيد كه انقلاب ما از نظر پيروزي بر دشمن هنوز به پايان نرسيده است . دشمن از انواع وسايل و دسائس بهره مند است و توطئه ها در كمين ماست , تنها هوشياري و انضباط انقلابي و اطاعت از فرمانهاي رهبري و دولت موقت اسلامي است كه توطئه ها را نقش بر آب مي سازد... با دولت موقت انقلابي اسلامي كه وارث يك سلسله خرابيهاي دولتهاي فاسد گذشته است همكاري نمائيد تا به حول و قوه الهي هر چه زودتر با همكاري يكديگر ايران اسلامي آباد و آزاد را مورد غبطه جهانيان باشد بسازيم . »
جلوگيري از هرج و مرج
1357,11,23
امام خميني طي پيام مهمي خطاب به ملت ايران ضمن تشكر از ملت شريف و مبارز ايران , فوري ترين نكات و دستورات را براي جلوگيري از هرج و مرج و ايجاد نظم و ثبات ابراز كردند.
ايشان ضمن توصيه اكيد به وحدت كلمه و دوري از اختلافات در استمرار حركت نهضت فرمودند : « ما بايد متوجه باشيم كه در چنين روزي كه انقلاب است دستهاي خائن و غير منزه در كار است و ممكن است خيانتكارها بخواهند بين شما تشتت بيندازند , بايد جدا از خرابكاري اجتناب و مراقبت كنيد كه اگر كساني خواستند خرابكاري و آدمكشي كنند يا به مراكز دولتي و ارتشي و كاخها و ديگر جاها حمله نمايند بايد مانع بشويد چون ايجاد تشتت خواهد كرد. اينها به اسلام و مملكت اسلامي خيانت است و بايد از اين قبيل خيانتها جلوگيري شود... مردم خيال نكنند اينك كه پيروز شده اند بايد شلوغكاري كنند. بايد با نظم و ترتيب و انسانيت و اسلاميت رفتار كنيد و به دنيا بفهمانيد كه شما ملت مسلم به حقايق اسلام آگاهيد و به دستورات اسلام پايبند هستيد. بايد از اينگونه چپاولگري ها جدا احتراز كنيد. علماي اسلام مكلف شرعي هستند كه مردم را از اينگونه اغتشاشات باز دارند و نگذارند مردم به اشخاص و مراكز هجوم آورند. »
گام دوم : سازندگي
1357,11,26
امام خميني پس از چهار روز از پيروزي انقلاب در نخستين سخنراني خود به تشريح چگونگي شكست رژيم و پيروزي انقلاب پرداخت .
ايشان در قسمتي از سخنان خود فرمود : « درود بر ملتي كه در انقلابش چنان حفظ نظم كرد كه چشمهاي دنيا را خيره كرد... حفظ ايمان شما را وادار كرده بود با ظلم مخالفت كنيد.
شيطان از اين عمل شما دور بود. نظر خداي تبارك و تعالي با شما بود , نظر امام زمان ـ سلام الله عليه ـ با شما بود. من از شما ملت عظيم تشكر مي كنم كه در مواقعي كه گرفتاري اسلام زياد بود و در خطر واقع بود , از براي اسلام و مسلمين قيام كرديد , نهضت كرديد , زحمت كشيديد , خون داديد , جوان داديد , و شر ظلم را از سر خودتان كوتاه كرديد , دستگاه ظلم دو هزار و پانصد ساله را منهدم كرديد , قواي بزرگ عالم , كه طرفداري و پشتيباني مي كردند از اين رژيم فاسد , عقب نشانديد , نتوانستند كاري بكنند , تا اينجا كه آمديد , جوانمردانه و شجاعانه , تمام قشرها در اين مطلب سهيم بودند والان قدم ثاني است كه شما بايد برداريد , و آن قدم سازندگي است . قدمي است كه در اين قدم بايد همه باهم شركت نمايند و ايران خراب را آباد كنند. بايد دست به دست هم بدهيد. »