روزنامه جمهوري اسلامي 22/04/1383 صفحه عقيدتي

* سايه عشق خدا بر همه چيز
جاهل و افراط و تفريط
سايه عشق خدا بر همه چيز




تاملي ديگر در حكمتهاي زيباي « نماز »
قسمت اول
احمد محسن زاده
در عالم خلقت آفريده ها به دو دسته تقسيم مي شوند موجوداتي كه احساسات و لذات ندارند مانند گياهان و جمادات و موجوداتي كه داراي لذت اند اما فقط از خوردن و خوابيدن بهره مي برند مانند حيوانات اما انسانها كه گلواژه خلقت و خليفه الله هستند دو بعدي اند : جسماني و روحاني . حيات جسم با غذاهاي مختلف امكان پذير است و حيات روح او با عبادات عبادت در موضوعات متعدد و مختلفي تبلور مي يابد مانند آموزش علم و حكمت و...
در روايت آمده است لقمان به فرزندش متذكر مي شود : « ... و حياه الجسد بالطعام و الشراب و حياه القلب بالعلم و لحكمه » (1 ) جسم با غذا و نوشيدني زنده است و دل و روح انسان با دانش و حكمت كه در واقع علم و حكمت به انسان ارزش داده و به خداوند نزديك مي كند و امام الموحدين علي (ع ) در اين راستا مي فرمايند : « ان الله جعل الذكر جلا للقلوب » (2 ) خداوند ذكر و يادش را صيقل دهنده روحها و قلبها قرار داده است كه امام خميني (ره ) هر چيز را كه توام با معنويت باشد آنرا سعادت مي دانند و در اين راستا مي فرمايند : ماديات تنها سعادت ملت نيست , اينها در پناه محتويات سعادتند. معنويات مهم است . بكوشيد تا معنويات تحصيل كنيد. علم تنها فايده ندارد , علم با معنويات علم است . ادب تنها فايده ندارد , ادب با معنويات , معنويات است كه تمام سعادت بشر را بيمه مي كند و كوشش كنيد در تحصيل معنويات , در خلال علم كه تحصيل مي كنيد معنويات را تحصيل كنيد , دانشگاهها معنويات پيدا بكنند , مدارس معنويات پيدا بكنند , مكتبها معنويات پيدا بكنند , تا انشاالله سعادتمند شوند. خداوند همه شما را سعادتمند بكند . (3 )
امام (ره ) هرچه مي گفت پيش از آن به آن عمل مي كرد و اين روش را از جد بزرگوارش علي (ع ) آموخته بود كه مي فرمايد : « ايها الناس اني و الله ما جئتكم علي طاعه الا اسبقكم اليها » (4 ) خود معظم له اين لباس معنويت را به تن داشت . آيت الله سيدمصطفي خوانساري مي فرمايد : « مي توانم بگويم كه ايشان در امر عبادت و تهجد , اگر در بين علما بي نظير نبود , كم نظير بود . » (5 ) و رهبر فرزانه انقلاب در مورد معنويت امام خميني (ره ) مي فرمايد : امام راحل (ره ) اهل خلوت , اهل عبادت , اهل گريه نيمه شب , اهل دعا , تضرع , ارتباط با خدا , شعر و معنويت و عرفان و ذوق و حال بود . (6 ) مقام معظم رهبري (دام ظله العالي ) نماز را چشمه جوشان معنويت دانسته , مي فرمايد : نماز آن سرچشمه جوشاني است كه قدرت معنوي را به ما مي بخشد . (7 ) انسان در هر لحظه و در هر شرايطي بدون وقت قبلي و واسطه اي با هر زباني كه دارد و در هر سن و سال و جنس كه باشد مي تواند با خدايش ارتباط برقرار كند خصوصا در وقت هاي مخصوص عبادت همانند : سحر , شب جمعه , روز جمعه , نزول باران , شب قدر , روز عرفه و... عبادت در هر حال داروي آرام بخش و اطمينان خاطر و زدودن دل نگرانيهاست كه خداوند مي فرمايد : « الا بذكرالله تطمئن القوب » (8 ) امام علي (ع ) در آثار نماز مي فرمايد : نماز به همه وجود انسان آرامش مي بخشد چشمها را خاشع و خاضع مي گرداند , نفس سركش را رام و دلها را نرم و بزرگ منشي را محو مي كند . » (9 )
امام (ره ) يكي از مصاديق اين موضوع مي باشد. حاج سيداحمد خميني مي گويد : « وقتي امام بعد از 15 سال تبعيد تصميم گرفت به كشورش باز گردد خبرنگاران در هواپيما از ايشان سوال كردند اكنون چه احساسي داريد امام (ره ) مي فرمايند : « هيچ » . در حالي كه آن زمان بختيار نخست وزير شاه ملعون در ايران بود و جان امام (ره ) را تهديد مي كرد و همچنين ميليونها ايراني عاشق نگران جان امام بودند , امام با آرامش خاطر در هواپيما مشغول نماز شب و ذكر خدا بودند و همچنين در روز فرار شاه از ايران , دهها خبرنگار و دوربين تلويزيوني از سراسر دنيا در نوفل لوشاتوي پاريس در منزل امام حضور داشتند تا سخنانش را به دنيا مخابره كنند. امام روي صندلي ايستاد و چند دقيقه سخن گفت . سپس روبه من كرد و پرسيد : احمد ظهر شده است گفتم بله , امام در همان لحظه سخن خود را قطع كرده و براي نماز اول وقت پائين آمدند. همه حاضران پرسيدند چه شد كه امام سخنش را قطع كرده و رفت گفتم : آقا نمازش را هميشه اول وقت مي خواند و براي نماز رفت . (10 )
آري اين يكي از نمونه هاي سيره امام بود كه نمازش را از اول وقت به تاخير نمي انداخت . حتي از آغاز « جواني » دوستان حضرت امام نقل مي كنند : بارها به طرق مختلف ايشان را امتحان كرديم , مثلا درست اول وقت نماز , سفره غذا را مي انداختيم و يا وقت رفتن به مسافرت را اول وقت نماز قرار مي داديم , اما ايشان مي فرمودند : « شما غذايتان را بخوريد. من هم نمازم را مي خوانم , هرچه كه بماند من مي خورم » و يا در موقع مسافرت مي فرمودند : « شما برويد من هم مي آيم و به شما مي رسم . » مدتها از اين مسئله گذشت و نه تنها ايشان نماز اول وقتشان ترك نشد , بلكه ما را هم واداشتند كه در اول وقت نمازمان را بخوانيم . (11 ) كه در اين مورد امام ششم (ع ) مي فرمايد : امتحنوا شيعتنا عند مواقيت الصلاه كيف محا فضتهم عليها
شيعيان ما را در اوقات نماز بيازماييد كه آن را چگونه رعايت مي كنند(12 )
يكي از ياران امام (ره ) گويد : شصت سال است كه او را مي شناسم نماز را اول وقت مي خواند.
امام خميني (ره ) علاوه بر اينكه خودش نمازها را اول وقت مي خواند سبب موفقيت دوستان خود از علما كه اول وقت نماز نمي خواندند نيز شد و آنان هم نمازشان را در اول وقت مي خواندند. فرزندانش را نيز به كرات توصيه مي فرمودند تا نمازشان را اول وقت بخوانند يكي از نوه هاي امام (ره ) نقل مي كند : « امام بيشتر راجع به نماز و قرآن توصيه مي كردند و مي فرمودند : « بچه ها نماز خودشان را اول وقت بخوانند تا خداوند آنها را بيشتر دوست داشته باشد »
هجرت بسوي خدا
امام (ره ) يكي از مصاديق آيه مباركه هجرت را , هجرت بسوي خدا مي داند و مي فرمايد : هجرت از خانه دل بسوي خدا يكي از مصاديق آيه است , هجرت از خود پسندي و خودخواهي و خود بيني و هجرت بسوي معنويات كه بزرگترين هجرت هاست . (13 )
كه به شعر نيز فرمود :
اي مرغ چمن از اين قفس بيرون شو
فردوس تو را مي طلبد مفتون شو(14 )
جمله نوراني رسول خدا(ص ) مويد همين مطلب است كه مي فرمايند : « الصلوه معراج المومن » . (15 )
در اين رابطه به نظم آمده است :
اي بنده نماز , نور منهاجت باد
خاك در كبريا بسر , تاجت باد
تا بگذري از مجاز در راه طلب
پيوسته نماز , راز معراجت باد
و آن حضرت در جاي ديگر مي فرمايد : « الظلاه قربان كل تقي » (16 ) نماز وسيله تقرب هر پرهيزكار به خدا است . امام خميني (ره ) حقيقت معراج را چنين تعريف مي كند. « حقيقت معراج روحاني عبارت است از حركت معنويه انعطافيه كه به آن تتميم شود دائره وجود و رجوع شود به عالم غيب جميع ما في سلسله الشهود , و اين در قوس صعودي و حركت انعطافي صورت گيرد و... اين سنه الله جاريه است در موجودات و بالخصوص در انبيا و خاصه در خاتم آنها(ص ) و اين طور از سولك شبيه مجذوبيت يك صنف از ملائكه مهيمه متحيره در ذات ذوالجلال است كه غفلت از كثرات بكلي دارند و ندانند كه آدمي و عالمي خلق شده » (17 )
امام حكيم انقلاب در اين راستا كه انسان نماز را بايد با حضور قلب و حركت از خلق الي الحق مع الحق بجا آورد در كتابها و گفتارهاي مكرر به روايات نوراني چنگ زده و تعدادي از آنها را متذكر شده اند. به چند نمونه آن اشاره مي كنيم : حضرت باقر(ع ) مي فرمايد : رسول خدا(ص ) مي فرمود : « وقتي بنده مومن به نماز بايستد , خداي تعالي نظر بسوي او كندـ يا فرمودند : خداي تعالي اقبال به او كند , تا از نماز منصرف شود و رحمت از بالاي سرش سايه بر او افكنده و ملائكه فرا گيرند اطراف و جوانب او را تا افق آسمان , و خداي تعالي ملكي را موكل او كند كه بايستد بالاي سر او و بگويد : اي نمازگزار , اگر بداني چه كسي به تو نظر مي كند و با چه كسي مناجات مي كني توجه به جايي نمي كني و هرگز از موضعت جدا نمي شوي (18 )
آن حضرت فرمودند : « كسي كه دو ركعت نماز به جا آورد و در آن به چيزي از دنيا متوجه نشود خداي تعالي گناهان او را مي آمرزد . » (19 ) و اينكه انسان بايد در نماز تمام وجودش را متوجه خداوند كند و از همه چيز به غير از خدا ببرد و فنا در خدا باشد , رسول خدا(ص ) مي فرمايد : « عبادت كن خداوند را چنانچه گويا او را مي بيني , و اگر تو او را نمي بيني او تو را مي بيند . » (20 ) اين چنين عبادت كردن از مصاديق آيه مباركه : ان في ذالك لذكري لمن كان له قلب او القي السمع و هو شهيد . (21 ) براي كسي كه دلي آگاه داشته باشد يا با توجه كامل گوش به كلام حق بسپارد. و امام عارف و بنيان گذار جمهوري اسلامي سالكان الي الله را اين چنين راهنمايي مي نمايند : « از وظايف بزرگ سالك الي الله و مجاهد في سبيل الله , آن است كه در خلال مجاهده و سلوك از اعتماد بنفس بكلي دست كشد و جبلتا متوجه به مسبب الاسباب و فطر تا متعلق به مبداالمبادي گردد و از آن وجود مقدس عصمت و حفظ طلب كند و به دست گيري آن ذات اقدس اعتماد كند و در خلوات تضرع به حضرتش ببرد و اصلاح حالش را با كمال جديت طلب كند كه جز ذات مقدس او پناهي نيست . (22 ) چون انسان مخلص خدا و فناي او شد هميشه , آرامش خواهد داشت , زيرا نتيجه ياد خدا همين است . امام (ره ) اديب و افتخار فرهنگ اسلامي در اين مورد چنين سرود :
اي ياد تو راحت دل درويشان
فرياد رسان مشكل درويشان
طور و شجر است و جلوه روي نگار
ياران اين است حاصل درويشان (23 )
در اين صورت هنگامي كه از همه محبتهاي جهان بريد و پرده هاي ظلمت را كنار زد جمال مطلق را مي يابد. پير جماران در اين موضوع عروس خود « فاطمه طباطبائي » را مورد خطاب قرار داده ـ كه در واقع همه موحدان واقعي مورد خطاب است ـ و چنين مي سرايد :
فاطي ز علائق جهان دل بركن
از دوست شدن به اين و آن دل بركن
يك دوست كه آن جمال مطلق باشد
بگزين تو و از كون و مكان دل بركن (24 )
علي (ع ) در دعاي كميل مي فرمايد : « واجعل قلبي بحبك متيما » خداوندا قلبم را از محبت خود لبريز كن .
قلب پاك و سالم قلبي است كه غير راز محبت خدا چيزي در آن قرار نگيرد. امام صادق (ع ) مي فرمايد : « القلب السليم الذي يلقي ربه و ليس فيه احد سواه » (25 )
پاورقي :
1 ـ مجلسي بحارالانوار , ج 69 , ص 300
2 ـ مجلسي , بحارلانوار , ج 69 , ص 325
3 ـ 58,3,8 بيانات امام در جمع پاسداران و بانوان مكتب وليعصر , صحيفه نور , ج 7 , ص 14
4 ـ جعفري , محمد تقي , شرح نهج البلاغه , ج 1 , ص 25
5 ـ امام در سنگر نماز , 67
6 ـ نماز جمعه 82,2,14
7 ـ نماز جمعه , 70,7,14
8 ـ سوره رعد , آيه 28
9 ـ نهج البلاغه , خطبه 196
10 ـ امام در سنگر نماز , ص 15 , دفتر هفتم
11 ـ امام در سنگر نماز , ص 15 , دفتر هفتم
12 ـ سفينه البحار , ج 2 , لغت الصلاه
13 ـ اسرارالصلوه , ص 29
14 ـ ديوان امام , ص 237
15 ـ مجلسي , اعتقادات , ص 29
16 ـ كليني , فروع كافي : ج 3 , ص 265
17 ـ امام خميني , اربعين حديث , ص 268
18 ـ مستدرك الوسايل , كتاب الصلاه , ابواب افعال الصلوه , باب دو , حديث 22
19 ـ همان , حديث 13
20 ـ مكارم اخلاق , ص 459
21 ـ ق , آيه 37
22 ـ بديعي , محمد , حضور قلب در نماز , ص 84
23 ـ ديوان , ص 229
24 ـ همان , ص 125
25 ـ اصول كافي , ج 2 ص 16
پيامبر اكرم (ص ) :
نماز , معراج انسان مومن است .
نماز , وسيله تقرب هر پرهيزكار به خداوند است .
امام خميني علاوه بر اين كه نمازهاي خود را « اول وقت » مي خواند , دوستان و نزديكان و ياران خويش را نيز به اين امر ترغيب مي نمود و آنان را به مراقبت در به جا آوردن نماز اول وقت موفق مي ساخت .
حضرت علي (ع ) : خداوند ذكر و ياد خويش را صيقل دهنده روحها و قلبها قرار داده است .

جاهل و افراط و تفريط


ربيع بن خثيم معروف به خواجه ربيع , از اصحاب اميرالمومنين علي (ع ) است , او از زهاد ثمانيه , يعني يكي از هشت زاهد معروف دنيا بشمار مي رود.
ربيع بن خثيم در زهد و عبادت , كارش به جايي كشيده بود كه در دوران آخر عمرش , قبري براي خودش آماده كرده بود و در لحدي كه در آن كنده بود , گاهي از اوقات مي رفت و مي خوابيد و خويشتن را موعظه مي كرد , مي گفت :
اي ربيع ! يادت نرود عاقبت بايد بيايي اينجا » .
او هيچ گاه سخني غير از ذكر خدا نمي گفت , تنها جمله اي كه غير از ذكر و دعا از او شنيدند , آن وقتي بود كه اطلاع پيدا كرد : عده اي حسين بن علي (ع ) فرزند پيغمبر خدا را شهيد كرده اند , لذا در اظهار تاثر و تاسف از چنين حادثه اي يك جمله بيان كرد , كه مضمون آن اين است : « واي بر اين امت كه فرزند پيغمبرشان را شهيد كردند » .
مي گويند بعدها از اين سخن استغفار نمود و مي گفت : چرا من اين چند كلمه را كه غير از ذكر خدا بوده است به زبان آورده ام , او بيست سال از عمرش را در عبادت گذرانيد و يك كلمه هم به اصطلاح حرف دنيا را نزد. در حالي كه در اين فاصله شاهد شهادت سه امام بزرگوار , يعني امام علي (ع ) , امام حسن (ع ) و امام حسين (ع ) بوده است !!!
همين آدم در دوران اميرالمومنين علي (ع ) جزو سپاهيان حضرت بشمار مي آمده است .
يك روز آمد خدمت امام عرض كرد : يا اميرالمومنين , ما درباره اين جنگ شك داريم ! مي ترسيم اين جنگ شرعي نباشد!
چرا
چون ما داريم با اهل قبله مي جنگيم , با مردمي مي جنگيم كه مثل ما شهادتين مي گويند , مثل ما نماز مي خوانند.
از طرفي هم ربيع خود را شيعه مي دانست و نمي خواست صريحا از علي (ع ) كناره گيري كند , لذا گفت : يا اميرالمومنين ! خواهش مي كنم به من كاري واگذار كنيد كه در آن شك وجود نداشته باشد , من را به جايي و دنبال ماموريتي بفرست كه در آن ترديد نباشد.
حضرت هم پذيرفت و او را به يكي از سرحدات فرستاد , كه اگر جنگي شد , طرف مقابلش , كفار و مشركين و غيرمسلمانها باشند!
اين يك نمونه اي بود از زهاد و عبادي كه در آن عصر بوده اند , اما اين زهد و عبادت چقدر ارزش دارد !
اين هيچ ارزشي هم ندارد , آدم در ركاب مردي مانند علي (ع ) باشد , ولي در راهي كه علي (ع ) دارد راهنمايي مي كند و فرمان جهاد مي دهد شك كند , و عمل به احتياط نمايد!
اسلام بصيرت و عمل را با هم مي خواهد , اين آدم (خواجه ربيع ) بصيرت ندارد , در وقتي كه جنايتها و ستمگري ها و اسلام شكنيهاي معاويه و يزيد را مي بيند , آقا به گوشه اي مي رود و شب و روز را فقط به نماز و ذكر خدا مي پردازد و تازه براي يك جمله كه به عنوان اظهار تاسف از شهادت فرزند پيغمبر گفته است , استغفار مي جويد , اين با تعليمات اسلامي جور درنمي آيد , هميشه : الجاهل مفرط او مفرط . جاهل يا تند مي رود يا كند , يا فقط به ذكر و دعا و عبادت اكتفا مي كند و جنبه سياسي و اجتماعي اسلام را ترك مي گويد و يا بالعكس به عبادات و جنبه هاي معنوي آن پشت پا مي زند و فقط به ابعاد سياسي و اقتصادي و اجتماعي آن مي انديشد , و اين هر دو خطاست . (گفتارهاي معنوي . ص 51 و 52 ـ اقتباس از حكايتها و هدايتها در آثار استاد مطهري )