
غلامرضا گلي زواره
بنايي استوار و عزت بخش
فرهنگ بنايي استوار است كه مبين باورها , رفتارها ,
دانش ها , ارزش ها و مقاصدي است كه شيوه درست زيستن هر
جامعه اي را مشخص مي كند. به عبارت ديگر هر آنچه ملتي
دارد و بدان فكر مي كند و بر اساس آن رفتار مي نمايد هويت
فرهنگي او را تشكيل مي دهد.
اين ويژگي همان عاملي است كه به عنوان يك نيروي زنده
و پوينده و رشد دهنده امتي را در ميان مردمان جهان مطرح
مي سازد و موجبات روي پاي خويش ايستادن و مورد توجه
قرار گرفتن را فراهم مي آورد. هر قدر ملتي با ارزشها و
نگرش هاي مذهبي و فرهنگي خويش ارتباط داشت و آگاهي
خود را در اين عرصه تقويت نمود با قاطعيت و ايمان
افزون تري براي حفظ موجوديت , اعتبار , عزت و سرافرازي
خود مي كوشد , به علاوه بازگشت به هويت راستين بطور بنيادي
حيات با طراوت جامعه را به ارمغان مي آورد و آن را از سكون ,
جمود , يكنواختي و خفقان مي رهاند و با جوشش و جهشي
خيره كننده بناهاي اسارت فكري و سياسي را مي گسلد و نقشي
نو در مي اندازد و جامعه را به سوي شكوفايي , بالندگي و
توسعه اي همه جانبه سوق مي دهد. به همين دليل ابرقدرتها با
سياست هاي زيركانه و نقشه هاي شوم با همكاري هياتهاي
حاكمه وابسته كوشيده اند براي غارت فرهنگي و فكري و مادي
كشورها مردم را از اين هويت تهي سازند و مردمان آن نواحي
را به صورت جوامعي بي ريشه و گسسته از گذشته اي با اصالت
و افتخارآميز معرفي كنند و در واقع اين سلاح حياتي و مهم را
از آنان بگيرند و به آنان چنين القا نمايند كه شما توانايي
باروري و پويايي و شكوفايي را نداريد و بدين گونه بذرهاي
نااميدي و ناتواني را در مزرعه قلوب و اذهان مي افشانند تا
بتوانند به مقاصد باطل خود برسند.
امام خميني در حركت گسترده و همه جانبه خويش براي
تجديد حيات جامعه اسلامي و قطع وابستگي ها و پاره نمودن
زنجيرهاي سلطه و اسارت , ضايعه مهم و درد اصلي را كه
مسلمانان جهان را دچار نگراني , ياس و پريشان حالي نموده
بود , به درستي و ريشه اي تشخيص داد و راه چاره آن را
بازگشت به هويت اصلي و كوشش براي يافتن آن دانست
هويت خويش را باز يابيد.
در واقع از بركات و ثمرات مهم گسترش معنويت انقلاب
اسلامي و انديشه هاي عالي رهبري اين نهضت مقدس احساس
عزت و هويت در بين ملت هاي مسلمان بود. روشن است كه با
شكل گيري اين عزت و عظمت , مسلمانان معنويت و عظمت
ويژه اي بدست مي آورند و با اتكا به اين توانايي , موازنه قدرت
به نفع امت اسلامي متحول مي گردد.
امام در احياي اين هويت ارزش نقش محوري و اساسي
دارند , تاكيد مصرانه ايشان در ديدار با شيعيان كشورهاي
اسلامي اين بوده است كه ما مسلمانان از فرهنگي غني و
افتخارآفرين برخورداريم و تمدن مسلمانان تا آن اندازه بوده
است كه محصولات آن به خارج صادر مي شده است ولي
ابرقدرت ها براي رسيدن به نقشه هاي شوم خود اين گنجينه
گرانبها و ارزشمند را از مسلمانان گرفته اند , مسلمانان بايد
براي خنثي نمودن چنين توطئه اي به اين درجه از معرفت و
بصيرت برسند كه خودشان فرهنگي مستقل و پربار دارند و
هويت آنان غناي لازم را دارد (1 )
به اعتقاد امام دو عامل موجب گرديد كه مسلمين از
خودشان مايوس گردند , يكي تبليغات سو استعمارگران و
رژيم هاي سرسپرده و ديگر نفوذ در مراكز آموزشي و تزريق اين
ناتواني به نسل جوان و تربيت آنان با فرهنگ غربي و مهاجم
اين نكته را كه خودتان چيزي نداريد و ناگزير بايد به فرهنگ و
تمدن غربي روي آوريد , اين دو عامل دو نتيجه منفي و
نگران كننده به دنبال داشت يكي اينكه مسلمين از توانايي هاي
فرهنگي و ارزشي خود نااميد شدند و ديگر آن كه به دليل غفلت
از اين ذخائر ارزشمند شخصيت اصيل خود را مفقود نمودند و
بايد جديت نمايند آن هويت با اصالت را بيابند و بر آن متكي
باشند . (2 )
امام خميني در ديدار با جمعي از دانشجويان عرب مقيم
ايران فرمودند : « مسلمين بايد اسلام را پيدا كنند. اسلام از
دستشان فرار كرده , ما الان نمي دانيم اسلام چيست ( !) اين
قدر غرب و اين جنايتكارها به مغز ما خوانده اند كه اسلام را گم
كرده ايم ... » (3 )
امام طي بياناتي نويد داده اند كه اين ياس كاذب و ناتواني
تلقيني , دردي است كه درمان دارد و سپس گروههاي از خواص
جامعه را مخاطب خويش قرار داده اند كه از جاي برخيزند و
براي رفع اين ناگواري نگران كننده و پر آفت اقدام كنند , اينها
چه كساني هستند كه مي توانند چنين آلامي را التيام بخشند , به
باور امام دو دسته اند يكي آنها كه در قبال ملت خويش احساس
مسئوليت دارند و دلشان براي جامعه خويش در طپش است .
ديگر آنهايي كه به اسلام اعتقاد دارند و مي خواهند براي ترويج
آيين اسلامي خدمت كنند . (4 ) امام هشدار مي دهند اگر اين
خود آگاهي و تلاش در جهت يافتن آن خود راستين صورت
نگيرد. مردم نسبت به آسيب ها و ويراني ها و كارهاي خلاف
بي تفاوت مي شوند . (5 )
امام خميني با تمامي توان و تلاش در صدد آن است كه اين
خودباوري و اتكاي به خويشتن را در ميان اقشار گوناگون
جامعه پديد آورد و براي رسيدن به اين مقصد تاكيد مي فرمايند
كسي كه مي خواهد به اين باور برسد بايد در آغاز خودش را از
آن آلودگي ها و آفات پاك كند و چون صفحه دل و ذهن را از آن
ضعف ها و زنگارها زدود باور كند كه او هم انسان است و از
انديشه و تفكر برخوردار است و مي تواند راه ترقي و تعالي را
بپيمايد. اساس اين باور را امام دو چيز معرفي مي كند يكي
رسيدن به اين واقعيت كه ضعف و سستي و ناتواني تلقيني
است و ديگر اين كه آن قوه و توانايي حقيقت دارد و در اعماق
انديشه و ذهن انسانها نهفته است و بايد با خود باوري و تلاش
و همت اين گنج هاي گرانبها را شناخت و گوهرهاي آنها را
استخراج كرد. اين حركت توانايي , شكوفايي بالندگي و
خلاقيت را در جامعه بوجود مي آورد . (6 )
از ديدگاه امام اساس توسعه , ترقي و استقلال واقعي يك
كشور و جامعه همين باور است : « وقتي اين اراده در يك ملتي
پيدا شد همه به كار وا مي ايستند و دنبال كار مي روند يك ملت
وقتي خيري را بخواهد , اين خواهد شد ... » (7 )
در بياني ديگر به اين واقعيت اشاره دارند : « بايد روحيه
خود را تقويت كنيم و با تمام وجود اين را بپذيريم كه مي توانيم
روي پاي خود بايستيم اين خيلي مهم است كه ما متكي به
تخصص خود كردند . » (8 )
تاكيد امام اين بود كه همه ما قادريم به شرط آن كه در اين
راستا به دو نكته توجه كنيم , تقويت ايمان و ايجاد ارتباط
افزون تر با خدا و نيز بريدن طمع از همه جا پيروزي وقتي به
دست مي آيد كه جوامع نخست به قدرت الهي اتكال پيدا كنند
و سپس با شناخت اين سرچشمه عظيم , جاويدان و بي نهايت
توانايي هاي خود را ارزيابي كنند . (9 )
اصرار امام بر اين موضوع در مورد دانشگاهها اهميت
افزون تري دارد , ايشان عقيده دارند پرورش هاي مراكز
دانشگاهي در پديد آمدن چنين تفكري دخالت مهمي دارد ,
بايد دانشجويان به اين باور برسند كه فرهنگي غني و بالنده و
حتي قابل صادر نمودن دارند و متوجه اين حقيقت گردند كه
خودشان بدون وابستگي به اجانب و ابرقدرت ها قادرند به
استقلال واقعي و هويت مستقل برسند . (10 )
ضرورت خوداتكايي نسل جوان
طراوت و صفاي باطن از جمله مختصات جوانان است ,
استعدادهاي اين قشر پرشور بهترين زمينه براي هرگونه تحول
در عرصه هاي فرهنگي و اجتماعي است , امام خميني بيش از
همه به اين سرمايه هاي فكري و معنوي پي برد و به همين دليل
آنان را با تذكراتي نسبت به مسايلي هوشيار مي ساخت , در فراز
يكي از بيانات خود فرموده اند : « نظر ما به اقتصاد نيست مگر به
طور آلت (به عنوان وسيله ) نظر ما به فرهنگ اسلامي است كه
از ما جدا كردند و محتواي بسياري از جوان هاي ما را گرفت .
اما ما گمان مي كنيم كه بايد تمام ملت ها و دولت ها توجه
خودشان را به اين نقطه نظر منعطف كنند كه اين شكست روحي
را از ملت ما جدا كنند و گمان نكنند جوان هاي ما كه هر چه
هست , در غرب هست و خودشان چيزي ندارند .... » (11 ) در
سخنان ديگر به اين خوداتكايي جوانان توجه دارند : « آن
چيزي كه براي ما بسيار مهم است اين كه جوان هاي ما در
سراسر كشور احساس كرده اند كه خودشان بايد از هر خطري
كه پيش مي آيد جلوگيري كنند و دنبال اين نباشند كه از خارج
يا جاي ديگر به آنها خدمت شود » (12 )
امام خميني اين خودباوري و اتكا به توانايي خود را براي
نسل جوان ضرورتي اجتناب ناپذير مي داند و مي فرمايد : « ما
بايد كاري بكنيم كه خودمان و همه جوانان ما باورشان بيايد كه
ما همه آدميم . تبليغات همچو كرده است كه ما را از آدم بودن
بيرون كرده است . باورمان آمده است كه آنها هر چه هست ,
هستند. اگر بخواهيم اين مملكت يك مملكت مستقلي باشد ,
محتاج به غير نباشد بايد آن كشاورزش و آن كارگرش و آن
كارمندش و همه قشرها بناي بر اين بگذارند كه ما خودمان يك
موجودي هستيم , يك آدمي هستيم . مملكتمان هم يك مملكتي
است , همه چيز هم دارد . يك مملكت غني است .... » (13 )
امام راه رسيدن به اين خوداتكايي و استقلال و عزت
واقعي را دو نكته مي داند : « عمده اين است كه شما دو جهت را
در نظر بگيريد كه من كرارا عرض كردم , يكي اعتماد به خداي
تبارك و تعالي كه وقتي كه براي او بخواهيد كار بكنيد به شما
كمك مي كند , راه را براي شما باز مي كند در هر رشته كه هستيد
راههاي هدايت را به شما الهام مي كند و يكي اتكال به نفس ,
اعتماد به خودشان , شما خودتان جوان هايي هستيد كه
مي توانيد همه كارها را انجام بدهيد. مخترعين ما مي توانند در
سطح بالا اختراع كنند. مبتكرين ما مي توانيد در سطح بالا
ابتكار كنند به شرط اين كه اعتماد به نفس خودشان داشته
باشند و معتقد بشوند به اين كه مي توانند ... » (14 )
امام هشدار مي دهند كه ابرقدرت ها با ما رفتار خوبي
نداشته و نخواهند داشت و صلاح ما را نمي خواهند پس بايد
برنامه اي بپا كرد كه بدون وابستگي به آنان به سوي ترقي و
تعالي گام برداريم :
« ....همه بايد اين معنا را احساس كنيم كه كارها را خودمان
انجام دهيم و اين مساله خلافي كه ذهن دانش آموزان و
دانشجويان تلقين كرده بودند كه به غير از رفتن به آمريكا و
فرانسه و انگلستان در جاي ديگر امكان ندارد به جايي رسيد و
همين امر موجب شد كه جوان هاي ما را بردند و فاسد كردند ,
از فكرمان دور كنيم .... (آنان ) خير و صلح ما را نمي خواهند....
و اين به خاطر آن است كه آنها اسلام را نمي خواهند... لذا بايد
فكري بكنيم كه جوان هاي ما در همين جا خوب تحصيل بكنند
و بر فرض (اگر) احتياجي به خارج رفتن باشد به كشورهايي
بروند كه استعماري نباشد و طمع اين كه ما تحت سلطه آنها
باشيم نداشته باشند و من اميدوارم كه به زودي وضعي پيش
بيايد كه نيازي به خارج رفتن نباشد و اين بسته به فعاليت شما
آقايان و ساير دوستان در اين امر حياتي است كه از وجود اين
جوان هاي خوبي كه داريم چقدر استفاده شود كه در همين جا
تربيت گرديده و مشغول خدمت به خدا و خلق
باشند .... » (15 )
هويت اصيل كدام است
امام خميني آن هويتي را اصيل و با ارزش مي داند كه از
جنبه هاي معنوي و ديني منشا گرفته و صبغه اي الهي داشته
باشد : « شما فهميديد كه قدرتمند هستيد و شما متكل به خدا
هستيد و هر كس متكل به مركز قدرت باشد قدرتمند است .
حفظ كنيد اين معنا را. اين الهيت را حفظ كنيد در عمل حفظ
كنيد و موافق با احكام خدا عمل كنيد و توجه كنيد اگر اين طور
شد..... مطمئن باشيد كه هيچ كس نمي تواند يك همچنين
كشوري را آسيب برساند ... » (16 )
در پيام به زائرين بيت الله الحرام , نوشتند : « بر فرهنگ
اسلام تكيه زنيد , با غرب و غرب زدگي مبارزه نمائيد. روي پاي
خودتان بايستيد و هويت خويش را دريابيد . (17 )
و در پيام به مناسبت فرارسيدن نيمه شعبان , متذكر
گرديده اند : « .... بايد ايراني بسازيم كه بتواند روي پاي خود
بايستد و هويت اصيل خويش را به جهان عرضه كند.
اميدواريم با تحول فرهنگ حاكم اسلامي ... (آن ) گروه به خود
مشغول و از مردم بريده به خود آيند و اصالت خويش را
دريابند و از وابستگي نجات پيدا كنند . (18 )
امام خميني ياس را از جنود ابليس مي داند و مي افزايد : « ما
بايد اين جنود ابليس را كنار بزنيم و اميد را كه از جنود الله
است در خودمان زنده كنيم . به خودمان اميدوار باشيم , تكيه به
اراده خودمان كنيم . (19 ) و از اهل قلم و بيان مي خواهند اين
اميد را در مردم زنده نگه دارند : « نويسنده ها و گويندگان
همهشان دنبال اين باشند كه به ملت اميد بدهند , مايوس نكنند
ملت را , بگويند توانا هستيم , بگويند خودمان مي توانيم و واقعا
همين طور است اراده بايد بكنيم ... » (20 )
پي نوشت هاي مقاله :
1 ـ در جستجوي راه از كلام امام , دفتر پانزدهم , جهان اسلام ,
ص 215
2 ـ همان ص 214
3 ـ كتاب نداي انقلاب اسلامي , ص 188
4 ـ در جستجوي راه از كلام امام , همان , ص 314
5 ـ در جستجوي راه از كلام امام , دفتر 22 , فرهنگ و تعليم و
تربيت , ص 191
6 ـ همان , ص 205
7 ـ همان , ص 203
8 ـ همان , ص 474
9 ـ همان , ص 266
10 ـ صحيفه نور , ج 10 , ص 76
11 ـ همان , ج 7 , ص 72
12 ـ همان , ج 19 , ص 29
13 ـ همان , ج 10 , ص 278
14 ـ همان , ج 18 , ص 146
15 ـ ج 18 , ص 163
16 ـ در جستجوي راه از كلام امام , دفتر 22 , ص
191 ـ190
17 ـ همان , ص 191
18 ـ رهنمودهاي امام خميني , ص 42
19 ـ در جستجوي راه .... همان ص 197
20 ـ همان , ص 198
يكي از بركات و ثمرات مهم گسترش معنويت
انقلاب اسلامي و انديشه هاي عالي رهبري اين
نهضت مقدس , احساس عزت و هويت در بين
ملت هاي مسلمان بود
امام خميني : بر فرهنگ اسلام تكيه زنيد , با
غرب و غرب زدگي مبارزه نمائيد. روي پاي
خودتان بايستيد و هويت خويش را دريابيد
امام خميني : عمده اين است كه شما دو جهت
را در نظر بگيريد كه من كرارا عرض كردم , يكي
اعتماد به خداي تبارك و تعالي كه وقتي براي او
بخواهيد كار كنيد به شما كمك مي كند.... و يكي
اتكال به نفس , اعتماد به خودتان , شما خودتان
جوان هايي هستيد كه مي توانيد همه كارها را
انجام بدهيد

|