بسم الله الرحمن الرحيم
بادهاي غربي , بوي تند ناشي از شكل گيري سريع يك « كانون
بحران » عليه جمهوري اسلامي ايران در عراق را به مشامها
مي رسانند. اگرچه باكمال تاسف , دستگاه ديپلماسي ما حتي در
اين زمينه هم كوچكترين اطلاع رساني , موضع گيري و
تصميم سازي روشن , بموقع و متناسب با ابعاد قضيه را از خود
به نمايش نمي گذارد اما اخبار و گزارشات دريافتي از پايگاههاي
خبري و رسانه هاي بيگانه , حجم عظيمي از تبليغات خصمانه
عليه جمهوري اسلامي ايران در قبال عراق را منعكس كرده و
مي كند.
هوشيار زيباري , وزيرخارجه دست نشانده اشغالگران
عراق , وعده داده است كه اسناد و مداركي از مداخلات بيگانه
در امور داخلي عراق را منتشر خواهد كرد. او حتي صبر نكرد تا
مدارك مورد ادعايش آماده شود و پيشاپيش براي نيل به مقصود
مدعي شده است كه گويا جمهوري اسلامي ايران و سوريه
بيشترين نقش را درحمايت از كسانيكه وي آنها را شورشيان عليه
نيروهاي ائتلاف ناميده , برعهده دارند.
به موازات اين موضع رسمي اما دروغ پردازانه , اخبار
گزارشات نادرستي درباره دستگيري دو ايراني درحال حمل يك
اتومبيل بمب گذاري شده و يك گروه چهل نفري از ايرانيان در
عراق منتشر شده و اخيرا هم از دستگيري چند ايراني در
كردستان عراق توسط پليس عراق خبر رسيده و گفته شده يك
ايراني نيز در جمع بازداشتي هاي زندان ابوغريب است .
پيش از اين , زيباري دو كشور منطقه را به دخالت در امور
عراق متهم كرده بود. معاون وي بعدا توضيح داد كه جمهوري
اسلامي ايران قطعا جزو اين دو كشور نيست . اما اظهارات بعدي
زيباري نشان داد كه وي مامور تخريب مناسبات با قدرتمندترين
همسايه عراق است لكن جاي تعجب است كه چگونه زيباري به
خود جرئت مي دهد نخستين سنگ بناي مناسبات دولت جديد با
ايران اسلامي را اينگونه سست و نامتعادل , مستقر سازد
ممكن است كساني برمبناي ساده انگاري , سعي كنند هر
حادثه محرز و قطعي را هم در چارچوب « توهم توطئه » ,
بي اهميت جلوه دهند و چنين وانمود كنند كه گويا ما دچار توهم
شده ايم ولي واقعيت امر نشان مي دهد كه پس از چندين دهه
خصومت و جنگ افروزي و جنايت رژيم بغداد , حتي دولت
جديد عراق هم دقيقا ماموريت دارد تا « نطفه خصومت » را در
مناسبات با ايران تشكيل داده و خصومت و كينه توزي را مبناي
مناسبات بغداد با تهران قرار دهد.
البته زيباري و مجموعه اعضاي دست نشانده اشغالگران در
اين راه , تنها نيستند بلكه طيف وسيعي از رسانه هاي استكباري و
رسانه هاي مزدبگير عربي هم در اين مقوله با اين طرح جديد
جنگ رواني عليه جمهوري اسلامي ايران همراه شده اند. اخيرا
رسانه هاي عربي , بيشترين حجم تبليغات خصمانه عليه ايران را
برعهده داشته اند و از جمله درباره ورود 2 لشكر سپاه به عراق
خبر داده اند كه معلوم نيست در چه زماني قرار است فعال شوند!
روزنامه كويتي « القبس » كه در دوران صدام نقش بلندگوي سردار
قادسيه را بازي ميكرد و جلاد بغداد را « فخر عرب » مي ناميد , در
شماره اخير خود به نقل از يك مقام اروپائي كه مطابق معمول
قرار نيست نامش فاش گردد , ادعاد كرد : « نيروهاي اطلاعاتي
ايران بصورت گسترده اي در عراق پخش شده اند و حزب الله
لبنان هم برخي از نيروهاي خود را به عراق فرستاده اما با اين
حال هيچ استفاده اي از اين نيروها نشده است . »
جمله اخير صرفا بمنظور توجيه دروغ هاي برخي رسانه هاي
عربي اضافه شده كه مدعي بودند بمحض روي كار آمدن دولت
جديد عراق , آتش بازي نيروهاي ايران آغاز خواهد شد ولي اين
غيب گوئي رسانه هاي دروغ پرداز , تحقق نيافت .
در همين حال گزارشي از يك باصطلاح نظرسنجي در عراق
منتشر شد كه گويا توسط مركز تحقيقاتي دانشگاه بغداد صورت
گرفته است اما اطلاعات آن , خاطره نظرسازيهاي برخي مدعيان
اصلاح طلبي در ايران را در ذهن ها تداعي مي كند كه خواسته هاي
اشغالگران را بعنوان نظرات مردم , به خورد مخاطبان داده اند.
بموجب اين نظرسازي 83 درصد مردم عراق با اجراي وضعيت
فوق العاده و مقررات منع عبور و مرور خيلي موافق يا موافق
بوده اند و 72 درصد علاوي را نخست وزيري كاملا جدي
مي دانند 53 درصد مي گويند علاوي مي تواند به اشغالگران
بگويد از عراق خارج شوند 61 درصد گفته اند پليس و ارتش
عراق توانايي اداره كشور و كنترل امنيت را ندارد و 56 درصد هم
به آينده خوشبين هستند.
دقيقا بطور همزمان با انتشار نتايج اين باصطلاح نظرسنجي
در بغداد , « اياد علاوي » نخست وزير دست نشانده اشغالگران
عراق در مصاحبه با شكنجه « العربيه » ادعا كرد كه در عراق نيروي
اشغالگري وجود ندارد بلكه نيروهاي چندمليتي هم به تقاضاي
ملت و دولت عراق در اين كشور حضور دارند و وجود آن نيروها
براي تضمين امنيت كشور امري مهم محسوب مي شود.
وي حاضر نشد در اين مورد سخن بگويد كه دولت عراق
يك مجموعه دست نشانده اشغالگران است و در نتيجه دعوت
دست نشاندگان براي ابقاي اشغالگران , مشروعيتي را به اشغال
عراق نمي دهد و اساسا مردم عراق چگونه و در چه زمان از
اشغالگران براي تجاوز به عراق و قتل عام مردم دعوت كرده اند
لكن افزود : خروج نيروهاي چند مليتي از عراق به معناي آغاز
بروز بحران در عراق است . عقب نشيني اين نيروها تا زمانيكه
پايگاههاي نيروهاي مسلح و نيروهاي امنيتي عراق ايجاد نشده ,
بسيار خطرناك است و من فكر مي كنم كه برادران ما در سوريه و
ايران « بايد » در موضع خود درخصوص عراق تجديدنظر كرده
واز حضور نيروهاي چند مليتي در عراق حمايت
كنند.
اظهارات علاوي بعنوان يك عنصر بعثي كه سابقه جاسوسي
بنفع « سيا » دارد , از جهات مختلفي حائز اهميت است .
1 ـ علاوي مدعي است كه در عراق , اشغالگران وجود ندارند
و آمريكا و انگليس به تقاضاي ملت و دولت عراق در اين كشور
حضور دارند. حال آنكه مطابق قوانين بين المللي , هنوز هم
آمريكا و انگليس بعنوان « قواي اشغالگر » شناخته مي شوند و در
قبال حوادث عراق مسئولند. سئوال اينست كه آيا با تغيير
ظاهري مهره ها , آيا ماهيت اشغالگري تغيير مي كند پاسخ اين
سئوال عليرغم اصرار رئيس دولت دست نشانده آمريكا منفي
است و مشروعيتي را عايد اشغالگران و تشكيلات دست نشانده
آنها نمي كند.
2 ـ علاوي مدعي است كه ادامه حضور نظامي اشغالگران
براي تضمين امنيت عراق امري مهم تلقي مي شود. اين يك
تلاش آشكار براي سرپوش گذاشتن بر واقعيت هاي عيني است .
ديگر همه و از جمله مقامات ارشد آمريكائي به صراحت گفته اند
كه ادامه اشغال نظامي عراق , باعث گسترش دامنه بحران در عراق
شده و به ناامني ها دامن زده است .
3 ـ علاوي مدعي است كه خروج اشغالگران از عراق بمعناي
آغاز بروز بحران در عراق است . اين يك اظهارنظر فريبكارانه
براي توجيه ادامه اشغال عراق است . همه به چشم خود ديدند كه
براي نمونه , تا زمانيكه اشغالگران وارد شهرهاي كربلا , نجف و
كوفه نشده بودند , اين شهرهاي مقدس در آرامش و امنيت كامل
قرار داشتند ولي بمحض تلاش اشغالگران براي ورود قهرآميز به
اماكن متبركه , موجي از ناامني و حوادث پرالتهاب , عراق را
لرزاند و با تحميل هزاران قرباني بر مردم عراق , اشغالگران
سرانجام از خواسته خود براي حضور در اماكن متبركه شيعه
منصرف شدند ولي با هتك حرمت مساجد و اماكن متبركه داغ
ننگي هميشگي را بر پيشاني خود زدند.
4 ـ علاوي مي گويد عقب نشيني اشغالگران تا زمانيكه
پايگاههاي نيروهاي مسلح و نيروهاي امنيتي عراق ايجاد نشده ,
بسيار خطرناك است . در اينجا علاوي با عوام فريبي , وعده
امنيت بدون اشغالگران را مي دهد و آنرا به استقرار پايگاههاي
نيروهاي مسلح و نيروهاي امنيتي عراق موكول مي كند. اما شواهد
و قرائن موجود نشان مي دهد كه با توجه به روند كنوني در
بازسازي ارتش و نيروهاي امنيتي توسط مقامات ارشد بعثي , در
واقع ساختار حاكميت جهنمي بعثي ها با عنوان جديد , درحال
شكل گيري مجدد است . در واقع ابزارهاي سركوب ژريم صدام
دوباره تحت عناوين جديدي درحال تقويت شدن است و بيم آن
مي رود كه مردم عراق از چاله به چاه بيفتند و براي چندين دهه ,
اسير چنگال « بعثي ها منهاي صدام » بشوند.
در واقع , اشغالگران با تمامي اقدامات ممكن سعي دارند
دولت جديد و آينده عراق را بگونه اي شكل دهند كه « خصومت
با ايران » , خميرمايه اصلي آنرا تشكيل دهد و اين قابل تحمل
نيست و درعين حال هيچكس از كاشتن بذر كينه و دشمن عليه
ايران سودي نبرده است .
5 ـ علاوي در پايان مي گويد : من فكر مي كنم كه برادران ما در
سوريه و ايران « بايد » در موضع خود درخصوص عراق
تجديدنظر كرده و از حضور نيروهاي چند مليتي در عراق
حمايت كنند.
نكته نخست آنكه نخست وزير تازه كار عراق بايد ياد بگيرد
كه با همسايه قدرتمندي همچون جمهوري اسلامي ايران چگونه
سخن بگويد و به اندازه دهانش حرف بزند. به يك عنصر دست
نشانده اشغالگران نيامده كه « بايدها و نبايدها » را براي
مردمي ترين حكومت منطقه تعيين كند و خواسته اشغالگران را
كه خودشان هم به اين گستاخي و صراحت بيان نمي كنند , رسما
و علنا اعلام كند.
صرفنظر از اين نكته كه در جاي خود از اهميت فراواني
برخوردار است , بايد پرسيد كه از حسن نيتي كه جمهوري
اسلامي ايران در طول اين مدت در قبال عراق نشان داده , چه
سودي عايدش گرديده است تلخ است ولي واقعيت دارد كه از
حسن نيت ما در ماجراي عراق و افغانستان هم سواستفاده شد.
ايران اسلامي براساس اصول اسلامي و با احساسات پاك
برادرانه و انساندوستانه , بيشترين كمك هاي مردمي و دولتي را
به عراق و افغانستان تخصيص داد ولي هرچه بيشتر حسن نيت
نشان داد , كمتر نتيجه گرفت .
در ماجراي افغانستان , « زلمي خليل زاد » نماينده بوش
كوچك كه بعدا سفير آمريكا در كابل شد , همواره عليه ايران زخم
زبان مي زد و جمهوري اسلامي ايران را به دخالت در امور
افغانستان متهم مي كرد حال آنكه مي دانست دروغ مي گويد و
مقامات كابل هم هرگز اظهارات وي را تكذيب نكردند. اما
اوضاع در عراق بمراتب غم انگيزتر است . امروزه نه تنها
اشغالگران شرور بلكه حتي مقامات دست نشانده آنها هم به
ايران زخم زبان مي زنند و اظهارات اشغالگران را نشخوار
مي كنند و وزارت خارجه ما هم ساكت است !
ما خاطرات تلخ 8 سال تجاوز و جنايات بعثي هاي شرور را
در سينه هايمان حفظ كرده ايم . اگرچه آنها هم تحريك شده
بيگانگان بوده اند ولي بهرحال همين امر كه آنها جنايات عظيمي
را كه يك پرونده قطور دارد عليه ايران مرتكب شده اند , نكته
مهمي است كه ابعاد تحريك پذيري همسايه ما را نشان مي دهد.
بنابر اين كاملا حق داريم كه نسبت به تحريك مجدد همين
همسايه توسط همان اشرار جنايت پيشه نگران باشيم . چون دقيقا
همان زمزمه ها تكرار مي شود و نشان مي دهد كه همان داستان
است !
امروزه حتي بايد به مردم عراق هم هشدار داد كه نگران
عواقب ناخوشايند سمپاشي هاي دست نشاندگان اشغالگران
باشند. مردم عراق رنج هاي زيادي را متحمل شده اند و به
مصلحت نيست كه فقط شاهد ساكت صحنه هاي چندش آوري
باشند كه بموجب آن , حكومت دست نشانده اشغالگران به يك
دشمن بالقوه براي ايران اسلامي و ساير همسايگان عراق تبديل
شود.
بوي تند توطئه و شكل گيري « نطفه خصومت » عليه ايران , از
عراق به مشام مي رسد و بيم آن مي رود كه اين بار هم دودهاي
ناشي از اين آتش افروزيهاي بدفرجام به چشم همه مردم منطقه
برود و همه زيان ببينند.
در واقع تمامي تحولات 25 ساله اخير منطقه فقط يك
تحليل دارد كه تمامي اجزا و ابعادش , صحت نظر , صداقت ,
اصالت و حقانيت جمهوري اسلامي ايران را به دوست و دشمن
ثابت مي كند. اين جنجالها براي آنست كه ما با جمع بندي نتايج و
تحليل حوادث منطقه , احساس پيروزي و اظهار پيروزي نكنيم
و اين روند , سودي براي ملت بزرگ ايران در برنداشته باشد.
البته اين تصميم و اراده دشمنان انسانيت است اما خداي بزرگ
ياور جبهه حق است و مي بينيم كه آنها نتوانستند و هرگز
نخواهند توانست با شرارتهاي خود , نور خدا در اين سرزمين و
در كل جهان را خاموش سازند , حتي اگر اين شكست بزرگ براي
آنها ناگوار باشد كه هست .

|