
آخرين قسمت
آيت الله احمد محسني گرگاني
براي روشن شدن معني غنيمت از عرف و لغت كمك
مي گيريم و به چند كتاب معروف و مشهور اهل لغت و ادبا
اشاره مي كنيم :
در كتاب مفردات راغب اصفهاني آمده است : غنيمت از
غنم به معني گوسفند گرفته شده است سپس در هر گونه منافعي
كه انسان از دشمن و يا غير دشمن بدست آورد استعمال گرديده
است .
در كتاب لسان العرب ميخوانيم : والغنم الفوز بالشي : غنم
يعني دسترسي پيدا كردن به چيزي بدون مشقت (فراوان ) در
مجمع البحرين آمده : الغنمه في الاصل هي الفائده المكتبه ,
غنيمت اصولا معني هر فايده اي را دارد كه انسان آن را در مسير
زندگي تحصيل مي كند.
فيروز آبادي در كتاب قاموس ميگويد : غنيمت رسيدن بهر
فايده ايست كه مشقت چنداني در راه بدست آوردن آن نباشد.
از فرمايشات اميرالمومنين عليه السلام در نهج البلاغه استفاده
مي شود كه واژه غنيمت تنها در غنائم جنگ بكار برده نميشود.
به مالك اشتر مي فرمايد : با مردم مصر همچون حيوان درنده اي
مباش كه خوردن آنها را غنيمت و درآمدي براي خود بداني . و
نيز در نامه 45 نهج البلاغه به عثمان بن حنيف خطاب ميكند :
بخدا سوگند از دنياي شما طلائي ذخيره نكردم , و از غنائم
و درآمدهاي دنياي شما اندوخته اي فراهم ننمودم : فوالله ما
كنزت من دنيا كم تبرا , و لا ادخرت من غنائمها وفرا
با بكار بردن اين گونه تعبيرات در كتابهاي لغت و ادبيات
فصحاي عرب كه فراوان بچشم ميخورد بخاطر اختصار ما به
چند نمونه از جمله سخنان گهربار اميرالمومنين عليه السلام
اكتفا نموديم .
اعتراف جمعي از دانشمندان اهل سنت بتوسعه معني
غنيمت .
جمعي از مفسران اهل سنت در اين مسئله به بحث پرداخته
و صريحا اعتراف كرده اند كه غنيمت در اصل معني وسيعي
دارد , غنائم جنگ و غير جنگ را دربرمي گيرد , و بطور كلي
غنيمت بهر چيزي كه انسان بدون مشقت فراوان بآن دست رسي
پيدا مي كند اطلاق ميگردد , تا جائيكه گروهي از فقهاي سني
مذهب كه آيه غنيمت را مقيد به غنائم جنگي نموده اند , اعتراف
كرده اند كه در معني اصلي غنيمت قيد وجود ندارد , ولي قراين
ما قبل آيه شريفه را كه در موضوع جهاد است , قيد آيه
دانسته اند.
تفسير المنار غنيمت را به معني گسترده آن دانسته و
منحصر بغنائم در جنگ نكرده , ولي معتقد شده بايد معني
مطلق آيه غنيمت را بخاطر قيد شرعي مقيد بغنائم جنگي
كرد(8 )
مفسر كتاب المنار خوب بود بلكه لازم بود قيد شرعي را
توضيح ميداد كه چيست
قرطبي يكي از مفسران عامه در كتاب تفسير خود در ذيل
آيه غنيمت گفته است : غنيمت در لغت چيزي است كه فرد يا
جماعتي با كوشش فراوان بدست مي آورند , بدانكه اتفاق
(علماي تسنن ) بر اين است : كه اين قيد همانطور كه اشاره
كرديم در معني لغوي آن وجود ندارد , ولي در عرف شرع اين
قيد وارد شده است . (9 )
اتفاق علماي اهل سنت حجت نيست , بخاطر اينكه : اتفاق
و اجماعي كه كاشف از راي امام معصوم باشد ارزش دارد و
حجت است و غير آن از درجه اعتبار ساقط است .
آلوسي در تفسير خود (روح المعاني ) ميگويد : غنم در
اصل به معني هر گونه سود و منفعت است (10 )
در تفسير بزرگان علماي اهل تسنن ملاحظه كرديم كه با
اعتراف به اينكه غنيمت معني وسيعي دارد ولي براي فرار از
اشكال گفته اند : در عرف و شرع غنائم مقيد شده به غنائم
جنگي , اما كدام عرف و قيد شرعي , هيچ توضيح قانع كننده
پيرامون آن نداده اند.
نگاهي ديگر به جايگاه خمس
علما و دانشمندان اماميه ميگويند : هر چيزي كه انسان از
منافع و درآمد تجارت و زراعت و غيره بدست مي آورد. اگر از
هزينه سالانه اش اضافه آمد خمس آن واجب است و مطابق
دستورات ديني بايد عمل كند. در تفسير مجمع البيان آمده :
مجتهدين و مفسرين ما فرموده اند : خمس در هر گونه فايده اي
كه انسان بدست آورد واجب است .
مرحوم علامه نامدار آيت الله كاشف الغطا كه از بزرگان
فقها و مراجع مشهور شيعه است , در كتاب ارزشمند « اصل
الشيعه و اصولها » (11 ) مي فرمايد : واجب بودن خمس در نزد
اماميه از مسلمات است و جاي هيچ گونه ترديد نيست و در
شريعت اسلامي از اهميت خاصي برخوردار است از آنجا كه
خمس يك مسئله حكومتي و سياسي , فرهنگي و اقتصادي
است , جايگاه والا و شان ويژه اي دارد , و فقها در كتب فقهي
اتفاق نظر در وجوب آن دارند.
وجوب خمس از زمان رسول گرامي اسلام تا عصر حاضر
نزد ما (اماميه ) قطعي و مسلم بوده . و مانند بقيه واجبات
اسلامي مومنين بآن عمل كرده اند و ميكنند و متاسفانه
جريان هاي سياسي بعد از پيامبر اكرم (ص ) كه بوجود آمد , از
دادن خمس به خاندان رسول گرامي اسلام و بني هاشم كه حق
آنان بود جلوگيري كردند , و بطور كلي خمس را از گردونه يك
واجب شرعي , كه بخدا و رسول و ذي القربي تعلق داشت
خارج ساختند , و جز اموال عمومي بيت المال قرار دادند و
در هر موردي كه ميخواستند بمصرف ميرساندند , و به افراد
وابسته به خلافت و طرفداران ضد بني هاشم و خاندان پيامبر
مي دادند و براي اينكه سر و صدايي در بين مسلمانها بلند
نشود , و پاسخي بوجوب خمس كه از آيه شريفه : و اعلموا انما
غنمتم من شي فان لله و خمسه و للرسول و لذي القربي
استفاده ميشد داده باشند , مي گفتند درآمدهائيكه از راه خمس
بدست مي آيد , جز اموال عمومي حكومت اسلامي است و در
هر جا كه خليفه لازم ببيند هزينه مي كند. و دامنه اينگونه
تبليغات بوسيله گويندگان و خطبا بگونه اي در دستگاه
حكومتي گسترش پيدا كرد , كه وجوب خمس و عمل بآن
آنگونه كه آيه شريفه دلالت داشت يكباره بفراموشي سپرده شد
و از يادها برفت و از ذهن مسلمانها محو گرديد. » آنقدر دامنه
اين تبليغات وسعت پيدا كرد , تا جائيكه مي بينيم در عرف شيعه
اماميه هم بخمس چندان اهميت داده نمي شود.
بخاطر اين جريان سياسي بود كه : عالمان ديني اهل تسنن
كه زير نظر وسلطه خلفاي وقت بودند متاسفانه بر خلاف
صريح قرآن و عملكرد رسول معظم اسلام مصرف خمس را
بدلخواه خليفه و گردانندگان نهاد حكومتي واگذاردند.
آموزه هاي خمس
همانگونه كه از آيه مباركه خمس و روايات امامان معصوم
و فتواي فقها استفاده كرديم خمس يكي از واجبات مهم
اسلام است , كه براي رفع نيازمنديها و فقرزدائي و تامين
بودجه حوزه هاي ديني و فرهنگي اسلام , از سوي پروردگار
جهان تشريع گرديده , و در تنظيم و تشكيلات جامعه اسلامي و
حكومتي كاربردي تعيين كننده دارد.
متاسفانه در اثر عدم تبليغ و تفهيم جايگاه خمس وسيله
رسانه هاي عمومي از يك سو , و بي توجهي مومنين از سوي
ديگر , بايد گفت از جمله واجبات فراموش شده اسلام در بين
دينداران است , بگونه اي كه بسياري دين مداران براحتي براي
امر مستحب و غير مستحب مبالغ هنگفتي را هزينه مي كنند ولي
در عمل به فريضه خمس و اهتمام بآن در كمال بي توجهي و
غفلت از كنار آن مي گذرند , در حاليكه اشتغال ذمه آنان به
شدت زير بار خمس سنگيني مي كند , و روز سختي را براي
پاسخ گوئي در پيش دارند و از شديدترين حالات آنان در روز
رستاخيز هنگامي است كه صاحبان خمس در پيشگاه خداي
متعال بمقام شكايت برآيند و از كسانيكه دردنيا حقوق آنها را
زير پا گذاردند دادخواهي كنند.
به فتواي همه علما تصرف در مال آلوده به خمس حرام
است , محرماتي كه شارع مقدس اسلام معين كرده , در حرمت و
قزارت تمامي آنها يكسانند , مثلا آنچه از راه ربا و قمار ,
شراب , كم فروشي , زنا , راه زني و غصب اموال عمومي بتصرف
افرادي درمي آيد در حرام بودن و اشتغال ذمه با ماليكه خمس
بآن تعلق گرفته و خمس آن داده نشده تفاوتي ندارد.
فقها اماميه مي گويند : آب انگور ماداميكه جوش نيامده
پاك است و استفاده از آن جايز ميباشد , پس از جوش آمدن
خوردن آن حرام بلكه بفتواي بعضي نجس هم هست , مگر آنكه
ثلثان شود يعني دو ثلث آن بر اثر جوشيدن كم شود منافع
بدست آمده نيز همين گونه است ماداميكه يكسال از آن نگذشته
باشد براي مصرف در هزينه زندگي مانعي ندارد و جايز است
ولي با گذشت يكسال از آن تا خمس آن ادا نشود , نه پاك است
و نه حلال , و تصرف در آن حرام است اميد است مومنان به
فضل الهي از آسيب هائيكه موجب فراموشي واجبات و ترك
احكام اسلامي ميگردد مصون و محفوظ مانند
زندگي پاكيزه
عمل به فريضه خمس و زكات در اسلام موجب پاكي و
پاكيزگي زندگي است , زندگي پاكيزه مولود ايمان و عمل صالح
است كه قرآن از آن به حيات طيبه ياد كرده : (من عمل صالحا
من ذكر او انثي و هو مومن فلنحينيه حياه طيبه ) هر كس كار
شايسته انجام دهد در حاليكه مومن باشد خواه مرد يا زن به او
زندگي پاكيزه مي بخشيم , (بخاطر بهترين اعمالي كه انجام
ميدادند پاداش آنها را خواهيم داد) يكي از بارزترين مصاديق
عمل صالح انجام دادن حقوق مالي است كه خمس و زكات
نمونه اي از آن است , و زندگي پاكيزه (حيات طيبه ) را به همراه
دارد , همان زندگي قرين با آرامش , امنيت , رفاه , محبت و
دوستي , صلح و صفا , تعاون و برادري است كه دنيا از نبود
اينگونه فضائل انساني در زندگي , بخاطر ظلم و آزاريكه از
سوي استكبار جهاني و انحصار طلبي اش بر جامعه انساني
تحميل مي شود , جدا رنج مي برد و فريادش بجائي نمي رسد.
بهرحال اين نكته نبايد هرگز بفراموشي سپرده شود , كه
فريضه خمس و زكات در رونق بخشيدن به فرهنگ ديني و
اجتماعي و امور اقتصادي اسلام نقش تعيين كننده دارد , و
پشتوانه محكم و مطمئني است , براي اداره حوزه هاي روحاني
و حفظ شخصيت خاندان پيامبر بزرگوار اسلام و رفع گرفتاري
و احتياج يتيمان و مسكينان آنان .
كاربرد واجبات مالي در اسلام نه تنها بتوسعه امور
اقتصادي و بگردش درآوردن و حرفه زندگي خلاصه مي گردد ,
كه بآرامش روحي و تقويت ايمان و زندگي پاكيزه كمك شاياني
مي كند , راه خودسازي و خودباوري و خدامحوري را در
زندگي هموار ميسازد , وحدت و محبت و برادري در بين اقشار
مختلف بوجود مي آورد , و جامعه فقير و غني را بهم نزديك
مي نمايد.
افرادي كه خمس و زكات مي دهند , هنگام ادا اين دين
الهي , روح و همه وجودشان احساس سبكي و نشاط پيدا
مي كند , چرا كه در راه مبارزه با وسوسه ها و تبليغات شيطاني ,
پيروزي وصف ناپذيري بدست آورده اند , و به مهمترين
موفقيت در رسيدن به زندگي پاكيزه و تحصيل غذاي حلال
دست رسي پيدا كرده اند. به اميد روزيكه جامعه ديني و مومنان
به چنين زندگي شايسته و آرماني نايل گردند.
پاورقي :
8 ـ تفسير المنار ج 3,10
9 ـ ج 2840,4
10 ـ ج 2,10
11 ـ كتاب اصل الشيعه و اصولها ص 113
متاسفانه « خمس » از جمله واجبات فراموش شده
اسلام در بين دينداران است و جايگاه و نقش اين
واجب الهي توسط رسانه ها تبليغ و تفهيم نشده
است
عمل به فريضه خمس و زكات در اسلام موجب
پاكيزگي زندگي است . اين پاكيزگي موارد ايماني و
عمل صالح است و خمس يكي از مصاديق آن
مي باشد.
كاربرد واجبات مالي اسلام نه تنها به توسعه امور
اقتصادي كمك مي كند , بلكه موجب آرامش روحي
و تقويت ايمان و هموار كردن راه خدامحوري و
خودباوري و خود سازي مي شود و بر وحدت و
محبت و برادري افراد جامعه مي افزايد.

|
افراط و تفريط
|
آخرين قسمت
حضرت امام حسن عسكري عليه السلام فرموده است :
جود و سخا اندازه اي دارد كه اگر از آن تجاوز كند اسراف
ميشود , احتياط و محكم كاري اندازه اي دارد كه اگر از حدش
فزونتر شد ترس خواهد بود , صرفه جوئي و اعتدال در صرف
مال اندازه اي دارد كه اگر از آن بيشتر شود بخل است و
شجاعت و دليري اندازه اي دارد كه اگر از حدش بگذرد تهور و
بي باكي خواهد بود.
قال علي عليه السلام : لقد علق بنياط هذا الانسان بضعه هي
اعجب ما فيه و ذلك القلب و له مواد من الحكمه و اضداد من
خلافها فان سنح له الرجا اذله الطمع و ان هاج به الطمع اهلكه
الحرص و ان ملكه الياس قتله الاسف و ان عرض له الغضب
اشتد به الغيظ و ان اسعده الرضا نسيي التحفظ و ان غاله
الخوف شغله الحذر و ان اتسع له الامن استلبته العزه و ان
اصابته مصيبه فضحه الجزع و ان افاد مالا اطغاه الغني و ان
عضته الفاقه شغله البلا و ان جهده الجوع قعدت به الضعف و
ان افراط به الشبع كظته البطنه فكل تقصير به مضر و كل افراط
له مفسد.
علي عليه السلام درباره قلب آدمي كه خلقتي بس عجيب و
شگفت آور دارد فرموده است : در اين كانون تمايلات عاطفي .
مجموعه اي از خواهشهاي حكميانه و تمايلاتي ضد آنها گرد
آمده است , اگر اميدوار شود تمناي طمع خوارش ميسازد , اگر
ميل به طمع در ضميرش جنبش كند خواهش حرص تباهش
مينمايد. اگر نااميد گردد اندوه و غم او را ميكشد. اگر حالت
غضب بر وي دست دهد بشدت خشمگين ميگردد , اگر خشنود
شود خودداريهاي لازم را فراموش ميكند , اگر دچار خوف و
هراس شود در جستجوي راه نجات , حيرت زده و مبهوت
ميگردد , اگر در امنيت و گشايش قرار گيرد غفلت و ناداني آنرا از
دستش ميربايد , اگر بمصيبتي دچار شود بي تابي رسوايش
ميكند , اگر مالي بدست آورد توانگري بطغيانش واميدارد , اگر
فقر و تهيدستي آزارش دهد گرفتار بلا ميشود , اگر گرسنگي بر او
فشار آورد ناتواني , زمين گيرش ميكند , اگر در خوردن
زياده روي كند فشار شكم ناراحتش ميسازد , پس هر كوتاهي و
كند روي در تمايلات , براي بشر زيان آور است , و هر افراط و
تندروي نيز مايه فساد و تباهي است .
(به نقل از كتاب « الحديث »

|
جاي پاي شير!
|
يكي از سرهنگان انوشيروان , پادشاه ظالم ساساني , زني زيبا
در خانه داشت .
انوشيروان در آن زن طمع نموده و به قصد تجاوز به او در
غياب شوهرش به منزل وي آمد.
زن اين جريان را بعدا به اطلاع شوهر خويش رسانيد ,
بيچاره سرهنگ , ديد زنش را كه از دست داده سهل است , جانش
نيز در خطر مي باشد , فورا زن خود را طلاق داد , تا از عواقب آن
مصون بماند.
هنگامي كه اين خبر به انوشيروان رسيد , آن سرهنگ را فورا
احضار نموده و به او گفت : شنيده ام يك بوستان بسيار زيبايي
داشته اي و اخيرا آن را رها كرده اي , چرا
سرهنگ پاسخ داد : چون جاي پاي شير در آن بوستان ديدم
ترسيدم مرا بدرد.
انوشيروان خنديد و گفت : دگر آن شير به آن بوستان نخواهد
آمد.
اصولا تاريخ سلاطين و حكام ستمگر , همواره همراه با اين
فجايع است , در حوزه سلطنت و قدرت آنها , آنچه را كه اهميت
و امنيت ندارد , جان و مال و شرف و ناموس ملت است و تازه
آنچه كه در داستان فوق نقل شده نمونه كوچكي از جنايات
بسياري است كه در زندگي و سلطنت سلطاني رخ داده كه او را به
غلط « عادل » ناميده اند.
(نقل از حكايتها و هدايتها در آثار استاد شهيد مرتضي مطهري ,
ص 291 )

| |
|