روزنامه جمهوري اسلامي 17/04/1383 صفحه سياسي
درسي از جنگ ويتنام




به مناسبت فرا رسيدن سالروز صدور دستور فرار نظاميان آمريكائي از ويتنام
امروز چهارشنبه هفدهم تير 1383 سالروز صدور فرمان خروج نظاميان متجاوز و زخم خورده آمريكائي از عرصه جنگ خونبار ويتنام است . 35 سال پيش در چنين روزي (17 تير 1348 ـ هفتم ژوئيه 1969 ) ريچارد نيكسون رئيس جمهوري وقت آمريكا در پي آشكار شدن تدريجي علائم شكست نظامي آمريكا در ويتنام و اوجگيري احساسات و مبارزات ضدآمريكائي مردم ويتنام , در اوج درماندگي و استيصال دستور خروج مرحله به مرحله نظاميان آمريكا از اين كشور را صادر كرد و دكترين معروف خود موسوم به « ويتنامي كردن جنگ ويتنام » را اعلام نمود.
جنگ 10 ساله ويتنام , بزرگترين و طولاني ترين جنگي است كه آمريكائي ها در سالهاي پس از جنگ دوم جهاني در آن درگير بوده اند. نيروهاي آمريكائي طي سالهاي نيمه دوم قرن بيستم ميلادي مداخلات نظامي فراواني در نقاط بحراني جهان داشته اند . جنگ خونين كره (32 ـ 1329 ) , جنگ ويتنام ( 53 ـ 1343 ) , اشغال نظامي دومينيكن (1344 ) , دخالت نظامي در لبنان (1361 ) , اشغال نظامي گرانادا (1362 ) , اشغال نظامي پاناما (1368 ) مداخله گسترده نظامي در خليج فارس و اراضي شمال و جنوب عراق به بهانه آزادسازي كويت (70 ـ 1369 ) , مداخله نظامي در هائيتي (1373 ) اشغال نظامي افغانستان (1380 ) و بالاخره اشغال نظامي عراق (1382 ) مهمترين جنگها و بحرانهائي بوده اند كه طي سالهاي پس از جنگ دوم جهاني , آمريكائي ها در آن دخالت مستقيم نظامي داشته اند.
ولي اهميت جنگ ويتنام به سه دليل بيشتر از ساير جنگها بود. اين دلايل عبارتند از :
1 ـ مدت زمان 10 ساله جنگ ويتنام كه طولاني ترين جنگ بود .
2 ـ نابرابر بودن طرفين جنگ , اين جنگ به منزله رويارويي يك ابرقدرت تا بن دندان مسلح با يك ملت فقير در يك سرزمين تجزيه شده بود.
3 ـ نتيجه جنگ كه به شكست آمريكا و پيروزي ملت ويتنام انجاميد .
جنگ آمريكائي ها عليه مردم ويتنام در حقيقت ادامه جنگ فرانسوي ها عليه آنان بود. بحران در حقيقت از زمان تجزيه خاك ويتنام به دو بخش شمالي و جنوبي آغاز شد . روز 30 تير 1333 به موجب پيماني كه ميان فرانسه و دولت ويتنام به امضا رسيد. ويتنام به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم شد . در اين كنفرانس 9 كشور شركت كردند . از ويتنام « فام وان دونگ » , و از آمريكا « جان فوستر دالس » از چين « چوئن لاي » از فرانسه « ژرژ پمپيدو » , از شوروي « مولوتف » و از انگليس « آنتوني ايدن » شركت داشتند.
هيات نمايندگي آمريكا به وضوح اعلام كرد با هر گونه تصميمي كه منجر به استقلال ويتنام شود , مخالف است . اين نظريه مورد حمايت فرانسويها نيز كه در ويتنام درگير جنگ بودند قرار گرفت و انگلستان متحد اين دو نيز از طرح تقسيم ويتنام پشتيباني كرد.
سرانجام در 30 تير 1333 قرار داد متاركه جنگ ميان فرانسه و ويتنام به امضا رسيد. به موجب اين قرارداد توافق شد ويتنام براي يك دوره موقت به دو منطقه در شمال و جنوب مدار 17 درجه تقسيم گردد و در ويتنام جنوبي زير نظر يك هيات بين المللي بي طرف تا تاريخي كه از 29 تير 1335 ديرتر نباشد , انتخابات به منظور اتحاد و بي طرفي ويتنام برگزار شود. همچنين موافقتنامه مزبور مقرر مي داشت ملت ويتنام در امور داخلي داراي حاكميت مطلق است و همچنين هيچ نوع پايگاه نظامي در ويتنام نبايد ايجاد شود و كليه نيروهاي بيگانه بايد خاك ويتنام را ترك كنند. آمريكائي ها با اين شرايط موافقت نكردند ولي تعهد نمودند كه اين مصوبات را با قوه قهريه لغو نكنند.
بدين ترتيب , ويتنام به دو ناحيه تجزيه شد. ويتناميها اين پيمان را با هدف واداشتن فرانسويها به ترك ويتنام و اجتناب از جنگ با آمريكائي ها و به اميد پشت سر نهادن دوران موقت تقسيم امضا كردند ولي آمريكائي ها قدم به قدم در مسير جنگ پيش رفتند.
پس از تجزيه ويتنام , آمريكائي ها در ناحيه جنوبي يكي از مزدوران محلي به نام « نگوين ديم » را با كودتا به قدرت رساندند. « ديم » با هدايت آمريكا از انجام انتخابات پيش بيني شده در موافقتنامه ژنو براي تعيين سرنوشت كل ويتنام كه تاريخ برگزاري آن تير 1335 تعيين شده بود , خودداري كرد. زيرا بيم از آن داشت كه هوشي مين رهبر ويتنام شمالي با نفوذي كه ميان مردم داشت پيروز شود. رژيم ديم با ترور و خفقان , مخالفان خود را بشدت سركوب كرد و هزاران تن از آنان را به اردوگاههاي كار اجباري فرستاد. حكومت مشترك ديم ـ آمريكا حتي نتوانست اصلاحات اجتماعي بسيار فوري و ضروري مردم ويتنام جنوبي را عملي كند و فساد وبي كفايتي گروه كوچك و برجسته هيئت حاكمه بشدت آشكار بود . در اكثر مواقع بيكاري از مرز 50 درصد فراتر بود. ايجاد بازار سياه و احتكار , قيمت موادغذايي را بالا برده و اصلاحات ارضي ساختگي نيز تنها به ملاكين ثروتمند استفاده مي رساند. طي يك دوره وحشت , دادگاههاي نظامي اختصاصي فقط حكم اعدام و زندان ابد صادر مي كردند و اجازه رسيدگي حقوقي به هيچكس داده نمي شد.
75 درصد بودجه حكومت « ديم » توسط آمريكا تامين مي شد . حكومت ستمگر « ديم » نفرت عمومي را عليه وي برانگيخت و تنها قدرت ايالات متحده بود كه مثل ديواري بين « ديم » و خشم مردم قرار داشت . اعتراضات مردم عليه رژيم « ديم » رفته رفته به تظاهرات و خشونتهاي مسلحانه خياباني مبدل گرديد . آمريكا طي سالهاي 39 ـ 1334 بالغ بر يك ميليارد دلار كمك نظامي در اختيار رژيم « ديم » قرار داد.
در ماه ارديبهشت 1340 ليندون جانسون معاون رئيس جمهوري آمريكا براي بررسي وضع ويتنام وارد سايگون شد و اعلام كرد كه كمكهاي امريكا به رژيم « ديم » افزايش خواهد يافت . در فاصله چند ماه نيروي 5000 نفري آمريكا در ويتنام به 15000 نفر افزايش يافت . از 21 اسفند 1340 عمليات نظامي وسيعي با شركت نيروهاي دولتي تحت فرمان « نگوين ديم » در واحدهاي آمريكايي بر عليه چريكهاي مورد حمايت هوشي مين آغاز شد ولي چريكها با تحكيم مواضع خود شكستهاي سنگيني به نيروهاي مخالف وارد نمودند , بطوريكه در مهر 1342 ارتش ويتنام جنوبي در يك نبرد با كمونيستها به سختي شكست خورد. در همين دوران با انزواي هر چه بيشتر رژيم دست نشانده « ديم » در بين مردم , بودائيان نيز به مخالفت با وي پرداختند و يكي از آنان به منظور اعتراض به رژيم , در ملا عام اقدام به خودسوزي نمود و جان سپرد.
آغاز جنگ
در آبان 1342 با حمله چند واحد نظامي به شهر سايگون (هوشي مين فعلي ) كودتاي ژنرالها آغاز گشت و تلاش ديم نيز به جايي نرسيد و وي و برادرانش پس از تسليم خود به كودتاچيان , توسط آنان بقتل رسيدند. اين كودتا كه توسط آمريكا و در آغاز رياست جمهوري « ليندون جانسون » طراحي و هدايت شد , سرآغاز ورود علني آمريكا به صحنه هاي جنگ ويتنام بود . 9 ماه پس از اين كودتا در شرايطي كه رژيم جديد در ويتنام جنوبي تا سر حد امكان توسط پنتاگون تسليح شده و تعداد سربازان آمريكائي به رقم يكصد و بيست هزار نفر رسيده بود , جنگ روياروي و علني ارتش آمريكا عليه قواي ويتنام شمالي با ادعاي آمريكا مبني بر حمله ويتنام شمالي به يك كشتي يدك كش آمريكا در خليج تونكن واقع در غرب ويتنام آغاز شد . البته اين ادعا كه در 11 مرداد 1343 اعلام شد از جانب هيچ منبع مستقل ديگري تاييد نشد ولي اين بهانه , نقطه آغاز علني شدن ورود آمريكا به عرصه جنگ ويتنام بود. جنگي كه تا نيمه اول دهه هفتاد ميلادي ادامه يافت .
در ماههاي اول جنگ ميلياردها دلار خسارت در ويتنام شمالي به بار آمد و هزاران نفر از مردم اين سرزمين به خاك و خون كشيده شدند. روزي نبود كه هواپيماهاي غول پيكر ب ـ 52 شهرهاي ويتنام شمالي را آماج حملات خود قرار ندهند. جزاير گوام در اقيانوس اطلس پايگاه حملات هوائي آمريكا عليه ويتنام شده بود . در آذر 1345 آمريكائي ها دامنه بمبارانهاي هوائي خود را تا « هانوي » پايتخت ويتنام شمالي توسعه دادند. طي چهار سال اول جنگ ويتنام تعداد سربازان آمريكائي مستقر در ويتنام جنوبي از يكصد هزار به نيم ميليون نفر افزايش يافت . در اين مدت طبق آمارهاي ارائه شده از سوي وزارت جنگ آمريكا بيش از يكصد هزار بار حمله هوائي عليه ويتنام شمالي صورت گرفته و طي آن 2,5 ميليون تن بمب بر سر مردم اين كشور ويا در پايگاهها و تاسيسات ويتنام شمالي فرو ريخته شد.
در 1347 جانسون رئيس جمهور وقت آمريكا جاي خود را به نيكسون داد. نيكسون با آگاهي از شكست قريب الوقوع آمريكا در جنگ , دستور خروج تدريجي نيروهاي آمريكائي در عين تداوم جريان جنگ را صادر كرد . در مرداد 1348 ژنرال جياپ فرمانده نيروهاي نظامي ويتنام شمالي اعلام كرد تا اين تاريخ نيم ميليون نفر از جوانان ويتنام شمالي در جنگ كشته شده اند. وي در عين حال تصريح كرد جنگ را تا شكست كامل آمريكا ادامه خواهد داد.
خروج مرحله به مرحله نيروهاي آمريكائي از جبهه هاي جنگ ويتنام , روحيه قابل ملاحظه اي به مردم ويتنام شمالي بخشيد. به طوري كه مرگ هوشي مين در شهريور 1348 نيز نتوانست كمترين خللي به عزم جنگجويان شمال براي ادامه نبرد تا پيروزي نهائي وارد آورد.
در مهر 1348 مقامات آمريكائي اعلام كردند تا اين تاريخ حدود 6000 هواپيما و هليكوپتر خود را به ارزش تقريبي شش ميليارد دلار در جنگ ويتنام از دست داده اند. نيكسون در چهارچوب دكترين خود موسوم به « ويتنامي كردن جنگ ويتنام » از يك سو گروه گروه سربازان خود را از باتلاق ويتنام خارج كرد واز سوي ديگر رژيم دست نشانده خود در جنوب ويتنام را مورد حمايت تسليحاتي قرار داد.
نگاهي به دكترين « نيكسون »
روز 16 تير 1348 ريچارد نيكسون رئيس جمهور وقت آمريكا در بحبوحه جنگ ويتنام طرح جديد خود را براي نجات آمريكا از جنگ مذكور اعلام كرد. وي در جمع نظاميان آمريكائي در مجمع الجزاير گوام دكترين خود را براي « ويتنامي كردن جنگ ويتنام » اعلام كرد. نيكسون با اعلام دكترين خود مصمم بود سربازان آمريكائي را از صحنه جنگ ويتنام خارج ساخته در عوض رژيم ويتنام جنوبي را كه با ويتنام شمالي درگير جنگ بود مورد حمايت وسيع نظامي قرار دهد. دكترين نيكسون معلول اعتراض وسيع و گسترده مردم آمريكا , تظاهرات خياباني آنها , حملات بي وقفه مطبوعات آمريكا به سياستهاي تجاوزگرانه دولت , بالا رفتن تلفات انساني و گسيختگي محسوس در ارتش آمريكا بود. نيكسون كه به دلائل مذكور ادامه جنگ در ويتنام را كاملا بي فايده و مضر احساس كرده بود , تحت تاثير فشار افكار عمومي به تدريج نيروهاي خود را از ويتنام خارج كرد و در عوض بر ميزان كمكهاي نظامي خود به رژيم دست نشانده كاخ سفيد در ويتنام جنوبي افزود. اين حمايتهاي نظامي تا بدان جا پيش رفت كه در 1354 ارتش ويتنام جنوبي از لحاظ تجهيزات چهارمين قدرت بزرگ جهان محسوب مي شد. (ويتناميها با استفاده از همين سلاحها بود كه در 1358 به فاصله دو هفته كشور كامبوج را به اشغال نظامي خود درآوردند.)
اگرچه با خروج نيروهاي آمريكائي از ويتنام جنوبي , رژيم حاكم بر اين منطقه مغلوب ويتنام شمالي شد و ساقط گرديد ولي دكترين نيكسون به عنوان يك راهكار سياسي براي پيشبرد سياستهاي كاخ سفيد در نقاط ديگر جهان به اجرا گذارده شد. حمايت نظامي از رژيمهاي وابسته و تبديل كردن آنها به ژاندارم بي آنكه آمريكائيها خود حضور فيزيكي در نقاط مختلف جهان داشته باشند , خميرمايه دكترين نيكسون بود. رژيم صهيونيستي در خاورميانه , رژيم آپارتايد در آفريقاي جنوبي و رژيم شاه در خليج فارس , در چهارچوب اين سياست , از سوي آمريكا مورد حمايت نظامي قرار گرفتند.
جنگ 10 ساله ويتنام كه زمينه سياسي و رواني آن در دوران كندي فراهم شد , در دوران جانسون تشديد شد , در دوران نيكسون به شكلي كاملا انفعالي درآمد و در دوران جرالد فورد به پايان رسيد. در خلال اين مدت بيش از 51 هزار آمريكائي كشته شدند . ويتنام جنوبي حدود 400 هزار نفر و ويتنام شمالي همراه با « ويت كنگ » ها جمعا 900 هزار نفر تلفات داشتند.
امضاي پيمان خاتمه جنگ ويتنام
در هفتم بهمن 1351 قرارداد چهارجانبه پايان جنگ ويتنام در پاريس به امضاي هياتهاي نمايندگي آمريكا , ويتنام شمالي , ويتنام جنوبي و ويت كنگ ها رسيد. اين قرارداد به جنگي كه از يك دهه پيش از آن ميان جبهه مشترك آمريكا و ويتنام جنوبي از يكسو و قواي ويتنام شمالي از جانب ديگر آغاز شده بود رسما خاتمه بخشيد.
قرارداد مذكور در شرايطي به امضا رسيد كه آمريكائي ها مطمئن از ناتواني خود در ادامه جنگ ويتنام گروه گروه نيروهاي خود را از اين منطقه (و از جمله از كامبوج ) خارج مي كردند و در عوض رژيم سايگون را مورد حمايت نظامي گسترده اي قرار مي دادند. پس از انعقاد اين پيمان به علت تداوم حملات نيروهاي ويتنام جنوبي عليه قواي كمونيست ويت كنگ , نيروهاي ويت كنگ نيز متقابلا حملات بي سابقه اي را عليه قواي حكومت سايگون به انجام رساندند. اين حملات به موازات خروج نيروهاي آمريكائي افزايش بيشتري مي يافت . بدين ترتيب طي سالهاي نيمه اول دهه هفتاد ميلادي شهرهاي مهم ويتنام جنوبي يكي پس از ديگري بدست نيروهاي ويت كنگ افتاد. « وان تيو » رئيس جمهوري دست نشانده سايگون به ناچار تحت فشار نظاميان استعفا داد و حكومت نظامي جانشين نيز نتوانست كاري از پيش ببرد.
سرانجام تعرض شديد قواي ويت كنگ به شهر سايگون در بهار سال 1354 منجر به سقوط اين شهر و تصرف آن به دست نيروهاي ويت كنگ گرديد. بدين ترتيب بود كه جنگ ويتنام اوائل ارديبهشت 1354 در همه جبهه ها خاتمه يافت .
بزرگترين درسي كه مي توان از جنگ 10 ساله ويتنام گرفت , اين است كه در سايه وحدت و همدلي مي توان بر بزرگترين قدرتهاي سلطه گر جهان فائق آمد. اهميت وحدت و يكپارچگي مردم ويتنام زماني آشكارتر مي شود كه بدانيم در جريان جنگ ويتنام حتي نيمي از اين كشور در اختيار مزدوران آمريكائي قرار داشت . آمريكائي ها با داشتن پايگاه عمده سياسي و نظامي و برخورداري از دولت قدرتمند سايگون , طعم شكست را چشيدند. طعمي كه تلخي آن تا ابد در ذائقه آمريكايي ها باقي خواهد ماند.
مقايسه جنگ عراق و جنگ ويتنام
وقتي جنگ طوياني آمريكائيها عليه ملت ويتنام با شكست آمريكا به پايان رسيد , بسياري از روزنامه هاي اروپائي و آمريكائي در ارزيابي علل اين شكست از جمله به عدم همراهي جامعه جهاني و مخالفت افكار عمومي جهان با سياستهاي نظامي گرايانه كاخ سفيد اشاره كردند. مطبوعات غرب به اين نكته اشاره كردند كه آمريكائيها از ابتداي دخالت نظامي خود در ويتنام دليل محكمه پسند و قابل قبولي براي اين مداخله نظامي نداشتند و جنگ آنان در ويتنام مبارزه اي نابرابر , غيرقابل توجيه و جنايتكارانه عليه يك كشور مستقل تلقي گرديده بود. اين تلقي كه نگرش منطقي همه جهانيان عليه جنگ افروزي كاخ سفيد در ويتنام بود , زمينه ساز هزاران مورد از تظاهرات مردمي عليه آمريكا در سراسر جهان گرديد. راهپيمائيهاي اعتراض آميز مردم و تظاهرات ضد جنگ كه در جهت دهي به قضاوت بسياري از دولتهاي آن روز نيز نقش بسزائي داشت , سبب انزواي سياسي آمريكا در جهان شده بود. در نتيجه كاخ سفيد كه در متقاعد ساختن جامعه جهاني براي توجيه دخالت نظامي خود در جنگ , شكست خورده بود , در عرصه نظامي نيز با شكست ديگري مواجه شد و اين شكست از جمله رسوائيها و روسياهيهاي سياسي آمريكا در سالهاي نيمه دوم قرن بيستم ميلادي بود.
به نظر مي رسد افزايش مخالفتهاي جهاني با سياستهاي جنگ طلبانه آمريكا كه امروزه نيز به ويژه اكثر كشورهاي اروپائي را دربرگرفته , خاطره تظاهرات ضد جنگ سالهاي دهه هفتاد ميلادي را عليه آمريكا تداعي مي كند. جنگي كه مي رود زمينه هزيمت و رسوائي آمريكا را اين بار در خليج فارس و در عراق تكرار كند.
سردمداران آمريكا يكبار ديگر در سراسر جهان با موجي از تنفر , بيزاري و مخالفت روبرو هستند و يكبار ديگر احساس مي كنند كسي حاضر نيست در اين شرارت , آنان را همراهي كند. زمامداران آمريكايي امروز نيز مانند سالهاي دهه هفتاد , نتواسته اند سياستهاي جنگ طلبانه خود را در خاورميانه و خليج فارس حتي براي مردم خود توجيه كنند. نظرخواهيهائي كه توسط موسسات معتبر آمريكائي مانند « گالوپ » به عمل آمده است بيانگر همين واقعيت است . امروزه حتي ميان سياستمداران و متوليان نظام حكومتي آمريكا نيز ديدگاه يكدست و ثابتي براي توجيه حمله به عراق وجود ندارد.
امروز نخبگان سياسي آمريكا عميقا معتقدند پافشاري دولت بوش بر توجيه جنگ عليه عراق در شرائط مخالفت يكپارچه مردم آمريكا و جهان , عيان ترين نوع تمسخر مردم سالاري ادعائي حاكمان آمريكائي است .
مردم آمريكا احساس مي كنند يكبار ديگر در آستانه فرو غلطيدن در يك رسوائي نظامي هستند , رسوائي جديدي كه به مراتب از شرمساري حاصل از جنگ ويتنام خردكننده تر مي نمايد.
ظرف ماههاي اخير به دفعات سياستمداران , مطبوعات و منابع سياسي و خبري آمريكائي و اروپائي اوضاع جاري در عراق و موقعيت نظاميان آمريكائي در اين كشور را با وضعيت وخيم نظاميان آمريكا در جنگ ويتنام مقايسه كرده اند.
در راس مقامهاي سياسي كه اين مقايسه را انجام داده دونالد رامسفلد بوده است . دونالد رامسفلد در اعتراض بي سابقه اوضاع جاري در عراق را به حوادث ويتنام تشبيه كرد و گفت « ما با ويتنام ديگري در عراق مواجه شده ايم » . رامسفلد حملات نيروهاي مقاومت عراقي با حوادث سال 1347 ويتنام مقايسه كرد . او خود در آن زمان شاهد شكست كشورش در برابر جوانان فقير و پابرهنه ويتنامي بود. ولي افسوس كه ديكتاتورها هيچگاه از تجارب تلخ خود براي تصحيح عملكرد خويش در آينده , پند نمي آموزند
طي چهار سال اول جنگ ويتنام تعداد سربازان آمريكائي مستقر در ويتنام جنوبي از يكصد هزار به نيم ميليون نفر افزايش يافت . در اين مدت طبق آمارهاي ارائه شده از سوي وزارت جنگ آمريكا بيش از يكصد هزار بار حمله هوائي عليه ويتنام شمالي صورت گرفته و طي آن 2,5 ميليون تن بمب بر سر مردم اين كشور ويا در پايگاهها و تاسيسات ويتنام شمالي فرو ريخته شد
دكترين نيكسون معلول اعتراض وسيع و گسترده مردم آمريكا , تظاهرات خياباني آنها , حملات بي وقفه مطبوعات آمريكا به سياستهاي تجاوزگرانه دولت , بالا رفتن تلفات انساني و گسيختگي محسوس در ارتش آمريكا بود
جنگ 10 ساله ويتنام كه زمينه سياسي و رواني آن در دوران كندي فراهم شد , در دوران جانسون تشديد شد , در دوران نيكسون به شكلي كاملا انفعالي درآمد و در دوران جرالد فورد به پايان رسيد. در خلال اين مدت بيش از 51 هزار آمريكائي كشته شدند
وقتي جنگ طولاني آمريكائيها عليه ملت ويتنام با شكست آمريكا به پايان رسيد , بسياري از روزنامه هاي اروپائي و آمريكائي در ارزيابي علل اين شكست از جمله به عدم همراهي جامعه جهاني و مخالفت افكار عمومي جهان با سياستهاي نظامي گرايانه كاخ سفيد اشاره كردند
نيكسون زماني دستور خروج نظاميان آمريكا از صحنه هاي جنگ ويتنام را صادر كرد كه نيم ميليون نفر از مردم ويتنام شمالي تا آن زمان جان خود را از دست داده بودند