كدامين رمز , معماي دوران غيبت را حل مي كند
كدامين عمل , گره هاي كور به هم خورده دوران تاريك
غيبت را باز مي كند
كدامين تلاش , چشمان ما را به جمال دل رباي مولايمان
منور مي كند
كدامين شور برخاسته از دلهاي سوخته فراق , راه به قطب
عالم امكان باز مي كند
كدامين سوز , نغمه ساز ظهور مي گردد
كدامين جستجو براي يافتن يوسف زهرا(س ) به ثمر
مي نشيند
كدامين راه , ما را از سراب ها و منجلاب ها بيرون آورده و
به چشمه پاك و سرتاسر معنويت مولايمان
مي رساند
كدامين پرواز , ما را از اعماق چاه ظلماني ضلالت و
جهالت رهانيده و به اوج كمال دانش و عقل رهنمون مي سازد
تضرع و زاري , راز و نياز به درگاه الهي , كليدي است كه در
تعجيل فرج امام عصر موثر است .
امام صادق (ع ) با ذكر حادثه اي از بني اسرائيل فرمودند :
« شما نيز اگر چنين تضرع و زاري كنيد , خداوند فرج ما را
مقدر مي نمايد و اگر چنين نكنيد , اين امر به آخرين حد خود
خواهد رسيد. »
مگر ما از بني اسرائيل كمتريم !
برخيز دعا كن كه دعا را اثري هست
تاثير به آه دل خونين جگري هست
اين قدر مگو ناله ز تاثير فتاده
آخر به خدا يك نفس با اثري هست
زن حلقه به دربار فلك رفعت مهدي
چون پادشهان را به گدايان نظري هست
يك نامه بري آمده از كشور خضرا
گويد خبر تازه يك نو سفري هست
نوميد مباشيد ز درگاه الهي
تاثير در اذ كار و دعاي سحري هست
حسن طالعي

|
مهدي موعود , ذخيره الهي
|

« مهدي موعود , ذخيره الهي » عنوان كتابي است كه در
خطه خوزستان و به قلم آيت الله سيدعلي شفيعي منتشر شده
است .
اين كتاب 160 صفحه اي شامل بخشي از نوشتار و گفتار
آيت الله سيدعلي شفيعي در مجلات و منابر مختلف پيرامون
ساحت قدس مهدوي است كه به همت انتشارات خوزستان در
اهواز تدوين و به بازار كتاب ارائه شده است .
از ميان مقالات اين كتاب , توجه خوانندگان فرهيخته را به
يكي از نوشته ها جلب مي كنيم :
عقيده به مهدي موعود به عنوان مصلح جهاني و ذخيره
الهي جهت آخرالزمان يكي از اعتقادات قطعي مذهب شيعه
اماميه است . لكن در ديگر مذاهب تشيع نيز چون (كيسانيه ,
اسماعيليه , واقفيه ) و ديگر فرقه هاي شيعي چه آنها كه منقرض
گرديده و چه آنچه از آنان كه در گوشه و كنار كشورها تاكنون
پيرواني دارند نيز اعتقاد به مصلح آخرالزمان جز عقايد مسلم
و مورد اتفاق آنان است هر چند در تعيين مصداق آن به
اختلاف سخن گفته و به ترتيب « محمد حنفيه » , « اسماعيل »
فرزند حضرت صادق (ع ) , امام هفتم موسي بن جعفر(ع ) و غير
هم را معرفي نموده اند.
چنانكه در ديگر مذاهب اسلامي غير شيعي نيز (اهل سنت
و جماعت ) اعتقاد به مهدي آخرالزمان (عج ) به وضوح مشاهده
مي گردد گر چه در خصوصيات مربوطه داراي دگرگوني عقيدتي
هستند و برخي گويند وي ولادت يافته و از دنيا رفته وسپس در
آخرالزمان ولادت دوباره مي يابد. و بعضي مي پندارند او هنوز
متولد نگرديده و در وقت مقرر و مقدر متولد مي شود و برخي
نيز همچون دانشمند معروف « محمدبن يوسف گنجي شافعي »
در كتاب ارزنده خود به نام « البيان في اخبار صاحب الزمان » به
استناد اسناد و احاديث مربوط به اهل سنت و جماعت اثبات
مي كند كه مهدي موعود ولادت يافته و نمرده بلكه زنده است و
غايب و نمي ميرد تا ظهور يابد و قيام نمايد و جهان را از عدل
و داد سرشار كند , دقيقا آن چنان كه شيعه اماميه معتقدند
خلاصه آنكه نقطه متفق عليه ميان تمام عالمان و فرقه هاي اهل
سنت و جماعت آن است كه مهدي موعود يكي از فرزندان
علي بن ابيطالب و فاطمه زهرا(ع ) است .
افزون بر اين , پيروان اديان ديگر هم به اصل مسئله ياد
شده معتقد بوده و آن را كاملا پذيرفته اند. گر چه آنان هر كدام
فرد مورد نظر خود را مصداق مصلح جهاني معرفي نموده اند
(بودائيان بودا را و يهود عزير را , مسيحيان حضرت عيسي
مسيح را و زرتشتيان زردشت را) نام برده اند.
مصلح جهاني موعود همه اديان
بلكه تمامي ملل و نحل گيتي اعم از آسماني و غيرآسماني
در اعتقاد و انتظار ظهور يك مصلح بزرگ و جهاني كه در
آخرالزمان با قدرت و توان لازم حكومت واحده گسترده
تشكيل دهد و همه امت ها و ملت ها را زير يك پرچم گرد آورد و
همگان را در مسير عدل و حق قرار داده و به تمام انحرافات و
كژيها خاتمه دهد , بسر مي برند و اختلاف در خصوصيات آن را
از اعتقاد و ايمان به اصل مسئله باز نداشته است كه به تعدادي
از كتاب هاي مهم اديان و صاحبان آنها كه به صراحت و يا
تلويح و اشاره به اين عقيده مقدس توجه داده اند اشاره خواهد
شد.
مي نگريم حتي فيلسوفان و دانشمنداني كه منكر مبادي
توحيدي و الهي بوده و يا دست كم چندان عقيده اي به مبدا و
معاد نداشته اند نيز پذيراي مسئله حكومت جهاني واحده بوده
و از آن دم زده اند. رياضي دان شهير « برتراند راسل » در كتاب
« آيا جهان آينده اي دارد » حكومت جهاني واحد را مطرح
كرده . النهايه افراشتن پرچم عدل و داد و گسترش صلح و صفا
و خلع سلاح عمومي را كه ويژگيهاي اساسي اين حكومت
مقتدرانه و عادلانه است در صلاحيت سازمان ملل متحد
مي داندكه چنانچه به مباني و مبادي اسلامي اعتقاد كامل و يا
اطلاع كافي مي داشت بي گمان مركز اين حكومت عدل و حق را
در جاي ديگر جستجو مي كرد و معرفي مي نمود. وي كه راه حل
تمامي اغتشاشات و مشكلات موجود را تشكيل يك حكومت
عادل و واحد جهاني مي داند , در كتاب « اميدهاي نو » (ترجمه
سيدعلي شايگان ) گويد : ... دولت مركزي جهاني بايد كليه
سلاح هاي عظيم جنگ را منحصر به فرد كند و نيروي مسلح
لازم را براي به كاربردن آن سلاح ها فراهم نمايد تا از اعمال زور
دولت ها نسبت به يكديگر جلوگيري نمايد. »
و نيز پروفسور « آرنولد توين بي » فيلسوف و مورخ معروف
انگليسي طي نطق خود در كنفرانس صلح نيويورك چنين گفت :
« تنها راه حفظ صلح و نجات نسل بشر , تشكيل يك حكومت
جهاني و جلوگيري از گسترش سلاحهاي اتمي است . »
آيا آنچه را اين دو دانشمند پيش بيني مي كنند و يا آرزو
مي نمايند , جز با قدرت مطلقه حضرت صاحب الامر و سيطره
قاهره اي كه خداوند متعال در اختيار امام معصوم (ع ) گذارده و
مي گذارد (بدانسان كه در اعتقادات اسلامي و آيات و روايات
فراوان مذهبي آمده ) امكان پذير است و آيا قرن ها قبل از اين
آنچه را دانشمندان , حكما و فلاسفه بزرگ جهان همچون
افلاطون در كتاب « جمهوريت » و فارابي در « آرا اهل المدينه
الفاضله » و ديگران در ديگر آثار جاودانه خود آورده اند تصوير
و ترسيمي از دورنماي ظهور دولت حقه مهدي موعود و
عدالت گسترده جهاني وي نيست
حكومت واحد جهاني و قواعد زيربنائي هستي
اعتقاد به حكومت واحد جهاني فراتر از آنچه گفته شد ,
ريشه عقلاني و فلسفي نيز دارد و چه بسا همين منشا عقلي و
حكمي باشد كه تجليات خود را در عقايد و آرمان هاي
خردمندان و انديشمندان و مكتب ها و ملتهاي قديم و جديد به
نمايش گذارده است . قاعده فلسفي مي گويد : « كل شي اذا جاوز
حده العكس حده » . (هر شي محدودي اگر در معرض اين باشد
كه از حد خود فراتر رود , تبديل به ضد آن چيز خواهد گرديد).
در مورد بحث ما بهترين مثال , « ظلم » است كه به طبيعت
حال موضوعي محدود به حد امكاني است لذا چنانچه در اثر
فشار عوامل و عللي , ظلم چنان زياد شود كه مشرف به خروج
از حد خود شود ـ كه اين محال و خلاف فرض است ـ بناچار
تبديل به ضد خود مي گردد. ضد ظلم همان « عدل » است .كاسه
ظلم چون لبريز شود تبديل به عدل مي شود.
شايد در اشعار بزرگان علم و ادب اشاره به اين حقيقت
عقلي و عيني باشد كه از آن جمله :
لطف حق با تو مداراها كند
چونكه از حد بگذرد رسوا كند
و نيز :
طرب افسرده كند چونكه زحد درگذرد
آب حيوان بكشد نيز چو از سر گذرد
و گرنه چگونه الطاف الهي موجب دو خاصيت متضاد
(مدارا و رسوا كردن ) باشد و يا عامل طرب مبدل به عامل
افسردگي شده و آب موجب حيات , موجب مرگ شود جز بر
اساس همين اصل فلسفي كه در خود اينگونه اشعار نيز مورد
اشاره بلكه صراحت قرار گرفته است .
و محتمل است كه در روايات معروف و مربوط به حضرت
صاحب الامر(عج ) كه پيامبر اكرم و ائمه اطهار (ع ) فرموده اند :
« يملا الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا » اشاره اي
به قاعده علمي وفلسفي ياد شده نيز باشد زيرا در اينگونه
قواعد و عناوين معمولا نظري و اشعاري به جزئيات و
خصوصيات و لوازم و ملزومات و علل و موجبات مطرح
نمي شود و معمولا اينگونه مسايل را بايد از طريق شرع , عرف ,
سيره عقلا و غيره بدست آورد.
مقصود ما از اين مباحث آن است كه اصل عقيده به انتظار
وجود , غيبت , ظهور و دولت حقه امام زمان عجل الله تعالي
فرجه الشريف مسئله اي است كه اختصاص به مذهب شيعه
نداشته بلكه در مذاهب و اديان ديگر نيز موجود است و در كليه
امت ها و ملت ها مطرح است بلكه اعتقادي است كه ريشه در
مسايل اجتماعي , عقلي و فطري دارد و داشتن چنين عقيده اي
نه تنها مباينت با حقايق روبنايي و زيربنايي بشري و عقلاني
ندارد بلكه نشات گرفته از آنهاست و تجلي اين حقايق در
خصوصيات و تجليات گوناگون و در مظاهر و نمودارهاي
معرفي شده از سوي شرع (كتاب و سنت )هيچ تضادي با حقايق
هستي ندارد.
انتظار , عامل مقاومت و بقا
پروفسور « هانري كربن » اسلام شناس معروف فرانسوي كه
در دوران پيش از انقلاب اسلامي چندين سال به ايران
مسافرت مي كرد و در محضر مرحوم آيه الله علامه طباطبائي
در تهران حضور مي يافت و از خرمن فيض آن رجل الهي بهره
مي برد و مشكلات علمي خود را در درياي علوم آن علامه
عاليقدر حل مي نمود , در يكي از ديدارهاي خود به محضر
حضرت استاد عرضه داشت :
« از ميان تمام اديان دين اسلام است كه داراي حقيقت
است و از ميان مذاهب گوناگون اسلامي نيز تنها مذهب تشيع
مذهب حق است كه ثابت و استوار بوده و پايدار خواهد ماند
زيرا اين مذهب داراي پشتوانه بزرگي به نام « انتظار » مي باشد
كه بزرگترين و قوي ترين ضامن حفظ و بقا مذهب شيعه است .
انتظار امام زمان كه مي آيد و جهان را از جور و ستم تهي
مي كند و از عدل وداد سرشار مي سازد شيعيان را از فرسودگي ,
خستگي پذيري , نوميدي و زوال محفوظ ميدارد و با دميدن
روح اميد (انتظار فرج ) شيعه هميشه ثابت و استوار خواهد
ماند.
آري , به همين دليل است كه در روايات اسلامي ما انتظار
فرج به عنوان « افضل الاعمال » معرفي گرديده چه آنكه تمام
توان مذهبي و تقويت روحي و تداوم و استمرار بر اعمال ديني
و شرعي و مقاومت در برابر ظلم ظالمان و جور جائران در گرو
انتظار فرج و اميدواري به ظهور دولت حقه است .
مطالعه هر چند به اجمال در تاريخ مذهب شيعه دوازده
امامي شاهد صدق اين مدعا است .
از زمان حيات شخص خاتم الانبيا (ص ) كه بذر مذهب
تشيع علوي به دست و زبان مبارك حضرت پاشيده و كاشته
شد , توطئه ها و دسيسه ها عليه مذهب حق آغاز گرديد , امامان
شيعه را محكوم به شكنجه , زندان , قتل و اعدام ساختند.
احاديث فراوان عليه علي (ع ) و شيعيان او جعل كردند.
تهمت ها و افتراها وارد آوردند. شيعيان را در تنگناها و
محاصره ها قرار دادند. انواع اقدامات سياسي , اقتصادي ,
اجتماعي عليه آنان به اجرا درآوردند. آنان را از هر گونه
حقوق انساني و شرعي محروم ساختند. هزاران گونه شايعات و
تبليغات در حق آنان روا داشتند. امام زادگان را به انزوا ,
اختفا , تبعيد , نفي بلد , و كشتار فردي و جمعي , دفن در چاه ها
و ديوارها و ستون ها , متواري كردن در صحراها , و بيغوله ها و
سنگلاخ ها و...و... محكوم ساختند. اموال آنان و شيعيان را
مصادره و يا غارت نمودند. آنچه از دست دشمنان برمي آمد و
بر مي آيد , انجام دادند و آنچه انجام ندادند از دست آنان
برنيامد. با اين حال مذهب حق تضعيف نگرديد تا چه رسد به
اينكه متلاشي شود. تشيع چون كوه استوار و راست قامت
بجاي مانده و خواهد ماند و اكنون هم تشيع بر تارك تاريخ
اديان و مذاهب مي درخشد و بزرگترين عزت و عظمت را در
پهنه سياست جهاني (بخصوص بركت انقلاب اسلامي ) كسب
نموده است .
امروز پيروان مذاهب شيعه از پيروان هر مذهب ديگر
افزون تر و بيشتر است و همه جاي جهان و حتي در پيروان
ساير مذاهب بلكه ساير اديان و ملل طرفداران فراواني دارد و
حاميان بسيار. اما بزرگترين حافظ و حامي , خداوند متعال و
مقتدر است و بزرگترين پاسدار و نگهدارنده همانا خود
حضرت بقيه الله في الارضين (عج ) است كه طبق نصوص
وارده از سوي خود آن حضرت (انا غير مهملين لمراعاتكم ...)
و بر اساس صدها شواهد و مدارك همو است كه رعاياي خود
را زير نظر محبت دارد و منتظران ظهور خود را مشمول همه
گونه لطف و عنايت مي فرمايد.
اينها همه به بركت انتظار فرج , و در سايه فداكاري و
جانفشاني و از خود گذشتن جهت تحقق دولت كريمه , و فرج
آقا امام زمان و به انتظار ظهور عدالت گستر آن حضرت است .
عجل الله تعالي فرجه و سهل الله مخرجه , و جعلنا من اعوانه و
انصاره .
اميد است آنچه را دانشمندان و حكما بزرگ جهان از دير
زمان تصور و تصوير و ترسيم نموده اند , آنچه را خيرخواهان و
مصلحان جامعه هاي بشري هميشه آرزو داشته و به مردم تبليغ
و تلقين كرده اند , آنچه را كه در باب معرفت بدان عشق
ورزيده اند , آنچه را كه اديان و مذاهب در طول تاريخ بدان
معتقد بوده و از اصول قطعي دين خود بشمار آورده اند و
بالاخره آنچه به نام « عدالت در آخرالزمان » و « ظهور دولت
حقه » و « حكومت جهاني واحد » موجب تسلاي خاطر
مستضعفان و باعث آرامش دل و جان محرومان بوده و هست با
ظهور مهدي موعود , و قيام مصلح جهاني , و امامت و ولايت و
رهبري حضرت حجت بن الحسن العسكري عجل الله تعالي
فرجه الشريف تحقق يابد و جامه عمل پوشد تا وعده قطعي
الهي آشكار و عدل و داد همه جا را فرا گيرد كه :
« و عدالله الذين آمنوا و عملوا الصالحات ليستخلفنهم
في الارض و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم من
بعد خوفهم امنا يعبد ونني لا يشركون بي شيئا و من كفر بعد
ذلك فاولئك هم الفاسقون . »

| |