روزنامه جمهوري اسلامي 15/04/1383 صفحه مقالات
سخني بي پرده با آبادگران


م ـ توسليان
بزودي صندلي هاي خونرنگ مجلس , مسافران تازه وارد ديگري را بر شانه هاي ستبر خود خواهند نشاند تا سوار بر درياي پرموج خون شهدا , آنان را روانه دو راهي « بهشت » و « دوزخ » كنند. مجلس شوراي اسلامي از آغاز تاكنون در صحن مقدس خود بطور مشخص شاهد سه تيپ « نماينده » بوده است .
الف ـ نمايندگاني كه از طاقه وكالت , « كفن » دوخته و مجاهدانه در خون تپيدند تا دين و ملت بماند.
ب ـ نمايندگاني كه رداي وكالت را همچون « لباس كار » بر تن كردند و مخلصانه كمر به خدمت خلق بستند.
ج ـ نمايندگاني كه به لباس وكالت همچون « شنل شاهي » نگريسته و با عبور از ستون فقرات ملت , هفت خوان « قدرت » و « ثروت » را در نورديده و بر اريكه هاي فرعوني لميدند.
و اما احزاب ! بي تعارف بايد گفت تاكنون هيچيك از جناحهاي سياسي مطرح در كشور با وجود بهره مندي از چهرهاي موجه و كارآمد و برغم برخورداري از فرصت هاي طلايي نتوانستند رضايت قلبي ولي نعمتان خود را تامين كنند. تغيير متناوب اقبال ملت به هر يك از جناحين در طي شش دوره انتخابات , روشن ترين گواه اين مدعاست . فرود پي در پي تازيانه هاي هشدار امام (ره ) و تشرهاي حكيمانه ايشان خطاب به دو جريان شاخص مسلط بر اركان نظام مبني بر اجتناب از جدايي از مردم و غفلت از آرمانهاي اصيل انقلاب نيز از همين رو بوده است . به تلخي بايد گفت دو جريان مذكور , هريك با داعيه طلايه داري « خط امام » و سردادن شعارهايي همچون دفاع از « اسلام و انقلاب » و يا « آزادي و دموكراسي » , انرژي فراواني از ذخاير اعتماد و عواطف پاك ملت را مسرفانه به هدر دادند. اين بار جرياني نوين , موسوم به « آبادگران ايران اسلامي » با ساز و برگ و شعاري متفاوت از رقباي خود , قدم به ميدان نهاده و بر آن است تا كشتي طوفان زده قوه مقننه را سكان داري كند. اين جريان بنابر مدعيات خود , آمده است تا با تغيير كار بري مجلس از « اتاق جنگ » و « كلوپ سياسي » به « عدالت خانه ملت » , طرحي نو در اندازد.
آيا ائتلاف آبادگران خواهد توانست اعتماد از دست رفته مردم ستمديده و خسته از بازي هاي مهوع سياسي را اعاده نموده و ترن مديريت كشور را بر روي ريل هاي منتهي به مدينه النبي به حركت درآورد برخي با اظهار اينكه اين جريان , چهره مدرن و بازساي شده همان جريان راست سنتي است بر اين باورند كه با آمدن آبادگران نه تنها معجزه اي رخ نخواهد داد بلكه كشور مجددا با ايست فرهنگي و ركود اقتصادي و انزواي جهاني مواجه خواهد شد(!) از ديگر سو برخي نيز بر اين عقيده اند كه آبادگران برغم تمايلات سنتي , به دليل مشي منطقي و رويكرد جديد مديريتي , قادر به مهار مشكلات سركش كشور خواهند شد. داوري باتاريخ ! و اما مردم , هوشمندانه نشان دادند كه ميانه اي با سياسي كاري هاي « عمرو عاصي » و « ماكياوليستي » ندارند و هر جريان فكري در كشور اعم از چپ و راست را به شرط خدمت به دين و مملكت حرمت مي نهند و به همان ميزان براي آنان ارزش قائلند كه براي دو چشم خود(!) و اما مباد آن روزي كه چشمي به عفونتي گرفتار آيد , ملت لحظه اي ترديد بخود راه نداده و چشم معيوب و چركين را از حدقه خواهد كند , چه چپ باشد چه راست , فرقي نمي كند! و اما سخني با عزيزان آبادگر
يكم : مردم , اربابي جز خدا نمي شناسند و همانگونه كه بارها نشان داده اند كريمانه جان پناه كساني خواهند شد كه مدال فاخر خدمت و « نوكري » مردم را سرافرازانه بر سينه الصاق كنند (سيدالقوم خادمهم ). راز اقبال مردم به آبادگران برغم گلايه مندي از اوضاع نابسامان كشور در همين نكته نهفته است . چه , مردم در پي چشيدن شيريني تنها گوشه اي ناچيز از خدمات مخلصانه شهردار محترم تهران بود كه همچون پاره ابرهاي بهاري , متراكم شده و سخاوتمندانه آرا خود را فرو باراندند تا چشمه هاي خشك اميد و اعتماد دوباره جوشيدن گيرند. در حكومت اسلامي اين « مردم » اند كه ولي نعمتند. چه , مولا چنين گفته است : « (يامالك !) همانا آنان كه دين را پشتيبانند , و موجب انبوهي مسلمانان و آماده پيكار با دشمنان , عامه مردمند. پس بايد گرايش تو به آنان باشد و ميل تو به ايشان افزونتر . » (1 )
روح خدا با الهام از چنين آموزه وحياني بود كه « مردم » را نگين گراسنگ انقلاب مي دانست و پيوسته مي فرمود :
« ما وقتي مردم را داريم , اسلام را داريم و رضاي خدا را داريم , همه چيز داريم . » (2 )
دوم : شكست و پيروزي , آزمون هاي الهي اند. اي بسا فاتحان امروز كه شكست خوردگان فردايند.به فرموده حضرت حق : « ما اين روزهاي (شكست و پيروزي ) را ميان مردم به نوبت مي گردانيم (تا آنان پند گيرند) و خداوند كساني را كه (واقعا) ايمان آورده اند معلوم كند . » (3 )
از اينرو از منظر قرآن كريم پيروز حقيقي ميدان آنانند كه چه در موضع « ضعف » و چه « قدرت » پاي از دايره « تقواي الهي » بيرون ننهند وگل بوته « ايمان » را به قيمت غلبه بر رقيب و حكومت چند روزه دنيا , به زير لگد پيل مست نفس نيفكنند.
سوم : حذف جاذبه هاي وسوسه انگيز حرفه نمايندگي از اهم اولويت هاي آتي مجلس است . دندان طمع كساني را كه به قصد دريدن و خوردن مردم و غارت بيت المال نامزد مي شوند بايد از ريشه كند. براستي مگر در مجلس چه خبر است كه برخي ها(!) براي تصرف صندلي هاي آن چنين بي تابانه خود را به آب و آتش مي زنند و تن به ريخت و پاش هاي تبليغاتي چند صد ميليوني و حتي ميلياردي مي دهند رضاي خدا خدمت به خلق و يا معاذالله ....
مردم از خود مي پرسند صندلي هاي « وكالت » مگر از كدامين « خاصيت جادويي » برخوردارند كه نمايندگان پياده را از دري فرو مي بلعند و از در ديگر , سوار بر فرش سليمان به چهار سوي عالم پرواز مي دهند البته از اين كه امروزه صفوف بهم فشرده مشتاقان ورود به مجلس , ما را به ياد هجوم بي امان دلاور مردان بسيجي به خطوط مقدم جبهه افكنده و خاطرات غرورانگيز پيشي جستن آنان از يكديگر را براي نوشيدن شربت شهادت زنده نمايد خرسنديم , ولي پرسش اين است كه آيا چنانچه اندكي از حجم امتيازات « دوپينگي » همچون حاتم بخشي هاي پرشيايي , حقوق و مزاياي كلان و تورهاي مسافرتي به ديار فرنگ و چين و ماچين كاسته گردد و بساط هر گونه بهره جويي از رانت هاي دولتي برچيده شود بازهم عاشقان سينه چاك مردم (!) حاضرند اين چنين براي تسخير كرسي هاي نمايندگي در مجلس را از جاي درآورند پاسخش با عقلاي قوم (!) بنابر اين حرفه « نمايندگي » بايد از « طعمه » اي چرب و نرم به « لقمه » اي گلوگير و ازيك شغل نان و آب دار به مسئوليتي چنان سخت و سنگين و پر هزينه مبدل گردد تا همه كس را جرات و جگر ورود به عرصه هايي اين چنين نباشد.
در پاسخ به شبهه كساني كه ممكن است بفرمايند اگر چنين شود صحن مجلس از وجود با كفايت نخبگان (!) زيادي محروم خواهد ماند بايد عرض نمود مگر در كربلاهاي جنوب و غرب ايران جز تكه پاره شدن و شهادت و اسارت و جانبازي چه چيز ديگري « خيرات » مي شد كه فرهيخته ترين فرزندان رشيد اين ملت بدون كمترين چشمداشت مادي , هشت سال تمام , با مشتعل كردن گوشت و پوست و استخوان خود , سدي از آتش در برابر دشمن وحشي گشودند ! شهيد چمران نمونه بارز اين مدعاست . براستي چه چيز موجب شد تا چمران عزيز به آساني به بهشت (!) رويايي « ينگه دنيا » پشت كرده و بي قرارانه خود را به قلل سر به فلك كشيده كردستان و ريگزارهاي داغ خوزستان برساند خدا رحمت كند رجايي را كه همواره در انديشه « بدوش » كشيدن بار مسئوليت بود و نه « دوشيدن » ملت (!) به نامه كوتاه زير كه در سال 60 از دفتر روابط عمومي نخست وزير به مديركل آموزش و پرورش تهران ارسال گرديده توجه كنيد(4 ) :


بسم الله الرحمن الرحيم
برادر خوشنويسان مديركل آموزش و پرورش تهران
پيرو مذاكره تلفني در مورد حقوق برادر رجايي نخست وزير جمهوري اسلامي ايران موضوع كتبا به اطلاع ايشان رسيد كه فتوكپي آن پيوست است . بطوريكه ملاحظه مي فرمائيد ايشان نوشته اند : « من غير از ناحيه 6 از هيچ جاي ديگر حقوق نمي گيريم » و مايلند كمافي السابق از حقوق معلمي استفاده كنند . لطفا مراتب را به آموزش و پروش ناحيه 6 تهران و ساير داوير ذيربط اعلام فرمائيد.
روابط عمومي نخست وزيري
به افسانه بيشتر شبيه است تا واقعيت , اينطور نيست دشمن نتوانست روح پاك و سترگ رجايي را تحمل كند , به همين دليل او را در آتش بغض و غضب خود جزغاله كرد.چرا كه مي دانست مدير نظامي كه دنيا را سه طلاقه كرده و خود را خالصانه وقف آرمانهاي ملت خويش نموده است , هرگز سر كرنش بر آستان شيطان بزرگ و اذنابش فرو نخواهد آورد.
از همين رو استكبار از نهادينه شدن مديريت آن شهيد عزيز كه بر اصل « خدمت به مردم » استوار بود , بشدت وحشت داشت و خطر استقرار آنرا به مراتب بيشتر از چندين زرادخانه اتمي مي دانست . البته ما هرگز از نمايندگان معزز انتظار نداريم كه شانه به زير بار « زهد » مولا علي (ع ) كه نشدني است ـ و نه حتي شيعيان ناب حضرتش بدهند ولي دست كم , از آن انتظار مي رود پس از اذن ورود به « خانه ملت » تا آندم كه نان گرم در سفره هاي خالي مردم ننهاده اند , نه براي خود سكه اي اندوزند و نه خشتي بر خشت هاي خانه هاي خود نهند(!) خدا نياورد آن روز را كه شانه هاي شلاق خورده و خونين گرسنگان و محرومان , سكوي پرش نمايندگان به سمت سفره هاي رنگين و انباشته از بره هاي بريان باشد(!!!!) زنده باد آن نماينده با شرفي كه « چربي » خود را در راه خدمت به خلق خدا « آب » كند , نه در « حمام سونا » (!!) از همين رو تصويب قانون بررسي اموال وكلا قبل از ورود به مجلس و محاسبه دارايي آنان پس از خروج از « خانه ملت » از اهم وظايف مجلس هفتم است . از فوايد علني شدن وضع معيشتي نمايندگان , قرار گرفتن آنان در تيررس مستقيم ديد عموم مردم است . از اين رهگذر در صورت بروز هرگونه جهش نامشروع در اموال نمايندگان , موكلان خواهند توانست وكلاي خود را مورد مواخذه شديد قرار دهند. البته شايد اين امر بر ذائقه برخي ها(!) خوش ننشيند. ولي چه بايد كرد كه سيره امير عدالت و مولاي متقيان (ع ) چنين بود. حضرت در بدو حكومت خود بر كوفه با صدائي رسا و بي هيچ خوف و خجلتي از علني شدن ميزان اموال خود خطاب به مردم كوفه فرمودند :
« وارد شهر شما شدم با همين لباس هاي كهنه ام و با همين اثاثيه و با همين مركبم .
اگر ديديد پس از مدتي به غير از وضع موجودم از شهر شما خارج شدم بدانيد كه در اموال شما خيانت كرده ام . » (5 )
البته آنچه آمد به مفهوم تحميل رياضت مرتاضانه بر نمايندگان محترم نيست . چه , عدم تامين عادلانه معاش اين عزيزان « آفت » بنيانسوز ديگري است كه نبايد از آن غفلت ورزيد.
چهارم : شناسايي و معرفي شبكه هاي مخفي و مافياي اقتصادي و به جريان انداختن مجدد پرونده هاي چپاولگران دانه درشت بيت المال از جمله اقدامات عاجلي است كه بايد در دستور كار مجلس هفتم قرار گيرد. مردم به اندازه كافي از زبان خطبا و سخنرانان داستانهاي بحق و شيريني از برخورد قاطع نبي مكرم (ص ) و مولاي متقيان (ع ) با خائنين به بيت المال را به كرات شنيده و حلاوت آن را زير زبان مزمزه كرده اند و امروزه حريصانه در انتظار تلالو گوشه اي از آفتاب عدل علوي در محاكم كشورند. نسل امروز انقلاب كه به شدت با بحران بيكاري و بي مسكني و ازدواج دست بگريبان است مي پرسد كجاست آن عدالت علوي كه بتواند صاعقه آسا بر كاخهاي مجلل برآمده از لقمه هاي حرام كه چون دملهاي چركين سيماي تابناك ام القراي اسلام را كريه و بدمنظر كرده فرود آيد و تقاص نسل له شده در چنگال فقر را از جانيان اقتصادي بستاند جوانان در انتظارند تا ببينند مجلس هفتم براي قطع دست « شازده » هاي نو كيسه و بي لجامي كه با آويزان شدن به اعتبار پدرانشان به تركتازي بر عليه منافع ملي و آبرو و حيثيت اسلام و انقلاب مشغولند چه تدبيري خواهد انديشيد. ائتلاف آبادگران اكنون در معرض آزموني بس بزرگ و خطير است . به فرموده زعيم معظم انقلاب , ما امروز حق ارتكاب حتي يك اشتباه را نداريم . قوانين سستي كه امروز بر مناسبات اقتصادي حاكم است بسان تارهاي شكننده عنكبوت اند كه تنها قادر به تله افكندن حشرات نحيف و بخت برگشته اند. براي شكار « كرگدن ها » كه وحشيانه به شخم زدن بيت المال و لگد كوب كردن ارزش هاي انقلاب مشغولند به قوانيني زره اي و پولادين نيازمند است .
پنجم : تجربه نشان داده است كه سالم ترين عناصر انقلابي به مجرد تصدي مسئوليت و نزديكي به دو كانون پرفتنه « قدرت » و « ثروت » و برخورداري از امكانات گسترده و بي حساب حكومتي , به دليل غفلت از « خودسازي » , پاي در همان راه بي برگشتي مي نهند كه ديگر سلاطين جور نهادند. از اين رو افزون بر توجه به دو اهرم قدرتمند كنترل كننده مسئولان يعني « نظارت عمومي مردم » از يك سو و وضع « قوانين بازدارنده » از ديگر سو , دايرنمودن جلسات منظم وعظ و اندرز با استفاده از علماي اخلاق و صاحب نفس براي كارگزاران نظام كه به دليل مشغله فراوان , فرصت چنداني جهت خانه تكاني نفس و خلوت كردن با خداي خود ندارند بسيار حياتي است . در طي دو دهه و اندي , چه آبروها كه تحت عنوان احساس تكليف و افشاگري از رقبا ريخته نشد , چه بي اخلاقي ها كه به نام دين و آزادي صورت نگرفت , چه رقم هاي نجومي كه به خاطر يكدندگي و لجبازي هاي حزبي از بيت المال به هدر نرفت و چه فرصتهاي طلايي كه بواسطه بي تقوايي گروههاي سياسي به تهديد تبديل نشد. ما معتقديم از آندم كه برخي متوليان دنيازده , دل از قبله كندند و رو بسوي « سكه » قامت بستند و قطب نماي قلب آنان به جاي « بشاگرد » مظلوم , « كيش » و « دبي » را نشانه رفت و بجاي كلنگ هاي ساده وبي آلايش كارگري , كلنگ هاي دسته طلايي مزين به گل و ريحان در ميان دو دست مبارك آنان جا خوش كرد تا مثلا پروژه اي در برابر دوربين تلويزيون افتتاح شود , كليد گسست ميان مسئولان با توده هاي محروم زده شد(!) به تلخي بايد گفت امروزه سرطان تجمل و تشريفات تا مغز استخوان برخي از مسئولان ريشه دوانده و پديده شوم « آپارتايد » , سلسله اعصاب مديريت كشور را فلج كرده است . ادا و اطوارهاي خدايگاني برخي متوليان همچون پيچكي هرز با تنيدن بر ساق و برگ نهال انقلاب به آرامي مي رود تا ارزش هاي اسلامي را در چنبره خود خفه كند. چه كسي باور مي كرد كه روزي در دل نظامي كه خيمه مديريت آن به نام « خدا » و بر قائمه اخلاق علوي افراشته شده است تشكيلاتي جوانه زنند كه برسم شاهان و سلاطين متكبر اداره شوند( !!) اختصاص سالن غذاخوري ويژه , آسانسور ويژه , پاركينگ ويژه , فيش حقوقي ويژه , اماكن تفريحي ويژه و هزار « چيز(!) » ويژه ديگر براي مديران دولتي نشان از پيش لرزه هاي زلزله مهيبي دارند كه در صورت عدم چاره انديشي , گسل حاصله ميان مردم و حاكميت فعال شده و بر اساس سنت تخلف ناپذير الهي سقف و ستون حكومت ـ ولو اسلامي ـ در هم كوبيده خواهد شد.
هنوز خاطره تلخ ورود سگ و ايراني به رستورانهاي انگليسي هاي متجاوز در اين سرزمين از ياد نرفته است (!)
يقينا كارگزاراني كه خود را تافته جدا بافته از زير مجموعه خويش دانسته و از ترس مواجه شدن با زيردستان ـ لابد مبتلا به جذام و طاعون و وبا(!) ـ در قرنطينه هاي تو در تو فرو مي روند , بطريق اولي از ولي نعمتان خود , يعني توده هاي محروم و رنجديده فرسنگها فاصله خواهند يافت . به باور اين قلم , شكستن شاخ و شوكت اين « شاهك » ها , باطل السحر طلسم بي اعتماي ملت نسبت به برخي متوليان نظام اسلامي است .
هفتم : ساليان درازي است كه جسته و گريخته از گوشه و كنار كشور زمزمه هايي به گوش مي رسد كه برخي از مسئولان نظام صاحب امتياز برخي شركت ها و تجارتخانه هاي عظيم اقتصادي بوده و يا مثلا بر خوش آب وهواترين مناطق ييلاقي كشور پنجه افكنده و كاخ نشيني اختيار كرده اند. مجلس هفتم موظف به تصويب قوانين لازم جهت بررسي موضوع و يافتن راه كار مناسب جهت خروج اين دسته از مسئولان از بدنه مراكز قانونگذاري واجرايي نظام اسلامي است . اين قلم نه در پي نفي ارزش ثروت مشروع است و نه مخالف تمتع از نعمات دنيوي ! بلكه نكته در اين است كه مسئوليني كه علاقمند به حضور در دو حوزه مقدس توليد و تجارت اند به دليل برخورداري از رانت « اطلاعات » , « قدرت » و « ثروت » همواره از رقباي مردمي « پيش » بوده و به بيان فني تر از محوطه « آفسايد » استارت مي زنند(!) پرسش اين است كه آيا قوانيني كه گوشه اي ناچيز از منافع نماينده يا وزيري كاسبكار و تاجر پيشه را مورد تهديد قرار دهد , امكان تصويب يا اجراي آن به سود طبقات محروم و ستمديده فراهم خواهد شد يا خير( ) پيدايش هر گونه تعارض ميان منافع ملت با منافع شخصي مسئولان يعني سرآغاز گنديدن حكومت (!) بيهوده نيست كه وقتي از مرحوم مدرس مي پرسيدند چرا به اهل و عيال و فرزندانتان نمي رسيد , پاسخ مي داد : « تمام بچه هاي ايران , بچه هاي من هستند و من اگر كاري براي آنها بكنم براي اينها هم كرده ام . » (6 ) و همو بود كه در تابستان و زمستان همان لباس كرباسي را كه داشت مي پوشيد و هرگز از جوراب و شلوار و پيراهن پشمي و قباي فاستوني و عباي نائيني و ديگر البسه اعياني استفاده نمي كرد و مي گفت : « اين همه پول مي خواهد و پول « نوكري » مي آورد و « مدرس » نوكر نمي شود » (7 ) راز شهامت , بيگانه ستيزي و محروم نوازي و در يك كلام , « مردمي » بودن شهيد مدرس در « سبكباري » و « بي رغبتي » وي به جاذبه هاي فريبا و گذراي نمايندگي نهفته بود. نمك نشناسي , عافيت جويي , محافظه كاري و سازش با دشمنان از ميوه هاي تلخ و گزنده آلوده شدن مسئولان به زرق و برق دنيا و چرب و شيرين زندگي است .
لذا مسئولان تاثيرگذار بر سياست هاي كلان كشور كه علاقمند به كار و كاسبي اند بايد از ميان دو راه تنها يكي را برگزينند , يا مردانه استعفا داده و لباس « حبيب الهي » برتن كرده و شرافتمندانه به امر توليد و تجارت مشغول شوند و يا مجاهدانه جوشن « قناعت » بر قامت كرده و همه همت خود را وقف رفاه و آسايش ملت خود كنند. براي روشن تر شدن موضوع , از بيان نوراني امام راحل (ره ) كه خطاب به نمايندگان دومين دوره مجلس شوراي اسلامي در سال 63 ايرادگرديده مدد مي گيريم :
« اگر بخواهيد بي خوف و هراس در مقابل باطل بايستيد و از حق دفاع كنيد و ابر قدرتان و سلاحهاي پيشرفته آنان و شياطين و توطئه هاي آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از ميدان به در نكند , خود را به ساده زيستي عادت دهيد و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهيزيد. مردان بزرگ كه خدمتهاي بزرگ براي ملت هاي خود كرده اند اكثرا ساده زيست و بي علاقه به زخارف دنيا بوده اند. آنها كه اسير هواهاي پست نفساني و حيواني بوده و هستند براي حفظ يا رسيدن به آن , تن به هر ذلت و خواري مي دهند , و در مقابل زور و قدرتهاي شيطاني خاضع و نسبت به توده هاي ضعيف , ستمكار و زورگو هستند. ولي وارستگان به خلاف آنانند چرا كه با زندگاني اشرافي و مصرفي نمي توان ارزش هاي انساني ـ اسلامي را حفظ كرد . » (8 )
فراموش نكنيم كه بهترين فرزندان ملت سلحشور ايران بي فشار سرنيزه « بخشنامه » اي و يا چشمك افسونگرانه « حق ماموريتي » , بي منت و ادعا از آنچه داشتند گذشتند تا توانستند جانانه گره كور از مشكلات هشت سال نبرد نابرابر با دشمنان اسلام را بگشايند.
پس به رهروان صديق به خاك و خون تپيدگان انقلاب عرض مي كنيم , هر كه دارد هوس « كرب » و « بلا » بسم الله ....
در پايان آبادگران عزيز را به حفظ وحدت , بي اعتنايي به بدگويي معاندان و حسودان , اجتناب از تنش و تشنج , پرهيز از خودرايي , ارتباط با مراكز دانشگاهي و حوزوي , مشورت مستمر با اهل نظر , توجه به نظرات منتقدان اعم از خودي و غير خودي , عدم مماشات با رفتارهاي غير اصولي همفكران و كنترل نيروهاي تند و عصبي , تشجيع مردم به استنطاق از نمايندگان و مهرورزي و ملاطفت با رقباي سياسي توصيه نموده و فرجام كلام را به سخني نوراني از مولا علي (ع ) متبرك مي كنيم :
« مردم روي صلاح و شايستگي نخواهند ديد مگر حكومتشان صالح باشد و حكومت هرگز به صلاح نخواهد آمد مگر آنكه مردم استوار و مقاوم باشند... آن وقت است كه اركان دين به پا خواهد خاست و آن وقت است كه نشانه هاي عدل بي هيچ انحرافي پديدار خواهد شد و آن وقت است كه سنت ها در مجراي خود قرار خواهد گرفت و محيط و زمانه دوست داشتني خواهد گشت و دشمن از طمع بستن به چنين اجتماعي محكم و استوار , مايوس خواهد شد . » (9 )
و عليناالبلاغ
پي نوشت :
1 ـ نهج البلاغه , نامه 53
2 ـ صحيفه امام , ج 17 , ص 253
3 ـ سوره شريفه آل عمران , آيه كريمه 140
4 ـ كيهان , 79,6,7
5 ـ بحار , ج 41 , ص 116
6 ـ حكايت هايي از زبان سرخ ... , ص 61
7 ـ همان , ص 63 ـ
8 ـ صحيفه امام , ج 18 , ص 471 ـ
9 ـ نهج البلاغه , خطبه 216
قوانين سستي كه امروز بر مناسبات اقتصادي حاكم است بسان تارهاي عنكبوت اند كه تنها قادر به تله افكندن حشرات نحيف و بخت برگشته اند. براي شكار « كرگدن ها » كه وحشيانه به شخم زدن بيت المال و لگد كوب كردن ارزش هاي انقلاب مشغولند به قوانيني زره اي و پولادين نيازمند است
ما معتقديم از آندم كه برخي متوليان دنيا زده , دل از قبله كندند و رو به سوي « سكه » قامت نماز بستند و قطب نماي قلب آنان به جاي « بشاگرد » مظلوم , « كيش » و « دبي » را نشانه رفت و به جاي كلنگ هاي ساده و بي آلايش كارگري , كلنگ هاي دسته طلايي مزين به گل و ريحان در ميان دو دست مبارك آنان جا خوش كرد تا مثلا پروژه اي در برابر دوربين تلويزيون افتتاح شود , كليد گسست ميان مسئولان با توده هاي محروم زده شد
به تلخي بايد گفت امروزه سرطان تجمل و تشريفات تا مغز استخوان برخي از مسئولان ريشه دوانده و پديده شوم « آپارتايد » , سلسله اعصاب مديريت كشور را فلج كرده است
نسل امروز انقلاب كه به شدت با بحران بيكاري و بي مسكني و ازدواج دست بگريبان است مي پرسد كجاست آن عدالت علوي كه بتواند صاعقه آسا بر كاخهاي مجلل برآمده از لقمه هاي حرام كه چون دملهاي چركين سيماي تابناك ام القراي اسلام را كريه و بد منظر كرده فرود آيد و تقاص نسل له شده در چنگال فقر را از جانيان اقتصادي بستاند
حرفه « نمايندگي » بايد از « طعمه » اي چرب و نرم به « لقمه » اي گلوگير و از يك شغل نان و آب دار به « مسئوليتي » چنان سخت و سنگين و پر هزينه مبدل گردد تا همه كس را جرات و جگر ورود به عرصه هايي اين چنين نباشد
خدا نياورد آن روز را كه شانه هاي شلاق خورده و خونين گرسنگان و محرومان , سكوي پرش نمايندگان به سمت سفره هاي رنگين و انباشته از بره هاي بريان باشد
مسئوليني كه علاقمند به حضور در دو حوزه مقدس توليد و تجارت اند به دليل برخورداري از رانت « اطلاعات » , « قدرت » و « ثروت » همواره از رقباي مردمي پيش بوده و به بيان فني تر از محوطه « آفسايد » استارت مي زنند
مسئولان تاثير گذار بر سياست هاي كلان كشور كه علاقمند به كار و كاسبي اند بايد از ميان دو راه تنها يكي را برگزينند , يا مردانه استعفا داده و لباس « حبيب الهي » ! بر تن كرده و به امر توليد و تجارت مشغول شوند و يا مجاهدانه جوشن « قناعت » بر قامت كرده و همه همت خود را وقف رفاه و آسايش ملت خود كنند
مردم اربابي جز خدا نمي شناسند و همانگونه كه بارها نشان داده اند كريمانه جان پناه كساني خواهند شد كه مدال فاخر خدمت و « نوكري » مردم را سرافرازانه بر سينه الصاق كنند
از منظر قرآن كريم پيروز حقيقي ميدان آنانند كه چه در موضع « ضعف » و چه « قدرت » پاي از دايره « تقواي الهي » بيرون ننهند و گل بوته « ايمان » را به قيمت غلبه بر رقيب و حكومت چند روزه دنيا , به زير لگد پيل مست نفس نيفكنند
حذف جاذبه هاي وسوسه انگيز حرفه نمايندگي از اهم اولويت هاي آتي مجلس است . دندان طمع كساني را كه به قصد دريدن و خوردن مردم و غارت بيت المال نامزد مي شوند بايد از ريشه كند